میثاق بین
المللی حقوق مدنی
و سیاسی در شش
بخش و شامل یک
مقدمه و 53 ماده
میباشد. در حقیقت
این مواد مشروح
حقوق مدنی و سیاسی
است که بطور خلاصه
در اعلامیه جهانی
حقوق بشر آمده
است با این تفاوت
که دولتهای امضاء
کننده این میثاق،
متعهد به اجرای
آن هستند. در بخش
سوم میثاق بین
المللی حقوق مدنی
و سیاسی حقوق شناخته
شده افراد به ترتیب
ذیل ذکر شده است:
1-حق حیات و ممنوعیت
سلب خودسرانه
و بدون مجوز زندگی
فرد
2-منع شکنجه و مجازات
یا رفتارهای ظالمانه،
غیر انسانی و تحقیر
کننده
3-ممنوعیت بردگی
4-حق آزادی و امنیت
افراد
5-حق انتخاب محل
سکونت و عبور و
مرور آزادانه
6-عدم حق دخالت
در زندگی خصوصی
و خانوادگی افراد
7-عدم حق تعرض به
حیثیت و شرف انسان
8-حق آزادی عقیده،
مذهب و تفکر
9-حق تشکیل مجامع
مسالمت آمیز
10-حق تشکیل اتحادیه
های صنفی
11-حق ازدواج و تشکیل
خانواده بر مبنای
تساوی حقوق زن
و مرد در مسئولیتهای
دوران زندگی مشترک
و حق جدائی و انحلال
آن
12-حق شرکت در اداره
امور عمومی کشور
و انتخابات بر
مبنای تساوی حقوق
در برابر قانون
13-حق بهره مندی
اقلیتهای قومی
و فرهنگی، از زبان،
فرهنگ، رسوم و
فرائض دینی ویژه
خود
این حقوق که از
مهمترین حقوق
شناخته شده افراد
می باشد در مواد
7-8-9-12-17-18-19-21-22-23-25-26 و 27 میثاق
بین المللی حقوق
مدنی و سیاسی آمده
است و دولتهای
عضو میثاق متعهد
هستند که آنرا
اجرا نمایند.
در اینجا به دو
موضوع مهم که در
هنگام توافق تصویب
میثاق بین المللی
حقوق مدنی و سیاسی
بروز کرده بود،
اشاره می گردد:
الف: حق مالکیت-
حق مالکیت که در
ماده 17 اعلامیه
جهانی حقوق بشر
در دهم دسامبر
1948 (19 آذر 1327) با رای
مثبت 48 دولت از
56 دولت عضو سازمان
ملل به تصویب رسیده
بود، در این میثاق
بدلیل نفوذ و حضور
دولتهای "بلوک
شرق" مسکوت مانده
است زیرا دولتها
در هنگام تصویب
میثاق مزبور به
تعریف عمومی از
مالکیت و تعین
حدود و ثغور آن
دست نیافتند.
ب: آزادی تغییر
مذهب- در ماده
18 اعلامیه جهانی
حقوق بشر حق آزادی
تغییر مذهب برای
افراد محفوظ است
اما در میثاق بین
المللی حقوق مدنی
و سیاسی با تغییر
لفظی که در ماده
18 آن بعمل آمد،
آنرا از "حق تغییر
مذهب" به "حق آزادی
داشتن مذهب" تبدیل
کرد. دلیل این
تغییر و تحول لفظی
آن بود که در هنگام
تصویب، کشورهای
اسلامی بویژه
عربستان و مصر
با بیان اینکه
تغییر مذهب در
اسلام در حقیقت
حکم ارتداد دارد
و فرد مرتد بنا
بر احکام بعضی
از فرق اسلامی
جان و مالشان مباح
است، به مخالفت
پرداختند. در نتیجه
این مخالفت از
ذکر صریح حق آزادی
تغییر مذهب خودداری
شد و به جای آن
لفظ "حق آزادی
مذهب" گنجانده
شد.
همانطور که قبلا
گفته شد، طبق میثاق
بین المللی حقوق
مدنی و سیاسی،
دولتهای عضو متعهد
هستند که در زمینه
های اجرائی، قضائی
و قانونگذاری
اقدامات و تدابیر
لازم را برای اجرای
حقوق ذکر شده در
میثاق، بعمل آورند.
برای مثال در بخش
دوم ماده 2 بند
1 میثاق نسبت به
تعهد دولتها چنین
آمده است:"هر دولت
عضو این میثاق
متعهد می شود که
نسبت به افراد
ساکن قلمرو و تبعه
حوزه قانونی خود،
حقوق شناخته شده
این میثاق را صرفنظر
از نژاد، رنگ،
جنس، زبان، مذهب،
عقیده سیاسی و
یا عقیده ای دیگر،
منشاء اجتماعی
یا ملی، دارائی،
نسب و یا وضعیت
های دیگر محترم
شمرده و تضمین
نماید."
بدیهی است که رژیمهای
تمامیت خواه و
توتالیتر مانند
رژیم فراسرمایه
داری آمریکا و
رژیمهای مذهبی
استبدادی چون
جمهوری اسلامی
و یا رژیم های
سابق کمونیستی
و پرچمدار دیکتاتوری
پرولتاریا ورژیمهای
دست نشانده و بعضا
فاشیست آمریکای
لاتین و ... با ترفندهائی
درصدد توجیه و
تفسیر مواد فوق
الذکر برمی آیند
و اگر آنها بواسطه
افکار عمومی نمی
توانند میثاقهای
بین المللی را
نپذیرند حداقل
موادی را در آن
جهت گریز از تعهد
و شانه خالی کردن
از تعهدات بین
المللی مفروض
می دارند. متاسفانه
میثاقهای بین
المللی دفاع از
حقوق بشر بطور
کلی و میثاق بین
المللی حقوق سیاسی
و مدنی بطور اخص
از این "مفروضات"
خالی نیست. و با
عناوین "مواقع
اضطراری" (Derogation) و
"حق شرط ها"(Reservation)
حقوقی که در میثاق
های بین المللی
برسمیت شناخته
شده است را زیر
پا می گذارند.
برای مثال برای
امکان عدول از
اجرای مقررات
این میثاق در مواقع
اضطراری پیش بینی
هائی شده است که
دولتهای عضو در
برخی مواقع که
حالت فوق العاده
عمومی است و حیات
و موجودیت "ملت"
را تهدید می کند
می توانند از اجرای
تعهدات مندرج
در میثاق، خودداری
نمایند. هر چند
که این میثاق متذکر
شده است که خودداری
از اجرای تعهدات
نباید در مخالفت
هفتگانه حقوق
اساسی که در مواد
6- 7- 8- 11- 15- 16 و 18 آمده است
باشد. اما واقعیت
این است که رژیمهائی
وجود دارند که
بنا بر اصل 4 این
میثاق نه تنها
حقوق هفتگانه
مذکور و غیر قابل
اغماض زیر را رعایت
نمیکنند بلکه
به جزئی و اساسی
ترین حقوق انسانی
نیز بی توجه هستند.
1-حق زندگی (ماده
6)
2-منع شکنجه و رفتارهای
ظالمانه و خلاف
انسانیت (ماده
7)
3-منع بردگی (ماده
8)
4-منع بازداشت
به لحاظ تعهد حقوقی
(ماده 11)
5-حق آزادی عقیده
و مذهب (ماده 18)
6-حق داشتن شخصیت
حقوقی (ماده 16)
7-عطف به ماسبق
شدن قانون در امور
کیفری (ماده 15)
برای مثال رژیم
آمریکا در مورد
حادثه "11 سپتامبر"
رسما حالت فوق
العاده عمومی
اعلام نمود و حمله
نظامی به افغانستان
و در پی آن به عراق
و کشتار هزاران
هزار انسان و سلب
حق زندگی از آنها
را به بهانه اینکه
موجودیت ملت آمریکا
در معرض تهدید
و خطر قرار دارد،
آغاز کرد. حالا
بگذریم که در بازداشتگاههای
نظامی خلیج گوانتانامو
اسراء جنگی زندانی
هستند که نتنها
عاری از هر گونه
شخصیت حقیقی و
حقوقی اند بلکه
با اعمال شکنجه
های طاقت فرسا
حیثیت، و شرافت
انسانی آنان هر
روزه لگد کوب میشود.
اسرائیل این رژیم
اشغالگر که غده
سرطانی خاور میانه
نام گرفته، مورد
دومی است که سالیان
سال حق زندگی فلسطینیان
را سلب نموده و
بی شرمانه با ابزارهای
جنگی آمریکائی
از زمین و هوا
ملت فلسطین را
به بهانه اینکه
آنان تهدید دائمی
حیات و موجودیت
ملت یهود هستند،
دائما سرکوب میکند.
نمونه بارز دیگر
رژیم جمهوری اسلامی
است که حق حیات
در قلمرو قضائی
آن به موئی بند
است و به کوچکترین
بهانه و به جرم
"اقدام علیه امنیت
داخلی" قطع می
گردد. آیا کشتار
زندانیان سیاسی
سال 1367 و سلب حق حیات
از 4484 زندانی سیاسی
که بوسیله رژیم
اجمام گرفت، به
بهانه به خطر افتادن
موجودیت "ملت"
نبود؟ قتلهای
زنجیره ای، کارد
آجین کردن دگراندیشان،
اعدام در ملاء
عام، قطع اجزاء
بدن، شکنجه های
قرون وسطائی،
سلول های طویل
المدت انفرادی،
سلب آزادی بیان
و عقیده و مذهب
و توقیف صدها نشریه،
بازداشت و به بند
کشیدن صاحبان
خرد و قلم، عدول
از اجرای مقررات
میثاق بین المللی
حقوق مدنی و سیاسی
نیست که رژیم جمهوری
اسلامی متعهد
و موظف به اجرای
آن است؟ در این
میان شاید پرسیده
شود که این میثاق
بدون قید و شرط
ازطرف رژیم فاسد
و استبدادی شاه
در سال 1354 پذیرفته
شده است و رژیم
جمهوری اسلامی
هیچ مسئولیتی
نسبت به این میثاق
ندارد. در این
مورد باید گفت
که در تغییر و
تحول رژیمها و
روی کار آمدن دولتها،
باعث نمیگردد
که میثاقهای بین
المللی باطل گردد
مگر آنکه رژیم
و یا دولت جدید
طبق موادی که شرایط
آن در این نوع
میثاق ها قید گردیده
است، خارج شدن
) Denunciation) خود را از میثاق
به طور رسمی اعلام
نماید. جمهوری
اسلامی تا به امروز
خارج شدن خود را
از این میثاق اعلام
نکرده است.
ب: حق شرط - (Reservation) تصویب
میثاق های بین
المللی از جمله
میثاق حقوق سیاسی
و مدنی مورد بحث
از سوی دولتها
ممکن است بدون
قید و شرط و یا
همراه با شرط باشد.
حق شرط در حقیقت
محدود کردن تعهدات
و مسئولیت دولتی
نسبت به مواد میثاق
است. برای مثال
دولت آمریکا برای
تصویب میثاق بین
المللی حقوق مدنی
و سیاسی شرط و
شروط های متعددی
گذاشت، مثلا طبق
ماده 20، بند 1 میثاق
"هر گونه تبلیغ
برای جنگ را ممنوع
اعلام داشته است"
اما آمریکا آنرا
مخالف قانون اساسی
خود دانسته و نسبت
به این ماده تعهدی
را نپذیرفته است
و یا بنا بر بند
5 ماده 6 میثاق "مجازات
اعدام برای افراد
کمتر از 18 سال ممنوع
است." ایالات متحده
آمریکا در مواردی
که بنا بر قانون
داخلی آن حکم مجازات
اعدام برای افراد
کمتر از 18 سال،
مجاز شناخته شده
است را اجرا می
کند و نسبت به
این ماده میثاق
حق تحفظ اعلام
داشته است. این
مثال در مورد رژیم
جمهوری اسلامی
نیز صادق است.
برای مثال، در
مورد ماده 7 میثاق
که در باره ممنوعیت
شکنجه و رفتارها
و مجازات خشن و
غیر انسانی و تحقیر
کننده میباشد،
رژیم جمهوری اسلامی
بارها و بارها
بطور رسمی به حد
زدن که نوعی شکنجه
است، اعتراف کرده
است ونیز از سنگسار
و قطع اعضاء بدن
در ملاء عام که
رفتارها و مجازات
خشن و غیر انسانی
است، دفاع نموده
است.
کمیته
دفاع از زندانیان
سیاسی در ایران
- 19 آبان 1382
دیباچه:
دولتهای عضو این
میثاق:
با توجه به اصولی
که در منشور ملل
متحد اعلام شده
است، شناسائی
حیثیت ذاتی و حقوق
برابر و غیر قابل
انتقال کلیه اعضاء
خانواده بشر،
مبنای آزادی،
عدالت و صلح در
جهان است، ·نظر
به اینکه، حقوق
مذکور ناشی از
حیثیت ذاتی شخص
انسان است،
با توجه به اعلامیه
جهانی حقوق بشر،
کمال مطلوب انسان
آزاد، بهره مندی
از آزادی سیاسی،
مدنی و رهائی از
ترس میباشد و دستیابی
به این شرایط فقط
بوسیله بهره مندی
هر کس از حقوق
سیاسی و مدنی خود
و نیز حقوق فرهنگی،
اجتماعی و اقتصادی
میسر است، با توجه
به منشور ملل متحد،
دولتها متعهد
برعایت و احترام
به حقوق و آزادیهای
انسان وترویج
آنها در سراسر
جهان میباشند،
با درک این حقیقت
که افراد نسبت
به یکدیگر و اجتماعی
که بدان تعلق دارند
دارای مسئولیت
در جهت اعتلا و
ترویج رعایت حقوق
شناخته شده مندرج
در این میثاق میباشند،
(دولتهای عضو این
میثاق) با مواد
زیر موافقت میکنند:
بخش یکم
ماده اول
1- تمام ملتها حق
خودمختاری دارند.
بواسطه این حق،
آنها وضعیت سیاسی،
اقتصادی، اجتماعی
و توسعه فرهنگی
خود را آزادانه
تعیین میکنند.
2- تمام ملتها میتوانند
برای اهداف خود،
بدون لطمه زدن
به تعهدات ناشی
از همکاریهای
اقتصادی بین المللی
که بر مبنای اصول
سود متقابل و حقوق
بین المللی، آزادانه
(منعقد شده است)
ثروتها و منابع
طبیعی شان را مصرف
نمایند. در هیچ
موردی نمی توان
ملتی را از وسایل
امرار معاش خود
محروم نمود.
3- دولتهای عضو
این میثاق، از
جمله دولتهای
مسئول اداره کشورهای
مستعمره و تحت
قیمومیت، باید
در تحقق حق خودمختاری
و احترام به این
حق، طبق مقررات
منشور ملل متحد،
سرعت بخشند.
بخش دوم
ماده دوم
1- هر دولت عضو این
میثاق متعهد میشود
که نسبت به افراد
ساکن قلمرو و تبعه
حوزه قانونی خود،
حقوق شناخته شده
این میثاق را صرفنظر
از نژاد، رنگ،
جنس، زبان، مذهب،
عقیده سیاسی و
یا عقیده ای دیگر،
و همچنین اصل و
منشاء اجتماعی
یا ملی، دارائی،
نسب و یا وضعیت
های دیگر، محترم
شمرد و تضمین نماید.
2- هر دولت عضو این
میثاق در جائیکه
قوانین و تدابیری
پیش بینی نشده
است، متعهد میباشد
که اقدامات لازم
را بنابر روند
قانونگذاری خود
و مقررات این میثاق
بعمل آورد. اتخاذ
چنین قوانین و
تدابیری بمنظور
اجرای حقوق شناخته
شده این میثاق
میباشد.
3- هر یک از اعضای
عضو این میثاق
متعهد است که:
الف: تضمین نماید،
فردی که حقوق و
آزادیهایش که
در این میثاق برسمیت
شناخته شده است،
نقض گردد، باید
وسیله ای جهت جبران
خسارت موثر داشته
باشد، هرچند این
نقض بوسیله افرادی
انجام گرفته باشد
که در سمت رسمی
خود قرار داشته
اند.
ب: تضمین نماید،
فردی که درخواست
جبران خسارت میکند،
باید بوسیله مقامات
صالح قضائی، اداری
و قانونگذاری
و یا بوسیله هر
مقام دیگری که
بواسطه نظام قانونی
کشور مقرر میگردد
(مورد رسیدگی قرار
گیرد) و همچنین
امکانات جبران
خسارت قضائی و
حقوقی ( تظلم خواهی)
توسعه یابد.
ج: تضمین نماید
که مقامات صالحه
در صورت محرز شدن
چنین خساراتی
وادار به جبران
شوند.
ماده سوم
دولتهای عضو این
میثاق تعهد مینمایند
که برابری حقوق
مردان و زنان در
بهره مند شدن از
تمام حقوق سیاسی
و مدنی که در این
میثاق بیان شده
است، تضمین شود.
ماده چهارم
1- کشورهای عضو
این میثاق درزمان
پیشامدهای اضطراری
عمومی که حیات
ملتی را تهدید
میکند و وجود آن
پیشامد بطور رسمی
اعلام گردیده
است، میتوانند
اقدامات لازم
را خارج از مواد
این پیمان و تعهدات
خود نسبت به آنرا
بنا بر وضعیت و
مقتضیات بعمل
آورند، مشروط
براینکه این اقدامات
متناقض با دیگر
تعهدات حقوق بین
الملل خود نباشد
(و نیز) تبعیض انحصاری
بر اساس نژاد،
رنگ، جنس، زبان،
منشاء مذهبی یا
اجتماعی در بر
نداشته باشد.
2- (این اقدامات)
نباید خارج از
مواد 6-7-8 (بند 1و2) 11-15-16و18
این قانون (میثاق)
انجام گیرد.
3- هر یک از کشورهای
عضو این میثاق
که از (حق) پیشامدهای
اضطراری این پیمان
استفاده میکند،
باید بلافاصله
موارد پیشامد
اضطراری و دلایلی
که موجب این اضطرار
شده است را توسط
دبیر کل سازمان
ملل متحد به دیگر
کشورهای عضو پیمان
اطلاع دهد. (همچنین
این کشور) اطلاعیه
ای (مبنی بر ذکر)
تاریخی که این
پیشامد اضطراری
پایان می پذیرد
را صادر نماید
و از طریق همان
واسطه (دبیر کل)
به اطلاع دیگر
کشورهای عضو برساند.
ماده پنجم
1- هیچیک (از مواد)
این میثاق نباید
بنحوی تفسیر گردد
که بموجب آن حقی
برای کشوری یا
گروهی و یا فردی
در جهت فعالیت
و یا انجام هر
عملی که باعث از
بین رفتن هر یک
از حقوق و آزادیهای
شناخته شده در
این میثاق میگردد
و یا محدود کردن
آن حقوق بیش از
آنچه که در این
میثاق پیش بینی
شده است، ایجاد
نماید.
2- هیچ نوع محدودیت
و یا تخلف از حقوق
اساسی بشر که در
قوانین، پیمان
نامه ها، آئین
نامه ها و یا عرف
هر یک از کشورهای
عضو این پیمان
شناخته شده است
و یاوجود دارد،
به بهانه اینکه
در این میثاق (آن
حقوق) به رسمیت
شناخته نشده است
و یا به میزان
کمتری به رسمیت
شناخته شده است،
پذیرفته نخواهد
بود.
بخش سوم
ماده ششم
1- هر انسانی بطور
ذاتی حق زندگی
دارد. این حق باید
بوسیله قانون
محافظت گردد. هیچکس
را نمیتوان بطور
دلخواه و خودسرانه
از حق زندگی محروم
نمود.
2- در کشورهائی
که مجازات اعدام
لغو نشده است،
حکم مرگ فقط باید
برای مهمترین
جنایات، آنهم
بنا بر قانون لازم
الاجرا در زمان
ارتکاب جرم صادر
شود و (نیز این
حکم) نباید با
مقررات این میثاق
و میثاق منع و
مجازات جرم کشتار
دستجمعی Genocide منافات
داشته باشد.
3- هنگامیکه سلب
زندگی (صدور حکم
مرگ) جرم کشتار
جمعی باشد، (در
این صورت) بدیهی
است که هیچ چیزی
در این ماده مجاز
نمی شمارد که کشور
عضو این پیمان
از تعهداتی که
به قوانین میثاق
منع و مجازات جرم
کشتار جمعی سپرده
است، تخلف ورزد.
4- هر فرد محکوم
به مرگ، حق دارد
که درخواست عفو
و یا تخفیف جرم
نماید. امکان اعطاء
بخشش عمومی، بخشش
فردی یا تخفیف
مجازات مرگ در
تمام موارد وجود
دارد.
5- حکم مجازات مرگ
نباید برای جرمهائی
که افراد زیر 18
سال مرتکب شده
اند صادر شود و
(نیز این حکم) نباید
در مورد زنان باردار
اجرا گردد.
6- هیچ چیز در این
ماده جهت به تاخیر
انداختن و یا منع
الغای مجازات
اعدام از طرف کشور
عضو این میثاق،
قابل استناد نمی
باشد.
ماده هفتم
هیچکس نباید در
معرض شکنجه یا
رفتار تحقیرآمیز
و مجازات غیر انسانی
و وحشیانه قرار
گیرد. بویژه کسی
را نباید بدون
رضایت آزادانه
اش در معرض آزمایشات
پزشکی و علمی قرار
داد.
ماده هشتم
1- هیچکس نباید
در بردگی نگاه
داشته شود. بردگی
و تجارت برده با
تمام اشکال آن
ممنوع میباشد.
2- کسی نباید در
خدمت اجباری نگاه
داشته شود.
3- الف: هیچکس را
نباید به کار اجباری
و انجام عمل تحمیلی
وادار نمود.
ب: بند سوم (الف)
نباید برای کشورهائی
که اعمال شاقه
را بمثابه مجازات
جرم در نظر میگیرند،
مانعی ایجاد کند،
بدیهی است حکم
چنین مجازاتی
(مجازات مجرم با
اعمال شاقه) باید
بوسیله دادگاه
صالحه صادر گردد.
ج: برای (روشن شدن)
مفاد این بند،
واژه کار تحمیلی
و اجباری شامل
موارد زیر نمی
باشد:
- Iهر کار یا خدمتی
که به زیر بند
(ب) عطف نشده است
که معمولا به فردی
که در نتیجه حکم
دادگاه تحت بازداشت
است و یا به فردی
که در حین برخورداری
مشروط از این نوع
بازداشت، تکلیف
میگردد.
- II هر نوع خدمت شخصی
نظامی در کشورهائی
که موضوع خدمت
وظیفه برسمیت
شناخته نشده است،
هر نوع خدمت ملی
مقرر شده که بوسیله
قانون خدمت وظیفه
پذیرفته نشده
است
- IIIهر نوع خدمتی
که در موارد اضطراری
یا بلایائی که
زندگی و رفاه جامعه
را تهدید میکند،
مقتضی می باشد.
- IIIIهر کار یا خدمتی
که قسمتی از تعهدات
(اجتماعی) مدنی
را تشکیل دهد.
ماده نهم
1- هر کس حق آزادی
و امنیت فردی دارد.
هیچکس نباید تحت
بازداشت و یا دستگیری
خودسرانه قرار
گیرد. هیچ کس نباید
از آزادی خود محروم
شود مگر در صورتی
که قانون و مقررات
آئین دادرسی حکم
کند.
2- هر کسی که دستگیر
میشود باید در
زمان بازداشت،
دلایل دستگیری
به اطلاع او رسانده
شود و (نیز) باید
بدون درنگ هر اتهامی
که علیه او وجود
دارد، به اطلاعش
رساند.
3- هر کسی که به اتهام
جرمی دستگیر و
یا بازداشت میگردد،
باید بی درنگ در
مقابل قاضی یا
دیگر مقام مجازی
که بوسیله قانون،
قدرت قضائی را
اعمال میکند،
آورده شود و شایسته
است که در مدت
معقولی دادرسی
شود و یا آزاد
گردد. نباید بازداشت
و انتظار دادرسی
افراد بصورت قاعده
عمومی و کلی درآید،
ولی در هر مرحله
از رسیدگی قضائی،
(متهم) ممکن است
با تضمین آزادی
(موقت) جهت حضور
در دادگاه و به
اقتضای حکم دادگاه
موکول گردد.
4- هر کسی که بموجب
دستگیری و یا بازداشت،
از آزادی اش محروم
میگردد، حق دارد
روند دادخواهی
را بدین منظور
که دادگاه بدون
تاخیر در مورد
غیر قانونی بودن
بازداشتش تصمیم
گیرد، دنبال نماید
تا اگر بازداشت
او غیر قانونی
است (قاضی) دستور
به آزادی او دهد.
5- هر کس که قربانی
دستگیری و یا بازداشت
غیر قانونی شده
است، حق جبران
خسارت دارد.
ماده دهم
1- تمام افرادی
که آزادی آنها
سلب میگردد (زندانیان)
باید با آنها با
انسانیت و احترام
که حقیقت ذاتی
شخص انسان است،
رفتار شود.
2- الف- به جزء موارد
استثنائی، افراد
متهم باید از محکومین
جدا نگاه داشته
شوند و میبایست
مشمول رفتار جداگانه
ای، متناسب با
وضعیت افراد غیر
محکوم شوند.
ب – افراد جوان
متهم باید از بزرگسالان
جدا نگاه داشته
شوند و باید در
اسرع وقت در مورد
آنها قضاوت گردد.
3- نظام ندامتگاه
باید متضمن رفتار
با افرادی باشد
که هدف اساسی آن
اصلاح آنان و اعاده
حیثیت اجتماعی
شان باشد. جوانان
بزهکار باید از
بزرگسالان جدا
نگاه داشته شوند
و (با آنها) متناسب
سن و وضعیت قانونی
شان رفتار گردد.
ماده یازدهم
هیچکس را نباید
فقط بعنوان اینکه
(او) قادر به انجام
تعهد قراردادی
خود نیست، زندانی
کرد.
ماده دوازدهم
1- هر کس بطور قانونی
باید در قلمرو
کشور، حق رفت و
آمد آزاد و انتخاب
آزادانه محل اقامت
خود را داشته باشد.
2- هر کس باید برای
ترک هر کشوری که
شامل کشور خود
(نیز) است، آزاد
باشد.
3- حقوق یاد شده
بالا نباید مشمول
هیچ محدودیتی
گردد، مگر آنکه
آن (محدودیتها)
برای حفظ امنیت
ملی، نظم عمومی،
سلامت و اخلاق
عمومی یا (رعایت)
حقوق و آزادیهای
دیگران، ضروری
بوده و بوسیله
قانون مقرر گشته
است و با دیگر
حقوق شناخته شده
در این میثاق سازگار
باشد.
4- هیچکس نباید
از حق ورود به
کشور خود، خودسرانه
(بدون مجوز) محروم
گردد.
ماده سیزدهم
هر بیگانه ای که
بطور قانونی در
قلمرو کشور عضو
این میثاق باشد،
فقط در صورتی از
آن (کشور) اخراج
میگردد که (این
اخراج) پیرو تصمیمی
مطابق قانون باشد،
در غیر اینصورت
و در جائی که دلایل
حتمی امنیت ملی
ایجاب نکند، باید
این اجازه به او
داده شود که دلایل
مخالفت خود را
نسبت به (این اخراج)
ارائه دهد. بدین
منظور پرونده
او با حضور نماینده
ای که قبلا تعیین
کرده است و بوسیله
مرجع صلاحیت دار
و یا فرد یا افراد
بخصوصی که از طرف
مرجع صلاحیت دار
تعیین شده اند،
دوباره خوانی
و رسیدگی میگردد.
ماده چهاردهم
1-همه افراد در
مقابل دادگاهها
و دیوانهای دادگستری
(از حقوق) برابر
برخوردارند. در
امور تصمیم گیری
هر اتهامی علیه
فرد و یا (علیه)
حقوق و تعهدات
مدنی او، هر کس
باید حق داشته
باشد که (اتهامات
او) بوسیله یک
دادگاه قانونی،
صلاحیت دار، مستقل
و بیطرف، بطور
منصفانه و علنی،
رسیدگی شود. مطبوعات
و افکار عمومی
ممکن است از تمام
و یا قسمتی از
دادگاه بدلایل
اخلاقی، نظم عمومی
و یا امنیت ملی
در یک جامعه مردم
سالار منع شوند.
وقتی مصلحت زندگی
خصوصی طرفین دعوی
اقتضا کند و یا
تا حدی که دادگاه
در شرایط خاصی
علنی بودن (جلسات)
را زیان آور به
مصالح دادگستری
بداند، ( محرمانه
بودن جلسات دادگاه
در تمام و یا قسمتی
از دادرسی) امکان
دارد، اما حکم
صادره در امور
کیفری و یا مدنی
باید علنی باشد
مگر آنکه مصلحت
افراد جوان ایجاب
نماید و یا روند
دادرسی، مربوط
به اختلافات زناشوئی
یا سرپرستی اطفال
باشد.
2-هر کس که به ارتکاب
جرمی متهم شده
است این حق را
دارد که بیگناه
فرض شود تا مگر
جرم او برطبق قانون
ثابت شود.
3-در مورد قطعی
شدن جرم علیه فرد،
هر کس حق دارد
که با تساوی کامل،
از حداقل حقوق
تضمین شده زیر
برخوردار گردد.
الف- بیدرنگ و
به تفصیل با زبانی
که او بفهمد، (باید)
از نوع و علت اتهامی
که به او نسبت
داده شده است،
آگاه گردد.
ب – وقت و تسهیلات
کافی جهت تهیه
دفاعیه خود و گفتگو
با وکیلی که خود
انتخاب کرده است،
داشته باشد.
ج – بدون تاخیر
موجه، دادگاهی
شود.
د – در حضور خودش
محاکمه شود. شخصا
از خود دفاع نماید
و یا از طریق وکیلی
که خود انتخاب
کرده است (از خود
دفاع کند). او باید
از حقوق خود مطلع
گردد که اگر وکیل
ندارد، در صورتیکه
مصالح دادگستری
اقتضا می نماید
و (نیز) در صورتیکه
او توانائی کافی
برای پرداخت (دستمزد
وکیل) را نداشته
باشد، بدون پرداخت
هزینه ای، وکیلی
برای او تعیین
میگردد.
ه – از شهودی که
علیه او (شهادت
داده اند) بازپرسی
کنند و یا بخواهند
که از آنها بازپرسی
شوند و تحت شرایط
مشابهی که علیه
او شهادت داده
اند، شاهدانی
جهت شهادت بنفع
او حاضر شوند.
و – اگر او زبانی
که در دادگاه بکار
می رود را نمی
تواند بفهمد و
یا صحبت کند (باید)
بطور رایگان مترجمی
جهت کمک در اختیار
اوگذاشته شود.
ز – اجباری در شهادت
دادن علیه خود
و یا اقرار به
مجرمیتش وجود
نداشته باشد.
4- آئین دادرسی
در مورد افراد
جوان باید مطابق
سن آنها، مصلحت
و اعاده حیثیت
آنان در نظر گرفته
شود.
5- هر کس که مجرم
شناخته میشود
مطابق قانون (باید)
حق داشته باشد
که مجرمیت و محکومیت
او بوسیله یک دادگاه
عالیتر مورد تجدید
نظر قرار گیرد.
6- هر گاه شخصی حکم
نهائی محکومیت
جزائی گرفته است
و بعدا درنتیجه
یک کشف جدید با
وجود شواهد قطعی
معلوم گردد که
محکومیت او در
نتیجه یک اشتباه
قضائی بوده است
و حکم او نقض شود
و یا مورد عفو
قرار گیرد، او
یعنی شخصی که در
نتیجه این محکومیت
و مجازات متحمل
رنج و عذاب شده
است، حق دارد طبق
قانون اعاده جبران
خسارت نماید،
مگر ثابت شود که
عدم افشای بموقع
و چگونکی امر نامعلوم
بطور کلی و یا
جزئی منتسب به
خود او بوده است.
7- هیچکس را نباید
بوسیله قانون
دادرسی کیفری
کشور، به جرمی
که محکوم و یا
تبرئه شده است،
دوباره دادگاهی،
محکوم و مجازات
نمود.
ماده پانزدهم
1-هیچکس را نباید
بواسطه انجام
عملی و یا ترک
آن که بنا بر قوانین
ملی و یا بین المللی
جرم نبوده است
در آن واحد محکوم
نمود. همچنین نباید
هیچ مجازات شدیدی
را از آنچه در
زمان ارتکاب جرم
قابل اجرا بوده
است، تعیین نمود.
اگر پس از ارتکاب
جرم مقررات قانونی
دیگری وضع شود
که مجازات ملایمتری
را در بر داشته
باشد، مجرم باید
از آن مقررات استفاده
نماید.
2-هیچیک از مقررات
این ماده نباید
با دادرسی و مجازات
شخصی که در هنگام
انجام عملی یا
ترک آن، بنا بر
اصول کلی قوانین
شناخته شده جامعه
ملل، جرم نیست،
منافات داشته
باشد.
ماده شانزدهم
هر کس حق دارد
در هر کجا در مقابل
قانون، بمثابه
یک شخص (حقوقی)
شناخته شود.
ماده هفدهم
1-هیچکس نباید
در زندگی خصوصی،
خانوادگی، خانه
و یا مکاتبات،
مورد دخالت خودسرانه
(بدون مجوز قانونی)
یا خلاف قانون
قرار گیرد. همچنین
نباید شرافت و
حیثیت او مورد
تعرض غیر قانونی
واقع گردد.
2-هر کس حق دارد
که در مقابل این
تعرضات و دخالتها
از حمایت قانون
برخوردار شود.
ماده هیجدهم
1-هر کس حق آزادی
اندیشه، عقیده
و مذهب دارد. این
حق شامل اختیار
و آزادی در پذیرش
یک مذهب و یا عقیده
ای، به انتخاب
خود است. همچنین
هر کسی، در بیان
آشکار مذهب یا
عقیده خود بطور
فردی یا گروهی
آشکارا یا در نهان
و نیز انجام تعلیمات
مذهبی خود اختیار
و آزادی دارد.
2-در این موارد،
هیچکس نباید با
زور و اجبار (روبرو
گردد) و نیز نباید
به آزادی او در
پذیرش یک مذهب
یا عقیده ای که
بر اساس انتخاب
خودش انجام گرفته
است، آسیب رساند.
3-در صورتی ممکن
است آزادی بیان،
مذهب یا اعتقادات
کسی محدود گردد
که بموجب قانون
آنهم در جهت حفظ
امنیت عمومی،
نظم، سلامتی اخلاق
یا حقوق و آزادیهای
اساسی دیگران،
پیش بینی شده باشد.
4-کشورهای عضو
این میثاق، متعهد
میگردند که آزادی
والدین و سرپرستان
قانونی را در مورد
آموزش مذهبی و
اخلاقی کودکانشان
و مطابق با عقایدشان
محترم شمارند.
ماده نوزدهم
1-هر کس حق دارد
که نظرات خود را
بدون دخالت و مانع
(دیگران) بیان
دارد.(حفظ کند)
2-هر کس حق آزادی
بیان دارد. این
حق شامل آزادی
کسب دانش، گرفتن
و دادن اطلاعات
و هر نوع عقایدی،
بدون تو