مهرالدین مشید

 

جنگ در افغانستان؛ جنگ شبکه های استخباراتی است

جنگ در افغانستان؛ جنگ شبکه های استخبارات و اما پاکستان در خط مقدم جبهه

شاید هیچ کس شک نداشته باشد که جنگ کنونی در افغانستان جنگ شبکه های استخباراتی است و در راس آن استخبارات پاکستان قرار دارد که از حمایت های مالی و اقتصادی امریکا برخوردار است. هرچند امریکا این جنگ را به نام مبارزه با تروریزم آغاز کرد، پس از دوازده سال جنگ بی سرانجام حالا شکست خورده است و این حالا جنگ افغانستان را بی فایده خوانده است. هرچند با آغاز جهاد مردم افغانستان در برابر ارتش سرخ گروه های جهادی بنا بر ناگزیری ها در دام شبکه های گوناگون استخباراتی افتادند و اما حالا این شبکه به گونه یی ارتقا کرده و پیوند شخصیت ها، حلقات و گروهها با شبکه های جهنمی استخباراتی منطقه و جهان گسترده و عمیق تر شده است. پیوند های گروهها به شبکه های استخباراتی جنگ کنونی در افغانستان را پیچیده تر از هر زمان گردانیده است و به همان میزان صلح و ثبات در این کشور را نیز بیشتر به دشواری کشانده است. حال ارتباطات با شبکه های استخباراتی چنان پیچیده و مافیایی شده است که گفته می توان که جنگ در افغانستان به جنگ شبکه های استخباراتی مبدل شده است.

پس از تجاوز شوروی به افغانستان و مهاجرت مردم افغانستان به پاکستان و آغاز جهاد برضد ارتش سرخ، اوضاع سیاسی در منطقه و جهان دگرگون گردید. این رخداد تمامی تحولات سیاسی کشور و منطقه را تحت شعاع خود در آورد، تشکیلات گروهی و روابط و ضوابط سیاسی در کشور را نیز متغیر گردانید. این دگرگونیها بیشتر شامل حال گروه های اسلامی و غیر اسلامی در کشور گردید که در شعاع دگرگونی های سریع آن زمان خود را هماهنگ و فعال نمودند. گروههای مخالف تجاوز شوروی نیاز مبرم به اسلحله و کمک های مالی داشتند تا در برابر ارتش تا دندان مسلح ارتش سرخ جهاد نمایند. در آن زمان که حکومت تحت حمایت شوروی در افغانستان به نحوی از پشتیبانی امریکا هم برخوردار شده بود و کودتای هفتم ثور به نحوی مشروعیت خود را از واشنگتن نیز بدست آورده بود . بنا براین نیرو های مخالف تجاوز شوروی که عواقب خطر تجاوز را به خوبی درک کرده بودند و سرنوشت مردم افغانستان را محکوم به اسارت حمتی تلقی می کردند. سخت در تلاش شدند تا برای این جنگ نابرابر کمک های مالی را از کشور های مخالف بلاک شووری فراچنگ آورند. از این که گروههای جهادی از لحاظ ساختاری و پراگنده گی های داخلی هنوز جایگاهی نیافته بودند که کمک های غرب را به گونۀ مستقسم بدست آورند . از سویی هم غرب متمایل نبود تا کمک هایش را برای مجاهدین به گونۀ مستقیم بدهد؛ زیرا در سرآغاز قیام مردم افغانستان برضد شوروی ها، غرب پیروزی مجاهدین را به دیدۀ شک می نگریست و نمی خواست پل ارتباط شان با شوروی به کلی فروریزد و روابط شان با آن کشور به کلی خراب شود. از آن رو تصمیم گرفتند تا کمک های شان را محتاطانه از طریق استخبارات پاکستان برای مجاهدین برسانند.

این در واقع سرآغاز توطیه بر ضد جهاد مردم افغانستان بود که برای پاکستان فرصت مداخلۀ مستقیم را در امور جهاد افغانستان میسر گردانید. ادارۀ استخبارات پاکستان در واقع مسؤول توزیع کمک های تسلیحاتی و مالی غرب و حتا کشور های خلیج برای مجاهدین شناخته شد. هرچند بخشی از کمک های کشور های عربی بعد تر از طریق موسسات خیریه یی مانند رابطۀ عالم اسلامی، م هلال احمر سعودی  – هیأ ت الاغاثه و دفتر خدمات برهبریی مرحوم عبدالله عزام  نیز توزیع می شد و همچنان در بخش تداوی مجروحان جنگ و علاج مهاجرین – بیمارستان ها و شفاخانه های مجهزی بوجود آمد. سرازیر شدن بریگارد های  اسلامی از کشور های عربی، جنوب شرق آسیا و اروپا وکمک های هنگفت مالی برای مجاهدین به پاکستان سبب شد تا این کشور بحیث میزبان رزمنده گان افغانستان جایگاۀ ویژه یی در میان کشور های اسلامی پیدا نماید.

 این موقعیت پاکستان بر دست و پا بینی رهبران تنظیم های جهادی به این کشور بیشتر افزود و روزافزونتر گردید. رهبران قیام خود جوش مردم افغانستان به احتمال اغلب در آن زمان چنان غرق تلاش های وسیع و همه جانبه برای جلب کمک ها بودند و نسبت به آیندۀ جنگ نگران بودند که کمتر به خطر مداخلۀ پاکستان در امور آیندۀ افغانستان توجه کردند. شاید هم ناشی از خوش باوری هایی بود که نظامیان پاکستان خواست های تمامیت خواهانه و اهداف عمق استراتیژیک شان را زیر نام مقدس اسلام پنهان کردند و بدین بهانه خاک در چشم رهبران جهادی افگندند و همه را در جال خود درآوردند. بعد ها آشکار شد که نظامیان پاکستان اهداف ضد انسانی و ضد اسلامی در پیوند به جهاد مردم افغانستان داشتند و با پیوستن ایران در قافلۀ اهداف خصمانۀ نظامیان پاکستان، بالاخره جهاد مردم افغانستان آسیب های خطرناک و غیر قابل جبرانی را متحمل شد که فاجعۀ آن تا امروز به شدت  ادامه دارد. 

غرب با ادامۀ کمک هایش برای رزمنده گان افغانستان، به تدریج وارد فعالیت های استخباراتی شدند و هر کشور حلقات خاص استخباراتی شان را در امور مجاهدین فعال گردانیدند که ادارۀ استخبارات امریکا وانگلیس در میان شان نقش فعال تری داشت و بحیث مشوره دهنده گان دست اول استخبارات پاکستان عرض موقعیت نمودند؛ اما نظامیان پاکستان با توجه به اهداف مغرضانه یی که نسبت به جهاد مردم افغانستان داشتند، در بسیاری موارد استخبارات غربی را در حاشیۀ حوادث و رخداد های افغانستان قرار داده و چون و چند روابط شان با گروههای جهادی را از غرب کتمان می کردند. استخبارات پاکستان از همان سرآغاز غرب را در پیوند به گروههای جهادی و رخداد های داخل افغانستان به گونه یی اغفال نمود و بیشترین کمک ها را به گروههای مورد نظر خودپیشکش نمود . چنانکه این اغفالگری نظامیان پاکستان هنوز به شدت ادامه دارد و غرب بازهم از ترفند نظامیان پاکستان عبرت نگرفته است. نظامیان پاکستان چنان ماهرانه عمل کردند و امریکایی ها را به فریب کشاندند که تا سال های 1368 بالاخره پی بردند که کمک های شان برای گروههای جهادی چگونه توزیع می گردد و پس از آن بر پاکستان فشار آوردند تا کمک های آنان را بصورت مساویانه به تمام گروههای جهادی توزیع نماید. آشکار است که در این کمک های به اصطلاح سخاوتمندانۀ غرب برای مجاهدین، نظامیان پاکستان و بویژه جنرال های آنان بیشتر از هر کس نفع بردند و صد ها قبضه سلاح و میلیون ها دالر به جیب جنرال حمید گل ها، جنرال عبدالرحمان ها و  سایر جنرالان پاکستان افتاد. یک بخش آن از طریق بوروکراسی نظامیان پاکستان و قسمتی هم بوسیلۀ تنظیم های جهادی برای آنان سرازیر می گردید.

جنرال های پاکستانی از آن زمان به بعد به مفت خوری عادت کرده و مانند دزدان سرگردنه به جان مردم افغانستان افتادند. برای سرازیر شدن پول های هوایی و بادآورده ناگزیر اند تا جنگ افغانستان را ادامه بدهند. در حالی که اهداف اصلی جنرال های پاکستان بدست آوردن پول های بادآورده از این جنگ است و اما به گونۀ ماهرانه یی توانسته اند تا در هر دوره حکومت های پاکستان را قناعت بدهند که گویا برای رسیدن به عمق استراتیژی شان جنگ افغانستان را ادامه می دهند.  در هر زمانی که دولت های مسؤول و پاسخده در پاکستان بوجود آمده، نظامیان به سرعت وارد صحنه شده و با به فریب کشاندن آنان، سرنوشت مردم افغانستان و سرنوشت مردم مظلوم پاکستان را با شعله ور ساختن جنگ افغانستان بصورت بیرحمانه یی به بازی گرفته اند.

از آن به بعد دخالت شبکه های استخباراتی منطقه و جهان در امور افغانستان روز تا روز بیشتر گردید و کسب شدت اختیار نمود. هرچند به همگان اشکار است که عامل اصلی جنگ در افغانستان نظامیان پاکستان اند که در جنگ کنونی نقش مرکزی و استخبارات ایران نقش غیر مرکزی و خطرناکتر را ایفا می نماید. هر دو حضور نیرو های امریکایی د رافغانستان را بهانه یی برای رسیدن به اهداف ضد انسانی و ضد اسلامی خود قرار داده اند.  از همین رو مردم افغانستان از حکومت ها و رهبران دولتی پاکستان و ایران نفرت دارند، از هر نوع مداخله در کشورشان بیزار اند و هر نوع چنگی در افغانستان را پروژه استخباراتی میدانند که کشور های چون پاکستان، ایران، ترکیه، روسیه، چین، کشور های اسیای میانه  و دیگران در آن به نحوی دخیل هستند. پروژه های استخباراتی نه تنها گروه ها، حلقات، بلکه شخصیت ها را هم به گونه یی به دنبال خود کشانده اند و گویی خواسته اند،  به تعبیری رسم مزدوری و اجیر کردن را در کشور ما نهادینه بسازند و حتا پرده از سیمای نامشروعیت  جنگ خود در افغانستان  به زیر افگنند.

آی اس آی پاکستان توانست تا با استفادۀ ابزاری از اسلام، گروههای اسلامی آن کشور مانند جماعت اسلامی ، سه شاخۀ جمعیت العلمای اسلامی به رهبری مولانا فضل رحمان، مولانا شاه احمد نورانی و خلف او شاه فریدالحق و مولانا سمع الحق رییس مدرسۀ دارالعلوم حقانی مشهور به پدر معنوی طالبان و سایر گروههای سلفی، تبلیغی و اهل حدیث و غیره  را در راستای راهکار های ستراتیژیک و  شیطانی خود بر ضد مردم افغانستان به کار گیرد و از آنان بحیث حربه بر ضد منافع ملی مردم افغانستان بهره گیری نماید. با استفاده از این گروهها مدارس پاکستان به پایگاۀ نیرومند ارتش در جهاد افغانستان و بعد ها با ظهور طالبان به حیث بزرگترین مرکز تروریزم جهانی مبدل گردیدند. آی اس آی در زمان جهاد افغانستان از جماعت اسلامی استفادۀ ابزاری نمود و پس از ظهور طالبان ا از گروههای سلفی و تبلیغی به رهبری فضل رحمان، سمع الحق و غیره  استفادۀ ابزاری نمود که این بازی خطرناک هنوز هم به شدت ادامه دارد. جمایت ارتش پاکستان از حکومت طالبان و تمویل، تجهیز و اکمال آنان اکنون گواۀ روشنی بر این ادعا است.  تاسیس پوهنتون فیصل در اسلام آباد به کمک عربستان سعودی در واقع گامی بود برای جلب و جذب هزاران جوان از کشور های اسلامی و  صدور دوبارۀ آنان که بعد ها پایگاۀ اهداف استراتیژک نظامیان پاکستان را در کشور های شان تقویت کردند. از همین رو است که امروز پاکستان مقر و مرکز فرماندهی و تولید تروریزم جهانی به شمار می رود و تمام هراس افگنان در سراسر جهان از استخبارات این کشور دستور می گیرند. گفته می توان که استخبارات پاکستان در خط مقدم جبهۀ تروریزم جهانی قرار دارد. از این رو است که بیشترین شبکه های  استخباراتی فعال در ا فغانستان به گونه یی با استخبارات پاکستان هممدردی دارند.

نظامیان پاکستان تلاش می کنند تا جنگ در افغانستان را مشروعیت بخشیده و با استخدام افراد معین به گونۀ کورکورانه شماری ها را به دنبال اهداف غیر انسانی شان بکشانند. هر مرمی که در افغانستان فیر می شود، طراح آن یک شبکۀ استخباراتی است و بدون تردید نقطۀ ثقل و مرکزی آن استخبارات پاکستان است. این شبکۀ جهنمی حتا ادارۀ استخباراتی امریکا را به گروگان خود گرفته و بسیاری اهداف خود را بوسیلۀ نیرو های خاص امریکا ( سپشل فورس) در دو طرف دیورند عملی می سازد. چنانکه نظامیان ارشد پاکستان از جمله جنرال حمیدگل به آن اعتراف کرده اند.  افزون بر این رخداد های گذشته در افغانستان از شماری بازی های استخباراتی امریکا و انگلیس در افغانستان پرده برداشته است. افشای انتقال اسلحه و وسایل مخابراتی برای طالبان در هلمند و عملیات های مخفی و پیچیدۀ قوت های خاص امریکا در افغانستان از جمله مواردی اند که تا کنون بار بار به رسانه های داخلی و خارجی درز کرده است که در عقب آنها استخبارات امریکا یا انگلیس قرار داشته اند. نه تنها این که استخبارات روسیه نیز با دادن کمک های مالی برای شماری افراد به بهانه های مختلف در صدد اند تا اوضاع سیاسی افغانستان را بیشتر به بحران بکشند.

هر یک کوشش می کنند تا مداخلۀ شان در افغانستان را به گونه های مختلفی مشروعیت ببخشند و برای رسیدن به اهداف شوم شان از احساسات اسلامی مردم ماسؤ استفاده می کنند. از این طریق شماری مزدوران شان را توظیف نموده اند تا با به گروگان گرفتن باور های دینی مردم و استفادۀ غیر مشروع  از روابط گروهی پیشینۀ آنان، فاجعۀ کنونی در کشور را عمیق تر و گسترده تر بسازند. در حالیکه جهاد مردم افغانستان در برابر تجاوز شوروی از مایه های نیرومند دینی برخوردار بود و این رابطه از ایمان و باورو  اندیشه یی جان میگرفت که همه را در یک زنچیر مستحکم پیوند داده بود. این در حالی است که مردم افغانستان قویا به این باور رسیده اند که در عقب هر حرکت مسلحانه در افغانسان شبکه های مختلف استخباراتی دست دارد و عاملین آن در برابر هر مرمی به بهای کشتن هم کیشان و هم وطنان شان از شبکه های استخباراتی پول بدست می آورند. بدون تردید در عقب هر حرکت مسلحانه و خشونت آمیزدر افغانستان دست شبکه های استخباراتی بویژه ادارۀ شیطانی نظامیان پاکستان قرار دارد و عاملین همچو خشونت ها جاسوسان گوش به فرمان پاکستان، ایران و ... هستند.

حال بر مردم افغانستان و بویژه به عناصری است که در دام شیادی شبکه های استخبارات خارجی گیر مانده اند و ناآگاهانه قربانی اهداف شیطانی آنان در افغانستان شده اند. اندکی به خود آیند و با ارجگذاری به منافع اسلامی و ملی در راستای تامین وحدت ملی و اقتدار ملی کشور گام های استوار بگذارند و با چرخش تازه بساط جور و آدم کشی های بیرحمانه را از کشور  بیمار و زخمی خوش برچینند. به تراژیدی دردناکی پایان بدهند که بیشتر از 34 سال سرنوشت مردم مظلوم افغانستان را به بازی گرفته است و به  این سناریو نقطۀ پایان بگذارند. 26 فبروری 2014

آی اس آی پاکستان توانست تا با استفادۀ ابزاری از اسلام، گروههای اسلامی آن کشور مانند جماعت اسلامی ، سه شاخۀ جمعیت العلمای اسلامی به رهبری مولانا فضل رحمان، مولانا شاه احمد نورانی و خلف او شاه فریدالحق و مولانا سمع الحق رییس مدرسۀ دارالعلوم حقانی مشهور به پدر معنوی طالبان و سایر گروههای سلفی، تبلیغی و اهل حدیث و غیره  را در راستای راهکار های ستراتیژیک و  شیطانی خود به کار گیرد و از آنان بحیث حربه بر ضد منافع ملی مردم افغانستان بهره گیری نماید. با استفاده از این گروهها مدارس پاکستان به پایگاۀ نیرومند ارتش در جهاد افغانستان و بعد ها با ظهور طالبان به حیث بزرگترین مرکز تروریزم جهانی مبدل گردیدند. آی اس آی در زمان جهاد افغانستان از جماعت اسلامی استفادۀ ابزاری نمود و پس از ظهور طالبان ا از گروههای سلفی و تبلیغی به رهبری فضل رحمان، سمع الحق و غیره  استفادۀ ابزاری نمود که این بازی خطرناک هنوز هم به شدت ادامه دارد. جمایت ارتش پاکستان از حکومت طالبان و تمویل، تجهیز و اکمال آنان اکنون گواۀ روشنی بر این ادعا است.  تاسیس پوهنتون فیصل در اسلام آباد به کمک عربستان سعودی در واقع گامی بود برای جلب و جذب هزاران جوان از کشور های اسلامی و  صدور دوبارۀ آنان که بعد ها پایگاۀ اهداف استراتیژک نظامیان پاکستان را در کشور های شان تقویت کردند. از همین رو است که امروز پاکستان مقر و مرکز فرماندهی و تولید تروریزم جهانی به شمار می رود و تمام هراس افگنان در سراسر جهان از استخبارات این کشور دستور می گیرند. گفته می توان که استخبارات پاکستان در خط مقدم جبهۀ تروریزم جهانی قرار دارد. از این رو است که بیشترین شبکه های  استخباراتی فعال در ا فغانستان به گونه یی با استخبارات پاکستان هممدردی دارند.

 

 


بالا
 
بازگشت