مهرالدین مشید

 

به دنبال کشاندن این قافله جز افتادن به پرتگاۀ فساد و شرمساری، پایان دیگری  ندارد

چند روز پیش آقای اشرف غنی رهبران جهادی و بزرگان کشور را در ارگ خواست و برای آنان گفت که برقراری صلح در کشور نیاز به یک برنامه منسجم ملی دارد. وی دراین دیدار تاکید کرد که که رهبران جهادی و بزرگان کشور ستون های مهم کشور هستند و تاکید کرد که حکومت جدید برای آوردن اصلاحات در کشور در مشورت با افغان ها از طریق اجماع ملی در چارچوب ارزش های اسلامی و افغانی، متعهد است. با این حال در خبرنامه ارگ ریاست جمهوری امده است که رهبران جهادی و سیاسیون کشور در دیدار با اشرف غنی گفته اند که دولت باید با نظر واحد در راستای خدمتگذاری به مردم گام بردارد. هرچند این گونه ملاقات ها برای رییس جمهور غنی در کشوری مانند افغانستان یک امر ایجابی و ر وزمره است وهر زمامدار تازه به قدرت رسیده ناگزیر است تا برای ایجاد اصلاحات و بهبود امور کشور با گروهها و اقشار مختلف مردم دیدار نماید و با  آنان رای زنی نماید؛ اما این گونه رای زنی ها در افغانستان جنگ زده مملو از فساد اداری و  حتا گاهی پرسش برانگیز بوده است. 

از این رو مردم از این گونه ملاقات ها چندان دل خوش ندارند. این نگرانی ها در افکار شان بوجود آمد که شاید آقای اشرف غنی مانند؛ خلف خود در پیشاپیش کاروانی می خواهد به حرکت افتد که آقای کرزی سیزده سال در پیشاپیش این قافله لنگ لنگان حرکت کرد و مردم کشو رو منافع ملی آنان را قربانی معامله و مصالحه با آنان نمود. فساد اداری گسترده، غصب وغارت های بی رویه وفربهی تمامی شبکه های مافیایی محصول آن است که امنیت کشور را امروز سخت به مخاطره مواجه کرده است. این ها بودند وهستند که منافع جهاد مردم افغانستان را قربانی بازی های سیاسی خود نمودند و حتی ارزش دینی را فدای اهداف شخصی خود کردند. رویکرد شان در این موارد مهم نه اسلامی؛ بل بیشتر سیاسی و مصالحه گرانه بوده است و در تمامی سال های حاکمیت آقای کرزی در کنارش بودند و تمامی فیصله های مهم سیاسی وملی خود را به  مشورۀ آنان مشروعیت می بخشید؛ اما چگونه شده که این همه مشورت ها برعکس نتیجه دادند و  مردم شاکی اند که شاید در سایۀ این مشورهها بود که کشور امروز به پرتگاۀ خطرناک سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افتاده است. بعید نیست که بخشی از این گونه تلاش های آقای غنی از این ها وجهۀ دیگری داشته باشد و این بار از آنان به گونۀ دیگری استفادۀ ابزاری کند. هرچند آقای کرزی هم از این ها بحیث حربه استفاده کرد و با افگندن مقداری از متاع قدرت به سوی آنان، تیغ از دمار شان بیرون کرد؛ یعنی آقای کرزی این ها را بزرگ داشت و بر بلندای اعزاز و سکوی تحسین بنشاند و القاب های مقدس رهبران جهادی و معززین جهاد را بر فراز آنها به اهتزاز درآورد؛ اما به زودی چوکی ها را از زیر پای آنان دور کرد و به گونۀ شگفت آوری شخصیت های آنان را حلق آویز کرد. ولی این بیچارهها چنان غرق در شور و شنگ اعزاز واکرام بودند و کشتی آغشته به فساد حکومت ناکارای کرزی را پررویانه یدک کشی می کردند. در حالی به این رویکرد شان در دوران حکومت آقای کرزی ادامه دادند که وی زیر چتر حمایت آنان به شکار های کلان سیاسی دست می یافت و حتی در بسیاری موارد مشروعیت مدیریت فاسد و ناتوان خود را نیز از آنان می گرفت. از همین رو بود که این رهبران معزز به نحوی در برابرفساد گستردۀ حکومت کرزی مهر سکوت بر لب زده بودند و تا حدودی معذور هم بودند؛ زیرا که  بخش بزرگی از فساد  در بدنۀ حکومت کرزی را نزدیکان، دوستان و همدستان این عالی جنابان تشکیل می دادند که هنوز هم دستان شان تا آرنج در فساد و جنایت غیر دولتی غرق است و از عاملین اصلی جنایت و فساد در کشور به شمار می روند .  بنا بر این تمامی معززین حکومت کرزی به گونۀ نیاز به غسل تمعید دارند؛ زیرا هر کدام به نحوی در ضعف مدیریت و ناکارایی های او دخیل هستند. هرگاه چنین نبود، پس بر آنان لازم بود تا برای حفظ حیثیت و وقار، از آقای کرزی دوری اختیار می کردند. در حالی که نه تنها چنین جرئت نکردند؛ بلکه با گرفتن سهم در قدرت به گونه های مختلف هر یک خویش را از ولی نعمتان او حساب کرده و هر روز بر گرم جوشی ها وهم آغوشی های شان با او افزوده می شد. این معززین حتی در بدترین حالات که حکومت افغانستان در فهرست اول حکومت های فاسد جهان رفت، نیز لب به سکوت بستند و نه تنها حکومت را در جهت اصلاحات بنیادی و جدی ترغیب کردند؛ بلکه بر گرم جوشی های آنان بیشترنیز افزوده شد. این معززین کرام از آب گل آلود حکومت فاسد بیشتر سود بردند و با معرفی یگان وزیر، والی، فرماندۀ پولیس و غیره هرچه بیشتر تیغ از دمار حکومت فاسد آقای کرزی بیرون کردند. هرگاه چنین نبود، این ها می توانستند، از نفوذ گستردۀ شان بالای آقای کرزی استفادۀ سالم نمود وبر وی فشار وارد می کردند تا برای ایجاد اصلاحات و سرکوب مفسدان کاری را از پیش می برد و در آن حال دامنۀ بدامنی ها و بیکاری ها  فاصله میان دولت و مردم به اندازۀ کنونی افزایش نمی یافت؛ اما برعکس این معززین با حماست مفسدان و غارتگران و غاضبان هرچه بیشتر بر آتش فساد باد وزیدند و غیر مهارش کردند. فساد اداری در کشور چنان قوت گرفته بود که به کلی ارادۀ حکومت را سلب کرده بود و در حکومت گذشته برای محو فساد در واقع ارادۀ سیاسی وجود نداشت. روزی با یک مقام نزدیک به آقای کرزی صحبت داشتم. وی که تازه به مقام بلندی دست یافته بود. برایش گفتم که آقای رییس جمهور را برای مبارزه با فساد وسرکوبی مفسدان ترغیب کن. وی در اولین حرف گفت، از فساد نگو و چیزی دیگر اگر دارید، بگویید . من برایش گفتم، بزرگترین معضل در کشور فساد است و درصورتی که اراده برای محو فساد در دولت وجود ندارد؛ پس چه کاری را پیش برده می تواند. وی در برابر این سخن نوعی سکوت اختیار کرد. 

از این رو گام برداشتن آقای غنی با این قافلۀ ورشکسته و در راه مانده، نه تنها از بار مشکلات اش کاسته نمی شود؛ بلکه با دشواری های بیشتری نیز مواجه خواهد شد و در امر مبارزه با فساد اداری و جلوگیری از غارت ها و غصب زمین و به محاکمه کشاندن مجرمان نیز کوتاه خواهد آمد. هرچند مردم افغانستان بهای گرانسنگی برای برپایی و جولان این قافله پرداختند تا  از مردان پابرهنه و آستین کنده را به پدران معززی مبدل کردند و اما صدها دریغ و درد که این قافله که رو به جابلقا و جابلسای تاریخ داشت و داد از حکومت صددرصد اسلامی و آرمان شهر جهادی می زد؛ چنان به پرتگاۀ جنگ گروهی رفت و در فساد آغشته شد و برعکس گذشته که حماسه برای شکوه و بالنده گی اسلام و کشور آفریدند، از راه برگشتند و افتضاح های کلانی همچون رسوایی شیرپور را آفریدند که می شود، گفت، پس از رسیدن به اوج  حماسه ها چنان سقوط کردند که حماسه های شکوهمند را غرق در رسوایی های نافرجام نمودند؛ پس بهتر است که گفت، مصرف آن گذشته است؛ زیرا درفش عظیم حماسه ها را در پای درخت بی شرمی ها به گونۀ آفتابی قربانی کردند. بدون تردید ماندن این ها در رکاب آقای غنی لازمی چه که حتی به شمار می رود؛ زیرا این ها طی سال های متمادی ثروت های سرشاری بدست آورده اند و کمپنی ها و شرکت های فراوانی را در اختیار دارند. حتی شماری غاضبان بزرگ و شبکه های کلان مافیایی با شماری از این ها رابطۀ تنگاتنگ دارند و این وابستگان آنان هر روز برسر مردم افغانستان مصیبت می آفرینند که گسترده گی فاجعۀ آن کمتر از وحشت ودهشت طالبان نیست. از این رو آقای غنی باید ناگزیرانه این قافله را به دنبال بکشد و اما تلاش کند تا با استحکام رابطه با این ها برای محو فساد و مهار زورمندان از آنان سود جوید؛ اما از این که این قافله به داد و ستد و معامله در سیاست عادت کرده اند، چلاندن آنان برای آقای غنی چندن ساده هم نیست؛آنهم در صورتی که آقای غنی ارادۀ محکم برای محو فساد و ایجاد اصلاحات گسترده و عمیق سیاسی در کشور را داشته باشد. آنهم در کشوری که ساختار های اجتماعی آن سخت شکسته است و بر تضاد های قومی و زبانی آن افزوده است در نتیجه جامعۀ یک پارچۀ افغانستان را دچار بحران اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز نموده است؛ بلکه بدتر از این سطوح فرهنگی را در لایه هایی گوناگون و اقشار متفاوت به کلی متاثر گردانیده است که پی آمد ناگوار آن نوعی فقر مادی و فرهنگی جانکاه است که حالا با تاسف تار و پود جامعۀ افغانستان را مانند موریانه می خورد و مردم ما را دچار نوعی سرگیچگی های ابهام بار فکری و فرهنگی نموده است. نه تنها این که  بزرگترین ارزش ها مانند صداقت، راستی، شجاعت، پایمردی، ثبات و استقامت که بزرگترین ارزش های ماندگار اسلامی و ملی در کشور است، به گونۀ بیرحمانه یی به تاراج رفته است و بیشتر این ارزش ها زیر غبار سیاه و منفور قوم گرایی و زبان پرستی نه تنها مخدوش گردیده و حتی در حال از بین رفتن هستند.  این مرض مزمن به گونۀ بی سابقه یی بر تمامی لایه های اجتماعی سرایت کرده و هیچ که و مه از آسیب آن درامان نمانده است. این ربایش خطرناک چنان به تعبیر قرآن کریم چشم های ما را کور کرده است که هرگز حقیقت را نمی بینیم و گوش های ما را کر کرده است که حتی توان شنیدن حق را از ما گرفته است و زبان ما را لال کرده است که حتی برای گفتن حقیفت کمترین جرئت نداریم و جه رسد که در این میدان نامردی ها و نامردمی ها، چه رسد به آن که از شجاعت و دلاوری هایی سخن زد که دیروز به گونۀ آفتاب در رویکرد های حماسه گستر مردم ما از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب می درخشید و خاری بود، بر چشمان دشمنان سوگند خوردۀ مردم ما؛ اما صدها دریغ و درد که امروز همه چیز وارونه است و این ارزش های بزرگ چنان آسیب دیده است که امروز منافع ملی واقتدار ملی ما را نیز حاضر به قربانی گرفتن است. بدون شک مسؤولیت بخش بزرگی از این شکست ها  و ریخت ها به عهدۀ این معززان، بوده است؛ بویژه زمانی که زشتی ها و زیبایی های بیشتر از سه دهه گذشتۀ این معززان سره و ناسره شوند، بدون تردید پلۀ زشتی های آنان به زمین سقوط خواهد کرد .

مردم افغانستان از کارکرد های گذشتۀ این معززین به تنگ آمده اند  و این ها را عامل بسیاری غارت ها، بدبختی ها و رسوایی های مالی و اقتصادی طی سه دهۀ اخیر می دانند. این ها در طی این مدت به نحوی خواه مستقیم  و خواه غیرمستقیم در قدرت شریک بوده اند و از این شراکت به اندازۀ اعظمی استفاد کرده اند و داری شهرک های رهایشی و مارکیت های تجارتی و رهایشی شده اند. این همه را به بهای پشت پا زدن به آرامی و رستگاری مردم افغانستان فراچنگ آورده اند؛ پس از آقای غنی می خواهند که با این ها هر معامله یی که می نماید، نباید از حدود شخصی تغییر کند و از مشوره های شان اگر سودمند باشد، می تواند به نفع منافع ملی و اقتدار ملی سود جوید؛ اما برای این قایان فرصت ندهد تا پا های شان را از گلیم بیشتر دراز کنند و به بهانه های مختلف و بویژه با معرفی اشخاصی در حکومت شریک قدرت شوند؛ زیرا افراد این معززان بوده که طی سیزده سال گذشته دست به فساد زده اند. هر از گاهی که در چنگال قانون هم افتاده اند، بازهم همین معززان به شفاعت انان نزد آقای کرزی رفتند. پس آقای رییس جمهور از تلخی ها و ناکامی های حکومت کرزی و یاران وهمراهان فاسد و بدنامش باید بسیار چیز ها آموخته باشد و آن آموزه ها را چراغی برای هدایت و رهایی مردم افغانستان از چنگال جنگ و حشت بار تروریزم، بدامنی، فقر و فساد زدایی قرار بدهد.  یاهو

 

  


بالا
 
بازگشت