ابراهیم ورسجی

 

پاکستانی ها ازرفت وآمدهای اخیرشان به کابل چه می خواهند؟

ابراهیم ورسجی

19-2- 1394

درروزهای اخیر،سخن ها وگزارش ها دررسانه های افغانستان ومنطقه از رفت وآمد های پنهان وآشکار مقام های پیشین و کنونی پاکستان به کابل پخش شدند.سخن ها وگزارش های که شک وبدگمانی برانگیزند تا امید بخش.بهرحال،چون سیاست افغانستان بی ثبات - نابسامان وسیاست پاکستان دغل ومافیای- تروریست پرورمی باشد،حق با مبصران وتحلیل گران خام وپخته ی افغانستان می باشد که درزمینه ابرازنظردرخورتوجه نمایند.درحالیکه،ابرازنظرهای گونه گون تحلیل گران ومبصران افغانستان درجای خود ارزشمند می باشد؛امانویسنده درزمینه نگاه خاص خود را دارد که ابرازمی نماید.روشن است که، درزمینه با پرسمان های بدگمانی برانگیزی روبرومی شویم که لازم است به بررسی آن ها پرداخته شود.واقعیت این است که، ازآغازبکاراشرف غنی احمدزی به حیث رئیس جمهوردرتاریخ نهم میزان سال گذشته تاکنون ،آقای رئیس جمهور دررابطه به پاکستان چنان خوش بینانه برخورد کرد که گمان می رفت نشانه های استواری ازطرف پاکستان دریافت کرده است.ازاین رو،چنان شتاب زده وغیرمعمول به مرکزفرماندهی ارتش پاکستان درراولپندی رفته طوری وانمود کرد که کفتاریک شبه گوسفند شده وروابط کابل - اسلام آباد،وارد برهه ی پساتروریسم دست پرورده ی پاکستان می شود.

پس ازرفتن آقای غنی به مرکزفرماندهی ارتش پاکستان درراولپندی وابرازآمادگی اش درکابل که دانشجویان اردوی افغانستان را برای آموزش فن آوری نظامی به پاکستان می فریستد ودرمعاهدات نظامی- امنیتی میان کابل - دهلی نو،امضاشده توسط کرزی نیزبازنگری می کند، زنگ خطرنواخته شد که فریب کاری پاکستان دردوره ی کرزی دردوره ی اشرف غنی هم تکرارمی شود.با وجود این سخن فرمانده ارتش پاکستان درکابل پس ازسفر غنی به اسلام آباد وراولپندی که" دشمن افغانستان ،دشمن پاکستان می باشد" و دغلکاری های بی شمارقبلی پاکستان،هم بدگمانی ها ادامه یافت وهم یک شمع کمرنگ در دروازه ی ورودی یک تونل تاریک – درازوژرف، بنام روابط پرفرازوفرود افغانستان - پاکستان روشن شد.پرسمانی که هرپژوهش گرسیاست وامورامنیتی- درون - میان کشوری را به غور وژرف نگری وادار می کند.بهرحال،برپایه ی این سخن نغزپارسی که "خوش بود گرمحک تجربه آید به میان / تاسیه روی شود هرکه دراوغش باشد"!  بزودی، دغلکاریی پاکستان باردیگرخود نمائی کرد.

بنابربرآن،دیری نه پایید که کفتار پوست گوسند راکه به تن کرده بود دورانداخته به قیافه ی اصلی اش خود نمائی کرد؛البته با سخت ترین حملات تروریستی نه دراطراف بلکه درکابل.ازاین رو،درزمستان گذشته، کابل پذیرای بیشترین حملات تروریستی- پرتلفات شد.حملاتی که هم رئیس جمهورغنی را سرگیجه کرد وهم تیغ رقیبانش به خصوص بی باوران به صداقت پاکستان به وعده هایش را بیشترازپیش تیزترکرد تا به نفراول بگویند که ره به ترکستان دارد نه کعبه.درحالیکه ، زمستان گذشته،  مردم کابل شاهد زشت ترین حملات تروریستی طالبان بودند؛ رئیس جمهورسفرهای زیارتی وسیاسی چندگانه به عربستان کرد.دراصل ، سفرهای رئیس جمهوربه عربستان این گونه تفسیرشد که این کشوربا پاکستان هم مناسبات دوستانه دارد وهم منبع مالی برنامه های تروریستی آن درافغانستان می باشد.درشرایطی که هم افغان های آگاه وهم پاکستانی های سیاسی- نظامی بحث ها درباره ی نتایج سفرغنی به عربستان می کردند،هم تروریسم پاکستانی درکابل وولایت های افغانستان داغ ترشد وهم توقع به توان عربستان درتغییر سیاست تروریست پروری پاکستان بالاگرفت.

درچنان شرایطی،ملک عبدالله،پادشاه عربستان در17 هم ماه جدی مرد وجایش را ملک سلمانِ تازه کارگرفت.چون پادشاه تازه کار،سیاست سلف خود را دربرخورد با رخنه ی ایران درخاورمیانه به خصوص در یمن کمرنگ دیده بود،فورن دست به تحرکات بی سابقه زده هم رئیس جمهورافغانستان هم نخست وزیرپاکستان را بریاض دعوت وازایشان خواست که دریمن به کمک باصطلاح خادم حرمین - شریفین با توان نظامی دست بزنند.ازاین رو،دغلکارانه درپاکستان وافغانستان این ذهنیت تقویت شد که حرمین - شریفین یا کعبه ومدینه درخطراست وباید مسلمان ها بدفاع ازآن ها برخیزند! درپاکستان که ، دغلکاری وپول گیری ازعربستان همیشه بازارگرم دارد،اما درافغانستان نه توقع پول گیری بلکه توقع به کمک عربستان دروادارکردن پاکستان به بستن مرکزهای تربیت تروریستان وصادرکردن آن هابه افغانستان برجسته شد.ازاین که، رئیس جمهورافغانستان وعده ی هرگونه کمک به عربستان درجهت حمایت ازسیاست آن دریمن را داده بود،این بحث درکشورجنگ زده ی مابالاگرفت که با ایران چه باید کرد؟ ایرانی که هم درعراق وسوریه پوزعربستان رابه خاک مالیده وهم دریمن توسط زیدی ها وسنی های مخالف ریاض چنان ترس درخانواده ی السعود / خانواده ی حاکم برعربستان خلق کرده است که برای دفع آن شاه کهنه سال عربستان آماده ی پذیرش هرگونه ماجراجوی شده است.

 طوریکه دیده شد،پادشاه عربستان بتاریخ 26 مارس- 6 حمل،بمباردمان هوای یمن را آغازوتوقع داشت که رئیس جمهورافغانستان ونخست وزیرپاکستان به کمکش بشتابند.ازقبل معلوم بود که افغانستان درگیرمبارزه باتروریسم صادراتی ازپاکستان می باشد وتوان فرستادن سربازان به یمن را ندارد.اما پاکستان صادرکننده ی تروریسم به افغانستان وپول های گزاف گیرنده ازعربستان،ازترس جامعه ی شیعه ی خود وترس ایران مسئله رابه پارلمان سپرد که توسط آن سهم گیری نظامی پاکستان درجنگ عربستان بریمن ردشد.درحالیکه،  رد شدن سهم گیری نظامی پاکستان درجنگ یمن به نفع افغانستان بود،به این خاطرکه،منافقت مرکزتروریسم برای ریاض هم برملا شد. اما، افغانستان هم دردرون وهم دررابطه به ایران دشواری های داشت که نمی توانست حتا ازحمایت سیاسی ازموضع عربستان هم دفاع معقول نماید.ایران که هم درخاورمیانه هم درمنطقه ی ما موضع قوی تری داشت ودارد، درمبارزه با تروریسم ، همسویی با هند،روسیه،چین وکشورهای آسیای مرکزی دارد.ازاین رو، می تواند هم به افغانسان درمهارتروریسم کمک گیرنده ازپاکستان کمک نماید وهم موضع پاکستان را درتمام منطقه دچارآشفتگی کند.پرسمانی که بهره برداری ازآن توان و پختگی سیاسی دستگاه رهبری افغانستان را اقتضا می کرد ومی کند.

دراین راستا،رئیس جمهورافغانستان سفری کرد به تهران وتوانست که پل تخریب شده درمناسبات دوطرف بخاطرحمایت ازموضع عربستان دریمن را تا اندازه ی ترمیم نماید.پس ازسفربه تهران،رئیس جمهورافغانستان به هند سفرکرده به میزبان خود اطمنان داد که تغییری درسیاست ازپیش عیارشده میان کابل ودهلی صورت نمی گیرد ودرواقع قول وقرارهای دفاعی - امنیتی امضا شده توسط کرزی باهند راتوثیق کرد.موضوعی که،  باعث نگرانی وتشویش درپاکستان گردید.به سخن دیگر،گرایش قبلی رئیس جمهورافغانستان به سوی پاکستان وبرخلاف تاکیدش برمناسبات همه جانبه باهند وتاکید براین اصل که اگرپاکستان ازخاک خود اجازه ی تجارت دوطرفه میان کابل ودهلی راندهد،برای آن اجازه ی دسترسی به آسیای میانه ازخاک افغانستان داده نمی شود،خواب نظامی ها وسیاسی های پاکستانی راپریشان کرد.پس ازپریشان خوابی،پاکستان دوکارزیررادرافغانستان راه اندازی کرد:نخست،طالبان را تشویق کرد تا بنام حملات بهاری تروریسم وجنگ را درافغانستان به خصوص درشمال گسترش دهند.دوم،سخن ازخطرداعش برای افغانستان ومذاکره میان کابل وطالبان راداغ کرد.

درواقع،هدف پاکستان ازداغ کردن بازارخطرداعش وجنگ بهاری طالبان این بود که نیروهای دفاعی افغانستان درنبود نقش جنگی ناتو کم آمده باعث می شود که حکومت کابل به خواسته های اسلام آباد زیرنام مصالحه باطالبان تن بدهد.برخلاف توقع پاکستان،توحش طالبان دربدخشان وجلال آباد وجاهای دیگروطن ما؛ مردم راعلیه آن ها بسیج ونیروهای دفاعی چنان به تروریستان درقندز تودهنی زدند که برای نظامی های پاکستانی غیرقابل پیش بینی بود.ازاین رو،طالبان را درقندز درمخمصه دیده،باردیگرنظامی ها وسیاست کاران شیاد پاکستانی ازکانال های علنی وزیرزمینی وارد شده گردهمای دوحه رابرای اززیرفشاربیرون کردن طالبان درقندزراه اندازی کردند.درچنین حالتی،اشتباه رئیس جمهورافغانستان این بود که فرماندهان جنگ را ازقندزبه کابل خواسته کمک به کاهش فشار سربازان افغانستان برطالبان کرد.موضوعی که هم درفضای رسانه ی- مجازی هم درفضای رسانه ی- واقعی- درونی- بیرونی، انتقادهای سخت ونرم ازرئیس جمهوررا دامن زد.با وجود شیطنت پاکستانی ها، شکست مذاکرات دوحه وشکست طالبان درولسوالی ناوه ی غزنی دربرابرنیروهای دفاعی- امنیتی،بدشواری طالبان وبادارشان افزود.

بنابراین،پاکستان که توان رزمی اردو وپولیس افغانستان را درنبود ناتو درقندزدید ومذاکره ی دوحه هم بی نتیجه تمام شد،باردیگر،به بازی های شیادانه دست زد که اقدامات زیرنماد آن ها می باشند:نخست،آمدن بی سروصدی رضوان اخطر،رئیس آی اِس آی به روز چهارشنبه 16 ماه ثوربه کابل.دوم،آمدن زرداری ویوسف رضاگیلانی به روزپنجشنبه 17 ماه ثوربه کابل.درحالیکه،رسانه های پاکستان وافغانستان درباره ی علت های سفرهای یاد شده چیزی قناعت بخشی نه گفتند،اما این مسئله روشن است که دو عامل زیر انگیزه ی اصلی چنان سفرهای یاد شده می باشد:نخست،گرم شدن مناسبات میان کابل ودهلی که پاکستانی های دوگانه بازدرصدد برهم زدن آن برآمده بودند.دوم،ضرباتی سختی که طالبان درقندز واخیران درناوه ی غزنی ازنیروهای دفاعی- امنیتی افغانستان درنبود نقش جنگی ناتو خوردند.درواقع،ضربات یاد شده به ثبوت رساند که نیروهای دفاعی- امنیتی افغانستان توان مقابله باتروریسم رادارند ودرآغازین حرکت دفاعی خود پوقانه ی پندیده ی جنگی- بهاری طالبان راتهی ازهواکردند.

درواقع،تهی ازباد شدن پوقانه ی جنگ بهاری طالبان که جزسربریدن دروردوج بدخشان،بم گذاری ترسناک - پرتلفات درجلال آباد ،شکست رسواخیزدرقندز- غزنی،انگیزه ی تازه ی جنگی پیداکردن مردم به خصوص جهادی ها درشمال وبخش های دیگر افغانستان علیه پاکستان وطالبان،سروصدابلند کردن وکیلان درپارلمان علیه سیاست های کمرنگ دولت وتناقض گوئی های مقام های امنیتی دررابطه وبرخورد باتروریستان،مسئله های زیررا نمایان ساخت:نخست ،برای پاکستان نمایان شد که نیروهای دفاعی افغانستان درنبود نقش جنگی ناتوهم می توانند تروریسم طالبان - آی اِس راتودهنی دندان شکنی بزنند.دوم،بی تصمیمی رئیس جمهوررانمایان ساخت.سوم،کارنامه ی سیاه ستون پنجم پاکستان دردرون دستگاه دولت رابه نمایش گذاشت.دردوره ی حکومت ذلت بارکرزی که ستون پنجم پاکستان درتبانی باطالبان به پیش می تاخت،ازبدرخ دادها،کم تردرباره اش بحث می شد.برخلاف،اکنون،رخ دادهای راشاهد هستیم که نشان می دهد ستون نامبرده بیشترازتروریستان تباه کاری می کند وبحث های هم درباره ی آن دررسانه بالاگرفته است که خوشایند می باشد.

بطورنمونه،درفاجعه ی وردوج بدخشان،ستون پنجم بیشترازتروریستان درسربریدن سربازان نقش بازی کرد.مسئله ی که ژنرال بابه جان،قومندان امنیت بدخشان بسیارخوب به توضیح درباره اش پرداخته سخن ازبی هوش کردن سربازان با خوراک آلوده ،بعدن هجوم تروریستان برآن هاوبریدن سرهایشان وتداوی تروریستان زخمی توسط رئیس شورای ولایتی را فاش ساخت.ببینید! دربدخشان که ستون پنجم پاکستان این گونه جنایت علیه سربازان و مردم می کند،درجنوب ومرکزباید تباه کاریی آن صدهامرتبه بیشترباشد که هست.بهرحال،به نفع رئیس جمهور،رئیس اجرائیه وتیم هایشان ومردم افغانستان می باشد که کارهای زیر جدی وعاجل روی دست گرفته شوند:نخست،فداکاری وقربانی نیروهای دفاعی- رزمی وطن که درنبود نقش جنگی ناتو برنامه ی جنگ بهاری طالبان وپاکستان را کم اثرساختند ارج گذاشته شود.دوم،دستگاه تدارکاتی اردو،پولیس وکارکنان امنیتی ازبدکاران ودزدان پاکسازی شود تا معاش وخوراک وپوشاک سربازان، پولیسان وافراد امنیتی بدرستی پرداخت شود تا رخ دادهای زشتی مانند وردوج به نفع دشمنان وطن پیش نشود.سوم،ستون پنجم پاکستان یاتروریستان درون دستگاه دولت پاکسازی شوند.چهارم،رسانه های دولتی وخصوصی تا حدتوان به فاش سازیی تروریسم وستون پنجم طرفدارآن دردرون دولت بپردازند.پنجم،رئیس جمهورورئیس اجرائیه باید مسئولانه وقاطعانه باپاکستان وارد بحث وگفت وگوشده برای آن بفهمانند که دیگررفتاردوگانه ی آن به هیچ صورت قابل پذیرش نیست.

دراین راستا،معلوم است که افغانستان به حکومت خوب وکارآمد نیازمبرم دارد تا هم مشکلات درونی وهم دسیسه گری های پاکستان ودیگران را خنثی نماید.روشن است که، تنها باکارآمد ساختن حکومت وبالابردن توان آن درتامین حاکمیت ملی است که پاکستان درسیاست تروریست پرورافغانی اش بازنگری می کند.پس،لازم است که سران دولت افغانستان همه تلاش های خود را درمحور سیاست کادری وعزل ونصب های شایسته سالارانه متمرکزبسازند.تاکید برسیاست کادری وشایسته سالاری،ایجاب این رامی کند که دولت افغانستان هم ازستون پنجم پاکستان هم ازنااهلان بازمانده ازحکومت فاسد وتباه کارکرزی پاکسازی شود.متاسفانه،هنوزهم کرزی های فاسد درنهادهای دولتی هم فساد می کنند هم ازستون پنجم پاکستان درجهت فربه کردن تروریسم حمایت می کنند.برای اینکه، حکومت خوب وکارآمد شود وحاکمیت سرزمینی راتامین کرده بتواند،هیچ وسیله وابزاری جزراه اندازی یک سیاست کادری درست وزیروبالاکردن افراد شایسته،پاک ولایق درنهادهای دولتی بوده نمی تواند.زمانیکه سیاست کادری شایسته سالاروپیاد کردن درست آن باهماهنگی تیم های رئیس جمهورورئیس اجرائیه یک جاساخته شود،بدون شک،افغانستان دارای نظام سیاسی می شود.وقتیکه افغانستان دارای نظام سیاسی شد،پاکستان مرکزهای آموزش وپرورش تروریستان برای صادرکردن به کشورمارابسته باپذیرش احترام متقابل وارد صلح،همزیستی وهمسایگی خوب می شود.درغیراین صورت،ازرفت وآمدهای سیاسی ها وامنیتی های بازنشسته وبرحال آن کشوربه کابل،نتیجه ی درجهت مهارتروریسم وتامین صلح وآسایش،فراچنگ افغانستان نمی شود.

 


بالا
 
بازگشت