محمدعوض نبی زاده

 

تشدید رقابت میان قدرت های بزرگ جهانی

نظمِ نوین جهانی دکترینِ سیاسی است، که در سالهای اخیر رقابت میان قدرت های بزرگ اقتصادی و نظامی، جهان روی مدیریت آن  تشدید یافته اند ، نوام “چامسکی” تئوری پردازِ امریکایی،می‌گوید:«چون آمریكا  بیشتر ازین قادر به رقابت، با جاپان و اتحادیه‌ی اروپا نیست، سعی می‌كند مسایل جهانی را با ابزارهای نظامی حل وفصل كند .حالا کشورهای روسیه“هند” و “چین””برزیل” و افریقای جنوبی نیز به این حوزه‌ی اقتصادی جهان اضافه شده است، موازی با نظم نوین جهانی(اندیشه‌ی وابستگی) با مرکزیت -که کشور های “صنعتی” فعال دنیا منجر به توسعه نیافتگی کشورهای فقیر می‌شود، سال 2016 در حالی آغاز گردید که دامنه بحران های مختلف بین المللی ازسال گذشته به سال جدید کشیده شده است .چنانچه حملات تروریستی در پاریس، زمین لرزه نپال، بزرگترین بحران پناهجویان طی 70 سال اخیر و همچنین تشدید منازعه میان روسیه و اوکراین را شاهد بودیم، که میراث سال 2015 میلادی اند و انتظار می رود در سال جدید، بحران های مختلف بین المللی تشدید بیشتر پیدانماید.

خاورمیانه حساس ترین منطقه تقابل قدرت های جهانی و نبردهای ایدیولوژیک مذهبی است. شرایط کنونی دوران گذار در روابط بین المللی و تقابل ایدیولوژی های افراطی و فرآورده های نفتی است که بحران کنونی را بیش از هر زمان دیگری در منطقه خاورمیانه شعله ور می سازد.از انجائیکه بازی گران مهم بین اللملی استقلالیت خاورمیانه را تهدید بزرگ به قدرت اقتصادی و سیاسی  شان  می دانند واز این رو به تقویت گروه های تند رو  و هراس افگن مذهبی کمک می نمایند. موقعیت حساس ژیوپلیتیک و ژیواستراتژیک خاورمیانه در نظام های متحول بین المللی باعث گردیده است که اکثر کشورهای ذینفع در قضایای بین المللی درمحور تنش های سیاسی واقتصادی قرار گیرند, زیراموقعیت حساس اقتصادی و سیاسی کشورها باعث گردیده که افراط گرایی و هراس افکنی پای بازیگران مهم بین المللی را به این کشورها باز نمایند.چون بازیگران جهانی تصمیم دارند که درطی مدت  سی‌سال بخاطر تصاحب نفت باید خون بریزانند!

 پس از طلوع «بهار عربی»، احتمال به وقوع پیوستن یک مبارزه‌ی طولانی‌مدت، پرهزینه و مرگبار در خاور میانه  وجود دارد؛ طوریکه جنگ عراق پیامدهای مهمی در راستای تشدید تنش‌های بین اهل سنت و شیعیان داشت که دیگر وقت آن رسیده تا پارچه شدن عراق را به رسمیت شناخت و از شکل‌گیری یک کردستان مستقل در داخل مرزهای سابق عراق حمایت کردو تغییر رژیم در لیبی،که  یک دولت شکست خورده را به بار آوردو حمایت نیم بند برای تغییر رژیم در سوریه جنگ‌های داخلی طولانی‌ را ایجاد نموده است. افزایش تنش های عربستان با ایران، سناریوی وقوع یک منازعه مستقیم در منطقه به هیچ وجه غیر واقع بینانه نیست وهم چنین واکنش خنثی از طرف کشورهای آسیای مرکزی در بحران روابط مسکو-آنقره که اکثر آنان از اقدام روسیه در حمله به مواضع داعش در خاک سوریه حمایت کردند.

تعدد رهبران در جهان ، سبب بی ثبات تر شدن سیاست بین الملل شده که  در این مجموعه، رؤسای جمهور روسیه و ترکیه ومحمد بن سلمان، جانشین ولیعهد عربستان سعودی و پترو پروشنکو، رئیس جمهور اوکراین، شامل این گروه از رهبران میشوند. رئیس جمهور ترکیه در تلاش برای برقراری یک سیستم حکومتی است که به جای پارلمان، توسط شخص خودش اداره شود. در حالی که کمبود انتخابات می تواند سبب جریان یافتن اعتراضات مردمی در سطح خیابان ها شود. برزیل: کشور قدرتمند آمریکای جنوبی، در باتلاق بحران سیاسی وکسری مالی است چون دولت برازیل  قادر نخواهد بود که مسائل فزاینده کشور را حل و فصل کند. کشورچین: دارای استراتژی اقتصادی جهانی می تواند تعیین کننده ی پیامدهای سیاسی  و اقتصادی درجهان باشد که علیرغم رشد پایین اقتصاد جهانی، در مدت 6 سال حجم سرمایه‌گذاری چین در در آسیای مرکزی از 11 میلیارد دلار به رقمی بالغ بر 27 میلیارد دلار رسیده است.

 «اسلام کریمف» و «نورسلطان نظربایف»رئسای جمهور 78 ساله و 76 ساله آخرین دوره ریاست جمهوری خودها را پشت سر می‌گذارند و«امامعلی رحمان» رئیس جمهور تاجیکستان بیش از 2 دهه است که در رأس قدرت قرار گرفته و احتمال بقای وی بعید  نیست و«قربانقلی بردی محمداف» رئیس جمهور 59 ساله ترکمنستان که دومین دوره ریاست جمهوری را پشت سر می‌گذارد، هرچند برنامه هیچ یک از روسای جمهور آسیای مرکزی در خصوص ادامه و یا واگذاری قدرت  چندان روشن نیست اما بدون تردید تصمیم مربوط به انتقال قدرت در این کشور‌ها از سوی حلقه بسیار محدود نخبگان گرفته میشود که در چنین شرایطی برای مدیریت‌فعلی کشورهای آسیای مرکزی که نخبگان  این کشور‌ها با وارد شدن به تعاملات گروه‌های نخبه قومی و منطقه‌ای باید در رابطه به آینده خود نگرانی نداشته باشند و روسای جمهور فعلی نیز با کنار گذاشتن قدرت امنیت خود را تضمین کنندکه ادامه و یا واگذاری قدرت انجام خواهند داد .

موقعیتِ ژئوپلتیک و ژئو استراتیژیکِ افغانستان، مکانِ خوبی برای خشونت وکانالیزه ساختن نقشه های راه است، چنانچه دیدیم که جنگ (سنت ومدرنیسم) از شاه “امان” تا “داود” خان  درین کشورخیلی خوب جا افتاد،که جنگ (بلوکِ شرق وغرب) در گستره‌ی “جهاد” نتیجه داد وجنگ (رادیکالیزم و لیبرالیسم) درگفتمان هایِ (تروریسم و دموکراسی و صلح) وارد فازِ مهم از تنش‌های‌جهانی شد و بازیگران جهانی عبورِ(داعش) از آدرس افغانستان به قلمرو بکر و دست نخورده حوزه های نفتی کشورهای آسیای میانه است، که ریشه در مهارِ روسیه وکنترل ایران و زیر نظر داشتن چین از آدرس امریکا در خاک افغانستان را دارد. آنچه مسلم است جنگ نطم نوین جهانی در افغانستان، بین مثلث ایران چین و روسیه با امریکا وغرب می باشد.در نتیجه ی تداوم چندین دهه جنگ در افغانستان امروز بیش از دونیم میلیون مهاجر افغان در ۷۰ کشور جهان زندگی می‌کنند.وهر روز مردم کشور ما قربانی انتحار  و خشونت شده و انسانهای  بیشتری از ترس پاک‌سازی قومی و نسل‌کشی – به‌عنوان برآیندی از جنگ‌های نیابتی منطقه‌ای در افغانستان- تن به مهاجرت اجباری میدهند . در این جنگ هزاره ها تاوان بیشتری داده و میدهد و امکان دارد که سناریویِ ایزدی‌هایِ عراق درانتظار هزاره ها بجرم هزاره  وشیعه بودن باشدکه در این میان  هزاره‌ها چوبِ سوخت خواهد گردید، مگر اینکه بیدار شوند و(اپوکالیسم) هزارگی معجزه کند . چنانچه اوریپید، تقریباً ۲۵۰۰ سال قبل نوشت: «غم و اندوه بزرگ‌تر از، از دست دادن سرزمین مادری وجود ندارد.»

سال گذشته بارک اوباما ریس جمهور امریکا  اعتراف کرد که افغانستان پس از آن جنگ سخت و نفس گیر و پرتلفات همچنان یکی از خطرناک ترین نقاط جهان باقی مانده است. باو جود انکه او  در سال ۲۰۰۸ شمار سربازان آمریکایی در افغانستان را به نودهزار نفر رساندکه  در اواسط سال ۲۰۱۳ ایالات متحده آمریکا و متحدینش هنوز هم در مجموع ۱۳۰ هزار سرباز مستقر در افغانستان داشتند. اما این تعداد کاهش یافت و در حال حاضر شمار این سربازان مستقر در افغانستان به ده هزارنفر رسیده است، ولی نیروهای مسلح افغانستان هم متاسفانه از توانایی لازم برخوردار نبوده و قادر نیستند که مناطق آزاد شده را برای همیشه از گزند دشمن دور نگاه دارند.قرار معلوم  چونغربی‌ها خواهان ادامه ومسبب اصلی ادامه جنگ در افغانستان  است که راه دراز دولت و طالبان در رسیدن به نتیجه یکی از مسائل مطرح، تغییر تبدیل استراتژی جنگ به استراتژی صلح  است. زیراجنگ و صلح را در افغانستان حضور نیروهای بین المللی تعیین می کنندوجامعه جهانی بر هر دو طرف جنگ در افغانستان اشراف دارد.

در عین حال از زمان سقوط حکومت طالبان ، هیچ یک از دولت های مرکزی کابل نتوانست تشکیلاتی کارآمد برای اداره کشور ایجاد کند, جنگ قدرت بین اشرف غنی و عبداله عبداله پس از انتخابات ریاست جمهوری همه امور کشور را فلج کرد و در نهایت یک تقسیم قدرت توانست موقتا به این جنگ پایان دهد .از همین رو همان سیستم قضایی سخت گیرانه طالبان ، برای بسیاری از مردم افغانستان مناسب ترین آلترناتیو به شمار می آید. پس از ان که چند صد جهادی اروپایی بعداز جنگ افغانستان به سوریه و عراق کوچ کردند اما به مرور زمان به هزاران  نفر افزایش یافته اند. با توجه به اینکه داعش جذابیت زیادی برای جوانان به ویژه سلفی‌ها دارد واز طرفی گروه‌های تروریستی مانند طالبان و القاعده از برند داعش برای گسترش عملیات‌های خود استفاده می‌کنند که سبب تقویت این گروه در پاکستان شده است و داعش با کمک لشکر‌جهنگوی، طالبان و القاعده در حال افزایش نفوذ خود در پاکستان و افغانستان  است ، بحران تروریسم در پاکستان، تبدیل به یک کابوس زنده شده است.  اکنون، ظهور داعش ، تنها می‌تواند به بدترشدن وضعیت بینجامد وسازمان استخبارات نظامی  پاکستان ، باید تلاش‌های اساسی برای پایان بخشیدن به استفاده از تروریسم به‌عنوان یک ابزار در سیاست خارجی دوری کند.

                                       بیست و سوم – ماه – جنوری – سال – 2016 میلادی

 

 

 


بالا
 
بازگشت