استاد صباح

 

چرا ملل جهان متحد نشدند؟

بخش سوم

این جهان جا پست اولین وآخرین دنیایی که عکاسان سیرش،
برای جایزه ازگرسنگان جهان سوم عکس می‌گیرند ...وگرسنگان هنوزدنبال يک لقمه نان سرگردان اند.

تابلوي نقاشي ازکودکي که درچهارراهي بوت رنگ ميزد، نقاش تابلورا ثروتمند کرد.

وهنوزسرهمان چهارراهي کودک گرسنه بوت هارا پالش میزند کودکی که بهترین سوژه بود

شعرشاعر به چند زبان ترجمه شد.
کارگردان جایزه ها را درو کرد
شاعرونويسنده ازگرسنگي درگوشه خلوت خانه کرايي اش جان سپرد.

آیا ملت های گرسنه و سیر می توانند متحد شوند ؟

تز اتحاد ملت های استعمارگرو استعمار شده را چه کسانی مطرح کردند؟

از روزولت باید پرسید ،چرا ملل جهان متحد نشده اند؟ در اولین بیانه ای که کشورهای فاتح  جنگ جهانی دوم  صادر کردند چرا حقی که برای خود در تعریف ارکان و نهادهای وابسته به سازمان ملل قائل شدند برای کشورهای شکست خورده در نظرنگرفتند ؟

جامعه ی بشری سالها ست نظاره گر نابرابری های اجتماعی از جمله کمبود غذا وگرسنگی درجای جای این کره خاکی است .خطری پنهان وسلاحی مرگبار جامعه انسانی را تهدید  می کند  و به آرامی ناباورانه انسانیت رابه مسلخ مرگ می کشاند.

 انسانیت ما کجا رفته ؟

انسانی که همه چیزش درتايرموترها ي بی برگ قرن بيست يک گیرکرده است !

واژه ای نا آشنا که کاربرد معمولش برای فریب ملتها و توجیه غارتها و ظلم ها  تفسیر می گردد

انسانی که واژه غریب انسانیت را تنها در لای کتابهای به خاک نشسته کتابخانه های شهر جستجو  می کند،چطور می خواهد از حیثیت هم نوع خود دفاع کند ؟

اصطلاح «ملل متحد» را نخستین بار فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم برای اشاره به متفقین بکار برد. اولین کاربرد رسمی این اصطلاح در بیانیه اول جنوري ۱۹۴۲ ملل متحد بود که در آن متفقین از مفاد منشور آتلانتیک پشتیبانی و اعلام کرده ‌بودند که از صلح جداگانه با نیروهای محور خودداری خواهند کرد.

انسان گرسنه ای که قرار بود به وعده حاکمان ثروتمند قرن نکبت بار بیست ویکم دیگرگرسنه نباشد وتاوان همه چیز خواهی انسان سیر شده را نپردازد کجا رفته است؟

انسانیتی که درصدای مهیب شلیک توپ و تانک ها وغرش  پیشرفته ترین جنگ افزارهای نظامی  جهان گم گشته وهیچ ردپایی از آن به جا نمانده است کی نمایان خواهد شد؟

انسانیت چکمه پوشان خشنی که بر گریه های دردناک زنان ستم کشیده اش درسومالی ،کنیا، بوسنی ، بحرین،عراق،افغانستان،فلسطین وجای جای این کره خاکی می خندند ،چه معنایی می تواند داشته باشد؟

کسانی که بر بی عدالتی و تبعیض انسانها وتقسیم آنان به رنگ های ظالمانه سیاه و سفید خرسندند ،کی بر منش انسانی والهی خویش اعتراف می کند؟

 

نزدیک به 870 میلیون نفر از 7.1 میلیارد نفر،به عبارتي ديگر یک هشتم نفوس جهان، از سوء تغذیه مزمن رنج می برند. تقریبا تمام افراد گرسنه- 852 میلیون نفر- درکشورهای در حال توسعه زندگی می کنند،اين ميزان حدود 15 درصد ازنفوس  كشورهاي در حال توسعه را تشكيل مي دهند.

انسانیتی که کودکان مظلوم گرسنه را به حال خود بی شرمانه رها نموده است چرا بیدار نمی شود؟

حقیقت این است پدیده گرسنگی در بسیاری ازنقاط حاصلخیز هنوز جان انسان ها را می گیرد. با این وجود می توان به این نکته مهم اذعان نمود که انحصار غلات وبهره برداری های سیاسی از گندم بر معادلات سیاسی،اقتصادی و اجتماعی کشورها نقش بسزایی داشته،در طول قرون گذشته میلیونها انسان گرسنه قربانی این نگرش نفرت انگیز شده اند که حتی نتوانسته اند شکم خود وفرزندانشان را سیر نمایند.اگر نگاهی عادلانه به طبیعت داشته باشیم سرزمینی بدون از موهبت الهی پیدا نمی شود حتی در بیابانهای برهوت می توان با ارائه راهکارهای عملی از بلای گرسنگی ساکنان این مناطق در سخت ترین شرایط جلوگیری نمود .همه نقاط زمین به اندازه تأمین زندگی بشر و آسودگی ساکنانش ظرفیت و توانایی دارد واین شرایط طبیعی را فراهم نموده است.اگرچپاولگران چشم طمع به ثروت های این مناطق نداشته باشند و با نیرنگ و خودکامگی زمینه قحطی و شرایط دشوار زندگی  را برای این ملت ها پی ریزی ننمایند، به یقین شاهد انسان گرسنه ای نخواهیم بود تا برای زنده ماندن دست به هر عمل غیر انسانی ورفتار ناپسند اجتماعی بزند.  

حوادث دلخراش قرن حاضر قلب هر انسانی که به انسانیتش معتقد است و انسان را باور دارد به درد می آورد.درد گرسنگی وآثار زیانبارش تعریف معادله ساده ای است.عدم تقسیم عادلانه ثروت

وگرسنگی واژه غریبی نیست، نداشتن و نخوردن !! همین است وبس!

گرسنگی احساسی از نوع شرم بر بی شرمی بشر امروز

و تداعی کننده همه رنج های بشریت است.

میهمان همیشگی وناخوانده سفره های بی رنگ  فقرا وکابوس سیاه انسان ستیزی،

تلخی روزگار وسرسختی انسان هایش،نماد حقیقی  تبعیض وسکوت مرگبار رنج های او،

دنیایی از پرسش های بی پاسخ درکوران زندگی ودر اعماق دلهای فروخفته بشریت است.

تعریف نومیدی از روزگار و روزهایی که سراسیمه می آیند.

پرسشی بی پاسخ از کودکی غمگین ،آواره وگرسنه!

دنیایی از ناشکیبایی است،واژه ای آشکار از جنس تاریکی بر انسانیت مبهوت

راهی بی پایان از سختی زندگی ودلزدگی.

فریاد فروخفته درحنجره خشک انسان های ناتوان ودرد دلی بی گوش شنوا !

پیامی از جنس اضطراب وشکننده برای روح های ناآرام

در جستجوی پرسش های بی پاسخ  همیشگی تاریخ!

ماگرسنه ایم؟

خاطرات تلخ  زندگی انسان های گرسنه ومظلوم دیروز،امروز و فردا.

حکایت کودکی تنها ورها شده در پناه خدا به امید دست نوازشگری ویا بوسه ی گرمی برگونه ها ی خشکیده اش.

دستی مهربان از جنس دستان پرمهر پدر

وبوسه ای سرشار از مهربانی ومحبت مادر.

شاید هابیل هم گرسنه بود!

سوگند به تنهائیت ای انسان سرگشته!

فرزند آدم؛

به اشک های غلتان بر صورت چروکیده ات

ودست های لرزان بی رمقت،

به سرگشتگی توکه از رنج گرسنگی حیرانی و به تماشای دستان بی خیر ما  مبهوت

ما بدهکاریم به لحظات بی کسیت

وشب های بی خوابیت.

سوگند می خوریم  به ستارگانی که شبا هنگام محو تماشای بی خیالی جمعی انسان نمایند.

موجوداتی دوپا ،غرق در خوشی های ناخوشی روزگار و بی خیال روزگار.

سوگند به مهتاب که  قصه گوی شب های تنهایی توست.

سوگند به آسمان رفیع این سقف بی ستون ،

سقف گسترده خانه های بی دیوار وفرش،

شاهد بی ادعای همیشگی گرسنگان تاریخ !

سوگند به اصل انسانیتمان که بر بی انسانی ما  ضجه می زند.

به روح مقدسی که به کالبد بی جانمان حیات بخشید تا به حکم انسان بودنمان  یار و غمخوار یکدیگر باشیم،

به اشکهای جاری شده بر گونه های کودکی گرسنه

و نفس های بریده شده مادری سوگند

ما مسئولیم در برابر یکدیگر، در برابر اصول اخلاقیمان 

در برابرکودکان گرسنه ای که حریصانه پستان بی شیر حیوانی  را می مکند

 مسئولیم ومتعهد ؛

اما چه مسئولیتی در برابر این همه انسان گرسنه به عهده گرفته ایم ؟

می دانیم انسان امروز قربانی هوس های ناتمام خویش گردیده است 

چرا زندگی دردناک گرسنگان را درک نمی کنیم؟

یکی سیر می خورد چون دارا ست ودیگری کم ،چون ندار

عجبا از این قانون وحشت بار !

چگونه می توان ادعا کرد جامعه جهانی از این معرکه بزرگ به دور خواهد بود،سیل غمبار و ویرانگر گرسنگی به شهرو دیارو خانه ی ما هرگز نخواهد رسید؛این چه باور غلطی است؟

مکیدن پستان بی شیرگاو شاید به دردناکی آن تصویری نباشدکه انسانی را در پشت گاوی شاهدیم  که از شدت گرسنگی دهان بر....؟  گذاشته وچه رقت بار ادرار آن گاو را بی اختیارمی مکد

در برابر این همه ظلم به انسانیت چه پاسخی داریم؟

این لکه ننگ بر دامن کل بشریت خواهد ماند

این صحنه دلخراش حقیقت تلخ  نومیدی انسان های گرسنه به دستان بی سخاوت بشریت امروز است،

دریچه ی نومیدی به دنیای آدم نما های مرفه وبی درد.

خاطره تلخ گرسنگی همه بشریت ودورنمایی مبهم ازآینده تاریک فرزندان آدم بر زمین!

زنگ خطری است برای نابودی بشر و رسوایی او،

پیامی از جنس قساوت قلب های بشریت،  

فریادی است برهمه کاخ نشینان بی درد وشب نشینان سرمست،

هشداری، به پایان زمان

وبدبختی وفلاکت  پابرهنگان،

بغضی ترکیده از هیاهوی درون انسان گمشده وگرسنه،

تعریفی از خفت وخواری وشرمساری انسانیت

قصه قابیل،اولین ارباب بیرحم تاریخ

وهابیل اولین قربانی مظلوم این خاک که تنها جرمش تلاش برای عدل ومساوات بود بر زمین

چه مظلومانه در خون سرخش غلطید تا زمین این شاهد خاموش، تا ابد بر حقانیتش شهادت دهد

 براستی،شاید او هم گرسنه بود!

تکرار مصیبت آدم وقصه ناتمام سرگشتگیش ،رانده شده از بهشت وهبوط بر زمین

یادآور محنت های نوح بر سرکشی قومش

ورنج های ابراهیم پیامبر خدا،

سختی های موسی شبان،

اشک های خشکیده یعقوب در فراق نور چشمش،

ناله های بی کسی یوسف در قعر چاه،

تهمت های ناروا بر عیسی پیامبر،

وفریادهای تاریخ ساز محمد بر اشراف بی درد قریش،

سند رسوایی  تقسیم بشریت ، نتیجه نامطلوب بی عدالتی حاکم بر جهان 

مهر تأییدی بر شکست طلسم نامبارک نظام های نوظهور انسان پرستی،

حقیقت فروپاشی چارچوبه مکتب های" ایسم "دار پول نهاد است،

زلزله ای بر اندام باد کرده حکمرانان مست شده

وبرچسبی سیاه بر تابوت بی پیکر سیاه نماها است .

براستی ما از کدام نسلیم ،

سلسله هابیلیان یا قابیلیان؟

دردهایی که آرزویم نگفتن آنها بود

از قاره سیاه آفریقا،آنجا که انسانهایی مثل ما زندگی می کنند، تصویری از درماندگی کودکی را دیدم که در سال 1994 توسط عکاسی به نام "کوین کارتر" گرفته شده بود.رها شده در بیابانی خشکیده        بی حیات که به جز پوست واستخوان چیزی از او به جا نمانده بود. 

مسافتی را در پی یافتن غذا روی زمین خشک ،بی آب و علف با دست و پا حرکت کرده بود  تا خودش رابه کمپ سازمان ملل متحد که در یک کیلومتری محل سکونتش بود برساند.در کنارش پرنده ای لاشخور منتظر مرگ او ویا درحقیقت به نظاره مرگ انسانیت نشسته بود.

چه صحنه ی دلخراشی !

تصویر تکان دهنده ای که جهانیان را در بهت و حیرت فروبرد و همه انسانهای دردمند را شوکه کرد.

تابلوی وحشت بار مرگ وحیات،

دورنمای سیاه آینده مبهم فرزندان آدم،

پیوند نامبارک فقر و زندگی،

وتولد نامیمون گرسنگی،

 در یک کلام این تصویر سمبول همه دردهای ناتمام انسان است.

اما،دریغ از انسان باوری ما.

تصویری که انسان های لوکس دنیای برتر آن را به عنوان بهترین عکس سال 1994انتخاب و جایزه پولیتزر را تقدیمش کردند گرچه سزاوار بود این سند قابی بر پشت میز سردمداران  جهان قرار         می گرفت تا بیچارگی انسان های درمانده وتنها،هرگز از یاد شان نرود.

بلي ؛ اینها گوشه ای از واقعیات تلخ سرنوشت بشریت امروز است.

تراژدی هولناک مرگ انسانیت،  دنیای رقت بار انسانهای گرسنه ای که دیگر نای سخن گفتن و راه رفتن ندارند.

پرونده قطور وسیاه قدرت های  سلطه جویی است که جز به غارت و کشتار نمی اندیشند وفرجام  کارشان محصولی جز فقر ،گرسنگی وآوارگی انسانها به بار نخواهد آورد.

 

++++++++++++++++

 

فريادي ازبي عدالتي وزورگويي

 

عصرجنگنده هاي بي سرنشين وماهواره هاي نظامي

بخش دوم

کودکان قربانیان اصلي سوء تغذیه محسوب مي شوند. کودکانی که ازسوء تغذیه شديد رنج مي برند هر ساله تا 160 روز از سال را با بیماری پشت سر مي گذارند.  تغذیه نامناسب نقش مهمی در نیمی از 10.9 میلیون مورد مرگ و میر سالانه کودکان جهان را دارد  سوء تغذیه، همچنين بر کوتاهي قد، 32.5 درصد از کودکان در کشورهای در حال توسعه تاثر مستقيمي داشته است. به لحاظ جغرافیایی، بیش از 70 درصد از کودکان دچار سوء تغذیه در آسیا، 26 درصد در آفریقا و 4 درصد در آمریکای لاتین و کارائیب زندگی می کنند. در بسیاری از موارد، حتی قبل از تولد، مادر نيز دچار سوء تغذیه مي باشد. سوء تغذیه زنان باردار در کشورهای در حال توسعه باعث آن شده كه يك ششم كودكان با وزن كم متولد شوند،متعاقبا اين امر باعث افزايش ناتوانی های یادگیری، روانی، عقب ماندگی، بهداشت ضعیف، کوری و مرگ زودرس در بين كودكان مي شود.

از طراحان جنگنده های بی سرنشینی که زندگی پيلوت قومیت خود را برمرگ هزاران کودک و زن گرسنه ی سرزمین های غارت شده جهان سوم ترجیح می دهند. از آنان باید پرسیدکه بی واهمه در جستجوی پس مانده های خود ساخته  تروریسم در DNAخون ساکنان بی دفاع افغانسان بردست های بی رمق زنان و کودکان مظلوم این دیار سرنگ فریب میزنند.  از آنانکه با طرح نقشه های بدبینی تفکیک قومیتی ومذهبی در مراکز فرماندهی سازمان های امنیتی و جاسوسی به فکر گسترش قلمرو سیاسی خود  جا خوش کرده اند.

در پشت درهای بسته وکاخ های فولادین و بی روزنه شورای حقوق بشر تشکیل می دهند از حقوق بر باد رفته بشریت سخن می گویند با اعضایی ثابت از انسان های  بی رحم  وبی اطلاع از دنیای پیرامونشان ودقایقی دیگر بی شرمانه با پر رویی تمام سر از اتاق جنگ در می آورند تا آمار انسان های کشته شده در جنگ های تحت مدیریت شان را در دفتر سیاه حقوق به اصطلاح بشر ثبت نمایند سپس در پشت تریبونهای وابسته خبری جهان که از جیب مبارکشان ارتزاق می کنند ازمدیریت جهانی ،نجات بشر و رفع فقر وگرسنگی در اقصی نقاط جهان سخن می رانند وبا نوشتن مقالات خوشرنگ در قالب ادبیات کلاسیک ازحقوق حیوانات تا انسان ها  هزاران سطر ادبی به رشته تحریر در آورده اند.اما با کمال تأسف نتیجه این  تعاریف،چالش بزرگ گرسنگی انسان های قرن بیست و یکم  است که میلیون ها نفر از زنان وکودکان سرگشته و ناتوان درکشورهای مختلف با این پدیده شوم دست به گریبانند که بر این اساس ضرورت بسته ی نجات جامعه بین اللمل بیش از هر زمانی برای سیری شکم این ملت ها کاملا احساس می شود.

  چرااز هرشش انسان زنده بر روی کره زمین یک نفر باید گرسنه بخوابد؟

غارت معادن طلا،الماس ودیگر معادن کمیاب در قاره سیاه چه معنایی دارد؟ درست است که تعدادی ازکشورهای جهان سوم  توانایی سیر کردن شکم  مردم خود را ندارند اما حق استفاده از ثروت های خدادادی کشور خود را که دارند ! سئوال اساسی که سالهاست دراذهان عمومی ملت ها ی چپاول شده بی پاسخ مانده این است: اگر دنیای مرفه غرب و یا بلوک به اصطلاح سرمایه داری خود صاحب  چنین معادن استراتژیک ،چاه های نفت ودیگر ثروت های زیر زمینی دنیا ی شرق یا به اصطلاحی جهان سوم بودند اجازه گرسنگی وبدبختی ملت خود و سیری شکم  انسانهای غیرخود ویا به نوعی دنیای شرق را می دادند؟ جنگ،کودتاهای متعدد و نظامیگری وهمچنین تقسیم شک برانگیز مرزهای جغرافیایی ملت ها به سرکردگی استعمارگران در نقاط مختلف جهان سالیان متمادی است در پدیده شوم قحطی و گرسنگی ملت ها نقش مؤثری دارد.پیامدهای زیانبار این چنین تحرکات علاوه بر کشتن ،زخمی شدن وآوارگی انسان های بی دفاع تداوم جنگ های داخلی بوده که جز نابودی مزارع و کشتزارها ،آلودگی آب ودر نهایت فقر حقارت بار و بدبختی انسان ها حاصلی به بار نیاورده است.در این گونه ممالک انسان هایش  به علت کمبودغذا،رواج فقر ،بیسوادی،سطح پایین فرهنگ و بهداشت ،سوء تغذیه ورواج روز افزون بیماری های روانی و ناراحتی های جسمی تابلوی هولناک ، غم انگیز وبسیار فاجعه باری به تصویرکشیده است .

چرا بشریت به چنین سرنوشت فلاکت باری گرفتارشده است؟

همه ملت ها چشم امید به سیاست های سازمان ملل متحد دوخته اند.سالهاست منتظر نسخه های نجات بخش لاتین وترجمه شده به سایر زبانها ی ملل که از کاخ  شیشه ای نیویورک  بیرون می آید نشسته اند.

آیا درسازمان مللی که نمایندگان همه کشورهای دارا و ندار حضور دارند راهکاری اساسی برای نجات سیل عظیم گرسنگان جهان وجلوگیری از جنگ و خشونت علیه بشریت گرفته شده است ؟

البته منکر خدمات این سازمان در حل بسیاری از بحران های خشونت بار جهانی نمی شویم علیرغم تلاش های سازنده و پیگیری های مؤثری که درحل مناقشات بین الملل وخشونت ها ی جهانی داشته ،هنوز جامعه بشری نگران اعمال نفوذ قدرت های سلطه جو و بهره برداری های سیاسی از این سازمان  به سرمی برند. سازمان ملل متحد برآمده از رأی و نظر ملت های جهان است باید خطر گرسنگی بشر را به عنوان مهمترین بحران قرن حاضر در دستورکار قرار دهد. نباید وقت نشست های مهم این سازمان معتبرجهانی صرف خواسته کشورهای صاحب نفوذ ودارنده همیشگی برگ برنده حق وتو شود وتحت تأثیر سیاست های توسعه طلبانه این گروه که بر مبنای تفکر اعمال فشار در قالب زورناتو و حکم شورای امنیت استوار است قرار گیرد.منشور ملل متحد همه انسان ها را فارغ از رنگ ،نژاد ،ملیت ومذهب برابر به حساب می آورد وضمن خرابی همه دیوار های پلید نابرابری و تبعیض تعهد  می نماید در برابر هر گونه  تخطی به حقوق انسان ها ونجات بشر از گزند روزگار مسئول و پاسخگو باشد.

 

 

+++++++++++++++++++++

 

بخش نخست

در حکومت غني ، کاهش شدید رشد اقتصادی و گسترش ناامنی، فقر و بیکاری افزایش یافته است. فقر در افغانستان در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به ۳۶ درصد می‌رسید و این رقم در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ سه درصد افزایش یافت و به ۳۹ درصد رسید و این وضعیت به این معناست که ۱.۳ میلیون افغان اکنون قادر به تامین نیازمندی‌های خوراکی و غیرخوراکی خود نیستند. ارقام سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ نشان‌دهنده‌ی وضعیت بدتر فرصت‌های کاریابی است و از سال ۲۰۱۲ به بعد بیکاری درولايات وولسوالي ها سه برابر افزایش یافته است. در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ تقریبن دو میلیون افغان بیکار بودند که از آن جمله ۶۰ درصد آنان مردان و ۷۴ درصد از این بیکاران در منطقه‌های روستایی زندگی می کردند. جوانان و کارگران بیسواد  قشرهایست که بیشترین ضرر را متحمل شده‌اند، چنانچه در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ از میان هر سه جوان، بین سن ۱۴ تا ۲۴، یکی از آنان بیکار بوده‌اند که سهم بیکاری جوانان ۴۶ درصد از کُل افراد بیکار را تشکیل می داد. پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی افغانستان به گونه‌ی فزاینده‌ با خطر رو به رو است و دلیل‌های مختلف معتبر نشان می‌دهد که سطح فقر بیشتر از پیش افزایش یافته است.  با افزایش میزان ناامنی، شکنندگی وضعیت کشور بیشتر شده و زندگی مردم بیشتر از پیش با "مانع‌ها و مشکل‌های غیرمترقبه" آسیب پذیر شده است. این کشمکش‌ها احتمال این را که فقر از نسل امروزی افغانها به نسل بعدی انتقال یابد بالا می برد؛ چون برای کودکان زمینه‌ی رفتن به مکتب مهیا نبوده است و بیشترین خانواده‌ها ناگزیر بیجا شدند.

قریب یک میلیارد نفرازمردم جهان در فقر و بدبختی به سرمی برند.مطابق آمارهای رسمی اکثریت قابل توجهی از گرسنگان درکشورهای کمتر توسعه یافته جهان سوم سکونت دارند.طی گزارش های سازمان خواروبارکشاورزی(FAO)تعداد گرسنگان جهان هرروز افزایش چشمگیری یافته،با ادامه بحران کمبود موادغذایی وتکرار فاجعه انسانی دراقصی نقاط جهان خطری بزرگ نسل بشریت را تهدید می کند.به یقین گرسنگی سلاحی مرگبار وغیر انسانی ست که در حال حاضر از هرشش نفر جان يکنفر را تهدید می نماید.اگر حکمرانان جهان برای گرسنگان کاری نکنند، قطعاٌدر آینده ای نه چندان دور مهار این فاجعه ی خاموش غیرممکن خواهد بود.سازمان های بین الملل باید با درک شرایط حساس کنونی  برای کاهش تعداد گرسنگان وتأمین امنیت غذایی آنان چاره ای بیندیشند.جهان خفته در هیاهوی شهرنشینی دیگر صدای کودک رنگ پریده آفریقایی یا دیگر کودکان گرسنه ی جهان را نمی شنودکه از سوء تغذیه چشمانشان از حدقه درآمده و استخوان بدنشان زیر پوست خشکیده شان نمایان است.همه ما از هر نژاد،قومیت ونسلی که باشیم انسانیم.باید به حرمت انسان بودنمان ضمن احساس همدردی، در پی التیام دردهای یکدیگر باشیم.اینک ضمن احترام به همه خیرخواهانی که در پی درمان دردهای بشریت آستین همت بالا زده اند وبرای پایان بخشیدن به هیولای زشت گرسنگی و نابرابری در دنیای پرتلاطم امروز از هیچ کوششی دریغ نکرده اند، مجموعه نوشته ای تحت عنوان" پرسش های بی پاسخ "، که یادآور سرنوشت درد آور کودکان گرسنه یا بهتر بگویم همه گرسنگان تاریخ است را تقدیم می نمایم،امید است همه ما انسانها بتوانیم با احساس مسئولیت در برابر یکدیگر به خصوص خیل عظیم گرسنگان، مبارزه جدی وعملی با این پدیده شوم ودرد خانمانسوز را آغازنمائیم که این مهم تنها با تکیه بر ایمان قلبی و تعهد انسانیمان برای پایان بخشیدن به تراژدی هولناک مرگ گرسنگان استوارخواهد بود .

 آیا ملت های  گرسنه و سیر می توانند متحد شوند ؟

روزی که انسان به فکر تسخیر جهان افتاد وآپولو11 اولین سفینه فضایی این موجود ناشناخته وحریص را بر فراز ماه فرود آورد، آنروز قلب بشر آرام گرفت.

ما جهان را فتح کردیم  وبر بلندای آن سیاره خاموش  قدم گذاشتیم.

خبر پرواز انسان به دنیای بیکران وفتح ماه جهانیان را در بهت وحیرت فرو برد؛

خبرهای خوشی از پیشرفت تکنولوژی، اختراعات عظیم و باورنکردنی یکی پس از دیگری به گوش می رسید.

انقلابی عظیم در دنیای کوچک انسانها رخ داده بود ، پرواز بر فراز آسمان ،ساخت  قطارهای       سریع وسیر،کشتی های غول پیکر،فضاپیماهای فوق مدرن که تا اعماق فضا پیش می رفتند،پیش بینی حوادث طبیعی وغیر طبیعی توسط رادارهای پیشرفته وکشف اسرار آمیز انرژی اتمی وعلوم جدید همه وهمه نشان ازعظمت ، قدرت و خلاقیت دنیای بشر داشت .  اما بلافاصله خبرهای تلخی از گوشه و کنار جهان به گوش انسان ها رسید،خبرهای تهدید کننده ی جان بشریت در دنیای توسعه یافته براستی تعجب آور بود.

با تیتر بزرگ روزنامه های پرطرفدار جهان نوشتند :"گرسنگی جان بیش از یک میلیارد انسان را تهدید میکند ".

این خبر قابل تأمل ساکنان تنها سیاره ثروتمند وحیات بخش کهکشان راه  شیری را متحیرکرد بود،آیا براستی انسان گرسنه ای وجود دارد؟  گرسنگی حقیقت زندگی فرزندان زمین ثروتمند است. جای جای این کره خاکی طعم تلخش را چشیده اند . وطن ما ،وطن شما ودر سرزمین های دوردست تردر روستاهای دور و نزدیک  شهرها ؛ کوچه ای که در آن زندگی می کنیم یا حتی همسایه دیوار به دیوار خانه مان که خبر نداریم همه جا انسان گرسنه وجود دارد. از دیرباز تا کنون بلایای طبیعی زیادی جان انسان ها را تهدید کرده است. سیل ،زلزله،آتش سوزی ودیگرخطرات طبیعی به نوعی بلای جان انسان بوده اند. اگر بخواهیم  دربین حوادث بی شمار طبیعی و غیر طبیعی که لطمه های جبران  ناپذیری برپیکره ی آسیب پذیر نسل بشر از ابتدا تا کنون گذاشته ، به یقین گرسنگی و فقر را می توان یکی از دردناک ترین حوادث ناخواسته قرون گذشته وحال دانست که میلیونها انسان بی گناه و بی دفاع را قربانی نموده است.

 دردهایی از قبیل :خودکشی خانواده ی هندی ، فروش پسر بچه خانواده بنگالی، قاچاق کودکان و نوجوانان  آسیایی وآفریقایی، شکستن دست و پای کودک پاکستانی توسط پدر سنگ دل و بیرحمش برای مقاصد شوم وغیر انسانی گدایی و تکدی گری، راهزنی وگروگانگیری،  مکیدن پستان خشکیده آن گاو توسط کودک گرسنه آفریقایی،

و هزاران فاجعه آشکار و نهان دیگر،همه و همه دردهای مشترک بشریتند.

پرسش اساسی اینجا مطرح است،چگونه می توان بیش از یک میلیارد انسان گرسنه جهان را از عفریت مرگبارگرسنگی نجات داد؟آیا تا کنون کسی به داد خواهی  این ستم دیدگان زمین پاسخی داده است؟

نباید فراموش کنیم رنجی که بر انسان گرسنه امروز و دیروز تحمیل شده؛ نتیجه بی عدالتی وجمع شدن ثروت ومنابع غذایی در انحصار گروهی انسان خودخواه ، فرصت طلب وبی رحمی است که به ناحق با اعمال سیاست های ضد بشری ونادیده گرفتن حقوق انسانی ملت ها ،اکثریت قابل توجهی از درماندگان و فقرا را بی شرمانه گرسنه نگه داشته اند. پس سکوت ما در برابر گرسنگی انسان ها چه معنایی دارد؟

شاید شنیده باشید کشورهای مرفه جهان  برای تعادل وحفظ قدرت تسلط بر بازارهای جهانی سالانه هزاران تن گندم و سایر حبوبات را به قعر اقیانوس ها می ریزند؛ تا جایی که صاحبان کمپانی های بزرگ این روند را عاملی جهت جلوگیری از خطر تولید اضافی محصولات خود توجیه می نمایند.اما در مقابل این اقدام شرم آور در کشورهای مختلف جهان حتی کشورهای توسعه یافته میلیونها انسان سرگشته و گرسنه برای سیری شکم خود شرف و حیثیت شان را می فروشند و یا مظلومانه بر اثر گرسنگی جلوی چشم کور آنان جان می سپارند. این نابرابری زشت ورفتارهای غیر انسانی واقعیت های تلخ دنیای به خواب رفته مدرن است که همچون کرم ابریشمی تارهای محکم و          بی روزنه ای به دنیای اطراف خود تنیده است وبی خبر از زندگی وحشت بار انسانهای پیرامون خود بدون دغدغه واحساس مسئولیتی سالهاست شاهد پرادعای مصیبت های جانسوز بشر می باشند.دغدغه ذهنی نسل گرسنه امروز پرسش بی جواب همیشگی است که باید نسل مرفه امروز  پاسخگوی آن باشد.گرچه این عوامل غیر انسانی رابطه مستقیم  با اندیشه های غلط نظام سرمایه داری، باورهای بی اساس نسل های گذشته در تقسیم بندی بشریت به طبقات چندگانه ودر حقیقت زیاده خواهی و طمع ورزی انسان حریص و سیری ناپذیر این عصر دارد.

از چه کسانی وچه چیز هایی باید پرسید؟

از زندگی پرتنش بشر ودردهایش ،

از روزگار سخت وحوادث ناگوارش،

از وعده های پوچ بهبود اوضاع اقتصادی کشورهای فقیرکه هرگز جامه ی عمل نپوشیده است.

از رویدادهای تکان دهنده ای که هرروز به عنوان خبری مهم در صفحات روزنامه ها ،جراید ودیگر رسانه های دیداری و شنیداری بدون تجزیه و تحلیل وعواقب ناگوار آن منتشر می شود

از جنگ افروزان تا دندان مسلح،که صدای چکمه های پولادینشان گوش عالم و آدم را کر نموده است.

از مدعیانی که ژست نجات می گیرند و خود حلقه های در هم تنیده  اسارت را به گردن ملت ها آویخته اند،

از انسان های گرگ صفتی که بی رحمانه در پی غارت ثروت کشورهای فقیر وگرسنه به کمین نشسته اند،

آنان که با حکم چماق ، زور اسلحه و تانک  با کودتای خشن  به تغییر حکومت های مردمی  مشغولند وداعیه دار اعطای نشان آزادی به انسانهای گرسنه  سرزمین های دور و نزیک می باشند.

از منادیان حقوق به اصطلاح بشر باید سراغ سیری شکم خود را گرفت.

آنان که این واژه های فریبنده ودهان پرکن را ابزاری برای سرکوب و به بند کشیدن انسان ها  قرار داده اند،

شعار برابری و برادری انسان ها  سر می دهند و با ریسمانی از رنگ سیاه وسفید به تقسیم ظالمانه بشریت همت می گمارند. جهان را با راه اندازی جنگ وخشونت به سرزمین های پر خطر وناشناخته ای مبدل کرده اند و  گورستا نها را به برکت وعده های توخالی رونقی دیگر داده اند.

 

 

 


بالا
 
بازگشت