مهرالدین مشید

 

کاهش خشونت پاسخی به صلح یا بهانه ای برای خروج

امضای توافقنامه با طالبان و افگندن توپ صلح در پای حکومت و گروه های سیاسی

 

زلمی خلیلزاد نمایندۀ خاص امریکا در روند صلح افغانستاندر ماۀ اسد سال ۱۳۹۷برای نخستین بار به هدف پایان جنگ افغانستان با هیأت طالبان به رهبری استانکزی در دوحه دیدار به عمل آورد. اکنون که از آن روز ۱۱ ماه و ۲۱ روز سپری شده است و تا کنون هیآت های امریکایی و طالبان یازده بار با هم گفت و گو کرده اند. هدف این گفت و گو ها پایان جنگ نوزده سالۀ امریکا با طالبان خوانده شده است. اجندای این گفت و گو ها از همان آغاز موضوعاتی مانند، چگونگی خروج نظامیان خارجی از افغانستان، استفاده نشدن خاک افغانستان بر ضد امریکا، گفتگو های بین الافغانی و آتش بس تشکیل می داد.

چندی بعد از این دور دوم گفت و گو ها میان دو طرف آغاز شد  و در این دور طالبان خواهان رهایی زندانیان شان از زندان های افغانستان از سوی امریکایی ها شدند. پس از این نشست خلیل زاد به کابل آمد و با رهبران حکومت افغانستان دیدار و گفت و گو نمود. چند هفته بعد خلیل زاد در راس هیأت امریکایی بار سوم با هیأت طالبان در دوحه دیدار نمود و روی چهار موضوع  گفت و گو های شان را ادامه دادند. هفته‌ها پس از آن، هیأت امریکایی‌ها و طالبان برای بار سوم در شهر ابوظبی رو در رو باهم نشستند و روی خواست‌های یکدیگر گفت‌وگو کردند. هیأتی هم از افغانستان برای اشتراک در این نشست وارد ابوظبی شد و اما طالبان به این هیأت اجازۀ اشتراک در گفت وگو ها را نداد. دیدار دور سوم سه روز را در بر  گرفت و دو طرف از پیشرفت در مذاکرات سخن گفته و قرار بر آن شدد که مذاکرات در نشست چهارم ادامه یابد. بعد از چند هفته نشست چهارم در دوحه برگزار شد که در این نشست رهبر هیأت ۸ نفری امریکا را خلیل زاد و رهبری هیأت ۱۱ نفری طالبان را شیر محمد عباط استانکزی  به عهده داشتند. در این دور گفت وگو ها گفته شد که طالبان با  هیأت امریکایی در مورد پایان اشغال افغانستان صحبت کردند و اما هیآت امریکایی این را رد کرد و گفت، روی آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی با طالبان صحبت کرده است. به همین گونه دور پنجم گفت و گو ها در دوحه شانزده روز ادامه یافت و خلیل زاد گفت، دو طرف روی "پیش‌نویس" خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و تضمین‌ برای مبارزه علیه تروریسم "توافق" کرده است. وی افزود که برای رسیدن به صلح باید روی دو مورد دیگر یعنی "گفت‌وگوهای ین‌الافغانی" و "آتش‌بس همه‌جانبه" نیز توافق صورت گیرد. وی ادعا کرد که «توافق اصولی» بر سر این دو نیز حاصل شده است.

خلیل زاد پیش از برگزاری نشست ششم سفر هایی به کشور های منطقه داشت و برای تسهیل گفت و گو ها و ایجاد اجماع منطقه ای برای پایان جنگ، به شماری از کشو ها مانند، پاکستان، هند، چین و روسیه سفر کرد. خلیل در این سفر توانست تا ملابرادر معاون سیاسی طالبان را از زندان پاکستان رها  کند و با رهایی ملابرادر دور ششم گفت وگو های قطر در ۱۱ ثور سال روان آغاز شد که ملابرادر به جمع هیأت طالبان پیوست. گروۀ طالبان گفتند که در این دیدار بر سر چارچوب خروج نیروهای خارجی از افغانستان و این‌که از خاک افغانستان علیه کشور دیگر استفاده نشود، بحث شد و گفتند که این‌ها می‌تواند راه‌حلی برای سایر مسایل پچیده باشد و افزودند که تا زمان نهایی نشدن این دو موضوع، بر سر مسایل دیگر بحث نخواهد شد.دور هفتم گفت و کو ها در ماۀ سرطان  با دوبار وقفه آغاز شد، یک بار به دلیل  روز جمعه و بار یگر هم به دلیل برگزاری نشست  بین الافغانی در دوحه. نشست بین‌الافغانی صلح میان شماری از مقام‌های حکومتی، نماینده‌گان جامعۀ مدنی، زنان و گروه طالبان به روزهای یک‌شنبه و دوشنبۀ هفتۀ دوم ماه سرطان امسال در قطر برگزار شد. امریکایی ها این دور گفت و گو ها مثمر خوانده و طالبان هم از پیشرفت در گفت و گو ها ابراز رضایت کردند. پس از این دور گفت و گو ها خلیل زاد سفر هایی به کشور های منطقه مانند و به اروپا مانند ناروی و آلمان داشت و مقام های این کشور ها را در جریان گفت و گو های دوحه قرار داد.

هشتمین دور گفت و گو های امریکایی ها و طالبان در ۱۲ اسد  سال روان در دوحه آغاز شد و در پایان این دیدار گفته شد که دو طرف مشغول نهایی سازی توافق نامۀ پایان جنگ هستند و خلیل زاد در تویتیش نوشت که دو طرف در آستانۀ   رسیدن به توافقی هستند که بر بنیاد آن زمینه کاهش خشونت ها در افغانستان فراهم شود. سرانجام دور نهم مذاکرات  در اول ماۀ سنبله آغاز و تا  دهم این ماه ادامه یافت  و در پایان دو طرف از تصویب یک توافقنامه  خبر دادند. به دنبال آن حکومت افغانستان خواهان وضاحت در این باره شد و پس ازآن خلیل زاد به کابل آمد و متن توافقنامه را به رهبران حکومت نشان داد و از  دادن کاپی آن خودداری کرد. دو طرف اعلان کردند که در آستانۀ یک توافقی هستیم که خشونت ها کاهش یابند و راه برای گفت وگو های بین الافغانی باز شود، زمینۀ نشست بین الافغانی آغاز و افغانستان دیگر برای امریکا و هیچ کشور دیگری سبب تهدید نباشد. سخنگوی طالبان هم این نشست را موفقانه خواند و خلیل زاد به کابل آمد و با رهبران و سیاستگران کشور دیدار کرد. خلیل زاد تازه به امریکا رسید که حملۀ انتحاری در شش درک کابل رخ داد و یک سرباز امریکایی کشته شد. ترامپ در واکنش به آن دیدار خود با طالبان در کمبدیوید را لغو کرد. قرار بود که ترامپ در کمبدیوید توافق با طالبان را امضا کند. در آن زمان هم امریکا در برابر اعتراض حکومت افغانستان مبنی بر این که در توافقنامه طرف امریکا، امارت اسلامی ذکر شده بود، پاسخ روشن نداد.

دور دهم گفت وگو های خلیل زاد با طالبان در ۱۶ قوس آغاز و تا۲۲ دلو سال روان ادامه یافت. آتش بس  کاهش خشونت از موضوع های اصلی این دیدار بود و گروۀ طالبان اعلان کردند که در مورد امضای توافقنامۀ صلح و مراسم آن گفت و گو کرده اند. این دیدار هم پس از حملۀ انتحاری به یک بیمارستان در بگرام مدتی متوقف شد. اما دیری نگذشت که طالبان پیشنهاد کاهش خشونت  ها را برای امریکایی ها سپردند و از سوی امریکایی ها پذیرفته شد. ترامپ با رادیو "آی هارت" گفت نشانه های امیدوار کننده در رابطه به دستیابی به معاملۀ صلح با طالبان الی پایان این ماه وجود دارد.وی افزود که فکر می‌کند رسیدن به یک معاملۀ احتمالی بسیار نزدیک است و شانس خوب در این رابطه وجود دارد.این در حالی است که حکومت افغانستان موضوع کاهش خشونت ها را گنگ خوانده و از طالبان می خواهد تا برای شروع گفت وگو های بین الافغانی و پایان واقعی صلح آتش بس کنند که از سوی طالبان رد شده است.

تمامی دیدار های یازده گانه در عقب دروازه های بسته و بدور از چشمان مردم افغانستان صورت گرفت است که مردم افغانستان در این مدت بیشتر شاهد خبر های ضد و نقیض در مورد صلح بوده اند که در شماری موارد حکومت هم در جریان قرار داده نشده است. پیش از این خلیل زاد در سفر اخیرش در کابل با مقام های افغانستان از عدم پیشرفت قابل ملاحظۀ دیدار هایش سخن زده بود. این سخن خلیل زاد گمانه زنی هایی را در پی داشت که گویا او نمی‌خواهد جزئیات گفت‌وگوهای‌شان را با رهبران و مردم افغانستان شریک بسازد یا این که تلاش هایش ثمر نداشته است؛ اما پس ازنشست سه جانبۀ خلیل زاد، طالبان و وزیر خارجۀ قطر بسیار چیز ها تغییر کرد و در واقع این نشست در تصمیم گیری های امریکا و طالبان سرنوشت ساز بوده است. پس از این نشست پمپئو وزیر خارجۀ امریکا با رهبران حکومت افغانستان از طریق تیلفونی تماس گرفت و موضوع پذیرش کاهش خشونت از سوی طالبان را برای آنان بیان کرد و رئیس جمهور از آن ابراز رضایت کرد. این در حالی بود که وی پیش از آن تاکید به آتش بس داشت. رئیس جمهور غنی در حاشیۀ نشست بین المللی امنیت میونیخ با مایک پمپئو و مارک اسپر وزیران خارجه  و دفاع امریکا در حالی صحبت کرد که توافق "کاهش خشونت" میان آمریکا و طالبان روی میز قرار دارد و ممکن است از اوایل آخر هفته اعلام شود. ترامپ این توافق نامه را در اصول پذیرفته و گفته است که می تواند، منجر به خروج قابل قابل توجه نیروهای آمریکایی از افغانستان شود. در همین حال وزیر دفاع امریکا از مذاکرات با طالبان برای یک توافق کاهش خشونت هفت روزه به عنوان مقدمه‌ای برای توافق آتش‌بس خبر داد و گفت که با اعضای ناتو در بارۀ این توافق گفت و گو کرده است.

در عین زمان نیویارک تایمز از توافق مشروط  ترامپ با عقد این توافقنامه خبر داد  و نوشت که در صورت پایبندی طالبان به کاهش خشونت ممکن نیرو های امریکایی افغانستان را ترک کنند. به نوشتۀ این نشریه ، این توافقنامه تنها در صورتی امضا خواهد شد که طالبان طی یک دوره آزمایشی حدود هفت روزه در آخر این ماه (فبروری) تعهد خود به کاهش خشونت را اثبات کند. اگر کاهش خشونت رعایت بشود، دراین صورت در ظرف ده روز مذاکرات بین الافغانی باید صورت بگیرد.مقام های امریکایی در حالی از احتمال توافق در روز های نزدیک خبر می دهند که از یک سو این گفتو گو های یازده گانه بدور از حضور حکومت و مردم افغانستان صورت گرفته است و خلیل زاد هم جزئیات دیدار های خود را افشا نکرده است و آخرین یادداشت توافقنامه را هم که امضای آن به تعویق افتاد به رهبران حکومت وحدت ملی صرف نشان داد و از دادن کاپی آن خودداری کرد. این برای مردم افغانستان مایۀ نگرانی است که چگونه از جزییات مذاکراتی آگاهی ندارند که با سرنوشت شان سخت گره خورده است و امریکا و طالبان به بهانۀ تصفیۀ حساب با یکدیگر با اشارۀ  شبکه های استخباراتی مردم افغانستان را دور زده اند. از سوی دیگر قرار است که در ظرف ده روز پس از امضای این توافقنامه گفت و گو های بین الافغانی در ناروی یا آلمان برگزار  شود. این در حالی است که هنوز از توافق بر سر هیأت گفت و گو کننده خبری نیست و دولت سخن از هیأت خود می زند و گروه های سیاسی از تشکیل هیأت مستقل و تصمیم گیرنده خبر می دهند. ممکن توافق حکومت و گروه ها پس از ماه های دیگر هم صورت نگیرد.

از سویی هم پنهان کاری های امریکا و لجاجت طالبان این گمانه زنی ها را تقویت کرده است که امریکا در جنگ افغانستان خود را شکست خورده یافت و ترامپ هم خود را ناگزیر به به سررساندن وعده های انتخاباتی خود می داند. ازسویی هم دشواری های اقتصادی در امریکا و افزایش درگیری هایش با ایران سبب کاهش بودجۀ امریکا به ۱۴ میلیارد دالر شود که این نشان دهندۀ آشکار عقب نشینی امریکا از جنگ افغانستان است.ممکن که اختلاف ها در داخل حکومت و اختلاف حکومت با گروه ها هم سبب خستگی مقام های امریکایی شده باشد. زیرا بر رغم تاکید مقام های امریکایی از چندین ماه بدین سو هنوز هیأت گفت و گو کنندۀ طرف قبول همه تشکیل نشده است. از همین رو بیشتر نظر ها بر این است که امریکا با امضای توافقنامه با طالبان زمینۀ خروج نیرو هایش از از افغانستان را فراهم می کند و آن را بهانه ای برای خروج نیرو هایش از این کشور می دانند و نه پاسخی برای برقراری صلح و ثبات  در افغانستان.

بعید نیست که امریکا پس از معاهده با طالبان وارد یک بازی بزرگ در منطقه شود و امریکا نمی تواند در برابر بلند پروازی های اقتصادی چین و تسلیحاتی شوروی و عصیان های ایران در منطقه بی تفاوت باشد و مصالحه با طالب کاهش خطر پشت جبهه است و تاکتیکی است و ممکن با پاکستان کنار آید تا مار های طالبانی را سر جای شان بنشاند و یا این که افغانستان را به طالب بسپارد و متوجه رقبای بزرگ منطقه ای خود شود و از سویی هم بعید نیست که برنامه هایی برای کوبیدن طالبان از درون داشته باشد و بالاخره هرچه باشد خطر با مصالحۀ طالب با امریکا خطر کاهش نه بل تاکتیک های امریکا در منطقه شاید عوض شود. و وزیر دفاع امریکا قبلا گفته بود که نیرو هایش را به سوی خلیج فارس برای زدن ایران می برد. از سویی هم گمانه  زنی هایی هم وجود دارد که امریکا می خواهد با این توافق جای طالبان را بوسیلۀ نیرو  های دیگری پر خواهد کرد. و دیده شود که چه حوادثی به وقوع خواهد پیوست.زیرا منطقۀ آسیا از جنوب آن تا شرق میانه هنوز شاهد کشمکش های خونین و کلان میان امریکا و ناتو در رابطه با ایران از یک سو و چین و روسیه با امریکا از سوی دیگر است و در این میان رقابت ها میان هند و پاکستان، مداخلۀ پاکستان در افغانستان و همچنان مداخلۀ روسیه در افغانستان و کشمکش های چین و روسیه با جاپان و امریکا بر سر کوریای شمالی از جمله مسایلی اند که حل هر کدام پیوند با دیگری دارد و به تعبیری سلسلۀ زنجیره ای با یکدیگر دارند. در این میان مداخلۀ پاکستان در افغانستان عامل اصلی ادامۀ جنگ در این کشور است. این در حالی است که در معاهدۀ امریکا با طالبان به پاکستان و مداخلۀ آن در افغانستان و نابودی پناه گاههای تروریستی و مراکز رهبران آن در این کشور اشاره نشده است. این مسأله به گونۀ شدید مورد نگرانی حکومت و مردم افغانستان است که امریکا آن را دست کم گرفته است.این سخنان وزیر خارجۀ امریکا که گویا هر بند توافقنامه با طالبان مشروط است تا زمانی که نابودی پناه گاه های طالبان را در بر نداشته باشد، بسنده نیست. یا این سخنان اسپر وزیر دفاع امریکا که در میونیخ گفت تا زمانیکه لازم باشد در آنجامی مانیم واز شرکای خویش حمایت میکنیم و افزود که امریکا هر وقت بخواهد از توافق با طالبان بیرون میشود، اندک ترین اشاره ای به مراکز اصلی تروریستی نشده است و معلوم می شود که امریکا هوای پاکستان را هنوز دارد.

تنها بی توجهی به بعد بیرونی معاهدۀ امریکا با طالبان در پیوند به افغانستان نگران کننده نیست، بلکه شرایط یادشده در این توافقنامه از جمله " کاهش خشونت" به مثابۀ جغرافیای کوچک شدن جنگ نیز مایۀ نگرانی است. واژه ای که پساز چندین نشست خلیل زاد باطالبان جای آتش بس را گرفت و وارد روند مذاکرات صلح شد. طالبان توانستند تا به امریکا بجای آنش بس کاهش خشونت 7روزه را بقبولانند. حال پرسش این است که آیا کاهش خشونت 7 روزه برای پایان جنگ 19ساله و حتا 40 ساله بسنده است. و جالب تر این که در ظرف 10 روز پس از امضای معاهده نشست بین الافغانی در ناروی یا آلمان برگزار شود. این در حالی است که باگذشت 9 ماه هنوز هیات گفت و گوکنندهء با صلاحیت و مورد قبول طرف هاتعیین نشده و اختلاف میان حکومت و گروه ها موجود است.به گفتهء رسانه ها تا یک هفتهء دیگر معاهده میان امریکا و طالبان امضا می شود. حال معجزهء پیامبری در کار است تا هیآت مورد تایید همه به این زودی تعیین شود. امریکایی ها به این موضوع آگاه اند و با امضای معاهده با طالبان مسوءولیت خود را رفع کرده و توپ را پیش پای حکومت و گروه های سیاسی افغانستان می افگند. پس از این مسوءولیت متوجهء حکومت و گروه های سیاسی است که چه تصمیم می گیرند. حال که مردم افغانستان به حاشیه رانده شده اند و هر جناحی که در این راه کارشکنی کند، همان جناح نزد مردم افغانستان پاسخگو اند که در این پاسخگویی حکومت با توجه به دست بالایی که دارد، در صف مقدم پاسخگویی به مردم قرار خواهد داشت. چنان که جررد بلنگ سرپرست پیشین نماینده گی ویژۀ امریکا برای افغانستان و پاکستان می گوید که نه کاهش خشونت و نه آتش بس می تواند، به تنهایی جنگ را پایان بخشد؛ بلکه جیزی که می تواند، جنگ را پایان بدهد، توافق سیاسی میان طالبان و جناح های سیاسی در داخل افغانستان است. طوری که همین اکنون شماری مقام های امریکایی هم اعتراف می کنند که این معاهده فصل جدیدی از درگیری ها را به میراث می گذارد. چنان که امریکا عین کار را در سوریه و عراق نیز انجام داد و با خروج نیرو های امریکایی از این کشور ها هنوز جنگ داخلی در آنها ادامه دارد. از کاهش خشونت 7 روزه و برگزاری نشست بین الافغانی تا ده روز و آماده نبودن هیآت، حکومت متمرکز، نبود پارلمان مسؤول و نیرومند که بتواند، در مواقع حساس تصمیم سرنوشت ساز بگیرد و از سویی هم و وابستگی طالبان به دستور نظامیان پاکستان و عهد شکنی ها و پراگنده گی میان طالبان و بی میلی و نقش تماشاچی بودن کشور های همسایه و حمایت آنان از طالبان چنین برمی آید که معاهدهءامریکا با طالبان بجای صلح فصل تازه ای از جنگ های خونین را دربر خواهد داشت. طالبان با توجه به ناتوانی های حکومت و اخنلاف در درون آن و اختلاف گروه ها با حکومت، در فکر سقوط حکومت اند و با امضای معاهده با امریکا خود را پیروز این نبرد می خوانند و پس از خروج امریکا چند برابر تیزتر خواهند شد.

این در حالی است که هنوز، بعید به نظر می رسد که طالبان و حکومت و گروه های سیاسی افغانستان به یک توافقی دست یابند که به حکومت مصالحۀ ملی بینجامد. تا بتواند، سه طیف دخیل و موثر در حوادث افغانستان را چون جهادیان پیشین،  طالبان و تکنوکرات ها و لیبرال ها را کنار هم جمع کند و برای پایان دادن به منازعۀ طولانی آن چاره ای بیندیشند تا بن بست کنونی بشکند و صلح و ثبات در کشور حاکم شود.  این یگانه گزینه برای نقطۀ پایان گذاشتن به بحران کنونی تشکیل یک حکومت است و زیر هر نامی که تشکیل شود تا بتواند، در مدتی کوتاهی نظم را در کشور برقرار و انتخابات را برگذار نماید.یاهو

 

  

 


بالا
 
بازگشت