محمد علی مهرزاد

   

ازد شمن مکا رچی گله؛ وای بحال نوآموزان سیاست درافغانستان؟!

افغانستان روزگاران نهایت تلخی راازاثرجنایت دشمنان خارجی وطبقات حاکمه داخلی پشت سرنموده وحتا بازماندگان شان تااین قرن21نیزازسوی ستمگران متحجرعصر وحامیان خارجی انان آرام نبوده است.

ازتجاوزداریوش،کوروش،سکندرمقدونی، عرب ها، هندی ها ، چنگیزی ها ، صفویها ،انگلیسها، روسها، ودیگران  را بالای مردمان خویش در تاریخ افغانستان شاهد بوده وهستیم که فقط جوی خون را در کشورما جاری کردند. امروزما شاهد دورتا زه ای از جنگ وصلح، نظم وبی نظمی، وقسماً در بیم وامید به پرسشهای بزرگ حیاتی که در ذهن  روشنفکران وبخصوص  پیشگامان افغانستان در جولان است ؛ که کدام الترنا تیوبالاخره سرنوشت امروز وفردای جامعه ومردم مارا رقم خواهد زد.؟ در برابرتجاوزات پاکستان از بدو جدا شدن این کشوراز بدنه هندوستان وافغانستان واستقرار ان در جوار کشورما به اصطلاح بحیث کشوراسلامی پاکستان ، واکنش های سست وضعیف نظام های گذشته وگروهای سیاسی وملی – مذهبی از خود نشان داده اند؛ ولی کودتای هفت ثور 1357 به همکاری شوروی وبر اندازی حکومت قانونی در افغانستان ، دامنه مداخله پاکستان به تناسب سابق به تشویق امریکا وانگلیس به خاطر شکست شوروی در افغانستان افزایش یافته ونهایتاً درین اواخر وحتی بعد از خروج شورویها گستا ختر در امور داخلی افغانستان در تخریب سرمایه معنوی ومادی  کشورما تداوم بخشیده است. حمله تروریستی به برجهای تجارتی نیویورک ، که در سال 2001 میلادی به عنوان نقطه آغاز عروج اسلام سیاسی گروهای بنیاد گرا شناخته شد؛ ولی هدف ازین اقدام سرنگونی نظم موجود وبخصوص ایجاد بحران در کشورهای اسلامی وتجزیه شان به واحد ها ی کوچکتربود . ظهور ایدیولوژی جدید بنام اسلام سیا سی که داعیه برقراری نظم نوین جهانی را در تقابل جهانی شدن کشورها به تعبیر غربی ها در تقابل قرار گرفت .این سوال فعلاً مطرح شده که ایا مذاهب بزرگ مانند اسلام، مسیحیت ، ویهودیت مذاهب اند که صرف برای رهنمایی وهدایت بشر وتنظیم رابطه او وخداوند آمده اند ، در صورتیکه هر کدام ازین مذاهب بر عدم اکراه تاکید دارند؟  همدستی وهمیاری پاکستان که خودرا پرچم دار ، قیم ومتولی جهان اسلام بعد از ایران می داند وپیرو مکتب دیو بندی است ؛ چگونه شد که با خشن ترین وخون آشام ترین قدرت های استعماری زیر پوشش استخبارات موساد اسرائیل و( ام- آی- اکس) انگلیس وسیا یی امریکا در سرکوب نهضت های رهای بخش در افغانستان ونهضت آزادی بخش قوم بلوچ قرار داده است ؟ ایا این عمل پاکستان در مقابل همسایگان و خصوصاً در باره هند وافغانستان نمادی از بی حرمتی وگستاخی به منافع ومصا لح ملت ها وخلاف دستورات قرآن وسنت نبوی (ص) که خود مدعی وبانی گروههای بنیاد گرایی که از اسلام استفاده افزاری علیه برادران اسلام دیگرکشورها انجام می دهد نیست .؟ همان طوریکه اسرائیل بخاطر براوردن اهداف کشورهای استعماری در خاورمیانه کشت شد؛ ایا بذر پاکستان در جوار افغانستان وهند قدم دوم ونهایت پلان شوم کشورهای قدرت مند برای رسیدن به منابع نفتی اسیای میانه وچلوگیری از نفوذ چین وهند توسط پاکستان در منطقه نیست.؟ با مطالعه این سوابق پاکستان ، این سوال مهم واساسی مطرح می شود که ایا رابطه وهمکاری با رژیم نظامی که زیر پوشش استخبارات موساد اسرائیل و(ام-آِی- سکس) انگلیس وسیای امریکا ابدیده وآموزش دیده باشد ؛ حتی برای رسیدن به مقاصد خود به صمیمی ترین متحدان خویش نظیر امریکا و انگلیس نیز خیانت می کند ، ایا به صلاح افغانستان است تا پیمان استخباراتی با پاکستان در امرمبارزه علیه تروریزم وبنیاد گرایی که خود بانی این گروهایی تروریستی است منعقد نماید.!؟ ایا سازش افغانستان با پاکستان امکان پذیر است؟ دوروی پاکستان به معنی گفتگو وسازش محرمانه چه بسا به طور همزمان با جنا های متخاصم وقدرتهای در گیر ودر کل تناقض میان حرف وعمل ، فریب افراد با وعده ها ی دروغین یکی از ویژگی بارز پاکستان در طول بوجود آمدن در نقشه منطقه وجهان ما شاهد این (( تئاتر شیطانی)) بوده و هستیم . تاریخ شاهد است که ازبدو ایجاد کشوری بنام پاکستان ، سران سیاسی ونظامی این کشور شاخه زیتون که نمادی از صلح وآشتی است در دست گرفته وسخن از صلح وهمزیستی مسالمت آمیز با افغانستان وحتی با هند عنوان نموده؛ ولی همزمان با این خدعه ونیرنگ به سرحدات جنوبی ما تجاوز نموده ودست به قتل عام فجیع روستا های ما توسط گروهای تروریستی که خود در تربیه وآموزش نظامی به انها دست داشته اقدام نموده ؛ وادعا دارد که این مردم سرحد ازاد اند واز حا کمیت ما بیرون؛ این شد استدلال ودروغ پراگنی که تاروپود این رژیم متقلب را رقم می زند. در استانه تجاوز شوروی به افغا  نستا ن پا کستان با همین ماشین دروغ بافی ونیرنگ پای امر یکا وکشورهای عربی را به بهانه خط مقدم جنگ مجاهدین در مقابل شوروی به منظور تقویه اردووایجاد تاسیسات هستوی خود بزرگترن استفاده مالی را کمایی کرد ؛ به نوشته ای کا رشنا سان غربی وشرقی تجاوز شوروی به افغانستان بهانه ای شد تا پاکستان مناطق وزیرستان شمالی وجنوبی را که قبلا ادعا داشت که خارج از حاکمیت ما ست ؛ ولی با استفاده ازین فرصت ونیرنگ همه مناطق را اشغال وپایگا های نظامی ایجاد نمود تا در اینده بتواند رابط مناطق پشتون نشین را به افغانستان قطع و زمینه مداخله خودرا بهتر از سابق ادامه دهد. براستی ایا التجا به چنین دولت مردان   مکا ر ، قدرت طلب وپیمان شکنی که نفع خویش را همواره در زیان دیگران می جوید ودر همان حال که باتو گرم می گیرد با دشمنان تو نیز تماس دارد ، اسرارت را به انان می فروشد واز پشت به تو خنجر می زند  امکان سازش است؟ .یکی از اعضای نیروهای صلح سازمان ملل متحد که درمناطق اشغالی توسط هند وپاکستان کشمیر مدتی را بحیث ناظر وظیفه اجرا نموده چنین ابراز نظر نموده  بود: (( درسراسر زندگی ام باورنمی کنم روی کره زمین انسانی هم چون دولت مردان پاکستانی دیده باشم که این گونه در تحریف حقیقت وبکار گیری ان در طریق پیشبرد فریب ونیرنگ، وارد وخبره باشد.)) ا سناد محرمانه که بعد از 50 –و100سال از طرف استخبارات انگلیس بدست نشر سپرده میشود؛ ازجمله اسناد محرمانه ای است که بعد از  شکست وخروج قوای انگلیس از قاره هند وافغانستان وایجاد دولتی به اصطلاح اسلامی بنام پاکستان در جوار افغانستان وهند است ؛ ودران اسناد برای پاکستان درمورد افغانستان یک سلسله نظریات و توصیه هایی لازم داده شده است ازجمله: اولاً به نظر انگلیسها جنگ ودرگیری برای انسانها یک امرطبعی پنداشته می شود؛ چون خود شان دریک جزیره مصئون زند گی دارند! وزیرمستعمرات انگلیس در آن وقت بنام  ( همفری) در مقابل جامعه ومجلس لردها چنین ابراز نظرنموده بود که یک بخش از گزارش وی در کتاب (( مزدوران استعمار در لباس مذهب)) چنین تحریر شده است که فشرده ان قابل تذ کراست: ( همفری می گوید: باید اضافه کنم که من در آموختن زبان های عربی، وترکی وتجوید وقران واداب معاشرت اسلامی توفیق بسیار یافته بودم ؛ در یکی از جلسات روسای خود در وزارت مستعمرات موضوع اختلاف شیعه وسنی را مطرح کردم وبه ایشان گفتم: (( مسلمین اگرمعنی واقعی قرآن را می دانستند وبه ان عمل می کردند بدون شک شکست ناپذیر می بودند)) درین هنگام ناگهان رئیس مچلس سخنم را قطع کرد وگفت: توباید آتش اختلافات را بین مسلمین دامن بزنی نه اینکه انا نرا به وحدت کلیمه ورفع اختلافات موجود دعوت کنی ! همفر تومیدانی جنگ میان انسانها یک امر طبعی است.! روی این اساس سیاست ملی وسیاسی انگلیس بروی پنج مقوله استوار وتا اکنون روی ان در سرتا سر جهان بشکل های متفاوت از ان کار گرفته می شود:

1- اختلاف نژادی 2- اختلاف قبیله وی ولسانی 3- اختلاف ارضی 4- اختلاف قومی 5- اختلاف مذهبی ودینی. برویت این اصول تمام مامورین سیاسی انگلیس درخارج از کشور وظیفه دارند تا ابعاد این اختلافات را میان مسلمین جستجوو راها ووسایل دامن زدن به آتش اختلافات را تا سرحد انفجار می ا موزند وبکار می یرند ، واز کاروایهای خود توسط کشورهای دست نشانده مقامات لندن را در جریان اخبار واطلاعات که درین زمینه بدست می آورند می گذارند. انگلیس ها بعد از خروج ازهند وافغانستان نهایت تاکید روی این داشتند تا در مما لک اسلامی جنگ شیعه و سنی را براه به اندازند؛ انانیکه موفق به این کار می شدند بزرگترین خدمت را به امپراطوری بریتانیا انجام داده بودند. انگلیسی ها به این عقیده بودند که برا ی ما زندگی    مر فه واسوده فراهم نخواهد شد ؛ مگر اینکه در مستعمرات خود بتوانیم آتش نفاق وشورش واختلاف را شعله ور سازیم ؛ و هرج ومرج بروز کند وازاتفاق واتحاد دست بر دارند ، استعمار انها به سادگی فراهم می گردد. این است نظریات وپلان های قدرت های استعماری که در کشورهای جهان وخصوصآ در کشورما توسط پاکستان براه انداخته ، وحتی تا امروز به شکلی از اشکال مطابق به همین پالیسی شان جنگ تحمیلی میان افغانها ادامه دارد؛ سوگمندانه عناصر نوآموز در راه سیاست ونا اگاه،  درداخل کشوربه اصطلاح آب در اسیاب دشمن می ریزند. وزیر مستعمرات انگلیس انوقت (( همفر)) در یاداشت کتاب ششم خود تذکر داده است :

 (( که آیین اسلام کوچکترین کمبودی ندارد اما لازم است که مسلمانان را در نادانی وبی خبری وباور های غلط نگهداشت واجازه نداد تا به حقایق دین خود پی ببرند. ونهایتاً انگلیس ها  برای تطبیق اهداف عمومی خود به پاکستان چنین دستور کاری را بحیث میراث بجا گذاشته اند: 1- دامن زدن به ا ختلافات مذهبی با ایجاد حس بد گمانی وسوء ظن در میان مسلمین ، نگارش مطالب اهانت آمیز از سوی هر گروه نسبت به گروه وفرقه دیگر، در اجرای این برنامه سودمند ،یعنی تفرقه ونفاق نبایداز صرف مبالغ هنگفت پول خود داری شود ، جلوگیری از تعمیم وتوسعه صحت عامه.2- نگاه داشتن مسلمین در جهل وبی خبری ، جلو گیری از تاسیس و گشایش مراکز تعلیمی وتربیتی ودر صورت لزوم آتش زدن کتاب خانه ها ی عمومی ، فراهم ساختن موجبات نا امنی راه ها.3- ترویج تنبلی وجلوگیری از تلاش وفعالیت در زندگی مسلمانان.   4- گسترش همه جانبه خانقاها ی دراویشی ، حمایت ازبد اندیشان وممانعت از مجازات بد کاران ، فتنه انگیزان ورهزنان مسلح ، ترغیب وتشویق آنان به غارتگری بوسیله توزیع پول واسلحه در بین ایشان ، ترویج شراب خوری، ازدیاد فحشا، افزایش مراکز قمار وفساد.5- ثابت نگهداشتن بلاد اسلامی در فقر وقحطی، ویرانی وممانعت از هرگونه اصلاح ساختاری، دامن زدن به فتنه وآشوب وهرجومرج، رواج دادن وانتشارات هرنوع شایعات ، اسارت وبردگی زنان توام با توهین وتحقیر ایشان،گسترش بیکاری وعقب ما ندگی اقتصادی وفقر وفلاکت در میان مردم از هر حیث فراهم شود، تقویت افکاری که سبب زنده نگهداشتن عصبیت های قومی نژادی ودلبستگی شدید به فرهنگ خرافی وسنتی ونا امیدی نسبت به آینده.6- ایجاد تزلزل در عقیده .7- لازم است مسلمانانرا از عبادت دلسرد وباز داشت ودر وجوب عبادات در اندیشه آنان ایجاد شک نمود ، رفتن به حج را بی هوده قلمداد کردومسلمین را شدیداً از سفر به مکه واجتماع در انجا به حذر داشت.8-باید کوشش شود که تا اسلام دین اختلاف واشوب ، هرج ومرج وخشونت معرفی شود ودلبستگی وایمان مسلمین بدان کاهش یابد .9- باید در خانواده ها نفوذ کرد وروابط پدران وفرزندان را تا بدان حد تیره ساخت که دیگر زیر بار نصیحت وتربیت بزرگتران خود نروند وزیرتاثیرفرهنگ استعمار قرار گیرند ، درین صورت ما می توانیم جوانان را از حوزه نفوذ عقاید دینی خارج سازیم وارتباط شانرا با علما قطع کنیم.10- درمسئله حجاب زنان باید کوشش فوق العاده به عمل اوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی ورها کردن چادر مشتاق شوند؛ جوانان را با روابط جنسی نا مشروع تشویق کنند بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند ، لازم است زنان غیر مسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند ، تا زنان مسلمان از انان تقلید کنند .11- باید اساس هرگونه نمازجماعتی را با اشاعه اتهامات به اهل جمعه وجماعات برهم زد واز استقبال مردم از آن کاست ، تکیه خانه هارا باید نابود کرد.12- ازاد اندیشی وچون چرا را باید در اندیشه مسلمین وارد ساخت امربه معروف ونهی از منکر را کم رنگ ساخت، ترویج احکام شریعت اسلامی را با قاطعیت مردود شمرد.! 13- سنتهای نیک اسلام ، مانند بنای مساجد ، مدارس ، ترییت گاهها همه از میان برود ،کوتا ه سخن در حقیقت نکات فوق بهترین وعملی ترین برنامه های بود که(( همفر)) وهمکاران اش وظیفه داشتتند تا در مما لک اسلامی وبخصوص به همکاری پاکستان که به همین منظور از بدنه هند وافغانستان جدا شده بودتا اهداف دراز مدت توسط حکومات بعدی عملی شود، انجام دادند؛ وهمه این مسایل در کتاب (( چگونه اسلام را نا بود کنیم ؟)) که فعلاً این اسناد در ارشیف وزارت مستعمرات برتانیه موجوداست . اینست واقعیت های پشت پرده سیاست های که قدرت های بزرگ استعماری در قبال وطن ما افغانستان توسط پاکستان مو به مو تطبیق وعملی می کنند؛ این مسایل ودیگرپلان های شوم در کتاب (( مزدوران استعمار در لباس مذهب )) بصورت مفصل نوشته شده است موجود اند. در طول شش دهه از بوجود اوردن پاکستان توسط بریتانیا می گذرد ودرین مدت دروازهای (( اعتماد)) و((فریب)) تاریخ اجتماعی وسیا سی افغانستا ن را درمقابل پاکستان به خود مشغول ساخته است ؛ با تاسف اوانیکه اعتماد می کنیم با هیجان چنان ذوق زده می شویم که تمام بود ونبود خودرا در طبق اخلاص در پیش پاکستان می گذاریم که؛ گویا دستورالعمل های که انگلیس برای پاکستان به حیث پاداش نوکر منشی  به میراث مانده و در متن مقاله به شکل فهرست واردر فوق ذکرشد فراموش می کنیم ؛ ولی از عمر این اعتماد مدتی نمی گذرد که فابریکه فریب ودروغ به تولیدات خود به شکل وشما یل دیگر آغاز می کند ، وبرای چندین بار این روند ادامه داشته ولی ما از تاریخ نمی آموزیم . تجربه سه دهه اخیر باید سر اغازی برای تجدید نظر در دیپلما سی وسیا ست خارجی ما نسبت به عمل کرد غیرقابل برگشت پاکستان می بود ، ولی ما از تکرار اشتباه نظامهای غیر مردمی که تار وپود حیات سیاسی مارا به نابودی کشانیده اند گله نداریم ؛ ولی مردم ما  به این باور اند که گناه وتقصیر اصلی بردوش روشنفکران وبخصوص نو آموزان سیا ست که درین اواخر به نام گروهای سیا سی وبه اصطلاح مخالف دولت بخاطر کسب ثروت وقدرت تمرین سیاسی براه انداخته اند ؛ منافع ملی را فراموش کرده اند ویا هرگز ازمنافع ملی تعریف درست  ندارند ویا درلجن زار منافع شخصی دست وپا می زنند .  مردم تصور می کردند که به دلیل (( روشنفکری)) وسطح سواد ومعلومات بیشتر از مردم عادی می دانند وبه حیث پیشگامان عرصه    سیا ست کمتر اشتباه می کنند ؛ اما تکرار اشتباه روشنفکران ما  که درتنظیم ها وگروهای سیا سی  دمی دمی مزاج ازین سنگر به آن سنگر جای باز کرده اند ،با عدم کارایی دولت ها پیوند خورده به نا امیدی مردم ما افزوده است .!

اگرچه بیش از یک قرن است که افغانستان قربانی توطئه ها ورقابتهای استعمارگران شرق وغرب قرارگرفته است ؛ بازهم با اینهمه ظلم که خارجیان برما روا داشتند میتوان یک انگشت را بطرف انها اشاره داشت ؛ ولی آنچه مهم است اشاره سه انگشت بسوی خودما است که جایگاه پیشگاما ن درین حوادث ناگوار وخونچکان درکجا قراردارد.!؟ بهرتقدیر حسرت گذشته را خوردن کار عاقلانه نیست ؛ ولی مروری به آن جریانات چه تلخ وشیرین ودرک نکات ضعف وقوت کسب تجارب برای جلوگیری از تکرار اشتباه در اینده یک ضرورت است . اینکه کدام نیت خوب وکدام نیت بد داشته اند هیچ چیزرا عوض نمی کند ، روشنفکر بی صلاحیت و مردم فریب ، خوب وبد اش وآگاه ونا آگاهش یکی است وتنها نتیجه وعملکرد ش فریب مردم ، از میان بردن اعتماد اجتماعی وعقب نگاه داشتن جامعه است . 

اکنون براه علاج ودرمان باید فکرکرد ازین همه شعارهای بی شعور وچراهای بی محتوا بگذریم وبه (( چگونگی)) نجات ازین همه مصیبت ها وسیاست بازیهای اشکار وپنهان باید دست بکارشد؛ ایا انگونه که بسیاری بدان باورکرده اند که سرنوشت ما از روز ازل بدست پاکستان چنین رقم خورده است نمی توانیم نجات پیداکنیم ؟؛ البته این یک واقعیت تلخ وناگواراست که به دلیل ادامه روندی است که درقدم اول روشنفکران ودر قدم دوم  به اصطلاح رهبران سیاسی ما نیز خود قادر به عبور از این تنگه صعب العبور نبوده وراه ساده تر را انتخاب کرده اند وبه(( چگونگی)) رهای ازین بن بست ها که بدون شک زحمت بیشتر نسبت به گفتن  این همه چراها دارد کا رگرفته شده است ؛ با دریغ که تا اکنون این مسیررا پیموده اند . امروز اگرمی خواهیم راهبری وکمکی به جامعه آشفته حالمان داشته باشیم تنها راه آن در مقابل قضاوت مردم نشستن است، پنهان کاری نکردن است، خودی وناخودی ندانستن است، گفتن تمامی حقایق به مردم است، بی تردید گفتن گوشه از حقیقت از هردروغی دروغ تر است ؛ راهی برای ما باقی نمانده است جز اینکه خودمان را در اختیار قضاوت مردم قرار دهیم وپنهان بر ایشان به تصمیم گیری نپردازیم از قضاوت انها هراسی به خود راه ندهیم ووحشت مقابل مردم نشستن را از خود دورکنیم

 

 

 


بالا
 
بازگشت