محمدیوسف

 

مکثی برکنش های خبری برمرگ باقرمحقق

درآغازبه نوبه خودمی خواهم تاثرات عمیق ام را در رابطه به شهادت مرحوم باقر محقق حضور استاد حاجی محمد محقق اعضای خانواده دوستان و عزیزان شان تقدیم داشته برای جوان شهید از بارگاه خداوند جنات فردوس استدعا و به بازمانده گان آن شهید صبر جمیل خواهانم در پیوند با حادثه فوق عرایض دارم که ازین طریق شریک حضور تان می دارم .

داشتن دید گاه های متفاوت به مسایل روز حق مسلم همه مان است ، که لازم است بدون احراز مسند قضاوت و تفتیش و بدون انحصار محوری بر حقانیت نظریات خودی دوستانه و دور از تمایلات مریی و نا مریی قومی زبانی مذهبی و ... ابراز گردد .و همچنان نیاز حضور فاکتور تمکین و احترام در کنش و واکنش های مشترکین از جمله عناصر ملزم اظهار و ابرازعقاید میباشد ، ولی اگر تفاوت دیدگاه های مان از روی عقده ، انتقام ، توهین تحقیردر مخالفت با نورم های قبول شده اجتماعی قرار گیرند ، آنگاه نقد سازنده و دیدگاه های پوینده به دیدگاه های ویران گر و تعصبی تبدیل می شوند که نتیجه آن نیز مشحون از بارمنفیوافرینش جو بدبینی و خشونت خواهد بود .

حادثه هولناک و المناک کشته شدن باقر محقق توسط برادرش چند روزی ورد زبانها و موضوع خبر ساز رسانه ها گردیده بود که متاسفانه مرگ یک انسان ، مرگ یک جوان ، مرگ یک برادر توسط برادر نیز نتوانست دور از سایه مکدر سیاسی تشنج ، تفرقه و تعصب در پیوند با عرف و عادات پسندیده دینی مذهبی افغانی و انسانی و با حرمت و احترام به غم پدرومادرماتم دار مسیر طبیعی ،عرفی و سنتی داشته باشد .

 برخی از دست اندر کاران رسانه ها با تحریر و گسیل پیام های شان با بازمانده گان ابراز همدردی نموده و تسلیت گفتند ولی کم نبودند کسانی که همین غم و درد را هم سیاسی قومی و زبانی ساخته بر محقق و عمل کرد هاش حمله کردند . این وضع نماینگر عمق فاجعه در سرشت و محتوای تشتت دشمنی بد بینی و ... در جامعه وکشور و همچنان جامعه مدنی و فرهنگی کشور ماست . جنگ خانمانسوز انقطاب های سیاسی ، تعصبات کور اسیب های شدید به کلتور فرهنگ عنعنات و سنت های معقول و قبول شده ما وارد نموده است و با کمال تاسف مظاهر روشن و به گفته مرحوم ببرک کارمل اظهرمن الشمس این پدیده شوم و نا میمون دامنگیر بخش منور جامعه نیز گردیده است .

حاجی محمد محقق در میان رهبران جهادی به خصوص بعد از سقوط حاکمیت ح د خ ا یگانه شخصی می باشد که با رهبران ح د خ ا برخورد محترمانه سیاسی و ریالستیک داشته است . درین راستا دو خاطره ام را از جناب محقق با شما شریک می سازم .

در سال  1375 زمانی که خبر در گذشت مرحوم ببرک کارمل از طریق رسانه های بین المللی نشر شد دو تن از رهبران جهادی هر یک مرحوم صبغت الله مجددی و پیر سید احمد گیلانی با ارسال مخابره های شفری از پاکستان و به گمان اغلب به دستور پاکستان عنوانی محترم جنرال عبدالرشید دوستم رهبر ج م ا ا  که در آن برهه زمان بر تمام ولایات شمال تسلط داشت مخابره و تقاضا نموده بودند تا به انتقال جنازه مرحوم ببرک کارمل فقید از ماسکو به افغانستان اجازه ندهد . جنرال دوستم  بدون شک چنین یک تقاضای خلاف همه نورم ها و پرنسیپ های قبول شده ملی و جهانی را نمی پذیرفت ولی در آن زمان او علاوه بر مسولیت های جنبش سمت  ریاستشورای عالی دفاع را که متشکل از حزب وحدت اسلامی ،حزب اسلامی ، شورای نظار ، محاظ ملی ، جبهه نجات و جنبش ملی اسلامی بود را نیز به عهده داشت . به هدایت جنرال دوستم روز بعد جلسه نماینده گان شورای نامبرده به اشتراک جنرال دوستم ، حاجی محمد محقق ، مرحوم داکترعبدالرحمان ، همایون جریر مرحوم غفار پهلوان ... با اجندای که انتقال جنازه فقید مرحوم ببرک کارمل یکی از مندرجات اجندا بود دایر گردید . بعد جر و بحث پیرامون سایر مندر جات وقتی ماده انتقال جنازه مرحوم ببرک کارمل به بحث گذاشته شد ، جنرال دوستم در مورد پیام های شفری دریافت شده از پیر گیلانی و مجددی به حاضرین یاد دهانی کرد فضای جلسه را برای لحظه کوتاه سکوت در اختیار داشت که این سکوت با آغاز صحبت استاد محقق درهم شکست .

استاد محقق تقاضای دو تن نامبرده را مردود و از لحاظ حقوقی نادرست خواندهبه دوام صحب خود به عدم وجود موارد ویژه و اثتثنیی در فرمان عفو مجددی اشاره کرد واضافه کرد که من از نام حزب وحدت و نماینده آن حزب در اجلاس شورای دفاع پیشنهادمی نمایم تا جنازه مرحوم ببرک کارمل طی مراسم رسمی شاندار و در خور مقام یک ریس جمهور در هر جای افغانسان که تقاضای خانواده اش و امکانات اجازه دهد دفن گردد . به خاطر مستدل سازی پیشنهاد خود او اضافه کرد که اختلافات سیاسی با حزب مربوط به ببرک کارمل نمی تواند تاریخ را تغیر دهد او در راس حکوت حزب حاکم و شورای انقلابی کشور مدت ... سال قرار داشت و این امر مجزا از قضاوت متحدین و مخالفین جز از تاریخ کشور ماست . به تعقیب سخنرانی او مرحوم داکتر عبدالرحمان همایون جریرهر یک به گونه خود ولی با تایید حرف های حاجی محمد محقق سخنرانی کردند که از محتوا انها اینجا به خاطر امر اختصار صرف نظر شد . بدین ترتیب درین شورا به اتفاق ارأ تقاضای دو مرد پیرکه از پاکستان مخابره شده بود رد و موانع احتمالی انتقال جنازه مرحوم ببرک کارمل بر طرف گردید .

و بعد هم مراسم خاکسپاری و فاتحه مرحوم ببرک کارمل از طریق تلویزیون مزار شریف که در آن زمان حیثیت تلویزیون مرکزی ولایات شمال را داشت اعلان و مراسم فاتحه خوانی در مسجد روضه شریف به اشتراک صد ها هزار مرد و زن بر گذار شد . قابل یاد دهانی می دانم اینکه رییس هییت مشایعت کننده جنازه فقید ببرک کارمل را برادر شان زنده یاد مرحوم محمود بریالی به عهده داشتند در فردای مراسم باز هم استاد محقق اقدام دیگری انجام داد که ارزش یاد دهانی دارد او با فرستادن نماینده خود نزد مرحوم رفیق بریالی ایشان و همرا هان شان را به صرف عذا که همان ( غم کاسه معمول وسنتی )باشد به دفتر حزب وحدت دعوت کرد که از طرف مرحوم بریالی پذیرفته شد ولی نسبت نبود زمان از صرف غذا صرف نظر شد . قبل از رفتن به دفتر حزب وحدت رفیق بریالی و همرا هان شان بر مزار عبد العلی مزاری رفتند و اتحاف دعا کردند و بعد هم به دفتر حزب وحدت رفته از دعوت و حسن نظر استاد محقق در زمینه تشکری و پیرامون نقش روشن فکران هدفمند افغانستان  صحبت نمودند . همچنان محقق بعد دعا و فاتحه دادن به مرحوم بریالی با صراحت و با حفظ دیدگاه های مختلف از جانب حزب وحدت مبنی بر امادهگی در همکاری با روشنفکران به خصوص روشنفکران محور اندیشه های فقید ببرک کارمل یاد اور و حضور کادر های مسلکی دوران حاکمیت ح د خ ا را در تحولات کشور مفید خواند .

قابل یاد آوری می دانم آنچه را من در مورد سخنان آغای محقق و مرحوم محمود بریالی تحریرداشتم از قول خودم میباشد زیرا من منحیث سخن گوی جنبش در ان زمان در جلسه ذکر شده حضور داشتم و همچنان من خود یکجا با رفیق بریالی مرحوم بر مقبره عبالعلی مزاری و دفتر محقق یک تن از همراهان مرحوم رفیق بریالی بودم .در فرجام به گونه حسن اختتام و نتیجه این قلم را باور بدین است که :

در شرایط کنونی بغرنج متشنج و با الهام از عمل کرد نصایح واقدامات مرحوم ببرک کارمل در مورد صلح و آشتی که در تیزس های ده گانه تدوین گردیده بودند وحرکت و عمل کرد مرحوم محمود بریالی در قبال همین حاجی محمد محقق ، کار برد مرگ پسر بر ضد پدر و خانواده داغ دیده او در حیطه مراودات اجتماعی اخلاقی فرهنگی و سیاسی روشن فکران ملی و عدالت پسند به خصوص پیروان خطوط فکری فقید ببرک کارمل نمی گنجد .  زیرا خاک سپاری میت فرزند و جنازه پسر برای هر پدری کاریست غیر قابل باور و تحمل ، منجمله برای استاد محقق این دردیست بزرگ و غیر قابل تفسیرکه به هیچ صورت و تحت هیچ عنوانی نباید بدان خندید . خندیدن و عقده گشای در مورد مرگ یک جوان بی گناه به خاطرعقاید و عمل کرد های اخلاف و اسلافش دور از نورم هایاخلاقی و افغانی محسوب می گردد

 

 

 


بالا
 
بازگشت