محمد ضیا ضیا

 

ملا مجیب الرحمن یا ملا عمر ثانی؟

پیام آور جنگ مذهبی در هرات ...

وقتی حکومت تنظیم های اسلامی برخلاف آرزوی مردم افغانستان در نخستین روزهای آمدن شان کابل را صحرای محشر ساختند، من نیز مثل صدها و هزارها نفر از کابل نشینان عرصه را تنگ دیدم آنگاه خود را از اکادمی علوم افغنستان به ریاست تعلیم و تربیه پروان تبدیل کردم.

 دران موقع مرحوم سید عبدالحکیم هاشمی یک تن از جوانان فارغ شده از دانشگاه کابل که پس از یک دوره زندان پلچرخی از جانب عمال رژیم هفت ثور به جبهه مجاهدین پیوسته بود، عهده دار ریاست تعلیم و تربیه پروان شده بود.

زمانی که مرحوم هاشمی مکاتب و لیسه ها ی شهر چاریکار تا مناطق دور دست را بازدید می کرد،  مرا نیز با خود می داشت.

دریکی از روزها من و چارتن دیگر جهت بازدید از لیسۀ نسوان حره جلالی که در همسایگی ریاست تعلیم و تربیه موقعیت دارد، با مرحوم هاشمی به آنجا رفتیم. از امور اداری تا جریان تدریس معلمین را در صنف ها    بر رسی کردیم و هر کدام برداشتهای خود را از جهات مختلف یادداشت نمودیم.

فردای آنروز رئیس تعلیم و تربیه از کسانی که با او به لیسۀ حره جلالی رفته بودیم خواست تا یادداشت های شان را برای همه مامورین و مدیر های مربوطه بیان کنند. دو نفر  یادداشت های شان را خواندند، نوبت بعدی به یکی از برادران جهادی رسید که او تازه از میدان جهاد آمده بود. او مثل هر روز با پکول و دریشی پلنگی اما آنروز با قیافۀ خشمگین گویا که سر تا پای وجودش را آتش گرفته باشد  صحبتش را با بسم الله  و ادعیه به روان پاک شهدای جهاد اینگونه آغاز کرد:

برادر مجاهد جناب رئیس صاحب و ..... السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

نمی خواستم از آنچه دیروز در لیسه حره جلالی گذشت، چیزی بگویم. اما به آن شرط می گویم که موضوع جدی گرفته شود و حتی موضوع به محکمه راجع شود تا آرمان شهدا براورده گردد...

به ادامه افزود: دیروزخود را در میان آتش دیدم، ما به خاطر اعلای کلمته الله و دین رسول االله  جهاد کردیم تا دین ما و ننگ و ناموس ما به جای بماند. ولی میبینیم که در زیر ریش ما در فاصله چند قدمی در لیسه نسوان حره جلالی  فُلان معلم ( زن) با لباس غیر اسلامی، آرایش عجیب و غریب از سایه دادن به پشت چشم تا لبسرین، رنگ ناخن به دستها و انگشتان پا ها که  مخالف دستور قرآن و حدیث پیغمبر است به صنف درس می داد،  شما بگویید که شاگردان ازین معلم چه یاد می گیرند؟

دران مجلس حدود 20 تا 25 نفر از کارمندان اداری و مسلکی حضور داشتند، همه هک و پک شده بودند. برای چند ثانیه مجلس در سکوت بود. رئیس با هوشیاری رو به حاضرین کرد و گفت: همه ما گپ های برادر ..... را شنیدیم، حالا شما تصمیم بگیرید.

هرکدام چیز های گفتند تا نوبت به من رسید. راستش من با استفاده ازین موقعیت که تعدادی از حاضرین استاد هایم و برخی شاگرد ها و دوستانم بودند به اصطلاح هوایم را داشتند، میتوانستم آزاد تر سخن بگویم که سخنم را با یک تبسم معنی دار چنین آغاز کردم:

 من آن معلم خانم را خوب می شناسم، زمانی شاگردم بود. او تحصیلات دانشگاهی دارد، پدر مرحومش آدم مطرح در شهر بود علاوتاً همه خواهران وبرادرانش ضمن آنکه تحصیلکرده هستند در دینداری شان نیز کدام اعتراض وجود ندارد. حالا اگر یک مقدار لباس های با رنگ و ساخت متفاوت از دید گاه برادر ما .... به تن کرده یا مقداری آرایش کرده مشکل وجود ندارد. می شود از طریق اداره مربوطه شان به او گوشزد شود تا در قسمت لباس و آرایش خود متوجه شود. درین صورت ضرورت به محکمه نیست.

 و به ادامه این سوال را ازان برادر محترم ما.....  پرسیدم:

چی شد که از جمله ما پنج نفر افراد عاقل، بالغ و صاحب جمیع متصرفات شرعیه هیچ کدام ما نه به کمان ابروی آن معلم و نه به افتاده گی گیسو و نه به سایه های پشت چشم و نه به رنگ ناخن دستها و پاهای او متوجه شدیم، فکر میکنم بر سر شانه های کسانی که به دینداری بیشتر متوسل میباشند شیطان لعین بیشتر فشار می دهد. و اما از فضل خداوند این برادر مجاهد ما بر شیطان غلبه دارد. باز هم ازین برادر خواهش میکنم تا بعد ازین به چشم و زلف و سر و صورت زنها و به رنگ ناخن آنها چشم ندوزد که خدای ناخواسته ایمانش ( جَق) میشود. همه خندیدند و ......

 و حالا از جناب ملا مجیب و هواخواهان او این سوالها را جواب میخواهم:

1 -  چرا نخستین لوحه های تبلیغاتی این عالم دین!!! (ملا مجیب) به حجاب زنان بوده و بی غیرتی مردان را با بی حجابی زنان هم سنگ قرار داده است؟

 مگر او نمیداند که بد حجابترین زنان و دختران همان دختران تعدادی از رهبران جهادی اند. لطفاً به یو تیوب بروید و بد حجابی برخی از مربوطین رهبران جهادی را باز دید کنید.

2- بیشترین خواهر ها و مادر های ما زیر خط فقر زندگی دارند، آنها فقط به فکر زنده ماندن خود و اولاد های شان اند که اصلاً در

 فکر فیشن و درشن و خود نمایی نیستند. اگر در محل کار و یا در بازار ظاهر می شوند نه از بهر به اصطلاح تیم دادن است بلکه از روی مجبوریت است.

3 – آیا ملا مجیب،  اشرف غنی را نمی شناسد که او خود را مطیع امریکا و بادار همه مردم افغانستان میداند. مگر ملا مجیب نمی داند که اشرف غنی عطامحمد نور پادشاه مزار!!! و جنرال دوستم امپراتور ترکستان را به زانو در آورد. این ملا چه قدرتی دارد که با چند تا طلبه فریب خورده میتواند در برابر حکومت مطلق العنان اشرف غنی قد بر افرازد و اشرف غنی او را هیچ چیز گفته نتواند؟

4 – آیا ضرور نبود که ملا مجیب قبل از ارائه شعار به حجاب زنان به انتحاری، به فساد، به شکم گرسنه و تن برهنه بیجا شدگان در هرات و سایر ولایات کشور که مردم مظلوم ما از دست برادران کرزی و مخالفان احمد زی در زیر برف در زیر خیمه ها به سر می برند، به داد خواهی می پرداخت؟ آیا این ملا گک مقبول و خوش قیافه با صورت سرخ و سفید اما با سیرت وهابیت نمی توانست در مورد هزاران تن از هموطنان ما که در بیکاری و یا با مواد مخدر شب و روز می گذرانند شعار های شان را آزین می دادند؟

5 – آیا ملا مجیب ازین موضوع بی خبر است که چندین مورد از تجاوز جنسی از طرف ملا ها بر پسران و دختران در وطن ما صورت گرفته که دوسیه های جرمی شان در مراجع عدلی و قضایی وجود دارد، اما ملا مجیب دنبال حجاب زنان را گرفته؟

هرچند که این ملا در مصاحبه هایش گفته است که دارالفتوای او به هرگونه نا هنجاری ها می پردازد ولی بازهم این سوال  وجود دارد که چه چیز است که نسبت به هر نا هنجاری های دیگر به حجاب و حجاب بازی پرداخته است؟

6 – خود این ملا مجیب که چندان سن و سالی ندارد اما هیچ متوجه شده است که آنهمه رهبران و چلم برداران رهبران جهادی قبل از جهاد چه داشتند و اکنون که ثروت قارونی دارند، این همه دارایی را از کجا پیدا کرده اند؟ چرا علیه اینها شعار های اولی شان نبود؟

ملا مجیب در مصاحبه با تلویزیون طلوع نیوز گفت: همان طوریکه مردان مکلفیت معیشت زنها را دارند، مکلفیت دینی زنها را نیز دارند که زنها را به امر بالمعروف و نهی از عن المنکر هدایت کنند.

بلی! آیا ازین ارشاد!!! این ملا چنین نتیجه گرفته نمی توانیم که دختران و زنان باید در حصار خانه باشند یعنی مکتب نخوانند، دانشگاه نروند، معلم، مامور، طبیب، .... نشوند، زیرا مردان مکلفیت معیشیتی و آموزشی آنها را دارند؟

هرگاه پرسشها را ادامه دهیم صد ها سوال دیگر وجود دارد که باید پاسخ بدهد. اما منطق انسانی و اسلامی چنین حکم میکند که این ملا:

 از طرف وهابی ها حمایت می شود و همچنان حکومت اشرف غنی که نماینده او والی هرات است او را دوست خود خطاب نموده است.

در اخیر من به حیث یک فرد مسلمان که خودم و خانواده ام همین اکنون در استرالیا در یک کشور با فرهنگ غربی به سر می بریم ولی به فضل الهی  از خط مسلمانی خارج نشده ایم هرگز به چرندیات این ملای موهوم اعتقاد نداریم.

خاطر نشان می سازم که اگر جلو این بی بند و باری ها گرفته نشود، ما شاهد آن خواهیم بود که ملا مجیب به زودی مثل ملا ی لنگ، پیر کرمشاه و ملاعمر برای خود در افغانستان جای پای پیدا خواهد کرد.

هشدار: مردم هرات باستان با فرهنگ و مدنیت کهن بیخ در طول تاریخ از مسلمان ها تا هندو ها، سیک ها، کلیمی ها و عیسایی ها توانسته اند در فضای محبت و همزیستی انسانی و اسلامی با هم پذیری در سر زمین خدا داد هرات زندگی کنند. و اما: صدای ملا مجیب زنگ خطری است که تفرقه شدید میان سنی ها و شیعه های هرات به وجود آید . 

 

 

 


بالا
 
بازگشت