محمد علی مهرزاد

   

صلح افغانستان؛ درچنگال خونین مزدوران استعمار!؟

اکنون که فاجعه روی فاجعه سواراست ونهیب هر فاجعه را با خون وپوست خود مردم ما لمس می کنند ؛ بیان کتب ومقالات که از مداخله پاکستان وستم این نطامهای خودخواه ومستبد وضد منافع ملی نوشتند ، از  حوصله این نوشته خارج ، آنچه عیان است چه لازم به بیان است ! چرا عناد با نظامهای سرمایه داری ، عناد با نظام سیوسیالیستی وسرانجام عناد با زوال نظامهای غیر مرد می نه تنها در افغا نستان یک امر شناخته شده بوده وهست ؛ بلکه در اکثر کشورهای تحت استعمار سابقه ای طولانی دارد . ولی امروزدر دوران جنگ درونی، جنگ مکتوم وسرخوردگی در افغانستان زندگی می کنیم ، حریفان که در مقابل هم قرار گرفته اند چون ببرهای وحشی وبی رحم وخشمگین هستند که تنها میل ها وقفس های زندان ومحاکمه از عملکرد این دشمنان منافع علیایی مردم تاحدی عدالت اجتماعی ویا عدالت انتقالی که احتمال دارد که شامل مرور زمان شده باشد مردم مارا راضی بسازد واز ادامه حمله این خفاشان ستمگر مردم ما را در آینده نجات خواهند داد! . نگاه شرربارپاکستان ، وازطرف د گرعمل کرد تفنگ سالاران  داخلی منتظر مشتهای گره کرده ودها نهای پر از کف  باشند ، گواه به این معنا است . نشا نه های کینه وتنفر در میان طبقات محروم به وضوح روز تا روز در حال تشکل است، تا دمار ازین فتنه انگیزان که نقش ستون پنجم وششم را در ایجاد بی اتفاقی وتشنج وبی امنیتی به منظورجلوگیری ازصلح براه انداختن (( جنگ مذهب علیه مذهب)) بازی می کنند برچینند . اکنون که بشریت از نداشتن معنویات در رنج ومذهب نیز از هدایت او در طریق رستگاری و عافیت باز ما نده است ؛ چرا فعلاً یکبار دیگر دشمنان اسلام جنگهای مذهب علیه مذهب را به حیث تکرار تاریخ در افغانستان به     نما یش گذاشته اند ! اگر معنویات وفرهنگ همگا نی و عا لمگیر نشود البته نه از اسما ن ، ونه از علم بی عمل ، بلکه از سجا یا یی نیک انسا نی ووجدان بیدار که خداوند (ج) بحیث ودیعه در ضمیر ونهاد انسا نها افریده است سرچشمه گیرد ، تا بر این ظلمت وبحران اخلاقی پرتو نیفشا ند ، کوته بینی ها ، وسود طلبی ها درنده خویها که در جامعه امروزما حکمفرما است آرام نگیرد ، باید انتظار فاجعه بزرگ تررا کشید .

حا لاکه سیا ست واقتصاد در حل قضا یای داخلی وبین المللی کوتا آمده اند با ید به فرهنگ و فر هنگیان مراجعه کرد ، زیرا ؟ همان طوریکه مسئله فرهنگ هم فردی ، هم ملی وهم جها نی است، بعد از عقب ماندگی وفقر بزرگترین مسئله دنیا امروز ، این مسئله است .

صلح وسعا دت آینده جهان به همان اندازه که به اقتصاد وابسته است ، به فرهنگ نیز متکی است .وقتی همه عوامل موجود ، زور، تهدید ، پول و سیاست از حل مسا یل جهان عا جز ما ند ، فرهنگ و فرهنگیان باید پای به میان نهند ؛ اگر گریها گشودنی بود ، سرانجام به دست او گشوده خواهند شد ، اگرگشودنی نبود ، دلیل بر آن ا ست که فرهنگ در ا داره امور جهان و بخصوص در جا معه افغانستان به حد هراس انگیز در حالت کاهش است .! همه انچه علایم نا سا لمی جا معه اند ، خودکشی ، انتحا ری وجنا یت ،خود سوزیها وبالاخره خشونت وبیماری روانی ونا ارامی وولنگا ری جنسی ومرگهای ناشی از تصاد ما ت هر سا له رو به افزایش است ؛ کیفیت زندگی جای خودرا به کمیت داده ، واگر فرهنگ را توافق با دنیا یی خارج بدانیم ، این توافق در کار ازمیان رفتن است ، وجدایی از طبیعت ، بشر را از طبعی ترین نیاز و انس خود محروم کرده است . درین اوضاع واحوال امروزی وطن محتاج سامان ونظم تازه ای است ، چرا انسان در سپرد ن سر نوشت خود به تکنولوژی تا بدانجا جلورفته که راه باز گشت یا توقف یا تغیرمسیر براو بسته گشته ،  (( خشونت سیاسی و جنایی)) چون ( آفت طاعون) در روانهای افراد کشور ما توسط این( سود سالاران وزر پرستان وپول زده ها ) لانه کرده وبی انکه روانها شستشو شوند ، افکندن تکنولوژی در یک مسیر سا لم ، امکان پذیر نخواهد بود .ازین حیث اینده بسیار مبهم می نماید .به هر حال ، هر راه حلی درین مورد جستجو شود واز چراها وشعارهای بی شعور گذشته، بگذریم واز مفهوم کلیدی (( چگونه))؟  ازین مصیبت ها وچالشها، راه بسوی یک نظام مردمی وملی تعریفشده وتامین صلح همه جانبه ودایمی رهنمون باشیم .؟  

درین ده سال اخیر که تروریزم رفته رفته خودرا بحیث یکی از شاخصها در اکثرکشورها وبخصوص در افغانستان ابعاد گسترده  یافته ونهادینه شده ؛ در مقا بل یک مشت مردم کارد به استخوان رسیده وجان بر کف ، بتواند  قدرت های مطرح بزرگ را تهدید کند ، بدون شک قربانی این شاخص وحشت ناک همانا مردم افغانستان با این موقعیت استثنای در جغرافیای منطقه وجهان خواهد بود .        

اگرقبول کنیم ویا نکنیم امریکا ادعای جها نمداری را فعلاً بعد از شکست شوروی در افغانستان دارد ؛ ولی آنچه متوجه منافع ملی افغا نستان می شود  این (( مسئولیت جهانی )) امریکا صرف در محور مبارزه علیه تروریزم نباید در کشورما نقطه پایان (( ماموریت جهانی )) امریکا مبنی بر عدم همکاری اقتصا دی تعبیر ویا تلقی شود ؛ ما توقع دا شتیم وداریم تا این ( مسئولیت جهانی ) در افغانستان به ( ماموریت ) همکاری اقتصادی وفقر زدایی و رفع مشکلات ناشی از مداخله علنی ومخفی کشورهای همسا یه چون ایران وپاکستان به انجامد ؛ با تا سف که این ماموریت درین ده سال توقعات مردم مارا انطوریکه لازم است براورده نسا خته ، بلکه با حضور قوای ناتو ایران وپاکستان در مداخله خود افزوده وگستاخ تر شده اند وبحیث نیروی بازدارنده صلح درافغانستان عمل می کنند ! مردم ما بعد از ده سال از خود سوال می کنند که به چه درد می خورد این دموکراسی که در ان ثروت های افسا نه ای در دست عده ی غا صب وزورمندان تراکم کرده ، واکثریت مردم فقط همانا نان بخور نمیر دارند؟ پس کوآن عدالت اقتصا دی واجتماعی متعا دلی که حقوق بشر از ان دفاع می کند ؟ از نطر مردم افغانستان دموکراسی غرب از جوهر انسا نی خود عاری شده است ! چه(( حقوق بشر)) از طریق حرف وکلام ، بلکه از جا نب عمل به این روز افتاده است . دشواری وحتی ترا ژیدی دنیای امروز از فاصله میان ظاهر وبا طن وحرف بی عمل منشه گرفته است . سازما نهای سیا سی که بر اسا س دموکراسی و حقوق مردم می با یست پی ریزی گرد ند،به ظاهر پدید آمده اند ، ولی از معنا و جوهر وماده حیا تی خود خالی  نگه داشته شده  اند. البته هیچ زمامداری ، هیچ فرد موثری در دنیای امروز باشد که به صراحت بگوید باید ازادی را از بین برد ، عدالت را نابود کرد ،بین سیا وسفید ودارا ونداروزن ومرد ، تبعیض قا یل شد ، یا قانون را به نفع اقلیتی وضع واجرا کرد .؟ اما واما همه اینها در مرحله حرف ما نده است .  این وضع در افغانستان کاملاً مشهود است ، مردم ما با ادامه این وضع نها یت به ستوح آمده اند ، و میخواهند تا به روش و سلیقه  خود مطا بق ارزشهای ملی تحصیل در آمد  واجرای عدالت کنند !  هرج ومرج که در کشورما ناشی از تروریزم براه افتیده است ، وکشتار نا شنا س وبی گناه مردم ما بحیث روال عادی جامعه مارا به خطر روبرو ساخته است ، کار بجای رسیده است که گویا از نظر عقد ه ایها حریص یا محروم ،کل جامعه مسئول شناخته می شود، ومستحق مجازات است چرا ؟؟واقعیت این است که اعتماد بی چون وچرا به علم کاهش یافته ، در حالیکه در چند دهه های گذشته آموزش علم بلا معا رض شناخته می شد ، ولی امروز احسا س می شود که جها ت مختلف از جمله ، خشم طبیعت ودیگری از جانب نظام های غیر مردمی که در آشفتگی در ارضای نیازهای شان چون حکوما ت سه دهه اخیر عملاً تار وپود حیات اقتصادی اجتماعی وفرهنگی مارا برای ارضای هوسهای مادی خود همه ارزشهای اسلامی وملی  مردم  افغانستان را دچار بی نظمی ووابسته بیگا نگان ساختند .  نقطه اصلی این همه بی نظمی در عدم توازن در تقسیم ثروت است ،گروهی در کشور ما غالباً از طریق نا مشروع مال ومنال یا عواید هنگفتی توسط غصب اموال بیت المال چون غنیمت جنگی بدست آورده فعلاً بر مردم ما غرورمی فروشند ! در حالیکه اکثریت عظیم مردم کمتر از آنچه نیاز دارند ، ویا کمتراز آنچه حق خود می دانند به دست می آورند آن هم در بدل کار مشقت ورنج طاقت فرسا .  در جامعه ای که توقع ها بالارفته وچشم ها را باز کرده است ، اما توانا ی ان را ندارد که این توقع را در حد اقل خود بر آورده نگاه دارد ، انتظار ارامش دور از انتظار است . درهم چو شرایطی که در پهلوی عدم توازن اقتصادی وعدم تعادل نعما ت مادی بحران اخلاقی مضاعف بر همه مشکلات بیشتر اثر گذارشده ، چرا به همان اندازه که جامعه به با ز سازی اقتصاد ملی ضرورت دارد، به همان پیمانه به فرهنگ و اخلاق نیاز وضرورت دارد ؛ این دو به هم بسته و پیوسته اند ، متا سفا نه دولت مردان در شرایط فعلی کشورما نه تنها در امر اشتغال زای ورشد اقتصادی کوتا آمده، بار مشکلات سنگینی تر می شود ، حتی بسترفرهنگی که اخلاق اجتماعی در ان رشد کندبرای مردم مجال کمتری دست می دهد که به اخلاق اجتماعی وفرهنگ بپردازند . با این همه مسلم است که مسایل امروز را نمی توان بدون پشتوانه اخلاقی که منطبق با واقعیات زمان باشد ،حل کرد ، تجهیز وانقلاب فرهنگی که روح وروان مردم مارا ازین همه تشتت و پراکندگی ونا امیدی از آینده نجات می دهد، یک آمر نهایت ضروری پنداشته می شود ، بقول صا حب نظران که می گویند خطر بمب هسته ای از سر بشریت اگر رفع شود ، خطربی اخلاقی وبی فرهنگی همواره اورا در معرض تهدید جدی قرار می دهد ! افغانستان در طول نتواند از میان این همه آشفتگی و بحرانات تحمیلی خودرا بیرون بکشد؛ ومشتی محکم بردهان یاوه گویان که می گویند افغانستان فاقد ارزشهای ملت سا زی است؛ با وحدت حرف وعمل دروحدت ملیت های باهم برادر ساکن درافغانستان ،تاریخ پرشکوه خودرا مطابق شرایط امروز وفردا غنا هرچه بهتربخشند  ؟   

دنیای کنونی وآینده که محتاج چاره جویی همگانی است ، اگر بخواهد در درجه ای ویرانگرانه دستخوش اغتشاش ، تروریزم واحیاناً نابودی نشود ، باید به ((به خرد جهانی وخود سازی )) روی آورد . خرد جهانی ، عبارت است از چکیده وجوهراصلی که بشر انهارا ممتاز شناخته ، وآینها ، فرهنگ ها وفضایل ، شاهکا رهای فکری وهنری ، آنرا تسجیل کرده اند . آنچه قضیه را بیشتر قابل تاسف می کند ،این است که گرچه پیشرفتها ما دی وعلمی و تخنیکی کشورهای بزرگ صنعتی جهان معجزه آسا بوده و ازین حیث هیچ ملت دیگری به این درجه از دستا ورد نرسیده است وآثار مثبتی که از آن سر بر آورده ، غیر قابل انکار است ، ولی عیب در آن است که دوسر خورجین متوازن نیست ، به نیمه دیگر سرشت انسا نی که طلب نوعی معنویت است جواب داده نشده؛  تقلید کورکورانه بدون کارروی انسان های جامعه افغا نی کمترتوجه شده است ، با ید ما درقدم اول روی خود کارکنیم وازاحساس خود کم بینی شد یداً پرهیزکنیم   دنیای که از لحاظ  فزیکی یک پارچه شده است ، تحمل افتراقها ی زیاد را ندارد ، ولی در افغانستان بهره  وری از جهل وتعصب توسط نماینده گان تحمیلی که فعلاً بر شانهای زخمی اقوام باهم برادر سوار بوده وبا ائتلاف با حکومت های خود کامه  در بطن سیاست خویش با آن دلخوش می کنند ، عده ای چون نوآموزان راه سیاست زیرچطرو پوشش جبهات شخصیت سازی کاذ ب تمرین ائتلاف سازی برای تداوم اختلافات به حیث نیروی پنجم وششم آب در اسیا یی کشورهای همسا  یه چون ایران و پاکستان می ریزیند، بازهم از تاریخ نمی آموزند ! هنوز که هنوزاست تشکل جریا نا ت سیا سی وبوجود آمدن ائیتلافهای درظاهرجدید، صرف سنگرتبدیل می کنند ومنافع علیایی کشوررا به حیث غنیمت جنگی در معامله گذاشته اند ؛ وبنام مردمی که از نظرفکری تا اکنون عقب مانده نگهداشته شده، معامله گری در جریان است ! انسان عقب ما نده ، موجود مرموزی است ؛ جریا نا ت سیا سی امروزی پیوسته از او سخن می گوید ، پیوسته به نام او عمل می کند ، در نطقهای رسمی ومیز گردهای شبا نه ، کتا بها ، قوانین بشر دوستا نه وسر مقاله ها ، پیوسته به دفاع از او بر می خیزد ؛ وبا این حال ، ذره ای از بینوایی انسا ن عقب مانده افغا نستان کاسته نشده است . این مخلوق معما ئی ، در همه جا حضور دارد ، ولی با هزار درد ودریغ در غیبت مطلق به سر می برد ، ستاره محفلها ، قهرمان میدان سیاست است ،مهمان افتخاری ضیافتها ست ، بی انکه هرگز در یکی از این مکانها پایی نهاده باشد ، تنها شبح او در این مجالس در رفت وآمد است ؛ پر تجمل ترین چشنها منعقد می گردد ، به بهانه انکه مشکل اوراحل کنند ؛ مبالغ هنگفتی پول خرج می شود ، به بهانه انکه دفاع و امنیت اورا تامین نماید ؛ لیکن ، مسئله ای جز گرسنگی در زندگی او  وجود ندارد ، وتنها چیزی که او در برابراش احتیاج دارد ، بی عدالتی است وبس .! ولی حوادث سه دهه اخیر دلالان ومزدوران استعمار در لبا س مذهب ونما ینده گان تحمیلی وپوشالی اقوام که سالها در تعصب وتفرقه واختلاف اقوام باهم برادر دست بکار بودند چهره ای شان به مردم افغانستان افشا شده دیگر فریب این دشمنان دین ودولت را نخواهند چشید ، چه در روزگار ما ، بزرگترین تغیری که ایجاد شده ، تغیر در وجدان بشریت بصورت کل وبخصوص در کشورما اندک اندک وجدان های خفته در حال بیدار شدن است ! ودیگر با هیج افسانه وافسون ، ویا مخدرویا (( هیپنوتیسمی )) به خواب غفلت نخواهند رفت ؛ چرا مردم ما  طی سالهای متمادی دنیا را با چشمی پوشیده نگاه داشته است ،ووضع زندگی وسرنوشت خودرا هرچه بوده ، بی چون جرا پذیرفته ، اکنون این پوشش از جلوی چشمش برگرفته شده ، دنیا ووضع نظامهای غیر مردمی را در کشورخود با پوست وخون خود به تجربه گرفته، دوست ودشمن داخلی وخارجی را تشخیص داده ودر زیر بار این دلالان وتیکه داران که نقش رهبری اقوام و مزدوران استعمار در لبا س مذهب  را بازی می کنند نخواهند رفت .

  پس ، این بر عهده مردمان با فرهنگ و پاک نیت وپاک سرشت است که نسبت به مسئولیت خود در قبال مردم افغانستان اگاه بما نند وبه( چگونگی؟) حل مسایل امروزی بپردازنند واز این همه چراها ؟ و شعارهای بی شعور که در گذشته معمول بود بگذرند،  ووظیفه ای خودرا ایفا کنند .تا زما نیکه پراکنده اند نخواهند توانست در تصمیمها یی که راجع به سرنوشت مملکت وجهان گرفته می شود اثر بگذارد . می توان امید داشت که هزینه ای این کار زیاد نیست ؛ چه هرروز مردم با وجدان و انسان دوست میهن ما در حال شکل گیری است باید خارج ازاین تشکلهای نیم بند واحزاب دمد می مزاج و جبهات شخصیت سازی کاذب کاری ساخته نیست دست بکار شد ؛ در حالیکه مسایل مملکت به درجه ای از بحران رسیده که سیاستمداران واقتصاد دانان ، از حلش عاجز مانده اند ، ناچار باید دست به دامن دانایان ومردان با فرهنگ زد ، تا گرد هم آیند وکوششی از خود نشان دهند .بیائید تا ارزو کنیم که حرف آخر در باره سرنوشت مردم ما از دهان عقل های  که خداوند در نهاد انها بود یعه گذاشته بیرون آید ، نه از دهان(( عقل های معاشی )) .! 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت