مهرالدین مشید

 

 

یوتیوب ابزاری برای نهادینه شدن ارزش ها نه چراه گاهی برای زهر پاشی ها و نفرت افرینی ها

استفاده ی نادرست از آزادی های رسانه ای؛ عملی ضد اخلاقی و جنایتکارانه

 

هدف اصلی از اختراع فناوری ها تغییر دادن زنده گی با شیوه های ممکن است و اختراع هر فناوری به نحوی زنده گی انسان ها را وارد دگرگونی های شگفت انگیزی می سازد. یوتیوب یکی از فناوری هایی است که از آن به حیث رسانه های تصویری و صوتی استفاده می شود. این فناوری برای گرداننده گان خود فرصت داده تا از تریبیون آن نظریه ها و اندیشه های گوناگون علمی، فلسفی، ادبی و آموزشی خود را به نشر برسانند. 

هرچند استفاده از یو تیوب در افغانستان پیشینه دارد و اما بازار این فناوری پس از سقوط جمهوریت و به قدرت رساندن طالبان در میان شهروندان افغانستان چه در داخل و چه در خارج از این کشور خیلی گرم شده است. گرچه گرداننده گان یوتیوب هر یک دارای اهداف گوناگون خبری، اطلاع رسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اند و اما هدف اقتصادی در محراق توجه ی گرداننده گان افغانستانی آن قرار دارد. این سبب شده تا این دریچه به چراگاه ی شماری افراد نااهل و استفاده جو و جولانگاه ی افکار زهر آلود سياسی و فرهنگی افراد عقده مند، متعصب و قوم گرا تبدیل شود. این افراد بجای استفاده ی درست از این فناوری در راستای نشر اخبار و گزارش های موثق و درست و پخش برنامه های سیاسی، ادبی و فرهنگی؛ برعکس از بام تا شام به نشر و پخش گزارش ها و برنامه های زهر آلود سياسی و فرهنگی می پردازند که برخلاف اصول و آزادی های رسانه ای اختلاف های قومی و زبانی را میان مردم افغانستان دامن می زنند. تاسف آور اینکه شماری از این فراد نااهل و عقده ای آنقدر از ارزش های انسانی و اخلاقی تهی اند که از توهین و تحقیر کردن بر دیگران چه که حتا از نثار توهین های رکیک و دشنام های کوچه بازاری هم در حق رقبای خود دریغ نمی کنند. فاجعه بارتر این که این افراد پا را از گلیم بیرون کرده و اشخاص دیگری را قربانی دشنام ها و ناسزا گویی های خود می نمایند که هرگز در زد و بند ها و رقابت های آنان دخیل نیست. دردناکتر اینکه شماری از گرداننده گان یوتیوب آنقدر افراد ارزه و لاابالی اند که با استفاده از نافهمی های شماری، برای جلب بیننده گان خود بر تمامی ارزش های اخلاقی و حریم مقدس آزادی بیان پای می گذارند تا کسانی یوتیوب ها و تیک تاک های آنان را ببینند و از دیدن آنها پول بدست آورند. بدبختانه بجای آنکه مردم از دیدن یوتیوب های آنان خود داری کنند تا بازار ارزه گویی آن کساد شود؛ برعکس آنها را تماشا می کنند و به گونه ی غیر مستقیم او را برای دشنام دادن های زشت تر یاری می رسانند. در حالیکه تحریم یوتیوب ها و تیک تاک های این افراد یک عمل انسانی و حتا از جمله فضایل اخلاقی است.

با تاسف که این‌ همه جنایت زیر چتر آزادی بیان صورت می گیرد. در حالیکه آزادی بیان در اصول با هر گونه تعصب پراگنی، زبان ستیزی و قوم ستیزی مخالف است و توهین و دشنام زیر چتر آزادی بیان جنایتی بشری و عمل تروریستی است؛ زیرا ترور شخصیتی خطرناک تر و جنایتکارانه تر از ترور فزیکی است. هرچند ترور فزیکی به مرگ یک شخص می انجامد؛ اما شخصیت او را بعد از مرگ بزرگ تر از آنچه است، جلوه می دهد. در حالیکه ترور شخصیتی زنده گی یک انسان را به بازی گرفته و او را به بدترین انزوای حیات سیاسی و اجتماعی می کشاند. این ترور در واقع زنده گی و مرگ یک انسان را هدف قرار می دهد. توهین و تحقیر و دشنام دادن به دیگران زیر پوشش آزادی بیان، در تناقض آشکار با آزادی بیان قرار دارد؛ زیرا آزادی در حوزه های گوناگون دارای یک جغرافیای مشخص و قانونمند است که هر گونه توهین و تحقیر و تعصب پراگنی در بستر آن معنای عبور از خط سرخ را دارد. یعنی هر کس به اندازه ای آزادی دارد که آزادی او نباید آزادی دیگران را به خطر مواجه کند. این به معنای آن نیست که بر روی جنایت ها و فساد و غارت های افراد پرده کشیده شود. رسانه ها حق دارند، بر بنیاد اسناد موثق، نه جعلی در مورد اشخاص خبر رسانی کنند؛ اما در هر حالی شخصیت افراد از تعرض باید مصؤون نگهداشته شود.
در همین حال چه ما بخواهیم یا نخواهیم تکنالوژی، ارتباطات و سرعت پخش آنها پرده از شخصیت واقعی انسان ها بر می دارد و بالاخره مشت ها را باز و چهره ها را عریان می کند.

فناوری به سرعت در حال گسترش و جهانگیر شدن است و برای انسان امروز  استفاده از فناوری یک نیاز است. این نیاز خود به خود در گشودن راز های ناگفته ی افراد تاثیر گذار است؛ زیرا فناوری های گوناگون چنان با حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بشریت وابستگی پیدا کرده که هر نوع جدایی آن خطری بزرگ برای انسان امروز است. از همین رو است که فناوری و فرهنگ با یکدیگر پیوند ناگسستنی داشته و با یکدیگر چنان وابسته اند که گویای آشکار تاثیر مشترک و تولید مشترک فناوری و جامعه بر یکدیگر اند. روابط متقابل فناوری و جامعه از زمانی آغاز شده که انسان ها برای نخستین بار از ابزار های ساده استفاده کرد تا آنکه فناوری‌های مدرن مانند ماشین چاپ و رایانه جامعه ی بشری را دگرگون کرد.
نخستین رویکرد علمی در این رابطه با توسعه تکنولوژی یعنی "دانش سازمان‌دهی، در اوایل قرن بیستم آغاز یافت. در دانشگاه‌های عصری، مطالعه بین رشته‌ای تأثیرات متقابل علم، فناوری و جامعه را مطالعه های علم و فناوری می‌نامند.
ساده‌ترین شکل فناوری توسعه و استفاده از ابزارهای اساسی است که از ماقبل تاریخ در پیوند به چگونگی کنترل آتش و انقلاب نوسنگی آغاز شد و اختراع چرخ به انسان کمک کرد تا در محیط خود سفر و آن را کنترل کند. تحولات در دوران تاریخی تمامی موانع فیزیکی برای ارتباطات را از میان برد و به انسان ها فرصت داد تا در سطح جهانی با کمک ماشین چاپ، تلفن و اینترنت تعامل داشته باشند. هرچند بسیاری از فرآیندهای فناوری آلودگی آفرین اند و منابع طبیعی را به ضرر محیط زیست تخلیه می‌کنند؛ اما روند توسعه ی فناوری در کل نو آور است. این نوآوری‌ها بر ارزش‌های جامعه تأثیر می‌گذارند و سؤالات جدیدی را در اخلاق فناوری مطرح می‌کنند که در مجموع چالش های اخلاق زیستی را در جامعه بوجود می آورند. این نظر بحث‌های فلسفی در مورد استفاده از فناوری را برانگیخته که آیا فناوری وضعیت انسان را بهبود می‌بخشد یا بدتر می‌کند. از این رو شماری معتقد اند که فناوری به محیط زیست آسیب رسانده و مردم را از خود بیگانه می سازد. این نگرانی آنقدر ناموجه هم نیست؛ زیرا ترس آن جی رود که فناوری به فرنگستاین بدل نشود که دست ساخت بشر از کنترول او خارج شود. معلوم است که در این صورت خطر های زیادی از آن متصور است. چنانکه خود کار سازی و از دست رفتن مشاغل، عدم هماهنگی میان اهداف و ماشین ها، اختلال در امنیت و حریم خصوصی، بد افزار هوش مصنوعی، هک کردن ها، شکستن رمزواره ها، تولید سلاح های خود مختار، تروریسم هوش مصنوعی، دیپ فیک، ویدو های جعلی و اخبار جعلی از خطر های حداقل آن ذکر شده است. همین حالا هم برخی کلاه‌برداران با استفاده از تصویر پروفایل افراد معمولی در شبکه‌های اجتماعی ویدیوهای جعلی از آن‌ها درست می‌کنند تا بتوانند باج دریافت کنند. شماری از فیلسوفان و فزیک دانان در این رابطه ابراز نگرانی کرده آینده ی جهان در تیر رس هوش مصنوعی را خطرناک خوانده اند. اما حامیان ایدئولوژی‌هایی چون؛ فرابشریت‌گرایی و تکنو-پیشرفت‌گرایی در این مورد نظر مثبت دارند.
موضوع نحوه ی استفاده از فناوری ها و نگرانی ها در این مورد بحث تازه نیست. این موضوع پیشینه دارد و آغاز آن با ایجاد نخستین فناوری بدست بشر می رسد‌. با تفاوت اینکه نگرانی های نخستین ساده بوده و به هر اندازه ای که فناوری پیچیده تر شده است؛ به همان اندازه نگرانی و هراس انسان بیشتر شده است. کتاب " جاهلیت قرن بیست" نوشته ی محمد قطب ممکن از نخستین کتاب هایی باشد که در مورد ضرر های تکنالوژی سخن زده است. در این اواخر کتاب های زیادی در این مورد نوشته شده که حاکی از نگرانی و هراس انسان نسبت به فناوری ها است که یکی پی دیگر به سرعت وارد بازار می شود.
پیشرفت ها در حوزه ی فناوری بویژه در نیم قرن اخیر نشان می دهد که این ابزار به گونه ی سرسام آوری در حال پیشرفت است و زنده گی آینده ی انسان در گرو آن خواهد بود. پیشرفت ها در این عرصه ها نه تنها سبب دگرگونی های حیرت آور در جهان خواهد شد؛ بلکه راز های ناگشوده ای در بخش های گوناگون نیز گشوده خواهد شد که امروز برای انسان غیرقابل باور است. نه تنها راز های ناگشوده در مورد انسان، هستی و جهان آشکار می شود؛ بلکه بسیاری از پرسش های مهم فلسفی چون؛ از کجا آمده ایم؟ به کجا می رویم؟ هدف از خلقت چیست؟ در پشت این همه چه نیرویی در کار است؟ و ... پاسخ خواهند یافت.
در این میان آنچه مایه ی نگرانی است، بازهم استفاده های نادرست از ابزار های فرهنگی است که نه تنها شخصیت ها؛ بلکه انسانیت جامعه و جهان و در کل زنده گی بشری را تهدید می کند. از استفاده جویی های شماری یوتیوب گرداننده گان افغانستانی در سراسر جهان افکار پریشانی در ذهن انسان خطور می کند که در آینده ها چه خطر هایی از این ناحیه متوجه انسان ها است و فناوری به ابزار باجگیری و استفاده های تروریستی بدل نشود. خطر آن می رود که فناوری های جدید مانند یوتیوب به چراگاه ی افراد عقده ای و پول جو و بیمار و قدرت طلب و ثروت خواه بدل شود و تیغ از دمار انسان و جامعه ی انسانی بیرون کنند. مردم و کشور هایی بیشتر این چنین قربانی گرداننده گان فناوری ها و بویژه یو تیوب می شوند که درگیر جنگ های داخلی و تضاد های گروهی، قومی و زبانی باشند و از لحاظ فکری و  فرهنگی در سطح پایین باشند. کشور های مانند افغانستان بیشتر از هر کشوری از این ناحیه آسیب پذیر است. چنانکه ما امروز شاهد بدترین قربانی شخصیت ها و افراد از سوی شماری یوتیوب ‌گرداننده گانی در سراسر جهان هستیم که گرداننده گی آنها بدست شهروندان افغانستان است. این گرداننده گان بجای پخش و نشر اخبار و گزارش های خبری و آموزشی و علمی و ادبی و فرهنگی برعکس از بام تا شام مصروف زهر پاشی های قومی و زبانی و دشنام دادن ها هستند. به حدی که حتا هیچ کسی از زخم زبان آنان درامان نیست و حتا تجاوز به حریم شخصیت افراد به رویکرد روزمره ی آنان بدل شده است. با تاسف که در قاموس آنان هیچ نوع خط سرخی وجود ندارد که بتوان شخصیت های گرداننده گان یوتیوب را سبک و سنگین کرد.
جهان برای نجات از آسیب های فناوری نیاز به باروری ارزش های بزرگ معنوی دارد که فضایل اخلاقی را در انسان ها به درجه ای بلند ببرد که در سایه ی آن فرهنگ جدید تولد شود؛ البته آن فرهنگی که سال ها پیش سارتر از آن یاد آور شده است. سارتر می گوید، فرهنگ و تمدن جدید اروپا را به سوی فاجعه می برد و غرب برای رهایی از این فاجعه نیاز به فرهنگ و تمدن جدید دارد. هنوز زود است که در فضای کنونی جهان پر از آشوب و تنش ها؛ در موازات توسعه ی فناوری به تولد چنین فرهنگی در جهان امیدوار بود. تنها باروری ارزش های معنوی زیر چتر ادیان معتدل می تواند؛ جاده صافکن ظهور و تولد چنین فرهنگ و تمدن باشد؛ اما دریغ و درد پس از آنکه  نیرو های شیطانی درک کردند. تلاش های دین زدایانه موثر نیست و آنان را برای رسيدن به هدف یاری نمی کند‌. آنان سیاست های خود را تغییر داده و از طریق گروه های افراطی و تروریستی در پی مسخ و تحریف دین و ارزش های دینی در شرق برآمدند تا جوامع بشری را از درون مایه های سازنده ی دینی تهی بسازند و از ظهور و تولد فرهنگ و تمدن جدید جلوگیری کنند. یاهو

 

 

 


بالا
 
بازگشت