درنگی بر نوشته های منتشره در سایتهای
«پندار» و «اخبار افغانستان»

 

رفقا، دوستان عزیز !

 

 همهء ما و شما شاهد هستیم که در این اواخر از طریق سایت وزین «پندار» که گردانندۀ آن محترم عظیم بابک، یکی از فعالان «نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان» می باشد و سایت مربوط شان در کنار سایت وزین «مشعل» که تا حدودی، اگر اشتباه نکنم، زبان این نهضت بود، نوشته های ضد و نقیض و در بعضی موارد تأسف آور، سوال برانگیز و پٌر ماجرا به نشر رسیده است .

قبل از همه باید خاطرنشان سازم که من احترام به کرامت هر انسان این سرزمین داشته و هدف من توهین و تعقیر هیچ شخص نبوده، فقط برداشت شخصی خود را دلسوزانه با رفقای عزیز مان در میان می گذارم، که تا دیروز هر کدام از ایشان به خاطر سپر شدن به یک دیگر شان از جان گذشتند، ولی متاسفانه که امروز به خاطر مسایل و موضوعات کاملاً پیش پا افتاده و سلیقوی، با تحریک های مداحان سیاسی، هر آنچه دارند برای نابودی و بربادی یکدیگر خود استفاده می کنند. به این ترتیب می پردازم به بررسی کوتاه در رابطه با نوشته های منتشره در سایت وزین «پندار» :

تا چندی قبل در سایت نامبرده مطالبی در رابطه به «نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان» تحریر و یا هم به بحث گذاشته می شد که اکثر خواننده های سایت به این باور بودند که این همه از طرف نهضت صورت می گیرد، ولی امروز روشن شد که نخیر چنین نبود بل که برعکس قضیه بود (شاید این همه از روی حسن نیت و یا هم سوء استفاده از احساسات محترم عظیم بابک توسط افراد مشخص به خاطر رسیدن به اهداف مشخص بوده). نشرات اخیر در سایت وزین «پندار» هردو این مسئله را وانمود می کند.

بعد از یک بررسی و انتقاد کوچک از هیئت رهبری شورای اروپایی نهضت، در سایت وزین «پندار» یادداشت ذیل از طرف گردانندۀ سایت محترم عظیم بابک نشر می شود :

« با اظهار معذرت و حتا تا حدی همنوايي ، به اطلاع ارسال کننده های نامه های اعتراضیه در رابطه با جلسهء اخیرهیات رهبری نهضت فراگیراروپا درشهرهامبورگ رسانیده میشود که تارنمای پندارنه بازتابگردیدگا ه های رهبری نهضت است و نه درخصومت با آن .ازینرو، تارنمای پندار نمیخواهد مطالب ارسالی شما را در پیرامون مسایل تشکیلاتی و بويژه جریان جلسات آن و یا بگفتهء شما (افتضاح تشکیلاتی اخیر) به نشر برساند. بنده همین امروز استعفای رسمی خود را ازعضویت شورای اروپایی نهضت به نشانی مربوط آن ارسال نمودم و میخواهم فقط به عنوان یکی ازهواداران احیا و نضجگیری دوبارهء جنبش چپ افغانستان باقی بمانم. با آنکه پندار حمایت طیف گسترده دوستان و خواننده ها را کسب نموده اما در ماه های اخیر شاهد حسادت بی پايهء معدودی از افراد در برابر درخشش آن بوده ام.».

بعد از نشر این یادداشت، روز بعد آن یادداشت دیگری از گردانندۀ محترم سایت به نشر می رسد که: «یکتن از اعضای رهبری شورای اروپایی نهضت نامۀ به ما برای نشر به اسم مستعار فرستاده است که عنقریب نشر می شود.». بعد از دو روز انتظار گردانندۀ محترم سایت وزین «پندار» خبر می دهند که : « نامهﺀ «جلسهﺀ بیروی سیاسی ما در هامبورگ دایر گردید» از جانب یکی از اعضای هئیت رهبری نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی اروپائی به ایشان ارسال گردیده که فرستنده خواسته است تا نامش افشا نگردد»٠ در نامه آمده است : «باید دو شخصیت برجسته نهضت ما رفیق عوض نبی زاده و تاج محمد فعال عضو بیوروی سیاسی میشدند.زیرا رفیق نور زیاد تاکید کرده است و رفیق توده ای باید فرمان را در عمل پیاده میکرد.»٠ با مطالعۀ نامه هر شخص چیز فهم زود در می یابد که نویسندۀ مستعار نامه نشان زنِ ماهری است که با یک تیر چندین هدف را شکار کرده است.

قبل از اینکه در رابطه به نامه صحبت کنم، می خواهم چند موضوع و یا هم سوالی را در رابطه به یادداشت محترم عظیم بابک مطرح کنم که در بالا از آن تذکر به عمل آوردم.

·       چرا بدون ارائیه دلیل از استعفای خود یادآور شدند؟ در حالیکه روز قبل اعلام کردند که : «تارنمای پندارنه بازتابگردیدگا ه های رهبری نهضت است و نه درخصومت با آن. ازینرو، تارنمای پندار نمیخواهد مطالب ارسالی شما را در پیرامون مسایل تشکیلاتی و بويژه جریان جلسات آن و یا بگفتهء شما (افتضاح تشکیلاتی اخیر) به نشر برساند.»

·       چرا نامهﺀ «جلسهﺀ بیروی سیاسی ما در هامبورگ دایر گردید» را که از جانب یکی از اعضای هئیت رهبری نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی اروپائی به نام مستعار «اخگر» می باشد نشر کردند آنهم بعد از دو روز انتظار. این همه به خاطر چه ؟  (انتظار لٌطف، شفقت و یا تهدید و شانتاژ؟) که البته جواب این را بعد از نشرات دو روزه در سایت «پندار» به ساده گی به دست می آوریم و به خصوص بعد از مطالعه نامۀ ارجمند محترم «اخگر» نام که نتنها در نشانزنی ماهر بودند، بلکه در انتخاب سلاح هم ماهرتر از نشانزنی بودند و از روی تصادف سایت «پندار» و محترم عظیم بابک را انتخاب نکرده اند.

·       شما که از جملهء رفقای سابقه دار حزبی هستید و امروز هم در دیار غربت از هیچ نوع فعالیت دریغ نورزیده اید و به مثابه عضو شورای اروپایی نهضت فعالیت داشتید، این همه راه طولانی مبارزه را با آرمانهای پاک، صرف به خاطر یک گِلۀ محترم عارف صخره کنار گذاشتید ؟ در حالیکه در انتخاب محترم شفیق الله توده یی قبل از طرح شدن انتخابات، شما در حضور همه رفقا در کنفرانس تقاضا نمودید که....؛

حال می آیم روی موضوع نامۀ مستعار نام «اخگر»، یکی از از اعضای هئیت رهبری «نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی اروپائی» و یا با در نظرداشت عنوان نامۀ شان، عضو بیروی سیاسی که در جلسۀ بیروی سیاسی در هامبورگ تشریف داشتند.

نمیدانم که آیا این جلسه بیروی سیاسی با کدام میله های تفنگ بالای این عضو بیچاره بیروی سیاسی ما دایر شده بود که وی جز نوشتن این نامه حتی ننوشته اند که چند رای موافق و چند رای مخالف را دارند !!؟؟

از محتویات نامۀ این عضو محترم بیروی سیاسی؟ معلوم می شود که آب پیالۀ همان تیپ اعضای بیروی سیاسی سابق حزب (اعضای هیئت اجرائیه حزب وطن) را نوشیده اند که در آنوقت با هزار و یک نیرنگ و حیله در جمع رهبری خود را قالب زدند و بعد مار آستین شده با حیات هزاران انسان آن سرزمین بازی کردند.

موصوف در نامۀ خود با انتخاب نام های چون محترم کاوه کارمل، محترم محمد عوض نبی زاده، محترم صخره، محترم تاج محمد فعال و محترم داود کرنزی و بلاخره محترم نوراحمد نور به منظور نشان دادن موارد ذیل قلم فرسایی نموده اند :

§        چند دسته گی در رهبری نهضت

§       عدم دسپلین و قاطعیت عمل

§       موجودیت فضای اختناق و تهدید در نهضت

§       معصومیت از محترم کاوه کارمل

§       حیف و میل و سپری نمودن در هوتل لوکس.

§       بی کفایتی اشخاصیکه به مزاخ شان برابر نیست

§       عدم صلاحیت محترم شفیق الله توده یی

دردآور و تأسف آور این است، که چنین شبخون های سیاسی به خاطر نیات سوء افراد مشخص به خاطر اهداف تاریک، خواهی نخواهی بالای یک تعداد اثر گذار می باشد و زمینه را برای فرصت طلبان نیز مساعد ساخته تا آب را به اصطلاح گِل آلود ساخته ماهی گیرند.

در مورد اهداف این عضو بیروی سیاسی مظلوم طوریکه در بالا مشخص نمودم، همه اش سراپا بدون تشریح واضح و روشن است، ولی می خواستم مکثی داشته باشم در رابطه به نوشتهء ایشان در مورد محترم کاوه کارمل.

همانگونه که همه گان می دانند، محترم کاوه کارمل فرزند زنده یاد رفیق ببرک کارمل شخصیت ملی و سیاسی کشور و رهبر بزرگ ما می باشد که موصوف از فهم و دانش سیاسی برخوردار بوده و دارای شخصیت حلیم و با وزن می باشد.

عضو مستعار نام بیروی سیاسی آگاهانه و ماهرانه به غرض ایجاد تشنج و تحریک نمودن کاوه کارمل در رابطه به ایشان در نامۀ خود چنین می نگارند :

«خلاصه یک روز پیش از جلسه رفیق داود کرنزی همه را تهدید کرده بود که اگر او را به عوض رفیق کاوه معاون ومسئول تشکیلات نسازند از نهضت خارج میشود . براساس این دلیل رفیق کرنزی میدان را برد.» و در جایی دیگری باز هم «اخگر» اینگونه زیرکانه قلم فرسایی می کند : «در تمام جلسه رفیق کاوه کارمل متانت وشکیبایی خود را حفظ کرد و حرفی بزبان نیاورد.معلوم بود که او به عمق مسایل متوجه بود و نخواست با کسی مواجه شود.» . بلی، خوانندهء عزیز! همانگونه که شما نیز حتماً به عمق مسئله پی برده اید، نویسندۀ مستعار نام به درستی می داند که در بین حزب و مردم، زنده یاد رفیق کارمل بزرگ از احترام خاص برخوردار هستند و با در نظرداشت رسم و فرهنگ پسندیدۀ افغانی، ما هم چنان به تمام اعضای خانوادۀ محترم و بزرگ شان احترام خاص داشته و داریم. لیکن «اخگر» عضو بیروی سیاسی ؟ در این نامۀ خود آگاهانه کوشیده است تا با پیش کشیدن نام کاوه کارمل به غرض رسیدن به هدف و مقصد شوم شان، بهره برداری نا جایز سیاسی نماید. حال شما خوانندۀ عزیز خود قضاوت کنید که هدف از یاد نمودن نام کاوه کارمل در این نامه چیست ؟ به هر صورت، این دیگر مربوط به شخص خود محترم کاوه کارمل می شود که چگونه از هوشیاری و بیداری سیاسی کار گرفته تا نگذارد دیگران همچون «اخگر» از نام وی که تخلص آموزگار بزرگ ما در پیوست به نام شان قرار دارد، به خاطر رسیدن به اهداف و مقاصد شوم خود سوء استفاده کنند و روان پاک آن بزرگمرد تاریخ معاصر افغانستان و هزاران شهید وطن را ناآرام سازند. محترم کاوه کارمل فراموش نکند که این افتخار بزرگ و نام بزرگ برای زنده یاد رفیق کارمل میراث و تحفۀ رایگان نبوده، بلکه نتیجهء مبارزۀ طولانی و خستگی ناپذیر ایشان می باشد که از اوج جوانی با متانت و صداقت تا پایان عمر زنده گی شیرین شان را وقف و فدای مبارزه به خاطر انسان زحمتکش، تأمین عدالت اجتماعی، رفاه اجتماعی ، سعادت و خوشبختی هموطنان عزیزش نمود. در جریان مبارزۀ شان شرایط اختناق سلطنت، زنجیرهای زندان، تبعید های اجباری در دوران حاکمیت ترور و اختناق حفیظ الله امین و حاکمیت دکتور نجیب الله کوچکترین تزلزل و اثری را در ارادۀ قوی و پولادین وی به جا نگذاشت و هیچگونه فشاری نتوانست او را از این آرمان مقدس دور سازد. امروز که از هر لحاظ شرایط سهل و آماده برای مبارزه است، اگر محترم کاوه کارمل هم واقعاً آرزو دارد که ادامه دهندۀ آن مکتب بزرگ مبارزه باشد می تواند به داخل افغانستان رفته پرچم مبارزه را در اهتزاز نگه داشته مبارزه نماید و نقش فعال را در امر مبارزه و وحدت همه نیروهای چپ و دموکرات ایفا نماید در غیر آن مشورۀ رفیقانه من اینست که نگذارد معامله گران و بازیگران سیاسی که تا دیروز در برابر حزب، مردم ستمدیده و رهبر بزرگ مان خیانت و جفا کردند امروز با نیرنگ و چال و فریب و مهارت خاص سیاسی از نام بزرگ و با افتخار خانواده گی ایشان در بازیهای سیاسی خود در داخل و خارج از کشور به خاطر رسیدن به اهداف نامطلوب شان سوء استفاده کنند. بهتر است که محترم کاوه کارمل خودرا شریک این بازیهای سیاسی نساخته و برای همیشه به یاد داشته باشد که فرزند یک شخصیت بزرگ ملی سیاسی و انقلابی نامدار در تاریخ معاصر افغانستان می باشد و حفظ عزت، آبرو، حیثیت و نام و نشان پدرِ بزرگِ شان وظیفه دَین و مسئولیت بسیار عظیم تاریخی و اخلاقی وی میباشد. ؛

نکته دیگری را که می خواستم روی آن اشاره کنم اینست که یکتعدادی از عزیزان که دیروز نتوانسته بودند درک درست از ماهیت نظام ملی- دموکراتیک داشته باشند، امروز هم نتوانسته اند درک از ماهیت دموکراسی قلابی غرب و نظام های امپریالیستی و ارتجاعی داشته باشند و از چالش های این دیموکراسی که در برابر نیروهای مترقی قرار دارد بی خبرند و متاسفانه که در بعضی موارد حتی پا را فراتر از تمام موازین اصول، پرنسیپ ها و حد صلاحیت خود می گذارند و یا هم بعضی از آنها چنان زیر فشارهای روانی ناشی از مهاجرت رفته اند که فکر می کنند از ایشان کرده دیگر هیچ کسی مبارز نیست و تنها ایشان حق همه چیز را دارند و همه چیز باید به میل ایشان و در اختیار و انحصار آنها باشد و زمانی هم که کوچکترین انتقاد بالای شان وارد گردد زود رنجدیده و بالای همه قهر می شوند.

هدف در اینجا از آنعده افراد و یا مسئولان نشراتی که در خصومت با نیروهای چپ دموکرات و به خصوص در ضدیت با ح.د.خ.ا.(وطن) هستند نیست، بلکه هدف از یک تعداد افراد و مسئولان سایت های انترنیتی  که مربوط به اعضای حزب و یا سازمانهای جدیدی که متاسفانه از پیکر و بدنه عظیم ح.د.خ.ا. جدا شده اند می باشد.

بگونه مثال سایت وزین «پندار» به گرداننده گی محترم عظیم بابک و سایت وزین «اخبار افغانستان» به گرداننده گی دکتور محمد سلیم مجاز که اولی عضو نهضت و دومی هم هوا خواه نهضت می باشد، در این دو ماه اخیر قسمیکه همه ما شاهد هستیم، خلاف تمام نورم ها اصول و موازین قبول شده، در مقابل یک حزب و یا سازمان سیاسی غیر مسئولانه از نام و یا در باره آن نشرات نموده و یا هم با به راه انداختن نظرسنجی های خودسرانه و مباحثات بیهوده و جنجال برانگیز، از نظر شخصی من تحریک آمیز، تا حدی هم تحقیرآمیز، نتنها برای نهضت فراگیر، بلکه برای «حزب متحد ملی» و «نهضت آیندۀ افغانستان» بوده اقدام نموده اند. با صراحت می توان گفت که رهبری هر سه حزب با جبین گشاده و آغوش باز رفیقانه بدون تعین هر نوع مرز با ادرسهای مشخص، پیشنهاد ها انتقاد ها نظرها طرح ها و سوال های شما مسولان سایت های انترنیتی و همه رفقا را پذیرفته و به آنها پاسخ می دهند. در صورت چنین امکان دست داشته فکر می کنم لازم بوده تا نخست با آنها تماس گرفته در صورت عدم پاسخ قناعت بخش، بعداً به اقدام نشراتی متوسل می شدند. به خصوص در چنین مقطع حساس که وطن ما نیاز به کنار آمدن همه نیروهای چپ دارد و دشمنان داخلی و خارجی ما با همه امکان ها دست به دست هم برای پارچه پارچه کردن نیروهای چپ به خصوص ح.د.خ.ا.(وطن) داده اند.

با حفظ تمام احترام از محترم سلیم مجاز سوال می کنم، شما که یک شخص حقوق دان و یکی از فعالان چپ بوده، چگونه ارزیابی می کنید آخرین نامۀ سرگشاده خود را عنوانی نهضت فراگیر، در حالیکه خود را عضو آن سازمان هم ندانسته و هواخواه آن معرفی می نمائید، آیا نمیتوان آنرا به مثابه یک اتهام بدون ثبوت، مداخله، تحریک و یا تهدید دانست ؟ با آنکه واقعاً شاید شما در آن نیات نیکو داشته باشید، مگر آیا شما، در حالیکه ایمیل، فاکس و شماره های تیلیفون رهبری نهضت را در داخل افغانستان و مسئولان آن را در اروپا دارید ، این مسایل را با آنها مطرح کردید ؟ آیا شما سایت وزین «اخبار افغانستان» و سایت وزین «پندار» را به مثابه ارگان های نشراتی و ارتباطی نهضت می شمارید ؟ اگر پاسخ منفیست، پس چطور شما مسایل نهضت را در این سایت مورد دیبات (کنکاش) یا بحث قرار می دهید و آنرا به ادرس رهبری نهضت در سایت تان نشر می کنید ؟

در این قسمت نکات چندی را در رابطه به نقش محترم نوراحمد نور در نهضت فراگیر ابراز می دارم. همانگونه که به همه روشن است، محترم نوراحمد نور یکتن از اشتراک کننده های کنگره اساسگذار ح.د.خ.ا. بوده و از میان اعضای رهبری ح.د.خ.ا. شخصی است که بعد از فروپاشی حزب و دولت دموکراتیک در تأسیس و ایجاد نهضت میهنی (نهضت فراگیر) همکار فعال زنده یاد محترم محمود بریالی بوده، ولی هیچگاهی مسئولیت مستقیم را در هیچ ارگان رهبری نهضت به عهده نداشت. موصوف الی اکنون، به خصوص بعد از وفات زنده یاد محمود بریالی، همیشه از تجارب گرانبهای  دست داشته شان در عرصه های مختلف مبارزه و مشوره های سازنده و مفید شان رفقای مسئول نهضت را مستفید ساخته و از هیچگونه همکاری رفیقانه به رفقای مسئول نهضت دریغ نه ورزیده است. باید یادآور شد که در نتیجه این همکاریهای رفیقانه و مشوره های سازنده به رفقای مسئول نهضت، در بین نهضت، هواخواهان و سایر احزاب و سازمانهای جدا شده از بدنه ح.د.خ.ا. سوال های زیادی، تا سرحد بستن اتهامات به شخص ایشان، پیدا شده است که از جمله وی را رهبر اصلی نهضت و عامل عدم وحدت نهضت با حزب متحد ملی می دانند که گویا ایشان روابط حسنه با محترم نورالحق علومی نداشته و به همین خاطر مانع هر نوع حرکت مفید به نفع وحدت می شود که مطمئن هستم این اتهامات بی بنیاد بوده و از واقعیت بدور می باشد. فکر می کنم که خود شان نسبت به هر کسی دیگر بیشتر از واقعیت آگاه هستند ولی با تأسف که تا کنون هیچگونه اقدام عملی برای این همه سوال ها در باره شان ننموده اند. باید متذکر شد که در حدود دوماه قبل من محترم نوراحمد نور را دیدم، در حالیکه از لحاظ سن و سال به مراتب تفاوت داریم، شخص وی را صحتمند و استوارتر از خود پیدا کردم که اگر مبالغه نکنم نسبت به تعدادی زیادی که در آنجا حضور داشتند، ایشان همانگونه که در مقایسه با من تفاوت داشتند با آنها نیز همانسان تفاوت داشتند. شاید به نظر من یکی از دلایل این باشد که نسبت به اکثر اعضای حزب ایشان مسئولیت و مشکلات کمتر شخصی و خانوادگی دارند و مطمئیناً باید گفت که نسبت به تعداد بیشتر اعضای حزب از تجارب عالی برخوردار بوده و امکانات عملی دارند که به وطن برگردند و با افتخار و مردانگی دوشادوش سایر اعضای حزب به خاطر وطن و مردم به مبارزه خود ادامه دهند که امیدوارم بدون انتظار دعوتنامه چنین کنند در غیر آن حداقل شفافیت نقش خودرا در این راستا مانند محترم سلطانعلی کشتمند با صراحت اعلام بدارند که البته این تقاضا از همه اعضای رهبری ح.د.خ.ا. که نقش غیر رسمی در جزایر جدا شده از ح.د.خ.ا. را دارند می شود. اگر نوش نمی شوند حداقل لُطف نموده نیش نشوند.

در قسمت اخیر می آیم در رابطه به نهضت فراگیر. همین لحظه که این سطر را می نویسم همان صحنه به یادم می آید که محترم توده یی بر سر جنازه زنده یاد رفیق ببرک کارمل فریاد می زد «رفیق کارمل به وطن می رویم !.». آری دوستان عزیز! تعداد کثیری اعضای حزب، احیای دوباره حزب و وحدت همه جزایر جدا شده  از حزب را در وجود نهضت می دیدند و من نیز این اُمید را داشتم و دارم، لیکن به صراحت می توان گفت که متاسفانه این امر نی در موجودیت محترم محمود بریالی تحقق پذیرفت و نی هم بعد از انتخاب محترم توده یی. من به دورنمای این اُمید همراه تعداد زیادی از رفقا با برداشت که داشتیم، بعد از انتخاب محترم توده یی، طول راه مبارزه را طولانی تر ارزیابی کردیم که با گذشت سه ماه بطی بودن فعالیت های نهضت در بخشهای سازماندهی، وحدت و نشرات منتظر ابتکارهای جدیدی بودیم که متاسفانه هیچ کار ثمربخشی در این زمینه ها صورت نگرفته است (ولی این به مفهوم زیر سوال بودن صداقت، پاکی و ایمانداری محترم توده یی در راه مبارزه نبوده، بلکه فقط کرکتر شخصی ایشان است و بس.) .

در حالیکه در وجود نهضت بهترین کادرهای حزب وجود دارد، آنها ابتکار محسوسی در قسمت چهار موضوع که از نظر من مهم می باشد، نداشتند که قرار ذیل می باشد :

1.   ایجاد فضای تفاهم، اعتماد و وحدت و دایر نمودن سیمینار و سازمان دادن نشست ها در این رابطه و جلوگیری از بسیار اختلاف نظرهای سطحی و شک و تردید های کوچک که حتی بدون درنظرداشت منافع حزبی و وطنی موانع نیز ایجاد کرده اند.

2.   سازماندهی و ایجاد سیستم وسیع و منظم نشراتی با در نظرداشت امکان های وسیع که در دست می باشد (سایت مشعل را که همه به مثابه ترییبون نهضت می شمارند، متاسفانه که از لحاظ نشرات روز بروز بی جان و با نشر مضامین بی ارزش کمرنگ شده میرود و در حدود نشر چند مقاله و خبر خلاصه می شود).

3.   تقویت هسته مرکزی نهضت از طریق اعزام داوطلبانه کادرهای نهضت از اروپا به داخل کشور، در حالیکه تعدادی زیاد اعضای نهضت این امکان ها را داشته و به انجام این خدمت داوطلبانه حاضرند.

4.   تقویه بنیه مالی سازمان مرکزی در داخل کشور توسط حق العضویت ها و اعانه ها که هم به هسته مرکزی سازمان در داخل کشور کمک می شود و هم به اعضای فامیل های شهدای حزب و نهضت که در فجیع ترین شرایط در کشور زندگی می کنند. (من مطمئن هستم که هشتاد فیصد اعضای نهضت و هواداران نهضت امکان این را دارند که ماهانه مبلغ پنجاه ایرو و یا هم دالر برای یک فامیل از اعضای حزب و فامیل شهید حزب کمک کنند). به نظر من اگر شورای اروپایی نهضت این کار را سازماندهی می کرد، به اطمینان می توان گفت که همه رفقا این مسئولیت را با صداقت کامل بدون کوچکترین تعلل به دوش گرفته انجام می دادند.

دوستان عزیز !

صرفه جویی در مصارف اینجا و ایجاد مراکز عایداتی و کاری در داخل کشور هم زمینه اشتغال را برای اعضای نهضت در داخل کشور به وجود می آورد و هم منبع خوب عاید برای نهضت می بود. به طور مثال تدویر دو بار کنفرانس سراسری شورای اروپایی که در هر کنفرانس بیشتر از سه صد نفر از سرتاسر اروپا اشتراک نموده بود، اگر حداقل مصارف فی نفر را مبلغ دوصد یورو در دو مرتبه ضرب کنیم در مجموع مبلغ یکصدوبیست هزار ایرو مصرف شد، در حالیکه با همین پول چقدر ماشین خیاطی خریداری شده می توانست که با ایجاد یک موسسه کوچک خیاطی در قدم اول فامیل های شهدا و اعضای حزب صاحب اشتغال و کار می شدند و در عین حال یک منبع عایداتی خوب و دوامدار هم به وجود می آمد.

اُمیدوارم که مسئولان نهضت فراگیر، متحد ملی، نهضت آیندۀ افغانستان و تمام جزایر جدا شده از حزب در قدم نخست با همکاری های خود زمینه ایجاد کار و عایدات را برای اعضای حزب به خصوص فامیل های شهدا در داخل کشور فراهم سازند.

در اخیر باید یادآور شوم که در نوشته ام آگاهانه از نوشتن کلمه «محترم» به جای واژه زیبا و مقدس «رفیق» کار گرفته ام، چون متاسفانه همان رفیق های عزیز دیروز مان امروز آن واژه مقدس را به محترم، جناب، آقا و امثالهم تبدیل نموده اند که خواستم بدین طریق ایشان را متوجه این نکته بسازم و آرزومندم که همۀ آن عزیزان با خاطرات همان روزهای دشوار که همه در کنار هم با خطاب «رفیق» رفیق بودند و از جان و مال خود برای یک دیگر گذشته در خدمت وطن و مردم بودند. تقاضا می کنم که به احترام و آرامش روح پاک رهبر بزرگ مان رفیق ببرک کارمل و هزاران رفیق شهید شان باز هم رفیق شوند و در یک خانواده با یک صدا استوار آهنین و رفیقانه در تاریخ وطن گام عملی برای ختم رنج های بیکران مبارزه نمایند.

 

با عرض حرمت

 

وحیدالله «نوری»

 اصل برای :

·       سایت وزین «پندار»

·       سایت وزین «اخبار افغانستان»

 

کاپی برای :

§       سایت وزین «آریایی»

§       سایت وزین «اصالت»

 


بالا
 
بازگشت