محبوب الله زارع

مکثی بر یک نگاه

بعد از غیابت دو هفته گی در محل زیست همینکه دوباره بازگشتم و صحیفه های مورد پسندم در انترنت را بازگشائی کردم، دونوشته، یکی از آغای نیکیار در بارهﺀ نظریاتم پیرامون نهضت فراگیر در سایت وزین مشعل و دیگری از آغای غفار عریف در مورد مرامنامهﺀ نهضت آیندهﺀ افغانستان در سایت وزین سپیده دم خواندم٠ نخواستم به آغای نیکیار جواب بنویسم چون با آدمی که هنوز هم نمی تواند متحد سیاسی دیروز و امروز را تفکیک کند﴿ گروه کار و سفزا از ٢٧ سال بدینسو وجود خارجی ندارند و سازا یک سازمان فعال و مستقل در داخل افغانستان است که هیچ رابطهﺀ با نهضت فراگیر ندارد﴾ و در نوشته اش دنبال ماجرا میگردد، نمیشود بحث منطقی کرد، بدین لحاظ جواب کوتاه مبنی بر اینکه مقابلهﺀ بی ثمر را با وی غیر ضروری میدانم از طریق سایت های وزین مشعل و اصالت برایش فرستادم که در سایت آزاد و ارزشمند اصالت اقبال نشر یافت٠ ﴿ سپاس فراوان از سایت قدرمند اصالت﴾٠

در ارتباط به نگاهگونهﺀ غفار عریف به مرامنامهﺀ نهضت آیندهﺀ افغانستان چونکه از هواداران معتقد جنبش چپ کشورم هستم و نهضت آینده را با وجود عدم ارتباط ام با این سازمان از پیشگامان جنبش چپ افغانی تلقی میکنم قریب بود عصبانی شوم زیرا وی را به اساس نوشته هایش در جمع پیروان جنبش چپ میشمردم ٠ گرچه دوست محترم قدوس زریر جواب شایسته و پرمحتوای را در سایت های وزین آینده و آریائی به غفار عریف داده اند ولی من هم حرف های دارم که نمی توانم نگویم٠

 اگر افرادی از حزب متحد ملی و یا حزب شهنواز تنی که حاضر اند مجموع مردم افغانستان را تحت شعار تامین وحدت ملی به حمایت بیگانه گان، به پاکستان و انگلیس و امریکا بفروشند، به مرامنامهﺀ نهضت آیندهﺀ افغانستان تعرض می کردند حرفی وجود نمیداشت ولی وقتی آدم چپ اندیش و وفادار به مارکس، تولستوی، احسان طبری و حزب دموکراتیک خلق افغانستان به سازمانی تعرض میکند که پیرو آرمان های مشابه است سه نتیجه را میتوان بیرون آورد:

یا این آدم خواب میبیند و بعد مینویسد

یا اینکه دروغ میگوید

 و یا مشکل روانی دارد٠

 من از هجوم بی اساسش به مرامنامهﺀ نهضت آینده که شخصاً با دقت تمام آنرا خوانده ام چنین نتیجه میگیرم که دشواری های مهاجرت این آدم را به اختلال روانی مبتلا کرده است٠ چونکه:

- تاریخ را از کابل تا زابل میبرد و به قلمرو مغل می رساند ولی یادش میرود بگوید که این همه چه ربطی به مرامنامهﺀ یک سازمان و یا حزب سیاسی دارد٠

- در مورد طبقهﺀ کارگر و بورژوازی به نخستین مرامنامهﺀ ح د خ ا اتکا میکند ولی یادش میرود بنویسد که درآن مرامنامه چه توضیحی در زمینه آمده است٠ در نتیجهﺀ این یادفراموشی، تفصیلات مرامنامهﺀ نهضت آینده را در حقیقت با "هیچ" مقایسه نموده آنرا ذهنیگرانه میخواند٠ آنچه به طبقهﺀ کارگر و بورژوازی ارتباط میگیرد شاگردان پنج سوره خوان هم میدانند که چنین چیزی هیچوقت در افغانستان وجود نداشته است پس چرا از هوا حرف میزند؟

- میگوید که عبدالله نایبی در رابطه با طبقهﺀ کارگر تناقض گوئی میکند ولی سوادش قد نمیدهد بگوید که طبقهﺀ کارگر یعنی چه؟

- میگوید که "مارش ظفر آفرین ١٤روزهﺀ کارگران شبرغان الی پلخمری کاخ سلطنت را به لرزه درآورد" ولی یادش میرود بگوید که بعد چه شد، آیا اعلیحضرت و شاه دختران و شهزاده گان چیزی ازین لرزه احساس کردند؟ اگر نکردند چرا دروغ میگوید؟

- میکاود و می یابد که چرا از مادر ارجمند حزب ما دکتور اناهیتا راتب زاد یادی نشده اما در حالیکه به فراگیر بودن جنبش چپ اعتراف می کند نمیگوید که چرا از محمودی و غبار و تره کی و کارمل و خیبر و اکرم یاری ذکری به عمل نیامده است؟ بلی، یادش رفته است٠

- طراحان مرامنامه را به معرفی سراپای هرکه در نهضت آینده است میطلبد ولی نمیگوید که این سازوبرگ چه ربطی به مرامنامه دارد٠ هوشیاران، مرام یک سازمان سیاسی را محک قضاوت قرار میدهند نه افراد را، و معلوم نیست چرا غفار به افراد میچسپد؟

- میگوید که از خواندن و شنیدن حقیقت نباید رنجید ولی نمیگوید که چرا خود به طاق نسیان پنجال میزند؟

- میگوید که پرچمداران ح د خ ا پیشاهنگ شکست سکوت اند ولی نمیگوید که کی ها و در کجا٠ من پرچمدار خبری از اینگونه سکوت شکستن ها ندارم، پس چرا دروغ میگوید؟

- میگوید که دروازهﺀ عدالت برای افغانستان را نباید در آلمان و دنمارک٠٠٠ کوبید٠ حقا که راست میگوید اما نمیگوید که چرا خود که "عضو بسیار سادهﺀ ح د خ ا است" درین دیار لمیده است، مگر ح د خ ا در اروپا و برای اروپائیان فعالیت دارد؟

- میگوید که طرح اسکان کوچیان تحریک آمیز است ولی نمیگوید که با این قشر بلأخره چکار باید کرد، مگر کوچیان را باید از قلمرو جغرافیائی افغانستان بدور انداخت؟

-میگوید که "رابطهﺀ تیوری با واقعیت" یک بحث فلسفی است که قرار روی آن را نمیتوان با یک بیان و تذکر ساده صادر کرد اما نمیتواند رابطهﺀ منطقی این حکمش را با مرامنامهﺀ نهضت آینده توضیح دهد٠

- میگوید که فلسفه، ایدیالوژی را مشخص میسازد اما نمیگوید که با اقتصاد سیاسی و جامعه شناسی که جز ایدیالوژی اند چه باید کرد، دنبال این دو به حوضهﺀ علمیهﺀ قم باید رفت؟

- نمیداند که نهضت آینده ایدیالوژی دارد یا نه٠ چرا مگر خواندن ده - بیست صفحه اسناد مرامی نهضت آینده دشوار تر از هزار صفحه "جنگ و صلح" تولستوی است؟

من که سالهای زیادی عمرم را در سیاست گذشتانده ام تا حال نتوانستم درک کنم که چرا انسانهای که باد در پشتاره دارند میخواهند آنرا به وزن مس  بر دیگران بفروشند٠

 

                                                    با احترام  

 


بالا
 
بازگشت