انجنیر فضل احمد افغان                                                                                         

    کانادا:19جولای 2011م.

 

اکثریت نادان و اقلیت خائین

 

من آنچه در طول هفتادو چهار سال عمرم از لابلای اوراق تاریخ افغانستان کهن آموخته ام ویا دیدی از اوضاع اجتماعی مادروطن عزیزم داشته ام. به این باور بودم که عوامل اساسی تمام عقب مانیهای و بدبختیها در کشور عزیز ما  بیدانشی تحمیلی اکثریت قاطع ملت مظلوم افغان که در چنگالهای  عدۀ از ملا ها,ملکان و قدرتطلبان خود فروخته شده خائین و دون صفت  میباشد که در نوکری اغیار منافع شخصی را بلندتر از منافع ملی دانسته اند و با خوشخدمتی به باداران خارجی خود از هیچ نوع خیانب به مادروطن و هموطنان دریغ نکرده اند و  نمیکنند.

مطلب از انتخاب عنوان فوق اینست که خوشبختانه در این اواخر دوست نهایت گرامی وعزیز م  سید جلال معصومی بعد از خواندن  اثر اخیرم که تحت عنوان"فغان افغان" میباشد به تائید نوشته های من لطف فرموده اند و ایمیلی را  که عنوانش  "اکثریت نادان و اقلیت خائین " میباشد برایم ارسال فرموده اند که اینک متن ایمیل را که مصاحبۀ جالب و بیانگر دسایس شوم قدرت استثمارگر و استعمارگر دولت بریتانیا میباشد و الی امروز از آن چه فدرتهای شرقی بوده اند و یا غربی  برای رسیدن اهداف استعماری خود استفاده و ملتهای دور و نزدیک فقیر , بیچاره و بیدفاع   را در بیسوادی و بیدانشی حفظ و سرنوشت شانرا به چنگال خونخوران وطنفروش خود خریدۀ شان  سپرده  اند به توجۀ خوانندگان نهایت گرانقدر هم میهنم میرسانم.

                اوریانا فلاچی در یک مصاحبه از وینستون چرچیل سوال میکند.

آقای نخست وزیز , شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اوقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید.

آیا این کار را نمی توانید در بیح گوش خود تان یعنی در ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید.

وینستون چرچیل بعد از اندکی تأمل پاسخ میدهد.

برای آنجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج هست که این دو ابزار مهم را در آرلند در اختیار نداریم.

خبرنگار سوال میکند این دو ابزار چیست؟ چرچل در پاسخ میگوید.

اکثریت نادان و اقلیت خائین.

هموطنان گرانقدر شاهد میباشند که قدرتهای اشغالگر به تعقیب سیاست دیرینه فوق الذکر بریتانیا در مدت سی و دو سال اخیر الی امروز چطور با استفاده از بیسوادی و بیدانشی تحمیل شده خودشان بر ملت مظلوم و ستمدیده افغان سرنوشت  کشور عزیز و هم میهنانما را در چنگالهای پرخون جنایتکاران خائین , وطنفروش  و مزدوران  دون صفت هموطن خود ما  سپرده اند و  با آغوش گرفتن یک مشت از خائنین و جانیان هموطن خود ما  بسیار محیلانه و مکارانه بنامهای آزادی, دیموکراسی و حقوق بشر بر ضد آزادی, دیموکراسی و حقوق بشر عمل وملت مظلوم افغان را در اشغال خود بکلی مضمحل و هر روز از روز قبل بطرف گودال بدبختیهای غیر قابل تصور و سرنوشت نامعلو  سوق میدهند.

هموطنان عزیز لطفآ بیدار شوید دوست و دشمن  مادروطن و ملت افغان را بشناسید  و با یک مشت آهنین و  قد رسا  به پا برخیزید و فغان افغان را در سراسر جهان بلند و بگوید که جنگ راۀ حل نیست ما یک ملت واحد  افغا نیم  دیگر دسایس شما کارا نیست , اگر واقعآ شما به صلح ,آزادی , دیموکراسی واقعی مطابق شرایط اجتماعی افغانستان و حقوق بشر معتقد میباشید و خود را دوست ملت افغان و افغانستان میگوید  لطفآ با ملت نجیب و پاک  افغان دست انسانیت و صداقت  را دراز و با حاکمیت قانون  سرنوشت خائین و جنایتکاران را که مغایر حقوق بشر در سی و دو سال اخیر عمل کرده اند  بدست قانون سپرده و سرنوشت آینده کشور را به ملت نجیب افغان بسپارید تا با تفاهم و حسن نیت همجواری با کشورهای همسایه ,کشورهای ذیدخل و جهان صلحدوست در قضائی صمیمیت و صداقت   قضیۀ افغانستان را بشکل بسیار آبرومندانه حل و قضاۀ صلح را در افغانستان و منطقه ایجاد نمایند . .

بلی این آرزو وقتی براورده شده میتواند که اولآ تمام خواسته های ملت افغان و کشورهای ذیدخل دریک کانفرانس بین الافغانی دانشمندان بیطرف و وطندوست با تقوا تحت سرپرستی سازمان ملل متحد مطرح و بعد ازتوافق به یک پلان وستراتژی که جوابگوی راۀ حل شرافتمندانه برای قضیۀ افغانستان باشد موضوع در یک کانفرانس منطقوی که متشکل از افغانستان و کشورهای همسایه باشد تحت سرپرستی سازمان ملل متحد مطرح گردد.

بالاخره فیصله کانفرانس منطفوی در یک کانفرانس بین مللی تحت سرپرستی سازمان ملل متحد مطرح و بعد از فیصله نهائی موضوع به شورای امنیت ملل متحد ارجاع و بعد از فیصله شورای امنیت در عمل تطبیق شود.

عرایض من برای هموطنان عزیزم چه در جنگ دخیل اند ویاخیر , قدرتهای اشغالگر و همسایگان اینست که دوام جنگ بخیر هیچ یک نیست , جنگ خصلت حیوانی و حیوانصفتان است انسان اشرف مخلوقات است لهذا ما آنچه را باید انجام نمایم که در آن خیر بشر باشد یعنی به آزادی بشر که خداوند (ج) آنرا آزاد خلق و در منشور سازمان ملل متحد حق آزاد زیستن و آزاد گفتن داده شده نه منافع خائنین و جنایتکاران داخلی و خارجی که خود را فوق همه مسائیل انسانی و بشری میدانند

هموطنان عزیز پیشنهاد مینمایم که برای آغاز کار پیشنهادات مؤرخ 2 جنوری 2010م اینجانب را که دروقتش به لسانهای دری و انگلیسی در ویبسایتهای مختلف به نشر رسیده دست به اقدام شوید اگر به آن مؤفق نباشید با لای آن خط بطلان بکشید پیشنهاد دیگری را که طرف قبول همه جوانب ذیدخ برای ایجاد صلح باشد از طرف دانشمندان گرانقدر ترتیب و به کانفرانس بین الافغانی پیشکش شود.

                                                                                                                              ومن الله توفیق.         

  

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت