نصیرمهرین

 

 

 

رهبران اسرائیل چه خواهند کرد؟

 

 

موج های اعتراضی ومطالباتی درشرق میانه وشمال افریقا قد برافراشته  وکاخ هاوکانون های فساد وصدها ناهنجاری مردم آزار را آماج حملات قرارداده اند. این موج ها اسرائیل را هم تکانی داده است. زیرا سیاست غلط وغاصبانه یی که از چند دهه به اینسو دراسرائیل حاکم است؛ فشارهای اقتصادی وناگواری های اجتماعی را برمردم اسراییل تحمیل می نماید. سیاست غلط که ازپشیبانی بیدریغ هرگونه سلاح وامکانات کشورهای غربی ومتحدین آنها نیر بهره مند است؛ یکی از پیامدهای آن رویش وپرورش تروریسم است. فشارهای که سیاست ظالمانه وغاصبانه برجای نهاده، ازنقش آن درشکل گیری گرایشات تروریستی نمی توان انکار نمود. این ها همه در مجموع برای مردم اسرائیل نارضایتی به بار آورده اند.

مظاهرات گسترده یی که درین اواخربا طرح مطالبات مبنی بر بهبودی وضع معیشتی مردم، جاده های تل اویو وچند شهردیگر را لگد کوب کرد، دارای پیام ونشانۀ تحولاتی است که آنها را با کلیت جنبش های اخیر منطقه پیوند میدهد. این مظاهرات ابراز داشته اند ،که دیگر تکیۀ رهبران اسرائیل به سیاست نظامی گرانه ،که بی توجهی به بهبود اوضاع ورفع نیازمندی های مردم را همرا دارد،تحمل پذیر نیست.این مظاهرات نشان میدهند که تنها آن پارلمان ودموکراسی برای چند حزب دراسرائیل،به معنی نبود دشواری های طاقت سوز مردم اسرائیل نیست.

این مطالبات بهبود اوضاع زنده گی مردم،مبیین آن اند که اگردموکراسی به تعدادی مجال عملکرد دلخواه به ویژه غصب سرزمین های دیگران واعمال بیرحمانه ترین شیوه نقض حقوق بشر،زورگویی وتشدید فشارتروریست زایی را درپیش گیرد، وزندگی مردم را  روز تا روز با دشواری ها نگهدارد، تحمل پذیر نیست.

 

برای همه روشن است که اِعمال ناهنجاری ها وفشارهای اقتصادی ومعیشتی بالای مردم اسرائیل ،با سیاست های غلط ماجراجویانه و به دورازاحترام به تمامیت ارضی دیگران پیوند دارد. تکیه بر سیاست نظامیگرانه، تحکیم مواضع درسرزمین های اشغالی،بی احترامی به فیصله های جهانی،حمله ور شدن به قلمرو بقیه کشورهای منطقه که از طرف اسراییل عملی شده است، اعتراض ومخالفت دیگری را ایجاد نمود، که نمی تواند در تغییر چنان سیاست غلط بی تأثیر باشد.

این موج مخالفت ازجانب دولت ترکیه برخاسته است. پس ازحمله یی که نظامیان اسراییل بر کشتی امدادرسانی انجام دادند،و دراثرآن تعدادی ازترکها کشته وتعدادی زخمی شدند،اتخاذ موضع مخالفت آمیزازجانب حکومت ترکیه، دوراز تصور نبود. زیراپیشتر از آن هم حکومت جلوهای اعتراض ترکیه بر سیاست اسراییل آشکار شده بود.اما واکنش بعد از حمله برکشتی نشان داده که تعدیلی جدی تردرسیاست حکومت ترکیه  درقبال اسرائیل جای یافته است. حمله برکشتی امداد رسانی،زمینه های بروز تمنیات سیاسی ترکیه در برابر اسرائیل را مساعد تر نمود.

 

شایان تأمل است که انگیزه های حکومت ترکیه هر چه باشد، هرمنظور اقتصادی وسیاسی که آن را در کشورهای عربی همراهی نمایند،حتا اگرانگیزه های دریافت مقام رهبری در آن دخیل باشند، یکی از پیامد های زیانمند آن برای اسراییل تردید ناپذیر تواند بود.زیرا ترکیه ازچندین دهه به این طرف یکی ازمتحدین اسرائیل بود. ترکیه واسرائیل معاهدات مختلفی در بسیاری از زمینه ها میان هم بسته اند. حکومت های نظامی ویاتحت تأثیر نظامیان؛همواره از اتخاذ موضع در راستای سیاست دفاع از اسرائیل عدول نمی کردند. وقتی حاکمیت شاه ایران که با اسرائیل روابط متعدد اقتصادی ودپلوماتیک داشت، ازمیان رفت، پیامد آن برای اسرائیل بسیار هم زیانمند نبود. برخلاف، جمهوری اسلامی ایران بااتخاذ سیاست های که همزمان با آن دشمنی با کشورهای عربی،اجرا می شد،اسرائیل را در موضع مستحکم تری قرار داد.

 

اما اینک ترکیه هنگامی براسرائیل فریاد میکشد که ازحملۀ خویش بر امداد گران معذرت خواهی نماید که فرهنگ معذرت خواهی میان رهبران اسرائیل محلی ازاعراب ندارد. نتیجۀ چنان موقف و تداوم سیاست اعتراضی ترکیه بر اسرائیل، به سوی همیاری های بیشتر ترکیه با کشورهای عربی جای تازه تری یافته است. تصورمی شود که این نتیجه یابی دقیقا ً همان منظوری هم باشد که رهبران موجودۀ ترکیه خواهان آن هستند. استقبال گرم اتحادیۀ عرب از صدراعظم ترکیه،تهدید ترکیه به واکنش نظامی در صورت ادامۀ عملیاتی مانند حمله برکشتی امداد رسانی، افزایش حامیان وطرفداران صدراعظم ترکیه در بین مردم کشورهای عربی،فریادمرگ براسرائیل که ده ها هزار نفر در استیدیوم ورزشی استانبول هنگام مسابقۀ فوتبال ترکیه با اسرائیل سردادند؛ اگر می تواند به رشد وگسترش دامنۀ مراودات تجاری و اقتصادی ترکیه با کشورهای عربی کمک نماید  وبه رونق یابی نسبی اقتصاد ترکیه مدد برساند، اسرائیل را با مخاطرات وعوامل مهمی روبرو خواهد نمود که ناگزیر به تعدیل سیاست غلط شود. این تغییرموقف ترکیه با توجه به تغییراتی که درمصر به زیان اسرائیل ایجاد شده است،وبا توجه به میزان شعوراجتماعی وسیاسی مردم اسرائیل که همه خواهان سیاست غاصبانۀ رهبران خویش نیستند،می تواند، بستر مساعدی برای تغییرات در رهبران وسیاست اسرائیل باشد.

اگررهبران منحرف اسرائیل دراین اندیشه به سرببرندکه اوضاع بحران آلود زود گذر است، و درپی آن باشند که ناتوودرکل کشورهای مدافع اسرائیل درغرب،شورشهای ضد حکام خود کامه وفاسد را مهار کرده و به سوی تحمیل دوستی با سیاست سنتی اسرائیل سمت دهند،برداشتی است غلط. زیرا سیاست غلط اسراییل اکثریت عظیم مردم منطقه را نسل اندر نسل به مخالفت پرورش داده است. ازینروسرنگونی دیکتاتور ها ودزد سالارانی که برخی از آنها با اسرائیل سر سازش نداشتند، حضورآن همه مخالفت با سیاست غاصبانۀ اسرائیل را کاهش  نمی دهد.

اینکه در برابر این سیاست سنتی  وغلط اسرائیل ، واکنش های دوراز واقع بینی ، سیاست یهود ستیزی، بهره گیری های سؤ که همراه است ازاستفادۀ حق مردم فلسطین وبرخی نهاد های نظامی وسیاسی  درشرق میانه ،به عنوان ابزار فشارعلیه اسرائیل،این که حماس همچنان با اتخاذسیاست ماجراجویی، دردست مدعیان غصب همیشگی سرزمین های فلسطینیان،تبرمیدهد، این که حملات ویرانگرانۀ اسرائیل با نشان دادن فعالیت های تروریستی توجیه! میشود،هیچکدام محوراصلی مسأله را پنهان نمی تواند. مسأله اصلی این است که اسرائیل سرزمین های اشغالی راترک بکوید وحق مردم فلسطنی ، تمامیت ارضی و حق آنها رابرای اعلان دولت بپذیرد.

اگر رهبران اسرائیل تن به پذیرش چنین واقعیت ندهند، صف بندی های جدیدی بحران شرق میانه را مدت های دیگری همراهی خواهد کرد.

 

 

 


بالا
 
بازگشت