نصیرمهرین

 

صدارت سردار محمد داوود خان *

 

همان گونه که در طی سالیان صدارت شاه محمود خان، پدیدآیی رو به تزاید پیچیدگی ها برای حکومت را برشمردیم، صدارت محمد داوود خان با پیدایش طرح های بیشتری همراه بود. زیرا در اوضاع جامعه و منطقه تغییرات زیادی رونما شده بود.

 

در سلسله بررسی حکومت های افغانستان

صدارت سردار محمد داوود خان (6 سپتامبر1953- مارچ1963)

خاندان شاهی که در سالیان صدارت شاه محمود خان با اختلافات داخلی و جناح بندی ها مشغول بود، با موافقت شاه، پس از واداشتن شاه محمود خان به استعفا، سردار محمد داوود خان مقام صدارت را به دست آورد. محمد داوود خان به ایجاد ساختارهای خودرایانه و سازماندهی ابزاری برای پیشبرد آن ها با جدیت آغاز نمود. در واقع به زعم خویش راهی را در پیش گرفت تا با پیاده نمودن پندارهای خویش، بر بغرنجی ها و گرفتاری ها غلبه نماید.

آنچه در نخستین گام ها از طرف حکومت محمد داوود برداشته شد، گونه یی از عقب گرد به دورۀ صدارت سردار محمد هاشم خان بود. این عقب گرد که جلوه های نخستین آن در زمان شاه محمود خان دیده شده بود، از طرف حکومت جدید عمق و وسعت یافت. سرکوب و در زندان نگهداشتن مخالفین و معترضین ِاستبداد، طرفداران اصلاحات و مشروطه خواهی، ادامه یافت. و این برگ از تاریخ حکومت او در موقع اش شایستۀ نگرش بیشتر است.

بحث و موقف گیری های زمان صدراعظم پیشین در پیوند با دولت پاکستان، پهنای بسیار دست و پاگیری برای افغانستان یافت. با آن هم تکاپوی دیکتاتوری به نوسازی ها و برنامه ریزی های جدیدی آغاز گردید. این وجوه که صدارت ده سالۀ محمد داوود را احتوا نمود، یکی از تأثیرگذارترین برنامه های سیاسی- اقتصادی کشور ما در دهۀ سی و آغاز دهۀ چهل خورشیدی است.

پیش از آن که به مکث و بررسی آن ها بپردازیم، با توجه به نقش مهم و اساسی که محمد داوود در سمت و سو دهی آن داشت، به گونۀ فشرده به معرفی او می پردازیم :

محمد داوود خان که تا صبح هنگام روز 26 سرطان با لقب امتیازی والا حضرت سردار محمد داوود خان یاد می شد، پسر سردار محمد عزیز خان (برادر اندر محمد نادرشاه  و برادر عینی سردار محمد هاشم خان) است. او در سال 1287 خورشیدی (18جولای سال 1909) در کابل تولد شد. در سال 1311 خورشیدی به فرانسه رفت. پس از بازگشت به افغانستان (1310)، کورس های نظامی کوتاه مدت یک ساله را به پایان رساند.

با در نظرداشت لزوم دید بزرگان خانواده که آموزش دهی مقامات مهم نظامی و اداری را برای همه جوانان خانوادۀ خویش در پیش گرفته بودند، از سن نوجوانی به وظایف مهم نظامی و اداری گماشته شد. در سال 1311 در حالی که 24 سال داشت و یک سال از بازگشت وی به افغانستان سپری شده بود، جنرال شد. در سال 1314فرقه مشر اول (تورنجنرال) نایب الحکومه و قوماندان عسکری قندهار و فراه، در سال 1317قوماندان عسکری، نایب الحکومۀ حکومت اعلی مشرقی، در سال 1318قوماندان قوای مرکز و مکتب حربی، در سال 1325که 38 سال داشت، همزمان با ناسازگاری با صدراعظم شاه محمود خان، وزیر دفاع، و در سال 1326 به حیث سفیر افغانستان در فرانسه رفت. در سال 1328 به افغانستان بازگشت و دوباره سمت وزیر حربیه (دفاع) را گرفت. در (16 سنبلۀ 1332سپتامبر 1953 صدر اعظم افغانستان شد. داوود خان در غیاب شاه کفالت او را نیز انجام می داد.

چنین وظایف مهم که همواره با امر و دادن دستور و نبود مانع و مخالف همراه بود، شخصیت او را طوری شکل داد که در بازشناسی حکومتداری، پیوند داشتن با قدرت و خصایل اداری و شخصی او حایز اهمیت است.

رؤس مهم سیاست حکومت سردار محمد داوود خان:

الف : در امور داخلی:

- تکیه به ساختار دیکتاتور مآبانه و موقع ندادن به فعالیت سیاسی- فرهنگی نیروی مخالف، موقع ندادن به آزادی هایی که سیاست حکومت را به اعتراض و انتقاد بگیرند.

 -  سعی در جهت ایجاد نوآوری های اقتصادی، اجتماعی، نظامی و افزایش مکاتب.

 محمد داوود خان رویکرد سرکوب گرانۀ حکومت پیشین را گسترش داد. پندارهایی را که در زمینۀ سمت و سو دادن کشور فراگرفته بود، و از دریچۀ قدرت داشتن و حکومت کردن به مسایل می دید، به اجرأ می نهاد. قدرت عملی و صدور دستورها در دست او متمرکز بود. پس از محمد داوود خان، برادرش سردار محمد نعیم خان که سمت معاونت او را به عهداه داشت، ادارۀ امور را سمت می داد. بقیه وزرا و حکام و کارمندان دولت، اطاعت گران اوامر او و اجراکنندگان دستورها و لزوم دیدهای سردار بودند. با آن که صدراعظم عملا ًشخص قدرتمند حاکمیت بود، اما بنا بر رعایت ظواهر امر و چارچوب مشارکت حکومت سلطنتی، همراه با شاه صحبت و مشوره داشت.

درطول مدت صدارت او، یکی از وزرای مورد اعتماد او عبدالملک خان عبدالرحیم زی، که تا حدودی تشبثات ابتکاری را برای انجام برنامه های صدراعظم در پیش گرفته بود، با بهتان کودتا به محبس فرستاده شد.(1) تعداد دیگری از اشخاص مطرح و صاحب ظرفیت های فرهنگی و سیاسی و ایجاد پویایی های مشروطه خواهانه، که هنوز زندانی نشده بودند، و تعدادی بدون چنان علایقی نیز روانۀ زندان شدند. آزار، اذیت و شکنجه های مختلف وجود داشت. ( 2)

به این ترتیب حکومت او به حقوق فردی اعتنایی نداشت. هیچ گونه مصؤنیت قانونی نیز رعایت نمی گردید. با آن هم حکومتگران در  حالیکه قانون اساسی زمان محمد نادرشاه حاکم بود، طرز حکومت را شاهی مشروطه می نامیدند.

محمد داوود خان از داشتن برنامه هایی برای تجدد بی بهره نبود. برای تحقق آن منظور، نزدیکترین همکاران خویش را در کابینه از دوستان هم اندیش و هم رأی گماشت که بیشترین آن ها از اعضای "کلوپ ملی" بودند.(3)

در زمان صدارت او جدیت و تکاپویی به کار بسته شد که دورۀ صدر اعظم پیشین را در مقایسه با خود در سطح سستی، بی تحرک و بطالت نشان می داد. حکومت او در پرتو چنان ساختاری، به وضع پاره یی از قوانین پرداخت که اوضاع بغرنج و متفاوت از زمانۀ صدارت محمد هاشم خان متقاضی آن بود. مانند قانون بانک ها، قانون تجارت، قانون امور پولیس، قانون مخابرات و شاهراه ها و ایجاد ارتش منظم تر. برای آن که حکومت او نشان بدهد که با دورۀ پیشین از ناحیۀ ایجاد تحرک فاصله دارد، اعتتراضات و انتقاداتی را نیز طرح می کرد. به طور مثال در یکی از موارد به دورۀ پیشین چنین اعتراضی دارد:

«به قول سالنامۀ سال 1332، حتا به طور رسمی هم که شده لایحۀ تقسیم وظایف دوایر و مؤسسات مالی در وزارت مالیه به کلی وجود نداشت. و از این رهگذر، مسوولیت و صلاحیت مبهم مانده بود." (4)

برای انسجام طرح های در نظر داشته، به برنامه ریزی هایی پرداخت که از سال 1955 زیر نام پلان های پنج ساله آغاز شد. در پلان پنج سالۀ اول، به رشد زراعت و نیازهای آبرسانی، برق، شاهراه ها پرداخته شد. "در این پلان از جملۀ تقریبا ً 5/8 هزار میلیون افغانی سرمایه گذاری نو در حدود 50 در صد به زراعت و آبیاری تخصیص داده شده بود.14 درصد به مواصلات و انتقالات، 7 درصد به خدمات عامه (معارف و حفظ الصحه) و فقط 3 در صد به صنایع معدن.. . "(5)

به رغم ناموفق ماندن برنامه های اقتصادی که حکومت او در نخستین پلان پنج ساله در نظر داشت، و به رغم فضای نامناسب سیاسی، موج حرکت بطی/ طبیعی و تأثیرات داد و ستد محدود تجاری با کشورهای خارجی، مؤسسات تجاری - صنعتی نیز چندی تبارز یافتند. اما با تأثیر منفی سرمایه گذاری های خارجی، نقش منفی واردات و ندیدن روی سیاست تشویق آمیز حکومت، آنها مجال رشد لازم نیافتند. در حالی که بانک ها که زیر نظر حکومت قرار داشتند، با رونق افزایش سرمایه مواجه شدند. (6)

 سال های 1335و 1336حکومت محمد داوود خان، به دنبال چند سال تپ و تلاش برنامه ریزی ها و به دست آوردن منابع تمویل پلان ها، اهمیت بررسی بیشتر و مشخص تر را دارا می باشند. متأثر از همان پلان گذاری ها بود که شاهراه های مهم افغانستان احداث گردید.

در عرصۀ رشد معارف، باید یادآور شد که "پلان پنج ساله اول انکشافی در مورد معارف از 1956 تا 1961 به توسعه مکاتب ابتدای متمرکز گردید..." در همان سال های تطبیق پلان اول، به تعداد مکاتب ذکور و اناث، موسسات تعلیمی، دارالمعلمین ها در ولایات و فاکولته ها (فاکولته های زراعت و انجنیری در سال 1956) در کابل افزوده شد.

"در این دوره نخستین پلانگذاری از صد درصد اطفال واجد شرایط شمول در مکتب تنها پنج در صد روانه مکتب شدند."

"سردار محمد داوود برای جلب علاقه و تمایل قبایل آن سوی دیورند به جلب و تأسیس دو مکتب لیله ثانوی در شهر کابل پرداخت و زمینه برای تعلیم هزاران نفر از مردم قبایل آن سوی دیورند در کابل مساعد شد." (7)

این که در فضای اختناق آمیز، و نبود مواد درسی لازم و محتویات نابسندۀ مضامین تدریسی، آن توجه به افزایش مکاتب چه نتایجی را با خود داشت، سزاوار نگرش انتقادی است.

توجه به ارتش

تردیدی نیست که توجه به ارتش یکی از موارد بسیار مهم در سیاست حکومت سردار داوود  بود. این توجه او را از روی کوشش هایی که منتج به ایجاد ارتش و سیع تر گردید می توان شناخت. ارقام بودجۀ سال 1335(1956) بهتر معرف آن است: از تمام بودجۀ سال 1335 که مبلغ 1/822 480 115 میلیون افغانی بود، برای وزرات دفاع مبلغ 284 590 366 میلیون اعلام شده است. در حالی که به امور معارف 988 354  میلیون، برای وزارت صحییه مبلغ 4831905 و برای ریاست قبایل مبلغ 448 25 546ملیون افغانی اختصاص داده شده بود. این رقم در سال های بعدتر افزایش قابل ملاحظه یی یافته است.(8)

انگیزه های حکومت داوود خان به ایجاد شبکه های جدید ارتش و تقویۀ آن از دو نیاز حکومتداری او برخاسته بود: نخست، احساس نیاز سرکوب مخالفین و دوم، تبارز قدرت در برابر دولت پاکستان و آنچه او حل مسألۀ پشتونستان و اختلاف با پاکستان می نامید.

تصمیم برداشتن داوطلبانه چادری

یکی از اقداماتی که در سطوح اجتماعی در زمان حکومت سردار محمد داوود خان تبارز یافت، تعدیل تصامیم پیشینه یی در برابر اجبارپ وشیدن چادری بود. می دانیم که آن تصمیم بار اول در زمان امان الله خان آغاز شد. اما از زمان پادشاهی محمد نادر خان، زنان بازهم ملزم به پوشیدن آن بودند.

دور کردن چادری، در واقع برمی گردد به نیاز و خواستگاه اصلاحات اجتماعی که ناگزیر می شود، حضور زن در اجتماع را بپذیرد. هنگامی که حکومت داوود خان به رفع آن محدودیت نخست به گونۀ بی سر و صدا در کابل آغاز کرد، از تجارب زمانۀ شاه امان الله خان غافل نبود. امان الله خان از حقوق زنان سخن می گفت. اما خاندان سلطنتی در زمان حکومت داوود خان آشکارا از طرحی در این زمینه چیزی نگفتند. گمانی نیست که اعضای خاندان سلطنتی در جلسات میان خود به نتایجی رسیده بودند که محتاطانه دست به چنین اقدامی بیازند. چند روز پیش آن که خانم رینب داوود همسر سردار و ملکه حمیرا بدون چادری در کنار مردان خویش ظاهر شوند، صدر اعظم کوشیده بود تا در حلقه های محدودی از نظامیان از احتمال چنان تصمیمی به گونۀ تلویحی یادآوری نماید. به هر صورت گشایش آن اقدام در خور نیاز جامعه بود. زیرا در جامعه یی که برنامه ریزی اش شامل حال زنان و از جمله ساختمان بیمارستان های زنانه و بقیه مؤسسات مربوط به زنان نیز باشد، دشوار است که ذهنیت رفع چادری نیز ایجاد نشود. برداشتن داوطلبانۀ چادری در دورۀ حکومت او حکایت از یکی از مظاهر تجدد در حیات احتماعی افغانستان دارد.

آنچه بیش از همه در کشورهای مانند افغانستان در این زمینه مایۀ نگرانی را فراهم می سازد، واکنش خشم آلود محافظه کاران دینی است که قرائت و برداشت ناسازگار با دور کردن چادری دارند. تجربۀ زمان امانی نیز همواره در پیش نظر کسانی می آید که در زمینۀ رفع محدودیت برای زنان در کل و موضوع چادری به صورت مشخص طرحی دارند. این نگرانی بود که حکومت داوود خان در وقت اقدام به رفع حجاب، وسایل سرکوب مخالفین آن را در اختیار داشت. از همین رو بود، که واکنش معترضانۀ قندهار را با نیروی قهری نظامی فرونشاند.

 سرکوب شورش صافی و سرکوب شورش مخالفین رفع حجاب که در قندهار صورت گرفت، نشان داد که محمد داوود خان در بـــُعد داخلی پندار خویش در بخش توجه به ارتش توفیق دارد. اما از داشتن توان و نیروی ارتشی که بتواند آرزوهایی او را در برابر دولت پاکستان متحقق نماید، محروم ماند. عدم موفقیت آرزوی او را در ارزیابی از سیاست خارجی حکومت او پی می گیریم.

ب: امور خارجی

محمد داوود همان گونه که در حوزۀ پلانگذاری ها و تشبثات عمرانی، مواصلاتی، ارتش و رفع حجاب جدیت خاصۀ خودش را داشت، در زمینۀ تمویل و به سرانجام رسانیدن پروژه های در نظر داشته اش، عمدتا به دریافت کمک  وقرضه از خارج می تپید. نخستین اقدام در راه دریافت قرضه و کمک از ایالات متحدۀ امریکا در زمان شاه محمود خان آغاز گردید. سردار محمد داوود در زمان صدارت خویش آن تلاش را ادامه داد. حتا هنگامی که با گرفتن قرضه ها و کمک ها از ماسکو دست یازید، از تلاش برای به دست آوردن منابع تمویل برنامه ها و تحقق پلان پنج ساله از جانب امریکا وغرب باز نه ایستاد. (9)

 اما چنان که روشن است، پاسخ مثبت و لازم دریافت نداشت. این موضوع در نوشته ها و آثار محققین خارجی و داخلی به گونه های مختلف به ارزیابی گرفته شده است. به ویژه هنگامی که شوروی به افغانستان لشکر کشید و تأثیر کارکردهای اقتصادی و فرهنگی و نظامی اتحاد شوروی در افغانستان، طرف بحث ها و نتیجه گیری های مختلف قرار گرفت، موضوع طرف علاقۀ بسیار واقع شد. نگارنده این برداشت را قرین به واقعیت علل بی علاقگی ایالات متحدۀ امریکا و ندادن پاسخ مثبت به حکومت سردار می داند که وی سیاست ستیزه جویانه یی را با پاکستان که متحد استراتژیک امریکا بود در پیش گرفته بود.

امریکا در واقع با پاکستان پیمان ها و تعهداتی را منعقد نمود که تداوم حمایت قاطع از پاکستان را به عنوان جانشین سیاست بریتانیه ضمانت کند. با توجه به این عامل و افزون بر آن اهمیت اندکی را که امریکا برای افغانستان قایل بود، نمی توانست هر دو کشور را همزمان در کنار هم تقویه نماید.(10 )

برخی ها از عدم کمک های امریکا ناراضی اند بدون این که سیاست مانع شوندۀ مخالفت با پاکستان را در حکومت سردار داوودخان ملاحظه نمایند. و برخی دیگر مراجعۀ حکومت داوود خان به سوی شوروی را محکوم می کنند؛ بدون این که از نیاز های قرض دوستانۀ سردار و زمینه های مساعد آن در شوروی عطف نمایند.

به هرحال تجارب بقیه کشورها نیز حاکی از آن است که اگر حکومتی تمویل برنامه هایش با اتکا به سرمایۀ ملی و در کل با تکیه بر منابع ناچیز داخلی میسر نبود، در رشته های مختلف و پیمان ها و تعهدات کارساز کشور قدرتمند و قرض دهندگی درهم پیچیده می شود.

محمد داوودخان به سیاست پشتونستان خواهی و مخالفت با پاکستان و دل آزردگی از جواب های سرد و منفی امریکا (11) ادامه داد. اما نتیجه یی را که بار آورد، همسویی شوروی - کابل در قبال پاکستان در پیوند با پشتونستان خواهی، جلب کمک ها و قرضه های بیشتر از شوروی، گرم بودن معرکۀ تشنج میان پاکستان - افغانستان بود.

دوکتور سیدعبدالله کاظم در این زمینه چنین نتیجه گیری کرده است : "طرح و تطبیق پلان پنج سالۀ اول و قسما ً پنج سالۀ دوم موجب تحول قابل ملاحظه در کشور گردید ولی تیره شدن روابط با پاکستان به طور روز افزون از یک طرف و بسته شدن راه ترانزیتی مشکل اقتصادی کشور را زیاد ساخت و از طرف دیگر موجب شد تا افغانستان بیشتر به دامن شوروی بیفتد.. . "(12)

حکومت محمد داوود خان و روابط با اتحاد شوروی

 

اقدام سردار محمد داوود خان در پیوند به تأمین روابط گسترده با اتحاد جماهیر شوروی، در تاریخ افغانستان و در تاریخ حکومت خاندان سلطنتی محمد نادرشاه بی سابقه بود...

محمد داوود از دو عامل برحذر دارندۀ روابط بیشتر با شوروی آگاهی داشت. یکی، نصب العین های خانوادۀ سلطنتی یا نصایح و اندرزهای بزرگان خانواده، همان نصایحی که از برداشت ها و دستورهای امیر عبدالرحمان خان در برابر روسیۀ تزاری نیز تأثیر پذیرفته بود و از زمان سلطنت محمد نادرخان تا اقدام محمد داوود به درازا کشید. و دیگری ذهنیت عامۀ مردم. این ذهنیت عدم اتکأ و عدم اطمینان به شوروی را پایه های عقیده یی و ضدیت با کمونیسم، استوار نگهداشت.

پنداشته می شود که داوود خان در حالی که این موضوعات را می فهمید، از غلبه بر آنها اطمینان داشت. اولتر از همه او به رأی خود برای داشتن امکانات و قوی شدن دستگاه حاکمیت و پیاده نمودن برنامه هایش می اندیشید. وقتی حکومت سلطنتی چندین بار به امریکا مراجعۀ نمود و جواب لازم دریافت نداشت، شوروی به عنوان یکی از منابع مهم و آماده برای او مطرح شد و به سوی آنها روی آورد. این تغییر در سیاست سنتی حکومت های افغانستان را تغییری در شوروی کمک نمود. می دانیم که دیری از مرگ جوزوف استالین، دیکتاتور شوروی (1953) سپری نشده بود، که رهبران جدید ماسکو بنای حمله بر او را نهادند و سیاستی را در زمینۀ سیاست جهانی زیر نام همزیستی مسالمت آمیز، اعلان داشتند.

آن موضعگیری می توانست برخی از زمامداران و کشورهای جهان را به پذیرش عدم ترس از شوروی متقاعد نماید. به ویژه زمامداران کشورهایی را که در هراس ایجاد شبکه ها و مداخلات تقویه کنندۀ کمونیست ها و یا متهم شدن به رابطۀ بیشتر با بی خدایان به سرمی بردند. مهارت دیپلوماتیک ( و اگر نتایج چند دهۀ پسین آن را نیز در اینجا در نظرآوریم، می شود گفت که مهارت های شیطنت آمیز) زمامداران شوروی در جلب برخی از کشورهای جهان موفقیت آمیز بود. با توجه به علاقمندی و نیازهای حکومت داوود خان به در یافت امکانات از خارج، این تصور هم بعید به نظر نمی رسد که اگر استالین هم زنده بود و حاضر می شد برای سردار کمک های مورد نیاز را بدهد، از گرفتن آن دریغ نمی کرد.

در پیوند سیاست حکومت او با شوروی، سردار محمد نعیم خان، معاون صدراعظم و وزیر خارجه در مراسم خاکسپاری استالین اشتراک کرد. اعلان کمک امریکا به پاکستان در دسامبر 1953 به تحرک سردار افزود. آمدن نکسن، معاون رییس جمهور وقت به کابل و عدم موافقت دگر باره به دادن امکانات به افغانستان، رهجویی سردار را بیشتر نمود. این بود که داوود خان، با تشخیص رقابت های شوروی و امریکا، و با توجه به موقف پاکستان که در پاکت نظامی سنتو پیوسته بود، سیاست پشتونستان را با انگیزۀ دریافت کمک از شوروی باهم گره زد. نخست کمک محدود 3.5 میلیون دالری را از شوروی دریافت داشت. محمد داوود خان در29 مارچ سال 1955علیه پاکستان سخنرانی تندی نمود. فردای آن بیرق آن کشور در کابل از طریق مظاهرۀ فرمایشی به آتش کشیده شد.

در نوامبر همان سال لویه جرگه (جرگۀ بزرگ ) را دعوت نمود که در آن دو موضوع یعنی خریداری اسلحه و موضوع پشتونستان از مسایل اصلی طرف نیاز فیصله ها بود. فیصله های لویه جرگه همان گونه که ماهیت لویه جرگه ها است که تعدادی بر لزوم دیدهای قبلی حاکمیت صحه می گذارند، مطابق آرزوی حکومت داوود خان به عمل آمد. به این ترتیب در سیاست خارجی افغانستان، خط فاصل با سیاست سنتی که در قبال روسیۀ تزاری و شوروی وجود داشت ایجاد شد. متعاقب آن رهبران شوروی وارد افغانستان شده و قرارداد 100 میلیون دالری میان حکومت ها منعقد گردید....

با وجود تکیۀ بیشتر به اتحاد شوروی، سیاست دریافت کمک و بستن قراردادهای مختلف با جهان غرب ادامه یافت. پیش از آن عضویت در کشورهای غیرمنسلک نیز در توجیه حکومت داوود خان مؤثر بود. داوود خان به منظور عادی نشان دادن تأمین روابط گسترده با شوروی، در یکی از روزها هنگام صرف غذای چاشت با جنرال ها، در وزارت دفاع نترسیدن از شوروی را ابراز نموده بود.(13)

حکومت داوود خان با پیش گرفتن اقتصاد پلان گذاری شده که پایۀ اساسی و اصلی آن را سکتور دولتی تشکیل می دهد، با انحصار سیاسی و پشتونستان خواهی، ( و به تبعیت آن تشنج با پاکستان) پیوندعلایق شوروی - افغانستان را طی سالیان متمادی شکل داد.

شایان یادآوری است که به رغم باز شدن دست و پای نفوذ اتحاد شوروی در افغانستان، روابط در سطوح مختلف به شمول روابط اقتصادی، تخنیکی و فرهنگی.. . با بسا از بقیه کشورهای جهان نیز وجود داشت... .

با شروع دهۀ چهل خورشیدی، محمد داوود خان با گرفتاری های جنجال آمیزویا اختلافات داخلی سرداران خاندان سلطنتی روبرو گردید. سردارعبدالولی، سردار تازه نفسی که پسر کاکای شاه( فرزند مارشال شاه ولیخان)وداماد او بود، نیزدرامورادارۀ کشور، روبه روزقد برمی افراشت. ازقراین اوضاع آن وقت ونامه های انتشاریافتۀ یک دهه بعدترازآن تاریخ که ازطرف سردارداوود خان انتشار یافت، به وضاحت روشن می شود که شاه با استفاده ازآن اختلافات داخلی و توجه مصلحتی به پیشنهادات داوود خان، خواسته است داوود خان راکناربگذارد و سلیقه های خود را به منصۀ آزمایش واجرأ بگذارد.

 لزوم دیدهایی را که محمد ظاهر شاه پس از استعفای داوود خان به کار بست، در صدارت دوکتور محمد یوسف خان بررسی می نماییم. 

 سطور نوشته شده در این زمینه وضاحت دارند که اشاره های فشرده و بررسی عمومی برای معرفی همه جوانب و زوایای حکومت محمد داوود خان بسنده نیست. تاریخ نگاری و بررسی های دقیق عصر نیز به بررسی جزییات و موارد مشخص نیاز دارد. به طور مثال تامل کارشناسانه به برنامه های پنج سالۀ حکومت او، همچنان وضعیت معارف، زندگی مردم افغانستان و...  در آن ده سال، به سخن دیگر و بررسی جامع حکومت او روح دقیقتر می بخشد.

افزون برآن از آنجایی که او با پیروزی کودتای 26 سرطان 1352 دوباره به حکومتگری آغاز نمود، به برداشت های او ازادارۀ جامعه و علایق سیاسی اش و در واقع به آنچه در ادامۀ ایام صدارت نخستین خویش می اندیشید، در قسمت های آینده بیشتر می پردازیم.

نصیر مهرین

ویراستار: فرهمند

توضیحات ورویکردها

----------------- 

1-       نصیر مهرین.کودتا های نام نهاد.  کودتای نام نهاد عبدلملک عبدالرحیم زی.  تارنمای کابل ناتـهـ

2-       برای مزید معلومات ازدستگاه شکنجه از جمله به خاطرات مفصل یک تن از زندانیان به اسم عبدالقیوم خان مأمور دارلتحیر شاهی به تارنمای کابل ناتهـ مراجعه شود.

3-      م. ص. فرهنگ افغانستان در 5 قرن اخیر ص 460

4-       سرخا.چگونگی پیدایش و رشد بورژوازی.ص 144 این کتاب از نظر منابع تحقیق واسناد سالهای مورد نظر کمک کننده است.

5-      م.ص. فرهنگ ص 466

6-      ص 148 چگونگی رشد بورژوازی.

7-       محمد اکرام اندیشمند. معارف عصری افغانستان ( 1389-1282 خورشیدی 2010 -1903 )ص 76/ 77

8-       چگونگی رشدبورژوازی 144

9-       محمد داوود برای وزیر مالیه عبدالملک عبدالرحیم زی که روانۀ سفر رسمی به امریکا بود، گفته بود:" عمو هایم سردار محمد هاشم خان وسپهسالار شاه محمود خان وهمچنان برادرم سردار محمد نعیم موفق به جلب کمک های امریکا نشدند. امیکایی ها بر پیشانی ما ستارۀ سرخ را می بینند. حال وظیفۀ خودت است که کمک های امریکا رابرای کشور جلب نمایی..  یادداشت های عبدالملک عبدالرحیم زی. (ارمغان زندان) صص هـ. و. به اهتمام بهاول عبدالرحیم زی. کابل 1388.

10- مراجعه شود به صباح الدین کشککی.دهۀ قانون اساسی. ص 6 و7 و صمد غوث سقوط افغانستان.زیر عنوان در جستجوی کمک همچنان م.ص. فرهنگ. افغانسانددر5 قرن اخیر. از عنوان دیکتاتوری محمد داوود خان.

11- داکتر عبدالقیوم خان.  نامه های داکتر قیوم خان. درین نامه ها که عنوانی برادرش دوکتر عبدالظاهر پس از کودتای 26 سرطان نوشته شده اند، آزردگی داودخان از امریکاوضاحت دارد. این نامه ها در سال 2010 در تارنمای خوشه انتشار یافته اند.

12- داکتر سید عبدالله کاظم.  یک بررسی تحلیلی تاریخی ص 236

13- دگر جنرال محمدنذیر سراج. در کتاب " رویداد های نیمۀ دوم سدۀ بیست در افغانستان" گزارش را مفصل آورده است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

* این موضوع در تارنمای رادیو صدای آلمان نیز  منتش شده است.

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت