قانون اساسي افغانستان - 1343

بسم الله الرحمن الرحيم

 توشيح پادشاه افغانستان

 ماالمتوكل على اللَّه محمد ظاهر شاه پادشاه افغانستان مسوده قانون جديد افغانستان را كه از طرف لوى جرگه‏اى كه ازهجرى شمسى در شهر كابل انعقاد يافت،تصويب گرديده به نام خداوند بزرگ توشيح مى‏كنيم و سر از امروز آن را بحيث قانون اساسى افغانستان در تمام نقاط دولت نافذ اعلام مى‏نماييم. سر از امروز قانون اساسى را كه از طرف لوى جرگه سال 1309 هجرى شمسى تصويب گرديده و تاكنون در كشور نافذ بود با تمام ضمايم آن ملغى اعلام مى‏داريم.

 قصر گل خانه

 9 ميزان 1343

 به نام خداوند توانا و دادگر

 به منظور تنظيم حيات ملى افغانستان مطابق به مقتضيات زمان عصر و بر اساس واقعيات تاريخ و فرهنگ ملى. به منظور تأمين عدالت و مساوات.به منظور تطبيق دموكراسى سياسى،اقتصادى و اجتماعى.به منظور تنظيم شؤون و اركان دولت،براى تأمين آزادى و رفاه افراد و حفظ نظم عمومى.به منظور ا نكشاف متوازن تمام امور تشكيل يك جامعه مرفه و مترقى بر اساس تعاون اجتماعى و حفظ كرامت انسانى،ما مردم افغانستان با درك تحولات تاريخى كه در زندگانى ما بحيث يك ملت و يك جزء جامعه بشر به وقوع پيوسته،در حالى كه ارزشهاى فوق را حق همه جوامع بشرى مى‏دانيم،به قيادت اعليحضرت محمد ظاهر شاه پادشاه،پيشواى زندگانى ملى ا فغانستان اين قانون اساسى را براى خود و نسلهاى آينده وضع كرديم.

 

 فصل اول:دولت

 

 ماده اول:افغانستان دولت پادشاهى مشروطه،مستقل،واحد و غير قابل تجزيه است.حاكميت ملى در افغانستان به ملت تعلق دارد.

 ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادى كه تابعيت افغانستان را مطابق به احكام قانون دارا باشند.بر هر فرد از افراد مذكور كلمه افغان اطلاق مى‏شود.

 ماده دوم:دين افغانستان دين مقدس اسلام است.شعاير دينى از طرف دولت مطابق به احكام مذهب حنفى اجراء مى‏گردد.آن افراد ملت كه پيروان دين اسلام نيستند در اجراى مراسم مذهبى خود درد داخل حدودى كه قوانين مربوط به آداب و آسايش عامه تعيين مى‏كند آزاد مى‏باشند.

 ماده سودم:از جمله زبانهاى افغانستان،پشتون و درى زبانهاى رسمى مى‏باشد.

 ماده چهارم:بيرق افغانستان مركب ا ست از سه قطعه رنگهاى سياه،سرخ و سبز كه به صورت عمودى به اندازه‏هاى مساوى از چپ به راست در كنار هم واقع شده،عرض مقدار هر رنگ معادل نصف طول آن است.در وسط نشان محراب و منبر به رنگ سفيد جا دارد كه در گوشه آن دو بيرق نصب و از هر دو طرف ره دو خوشه گندم احاطه شده است.

 ماده پنجم:پايتخت افغانستان شهر كابل است.

 فصل دوم:پادشاه

 ماده ششم:در افغانستان پادشاه حاكميت ملى را تمثيل مى‏كند.

 ماده هفتم:پادشاه حامى اساسات دين مقدس اسلام،حفظ ا ستقلال و تماميت ساحه،نگهبان قانون اساسى و مركز وحدت ملى افغانستان است.

 ماده هشتم:پادشاه بايد از تبعه افغانستان،مسلمان و پير و مذهب حنفى باشد.

 ماده نهم:پادشاه داراى حقوق و وظايف آتى مى‏باشد:

 1- قيادت اردوى و متاركه.

 2- اعلان حرب و افتتاح لوى جرگه.

 3- داير كردن و افتتاح لوى جرگه.

 4- افتتاح اجلاس عادى شورا.

 5- داير نمودن و افتتاح  اجلاس فوق العاده شورا.

 6- منحل ساختن شورا و اصدار فرمان انتخابات مجدد.

 انتخابات مجدد در خلال مدت سه ماه از تاريخ انحلال

 شورا انجام مى‏يابد.

 7- توشيح قوانين و اعلام انفاذ آنها.

 8- اصدارفرامين تقنينى.

 9- اعطاى اعتبار نامه به غرض عقد معاهدات بين الدول

 مطابق احكام قانون.

 10- توشيح معاهدات بين الدول.

 11- تعيين صدر اعظم و قبول استعفاى او،تعيين وزرا به پيشنهاد صدر اعظم و قبول استعفاى آنها.

 12- تعيين اعضاى  غير انتخابى مشرانو جرگه و تعيين رئيس

 جرگه مذكور از جمله اعضاى آن.

 13- تعيين قاضى القضات و اعضاى ستره محكمه.

 14- تعيين و تقاعد قضات و تعيين و تقاعد مأمورين و صاحب منصبان عالى رتبه مطابق به احكام قانون.

 15- تعيين سران نمايندگيهاى سياسى افغانستان نزد دول خارجى،تعيين نمايندگان افغانستان نزد مؤسسات بين الملل و قبول اعتماد نامه‏هاى نمايندگان سياسى خارجى.

 16- اعلام حالت اضطرار و خاتمه دادن به آن.

 17- تخفيف و عفو مجازات.

 ماده دهم:سكه بنام پادشاه ضرب زده مى‏شود.

 ماده يازدهم:در خطبه‏ها نام پادشاه ذكر مى‏گردد.

 ماده دوازدهم:نشان از طرف پادشاه مطابق به احكام قانون اعطاء مى‏شود.اعطاى نشان متضمن هيچ نوع امتياز مادى نمى‏باشد.

 ماده سيزدهم:مصارف پادشاهى در بودجه دولت مطابق به قانون مصارف پادشاهى تعيين مى‏گردد.

 ماه چهاردهم:استفاده صلاحيتهاى مندرج اين فصل در داخل حدودى صورت مى‏گيرد كه احكام اين قانون اساسى تعيين نموده است.

 ماده پانزدهم:پادشاه غير مسؤول و واجب الاحترام است و با حضور اعضاى خانواده پادشاهى،حكومت و اعضاى ستره محكمه،در برابر جلسه مشترك هر دو جرگه شورا حلف آتى را بجا مى‏آورد:

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

 

 بنام خداى عظيم سوگند ياد مى‏كنم كه در كافه اعمال خود خداوند جل جلاله را حاضر دانسته،اساسات مقدس اسلام را حمايت،قانون اساسى را حراست،استقلال وطن،تماميت ساحه،قوانين دولت و حقوق مردم را حفاظت كنم.با استعانت از بارگاه پروردگار بر طبق احكام قانون اساسى ا فغانستان پادشاهى نمايم و مساعى خود را در راه سعادت و ترقى ملت افغانستان بكار برم.

 

 

 ماده شانزدهم:پادشاهى افغانستان در خانواده اعليحضرت محمد نادر شاه شهيد بر حسب احكام اين قانون اساسى انتقال مى‏نمايد.

 ماده هفدهم:هر گاه پادشاه اراده ا ستعفا نمايد به مجلسى مركب از رئيس ولسى جرگه،مشرانو جرگه،صدر اعظم،قاضى القضات و وزير دربار به جرگه مذكور ابلاغ مى‏نمايد،در صورتى ه لوى جرگه تصديق نمايد كه استعفا از اراده پادشاه نشأت نموده از تاريخ تصديق آن استعفا پادشاه نافذ شمرده مى‏شود.

 ماده هيجدهم:در موقع استعفا يا وفات پادشاه،پادشاهى به پسر بزرگش انتقال مى‏نمايد.در صورتى كه پسر بزرگ پادشاه واجد شرايط پادشاهى كه در اين قانون ا ساسى ذكر گرديده نباشد پادشاهى به پسر دوم او و همچنان الى اخير انتقال مى‏كند.

 ماده نوزدهم:هر گاه پادشاه وفات كند يا استعفا بدهد و پسرى نداشته باشد كه واجد شرايط پادشاهى باشد،پادشاهى به بزرگترين برادر پادشاه انتقال مى‏نمايد.در صورتى كه بزرگترين برادر پادشاه واجد شرايط پادشاهى نباشد پادشاهى به برادرى كه از نظر سن ميان برادران بلا فاصله بعد از او واقع باشد و همچنان الى اخر انتقال مى‏نمايد.در صورتى كه پادشاه برادرى نداشته باشد كه واجد شرايط پادشاهى باشد،جانشين پادشاه از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت محمد نادر شاه شهيد انتخاب مى‏گردد.در اين حالت انتخاب پادشاه توسط مجلس مركب از لوى جرگه،حكومت،و اعضاى ستره محكمه صورت مى‏گيرد.اين مجلس در صورت وفات در خلال مدت پانزده روز از تاريخ وفات و در صورت استعفا در خلال مدت هفت روز از تاريخ وفات و در صورت استعفا در خلال مدت هفت روز از تاريخ نفاذ آن از طرف صدر اعظم داير مى‏شود.تصميم اين مجلس با اكثريت آراى اعضاى حاضر ا تخاذ مى‏گردد و بعد از موافقت شخصى كه به حيث پادشاه انتخاب شده نافذ شمرده مى‏شود.از تاريخ وفات پادشاه يا نفاذ استعفا يا انتخاب جانشين پادشاه،وزير دربار نايب پادشاه شناخته مى‏شود.

 ماده بيستم:هنگاميكه پادشاه اراده سفر به خارج مملكت نمايد يا يك چند نفر را به حيث وكيل خود تعيين مى‏كند.شخص يا اشخاص مذكور در غياب پادشاه بوكالت از او ا مور پادشاهى را در حدود صلاحيتى كه از طرف پادشاه به او داد مى‏شود بر طبق احكام اين قانون اساسى اجرا مى‏نمايد.

 اشخاص ذيل بحيث وكيل تعين نمى‏شوند:

 1- صدر اعظم.

 2- رئيس ولسى جرگه.

 3- رئيس مشرانو جرگه.

 4- قاضى القضات.

 ماده بيست و يكم:هر گاه پادشاه وفات كند و جانشين او سن بيست را تكميل نكرده باشد تا موقعى كه سن مذكور را تكميل كن ملكه نيابت پادشاه را به عهده مى‏گيرد.در صورتى كه ملكه وجود نداشته باشد مجلس كه در ماده نوزدهم ذكر گرديد شخصى را از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت محمد نادر شاه شهيد به حيث نايب پادشاه انتخاب مى‏كند.

 ماده بيست و دوم:هر گاه پادشاه استعفا نمايد و جانشين او سن بيست را تكميل نكرده باشد تا موقعى كه سن مذكور را تكميل كند،مجلسى كه در ماده نوزدهم ذكر گرديده شخصى را از جمله بازماندگان پسرى اعليحضرت محمد نادر شاه شهيد به حيث نايب پادشاه انتخاب مى‏نمايد.

 ماده بيست و سوم:نايب پادشاه امور پادشاهى را بر طبق احكام اين قانون اساسى اجراء مى‏كند.

 در صورتى كه ملكه نيابت پادشاه را به عهده داشته باشد از صلاحيت مندرج فقره دوم و ماده نهم به مشوره حكومت استفاده مى‏كند.

 نايب پادشاه نمى‏تواند در مدت تصدى اين عهده به ديگر مشاغل اشتغال ورزد.شخصى كه بر حسب احكام مواد بيست و يكم و بيست و دوم اين قانون اساسى به صفت نايب پادشاه تعيين مى‏گردد هيچ گاه به حيث پادشاه انتخاب نمى‏شود.در دوره نيابت پادشاهى مواد مربوط به جانشينى فصل پادشاه اين قانون اساسى تعديل نمى‏شود.

 ماده بيست و چهارم:پسر و دختر و برادر و خواهر پادشاه و ازواج و زوجات و بناتشان وعم وابناى عم پادشاه خانواده شاهى را تشكيل مى‏دهند.در تشريفات رسمى دولت خانواده شاهى بعد از پادشاه و ملكه اخذ موقع مى‏نمايند.

 مصارف خانواده شاهى در بودجه مصاف پادشاهى تعيين مى‏شود.القاب مختص به خانواده پادشاهى مى‏باشد و مطابق به احكام قانون تعيين مى‏شود.

 اعضاى خانواده پادشاهى در احزاب سياسى شموليت نمى‏ورزند و وظايف آتى را اجرا نمى‏كند؛

 1- صدارت عظمى يا وزارت.

 2- عضويت شورا.

 3- عضويت ستره محكمه.

 اعضاى خانواده پادشاهى حيثيت خود را به صفت عضو خانواده پادشاهى مادام الحيات حفظ مى‏كنند.

 فصل سوم:حقوق و وظايف اساسى مردم

 ماده بيست و پنجم:تمام مردم افغانستان بدون تبعيض و امتياز در برابر قانون،حقوق و وظايف مساوى دارند.

 ماده بيست و ششم:آزادى حق طبيعى انسان است.اين حق جز آزادى ديگران و منافع عامه كه توسط قانون تنظيم مى‏گردد حدودى ندارد.

 آزادى و كرامت انسان از تعرض مصون است.انفكاك نمى‏پذيرد.دولت به احترام و حمايت آزادى و كرامت انسان مكلف مى‏باشد.

 هيچ عملى جرم شمرده نمى‏شود مگر به موجب قانونى كه قبل از ارتكاب آن نافذ گرديده باشد.

 هيچ كس را نمى‏توان مجازات نمود مگر مطابق به احكام قانونى كه قبل از ارتكاب قتل مورد اتهام نافذ گرديده باشد.

 هيچ كس را نمى‏توان تعقيب يا گرفتار نمود مگر بر طبق احكام قانون.

 هيچ كس را نمى‏توان توقيف نمود مگر بر طبق حكم محكمه با صلاحيت و مطابق به احكام قانون.

 برائت ذمه حالت اصلى است،متهم تا وقتى كه به حكم قطعى محكمه محكوم عليه قرار بگيرد بى گناه شناخته مى‏شود.

 جرم يك امر شخصى است.تعقيب،گرفتارى يا توقيف متهم و تطبيق جزا به او به شخص ديگرى سرايت نمى‏كند.

 تعذيب انسان جواز ندارد، هيچ كس نمى‏تواند حتى به مقصد كشف حقايق از شخص ديگرى اگر آن شخص تحت تعقيب،گرفتارى يا توقيف و يا محكوم به جزا باشد به تعذيب او اقدام كند يا امر بدهد.

 تعيين جزايى كه مخالف كرامت انسانى باشد جواز ندارد.اظهارى كه از متهم يا شخص ديگر به وسيله اكراه بدست آورده مى‏شد اعتبار ندارد.اعتراف به جرم عبارت ا ست از اعترافى كه متهم به رضاى كامل در حالت صحت عقل به ارتكاب جرمى كه قانونا" به او نسبت داده شده در حضور محكمه با صلاحيت مى‏نمايد.هر شخص حق دارد براى دفع اتهامى كه قانونا" به او متوجه شده وكيل مدافع تعيين كند.

 مديون بودن يك شخص در برابر شخص ديگر موجب سلب يا محدود شدن آزادى مديون شده نمى‏تواند.طرز و وسايل تحصيل دين توسط قانون تنظيم مى‏گيرد.

 هر افغان حق دارد در هر نقطه از ساحه دولت خود سفر نمايد و مسكن اختيار كند مگر در مناطقى كه قانون ممنوع قرار داده است و همچنين هر افغان حق دارد مطابق به احكام قانون به خارج افغانستان سفر نمايد و عودت كند.

 هيچ افغان به تبعيد در داخل افغانستان و خارج از افغانستان محكوم نمى‏شود.

 ماده بيست و هفتم:هيچ افغان به علت اتهام به يك جرم به دولت خارجى سپرده نمى‏شود.

 ماده بيست و هشتم:مسكن شخصى از تعرض مصون است.هيچ كس به شمول دولت نمى‏تواند بدون اجازه ساكن يا محكمه با صلاحيت و به غير از حالات و طرزى كه در قانون تصريح شده به مسكن كس داخل شود،يا آن را تفتيش نمايد.

 در مورد جرم مشهود مأمور مسؤول مى‏تواند به مسكن شخصى بدون اجازه قبلى محكمه به مسؤوليت خود داخل شود يا آن را تفتيش كند.مأمور مذكور مكلف است بعد دخول يا اجراى تفتيش در خلال مدتى كه قانون تعيين مى‏كند فيصله محكمه را حاصل نمايد.

 ماده بيست و نهم: ملكيت شخص از تعرض مصون است.ملكيت هيچ شخص بدون حكم قانون و فيصله محكمه با صلاحيت مصادره نمى‏شود.استملاك ملكيت شخص تنها به مقصد تأمين منافع عامه در بدل تعويض قبلى و عادلانه به موجب قانون مجاز مى‏باشد.

 هيچ كس از كسب ملكيت و تصرف در آن منع نمى‏شود مگر در حدود قانون طرز استملاك ملكيت به منظور تأمين منافع عامه توسط قانون تنظيم و رهنمونى مى‏شود.

 تفتيش و اعلان دارايى شخص تنها به حكم قانون صورت مى‏گيرد.دول  و اتباع خارجى در افغانستان حق ملكيت اموال عقارى ندارند. فروش عقار به نمايندگيهاى سياسى دول خارجى بر اساس رويه بالمثل و به مؤسسات بين الملل اى كه دولت افغانستان عضو آن باشد بعد از موافقه حكومت مجاز است.

 ماده سى ام:آزادى و محرميت مخابرات اشخاص چه به صورت مكتوب باشد و چه به وسيله تلفون و تلگراف و يا به اساس ديگر از تعرض مصون است.دولت حق تفتيش مخابرات اشخاص را ندارد مگر به موجب فيصله محكمه با صلاحيت و مطابق به احكام قانون. در حالات عاجل كه در قانون تعريف مى‏گردد مأمور مسؤول مى‏تواند بدون اجازه قبلى محكمه به مسؤوليت خود به تفتيش مخابرات اقدام كند. مأمور مذكور مكلف است بعد از اجراى تفتيش در خلال مدتى كه قانون تعيين مى‏كند فيصله محكمه را حاصل نمايد.

 ماده سى و يكم:آزادى بيان از تعرض مصون است.

 هر افغان حق دارد فكر خود را به وسيله گفتار،نوشته،تصوير يا امثال آن مطابق قانون اظهار كند.

 هر افغان حق دارد مطابق به احكام قانون به طبع و نشر مطالب بدون ارائه قبلى آن به مقامات دولتى بپردازد.

 اجازه و امتياز تأسيس مطابع عمومى و نشر مطبوعات تنها به اتباع دولت افغانستان مطابق به احكام قانون داده مى‏شود.

 تأسيس و تدوير دستگاه عامه فرستنده راديو و تلويزيون مختص به دولت است.

 ماده سى و دوم:اتباع افغانستان حق دارند به منظور تأمين مقاصد مادى،معنوى مطابق احكام قانون جمعيتها تأسيس نمايد.اتباع افغانستان حق دارند مطابق به احكام قانون احزاب سياسى تشكيل دهند مشروط بر اينكه:

 1- هدف فعاليتهاى حزب و مفكوره‏هاى كه تشكيلات احزاب به روى آن بنا شده مناقض ارزشهاى مندرج اين قانون اساسى نباشد.

 2- تشكيلات و منابع مالى حزب علنى باشد.

 حزبى كه مطابق به احكام قانون تشكيل مى‏يابد بدون موجبات قانونى و حكم ستره محكمه منحل نمى‏شود.

 ماده سى و سوم:هر شخصى كه از هر اداره بدون موجب متضرر مى‏شود مستحق جبران خسارت مى‏باشد و مى‏تواند براى حصول آن در محكمه دعوى اقامه كند.

 دولت نمى‏تواند به جز در حالاتى كه قانون تصريح مى‏كند بدون حكم محكمه با صلاحيت به تحصيل حقوق اقدام كند.

 ماده سى و چهارم: تعليم حق تمام افراد افغانستان است و به صورت مجانى از طرف دولت و اتباع افغانستان فراهم مى‏شود هدف دولت در اين ساحه رسيدن به مرحله ايست كه در آن تسهيلات مناسب تعليم و تربيه براى همه افراد افغانستان مطابق به احكام قانون فراهم گردد.دولت مكلف است براى تعليم متوازن معارف در تمام افغانستان پروگرام مؤثرى وضع و تطبيق نمايد.رهنمونى و نظارت تعليم و تربيه وظيفه دولت است.

 تعليمات ابتدايى براى تمام اطفال در نقاطى كه وسايل آن از طرف دولت تهيه شده حتمى است.

 تأسيس و اداره تعليمات عالى و عمومى تنها حق و وظيفه دولت است در خارج اين ساحه اتباع افغانستان حق دارند مكاتب اختصاصى و سواد آموزى تأسيس نمايند.

 شروط تأسيس نصاب تعليم و شرايط تحصيل در چنين مكاتب توسط قانون تنظيم مى‏گردد حكومت مى‏تواند مطابق به احكام قانون به اشخاص خارجى اجازه تأسيس مكاتب خصوص بدهد.از اين مكاتب تنها اشخاص خارجى مى‏تواننند استفاده كنند.

 ماده سى و پنجم:دولت موظف است پروگرام مؤثرى براى انكشاف و تقويه زبان ملى پشتو وضع و تطبيق كند.

 ماده سى و ششم:دولت موظف است در حدود توان خود وسايل وقايه از امراض و علاج آن را به صورت متوازن براى همه افغانها تهيه كند هدف دولت در اين ساحه رسيدن به مرحله ايست كه در آن تسهيلات صحى مناسب براى تمام افراد افغانستان فراهم گردد.

 ماده سى و هفتم:كار حق و فريضه هر افغان است كه قدرت اجراى آن را داشته باشد.هدف عمده قوانينى كه براى تنظيم كار وضع مى‏گردد رسيدن به مرحله ايست كه در آن حقوق و منافع اصناف كارگران حمايت شود،شرايط مساعد كار فراهم گردد.روابط بين كارگران و كار فرمايان به صورت عادلانه و مترقى  تنظيم يابد.

 اتباع افغانستان به اساس اهليت و به موجب احكام قانون به خدمت دولت پذيرفته مى‏شود و انتخاب شغل و حرفه در داخل شرايطى كه قانون تعيين مى‏نمايد آزاد مى‏باشد.

 تحميل كار اجبارى اگر چه براى دولت باشد جواز ندارد.

 تحريم كار اجبارى مانع تطبيق قوانين نمى‏شود كه به منظور تنظيم فعاليت دسته جمعى براى تأمين منافع عامه وضع مى‏گردد.

 ماده سى و هشتم:هر افغان مكلف است به دولت ماليه و محصول تاديه كند و هيچ نوع محصول و ماليه بدون حكم قانون وضع نمى‏شود.اندازه ماليه و طرز تاديه آن با رعايت عدالت اجتماعى توسط قانون تعيين مى‏گردد.اين حكم در مورد اشخاص خارجى نيز تطبيق مى‏شود.

 ماده سى و نهم:دفاع از وطن وظيفه مقدس تمام اتباع افغانستان است.كافه اتباع افغانستان به اجراى خدمت عسكرى مطابق به احكام قانون مكلف مى‏باشند.

 ماده چهلم:پيروى از احكام قانون اساسى،وفا دارى و احترام به شاه،اطاعت به قوانين،رعايت نظم و امن عامه،صيانت منافع وطن و اشتراك در حيات ملى وظيفه تمام مردم افغانستان است.

 فصل چهارم:شورا

 ماده چهل و يكم:شوراى افغانستان مظهر اراده مردم آن است و از قاطبه ملت نمايندگى مى‏كند. مردم افغانستان به توسط شورا در حيات سياسى مملكت سهم مى‏گيرند. هر عضو شورا در حالى كه از يك حوزه معين انتخاب شده در موقع اظهار رأى مصالح عمومى افغانستان را مدار قضاوت خود قرار مى‏دهد.

 ماده چهل و دوم:شورا داراى دو مجلس مى‏باشد:ولسى جرگه و مشرانو جرگه.

 ماده چهل و سوم:اعضاى ولسى جرگه توسط انتخابات آزاد،عمومى،سرى و مستقيم مطابق به احكام قانون از طرف مردم انتخاب مى‏شود.افغانستان به اين منظور به حوزه‏هاى انتخابى تقسيم مى‏گردد،تعداد ساحه‏ها،حوزها توسط قانون تعيين مى‏شود،از هر حوزه يك نفر وكيل انتخاب مى‏گردد.داوطلبى كه در حوزه خود مطابق به احكام قانون رأى بيشتر حاصل مى‏كند وكيل شناخته مى‏شود.

 ماده چهل و چهارم:اعضاى ولسى جرگه براى مدت 4 سال كه يك دوره تقنينيه است انتخاب مى‏شوند، هر گاه شورا مطابق با دوره تقنينيه انتخاب مى‏گردد ولى تاريخ ختم طورى تنظيم مى‏شود كه جرگه ما بعد به تاريخى كه در ماده پنجاه و نهم تثبيت گرديده افتتاح شود.

 ماده چهل و پنجم:اعضاى مشرانو جرگه به ترتيب ذيل انتخاب مى‏شوند.

 1- يك ثلث اعضا از جمله افراد خبير و با تجربه براى مدت پنج سال از طرف پادشاه تعيين مى‏شوند.

 2- دو ثلث ديگر اعضا بر حسب آتى انتخاب مى‏شوند.

 )الف( هر جرگه ولايت يك نفر از جمله اعضاى خود را براى مدت سه سال به عضويت مشرانو جرگه انتخاب مى‏كنند.

 )ب( ساكنين هر ولايت يك نفر را از طريق انتخاب آزاد،عمومى، سرى و مستقيم براى مدت چهار سال به عضويت مشرانو جرگه انتخاب مى‏كنند.

 ماده چهل و ششم: شرايط انتخاب كنندگان در قانون انتخابات تعيين مى‏گردد.اشخاصى كع به عضويت شورا تعينن يا انتخاب مى‏شوند بايد علاوه بر تكميل شرايط انتخاب كنندگان واجد اوصاف ذيل باشند:

 1- اقلا" ده سال قبل از تاريخ تعيين يا انتخاب تابعيت دولت افغانستان را كسب كرده باشند.

 2- بعد از نفاذ اين قانون اساسى از طرف محكمه به حرمان از حقوق سياسى محكوم نشده باشند.

 3- خواندن و نوشتن بدانند.

 4- اعضاى ولسى جرگه بايد سن بيست و پنج را در موقع انتخابات و اعضاى مشرانو جرگه سن سى را در موقع تعيين يا انتخاب تكميل كرده باشند.

 ماده چهل و هفتم:رئيس و اعضاى حكومت،قضاوت،صاحب منصبان و افراد اردو،مأمورين و ديگر كار كنان ادارى نمى‏توانند در هنگام تصدى وظيفه به عضويت شورا تعيين يا انتخاب شوند.

 ماده چهل و هشتم:هيچ كس نمى‏تواند در يك وقت عضو هر دو جرگه باشد.

 ماده چهل و نهم:با رعايت احكام اين قانون اساسى انتخابات مطابق به احكام قانون صورت مى‏پذيرد.پيشنهاد تعديل قانون انتخابات در دو سال اخير دوره تقنينيه ولسى جرگه در فهرست كار هيچ يك از جرگه داخل شده نمى‏تواند.

 ماده پنجاهم:وثايق عضويت در هر جرگه توسط خود جرگه تدقيق مى‏گردد.

 طرز تدقيق وثايق در اصول وظايف داخل هر جرگه تعيين مى‏شود.

 ماده پنجاه و يكم:هيچ عضو شورا به علت رأى يا نظريه‏اى كه هنگام اجراى وظيفه در داخل شورا يا خارج از آن ابراز مى‏دارد مورد تعقيب عدلى قرار نمى‏گيرد.

 هر گاه يك عضو شورا به جرمى متهم شود مأمور مسؤول از موضوع به جرگه‏اى كه متهم عضو آن است اطلاع مى‏دهد و بعد از آنكه جرگه مذكور به اكثريت دو ثلث اعضا اجازه بدهد متهم تحت تعقيب عدلى قرار مى‏گيرد.جرگه مى‏تواند اجازه خود را به اكثريت دو ثلث اعضا مسترد نمايد.

 در مورد جرايم مشهود مأمور مسؤول مى‏تواند متهم را بدون اجازه جرگه‏اى كه او عضو آن مى‏باشد تحت تعقيب عدلى قرار دهد و گرفتار نمايد.هر گاه تعقيب عدلى قانونا" توقيف را ايجاب كند مأمور مسؤول مكلف است موضوع را بلا فاصله به اطلاع جرگه مربوط برساند و در صورتى كه جرگه مذكور اجازه بدهد متهم توقيف شده مى‏تواند.در صورتى كه اتهام در هنگام تعطيل جرگه صورت بگيرد اجازه توقيف از هيأت ادارى جرگه حاصل مى‏گردد. فيصله هيأت به نخستين جلسه آينده جرگه جهت اخذ تصميم ارائه مى‏شود.

 ماده پنجاه و دوم:اعضاى شورا نمى‏توانند به شغل ديگرى اشتغال ورزند.

 اين حكم شامى زراعت و ديگرى مشاغل آزاد نمى‏باشد.

 ماده پنجاه و سوم:براى اعضاى شورا معاش مناسب مطابق به احكام قانون تعيين مى‏گردد.

 ماده پنجاه و چهارم:هر عضو شورا حق دارد در جرگه مربوط خود در موضوع مورد مباحثه نظريه خود را مطابق به اصول وظايف داخلى اظهار كند.

 ماده پنجاه و پنجم:هر دو جرگه در وقت واحد به صورت جداگانه اجلاس مى‏كنند.مشرانو جرگه مى‏تواند براى مطالعه طرح بودجه دولت در مدت تعطيل ولسى جرگه جلسه فوق العاده خود را داير كند.

 در موقعى كه دوره تقنينيه يا اجلاس سالانه از طرف پادشاه افتتاح مى‏گردد جلسه مشترك هر دو جرگه داير مى‏شودو.

 ماده پنجاه و ششم:حكومت مى‏تواند در جلسات هر يك از دو جرگه اشتراك ورزد.هر جرگه مى‏تواند حضور رئيس يا اعضاى حكومت را در جلسه خود مطالبه كند.

 ماده پنجاه و هفتم:مباحثه جلسات در هر دو جرگه علنى مى‏باشد .مگر اينك رئيس حكومت،رئيس جرگه يا اقلا" ده نفر از اعضا سرى بودن آن را در خواست نمايد و جرگه اين در خواست را بپذيرد.جرگه مى‏تواند با اكثريت دو ثلث اعضا مباحثه‏اى را كه سرّى صورت گرفته دو باره علنى بسازد.جريان مباحثه هر دو جرگه ثبت مى‏گردد.

 هيچ كس نمى‏تواند عنفا به مقر شورا داخل شود، متخلفين مطابق به احكام قانون مجازات مى‏شوند.

 ماده پنجاه و هشتم:جز در موردى كه حكم آن صريحا" در اين قانون اساسى ذكر گرديده تصميم هر جرگه با اكثريت اعضاى حاضر اتخاذ مى‏گردد.

 ماده پنجاه و نهم:هر جرگه در هر سال يك اجلاس عادى داير مى‏كند كه به تاريخ بيست و دوم ميزان آغاز مى‏گرددو تعداد اجلاس سالان توسط قانون تزئيد شده مى‏تواند. در اين صورت تاريخ آغاز اجلاس و مدت آن توسط قانون تنظيم مى‏گردد.

 مدت كار هر جرگه در هر سال هفت ماه است در صورت ايجاب كار هر جرگه مى‏تواند اين مدت را تمديد نمايد در هنگام تعطيل،به امر پادشاه،در خواست حكومت يا رئيس يكى از دو جرگه يا يك خمس از اعضاى آن اجلاس فوق العاده شورا داير مى‏شود.

 جلسه فوق العاده توسط فرمان پادشاهى كه بعد از مشوره با رؤساى دو جرگه صدور مى‏يابد ختم مى‏گردد.

 ماده شصتم:رئيس مشرانو جرگه از بين اعضاى اين از طرف پادشاه تعيين مى‏شود.

 ولسى جرگه از بين اعضاى خود يك نفر نايب اوّل رئيس،يك نفر نايب دوم رئيس،يك نفر منشى و يك نفر نايب منشى انتخاب مى‏كند.

 اشخاص فوق هيأت ادارى جرگه را تشكيل مى‏دهند.

 هيأت ادارى ولسى جرگه در آغاز دوره تقنينيه انتخاب مى‏شود.نايبان رئيس،منشى و نايب منشى مشرانو جرگه در آغاز اجلاس سالانه براى مدت يك سال انتخاب مى‏گردند.

 رئيس هر جرگه مباحثه جرگه مذكور را اداره مى‏نمايد و براى بر قرارى نظم و ا منيت در مقر جرگه تدابير لازم اتخاذ مى‏كند،ساير وظايف رئيس در اصول وظايف داخلى تعيين مى‏گردد.

 در غياب رئيس نايب اوّل و در غياب نايب اوّل نايب دوم وظيفه رئيس را اجرا مى‏كند.

 منشى هر جرگه مباحثات آن را ثبت مى‏كند و از امور دار الانشاى جرگه سر پرستى مى‏نمايد.در غياب منشى نايب منشى وظيفه او را اجرا مى‏كند.

 ماده شصت و يكم:هر جرگه براى مطالعه دقيق و مفصل موضوعات مورد بحث بر طبق احكام اصول وظايف داخلى،انجمنهاى تعيين مى‏نمايد

 ماده شصت و دوم:هر جرگه اصول وظايف داخلى خود را وضع مى‏نمايد.

 ماده شصت و سوم:شورا مى‏تواد به امر پادشاه منحل شود.

 انحلال شورا در حالت مندرج ماده يكصد و بيست يكم حتمى است.

 انحلال شورا شامل اعضاى غير انتخابى مشرانو جرگه نيز مى‏باشد.

 ماده شصت و چهارم:شورا براى تنظيم امور حياتى افغانستان مطابق به احكام اين قانون اساسى،قوانين وضع مى‏كند. هيچ قانون نمى‏تواند مناقض اساسات دين مقدس اسلام و ديگر ارزشهاى مندرج اين قانون اساسى باشد.

 تصديق معاهدات بين الدول، فرستادن قطعات اردوى افغانستان به خارج،اعطاى امتيازات داراى اهميّت در اقتصاد ملى به شمول ا نحصار اجازه نشر پول و اخذ قرضه از صلاحيت شورا مى‏باشند.

 امتيازاتى كه اعطاى آن از صلاحيت شورا مى‏باشد توسط قانون تعيين مى‏گردد.

 ماده شصت و پنجم:حكومت نزد ولسى جرگه مسؤول مى‏باشد.

 ماده شصت و ششم:اعضاى ولسى جرگه مى‏توانند از حكومت استيضاح نمايند مباحثه در مورد توضيحى كه از طرف حكومت داده مى‏شود به تصميم جرگه منوط مى‏باشد.

 ماده شصت و هفتم:اعضاى شورا مى‏توانند از صدر اعظم يا وزرا در موضوعات معين سؤال بنمايند اشخاصى كه از آنها سؤال به عمل آمده مكلفند جواب شفوى يا تحريرى بدهند.اين  جواب مورد مباحثه قرار نمى‏گيرد.

 ماده شصت و هثتم:ولسى جرگه صلاحيت دارد به پيشنهاد يك ثلث از اعضاى خود جهت تحقيق و مطالعه اعمال حكومت و اجرا آت اداره، انجمن تعيين نمايد.

 تركيب و طرز العمل انجمن در اصول وظايف داخلى تثبيت مى‏گردد.

 ماده شصت و نهم:به استثناى حالاتى ك براى آن طرز عمل خاصى در اين قانون اساسى تصريح گرديده قانون عبارت است از مصوبه موافق هر دو جرگه كه به توشيح پادشاه رسيده باشد در ساحه‏اى كه چنين مصوبه موجود نباشد قانون عبارت است از احكم فقه حنفى شريعت اسلام.

 ماده هفتادم: پيشنهاد وضع قانون از طرف حكومت يا اعضاى شورا و در ساحه تنظيم امور قضايى از طرف ستره محكمه صورت گرفته مى‏تواند.

 ماده هفتاد و يكم:پيشنهاد وضع قانون از طرف حكومت يا ستره محكمه به هر يك از دو جرگه تقديم شده مى‏تواند.پيشنهاد وضع قانون در مورد بودجه امور مالى تنا از طرف حكومت صورت مى‏گيرد.

 ماده هفتاد ودوم:هر گاه پيشنهاد وضع قانون از طرف اعضاى يكى از دو جرگه صورت بگيرد بعد از تأييد ده نفر از اعضاى جرگه‏اى كه پيشنهاد به آن ارائه شده در فهرست كار داخل مى‏گردد.

 هر گاه پيشنهاد وضع قانون حاوى تكليف جديد يا تنقيض در عايدات دولت باشد به شرطى در فهرست كار داخل مى‏شود كه در متن پيشنهاد مدرك جبران پيش بينى شده باشد اين حكم به پيشنهاد وضع قانون از طرف ستره محكمه تطبيق نمى‏شود.

 ماده هفتاد و سوم:وقتى پيشنهاد وضع قانون در فهرست كار يكى از دو جرگه داخل گرديد، نخست به ا نجمن مربوط محول مى‏گردد و بعد از انكه انجمن نظر خود را در باره آن ابراز كرد طرح قانون با نظريه انجمن در جرگه قرائت مى‏شود،بحث روى آن صورت مى‏گيرد، بعدا" در مورد هر ماده رأى گرفته مى‏شود و سپس طرح بار دوم قرائت شده در باره رد يا تصويب آن به صورت يك كل رأى گرفته مى‏شود.

ماده هفتاد و چهارم:هر گاه تصويب يك جرگه از طرف جرگه ديگر رد شود براى حل اختلاف هيأت مختلط به تعداد مساوى از اعضاى هر دو جرگه مطابق به احكام قانون داير مى‏گردد. فيصله هيأت بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود. در صورتى كه هيأت مختلط نتواند اختلاف نظر را رفع كند تصويب رد شده به حساب مى‏رود. هر گاه تصويب از طرف ولسى جرگه به عمل آمده باشد دوره تقنينيه جديد ولسى جرگه مى‏توانند آن را به اكثريت آراى اعضا تصويب كند.اين تصويب بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود.

 هر گاه اختلاف دو جرگه در مورد طرح قوانين مالى باشد در صورتى كه هيأت مختلط به حلّ اين موفق نشود، ولسى جرگه مى‏تواند در اجلاس ما عبد طرح مذكور را با اكثريت آراى اعضا تصويب نمايد، طرح بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه قانونى شمرده مى‏شود.

 ماده هفتاد و پنجم:بودجه دولت از طريق مشرانو جرگه و توأم با نظريه مشورتى آن به ولسى جرگه تقديم مى‏شود. رئيس ولسى جرگه بودجه و نظريات مشرانو جرگه را به انجمن مربوط تفويض مى‏كند بعد بودجه با نظريات انجمن مربوط در ولسى جرگه مطالعه مى‏شود و در باره آن تصميم اتخاذ مى‏گردد، اين تصميم بدون ارائه به مشرانو جرگه بعد از توشيح پادشاه نافذ شمرده مى‏شود. اين حكم در مورد مذكرات ولسى جرگه راجع به پلان انكشافى حكومت نيز تطبيق مى‏گردد هرگاه نظر به عللى تصويب بودجه قبل از آغاز سال مالى صورت نگيرد تا تصويب بودجه سال جديد بودجه سال گذشته تطبيق مى‏شود. حكومت مكلف است اقلا" يك ماه قبل از تقديم طرح بودجه حساب قطعى بودجه يك سال قبل را به ولسى جرگه تقديم كند.

 ماده هفتاد و ششم: هر گاه مشرانو جرگه فيصله خود را در مورد مصوبه ولسى جرگه در خلال مدت شش ماه از تاريخ وصول آن صادر نكند مصوبه مذكور قبول شده به شمار مى‏رود.در سنجش اين مدت دوره تعطيل به حساب گرفته مى‏شود.

 ماده هفتاد و هفتم: در هنگام تعطيل يا انحلال شورا حكومت مى‏تواند در ساحه مذكور فقره اول ماده شصت و چهارم براى تنظيم امور عاجل فرامين تقنينى ترتيب كند. اين فرامين بعد از توشيح پادشاه حكم قانون را جايز مى‏شود.فرامين تقنينى بايد در خلال مدت سى روز از تاريخ انعقاد نخستين جلسه به شورا تقديم گردد و در صورتى كه از طرف شورا رد شود از اعتبار ساقط مى‏گردد.

 

 فصل پنجم: لوى جرگه

 

 ماده هفتاد و هشتم:لوى جرگه مركب است از اعضاى شورا و رؤساى جرگه‏هاى ولايات.در حالت انحلال شورا اعضاى آن حيثيت خود را به صفت اعضاى لويه جرگه تا داير شدن شوراى جديد حفظ مى‏كنند.

 ماده هفتاد و نهم:با رعايت احكام مواد نوزدهم،بيست و يكم و بيست و دوم لوى جرگه توسط فرمان پادشاهى داير مى‏شود.

 ماده هشتاد:  در هنگام داير بودن لوى چرگه حكم ماده پنجاه و يكم در مورد اعضاى اين تطبيق مى‏گردد

 ماده هشتاد و يكم:مباحثه لوى جرگه علنى مى‏باشد مگر اينكه حكومت يا بيست نفر از اعضا،سرى بودن آن را در خواست نمايند و لوى جرگه اين در خواست بپذيرد.

 ماده هشتاد و دوم: رئيس لوى جرگه و در غياب او رئيس مشرانو جرگه از جلسات لوى جرگه رياست مى‏كند.لوى جرگه در اولى جلسه يك نفر را از بين اعضاى خود به حيث منشى انتخاب مى‏كند.

 ماده هشتاد و سوم:جز در موردى كه حكم آن صريحا در اين قانون اساسى ذكر گرديده تصميم لوى جرگه با اكثريت آراى اعضاى حاضر اتخاذ مى‏گردد. با رعايت احكام اين قانون اساسى طرز العمل لوى جرگه توسط قانون تنظيم مى‏شود.

 ماده هشتاد و چهارم:لوى جرگه داراى صلاحيتهايى مى‏باشد كه در اين قانون اساسى تعيين گرديد است.

 فصل ششم:حكومت

 ماده هشتاد و پنجم:حكومت افغانستان متشكل است از صدر اعظم، وزرا.صدر اعظم رئيس و وزراى اعضاى حكومت مى‏باشند.

 تعدا وزرا و وظايفشان توسط قانون تنظيم مى‏گردد.

 ماده هشتاد و ششم:هر شخصى كه بر طبق احكام اين قانون اساسى اهليت انتخاب شدن را به عضويت ولسى جرگه دارا باشد مى‏تواند به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود. رئيس مى‏تواند به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود.رئيس حكومت بايد از افغان متولد شده باشد.رئيس و اعضاى حكومت مى‏توانند از اعضاى شورا يا خارج از آن تعيين شوند، هر عضو كه به حيث رئيس يا عضو حكومت تعيين شود عضويت خود را در شورا از دست مى‏دهد.

 ماده هشتاد و هفتم: صدر اعظم و وزرا نمى‏توانند در مدت تصدى وظيفه به مشاغل ديگرى اشتغال ورزند.

 ماده هشتاد و هشتم:براى رئيس و اعضاى حكومت معاش مناسب توسط قانون تعيين مى‏گردد.

 ماده هشتاد و نهم:حكومت توسط شخصى كه از طرف پادشاه به حيث صدر اعظم موظف شده تشكيل مى‏گردد.اعضا و خط مشى حكومت توسط صدر اعظم به ولسى جرگه معرفى مى‏ش.و جرگه پس از مباحثه راجع به اعتماد بر حكومت تصميم مى‏گيرد. در صورت صدور رأى اعتماد فرمان پادشاهى راجع به تعيين رئيس و اعضاى حكومت داير مى‏گردد.

 سپس صدر اعظم خط مشى حكومت را به مشرانو جرگه معرفى مى‏نمايد

THE CONSTITUTION OF AFGHANISTAN 1963

GOVERNMENT OF AFGHANISTAN

IN THE NAME OF GOD, THE ALMIGHTY AND THE JUST TO REORGANIZE THE NATIONAL LIFE OF AFGHANISTAN ACCORDING TO THE REQUIREMENTS OF THE TIMES AND ON THE BASIS OF THE REALITIES OF NATIONAL HISTORY AND CULTURE; TO ACHIEVE JUSTICE AND EQUALITY; TO ESTABLISH POLITICAL, ECONOMIC AND SOCIAL DEMOCRACY; TO ORGANIZE THE FUNCTIONS OF THE STATE AND ITS BRANCHES TO ENSURE LIBERTY AND WELFARE OF THE INDIVIDUAL AND THE MAINTENANCE OF THE GENERAL ORDER; TO ACHIEVE A BALANCED DEVELOPMENT OF ALL PHASES OF LIFE IN AFGHANISTAN; AND TO FORM, ULTIMATELY, A PROSPEROUS AND PROGRESSIVE SOCIETY BASED ON SOCIAL COOPERATION AND PRESERVATION OF HUMAN DIGNITY; WE, THE PEOPLE OF AFGHANISTAN, CONSCIOUS OF THE HISTORICAL CHANGES WHICH HAVE OCCURRED IN OUR LIFE AS A NATION AND AS A PART OF HUMAN SOCIETY, WHILE CONSIDERING THE ABOVE MENTIONED VALUES TO BE THE RIGHT OF ALL HUMAN SOCIETIES, HAVE, UNDER THE LEADERSHIP OF HIS MAJESTY MOHAMMED ZAHIR SHAH, THE KING OF AFGHANISTAN AND THE LEADER OF ITS NATIONAL LIFE, FRAMED THIS CONSTITUTION FOR OURSELVES AND THE GENERATIONS TO COME.

TITLE ONE

THE STATE

ARTICLE 1
AFGHANISTAN IS A CONSTITUTIONAL MONARCHY; AN INDEPENDENT, UNITARY AND INDIVISIBLE STATE. SOVEREIGNTY IN AFGHANISTAN BELONGS TO THE NATION. THE AFGHAN NATION IS COMPOSED OF ALL THOSE INDIVIDUALS WHO POSSESS THE CITIZENSHIP OF THE STATE OF AFGHANISTAN IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. THE WORD AFGHAN SHALL APPLY TO EACH SUCH INDIVIDUAL.

ARTICLE 2
ISLAM IS THE SACRED RELIGION OF AFGHANISTAN. RELIGIOUS RITES PERFORMED BY THE STATE SHALL BE ACCORDING TO THE PROVISIONS OF THE HANAFI DOCTRINE. NON MUSLIM CITIZENS SHALL BE FREE TO PERFORM THEIR RITUALS WITHIN THE LIMITS DETERMINED BY LAWS FOR PUBLIC DECENCY AND PUBLIC PEACE.

ARTICLE 3
FROM AMONGST THE LANGUAGES OF AFGHANISTAN, PASHTU AND DARI SHALL BE THE OFFICIAL LANGUAGES.

ARTICLE 4
THE FLAG OF AFGHANISTAN IS TRI COLOR (BLACK, RED AND GREEN) ALL PIECES JOINED TOGETHER VERTICALLY FROM LEFT TO RIGHT IN EQUAL PROPORTIONS; THE BREADTH OF EACH STRIP EQUALLING HALF OF ITS LENGTH, HAVING IN THE MIDDLE THE INSIGNIA OF THE MEHRAB (AN ARCH IN A MOSQUE WHERE THE PRAYING CONGREGATION STANDS, FACING THE KAABA IN MECCA) AND THE MENDER (A MANY TIERED PULPIT PLACED TO THE RIGHT OF THE METHRAB IN A MOSQUE, FROM WHICH ADDRESSES ARE DELIVERED) IN WHITE, FLANKED BY TWO FLAGS AND ENSCONCED IN TWO SHEAVES OF WHEAT.

ARTICLE 5
THE CAPITAL OF AFGHANISTAN IS THE CITY OF KABUL.

TITLE TWO

THE KING

ARTICLE 6
IN AFGHANISTAN THE KING PERSONIFIES THE SOVEREIGNTY.

ARTICLE 7
THE KING IS THE PROTECTOR OF THE BASIC PRINCIPLES OF THE SACRED RELIGION OF ISLAM, THE GUARDIAN OF AFGHANISTAN'S INDEPENDENCE AND TERRITORIAL INTEGRITY, THE CUSTODIAN OF ITS CONSTITUTION ARE THE CENTER OF ITS NATIONAL UNITY.

ARTICLE 8
THE KING SHALL BE AN AFGHAN NATIONAL, A MUSLIM AND A FOLLOWER OF THE HANAFI DOCTRINE.

ARTICLE 9
THE KING HAS THE FOLLOWING RIGHTS AND DUTIES:

1) HOLDS SUPREME COMMAND OF THE ARMED FORCES OF AFGHANISTAN.
2) DECLARES WAR AND ARMISTICE.
3) SUMMONS AND INAUGURATES THE LOYA JIRGA (GREAT COUNCIL).
4) INAUGURATES THE ORDINARY SESSION OF THE SHURA (PARLIAMENT),
5) SUMMONS AND INAUGURATES THE EXTRAORDINARY SESSIONS OF THE SHURA (PARLIAMENT).
6) DISSOLVES THE SHURA (PARLIAMENT) AND DECREES NEW ELECTIONS, WHICH SHALL BE HELD WITHIN THREE MONTHS FROM THE DATE OF THE DISSOLUTION OF THE SHURA (PARLIAMENT),
7) SIGNS LAWS AND PROCLAIMS THEIR ENFORCEMENT.
8) ISSUES ORDINANCES,
9) GRANTS CREDENTIALS FOR CONCLUSION OF INTERNATIONAL TREATIES, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW.
10) SIGNS INTERNATIONAL TREATIES,
11) APPOINTS THE PRIME MINISTER AND ACCEPTS HIS RESIGNATION. APPOINTS MINISTERS ON THE RECOMMENDATION OF THE PRIME MINISTER AND ACCEPTS THEIR RESIGNATIONS.
12) APPOINTS THE NON ELECTED MEMBERS OF THE MESHRANO JIRGA (HOUSE OF THE ELDERS) AND APPOINTS ITS PRESIDENT FROM AMONGST ITS MEMBERS.
13) APPOINTS THE CHIEF JUSTICE AND JUSTICES OF THE SUPREME COURT.
14) APPOINTS JUDGES AND HIGH RANKING CIVIL AND MILITARY OFFICIALS AND GRANTS THEM RETIREMENT IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW.
15) ACCREDITS THE HEADS OF AFGHANISTAN'S DIPLOMATIC MISSIONS TO FOREIGN STATES; APPOINTS PERMANENT REPRESENTATIVES OF AFGHANISTAN TO INTERNATIONAL ORGANIZATIONS AND ACCEPTS THE CREDENTIALS OF FOREIGN DIPLOMATIC REPRESENTATIVES.
16) PROCLAIMS AND ENDS THE STATE OF EMERGENCY.
17) REMITS AND PARDONS SENTENCES.

ARTICLE 10
COIN IS MINTED IN THE NAME OF THE KING.

ARTICLE 11
THE NAME OF THE KING IS MENTIONED IN KHUTBAS (THE KHUTBA IS AN ADDRESS DELIVERED AS A RELIGIOUS RITE ON OCCASIONS SPECIFIED IN THE ISLAMIC RELIGION.)

ARTICLE 12
MEDALS ARE AWARDED BY THE KING IN ACCORDANCE WITH THE TERMS OF THE LAW. THE AWARD OF MEDALS SHALL NOT CARRY ANY MATERIAL BENEFIT.

ARTICLE 13
THE ROYAL EXPENDITURES SHALL BE FIXED IN THE STATE BUDGET ACCORDING TO THE LAW OF THE ROYAL EXPENSES.

ARTICLE 14
THE EXERCISE OF RIGHTS AND DUTIES DESCRIBED UNDER THIS TITLE SHALL BE SUBJECT TO THE LIMITS PRESCRIBED BY THE PROVISIONS OF THIS CONSTITUTION.

ARTICLE 15
THE KING IS NOT ACCOUNTABLE AND SHALL BE RESPECTED BY ALL. HE TAKES THE FOLLOWING OATH, IN THE PRESENCE OF THE MEMBERS OF THE ROYAL FAMILY, THE MEMBERS OF THE GOVERNMENT AND THE JUSTICES OF THE SUPREME COURT, IN A JOINT SITTING OF BOTH HOUSES OF THE SHURA (PARLIAMENT). 'IN THE NAME OF GOD, THE GREAT, I SWEAR TO BE CONSCIOUS OF HIS OMNIPRESENCE IN ALL MY ACTIONS, THAT I SHALL PROTECT THE SACRED PRINCIPLES OF THE RELIGION OF ISLAM, SHALL GUARD THE CONSTITUTION, SHALL PROTECT THE INDEPENDENCE AND TERRITORIAL INTEGRITY OF THE COUNTRY AS WELL AS THE LAWS OF THE STATE AND THE RIGHTS OF THE PEOPLE; AND, INVOKING DIVINE ASSISTANCE, SHALL REIGN IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE CONSTITUTION OF AFGHANISTAN AND DEVOTE MY EFFORTS TO THE WELL BEING AND PROGRESS OF THE AFGHAN NATION.

ARTICLE 16
THE SUCCESSION TO THE THRONE OF AFGHANISTAN SHALL CONTINUE IN THE HOUSE OF HIS MAJESTY MOHAMMED NADIR SHAH, THE MARTYR, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THIS CONSTITUTION.

ARTICLE 17
SHOULD THE KING RESOLVE TO ABDICATE, HE SHALL INFORM A COUNCIL CONSISTING OF THE PRESIDENT OF THE WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE), THE PRESIDENT OF THE MESHRANO JIRGA (HOUSE OF THE ELDERS), THE PRIME MINISTER, THE CHIEF JUSTICE AND THE MINISTER OF THE ROYAL COURT AND, THEREAFTER, CONVENE A MEETING OF THE LOYA JIRGA (GRAND COUNCIL) WITHIN A PERIOD OF SEVEN DAYS AND ANNOUNCE THEREIN HIS ABDICATION IN PERSON OR THROUGH THE MINISTER OF COURT. IF THE LOYA JIRGA (GREAT COUNCIL) ATTESTS THAT THE ABDICATION HAS STEMMED FROM THE DATE OF THE ATTESTATION.

ARTICLE 18
ON THE KING'S ABDICATION OR DEATH, THE THRONE SHALL PASS ON TO HIS ELDEST SON. IF THE ELDEST SON OF THE KING LACKS THE QUALIFICATIONS SET FORTH IN THIS CONSTITUTION, THE THRONE SHALL PASS ON TO HIS SECOND SON AND SO ON.

ARTICLE 19
WHENEVER THE KING ABDICATES OR DIES WITHOUT A SON POSSESSING THE QUALIFICATIONS TO BECOME THE KING, THE THRONE SHALL PASS ON TO THE OLDEST OF THE KING'S BROTHERS. IN CASE THE OLDEST OF THE KING'S BROTHERS LACKS THE QUALIFICATIONS NEEDED, THE THRONE SHALL PASS ON TO THE SECOND BROTHER IN LINE AND SO ON. IF THE KING DOES NOT HAVE A BROTHER POSSESSING THE QUALIFICATIONS REQUIRED FOR THE KING, HIS SUCCESSOR SHALL BE ELECTED FROM AMONGST THE MALE LINEAL DESCENDANTS OF HIS MAJESTY MOHAMMED NADIR SHAH, THE MARTYR. IN THIS CASE THE KING SHALL BE ELECTED BY AN ELECTORAL COLLEGE CONSISTING OF THE LOYA JIRGA (GREAT COUNCIL), THE GOVERNMENT, AND THE JUSTICES OF THE SUPREME COURT. THIS ELECTORAL COLLEGE SHALL BE SUMMONED BY THE PRIME MINISTER, IN THE CASE OF THE DEATH OF THE KING WITHIN FIFTEEN DAYS FROM THE DATE OF THE DEMISE AND IN THE CASE OF ABDICATION WITHIN SEVEN DAYS FROM THE DATE WHEN THE KING'S ABDICATION BECOMES EFFECTIVE. THE DECISION OF THIS ELECTORAL COLLEGE SHALL BE BY A MAJORITY OF VOTES OF THE MEMBERS PRESENT AND SHALL BE CONSIDERED EFFECTIVE UPON THE CONSENT OF THE PERSON CHOSEN AS THE KING. THE MINISTER OF COURT SHALL ACT AS REGENT FROM THE TIME OF THE DEATH OF THE KING OR THE VALIDATION OF HIS ABDICATION UNTIL THE ELECTION OF HIS SUCCESSOR.

ARTICLE 20
THE KING SHALL, WHEN HE DECIDES TO TRAVEL OUT OF THE COUNTRY, APPOINT ONE OR MORE PERSONS TO ACT AS HIS REGENT OR REGENTS. THIS PERSON OR PERSONS SHALL, DURING THE ABSENCE OF THE KING AND ON HIS BEHALF, DISCHARGE THE ROYAL FUNCTIONS IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THIS CONSTITUTION AND WITHIN THE LIMITS OF THE AUTHORITY DELEGATED TO HIM OR THEM BY THE KING. THE FOLLOWING PERSONS SHALL NOT BE APPOINTED AS REGENT:

1) THE PRIME MINISTER
2) THE PRESIDENT OF THE WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE)
3) THE PRESIDENT OF THE MESHRANO JIRGA (HOUSE OF THE ELDERS)
4) THE CHIEF JUSTICE

ARTICLE 21
IN CASE THE KING DIES BEFORE HIS SUCCESSOR HAS COMPLETED TWENTY YEARS OF LIFE, THE QUEEN SHALL ACT AS REGENT UNTIL HIS SUCCESSOR REACHES THE STIPULATED AGE. IN CASE THE QUEEN BE NOT LIVING, THE ELECTORAL COLLEGE, PROVIDED UNDER ARTICLE 19 OF THIS CONSTITUTION, SHALL ELECT SOMEONE FROM AMONGST THE MALE LINEAL DESCENDANTS OF HIS MAJESTY MOHAMMED NADIR SHAH, THE MARTYR, TO ACT AS REGENT.

ARTICLE 22
WHENEVER THE KING ABDICATES AND HIS SUCCESSOR HAS NOT COMPLETED TWENTY YEARS OF LIFE, THE ELECTORAL COLLEGE, PROVIDED UNDER ARTICLE 19 SHALL ELECT SOMEONE FROM AMONGST THE MALE LINEAL DESCENDANTS OF HIS MAJESTY MOHAMMED NADIR SHAH, THE MARTYR, TO ACT AS REGENT UNTIL THE SUCCESSOR REACHES THE STIPULATED AGE.

ARTICLE 23
THE REGENT OF THE KING MUST POSSESS THE QUALIFICATIONS SPECIFIED IN ARTICLE 8. THE REGENT SHALL PERFORM THE ROYAL FUNCTIONS IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THIS CONSTITUTION. IN THE CASE OF THE QUEEN ACTING AS REGENT, THE EXERCISE OF THE AUTHORITY DESCRIBED IN SECTION TWO OF ARTICLE 9, SHALL TAKE PLACE WITH THE ADVICE OF THE GOVERNMENT. THE REGENT, DURING THE TENURE OF HIS OFFICE, CANNOT ENGAGE IN ANY OTHER PROFESSION. THE PERSON ELECTED AS REGENT BE VIRTUE OF ARTICLES 21 AND 22 OF THIS CONSTITUTION SHALL NEVER BE ELECTED AS THE KING OF AFGHANISTAN. DURING THE PERIOD OF REGENCY, THE PROVISIONS RELATING TO SUCCESSION UNDER THE TITLE 'KING' OF THIS CONSTITUTION SHALL NOT BE AMENDED.

ARTICLE 24
THE ROYAL HOUSE IS COMPOSED OF THE SONS, THE DAUGHTERS, THE BROTHERS AND THE SISTERS OF THE KING AND THEIR HUSBANDS, WIVES, SONS AND DAUGHTERS; AND THE PATERNAL UNCLES AND THE SONS OF THE PATERNAL UNCLES OF THE KING. IN THE OFFICIAL PROTOCOL OF THE SATE, THE ROYAL HOUSE COMES AFTER THE KING AND THE QUEEN. THE EXPENDITURE OF THE ROYAL HOUSE SHALL BE FIXED IN THE BUDGET OF THE ROYAL EXPENSES. TITLES OF NOBILITY ARE EXCLUSIVELY CONFINED TO THE ROYAL HOUSE AND SHALL BE ASSIGNED IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. MEMBERS OF THE ROYAL HOUSE SHALL NOT PARTICIPATE IN POLITICAL PARTIES, AND SHALL NOT HOLD THE FOLLOWING OFFICES:

1) PRIME MINISTER OR MINISTER
2) MEMBER OF THE SHURA (PARLIAMENT)
3) JUSTICE OF THE SUPREME COURT
MEMBERS OF THE ROYAL HOUSE SHALL MAINTAIN THEIR STATUS AS MEMBERS OF THE ROYAL HOUSE AS LONG AS THEY LIVE.

TITLE THREE
THE BASIC RIGHTS AND DUTIES OF THE PEOPLE

ARTICLE 25
THE PEOPLE OF AFGHANISTAN, WITHOUT ANY DISCRIMINATION OR PREFERENCE, HAVE EQUAL RIGHTS AND OBLIGATIONS BEFORE THE LAW.

ARTICLE 26
LIBERTY IS THE NATURAL RIGHT OF THE HUMAN BEING. THIS RIGHT HAS NO LIMITATIONS EXCEPT THE LIBERTY OF OTHERS AND PUBLIC INTEREST AS DEFINED BY THE LAW. THE LIBERTY AND DIGNITY OF THE HUMAN BEING ARE INVIOLABLE AND INALIENABLE. THE STATE HAS THE DUTY TO RESPECT AND PROTECT THE LIBERTY AND DIGNITY OF THE INDIVIDUAL. NO DEED IS CONSIDERED A CRIME EXCEPT BY VIRTUE OF A LAW IN FORCE BEFORE ITS COMMISSION. NO ONE MAY BE PUNISHED EXCEPT BY THE ORDER OF A COMPETENT COURT RENDERED AFTER AN OPEN TRIAL HELD IN THE PRESENCE OF THE ACCUSED. NO ONE MAY BE PUNISHED EXCEPT UNDER THE PROVISIONS OF A LAW THAT HAS COME INTO EFFECT BEFORE THE COMMISSION OF THE OFFENSE WITH WHICH THE ACCUSED IS CHARGED. NO ONE MAY BE PURSUED OR ARRESTED EXCEPT IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. NO ONE MAY BE DETAINED EXCEPT ON ORDER OF A COMPETENT COURT, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. INNOCENCE IS THE ORIGINAL STATE; THE ACCUSED IS CONSIDERED TO BE INNOCENT UNLESS FOUND GUILTY BY A FINAL JUDGMENT OF A COURT OF LAW. CRIME IS A PERSONAL DEED. PURSUIT, ARREST OR DETENTION OF THE ACCUSED AND THE EXECUTION OF SENTENCE AGAINST HIM DOES NOT AFFECT ANY OTHER PERSON. TORTURING A HUMAN BEING IS NOT PERMISSIBLE. NO ONE CAN TORTURE OR ISSUE ORDERS TO TORTURE A PERSON EVEN FOR THE SAKE OF DISCOVERING FACTS, EVEN IF THE PERSON INVOLVED IS UNDER PURSUIT, ARREST OR DETENTION OR IS CONDEMNED TO A SENTENCE. IMPOSING PUNISHMENT INCOMPATIBLE WITH HUMAN DIGNITY IS NOT PERMISSIBLE. A STATEMENT OBTAINED FROM AN ACCUSED OR ANY OTHER PERSON BY COMPULSION IS NOT VALID. CONFESSION OF A CRIME MEANS THE ADMISSION MADE BY AN ACCUSED WILLINGLY AND IN FULL POSSESSION OF HIS SENSES BEFORE A COMPETENT COURT WITH REGARD TO THE COMMISSION OF A CRIME LEGALLY ATTRIBUTED TO HIM. EVERY PERSON HAS THE RIGHT TO APPOINT DEFENSE COUNSEL FOR THE REMOVAL OF A CHARGE LEGALLY ATTRIBUTED TO HIM. INDEBTEDNESS OF ONE TO ANOTHER CANNOT CAUSE DEPRIVATION OR CURTAILMENT OF THE LIBERTY OF THE DEBTOR. THE WAYS AND MEANS OF RECOVERING DEBT SHALL BE SPECIFIED IN THE LAW. EVERY AFGHAN IS ENTITLED TO TRAVEL WITHIN THE TERRITORY OF THE STATE AND SETTLE ANYWHERE EXCEPT IN AREAS PROHIBITED BY THE LAW. SIMILARLY, EVERY AFGHAN HAS A RIGHT TO TRAVEL OUTSIDE OF AFGHANISTAN AND RETURN TO AFGHANISTAN ACCORDING TO THE PROVISIONS OF THE LAW. NO AFGHAN SHALL BE SENTENCED TO BANISHMENT FROM AFGHANISTAN OR WITHIN ITS TERRITORY.

ARTICLE 27
NO AFGHAN ACCUSED OF A CRIME CAN BE EXTRADITED TO A FOREIGN STATE.

ARTICLE 28
A PERSON'S RESIDENCE IS INVIOLABLE. NO ONE, INCLUDING THE STATE CAN ENTER OR SEARCH A RESIDENCE WITHOUT THE PERMISSION OF THE RESIDENT OR THE ORDERS OF A COMPETENT COURT AND IN ACCORDANCE WITH THE CONDITIONS AND PROCEDURE SPECIFIED BY THE LAW. IN CASES OF WITNESSED CRIMES THE RESPONSIBLE OFFICER CAN ENTER OR SEARCH THE RESIDENCE OF A PERSON WITHOUT THE PERMISSION OF THE RESIDENT OR THE PRIOR WRIT OF THE COURT ON HIS PERSONAL RESPONSIBILITY. THE OFFICER IS BOUND TO GET THE ORDER OF THE COURT WITHIN THE TIME LIMIT SET BY THE LAW AFTER HIS ENTRY INTO THE HOUSE OR ITS SEARCH.

ARTICLE 29
PROPERTY IS INVIOLABLE. NO ONE'S PROPERTY CAN BE CONFISCATED EXCEPT IN ACCORDANCE WITH THE PROVISION OF THE LAW AND THE DECISION OF A COMPETENT COURT. EXPROPRIATION IS ALLOWED ONLY FOR SECURING PUBLIC INTEREST, AGAINST AN ADVANCE EQUITABLE COMPENSATION, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. NO ONE SHALL BE PROHIBITED FROM ACQUIRING PROPERTY AND EXERCISING THE RIGHT OF OWNERSHIP OF THE SAME, WITHIN THE LIMITATIONS OF THE LAW. THE WAYS OF UTILIZING PROPERTY SHALL BE REGULATED AND GUIDED BY THE LAW, FOR SECURING THE PUBLIC INTEREST. INVESTIGATIONS AND DECLARATIONS OF A PERSON'S PROPERTY CAN BE MADE ONLY IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. FOREIGN STATES AND NATIONALS ARE NOT ENTITLED TO OWN IMMOVABLE PROPERTY IN AFGHANISTAN. SUBJECT TO THE APPROVAL OF THE GOVERNMENT, IMMOVABLE PROPERTY MAY BE SOLD TO THE DIPLOMATIC MISSIONS OF FOREIGN STATES ON A RECIPROCAL BASIS AND ALSO TO THOSE INTERNATIONAL ORGANIZATIONS TO WHICH THE STATE OF AFGHANISTAN IS A MEMBER.

ARTICLE 30
THE FREEDOM AND SECRECY OF PEOPLE'S COMMUNICATIONS, WHETHER BY WRITING, TELEPHONE, TELEGRAPH OR OTHER MEDIUM, ARE INVIOLABLE. THE STATE HAS NO RIGHT TO SEARCH PERSONAL COMMUNICATIONS EXCEPT BY THE ORDER OF A COMPETENT COURT AND IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. IN URGENT CASES, DEFINED BY THE LAW, THE OFFICIAL RESPONSIBLE CAN SEARCH COMMUNICATIONS ON HIS RESPONSIBILITIES, WITHOUT THE PRIOR PERMISSION OF THE COURT. THE OFFICIAL CONCURRENTLY IS BOUND TO OBTAIN, AFTER THE SEARCH, THE DECISION OF THE COURT WITHIN THE TIME LIMIT SET UNDER THE LAW.

ARTICLE 31
FREEDOM OF THOUGHT AND EXPRESSION IS INVIOLABLE. EVERY AFGHAN HAS THE RIGHT TO EXPRESS HIS THOUGHTS IN SPEECH, IN WRITING, IN PICTURES AND BY OTHER MEANS, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. EVERY AFGHAN HAS THE RIGHT TO PRINT AND PUBLISH IDEAS IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW, WITHOUT SUBMISSION IN ADVANCE TO THE AUTHORITIES OF THE STATE. THE PERMISSION TO ESTABLISH AND OWN PUBLIC PRINTING HOUSES AND TO ISSUE PUBLICATIONS IS GRANTED ONLY TO THE CITIZENS AND THE STATE OF AFGHANISTAN, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. THE ESTABLISHMENT AND OPERATION OF PUBLIC RADIO TRANSMISSION AND TELECASTING IS THE EXCLUSIVE RIGHT OF THE STATE.

ARTICLE 32
AFGHAN CITIZENS HAVE THE RIGHT TO ASSEMBLE UNARMED, WITHOUT PRIOR PERMISSION OF THE STATE, FOR THE ACHIEVEMENT OF LEGITIMATE AND PEACEFUL PURPOSES, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. AFGHAN CITIZENS HAVE THE RIGHT TO ESTABLISH, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW, ASSOCIATIONS FOR THE REALIZATION OF MATERIAL OR SPIRITUAL PURPOSES.

AFGHAN CITIZENS HAVE THE RIGHT TO FORM POLITICAL PARTIES, IN ACCORDANCE WITH THE TERMS OF THE LAW, PROVIDED THAT:
1) THE AIMS AND ACTIVITIES OF THE PARTY AND THE IDEAS OF WHICH THE ORGANIZATION OF THE PARTY IS BASED ARE NOT OPPOSED TO THE VALUES EMBODIED IN THIS CONSTITUTION.
2) THE ORGANIZATION AND FINANCIAL RESOURCES OF THE PARTY ARE OPEN. A PARTY FORMED IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW CANNOT BE DISSOLVED WITHOUT DUE PROCESS OF THE LAW AND THE ORDER OF THE SUPREME COURT.

ARTICLE 33
ANYONE WHO, WITHOUT DUE CAUSE, SUFFERS DAMAGE FROM THE ADMINISTRATION IS ENTITLED TO COMPENSATION AND MAY FILE A SUIT IN A COURT FOR ITS RECOVERY. THE STATE CANNOT, EXCEPT IN CASES SPECIFIED BY THE LAW, RESORT TO THE RECOVERY OF ITS DUES WITHOUT THE ORDER OF A COMPETENT COURT.

ARTICLE 34
EDUCATION IS THE RIGHT OF EVERY AFGHAN AND SHALL BE PROVIDED FREE OF CHARGE BY THE STATE AND CITIZENS OF AFGHANISTAN. THE AIM OF THE STATE IS TO REACH A STAGE WHERE SUITABLE FACILITIES FOR EDUCATION WILL BE MADE AVAILABLE TO ALL AFGHANS, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. THE GOVERNMENT IS OBLIGED TO PREPARE AND IMPLEMENT A PROGRAM FOR BALANCED AND UNIVERSAL EDUCATION IN AFGHANISTAN. IT IS THE DUTY OF THE STATE TO GUIDE AND SUPERVISE EDUCATION. PRIMARY EDUCATION IS COMPULSORY FOR ALL CHILDREN IN AREAS WHERE FACILITIES FOR THIS PURPOSE ARE PROVIDED BY THE STATE. THE STATE ALONE HAS THE RIGHT AND DUTY TO ESTABLISH AND ADMINISTER THE INSTITUTIONS OF PUBLIC AND HIGHER LEARNING. OUTSIDE THIS SPHERE, AFGHAN NATIONALS ARE ENTITLED TO ESTABLISH TECHNICAL AND LITERACY SCHOOLS. CONDITIONS FOR THE ESTABLISHMENT OF SUCH SCHOOLS, THEIR CURRICULA AND THE CONDITIONS OF LEARNING IN SUCH SCHOOLS ARE TO BE DETERMINED BY LAW. THE GOVERNMENT MAY GRANT PERMISSION, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW, TO FOREIGN PERSONS TO ESTABLISH PRIVATE SCHOOLS FOR THE EXCLUSIVE USE OF FOREIGNERS.

ARTICLE 35
IT IS THE DUTY OF THE STATE TO PREPARE AND IMPLEMENT AN EFFECTIVE PROGRAM FOR THE DEVELOPMENT AND STRENGTHENING OF THE NATIONAL LANGUAGE, PASHTU.

ARTICLE 36
IT IS THE DUTY OF THE STATE TO PROVIDE, WITHIN THE LIMITS OF ITS MEANS, BALANCED FACILITIES FOR THE PREVENTION AND TREATMENT OF DISEASES FOR ALL AFGHANS. THE WILL OF THE STATE IN THIS REGARD IS TO REACH A STAGE WHERE SUITABLE MEDICAL FACILITIES WILL BE MADE AVAILABLE TO ALL AFGHANS.

ARTICLE 37
WORK IS THE RIGHT AND PRECEPT OF EVERY AFGHAN WHO THE CAPABILITY TO DO IT. THE MAIN PURPOSE OF LAWS DESIGNED TO SYSTEMATIZE LABOR IS TO REACH A STAGE WHERE THE RIGHTS AND INTERESTS OF ALL CATEGORIES OF LABORERS ARE PROTECTED, SUITABLE CONDITIONS OF WORK ARE PROVIDED AND THE RELATIONS BETWEEN THE WORKERS AND EMPLOYERS ARE ORGANIZED ON A JUST AND PROGRESSIVE BASIS. THE CITIZENS OF AFGHANISTAN ARE ADMITTED TO THE SERVICE OF THE STATE ON THE BASIS OF THEIR QUALIFICATIONS AND IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. WORK AND TRADE MAY BE FREELY CHOSEN, WITHIN THE CONDITIONS DETERMINED BY THE LAW. FORCED LABOR EVEN FOR THE BENEFIT OF THE STATE IS NOT PERMISSIBLE. THE PROHIBITION OF FORCED LABOR SHALL NOT BE SO CONSTRUED AS TO AFFECT THE IMPLEMENTATION OF THE LAWS GOVERNING THE ORGANIZATION OF COLLECTIVE WORK FOR THE PUBLIC INTEREST.

ARTICLE 38
EVERY AFGHAN IS BOUND TO PAY TAX AND DUTY TO THE STATE. NO DUTY OR TAX OF ANY KIND SHALL BE LEVIED WITHOUT THE PROVISIONS OF THE LAW. THE RATE OF TAX AND DUTY AS WELL AS THE METHOD OF PAYMENT SHALL BE DETERMINED BY LAW WITH CONSIDERATION FOR SOCIAL JUSTICE. THE PROVISIONS OF THIS ARTICLE ARE APPLICABLE TO FOREIGN PERSONS AS WELL.

ARTICLE 39
IT IS THE SACRED DUTY OF ALL CITIZENS OF AFGHANISTAN TO DEFEND THEIR COUNTRY. ALL CITIZENS OF AFGHANISTAN ARE BOUND TO PERFORM MILITARY SERVICE IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW.

ARTICLE 40
IT IS THE DUTY OF ALL THE PEOPLE OF AFGHANISTAN TO FOLLOW THE PROVISIONS OF THE CONSTITUTION; TO BEAR LOYALTY TO THE KING AND RESPECT HIM; TO OBEY LAWS; TO HAVE DUE CONSIDERATION FOR PUBLIC ORDER AND PIECE; TO PROTECT THE INTERESTS OF THE HOMELAND AND TO PARTICIPATE IN THE NATIONS LIFE.

TITLE FOUR
THE PARLIAMENT

ARTICLE 41
THE PARLIAMENT IN AFGHANISTAN MANIFESTS THE WILL OF THE PEOPLE AND REPRESENTS THE WHOLE OF THE NATION. THE PEOPLE OF AFGHANISTAN PARTICIPATE THROUGH THE PARLIAMENT IN THE POLITICAL LIFE OF THE COUNTRY. ALTHOUGH ELECTED FROM A PARTICULAR CONSTITUENCY EACH MEMBER OF THE PARLIAMENT SHALL AT THE TIME OF EXPRESSING HIS OPINION, TAKE THE GENERAL INTEREST OF THE WHOLE OF AFGHANISTAN AS THE BASIS FOR HIS JUDGMENT.

ARTICLE 42
THE PARLIAMENT CONSISTS OF TWO HOUSES:

1) WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE)
2) MESHRANO JIRGA (HOUSE OF THE ELDERS)

ARTICLE 43
MEMBERS OF THE WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE) SHALL BE ELECTED BY THE PEOPLE OF AFGHANISTAN IN A FREE, UNIVERSAL, SECRET AND DIRECT ELECTION, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW. FOR THIS PURPOSE AFGHANISTAN SHALL BE DIVIDED INTO ELECTORAL CONSTITUENCIES, THE NUMBER AND LIMITS OF WHICH ARE FIXED BY THE LAW. EACH CONSTITUENCY SHALL RETURN ONE MEMBER. THE CANDIDATE WHO OBTAINS THE LARGEST NUMBER OF VOTES CAST IN HIS CONSTITUENCY, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE LAW, SHALL BE RECOGNIZED AS THE REPRESENTATIVE OF THAT CONSTITUENCY.

ARTICLE 44
MEMBERS OF THE WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE) SHALL BE ELECTED FOR A PERIOD OF FOUR YEARS, WHICH IS ONE TERM OF THE LEGISLATURE. WHENEVER THE PARLIAMENT IS DISSOLVED, IN ACCORDANCE WITH THE PROVISIONS OF THE CONSTITUTION, A NEW WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE) SHALL BE ELECTED FOR ANOTHER LEGISLATIVE TERM. HOWEVER, THE TERMINATION DATE OF THE OUTGOING HOUSE IS SO REGULATED THAT THE ENSUING SESSION OF THE WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE) COMMENCES ON THE DATE STIPULATED IN ARTICLE 59.

ARTICLE 45
MEMBERS OF THE MESHRANO JIRGA (HOUSE OF THE ELDERS) SHALL BE NOMINATED AND ELECTED AS FOLLOWS:

1) ONE THIRD OF THE MEMBERS SHALL BE APPOINTED BY THE KING FOR A PERIOD OF FIVE YEARS FROM AMONGST WELL INFORMED AND EXPERIENCED PERSONS.
2) THE REMAINING TWO THIRDS OF THE MEMBERS SHALL BE ELECTED AS FOLLOWS: A) EACH PROVINCIAL COUNCIL SHALL ELECT ONE OF ITS MEMBERS TO THE MESHRANO JIRGA (HOUSE OF THE ELDERS) FOR A PERIOD OF THREE YEARS. B) THE RESIDENTS OF EACH PROVINCE SHALL ELECT ONE PERSON FOR A PERIOD OF FOUR YEARS BY A FREE, UNIVERSAL, SECRET AND DIRECT ELECTION.

ARTICLE 46
QUALIFICATIONS FOR VOTERS SHALL BE SPECIFIED IN THE ELECTORAL LAW. PERSONS APPOINTED OR ELECTED FOR MEMBERSHIP IN THE PARLIAMENT MUST MEET THE FOLLOWING REQUIREMENTS IN ADDITION TO THEIR QUALIFICATIONS AS VOTERS:

1) MUST HAVE ACQUIRED AFGHAN NATIONALITY AT LEAST TEN YEARS PRIOR TO THE DATE OF NOMINATION OR ELECTION.
2) MUST NOT HAVE BEEN PUNISHED BY A COURT WITH DEPRIVATION OF POLITICAL RIGHTS AFTER THE PROMULGATION OF THIS CONSTITUTION.
3) MUST BE ABLE TO READ AND WRITE.
4) MEMBERS OF THE WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE) MUST HAVE COMPLETED THE AGE OF 25 AT THE TIME OF THE ELECTION AND THOSE OF THE MESHRANO JIRGA (HOUSE OF THE ELDERS) THE AGE OF 30 AT THE TIME OF THEIR NOMINATION OR ELECTION.

ARTICLE 47
THE HEAD AND MEMBERS OF THE GOVERNMENT, JUDGES, OFFICERS AND MEMBERS OF THE ARMED FORCES, OFFICIALS AND OTHER PERSONNEL OF THE ADMINISTRATION CANNOT BE APPOINTED OR ELECTED TO THE PARLIAMENT WHILE THEY ARE IN SERVICE.

ARTICLE 48
NO PERSON CAN BE A MEMBER OF BOTH HOUSES SIMULTANEOUSLY.

ARTICLE 49
ELECTIONS SHALL BE GOVERNED BY THE ELECTORAL LAW SUBJECT TO THE PROVISIONS OF THE CONSTITUTION. NO BILL TO AMEND THE ELECTORAL LAW MAY BE ENTERTAINED ON THE AGENDA OF EITHER HOUSE OF THE PARLIAMENT DURING THE LAST TWO YEARS OF THE LEGISLATIVE TERM OF THE WOLESI JIRGA (HOUSE OF THE PEOPLE).

ARTICLE 50
DOCUMENTS OF MEMBERSHIP ARE AUTHENTICATED IN EACH HOUSE BY THE HOUSE ITSELF. THE PROCEDURE OF AUTHENTICATION SHALL BE SPECIFIED IN THE RULES OF PROCEDURE OF THE HOUSE CONCERNED.

ARTICLE 51
NO LEGAL PROCEEDINGS CAN BE BROUGHT AGAINST A MEMBER OF THE PARLIAMENT FOR EXPRESSING AN OPINION OR IDEA WHILE PERFORMING HIS DUTY INSIDE OR OUTSIDE THE PARLIAMENT. WHENEVER A MEMBER OF THE PARLIAMENT IS ACCUSED OF AN OFFENSE, THE OFFICIAL RESPONSIBLE SHALL COMMUNICATE THE MATTER TO THE HOUSE OF WHICH THE ACCUSED IS A MEMBER. THE LEGAL PROCEEDINGS AGAINST THE ACCUSED SHALL BE INITIATED WHEN THE HOUSE VOTES ITS APPROVAL BY A TWO THIRDS MAJORITY OF ITS MEMBERS. THE HOUSE CAN ALSO RESCIND ITS PERMISSION BY A TWO THIRDS MAJORITY VOTE OF ITS MEMBERS. IN THE CASE OF A WITNESSED CRIME THE OFFICIAL RESPONSIBLE CAN START LEGAL PROCEEDINGS AND ARREST A MEMBER OF THE PARLIAMENT WITHOUT THE PERMISSION OF THE HOUSE TO WHICH HE BELONGS