محمد قاسم آسمایی

 

«از باغ تا غزل»

«از باغ تا غزل» دفتر شعر استاد لطیف ناظمی است که در سالیا ن غربت (1372ـــ 1378) سروده شده و شاعر آنرا بیان «تنگ‌دلی‌های دوران تبعید» تعریف نموده است و حقا که چنین است:

گیرم که فردوس برین اینجاست، از من نیست

باغ و بهار جنگل و دریاست، از من نیست

گر آسمانش سربی و شب‌گونه و تار است

اما زمینش چون سحر زیباست، از من نیست

خورشیدش ار خفته است در زیر لحاف ابر

صد آفتاب از سایه اش پیداست از من نیست

آنجا که از من بود، اینك دوزخ سردیست

گیرم که اینجا خلد بی‌همتاست، از من نیست

گیرم که این میخانه آرمان‌شهر یاران است

گیرم که این جغرافیا، رؤیاست، از من نیست

در چشم من اینجا همان زندان (نای) آید

در چشم تو گر جنت المأواست، از من نیست

من چون صدف در خویشتن پیچیده ام تنها

این سرزمین گر گوهر یکتاست، از من نیست

مجموعه شامل 79 غزل و  19  چهار پاره  است که جوهر اکثریت سروده‌ها بیان دردهای بی‌شمار بی‌وطنی و مهاجرت است که شماری زیاد از ما بدان  مبتلا هستیم:

هر باد که از سوی وطن می‌آید

با آن رمقی به جان و تن می‌آید

آتش زده اند باغ را پندارم

بوی پر مرغان چمن می‌آید

شاعر همزمان با بیان مصیبت بی وطنی، غم و درد وطن را بار بار در سروده‌ها منعکس نموده است:

دزدان پل و برج و باره را دزدیدند

آن آبی پرستاره را دزدیدند

سرگرم نماز بامدادان بودیم

کز مسجد ما، مناره را دزدیدند

***

تو از تبار تبرزین و تازیانه بگو

تو از تباهی تاریخی ترانه بگو

تو از کدورت آیینه و شقایق و ماه

ز ورشکستگی شعر عاشقانه بگو

تو از پریدن لبخند باده برلب جام

ز مرگ چنگ و ز نابودی چغانه بگو

ز سوگنامهء شلاق شب به شانهء صبح

ز قتلگاه سحرهای بی‌نشانه بگو

ز آفتاب که دربند ابر و صاعقه است

و از حريق شبانگاه آشیانه بگو

ز شهریاری قابیل برولایت عشق

ز ترکتازی چنگیز این زمانه بگو

ز شادخواری ایام رفته یاد مکن

ز درد غربت و غم‌های بی‌کرانه بگوضرورت به یادآوری است که استاد لطف کردند و متن تدوین شده را مرور و اغلاط تایپی آنرا تصحیح نمودند، سپاس بی‌کران.

امیدوار هستیم تا در این دورانی سیاهی که امکان چاپ و تکثیر کتاب در داخل کشور میسر نیست، با همگانی ساختن دیجیتال آثار استاد لطیف ناظمی عطش مشتاقان آثار او را مرفوع داریم. ناظمی ارجمند دیرسال زنده باشید.

 

 

 

***

جهت مطالعه این اثر اینجا کلیک کنید

 

 


بالا
 
بازگشت