

عبدالواحد خرم
جایگاه زبان فارسی در پیوند با روز جهانی زبان مادری

همهساله به مناسبت «روز جهانی زبان مادری»، مقالات و پژوهشهای متعددی منتشر میشود و این روز بهگونهای شایسته گرامی داشته میشود. این مناسبت، فرصتی است برای بازاندیشی در باب هویت زبانی، تنوع فرهنگی و مسئولیت تاریخی ملتها در قبال میراثهای زبانی خویش.
بر اساس گزارشهای بینالمللی، در جهان امروز نزدیک به هفت هزار زبان وجود دارد؛ با این حال، روند زوال زبانها نگرانکننده است و بسیاری از زبانهای کمگویشور در معرض نابودی قرار دارند. از همین رو، بیستویکم فبروری (۲۱ فوریه) به عنوان روز جهانی زبان مادری، اهمیتی فراتر از یک مناسبت نمادین یافته است و به موضوعی فرهنگی و هویتی بدل شده است.
زبان مادری نگارنده، زبان فارسی است؛ زبانی با پیشینهای دیرینه در شاخهی زبانهای ایرانی. ریشههای این زبان به دورههای باستانی، از جمله اوستایی و فارسی باستان، بازمیگردد. در سیر تحولات تاریخی، «پارسی» به صورت «فارسی» نیز بهکار رفته است که این تغییر، بخشی از دگرگونیهای پس از ورود زبان عربی به حوزهی فرهنگی ایرانزمین به شمار میآید.
در روزگار معاصر، بحثهایی پیرامون نامگذاری و گونههای این زبان مطرح است. برخی میان فارسی، دری و تاجیکی تمایز ماهوی قائل میشوند؛ حال آنکه از دیدگاه زبانشناسی، این عناوین بیانگر گونههای معیار یا منطقهای یک زبان واحد هستند که از نظر ساختار نحوی، نظام دستوری و بخش عمدهای از واژگان، اشتراکات بنیادین دارند. تفاوتها بیشتر در سطح آوایی، برخی واژگان محلی و ویژگیهای سبکی قابل مشاهده است، نه در بنیان زبانی.
کاربرد اصطلاح «دَری» در متون کلاسیک فارسی نیز بهمعنای زبان فصیح و رسمی رایج در دربارها و مراکز فرهنگی بوده است. برای نمونه، حافظ میسراید:
ز شعر دلکش حافظ کسی شود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
همچنین ناصر خسرو در اشاره به ارزش زبان دری میگوید:
من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتِ دُرِّ لفظ دری را
در آثار مولانا جلالالدین محمد بلخی نیز نمونههای متعددی از کاربرد واژهی «پارسی» و «دری» دیده میشود. برای مثال، در غزلی از دیوان شمس آمده است:
باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردمخوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بی آب را کاین خاکیان می خورند
آب بر آتش زنم و هم باد ها شان بشکنم
و در غزلی دیگر میفرماید:
پارسی گو گرچه تازی خوشتر است
عشق را خود صد زبان دیگر است
این ابیات نشان میدهد که در سدههای گذشته، شاعران فارسیزبان نسبت به جایگاه زبان خویش آگاهی داشتهاند و آن را بخشی از هویت فرهنگی خود میدانستهاند.
افزون بر این، محمد اقبال لاهوری که خود به زبانهای اردو و فارسی شعر سروده است، در اشعارش از شیرینی و ظرفیت اندیشهپردازانهی فارسی یاد میکند:
هندیام از پارسی بیگانهام
ماه نو باشم تهی پیمانهام
گرچه هندی در عذوبت شکر است
طرز گفتار دری شیرینتر است
پارسی از رفعت اندیشه ام
در خورد بر فکرت اندیشه ام
در دورهی معاصر نیز شاعرانی چون قهار عاصی با سرودن اشعاری در ستایش فارسی، این زبان را تجلیگاه تاریخ و فرهنگ خراسان بزرگ دانستهاند:
گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای کوه، ترنم دریاست پارسی
از شام تا به کاشغر ، از سند تا خجند
آیینه دار عالم بالاست پارسی
روح بزرگ و طبل خراسانیان پاک
چتر شرف ، چراغ مسیحاست پارسی
سر سخت در حماسه و هموار در سرود
پیدا بود از اینکه چه زیباست پارسی
دنیا بگو مباش ، بزرگی بگو برو
ما را فضیلتی است که ما راست پارسی
گسترهی جغرافیایی زبان فارسی از افغانستان و ایران تا تاجیکستان و فراتر از آن نشان میدهد که این زبان، میراث مشترک یک حوزهی تمدنی وسیع است. فهم متقابل میان فارسیزبانان این مناطق، بدون نیاز به مترجم، گواهی روشن بر وحدت ساختاری این زبان است.
در نتیجه، پاسداشت روز جهانی زبان مادری برای فارسیزبانان، نه تنها ادای احترام به یک زبان، بلکه تأکید بر هویت تاریخی، فرهنگی و تمدنی مشترک است. صیانت از زبان فارسی نیازمند رویکردی علمی، بهدور از تعصبهای سیاسی و مبتنی بر همگرایی فرهنگی است. تقویت آموزش معیار، تولید آثار علمی و ادبی، و گسترش همکاریهای فرهنگی میان فارسیزبانان، میتواند تضمینکنندهی پویایی و تداوم این زبان کهن باشد.