رژیم اسلامی ایران و درد بازگشت

 

با حدت بحرانات ذاتی و اوج رقابت وحشیانه ی سرمایه داری جهانی؛ پـروژه های استعماری امپراتوری های غـارتگر گاهی هم مستلـزم محدود ساختن واسطه های نفوذ پذیـر مانند بـاند های تروریستی و کوتاه ساختن فاصله بین طرحات و تطبیق آنها می بـاشد. چنانچه تعبیه و تدارکات جنگ های مدرن حاکی از هجوم بی پرده، افسارگسیخته و با کنترول مستقیم مجریان جنایات جهانی بر نقشه ها، کمپنی ها و کانون های مربوط می باشد.

بر چنین مبناست که سردسته های وحشی، جانی و مزدور تروریسم دولتی ایران در پایان کار دقیقاً در جایگاهی قرار گرفته اند که آدمخواران دیگر مانند: ملاعمر در۷ اکتوبر سال۲۰۰۱ پس از پنج سال جنایت در قندهار قرار داشت، شیخ "احمد یاسین" در۲۲ مارس۲۰۰۴ در غزه، "اسامه بن لادن" در دوم می سال ۲۰۱۱ در ایبت آباد پاکستان، "ابوبکر البغدادی"در۲۶ اکتوبر۲۰۱۹ در ادلب سوریه، "ایمن الظواهری"مصری در۳۱ جولای۲۰۲۲ در شیرپور شهر کابل، حسن نصرالله در۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ در بیروت لبنان و این ها همه در پایان خدمت برای سی. آی. ای. توسط خود همین دستگاه جهنمی قرار گرفتند.

بویژه ملاعمر منحیث کاراکتر مرکزی سناریو ای که از۲۷ سپتامبر۱۹۹۶تا۷ اکتوبر۲۰۰۱ در منطقه جریان داشت؛ بنابر ناتوانی در حذف"نیروهای مقاومت شمال" و اشاعه ی"دموکراسی امریکایی"به آسیای میانه و ترکستان چین؛ باید هجوم مستقیم قشون۱۴۰هزار نفری"غرب وحشی" زیر فرمان پنتاگون را به کشورما زمینه سازی می کرد.همان لشکر اشغالگری که (ظاهراً تا ۱۵ اگوست۲۰۲۱) با بیشتر از ۲ تریلیون دالر هزینه یا مصارف روزانه ۳۰۰ ملیون دالر؛ کشتـار صدها هزار هموطن بیگناه ما، صد ها ملیارد دالر خساره ی مادی، چپاول هست و بود سرزمین ما و نابودی کامل زیرساخت های تولیدی و ارزش های انسانی را برای کشور ما به ارمغان آورد.

اما پیش از پرداختن به"پایان نامه"ی شنای رژیم اسلامی در مرداب (ساواک ـ سپاه ـ ساواک) و زمینه سازی تهاجم ساطور به دستان امریکایی به ایران؛ برای آنانی که هنوز هم به فهمیدن عوامل داخلی، منطقوی، جهانی و چی گونگی ایجاد اولین "دولت اسلامی" ساخت "سی. آی. ای." نیاز دارند؛ این عوامل و نتایج آن را کوتاه مرور می نمائیم: (۱)

در سال۱۳۵۷حکومت پادشاهی ایران بمثابه ژاندارم منطقوی و پاسبان امنیت یکی ازمهمترین حوزه های منافع حیاتی ابرقدرت امریکا یعنی خلیج فارس بین دو هجوم موازی روس ها بطرف جنوب قرار گرفت. یکی در غرب کشور بـا به قدرت رسیدن صدام حسین در عراق و دیگری در شرق کشور پس از کودتا های پی در پی روسی در افغانستان.

دو هجومی که شعار شیادانه ی"نه شرقی، نه غربی" خمینی را نیز تعبیر می کردند. در حالی که خطر موجودیت ستون پنجم روس در داخل مانند:"حزب توده"، "سازمان مجاهدین خلق"، "چریک های فدایی خلق ـ اکثریت"و عمال مخفی تر "ک. گ. ب." هم کمتر از این دو هجوم بیرونی نبود.

 البته منطقه ی بین النهرین تا اقصی نقاط شرق میانه از سال ۱۵۰۰ ه. خ.  آماج مداخله و تجاوز دولت های ایران، ترکیه، آلمان، انگلیس و فرانسه قرار داشت. ولی چپاول منابع طبیعی این منطقه بویژه پس از دو جنگ جهانی با ورود دو رقیب روس و امریکا گسترش بیشتر یافته و با افزایش اهمیت نفت به اوج حدت خود رسید.

همچنان ضرورت مقاومت مردمان ساکن این سرزمین ها در برابر امپراتوری های غارتگر؛زمینه ی رویش جنبش های پان عربیسم و سوسیالیسم عربی را ایجاد کرد. بر همین زمینه و ضرورت "حزب بعث" تحت رهبری "میشل عفلق" بـا هیأت اجرایی: صلاح الدین بیطار، جلال السید، واهل الغنیم و ارگان نشراتی "البعث" نیز بوجود آمد.

جنرال های عراقی حزب بعث یعنی: عبدالکریم "قاسم" و عبدالسلام "عارف"با کودتای نظامی به قدرت رسیدند و درجولای سال ۱۹۵۸نه تنها به پادشاهی در عراق بلکه به حضور انگلیس در ایـن کشور نیز پایان دادند. از همین زمان است که دولت ایران و "سازمان اطلاعات و امنیت کشور" (ساواک) که در سال ۱۹۵۳ تأسیس شده بود؛ در هم آهنگی با "موساد" و "سیا" به مرکز توطئه و تخریب مستمر بر ضد دولت عراق تبدیل گردید.

در فبروری سال۱۹۶۳ کودتای دیگری به رهبری عبدالسلام "عارف" برضد قاسم انجام یافت. اما با مرگ عارف در ۱۳ اپریل۱۹۶۶ اختلاف بین ناسیونالیست های طرفدار جمال ناصر و سوسیالیست های بعثی اوج گرفت. در۱۷جولای ۱۹۶۸ شاخه ای از حزب بعث بـر ضد بخش دیگر آن کـودتا کرد. سوسیالیسم عربی بعثی یکه تاز گردید و"جمهوری خلق عراق"تشکیل شد. یکی ازجنرالان کودتاچی؛محمد حسن البکر تکریتی و یار نزدیک وی صدام حسین بود. پس از کودتای درونی "حزب بعث"؛ جنرال حسن البکر، صدام حسین و حردان عبدالغفار "تکریتی" یا در واقع گروپ تکریتی های "حزب بعث" حاکم شدند.

 دولت ایران با استفاده از وضع بی ثبات عراق در سال ۱۹۷۱ به اشغال نظامی جزایر سه گانه ی تنب صغیر، تنب کبیر و ابوموسی دست زد که حق مالکیت بر آن ها مانند شط العرب از موارد اختلاف و منازعه بین دو کشور بود.

وضعیت جدید دولت عراق را بیشتر به روس ها نزدیک ساخت. پی آمد این نزدیـکی جلب روس ها با قرارداد های مؤدت ده ساله در عرصه های نظامی، نفتی و ملی ساختن نفت در سال ۱۹۷۲ بود.

 با کناره گیری بـکر از قدرت؛ در جولای ۱۹۷۹ صدام حسین رئیس جمهور شد و این جایگاهی از تاریخ منطقه بود که یک ریشه ی رسالت خمینی در آن قرار داشت.

هم زمان با کودتا های پیهم در عراق و آغاز اصلاحات ارضی سال ۱۳۴۲ توسط رضا شاه در ایران؛ در شرق کشور یعنی افغانستان روس ها به سازماندهی مزدوران بومی خود در هییت "جمعیت دموکراتیک خلـق" و تعبیه ی آنان در ارتش مصروف بودند. تعبیه و تدارکاتی که به پیشواز هجوم آنان به جنوب؛به صاعقه های مرگبار کودتاهای ۲۶سرطان ۱۳۵۲و ۷ ثور ۱۳۵۷ منتج شد.

  بنابر این سناریوی عمامه دار ساختن پادشاهی در ایران توسط "سی. آی. ای." با نقش مرکزی "ساواک" به صحنه رفت تا بدون تأخیر؛ در افغانستان و عـراق باند هــای جهادی اسلامی با هاله ی مقدس آسمانی ایجاد شوند. در نتیجه "روح الله خمینی" با این اهم وظایف و مشایعت گله ای از گرگان مزدور امریکا بر تخت"جماران" جلوس کرد. وی که ساواک دو ملیون نفری و دستگاه ارتش چهارصد هزار نفری را منحیث ساز و برگ لازم برای کشورگشایی؛ مطابق سناریـو به یـاری جنرال "هایـزر" معاون نیرو های ناتو در اروپـا و با دستیاری آیت الله "بهشتی" دست نخورده در اختیار داشت به هر سو می تاخت.

 خمینی بر اساس محاسباتی نادرست؛ وعده ی همکاری دولت عراق را رد کرده و با شورانیدن شیعیان و پناه دادن به مخالفین آن دولت؛ به تشدید تنش های مرزی غرب کشور پرداخت. وی صدام حسین را "یزید کافر"خواند و گفت: "صدام باید برود". صدام که هنوز پادزهر جنگ را در اختیار داشت به سادگی نمیرفت لذا به روز۳۱ سنبله ۱۳۵۹ برابر با (۲۲ سپتامبر۱۹۸۰) جنگ هشت ساله ی ایران و عراق آغاز شد.

رژیم آخوندی؛ تدارک سلاح ها و اکمال قطعات یدکی آنها را از دولت هائی انجام میداد که بر آتش این جنگ تباه کن هیزم میریختند. یعنی از: آلمان غرب، ارژانتین، اسپانیا، اسرائیل، افریقای جنوبی، ایتالیا، برازیل، بریتانیا،چین، شیلی، فرانسه، امریکا؛ بویـژه اسرائیل که در سال ۱۹۸۰سلاح کیمیاوی به رژیم داد و در سال ۱۹۸۱ جنگنده هـای آن هم آهنگ با یورش جند الله خمینی مراکز تصفیه ی نفت بصره و راَکتور اتمی قریب به اکمال عراق را با بمباران منهدم کرد.

 با آنهم امام که با مشکلات لاینحل نظامی و مالی خود را در انجام این وظیفه ناتوان یافت؛ ادامه ی آن را بر لست جنایـات مستقیم ولینعمت امریـکایی خود افزود و بـا قبول فیصله نامه ی ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل؛ در ۲۷ سرطان ۱۳۶۷ "زهر شکست" را با خون هزاران زندانی بی گناه ایرانی یکجا سر کشید.

همچنان رژیم ایران بدون تأخیر در افغانستان از ساختن"تنظیم" های اوپراتیفی ـ مذهبی مزدبگیر شروع کرده با اهدای پـول، سلاح، مهمات و تعلیمات جنگی بـه تـروریست های مسلمان در مراکز سپـاه پـاسداران؛ حتی بـا اعـزام دوره یی تفنگداران "ساواکی ـ سپاهی" به داخل این کشور برای جنگیدن بر ضد نیرو های دولت وابسته به روس نقش خود را ایفا کرد.

اما عناصر مترقی، نهاد ها و نیرو های آزادیخواه ایران یا سرکوب و متواری شده بودند و یا بدتر از سرکوب با "ایسم" های مذهب گونه ای در باتلاق ویروس های فکری قرن قبل چنان دست و پا میزدند که ایفای نقش پیشآهنگ چه که حتی خود تـا کنون نیز به درستی نمی دانند که در نیم قرن اخیر تاریخ ایـران چی اتفاق افتاده است. آنان با انقلاب خواندن، استقبال و مداحی نمایشات بهمن۱۳۵۷ نتنها در سوق دادن مردم به بیراهه و قربانی شدن رفقای خود شان مسئولیت دارند بلکه با این نفهمی نا بخشودنی در پنهان ماندن چنگ و دندان خون آلود حکام سی.آی.ای. در پشت صحنه ی این فاجعه ی بزرگ تاریخی نیز مسئول هستند.

  برخی از این نخبگان هم بین سیاست های داخلی و خارجی رژیم یک تناقض من درآوردی کشف کرده اند! به نظر آنان رژیم چپاولگر حامی استثمار، عامل سرکوب و بربریت در داخل کشور؛در بیرون ضد امپریالیسم و حامی مردمان مظلوم جهان است!یعنی رژیم مزدور و غیر نورمالی که توسط سپاه در حریم تشیع، توسط"اطلاعات" در میان بخت برگشتگان فارسی زبان و از طریق دستگاه دیپلوماسی اسلامی به هر جائی از جهان که بازار فروش و موادخام بویژه بوی نفت را حس کند هم آهنگ بـا پلان های غرب تروریسم صادر می کند؛ گویا در تقابل با منافع غرب قرار دارد. مثلاً حضور عمال رژیم در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین، سوریه، آسیای میانه، امریکای لاتین، افریقا و خلاصه در سراسر جهان نه نیابت و دفاع محیلانه از سرمایه داری غرب بلکه بخاطر مبارزه در برابر آن است. در حالی که:

در عراق؛ پس از آنکه خمینی از خواب خرگوشی اشغال عراق بیدار شد؛ ادامه ی این جنایت از ۱۹مارچ تا ۱ می سال ۲۰۰۳ و سرنگونی "صدام حسین" توسط قشون وحشی۲۰۰ هزار نفری اربابان امریکایی اش تحقق یافت.

 اما دولت ایران هم قبل از جنگ و هم بعد از آن باند های تروریستی مزدوری مانند: "جیش المهدی" مقتدی صدر، "سازمان بدر"، "عصائب اهل حق"، "کتائب حزب الله"،"جنبش النجبا"، "سرایا الخراسانی" و "واحدهای نخبه"را ایجاد کرده و در هم آغوشی با ارتش اشغالگر امریکا آنان را در ازای فقر و تیره روزی مردم ایران با مبالغ صدها ملیون دالری تأمین مالی می کند تا از شکل گیری مقاومت ملی در این کشور جلوگیری کنند.

در افغانستان؛ دولت خمینی از هشت باند شیعی شامل"شورای انقلاب" که در سال ۱۹۸۵در تهران تشکیل شده بود؛ در سال ۱۹۸۹"حزب وحدت اسلامی" را به دستیاری عبدالعلی مزاری گلچین کرد! این باند وحشت که آماج ترورهای جهادی اش بهترین فرزندان ملیت ازره بود؛ در سال های هفتاد درکشتار بیشتر از۶۲ هزار ساکنان بیگناه شهر کابل سهم "هم آهنگ" با "حزب اسلامی"گلب الدین داشت و این شهر را زیر امر مستقیم محی الدین نجفی زاده و محمود موسوی نمایندگان رژیم ایـران به میدان جولان چنان بربریتی تبدیل کردند که در جامعه ی انسانی چه که حتی در میان درنده ترین وحوش قرون وسطی هم نمونه نداشت.

برعلاوه دولت ایران از برخورد ضدانسانی و جنایات کم نظیر و بی پایان در برابر آوارگان افغان تا استقبال و پشتیبانی بی دریغ از خطرناک ترین باند های تروریستی دیگر مانند: سازمان القیاده، حزب اسلامی گلبدین، تحریـک طالبان و گروه داعش؛ از دستیاری در تحقق پروژه ها و اهداف پنتاگون و ناتو مانند "کارنیوال بن" غرض اشغال افغانستان تا جلوگیری از مقاومت برده های مذهبی شان در برابر امارت جهل و جنایت طالبان هم ذات شان؛ نقش نماینده ی تمام عیار "حکام کاخ سفید" را در افغانسان و منطقه داشته است.

در لبنان؛ همانند ظفار و یمن؛ نفوذ دولت ایران از زمان شاه باپشتیبانی گروه های غیر دولتی غرض جلوگیری از رشد پان عربیسم و نفوذ سوسیالیسم عربی وجود داشته؛ آنرا دفاع از استقلال لبنان و مطابق با منافع ملی خود وانمود می کـرد. امری که بـا هم آهنگی سیاست "نه شرقی" خمینی ادامه یافت. رژیم آخوندی از باند آدمکش "حزب الله" لبنان که در سال ۱۹۸۵ بـه رهبری "حسن نصر الله" بوجود آورد با هزینه ی ۷۰۰ ملیون دالر در سال حمایت می کند. باندی که افزار جنایات اسرائیل و فصل مشترک پیوند صهیونیسم با اسلام ایرانی می باشد.

در فلسطین؛ با شکلگیری جنبش های آزادی خواهانه بویژه از سال۱۹۶۰ اخوان المسلمین رو در روی جنبش های آزادی بخش فلسطینی قرار گرفت تا آنها را سمت و سوی اسلامی بدهد. در سال هـای ۱۹۶۷ تا۱۹۸۰ اسرائیل از زباله های اخوان المسلمین؛سازمان های افراطی اسلامی را ایجاد کرد تا آنها را در مقابل"سازمان آزادیبخش فلسطین" و "جبهه خلق بـرای آزادی فلسطین" قرار دهد. یکی از ایـن اخوانی ها شیخ "احمد یاسین" بـود که در سال ۱۹۸۷ "سازمان حماس"را تأسیس کرد. شیخ یاسین را دولت "جمال ناصر" در سال ۱۹۶۵ دستگیر و زندانی کرده بود. وی بـا اشغال مناطق غزه و کرانه ی باختری در سال ۱۹۶۷ توسط حمله ی نظامی اسرائیل آزاد گردید.

باند تروریستی حماس همانند"حزب الله" لبنان؛ محصول مشترک صهیونیسم اسرائیل و آخوند های ایرانی و افزار تحقق اهداف و برنامه های پنتاگون و ناتو بوده مطابق به نیاز و دستور باداران غربی خود شلیک می کنند.

در سوریـه:  سوریـه که همراه بـا لبنان و فلسطین قسمتی از شام قدیم را تشکیل میداد از قدیم ترین مناطق مسکونی آسیا با تمدن پربار تاریخی هشت تا ده هزار ساله می باشد.اما تاریخ پرتلاطم این سرزمین شاهد تهاجم و اشغال مداوم توسط اقوام بابلی، آرامی، آسوری، یونانی، اموی، امپراتوری های بیزانس، ساسانی،عثمانی، فرانسویان، انگلیس ها، روس ها حتی صهیونیسم اسرائیل بوده است.

 اما در تاریخ معاصر؛ حاکمان سوریه میراث دار پان عربیسم و سوسیالیسم عربی بوده و مانع تحقق اهداف استعماری سرمایه داری غرب به سردمداری امریکا بودند. آنان که خط(ناتو ـ سنتو ـ سیتو) برای محاصره ی روسیه شوروی را قطع کردند؛ حلقه ی خونین تروریسم اسلامی بدیل آنرا نیز شکستانده و توطئه ی امریکایی"بهار عربی"را خنثی نمودند. ولی نفوذ زهرآگین دولت اسلامی ایران در داخل حاکمیت سوریه برای خنجر زدن از عقب بسیار مؤثرتر بود. چنانچه سپاه پاسداران در نقش یک دولت موازی در دمشق برعلاوه ی جنایاتی مانند زمینه سازی و توجیه تجاوزات آشکار و بمباران مداوم ایـن کشور توسط اسرائیل؛ همراه با لشکر های زینبیون و فاطمیون؛ "بشار اسد" را تا پرتگاه سقوط مشایعت کرده و خود فاتحانه به ایران برگشتند.

در امریکای لاتین؛ که در آغاز قرن بیستم رابطه ی صرفاً تجارتی ایران با کشورهای مکزیک، برازیل، ارژانتین، شیلی و یوروگوی ایجاد شده بود؛ دولت اسلامی آن را بـه رابطه با کیوبا، نیکاراگوا، کلمبیا، ونزوئلا و بولیویی گسترش داد. هدف ایـن روابط؛ تصاحب بازار فروش و تاراج مواد خام ایـن کشور ها مانند: معادن نفت بولیویی، یورانیم اکوادور، نفت، یورانیم و طلای ونزوئلا و عقب زدن روس و چین از ایـن میدان مساعد می باشد. چنانچه تنها بـرای تبادلات اقتصادی با ونزوئلا که شامل صادرات موتر نیز می شود؛ سقف چپاول بیست ملیارد دالری را در نظر دارند.

در آسیای میانه: رژیم مزدور ایران که گاهی با مشایعت اولیا خود را وارث انبیا خوانده حتی در افریقا به شیعه یابی و شیعه سازی می پردازد؛ در آسیای میانه آریایی شده بـه اتـکای مشترکات لسانی و تاریخی و با قرارداد های فرهنگی، تجارتی و ترانسپورتی وعده های بهشتی میدهد تا علاوه بر رقابت با هند، چین و روسیه در چپاول هست و بود این مناطق؛ پروسه ی سوریه یی سازی این کشور ها را نیز زمینه سازی کند.

  اما زمانبر بودن این خدعه ی رسوا با حدت بحران دامنگیر غرب، تحقق نقشه های جدید برای بلعیدن جهان نه حتی تقسیم جغرافیایی آن و با سرعت پروسه ی محاصره کردن روسیه و چین همآهنگی ندارد. لذا افروختن آتش جنگ های مدرن در حواشی مرز های این دو کشور از اوکراین تا جنوب شرق آسیا بویژه مبرمیت جبهه ی جنگی آسیای میانه؛ توسط امریکا و شرکای اروپایی آن در ناتو؛ ناقوس پایان کار دولت اسلامی ایران را به صدا در آورده است.

دولت مزدور اسلامی که نزدیک به نیم قرن در ایران، منطقه و جهان انسان کُشت، فاجعه آفرید و تروریسم ایجاد کرد همزمان به چین کرشمه و به روسیه غمزه نمود؛ در پایان کار درحالی که ظاهراً  حتی برای نجات خود هم حاضر نیست با روس ها وارد یک پیمان نظامی شود؛ باید همه کثافات خود را به دامن روس و چین پاک کند و در نقش قهرمان دفاع از سرزمین و منافع ملی ایران به درک پیوسته و امریکای جنایتکار را ناجی مردم ایران و منطقه وانمود کند.

این رژیم خدعه و تزویر در آخرین صحنه ی همان سناریوی فجیع؛ نمایشات مضحک بهانه گیری غنی سازی را شبیه به مهمان نوازی ملاعمر برای اسامه بن لادن اجرا می کندتا با یک جنگ زرگری هجوم اشغالگران امریکا را به ایران زمینه سازی کند. امری که در بازار گرم دلقک های زمامدار؛ برای نصب پفیوز دیگری از قماش احمد چلبی ها و "کرزی ـ غنی" ها در مقام زعامت ایران و باز کردن جبهه جنگی آسیای میانه بر ضد روس اهمیت اساسی دارد.

اما همزمان در قبال هموطنان آواره ی ما جنایاتی را ادامه میدهد که در هیچ دور وحشتی نمونه نداشته است. اگر چه پناه بردن به کشوری که هیچ اصل انسانی را باور نداشته و حاکمان شرع آن قاتلانی چون: رئیسی، اشراقی، خلخالی، شاهرودی، لاجوردی، ری شهری و مرتضوی بوده از بازداشتگاه ها، زندانها و اردوگاه های مخوف آن بوی اردوگاه های مرگ"ادولف هتلر" به مشام میرسد؛ منتهای ناگزیری مردم ما را نشان میدهد. ولی جالبتر از همه مُهر جاسوسی بر پیشانی کودک و سالمند، زن و مرد کارگری است که در زیـر سلطه ی ایـن پیشقراولان جهل و جنایت حتی سواد ندارند. در حالی که خود آنان در خم و پیچ دهلیز های سی. آی. ای. یا حداقل ساواک به دنیا آمده؛ نه تنها تحصیلات اکثریت شان بلکه تابعیت دوم شان هم به همان کشور هائی تعلـق دارد که ۴۷ سال؛ محیلانه بر آنان مرگ می گفتند.

 مسلماً این پروسه ی شکنجه، کشتار و اخراج مردم بی دفاع ما بمثابه ارزان ترین افزار مغالطه و بازی با شعور مردم ایران تا تکمیل جابجایی و سرکشیدن"جام زهر فرار" ولایت فقیه و تراشیدن ریش های بقیه دزدان ادامه می یابد. در ماورای مرزهم؛ آغوش جلادان امارت همذات شان بدون کدام اعتراض برای پذیرایی این طعمه های ماشین جنگی که به زودی در گستره ی سراسر مرز با آسیای میانه آغاز می گردد باز است.

اما مردم افغانستان که با بیشتر از سه ملیون کشته و بقیه مصایب یک جنگ بزرگ بی سرانجام در ازای فنای خود سپر بقای دو جرثومه ی ترور و جنایت ایران و پاکستان شد؛ بر علاوه طی نیم قرن اخیر با گذاشتن حد اقل یکی از هر سه خشت برای آبادی ایران در کنار مردم این کشور قرار داشته و هیچ وقت بار دوش آنان نبوده اند. بازهم در کار و پیکار برای آبادی و آزادی هر دو کشور در کنار هم خواهند بود. ولی رژیم اسلامی که تا آخرین لحظات حیات ننگین اش بر سنگینی بار جنایات خود افزود؛ نه در بخش های ایـران آینده که خود زمینه سازی کرده و نه در کدام نقطه ای از جهان جای امنی برای زندگی خواهند داشت.

شمیر "هادی"

۱۴.۰۷.۲۰۲۵

 

(۱) ـ توضیحات بیشتر در نوشته ی: "شوونیسم شیعی و فاشیسم فارسی ـ اهداف یا وسایل" در صفحات متعدد انترنتی فارسی زبان.

 

 


بالا
 
بازگشت