

م. نبی هیکل
(سال نو از بهارش پیداست و گاو شیری)؟!
اثر جلال آل احمد زیر نام ـ صحرای محشر) را زمانی که شاگرد لیسه بودم مطالعه کردم. از آن داستان یک پاره به یادم هست که پیش از پیش لازم به یاددانی است.
کرده ها و ناکرده های جوانی در صحرای محشر برابر هم اند و حکم الهی برآن است که با رعایت یک شرط میتواند در بهشت بماند. خلاصه این که شرط سه بار سخن گفتن بود. اما جوان نتوانست سخن نگوید وقتی حقیقتی را باید میگفت. و پس از بار سوم او را به جهنم بردند اما اختیار انتخاب داشت که محل اقامت خود را برگزیند.
من نیز نمیتوانم نگویم.
مقاله ای از قلم دکتور غلام محمد دستگیر زیر عنواند ( ګزارشات جلسه سوم:: برای انتخاب کمیته ارزیابی و مکانیزم برای انتخاب زعیم ملی) خواندم که گزارش جلسه سوم تعیین زعیم ملی را مننتشر کرده است. تشکر از کار سودمند وی ، زیرا در غیر آن نمیدانستیم کیها زعیم ملی را برای ما تعیین کرده مینمایند و این زعیم که خواهد بود . در همین حد اطلاع رسانی کار وی قابل تقدیر است.
در یک مقاله قبلی منتشر شده در سایت آریایی نیز در این رابط چیزی نوشتم اما واکنشی بازتاب نیافت. روشنفکر افغان مانند رهبران تاریخ زده مینویسند اما اگر نوشیتید ، واکنشی هرگز نخواهید یافت.
شیوه کار ضرابیی و همراهانش به شیوه کار معمول میماند. دفتر مرکزی احزاب سیاسی مینشیند و در مورد همه تصمیمی میگیرد. محافل خارجی در پاکستان، در بن و یا هر جای که خواستند نیز چنین کردند. و ما ر وشنفکران به پیروی از این و آن تجربه فراوان داریم. به یاد آرید پیروی کور کورانه از ایدیولو ژیها را از حسن بنا و امثال وی را . یک دلیل آن این است که این ها لقمه ها یا غذاهای آماده اند.
ما بر علاوه پاسخ های آماده برای بسیاری از پرسشها داریم و از آن ها برای پاسخ دهی استفاده مینماییم. یک مثال آن :( آزموده را نباید آزمود!)
گزارش آقای دکتور دستگیر[1] را در رابطه آتی میتوان مطالعه نمود.
آنچه من برآن انگشت میگذارم ا ین است که:
صلاحیت تعیین زعیم بر کدام اساس استوار است؟آیا این افراد دارای این صلاحیت اند که برای تعیین زعیم ترکیب کمیته را تعیین نمایند؟
معیارهای تعیین زعیم ملی کدام ها اند؟
شیوه انتخاب زعیم بوسیله یک اقلیت گمنام و انگشت شمار و میکانیزم کار آن آقلیتنیز قابل سوال اند.
جامعه روشنفکری افغان با حالت متشتت فکری ناشی از تعصبات، بدون شک تعیین زعیم را متاثر میسازد. این تاثیر را علم معاصر ثابت ساخته است.
ذااین ابتکار بحیث یک گام آغازین میتواند مورد تقدیر قرار گیرد اما باید به نحو علمی و منطقی آن انجام گردد. یک کود مدنی رفتار ملی باید نخست طرح و مورد بحث و ابراز نظر قرار گیرد، کودی که بصورت عملی قابل پیمایش باشد و نامزدان زعامت ملی باید بر اساس آن کود مورد امتحان و ارزیابی قرار گیرند. در غیر آن ما نسل دیگری از زعمایی پیشین را انتخاب خواهیم نمود.
از گزارش همه اکنون معلوم میشود که عدسیه های متعصب فعالانه درکار اند. مقالات آقای دکتور علام محمد دستگیر را در سایت آریایی بخوانید ، آنگاه درمیابید تعصب فکری و گروپی تنها میتواند زعیم فکری و گروپی را بوجود آورد.
از توجه شما متشکرم
https://www.ariaye.com/dari22/siasi2/dastagir2.html