

بصیرهمت
از: روزنامه گاردین
نهم - سیپتامبر -۲۰۲۵
کیر استارمر نخست وزیر بریتانا وامانویل ماکرون ریس جمهور فرانسه
نامحبوبترین رهبران اروپا ،در میان مردم کشور های شان اند
کیر استارمر، به اذعان خودش از زمان ورود به دفتر نخست وزیری بریتانیا ،نمبر۱۰ ، با دقت بر امور خارجی تمرکز نموده و میان اروپا و ایالات متحده میانجیگری نموده است .اما یکسال پس از انتخابش، نخست وزیر بریتانیا به دلیل دیگری در صحنه جهانی برجسته شده است .میزان محبوبیت وی در داخل کشورش جزء پایین ترین رقم در میان رهبران غربی است .یک نظر سنجی سراسری اروپا که در پایان ماه اگست توسط شرکت معتبر یو گف ، انجام شد، نشان داد که تنها ۲۲ در صد از مردم بریتانیا نظر مثبت بر استارمر دارند، در مقایسه با ۶۹ در صد که وی را نامطلوب میدانند .که به این حساب میزان رضایت خالص در مورد وی به منفی ۴۷ میرسد .البته این نظر سنجی قبل از استعفای معاون نخست وزیر، خانم انگلا رینر ،انجام شده که استارمر را مجبور به ترمیم کابینه نمود .
تنها ،رهبر دیگر اروپایی که در داخل کشورش از استارمر نامحبوب تر است ،ایما نویل مکرون ،رییس جمهور فرانسه است، که حزبش در اخرین انتخابات قانون گذاری شکست خورد . یو گف، در این نظر سنجی دریافت که میزان رضایت خالص محبوبیت ماکرون در میان رای دهندگان فرانسوی منفی ۵۵ در صد است که در حقیقت در حدود ۷۲ در صد از رای دهندگان از وی دل خوش ندارند .
در حالیکه ارقام ارایه شده در مورد استارمر و ماکرون بطور قابل توجهی بیانگر سطح پایین محبوبیت در میان سایر رهبران اروپایی است، مگر هیچکدام از رهبران اروپایی امتیاز مثبت ندارند .جورجیا میلونی، نخست وزیر ایتالیا پس از سه سال تصدی قدرت امتیاز محبوبیت خالص منفی ۲۲ در صد را دارد .در حالی که میزان محبوبیت خالص پدرو سانجر، نخست وزیر هسپانیا ، منفی ۳۱ در صد است .
موقعیت نسبتا ضعیف استارمر در مقایسه با همتایان غربی اش، نشانه ای از کاهش محبوبیت بی سابقه ای برای یک نخست وزیر جدید در سیاست مدرن بریتانیا است .
هیچ حزب حاکمی از دهه ۱۹۸۰ تا کنون، در اولین سال قدرت خود شاهد چنین کاهش محبوبیت نبوده است .محبوبیت حزب کارگر ،از زمان انتخابات عمومی ، از ۳۷،۵در صد در جولای ۲۰۲۴، به ۲۳،۳ در صد در جولای ۲۰۲۵ کاهش یافته است .که یک کاهش ۱۴،۲ در صدی را تنها در یازده ماه نشان میدهد .
این کاهش محبوبیت رهبر بریتانیا و حزبش، راه را برای پیشتازی حزب اصلاحات بریتانیا در نظر سنجی ها باز نمود ه است .حزب نایجل فاراژ،اکنون حمایت حدود ۳۰ در صد از رای دهندگان بریتانیایی را بخود جلب نموده است .دولت استارمر تلاش نموده تا با سیاست های سختگیرانه در مورد مهاجرت و پناهندگی و اخیرا با تعلیق سیاست پیوستن خانواده در بریتانیا ،موقعیت بهتری حاصل نماید.اما بررسی عمیقتر از نیت رای دهندگان قبلی به حزب کارگر نشان میدهد که حمایت از استارمر به نفع احزاب راست و چپ کاهش یافته است.
رقم متوسط نظر سنجی های انجام شده توسط شرکت یو گف در ماه اگست، نشان میدهد که ۱۴ در صد از رای دهندگان که در انتخابات عمومی ۲۰۲۴ به حزب کارگر رای داده اند اکنون قصد دارند تا برای حزب اصلاحات یا حزب محافظه کار رای دهند.۲۶ در صد از ایتلاف ستارمر در سال ۲۰۲۴ میخواهند به چپ ها بپیوندند .
این نظر سنجی ها هنوز هم تاثیر حزب جدیدا تاسیس شده بنام حزب شما ، گروه چپگرای جدا شده از حزب کارگر را که توسط رهبر سابق چپ گرای حزب کارگر،جرمی کوربین، و زهرا سلطانه ،نماینده پارالمان ، بریتانیا تاسیس شده منعکس نمی نماید .
این بررسی ها ممکن است نخست وزیر را به این متقاعد سازد که ، کاهش محبوبیت در زمان قدرت اجتناب ناپذیر است .همانطوریکه در تاریخچه نظرسنجی های سایر رهبران قبل از او دیده شده است .
در جرمنی ، مرتس ، نخست وزیر این کشور نیز در حال مبارزه با یک حزب راست افراطی در حال ظهور بنام ای ف دی است و مرتس نیز در ماه های اول نخست وزیری خود شاهد پایین امدن محبوبیتش در نظر سنجی ها بوده است .
در مورد اینکه، ا ستارمر، نخست وزیر بریتانیا ، چگونه ممکن است موقعیتش را بهبود بخشد ،یک نظر سنجی اخیر دیگر وجود دارد که حال و هوای سیاسی بریتانیا را توضیح میدهد .طبق اخرین گزارش ایپسوس( ارگان معتبر نظر سنجی و سروی در بریتانیا)، در مورد پاپولیزم، که در ماه جون منتشر گردید ، بریتانیایی ها اکنون جزء کسانی در غرب اند که به احتمال زیاد موافقند که برای اصلاح کشور به یک رهبر نیرومند که مایل به شکستن قوانین باشد نیاز است.این تمایل در بریتانیایی ها در سال ۲۰۲۵ تا رقم ۵۳ در صد بالا رفته است و با توجه به بی اعتنایی نایجل فاراژ به بسیاری از عرف ها در سیاست بریتانیا و تعهدش به خروج ا ز برخی توافقات بینالمللی، این موضوع میتواند تا حدودی موفقیتهای اخیر اورا توضیح دهد .
در حالیکه نتایج ایپسوس نشان میدهد که در سایر نقاط اروپا حمایت از یک رهبر قانون شکن نیرومند کاهش یافته است .در فرانسه تمایل به چنین رهبرانی در طول یکدهه در گذشته از ۸۰ در صد به ۴۲ در صد کاهش یافته است .و روند مشابه نزولی در پولند و ایتالیا نیز دیده میشود. پایان