

عارف عرفان
آمریکا و امپراتوری تجاوز و هرجومرج در جهان
با توجه به تجاوز نظامی و جنونآمیز ایالات متحده آمریکا به ونزوئلا، بهعنوان کشوری مستقل، و ربایش رئیسجمهور منتخب آن کشور، شوکی سهمگین پیکره جامعه جهانی و وجدان انسانهای آزاده را درنوردیده است. این رخداد را میتوان همچون سونامی مهیب و زمینلرزهای سهمگین در آمریکای لاتین تعبیر کرد.
ایالات متحده، پارامترهای دیپلماتیک و سیاسیای را که سالها با عناوینی چون دموکراسی، حقوق بشر و نظم جهانی پیوند میداد، دگرگون ساخت و آژیر تجاوز، غارتگری و عربدهکشی را در مقیاسی جهانی، بهویژه علیه دولتهای مستقل و غیرتابع، به صدا درآورد.
در واپسین فصل «نظم نوین جهانی» آمریکامحور، واشنگتن با آشفتگی و دستپاچگی کوشید تا هنجارهای اخلاقی بینالمللی را زیر پا گذاشته و رویکردهای نوین اما تجاوزکارانهای را برای حفظ بقای نیمهجان امپراتوری رو به افول خود برگزیند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، که در تلاش برای کسب جایزه صلح نوبل بود، در دور دوم ریاستجمهوریاش برنامههایی برای استعمار و اشغال چندین کشور، جزیره و قلمرو مستقل را در دستور کار قرار داده بود و سپس نام ونزوئلا را نیز بر آن فهرست افزود.
ترفندهای ریاکارانهای که کاخ سفید برای توجیه تجاوز به ونزوئلا به کار میبست، عبارت بود از نسبتدادن اتهامات ساختگی به نیکولاس مادورو، از جمله نقشآفرینی در قاچاق مواد مخدر و نگهداری سلاح.
تاریخ بدرستی گواه میدهد که خودِ آمریکا نقشی کلیدی و بیبدیل درترافیک، توسعه و گسترش تولید مواد مخدر جهان منجمله در افغانستان داشته است. در آستانه یورش نظامی آمریکا به افغانستان، میزان تولید سالانه تریاک بهسختی به ۱۸۰ تُن میرسید، اما تحت سایه ناتو و ایساف این رقم به حدود ۹ هزار تُن در سال افزایش یافت؛ رقمی که سهم ۹۰ درصدی افغانستان را در تولید مواد مخدر جهان رقم زد که در نتیجه سبب مرگ ملیون ها انسان در جهان از جمله شهروندان آمریکا گردید.
از سوی دیگر،چون خورشید روشن است که سهم آمریکا در تجارت جهانی سلاح و تجهیزات نظامی سالانه به حدود ۴۳ درصد میرسد؛ میزانی که فراتر از تمامی کشورهای جهان است. چنانکه سلاحهای صادراتی ایالات متحده باعث کشتار صد ها هزار انسان در جهان میگردد.
با اینهمه، آیا یک کشور مستقل و دولت قانونی آن حق ندارد برای دفاع از سرزمین و حاکمیت خویش سلاح در اختیار داشته باشد؟
آیا ایالات متحده خود را در جایگاه قاضی جهان نشانده است تا پاسخ هر مسئلهای را در قالب تجاوز ارائه کند؟
بیتردید، منابع سرشار نفتی و گنجینههای عظیم طبیعی ونزوئلا، عاملی بنیادین در طمعورزی و تجاوز ایالات متحده بوده است؛ تا جایی که با نقض آشکار قوانین داخلی و بینالمللی دست به تجاوز زده و احتمالآ با تطمیع و خیانت شماری از عمال نفوذی آن کشور، رئیسجمهور قانونی ونزوئلا و همسرش را با روشی کاملاً قلدرمآبانه ربود.
اما این پایان داستان این سرزمین زخمخورده نیست؛ چنانکه ترامپ بیپروا اعلام کرد: «آمریکا اداره ونزوئلا را بر عهده میگیرد.»این موضوع اعماق اهداف استراتژی ایالات متحده آمریکا برای تجاوز به ونزیویلا را به نمایش میگذارد.
شایان یادآوری است که بیش از دو دهه است ونزوئلا در مدار برنامههای تجاوزکارانه و مداخلهجویانه آمریکا قرار داشته و تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی قرار گرفته است؛ تحریمهایی که به فرسایش گسترده اقتصاد آن کشور انجامید. با این وجود، مردم و دولت ونزوئلا در برابر تمامی فشارها، کودتاهای برنامهریزیشده و تجاوزات آشکار آمریکا ایستادند و شجاعانه از حاکمیت ملی خویش دفاع کردند.
اکنون، پس از ناکارآمدی ابزارهای گوناگون تجاوز و مداخله طی سالیان گذشته، ایالات متحده به وقیحانهترین شیوه سیاسی، یعنی برنامهریزی برای تجاوز مستقیم و ربایش سران کشور، متوسل شده است؛ رویکردی که جهانیان را در بهت و حیرت فرو برده است.
تجاوز آمریکا به ونزوئلا تکانههایی ژرف در جهان، بهویژه در میان قدرتهای بزرگ، ایجاد خواهد کرد و آنان را ناگزیر به بازنگری در راهبردها و مناسبات بینالمللی خواهد ساخت؛ مسیری که بیتردید، با انتخاب استراتژیهای جدید، جهان را در پرتگاه جنگ جهانی سوم قرار خواهد داد.
این اقدام ترامپ، بیتردید خشم ملتها و دولتهای آمریکای لاتین را برخواهد انگیخت و میتواند زمینهساز جنبشهای گسترده ملی و ترقیخواهانهای شود که بسترهای همبستگی و همیاری قارهای را در برابر تجاوزگری آمریکا تسریع خواهد کرد.
مبرهن است که اختطاف رئیسجمهور ونزوئلا پایان کار آن کشور نخواهد بود؛ خلق شجاع و بهپاایستاده آن سرزمین از حاکمیت و استقلال کشور خویش قاطعانه دفاع خواهند کردوحمایت دولت های ملی ومردمی وجنبش های جهانی را با خود خواهند داشت.
آنچه مایه تأسف است، سکوت مرگبار نیمی از جهان است که در برابر این تجاوز آشکار لب فرو بستهاند.
جهانی که صلح، عدالت، آزادی و دموکراسی را به اسباببازی بدل کرده و با انسانزدایی، دیپلماسی خود را عیار ساخته است؛
«در چنین بحبوحهای میتوان پنداشت که مرگِ "وجدان "فرا رسیده است.»
با احترام
عارف عرفان
لندن،جنوری ۲۰۲۶