عارف عرفان

 

فشار پنهان اسرائیل بر تصمیمات ترامپ در خاور میانه

آگاهان سیاسی بر این باورند که سیاست‌های دولت دونالد ترامپ در قبال اسرائیل و خاورمیانه صرفاً نتیجه هم‌سویی ایدئولوژیک یا ملاحظات امنیتی نیست، بلکه نشانه‌ای از وابستگی ساختاری و آسیب‌پذیری سیاسی در بالاترین سطح قدرت در ایالات متحده است. شواهد و گزارش‌های مستند نشان می‌دهد که نقاط ضعف شخصی و سیاسی مرتبط با پرونده‌های جفری اپستین، رئیس‌جمهور آمریکا را در معرض فشار و نفوذ خارجی قرار داده است (Baldwin, 2025).

بر اساس تحلیل‌های ارائه‌شده توسط مقامات پیشین اطلاعاتی آمریکا، از جمله ری مک‌گاورن، احتمال جدی وجود دارد که نهادهای امنیتی اسرائیل به اطلاعاتی دسترسی داشته باشند که استقلال تصمیم‌گیری رئیس‌جمهور آمریکا را محدود کرده و او را به کنشگری تابع منافع دولت اسرائیل بدل ساخته است. نتیجه چنین وضعیتی، حمایت بی‌قیدوشرط از سیاست‌هایی است که با اصول حقوق بشر، حقوق بین‌الملل و منافع ملی ایالات متحده در تضاد آشکار قرار دارند (McGovern, 2025).

پرونده یک مقام بلندپایه امنیت سایبری اسرائیل، که بنا بر گزارش‌های Max Blumenthal (The Grayzone) به تلاش برای سوءاستفاده جنسی از یک دختر ۱۵ ساله متهم بود، نمونه‌ای روشن از اجرای دوگانه عدالت در آمریکا است. با وجود شواهد جدی، نهادهای قضایی و مهاجرتی دولت ترامپ اقدامی نکردند. این پرونده نشان می‌دهد که افراد وابسته به ساختارهای امنیتی و سیاسی اسرائیل از مصونیت عملی برخوردارند، در حالی که شهروندان عادی با شدیدترین برخوردهای قانونی مواجه می‌شوند.

سکوت رسانه‌های جریان اصلی آمریکا در قبال این پرونده مستند، نشانه‌ای از نفوذ شبکه‌های قدرت مالی و سیاسی حامی اسرائیل بر فضای رسانه‌ای است. این نفوذ مانع شکل‌گیری گفت‌وگوی آزاد و پاسخ‌گویی شفاف در جامعه آمریکا شده است (Blumenthal, 2025).

وابستگی ترامپ و پیامدهای منطقه‌ای

در چنین چارچوبی، روحیه و سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت ترامپ در خاورمیانه — از حمایت بی‌وقفه از عملیات نظامی اسرائیل در غزه تا گسترش دامنه درگیری‌ها به لبنان، سوریه، یمن و تهدید ایران — نه تصمیماتی مستقل، بلکه اجرای دستورکاری است که از سوی بنیامین نتانیاهو دیکته می‌شود. این وضعیت ایالات متحده را از یک بازیگر مستقل به ابزاری برای پیشبرد اهداف دولت اسرائیل در منطقه بدل کرده و ثبات و امنیت خاورمیانه را بیش از پیش به خطر می‌اندازد.

نتیجه‌گیری

 پرونده اپستین تنها نوک کوه یخ یک شبکه گسترده سیاسی-امنیتی است که درون دولت اسرائیل فعالیت می‌کند و نفوذ آن تا کاخ سفید و کنگره آمریکا امتداد یافته است.

این شبکه حتی کشیش‌ها و کلیساهای صهیونیست مسیحی در آمریکا را چه بدانند و چه ندانند کنترل می‌کند.

چون این شبکه ترامپ را کنترل می‌کند، سیاست خارجی ایالات متحده نیز، به‌ویژه در خاورمیانه، در مسیر جنگ‌طلبی و بی‌ثبات‌سازی حرکت می‌کند؛ مسیری که به‌طور مستقیم از سوی نتانیاهو دیکته می‌شود. کسانی که ترامپ را می‌پرستند، عملاً پذیرفته‌اند که خود و کشورشان نیز تحت کنترل همین شبکه قرار گیرند.

در پرتو آنچه گفته شد، روشن است که سیاست‌های دولت دونالد ترامپ در خاورمیانه را نمی‌توان صرفاً در چارچوب انتخاب‌های مستقل یک رئیس‌جمهور یا اختلاف‌نظرهای معمول در سیاست خارجی آمریکا توضیح داد. این سیاست‌ها بازتاب پیوندی عمیق میان آسیب‌پذیری سیاسی در بالاترین سطح قدرت ایالات متحده و نفوذ شبکه‌های سازمان‌یافته حامی دولت اسرائیل است؛ پیوندی که عملاً استقلال تصمیم‌گیری واشنگتن را تضعیف کرده و آن را به ابزاری برای پیشبرد دستورکارهای جنگ‌طلبانه در منطقه بدل ساخته است.

در چنین شرایطی، ترامپ نه‌تنها از چارچوب قوانین و تعهدات بین‌المللی عبور کرد، بلکه با بی‌اعتنایی آشکار به حقوق بین‌الملل، نظم ادعایی جهانی را بیش از پیش بی‌اعتبار ساخت. خروج یک‌جانبه از توافق‌ها، تهدید مستمر به استفاده از زور، مشروعیت‌بخشی به تجاوز نظامی و حمایت بی‌قیدوشرط از اقدامات اسرائیل، همگی نشانه‌هایی از استقرار «قانون جنگل» در مناسبات دیپلماتیک جهان است؛ وضعیتی که در آن، قدرت جای قانون را می‌گیرد و زور، داور نهایی می‌شود.

هم‌زمان، استفاده گسترده از تعزیرات اقتصادی و تحریم‌های یک‌جانبه و غیرقانونی، به‌عنوان مکمل سیاست نظامی، ابعاد تازه‌ای از این بی‌نظمی را آشکار کرده است. این تحریم‌ها نه‌تنها ابزار فشار سیاسی، بلکه شکل مدرن مجازات جمعی ملت‌ها هستند که پیامدهای آن فراتر از کشورهای هدف، کل نظام اقتصادی جهانی، امنیت غذایی، سلامت عمومی و ثبات اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. در این چارچوب، تحریم دیگر وسیله‌ای برای اجرای عدالت یا حفظ صلح نیست، بلکه سلاحی برای اعمال اراده و تحمیل اطاعت است.

ادامه این روند، جهان را در مسیری خطرناک به‌سوی تشدید تقابل‌های ژئوپولیتیک، گسترش جنگ‌های نیابتی و افزایش احتمال یک رویارویی فراگیر سوق می‌دهد؛ وضعیتی که بسیاری آن را نزدیک‌شدن به پرتگاه یک جنگ جهانی جدید می‌دانند. بحرانی که امروز با آن مواجه‌ایم، نه نتیجه نبود قواعد، بلکه حاصل نقض آگاهانه همان قواعد از سوی قدرت‌هایی است که خود را معمار و نگهبان نظم جهانی معرفی می‌کردند. اگر این منطق مهار نشود، هزینه آن را نه دولت‌ها، بلکه ملت‌ها خواهند پرداخت؛ ملتی که در میان جنگ، تحریم و بی‌ثباتی، قربانیان اصلی این نظم فروپاشیده‌اند؛

منابع

Chuck Baldwin – مقاله تحلیلی درباره پرونده اپستین، دولت ترامپ و اسرائیل (2025)

Ray McGovern – تحلیلگر پیشین سازمان سیا، گفت‌وگو با قاضی اندرو ناپولیتانو (2025)

Max Blumenthal – گزارش تحقیقی درباره پرونده مقام امنیتی اسرائیل، The Grayzone (2025)

The Grayzone – رسانه تحقیقی مستقل در حوزه سیاست خارجی آمریکا و خاورمیانه

با حرمت

عارف عرفان

لندن، جنوری ۲۰۲۶

جمع‌بندی نهایی

 

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت