

م. نبی هیکل
عثمان نجیب
آیا سیاست «علم» است؟ یا تنها«روش»، «فن»، «تدبیر» و «تکنیک گذار از وضعی به وضع دیگر»؟
سخنی چند پیرامون علم و دانش
وقتی مقاله انگیزنده آقای عثمان نجیب (نماینده مکتب دینی-فلسفی[1]) را -جسته و گریخته- از نظر گذراندم، به فکر ی رسیدم که در عنوان این مقاله بازتاب یافته است.
(من بیش از این نمیدانم) عنوان مکتبی که عثمان نجیب خود را نماینده آن میداند بیانی است که هم خیام از آن سخن گفته و هم دانش علمی به آن معترف است. بحث مهم مقاله آقای عثمان نجیب در جایگاه دوم به یک دشواری برمیخورد وقتی عرفان ر ا علم ندانیم و زمانی که توصیه های الهی را علمی ندانیم.
بیایید بر مقداری از غلطفهمی در این رابطه باهم مکث نماییم.
علم عبارت از دانش است که نتیجه یک روش تحقیق است. دانش را دانشمندان (عبارت از باور قابل تبریه) تعر یف کرده اند. اما هر دانشی میتواند قابل تبریه باشد زیرا هریکی متمایل است د انش خود را عقلانی سازد یعنی برای تبریه آن دلایل عقلی آورد.
یکی از مکاتب تحلیلی سه شرط را برای دانش تعیین کرده است: حقیقی باشد، قابل تبریه باشد و شخص بر حقیقت آن بیان باورداشته باشد. این شرایط مورد منازعه دانشمندان قرار دارد. اعتراض گیترز در این رابطه شهرت دارد.
علم بحیث دانشی که بر اساس میتدالوژی علمی به دست میایید مبتنی است بر مشاهدات و امتحان تجربی. این دانش نیز با باور مندی (ابطال پذیری) همراه است. یعنی هنوز حقیقی بودن آن مورد شک قرار دارد زیرا میتواند با یک تیوری بعدی باطل گردد یا بهتر گردد.
بنابرآن دانش علمی نمیداند آیا دانش دریافت شده باطل میشود یا نه و در بسا موارد به این باور است که ما اکنون نمیدانیم اما در آینده خواهیم دانست. زیرا میتدالوژی علمی را بهترین راه دریافت حقیقت میداند. این موضعگیری نیز مورد منازعه دانشمندان قرار دارد.
تا اینجا میتوان نتیجه گیری نمود که:
۱.دانش انسانی از هر نوعی که باشد- چه تجربی سنتی و علمی یا عرفانی و ... در حیطه و مرزهای قوه ادراکی انسان عمل مینماید.
۲. باور مندی(بیش از این من نمیدانم) بیانگر این محدودیت و کوتاهی است.
۳. سه شرط تنها در حدود مرزهای ادراکی انسان کارآیی دارند.
۴. میتدالوژی علمی برای دریافت حقیقت از یک محدودیت دیگر نیز برخوردار است: خود را به آنچه دیده میشود و میتواند مورد امتحان قرار داده شود، محدود میسازد. در حالیکه جهان ( به قول یکی از دانشمندان که اسمش همین اکنون یادم نیست) ما دارای سه دسته از پدیده ها اند: آنچه با چشم های عادی قابل مشاهده اند، آنچه با چشمهای برهنه نه بلکه نیازمند ابزار کمکی اند تا دیده شوند، و آنچه هایی که دیده نمیشوند اما وجود دارند.
نقد دانش علمی را میتوانید در اثر اینجانب زیر نام ( منطق دین: مقدمات. ج.اول. چاتپ ۲۰۲۴ . فارمت پی دی اف) مطالعه نمایید.
اغلب منبع دانش دربحث های (تعریف دانش) شرایط ضروری و بسنده دانش در نظر گرفته نمیشوند. در عمل ما هر روز با منبع دانش سروکار داریم و اخبار بدون منبع و نقل های بدون منبع
ر ا غیر قابل باور میدانیم و حتی برخی از منابع را نیز غیر قابل باور میدانیم. یک منبع پولیس یا سی آی ای یا امارت اسلامی چنین یا چنان گفت. آیا این منابع قابل باور اند؟
چه منبعی میتوان معتبر تر از خالق کل شی باشد؟
منابع نیز دارای شرایط اند. سخن یک دروغگو، دروغ پنداشته میشود اما سخن یک دکتور طب و یک متخصص برق را زودتر می پذیریم. اما باو صف نقل میتوان گفت: بیشتر از این نمیدانم.
آیا این بیان یک مکتب دینی-فلسفی میتواند پنداشته شود؟
بدون شک این مکتب تنها یک اصل دارد و هر نقل آن از منابع دیگر با این اعتراف ( بیش از این نمیدانم) پایان میابد . بیایید ببینیم شیخ گوگل در اینمورد چه میداند:
یک مکتب فکری فلسفی عبارت از یک چهارچوب مشترک فکری یا یک شیوه فکری تعدادی از افراد متفکر است که دارای افکار شیوه ها و باور های مشابه در مورد موضوعات بنیادی مانند هستی، دانش، اخلاق اند مانند: ایگزیستینشیالیزم ، فلسفه تحلیلی، استویسیزم که اغلب در پاسخ به باورهایی تبارز مینمایند که از قبل وجود داشته اند. این مکتب ها یک شیوه دید را فراهم میسازند.
بر اساس شیخ گوگل مشخصات ویژه مکتبها عبارت اند از:
اصول و باورهای مشترک
مجمع فکری/متفکران
واکنش در برابر دیدگاه های سنتی
میتدالوژی متفاوت
این احتمال وجود دارد که درک کنونی من ناشی از بیخبری باشد، اما میتوانم ادعا نمایم که این (بیش از این من نمیدانم) یک اعتراف است که هر یکی هرچند متخصص به آن معترف است زیرا تخصص در یک رشته و مورد اختصاصی دارد.حال به پرسش ( آیا سیاست علم است) بر گردیم. پاسخ ما بستگی دارد به تعریف ما از علم و دانش علمی.
به پرسشهای آتی پاسخ دهیم:
آیا انتخابات به حاکمیت مردم بر مردم منتهی میگردد؟
آیا دولتها در نتیجه جنگها بوجود میایند؟
آیا واحد داد و ستد در روابط ملی و بین المللی قدرت/ زور است؟
پاسخ شما به این پرسشهای پاسخی را به سوال اساس (آیا سیاست علم است؟ فراهم مینماید.
آیا دین علم است؟ هر نفسی ذایقه مرگ را چشیدنی است. این بیان قران بار بار در درازای هستی حقیقت خود را ثابت کرده است. این تجربه ای است که محقق متوفی انجام نمیدهدبلکه بر متوفی انجام میگردد.
از توجه شما تشکر