

بصیرهمت
از :سایت مشهور
Anti war
دونالد ترامپ و استفاده اعظمی از جنگافزار اقتصادی
نوشته: تد سنایدر
نویسنده امور سیاست بین المللی
۲- فبروری -۲۰۲۶
دونالد ترامپ رئیسجمهور ،علاقه دارد بارها به ما یادآوری کند که «تعرفهها زیباترین واژه در فرهنگ لغت برای من هستند.» او میگوید این واژه زیباترین است «چون تعرفهها ما را فوقالعاده ثروتمند خواهند کرد. این تعرفهها کسبوکارهای کشورمان را که از ما رفتهاند بازخواهند آورد.
همه چیز از همین جا آغاز شد. در «روز آزادی» یعنی دوم اپریل سال ۲۰۲۵ ، ترامپ اعمال تعرفه حداقل ۱۰٪ بر کالاهای تمام کشورها را اعلام کرد و برخی کشورها نیز مشمول «تعرفههای متقابل» بالاتری شدند. او توضیح داد: برای دههها، کشور ما توسط ملتهای نزدیک و دور، چه دوست و چه دشمن، مورد غارت، چپاول، تجاوز و تاراج قرار گرفته است.
اما استفاده ترامپ از تعرفهها و تحریمها به سرعت گستردهتر شد و به ابزار همهکارهای فراتر از بازگرداندن کسبوکار به آمریکا تبدیل گشت. ابتدا به ابزاری کوبنده برای تغییر رژیم مبدل گردیدند؛ سپس به ابزار اصلی برای هر چیزی از اهداف سیاست خارجی تا دخالت در انتخابات ها مبدل شدند .
ایران و ونزوئلا سختترین فشارها را احساس کردهاند. توافق هستهای برجام به ایران وعده رهایی از تحریمها را در ازای محدودسازی برنامه هستهای غیرنظامیاش داد. اگرچه ایران بهطور قابلتوجهی به تعهد خود پایبند بود، اما ایالات متحده چنین نکرد و دولت اول ترامپ یکجانبه از توافق خارج شد. نتیجه برای ایران بازگشت تحریمهای فلجکنندهای بود که با پیوستن انگلیس، فرانسه و آلمان به تحریمهای اهرمی، وضع بدتری پیدا کرد. از آن زمان، فهرست تحریمها علیه ایران طولانیتر گردید.
این تحریمها بحران اقتصادی و معیشتی جدی در ایران ایجاد کرد که معترضان را به خیابانها کشاند. معترضان خواستار اصلاحات اقتصادی بودند که دولت ایران تا زمان درگیر بودن با تحریمهای آمریکا قادر به اجرای آنها نبوده و نیست . اما آنها نمیتوانستند بدون دادن امتیازاتی که برای بقای کشور و دولت حیاتی بودند، از چنگ این تحریمها رهایی یابند. تحریمهای آمریکا به عنوان سلاحی اقتصادی برای تغییر رژیم مورد استفاده قرارگرفت وسیاست آمریکا در قبال ایران همواره درباره «افزایش فشار تا زمان سقوط رژیم» ادامه دارد.
و حالا، در کنار تهدید حملات نظامی، خفهسازی اقتصادی بیشتری نیز به فهرست ابزارهای تغییر رژیم اضافه شده است. طبق گزارشها، یکی از گزینههایی که در دست بررسی است، اعمال محاصره دریایی است که ایران را از صادرات هرگونه نفتی به خارج بازمیدارد.
استراتژی مشابهی در ونزوئلا با تحریم و توقیف نفتکشها به کار گرفته شد. در پی حملات نظامی که نیکولاس مادورو را برکنار کرد، جنگ اقتصادی آغاز شد. در آستانه ورشکستگی، به دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، اطلاع داده شد که تمام خواستههای آمریکا باید به طور کامل اجرا شودو قبل از آنکه ایالات متحده اجازه دهد ونزوئلا حتی یک قطره نفت دیگر استخراج نکند .از جنگ اقتصادی به عنوان ابزاری برای "اداره" ونزوئلا و تحمیل سیاست خارجی آمریکا بر ونزویلا استفاده میشود .
تعرفهها و تحریمها همچنان ابزاری بودهاند که دولت ترامپ در روزهای اخیر بهراحتی برای تغییر رژیم ها به آن متوسل میشود. با معطوف شدن توجه آمریکا به کوبا، طبق گزارشها، دولت ترامپ ضربالاجل پایان سال را برای تغییر رژیم کوبا تعیین کرده است.
ترامپ تاکید نموده که "دیگر هیچ نفتی یا پولی به کوبا نخواهد رفت – صفر! اکیداً پیشنهاد میکنم که قبل از اینکه خیلی دیر شود، توافق کنند." آمریکا کوبا را از منبع نفت حیاتی ونزوئلا قطع کرده است. این کشور مکزیک را که در سال ۲۰۲۵ نفت بیشتری نسبت به ونزوئلا به کوبا عرضه کرد، تحت فشار قرار داده تا با قطع عرضه نفت خود، کوبا را بیشتر خفه کند. هفته گذشته، مکزیک برنامههای ارسال محمولهای نفت به کوبا را لغو کرد،اگرچه کلودیا شاینبام، رئیسجمهور مکزیک، بعداً گفت که مکزیک به عنوان کمک بشردوستانه به ارسال نفت به کوبا ادامه خواهد داد.
فراتر از این، برخی از اعضای تیم ترامپ برای "محاصره کامل واردات نفت" به کوبا فشار میآورند تا اقتصاداین کشور فروپاشد و دولت را برکنار کنند. در ۲۹ ژانویه، ترامپ فرمان اجرایی امضا کرد که بر هر کشوری که نفت به کوبا بفرستد بر این کشور تعرفه تحمیل میکند. شارژ دافر ایالات متحده در سفارت آمریکا در هاوانا در همان روز به کارکنان خود گفت که "حالا یک محاصره واقعی در راه خواهد بود. هیچ چیز وارد نمیشود. دیگر نفتی وارد نخواهد شد." همچون ایران و ونزوئلا، جنگ اقتصادی به عنوان ابزاری برای تغییر رژیم استفاده میشود.
اما تغییر رژیم تنها کاری نیست که از جنگ اقتصادی برای آن استفاده میشود. همچنین از اعمال تعرفه ها و این جنگ اقتصادی برای تأثیرگذاری بر انتخابات نیز استفاده میشود.
مداخله اداره ترامپ، در انتخابات اخیر عراق کاملا واضح بود. هنگامی که در انتخابات ایتلاف چندین حزب امکان انتخاب نوری الملیکی را بیشتر میسر نمود ، ایالات متحده تهدید کرد که اگر گروههای متحد ایران در دولت گنجانده شوند، آمریکا دولت عراق را هدف قرار خواهد داد، از جمله مسدود کردن دسترسی عراق به درآمدهای نفتی خودش خواهد بود.
اما استفادههای ابزار اقتصادی از انتخاب رژیم و تغییر رژیم فراتر رفته است. آنها به ابزاری برای وادار کردن به پیروی از سیاست خارجی آمریکا نیز تبدیل شدهاند. ترامپ اقتصاد را مسلح کرده تا به بخش کلیدی زرادخانه هژمونی تبدیل شود.
بدست اوردن گرینلند به عنصر کلیدی در سیاست خارجی ترامپ تبدیل شده است. او مالکیت این جزیره را یک "ضرورت مطلق" برای "امنیت ملی" شناسایی کرده است. در دفاع از حاکمیت یک ملت اروپایی و وحشتزده از تهدید یک متحد ناتو علیه قلمرو یک عضو ناتو، رهبران اروپایی در یک جبهه دفاعی برای گرینلند و دانمارک متحد شدند. ترامپ به آن جبهه دفاعی با شلیک یک موشک اقتصادی حمله کرد. او اعلام کرد که بر "دانمارک، نروژ، سوئد، فرانسه، آلمان، بریتانیا، هلند و فنلاند... تا زمانی که معاملهای برای خرید کامل و تمامعیار گرینلند حاصل شود" تعرفه اعمال خواهد شد. از تعرفهها ، نه برای محافظت از بازارهای آمریکا، بلکه برای به دست آوردن قلمرو یک متحد اروپایی و ناتو مورد استفاده قرار گرفت .
اما این همه ی ماجرا نیست. تعرفهها طیف استفاده حتی گستردهتری دارند. هنگامی که ترامپ در پی کسب نفوذ بینالمللی بیشتری از طریق ایجاد شورای جدید صلح خود بود، چندین رهبر ، دعوتاش را نادیده گرفتند یا رد کردند. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، یکی از اولین رهبرانی بود که این دعوت را رد کرد. در تلاشی برای وادار کردن مکرون و متوقف کردن وی ، ترامپ به تعرفهها به عنوان سلاحی برای اجرای سیاست خارجی آمریکا روی آورد. او گفت: "من ۲۰۰٪ تعرفه بر شرابها و شامپاینهایش خواهم گذاشت. و او خواهد پیوست. فرانسه سیاست استفاده ترامپ از تعرفهها را به عنوان "تهدید برای تأثیرگذاری بر سیاست خارجی ما" خواند.
ترامپ، برای مقابله با کانادا نیز به همان ابزار متوسل شد. کانادا در تلاشی برای تنوع بخشیدن بر روابط تجاری اش ، هنگامی که مهمترین رابطه تجاری آن در برابر تعرفههای آمریکا به طور فزایندهای غیرقابل اعتماد و تهدیدآمیز شد، با چین به توافقی دست یافت که اجازه ورود ۴۹,۰۰۰ موتر برقی چینی به کانادا با کاهش تعرفه ۶.۱٪ را میداد. این توافق به هیچ وجه یک قرارداد تجارت آزاد نبود، بلکه امتیازاتی از چین برای صادرات کانادا گرفت.
ترامپ ،در تلاشی برای وادار کردن کانادا به همسویی با سیاست آمریکا برای دور نگه داشتن چین از کانادا ،چنین اظهار نمود :
"آخرین چیزی که جهان نیاز دارد این است که چین کانادا را به دست گیرد. این اتفاق نخواهد افتاد، یا حتی نزدیک به اتفاق افتادن هم نخواهد بود!" سپس با خشم و عصبانیت چنین پست نمود:
"اگر فرماندار کارنی ،نخست وزیر کانادا ،فکر میکند که میخواهد کانادا را به یک "بندر تخلیه" برای چین تبدیل کند تا کالاها و محصولات را به ایالات متحده بفرستد، سخت در اشتباه است... اگر کانادا با چین معاملهای انجام دهد، بلافاصله با ۱۰۰٪ تعرفه علیه تمام کالاها و محصولات کانادایی وارداتی به آمریکا مواجه خواهد شد.
ترامپ ، واقعا عاشق کلمه تعرفهها است، به عنوان راهی برای محافظت از بازارهای
آمریکا و ثروتمند کردن ایالات متحده با بازگرداندن کسبوکار به آمریکا. امااین
سیاست از یک ابزار اقتصادی به یک سلاح اقتصادی مبدل شده شدهاند که به طور
فزایندهای به عنوان مجری سیاست خارجی آمریکا و سلاحی برای تغییر رژیم هااز
این سلاح استفاده میشود.پایان