3
  

 

 عبدالواحد خرم

 

بریده های از بحث دوستانه و صمیمانه این کمترین با جناب محترم حسام الدین برومند

درچینل وزین دیپلوماسی روز

بطور زنده 

بمناسبت رویداد هفتم ثور ۱۳۵۷ خورشیدی

شام ششم دسامبر ۲۰۲۵ میلادی

 

بنام خدا و یاد شهدا

درود و سلام خدمت شما و بیننده گان و شنونده گان چینل وزین شما

——————————————

تا جاییکه تجربه دارم اردوی افغانستان تا حال یک اردوی ملی گفته نمی شود چون در جهت منافع قومی ، تنظیمی و حزبی بوده است و یا حافظ منافع سلاطین ، شاهان و امرا و حکام

در واقع اردوییکه بر ضد مردم خود سلاح بکشد اردوی ملی نیست ، صرف تشکیلات نظامی وابسته به رژیم هاست

در کشور های جهان سوم کمیت و کیفیت اردو در سطح پایین قرار دارد

در زمان حکومت ال یحیی اردو قومی افغانستان مطلقا قومی بود در زمان حاکمیت ح د خ ا اردو حزبی بعدا تنظیمی و دوباره قومی و در حال حاضر ملیشه ای بر بنیاد افراطیت قومی می باشد

هدف من پرداختن به تاریخ دور ودراز اردو نیست و قصد بیان انرا نسبت عدم گنجایش زمان ندارم

صرف با مرور کوتاه از چگونگی وضعیت اردو در زمان سلطنت ظاهر شاه و بعدا داود خان و انگیزه ظهور هفت ثور و پیروزی قیام هفت ثور خواهم گفت که در ثور پیشرو ۴۴ سال از آن می گذرد جا دارد از تاریخ نود ساله اردو کمی سخن راند

اول اینکه تجربه و درجه تحصیل پادشاهان افغانستان از امان الله خان تا داود خان معلوم نیست و در امور نظامی چه تخصص دارند نیز روشن نمی باشد

مرحوم ستر جنرال نبی عظیمی در کتاب اردو ‌سیاست از تشکیلات و هیت سوق و اداره زمان سلطتنت در بخش های اساسی آن از سال ۱۳۱۳ چنین می نویسد :

·         وزیر حربییه سردار شاه محمد خان سپه سالار

·         دایره عمومی حرکات ( اپراسیون )

·         دایره عمومی تعلیم و تربیه

·         ریاست اردو ( پیژنتون )

·         مدیریت عمومی نقلیه

·         ریاست حربیه

·         رییس عمومی لوازم

·         رییس عمومی قبایل

·         رییس عمومی محاکمات

·         رییس عمومی انجمن اصلاح و ترقی

·         شفاخانه عسکری

·         قوماندانی طیاره

·         قوماندانی مکتب حربیه

·         مکتب رشدیه

·         مکتب احضاریه

·         مکتب خورد ضابطان

·         مکتب موزیک

·         کورس عالی

·         ریاست فابریکه های حربی

·         فابریکه آلات حربی

·         قوماندانی های عسکری مرکزی

·         فرقه شاهی

·         قول اردو مرکزی

·         قوماندانی های عسکری اطراف. اکثریت این افسران عالی رتبه بی سواد بودند و از فنون و مهارت های عسکری چیزی نمی دانستند اما چون همرکاب محمد نادر خان بودند وی را در گرفتن تاج و تخت کمک کرده بودند به رتبه های اعزازی از تولی مشری الی نایب سالاری به اساس فرمان شاهی نایل گردیده و تمام امتیازات یک افسر بر حال را دارا بودند ۰ اولاد های این شخصیت ها در دوران حکمفرمایی محمد ظاهر شاه حتی تا زمانه های بعدی از جمله نور چشمی ها بودند و از امتیازات و ملاحظات خاصی مانند شمولیت در لیسه ها و پوهنحی های عسکری ٫ بورس های خارج ٫ شمولیت در وزارت خارجه و کدر های قوماندانیت اردو ٫ بخششی ها ، گرفتن مدال ها و نشان ها ‌و غیره رویهمرفته بدون در نظر داشت استحقاق بهره مند می گردیدند “ استبداد طراز فاشیستی نادر خان به همان شکل ادامه داشت از علاقه دار تا وزیر فقط از همین خاندان تعین می گردید

·         ارقام اردو بدون پولیس و ژاندارم به نود هزار می رسید اردو ایکه تجارب جنگی اش خیلی پایین بود اردو خواب برده و برده دارای شرایط خیلی بد معیشتی

·         در سال ۱۳۱۶ خ توسط کوچیان بالای ولسوالی متون خوست حمله صورت گرفت و این جنگ توسط قوای هوایی انگلیس خاموش گردید

 

اردو در زمان صدارت سردار محمد داود خان

————————————————

از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳ ده سال مکمل داود خان همه کاره افغانستان بود تا زمان ایکه شاه محمود خان نخست وزیر تعین شد و سال ۱۳۶۳ آغاز دموکراسی در افغانستان است

عبدالملک عبدالرحیم زی افسر لایق وزیر مالیه بود و داود خان از استعداد وی در تمام سفر ها استفاده می کرد باری این جناب به تنهایی سفر به امریکا می کند و مورد سو ظن قرار می گیرد تا شش جدی در زندان بوده و از آنجا غرب می رود و در می گذرد

سال ۱۹۵۵ اولین هیت شوروی پس از مذاکرات پشت پرده داود خان در ماسکو در سال ۱۹۵۳ پس از مراسم تدفین استالین صورت گرفت

در سال ۱۹۵۸ اولین دسته سلاح و تخنیک شوروی وارد کشور شد و تغییرات بزرگ در اردو بمیان آمد

وزارت حربیه به نام وزارت دفاع با معاونیت ها و ریاست های مستقل و قوماندانیت ها ایجاد شد لوی درستیزی بمیان آمد سه قول اردو در مرکز ٫ پکتیا و ننگرهار ایجاد شد فرقه های مستقل ۱۷ در هرات ٫ ۱۸ در بلخ و ۲۰ در نهرین شکل گرفت

لوا ها و غند های مستقل بنابر اهمیت استراتیژیک تاسیس شد و تا حدود ۸۰ هزار پرسونل افزایش یافت فرقه های تیپ ب به تیپ الف ارتقا کرد شرایط تعلیم و تربیه با آموزش های تکتیکی و اسلحه جات نوین صورت می گرفت اما اعاشه و اباطه سربازان مانند دوران ظاهر شاه بد بود

گفتنی اند شوروی ها تا جایی اسلحه های رنگ کرده را از بقایای جنگ ها به افغانستان داده اند و بدین ترتیب افغانستان را مقروض خود ساختند آنها حرپی پوهنتون ساختند و رتب پرکمشر و بلوک مشر را با سیستم مدال ونشان ترتیب و در سال ۱۹۵۹ لوای های ۴ و ۱۵ زرهدار را ایجاد کردند

از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۹ شاه دو بار و داود خان چهار بار از اتحاد شوروی بازدید کرده است

در زمان داود خان مناسبات با پاکستان خراب شد طرف پاکستان علیه داود خان نشریات خیلی منفی می کرد پنجصد تن اهالی کشور توسط ملیشه های پاکستان در سرحد بین کنر و باجور کشته شد و داود خان اعلام سفر بری نمود و هزاران تن به آن لبیک گفتند

داود خان مسله پشتونستان را زیاد دامن می زد که فشار خارجی ها بالا شاه زیاد شد تا وی را خانه نشین سازد حالا میان داود خان پسر کاکا و شوهر همشیره ظاهر شاه با داماد شان سردار ولی که نیز پسر مارشال شاه ولی خان است تضاد ها بالا گرفته همسر شاه و خود شاه به نوعی جانب سردار ولی اند

سال ۱۳۶۳ محمد یوسف خان نخست وزیر گردید و حالا مردم شاهد پنج صدر اعظم غیر سلطنتی اند که داود خان در برابر آنها موانع ایجاد می دارد

سردار ولی بعد از ظاهر شاه فرد دوم مملکت حساب می شود در سال ۱۳۴۳ ح د خ ا تاسیس شد و سوم عقرب سال دیگر محصلان دست به تظاهرات زدند که به امر سردار ولی بالای شان آتش گشوده شد و چند تن به خاک وخون کشیده شد

اکنون سردار ولی با دست باز کار می کند چون نازدانه شاه و ملکه حمیرا است وی حربی پوهنتون را از بلاحصار به پلچرخی آورد و قطعه ۴۴۴ کوماندو را برهبری رحمت الله خان در بالاحصار جابجا ساخت

از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۹ حدود چهار هزار به جهت تحصیل شوروی اعزام شدند و حدود پنجصد به امریکا

ظاهر شاه گاهی با حسرت گفته باشد اگر شوروی فرستادم کمونیست شدم و اگر مصر فرستادم اخوانی آمدند پس گناه من چیست

قوای مسلح افغانستان، به‌ویژه در دورهٔ نظام شاهی، عمدتاً از میان طبقات پایین و محروم جامعه تشکیل می‌شد؛ قشری که در فقر بزرگ شده بود و معمولاً دسترسی اندکی به آموزش عالی، رفاه اجتماعی و فرصت‌های توسعه داشت. همین زمینهٔ طبقاتی سبب می‌شد که بدنهٔ اردو نسبت به ایده‌های عدالت‌خواهانه و برابری‌طلبانه حساسیت و پذیرش بیشتری داشته باشد.

در نیمهٔ دوم قرن بیستم، اندیشه‌های چپ در سراسر جهان ــ به‌خصوص در کشورهای عقب‌مانده و در حال گذار ــ رونق چشم‌گیری یافت. افغانستان نیز از این موج جهانی مصون نماند. بسیاری از جوانان، دانشجویان و منسوبین اردو تحت تأثیر فضای فکری زمانه قرار گرفتند. این روند، زمینهٔ نفوذ تدریجی حزب دموکراتیک خلق افغانستان در بدنهٔ نیروهای مسلح را مساعد ساخت.

از سوی دیگر، اعزام افسران افغان برای تحصیل و آموزش‌های تخصصی به اتحاد شوروی، آنان را مستقیم با نظم سیاسی، نظامی و اجتماعی سوسیالیستی آشنا کرد. تجربهٔ زیستهٔ آنان در شوروی، برای بخشی از این افسران تصویری از یک «مدل بدیل» و به‌شدت جذاب ارائه می‌کرد؛ الگویی که در برابر ساختارهای سنتی و اشراف‌محور افغانستان، مدرن و کارآمد به‌نظر می‌رسید. به همین دلیل، هنگام بازگشت، بسیاری از آنان آمادگی ذهنی و انگیزهٔ لازم برای حمایت از تحولات رادیکال و برنامه‌های انقلابی را داشتند و عملاً به موتور محرک تغییر سیاسی تبدیل شدند.

در این بستر، نقش افسران تحصیل‌کردهٔ شوروی در کودتای ۱۳۵۲ (سقوط سلطنت و روی‌کارآمدن داوودخان) و به‌ویژه در تحول ۷ ثور ۱۳۵۷ کاملاً برجسته و تعیین‌کننده بود. با وجود این، یکی از اشتباهات راهبردی و جبران‌ناپذیر در تاریخ سیاسی افغانستان، حزبی‌ساختن اردو بود؛ اقدامی که استقلال ساختاری قوای مسلح را تضعیف کرد و آن را به میدان رقابت و خصومت ایدئولوژیک تبدیل ساخت. پیامدهای این اشتباه، نه‌تنها انسجام نظامی را متلاشی کرد بلکه در درازمدت زمینهٔ فروپاشی نظم سیاسی و امنیتی کشور را نیز فراهم آورد.

در همین حال، پاکستان که از گذشته با هرگونه شکل‌گیری یک اردوی مقتدر و ملی در افغانستان دچار هراس ژرف و تاریخی بود، از طریق حمایت سازمان‌یافته از جهادی‌ها و گروه‌های نیابتی، به تحلیل‌بردن این نیرو شتاب بخشید. این سیاست هدفمند، طی سال‌ها، اردو را از درون فرسوده ساخت و در نهایت آن را تا مرز اضمحلال کشاند؛ اتفاقی که آثار و تبعات آن هنوز هم بر سرنوشت کشور سایه افکنده است.

افسران ایکه در کودتا ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ نقش اساسی را جهت سر نگونی نظام شاهی برهبری سردار محمدداود انجام داده بودند آنها جمهوری وی را در ۷ ثور سرنگون ساختند

چون در زمان جمهوریت وی رهبران شان تعقیب و اذیت و شکنجه شدند

از جمله زیری و پنجشیری ایکه از زندان ظاهر شاه رها شده بود دوستی داشتند که در باطن دوست شان نبود

از وی خواهش می دارد تا رهبر حزب نورمحمد تره کی را در ملاقات با محمد داود تازه به دوران رسیده تنظیم کنند این در حالیست که جناح پرچم همکاری با نظام دارد و روابط کارمل و داود خان حسنه است و خیبر تلاش دارد انرا بهبود بخشد

این مرد جناب تره کی را به نزد ضیا جان ( ضیا مجید ) یاور داود خان می برد و جناب تره کی با وی صحبت می دارد و خواهان ملاقات با رهبر انقلاب سردار داود می شود

یا راستی یا به فریب ضیا جان داخل اتاق داود خان می شود گویا زمینه ملاقات با تره کی را مساعد می کند و دوباره احوال می دهد که « رییس صاحب جمهور نه تنها اینکه شما را می پذیرد بلکه از شما نفرت هم دارد »

با شنیدن چنین خبر تره کی خیلی متاثیر شده و تصمیم می گیرد تا مبارزه و تخریبات علیه داود خان را شدت بخشد حفیظ الله امین را دستور می دهد تا بیشتر در اردو کار می کند

گاهی انگیزه قیام ها مسایل شخصی هم است گویند زمانی ادولف هتلر نسبت بیماری مادر اش نزد صاحب درملتون در المان مراجعه می کند تا ادویه برایش بدهد این یهودی نه تنها اینکه کمک نمی کند بلکه وی را توهین می دارد از همین جاست وی علیه قوم یهود عقده مند شده زمانیکه به قدرت رسید پنج ملیون شان را کشت و آنها را قوم کثیف نامید

امیر تیمور را کسی در جوانی اذیت کرده بود که ترک بود بنا وی خود را مغلی خطاب می کرد نه ترک  کتاب منم تیمور جهان گشا )

در قوای زرهدار افسران چون وطنجار ، رفیع ابراهیم خیل و در قوای هوایی قادر خان و قسما گلاب زوی و دیگران مشهور اند

من و داکتر ارین فر با جنرالان سید عبالقدوس سید ، ظاهر اتل شوهر همشیره مرحوم رفیع ، وهاب وردک قهرمان ، انجنیر طیاره الحاج پادشاه گل غوربندی ، محتاط صاحب ، عالمیار ، جنرال امام الدین ، ستار خط گر و دو افسر دیگر مسلک مخابره و تانک و یک محصل بشمول اولین یاور تره کی سید رحیم رحیم صحبت ها داشتیم

جا دارد از دگروال حسن خان و دگروال داود خان که در مورد فعالیت های لوای چهار زرهدار و لوا ۸۸ توپچی معلومات دادند یک تشکری بعمل آورد

از میر اکبر خیبر روایت است که گفته است : « حزب توان کودتا ندارد ، هر اقدام ناکام است و از اینکه قدرت به امین برسد داود بهتر است »

بهر صورت قاتل خیبر معلوم نشد که حزب اسلامی بود ، امین بود ، نوراحمد نور یا کارمل بود یا اجنت غرب یا گماشته گان شوروی

مرحوم کریم میثاق در خاطرات خود مفصل پیرامون رهبران ایکه بیرون ماندند و از ۲۸ حمل تا ۷ ثور چه زحمات و مشقات نبود که نکشیده بودند توضیحات داده است

قصه‌ های حاجی پادشاه گل غوربندی جالب است وی می گوید خواجه رواش طیارات مسافر بری داشت و هلیکوپتر ما در آن روز خود را در بگرام به قطعه خود رساندیم ما پیلوتان و تخنیکران روسی داشتیم که تعدادشان از چهل وپنجاه بالانبود از ۸ تا دو بجه کار می کردند از حادثه کاملا نا آگاه بودند آنها در پنج کوتی زنده گی داشتند پرواز ها به امر قادر خان بعد از ظهر آغاز شد

راویان فوق به عبارت گوناگون رویداد هفت ثور را بیان می دارد و مرا به سه قصه دیگر یاد آوری می کند :

نو جوان بودم در قریه حبش خرم زنده گی می کردم پدرم شخص متدین بود در نماز های عصر و شام حتمی مسجد می رفتیم و در فاصله نماز عصر تا شام سه حاجی تازه آمده به قریه از اجرای مراسم حج شان سه قصه مختلف داشتندکه بعد از صحبت شان همگی متحیر می شد

من اولین بار است که در مورد مفصل می نویسم و پاره پاره انرا از طریق فیسبوک نشر می کنم تا موافقین و مخالفین در مورد نظر بدهند تا یک تاریخ درست مر قوم گردد و از هم مسلکان خواستم مرا حمایت کنند تعدادی شان با تماس های تلفنی و تعداد شان از طریق واتسپ ها از این اقدام من که به مشورت داکتر عزیز ارینفر آغاز گردیده لبیک گفته و آن را گام مثبت خواندند این کار برای آنست که اگر فردایی کتاب چاپ شود مورد انتقادات صریح مردم قرار نگیرد و مطالب انحراف دهنده به افکار نسل جدید نباشد

برای من تشکیلات ٫ اسمای فرماندهان و اینکه آنها چه وظایف داشتند و کیها برایشان امر ونهی می کرد خیلی مهم است

البته من عوامل سه گانه انگیزه قیام را اینجا بحث نمی دارم چون در جایش از آن سخنانی زیاد گفته ام یک بحث تاریک قیام پاسخ ندادن به برخی سوالات است که تا هنوز انجام نیافته است و من سعی می ورزم به انها پاسخ ها پس از پرس و پال بیابم

من نمی خواهم بیگناهان محکوم تاریخ باشند که با یک احساس عدالت خواهانه در برابر ظلم و استبداد گری و انحصار قدرت ایستاد شدند و برای تامین مسا‌وات و برابری دست به اسلحه بردند نه برای انتقال قدرت از یک دسته قومی به دیگری و یا به اثر تحریکات اجنبی و بیگانه ها

در کل خلقی ها و پرچمی ها دیر و یا زود یک جایه عمل کردند این عمل شان ناشی از وحدت سیاسی جناح ها یکسال قبل می باشد ک توسط افسران پایین رتبه انجام یافت

این حرکت در مجموع قیامی است که خود جوش بود و دیکته خارجی نداشت و حتی شوروی حامی ح د خ ا از آن اطلاع نداشت و قتیکه اطلاع ندارد پس موافق هم نیست

آری : حرکت زود هنگام بود اما چاره ای نبود مسله تنها بر سر نجات رهبران زندانی نبود بلکه برای نجات سه صد تن دیگر از کادر ها بود که داود خان تصمیم اعدام انها را گرفته بود و صد ها خانواده دیگر را در گلیم غم می نشاند و عوض سه صد خانواده یک خانواده نابود شد و چاه کن زیر چاه افتید

روایت است که حفیظ الله امین به تره کی از آماده گی قیام شش ماه قبل راپور داده بوده که از جانب وی و ببرک کارمل رد می شود

پرچمی ها در راس قطعات توپچی و زرهی بودند اما افشا نبودند دلیل اش عدم توجه حکومت داود خان در پجسال گذشته به آنها نسبت فدا کاری هایشان بود

به گفته عبدالحمید محتاط علاوه بر خلقی ها و پرچمی ها تعداد از ستمی ها تحت چتر پرچم و سازمان افسران جوان انقلابی که محتاط و قادر خان انرا تاسیس کرده است نیز سهم برجسته داشته اند که تعداد شان به ۴۵ تن می رسید

عوامل اقتصادی ٫ سیاسی و نظامی همچو نظام پوسیده ٫ فاسد ، از هم گسیخته و خود داود نمی دانست چه کند همچنان مصلحت پذیری و مشورت گیری را خوش نداشت

قتل میر اکبر خیبر باعث بروز قیام شد در حالیکه وی در تلاش ادغام با غورحنگ ملی بود تا حال معلوم نیست که خیبر توسط کی کشته شده است

سفر علی احمد خرم به ایران برگشت وی به وطن قتل وی سفر های داود خان به مصر ٫ پاکستان و کاهش شعار های پشونیستان خواهی و قبل از آن سفر به شوروی و ملاقات نا خوش آیند با بریژنیف و بحران امنیتی در سراسر کشور که نویسنده گان در مورد زیاد نوشته اند عامل این رویداد است

رفع یک سو تفاهم :

تورن غلام حضرت ، گاهی جگرن غلام حضرت ، گاهی جگتورن غلام حضرت افسر پیژند ٫ امر اپراسیون و حتی یاور قوماندان لوی چهار زرهدار دگروال سرور نورستانی معرفی شود بهر صورت فرد با ایمان و وفادار به حیدر رسولی بوده که بشکل مستقیم علیه کودتا چیان ایستاده گی کرده باعث اذیت انها می گردد که در نتیجه به امر وطنجار توسط تورن باریداد تیر باران می شود

تقسیمات وظایف توسط اسلم وطنجار صورت می گیرد که شرح آن که چگونه بوده بعدا توضیح داده خواهد شد

جنرال فتح محمد خان در کتاب خاطرات خود که توسط جنرال سید عبدالقدوس سید ویرایش شده است در مورد همان روز چنین گفته است :

«تقسیم وظایف

————————-

وظیفه کندک اول باپنج چین تانک تحت امر جگرن محمد اسلم وطنجار با استقامت ۱دروازه اصلی شرقی ارگ ،که در راست ان وزارت دفاع قرار دارد.و سه تانک ان بمیدان هوایی خواجه رواش فرستاده شود

وظیه کندک دوم تانک با پنج تانک تحت امر تورن فتح محمد مرکز مخابرات وچهار راه پشتونستان و در وازه شرقی گارد

کندک سوم تحت ام تورن فاروق و بریدمن داود عزیزی محافظت قرار گاه لوای چهار و محاصره لوای ۱۵ زرهدار که قادر به خروج از لوا نگردد

کندک ماشین محاربوی تحت امر تورن توفیق احمد و بریدمن اسد الله پیام

وزارت داخله ،‌و رهایی رهبران از توقیف خانه قوماندانی امنیه کابل

کندک ماشین محاربوی تحت امر جگتورن محمد امین حکیمرادیو ی افغانستان

تولی ماشین محاربوی تحت امرتورن مومند کتوازی قرار گاه قول اردوی مرکزی

کندک کراز ها تحت امر تورن مزدور یار در داخل شهر

جنرال فتح خان می نویسد که تورن فاروق وظیفه داشت تا سرور خان را در حالیکه در لوا نیست تحت کنترول قرار دهد و جگرن رفیع ابراهیم خیل از آغاز تا ختم روز حیدر رسولی را اغفال دارد و حتی اینکه قوتها داخل شهر شده و ضد ارگ دست بکار اند

بنام های حیص وبیص دو ترجمان از جنرال فتح امروزی می پرسد که چرا آماده گی داربد و کجا رفتنی اید فتح خان می گوید می روییم تا رهبران خود را نجات دهیم و اینها دوان دوان جریان را به مشاورین می رسانند

در مسیر راه جگرن مولا داد تانک های فتح خان را متوقف می سازد و مانع حرکت وی می شوند و چند مرمی بسوی وی انداخت می کند تا اینکه تانک های وطنجار تقرب می ورزد و مولا داد عقب نشینی می دارد

مطابق تقسیمات وظایف در جریان وظیفه نیز حالت پریشانی برایش رخ می دهد که برای تقویت شان و ارتقای مورال رزمی پرسونل وی دو تانک تحت اداره نظام الدین چوپان و تورن بصیر می اید

در این دقایق وطنجار وزارت دفاع را مورد هدف قرار می دهد

مشکل تازه دیگر به جنرال فتح خان آمدن قطعه پولیس و ژاندارم برهبری دگرمن پولیس بنام عبداللیطف به حمایت ارگ داود خان است که به تانکیست ها اخطار های شدید صادر می کند

سر انجام تانک بصیر خان نزدیک آنها می شود و آنها عقب نشینی می ورزند

فتح خان به نورالله امینی وظیفه می دهد تا داخل وزارت مخابرات شده و آنجا را از وجود کارمندان احترامانه تخلیه بدارند و مسولیت این وزارت را به تورن قاسیم می سپارد

وی می گوید « فضا آرام شد اما اگنده و انباشته از دود و اتش »

 

سوال اینجاست که کدام تانک رادیو را تصرف می کند و برای نجات رهبران کیها توظیف اند :

—————————————————

جگرن استاد امین حکیم و تورن فاروق رادیو افغانستان را می گیرد و اسدالله پیام و جگتورن توفیق احمد برای رهایی رهبران هریک :

نورمحمد تره کی ٫ ببرک کارمل ٫ داکتر شاه ولی ٫ دستگیر پنجشیری ، عبدالحکیم شرعی جوزجانی و حفیظ الله امین می روند به گمان اغلب سلیمان لایق و بارق شفیعی نیز در میان بوده است

پرواز طیارت به امر قادر خان در آسمان کابل بالا می شود مقاومت به شدت دوام دارد به اثر راکت های ارگ تانک عمر شهید و نورالله خان آسیب شدید دیده و غیر فعال می گردد و خود این دو تانکیست دلیر در برابر چشمان همرزمان شان تکه تکه می شود که افسران احساساتی می شوند تا ارگ را ضربه زنند اما فتح و وطنجار مانع می شود

گرچه این تاریخ نویسی خیلی‌ها تکراری وگاها خسته کن می اید و همچنان برای تشریح اهداف مشترک یعنی بیان حقایق هفت ثور است و اینکه از افراد مستقل و چهره های گوناگون با ادبیات مختلف صورت می گیرد فکر می کنم چندان زشت نخواهد بود حتی اینکه مسایل از ابعاد گوناگون مورد بحث و مداقه قرار می گیرد

سوالات لاینحل و مبهم همچو مشخص نشدن قاتلان خیبر و داود خان تا نزدیک شدن به حقایق آن در فصل متفرقه مطرح می شود اگر پاسخ پیدا شد خوب و در غیر آن لا پاسخ و تاریک در گوشه ای از گوشه های تاریخی می ماند

روایان و شاهدان بیاد دارند که :

قطعه ۴۵۴ نه ۴۴۴ از بالاحصار داخل ارگ می شود و قوماندان انقلابی آن شهنواز تنی است که دست باز بر تعرض و حمله دارد تورن امام الدین در مسلک مخابره و مخابره چیان اخبار را معمولا انتقال می دهند که انرا انتقال داد با رسم تعظیم عسکری ازداود خان خواهش می کند تا به رادیو برود اما وی نسبت خشن بودن و برتری جویی دودمانی بر امام الدین آتش می گشاید و تصادفا بر شانه وی اصابت می دارد و بدین ترتیب داود خان بازی با آتش را شروع می کند

وطنجار به تنی دستور می دهد تا هر طرف بیجا فیر نکنند

در نبرد های ۷ و ۸ ثور از شخصیت های همچو نظام الدین چوپان ٫ فقیر احمد ، ستار خان ، تورن ولی بایانی ، اسماعیل وردک ، اختر محمد و شایسته خان را یاد می کنند

روز هشت ثور توفیق احمد خان و مزدوریار از ارگ راپور می دهند که تعداد زیادی افسران را در نظارت قرار داده اند که در میان شان اقایون عزیز حساس و عبدالحق علومی هم حضور دارند بعد این دو کس رها می شوند .

نویسنده گان همچو‌ مرحوم دستگیر پنجشیری در کتاب مشهور خود بنام « ظهور و زوال ح د خ ا »

مرحوم عبدالکریم میثاق در کتاب خاطرات سیاسی خود چاپ لندن ، مرحوم سترجنرال محمد نبی عظیمی در کتاب اردو وسیاست ، اعظم سیستانی و مرحوم غوربندی و همچنان در کتاب دو جلدی خود جناب محتاط تحت نام سقوط سلطتنت و جمهوریت از بسیاری مسایل پرده برداشته اند و خاطرات فتح خان و انجنیر طیاره پادشاه گل غوربندی توجه مرا زیاد عطف کرد

مصاحبه ها با اراکین بلند پایه توسط کمپنی هند و اریانا صورت گرفته که در سال پیشروی خورشیدی بمناسبت ۴۷ ومین سالروز قیام هفت ثور به چاپ می رسد که بسیاری پرسش ها را پاسخ ارایه خواهد کرد

بنابر نوشته های آنها و اظهارات پیلوت غوربندی در روز هفت ثور نه کسی کشته شده است و نه کدام طیاره سقوط کرده است و نه قادر خان از ترس پنهان بوده است و نه حمایت شوروی ها در آن بوده است بلکه کار پیلوتان و تانکیستان خود مان بوده است

روز پنجشنبه رخصتی بوده و مشاورین شوروی به کار نیامده اند

تلفات جانی در خواجه رواش صورت گرفته که انطوریکه ادعا می شود سی تن نبوده است و از ۸ تن تجاوز نمی کند

برخی‌ ها جمله نورمحمد تره کی را که گفته بود « ما چنان انقلاب کردیم که ریگان در امریکا و بریژنیف در ماسکو خبر نبود تایید نمی کنند » و انرا شبیه اظهارات سبکسرانه محمد داود خان یکسال قبل از کودتای هفت ثور می دانند

جناب محتاط و انجنیر غوربندی می گویند که غلام سخی سیاه قوماندان غند سو تعین شد بعدا بحیث قوماندان عمومی قوای هوایی و مدافعه هوایی تا ششم جدی ۱۳۵۸ کار کرد

عیسی و امین هلمندی نیز پیلوتان بگرام بودند که عیسی تا رتبه جنرالی در زمان نجیب می رسد

غوربندی اضافه دارد که افسران و پیلوتان مطابق امر اجرات کردند و مانند کودتا داود خان و کودتا تنی موارد تمرد از امر بمشاهده نمی رسید

این در حالیست که دگروال حسن خان بحیث امر شیلکا لوای چهار زرهدار که فعلا در لندن است از فعالیت های مثمر هفت کندک این لوا و جزوتام های مربوط بخوبی یاد کرده و می افزاید که افسران همچو استاد امین حکیم ، مصطفی خان ،صمد خلمی ، توفیق احمد خان ، فاروق خان و ستار ختگر و دیگر چهره ها نقش فعال داشتند

یک تبصره کوتاه از فعالیت های قوای پیاده قرغه از زبان شاهد عینی که امروز ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی در پیام خانه فیسبوک من فرستاد

عرض سلام وحرمت جنرال صیب خرم

«اینجاب عبدالرحیم کبیرتورن قوماندان تول اول قطعه زرهپوش قطعه کشف فرقه ۸ پیاده از رسیدن وزیر دفاع ولوی درستیزوظابط امر توسط موترجیب ازطرف انظباط گزمه ماتوقف داده شد وبمن

راپوردادندموتروان جیپ با چند صاحب منصب میخواهند بداخل گارنیزون شودچون من نوکیروال بودماجازه امدن بر ایش دادم.

ظابط امر وزیر دفاع به انظباط هاگفتند که به امر تان بگو که وزیر دفاع امده است هیت وزرت دفاع همه بسیار پریشان وشتابزده بودندمن به انها خوش امدید گفتم وزیر دفاع گفت 

من بسیار تشنه هستم اب ییارید وهرچه زود تر برای من دستگاه تلیفون را آماده کنیدمن بنوکریوال فرقه تلیفون کردم تادستگاه تلیفون ومخابره بی سیم ویک دستگاهی تلیفون را جهت 

تاسیس ارتباطات بخارج از فرقه اماده سازندامریت مخابره فرقه وظایف خودرا بنوع احسن انجام دادن وزیر دفاع بقوای هوایی بگرام ارتباط گرفت درمرحله اول بقوماندان هوایی ومدافع هوایی میخواست امر کند

و به قومندان صیب طیارات جیت خودامر بدهد که هرچه زوتر اطراف ارگ وزارت دفاع را بمبارد مان بکنند.

اما جانب مقابل هرکه بود دشنام دادوزیردفاع گوشک را بزمین زد وگفت قوای هوایی را از ما گرفتند»

دگروال عبدالحکیم حکیمی که بعد از میر غو ث الدین پیلوت مشهور به گاکارین که در عین حال معاون غند سو بوده است دومی پیلوت ایست که بر فراز ارگ و شهر کابل به پرواز آمده است و تعداد پرواز ها را ۱۷ بار نشان می دهد که جنرال عظیمی انرا نیز در کتاب خود تذکر داده است و من ( عبدالواحد خرم ) در تالار وزارت دفاع شاهد آن بودم که جنرال قادر خان با یک عصبیت خاص که دانسته نشد ناشی از چه بود خطاب به ببرک کارمل و مشاورین شوروی معیتی شان چنین گفت « من کسی بودم که جسورانه امر هفده بار پرواز را در پیروزی انقلاب صادر و انرا انجام دادم …»

پیلوت حکیمی از سایر پیلوتان همچو‌ فضل الله بدخشی ، شیر احمد فراهی ، لطیف لکنوال ، وهاب وردک ، قادر اکا و مدیریت سالم انجنیر غلام جیلانی در محل چنار و دیگران یاد می کند

اینجا لازم نمی دانم از نقش سایر قطعات مانند لوای ۸۸ توپچی مهتاب قلعه و نقش سرپرست لوا مرحوم خلیل خان ، قطعه کوماندو ۴۴۴ میدان هوایی ننگرهار برهبری جگرن هدایت الله و قوماندانی فرقه ۱۱ پیاده انولا به قوماندانی جنرال یونس خان قطعه کوماندو ۴۵۵ کوماندو پراشوت بالاحصار و در کل از فرقه ۷ ریشخور به قوماندانی جنرال نظیم که روز حادثه فرار می کند و تا ششم جدی ۱۳۵۸ در زندان بود و دیگران که چه کردند و چه گذشت تذکرات بعمل آورم چون خیلی ها در کتاب ها و آثار دیگران به تکرار آمده است

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت