

احمد سعیدی
فریادهای بیپاسخ؛ مهاجران افغان در آتش فراموشی
در جهانی که عدالت به سکوت پناه برده، مهاجران افغان در پاکستان و ایران به مرز نابودی رسیدهاند. صدای گریههایشان، فریادهای شبانهشان، و نگاههای خستهشان هر روز از لابهلای کوچههای اسلامآباد، کویته، تهران و مشهد بلند میشود؛ اما گوش شنوایی نیست.
مهاجران، نه زندهاند و نه مُرده؛ در برزخی زندگی میکنند که نه خانهای دارند، نه امنیتی، نه نانی، نه حتی هویتی. هر روز، هر ساعت، از پاکستان اخراج میشوند. پولیس پاکستان با خشونت و تحقیر وارد خانههایشان میشود، وسایل اندکشان را میبرد، از آنان رشوه میگیرد، کودکانشان را میترساند و زنانشان را به مرز خودکشی میکشاند.
تنها در هفتههای اخیر، چندین زن مهاجر در پاکستان دست به خودکشی زدهاند. سکوت حاکم است. جامعه جهانی خاموش است. وجدان بشری خواب است.
دولت ایران هم، همدست این بیتوجهیست. بازگشت به افغانستان هم راهحل نیست؛ مهاجرانی که برگشتهاند با ترس، تهدید، بازداشت، بیکاری و بیخانمانی روبهرو هستند. هیچ نهاد رسمی از آنان نمیپرسد که زندهاند یا نه.
سیاست خارجی پاکستان با تناقضی مرگبار مهاجران را قربانی میکند. از یکسو مدعی مخالفت با طالبان است، اما از سوی دیگر مهاجران بیگناه را به بهانهی حضور طالبان، به سمت مرگ میفرستد.
این سیاستها نه انسانیاند، نه عادلانه، نه خردمندانه. اینها بازی با جان مردم است.
ما از جامعه جهانی میخواهیم:
بشنوید! ببینید! برخیزید!
مهاجران افغان، انساناند، نه بار اضافی سیاستهای شما.