

عارف عرفان
بیانیه
مجلس موسسان جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان
که توسط محمد عارف عرفان بنیاد گذار ورییس منتخب جبهه در همایش عظیم مورخ دهم
ماه می جهت معرفی رسمی جبهه ارایه گردید
بهنام خداوند هستیبخش و
دادپرور
خواهران و برادران گرامی،
شخصیتهای ملی، رهبران احزاب، سازمانها و جریانهای سیاسی-اجتماعی، نمایندگان
جامعه مدنی، زنان پیشگام، جوانان آگاه و همه نیروهای آزاده و عدالتخواه
افغانستان!
قبل از همه، حضور نیک و مقدم پربار تان را در این همایش بزرگ که به مناسبت
اعلام حضور رسمی جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان برگزار گردیده است، به
نمایندگی از سران و نمایندگان جبهه شادباش گفته و درودهای گرم و صمیمانه خویش
را نثارتان مینمایم.
امروز مصادف است با گشایش جدیدترین فصل تاریخ سیاسی افغانستان و نویدبخش تجلی
ستاره تابناک در سیاست بحرانی افغانستان؛ روزی که در اوج تلاطم سیاسی کشور۳۲
حزب، سازمان سیاسی و اجتماعی، نهاد های مدنی و شخصیت های مستقل سیاسی، تحت چتر
واحد گرد آمده و با یک صدا، آهنگ اتحاد، همیاری و همبستگی را سر داده و
بزرگترین ساختار تاریخی را بهنام جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان اعلام
میدارند.
دوستان و سروران گرامی!
درست شش ماه پیش، انگار که امواج فریاد تاریخ و صدای رنجآگین جامعه، غلغله
بزرگ و ندای همبستگی ملی را بهراه انداخته بود. جمعی از رهروان راه عدالت،
آزادی و دادخواهی، با روایتهای نوین و در قالب طرحی تازه، تهدابگذاری یک چتر
بزرگ سیاسی را بهمثابه سایهبان مشترک آزادیخواهان، دادخواهان و وطنپرستان
کشور مطرح ساختند و با همیاری و همبستگی مشترک، گذرگاه امید را پیمودند.
این طرح، از دل درد مردم، از ضرورت زمان و از تجربه تلخ پراکندگیها برخاست.
هدف آن، ایجاد یک خانه مشترک برای همه نیروهای ملی و مردمی، وطنپرست، دموکرات،
عدالتخواه، زنان، جوانان، شخصیتهای مستقل، نهادهای مدنی و جریانهای سیاسی
بود.
امروز با افتخار میتوان گفت که این تلاش ششماهه، با حضور و سهمگیری حدود
سیویک حزب، جریان های سیاسی، اجتماعی و نهاد های مدنی، به شکلگیری جبهه رهایی
و همبستگی مردم افغانستان انجامیده است.
اجازه دهید تا از ژرفای قلب سرشار از تعهد، پیمان سیاسی و سوگند خدمت برای مادر
وطن، این دستاورد بزرگ را به همه شما تبریک و شادباش بگویم.
با توجه به اقلیم بحرانی کشور و گستره بزرگ تشتت و انقطاب نیروهای ملی،
وطنپرست و ترقیخواه جامعه، میعاد زمانی شش ماه، زمان کوتاهی است؛ اما
چشمانداز دیدگاه نوین، تأمین اعتماد بزرگ، تولید اندیشههای همگرایی، اتحاد و
همبستگی در بستر فکری و سازمانی، و طرح اولویتهای سیاسی فراتر از منافع حزبی و
سازمانی در راستای نجات افغانستان، این گذرگاه دشوار را برای همپیمانان جبهه
بیش از پیش هموار ساخت.
این دستاورد، تصادفی نیست؛ بلکه محصول تلاشهای پیگیر و خستگیناپذیر،
گفتوگوهای دشوار، اعتمادسازی تدریجی، تحمل متقابل، عبور آگاهانه از مرزهای تنگ
گذشته و ترجیح منافع ملی بر منافع گروهی است.
اجازه دهید به نمایندگی از رهبری جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، از
تمام یاران و دوستان گرامی، خانمها و آقایانی که مصمم و مسئولانه در این راه
گام برداشتند و به این دستاورد سترگ و بیسابقه نایل آمدند، سپاسهای بیکران
خویش را ابراز نمایم.
درین لحظات شور انگیز میخواهم سپاس های بیکران خویش را از حزب دموکراسی وترقی
افغانستان که اینجانب وهمه همرزمان گرامی ام را در راستای تاسیس این جبهه
یاری رسانیدند ابراز نمایم.حزب دموکراسی وترقی افغانستان بزرگترین رسالت تاریخی
خود را در کنار سایر احزاب ،سازمان ها وجریان هادر خط شکل دهی وتاسیس جبهه به
انجام رسانید .
در امتداد این مسیر امیدبخش، رهبران، رؤسا و نمایندگان احزاب، سازمانها،
جریانهای سیاسی، اجتماعی و مدنی و نیز شخصیتهای مستقل سیاسی، در گردهمایی
گسترده مورخ ۱۹ اپریل ۲۰۲۶ گرد هم آمدند و در فضای سرشار از همدلی، هماهنگی و
احساس مسئولیت مشترک، جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان را بنیاد نهادند.
در این اجلاس، پلتفرم جبهه و آییننامه سازمانی آن به اتفاق آرا به تصویب رسید.
همچنان، نام «جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان» بهگونه رسمی مورد تأیید
قرار گرفت.
شایان تذکر است که پلتفرم وآیین نامه سازمانی جبهه تمامی خطوط دموکراتیک ونظر
خواهی گسترده را در همه سازمان ها و ساختار های مربوط به جبهه پیمود ودر نهایت
به اسناد بنیادین جبهه مبدل گردید.
در بخش ساختاری جبهه، با توجه به سطح مشارکت و حضور متوازن همه رهبران و
نمایندگان احزاب و سازمانها و جلوگیری از رقابتهای شکننده اقتدار سیاسی، اصل
رهبری دورانی در همه ارکان رهبری جبهه بهمثابه یک اصل زرین پذیرفته شد و در
آییننامه سازمانی جبهه درج گردید.
در بخش انتخاب رئیس جبهه، اینجانب با توجه به تجربههای فرساینده گذشته در مسیر
اتحادها، که بعضاً با رنگ انحصاری حزبی تجلی یافته بود، نخواستم خود را در هیچ
مقام رهبری جبهه کاندید نمایم. اما تمامی رؤسای احزاب، سازمانها و جریانهای
سیاسی و اجتماعی، با توجه به تلاشها، کارکردها و تجارب پیشین اینجانب در مسیر
پایهگذاری جبهه، با یک صدا بر گزینش اینجانب بهحیث رئیس جبهه تأکید نمودند که
از اعتماد همه دوستان گرامی صمیمانه سپاسگزاری مینمایم.
همچنین اجلاس، سه تن از شخصیتهای گرامی؛ حفیظ حازم، رئیس حزب راه وحدت؛ صمد
کارمند، نماینده شورای تفاهم؛ و هما قسیم، رئیس انجمن فرهنگی و کلتوری زنان
افغانستان در فنلاند را بهعنوان معاونان جبهه برگزید.
بر اساس آییننامه سازمانی، حضور زنان در ساختار رهبری جبهه، بیانگر تعهد ما به
عدالت جنسیتی و نقش تعیینکننده زنان در آینده افغانستان است.
در جلسه به تعداد ۱۳ تن از روئسا ونمایندگان احزاب وسازمان های سیاسی ،اجتماعی
ونهاد های مدنی به حیث اعضای کمیته اجراییه جبهه به اتفاق آراء انتخاب گردیدند.
همچنان، چهار تن از شخصیت های معتبر سیاسی و فرهنگی آقایان دستگیر نایل، داکتر
حبیب منگل،داکتر حیدر عدل وبانو زرغونه ولی بهعنوان مشاوران ارشد جبهه
برگزیده شدند.
در این اجلاس، کمیسیون ویژه طراحی نشان جبهه و کمیسیون تدارک برگزاری اجلاس
باشکوه اعلام رسمی جبهه نیز انتخاب گردید.
این نشست، که بیش از پنج ساعت به طول انجامید، نمونه درخشانی از فرهنگ گفتوگوی
سیاسی، فضای اعتماد، همبستگی و همکاری اجتماعی را به نمایش گذاشت.
خواهران و برادران گرانقدر!
یکی از دردناکترین واقعیتهای تاریخ سیاسی ما، پراکندگی نیروهای ملی،
وطنپرست، عدالتخواه و ترقیخواه بوده است. سالها نیروهای سیاسی، اجتماعی و
مدنی افغانستان، با وجود داشتن اهداف نزدیک و درد مشترک، در مسیرهای جداگانه
حرکت کردهاند. بیاعتمادیها، رقابتهای فرسایشی، برداشتهای محدود
ایدئولوژیک، حساسیتهای قومی و زبانی و نبود یک چتر واحد سیاسی، بارها مانع
شکلگیری یک بدیل نیرومند ملی شده است.
ما همه این مؤلفههای رنجآگین را در آیینه حقیقت زمان دیدهایم؛ اوضاعی که طی
چند دهه گذشته، عزم، اراده و خلاقیت سازمانها و نهادها را زنجیر زده و تمامی
راههای اتحاد و همبستگی را بسته بود. این وضعیت، امید، توانایی و پتانسیل
سیاسی نیروهای میهندوست را به فرسایش کشانیده و بنبستی واقعی را بهمثابه سدی
بزرگ، به وسعت دیوار چین، میان نیروهای ملی ایجاد کرده بود.
در چنین فضایی، انگیزه ایجاد یک جبهه بزرگ مردمی، آهستهآهسته شکل گرفت و در
مسیر تکاملی خویش به یک پتانسیل بزرگ سیاسی و اجتماعی تبدیل گردید.
اما امروز، ما به این حقیقت رسیدهایم که هیچ حزب، هیچ سازمان، هیچ شخصیت و هیچ
جریان سیاسی بهتنهایی قادر به نجات افغانستان نیست. نجات کشور تنها از مسیر
همبستگی ملی، اتحاد نیروها و ایجاد یک آدرس مشترک ممکن است.
دیگر زمان آن گذشته است که هر نیرو بهتنهایی فریاد بزند و صدایش در طوفان گم
شود. امروز باید صداها یکی شود، ارادهها یکی گردد و راه نجات در یک مسیر مشترک
تعریف شود.
دوستان و سروران عزیز!
امروز در لحظهای ایستادهایم که تاریخ، با صدایی رسا، ما را به مسئولیت فرا
میخواند. افغانستان عزیز ما، این سرزمین رنجکشیده و سربلند، در یکی از
دشوارترین و سرنوشتسازترین مراحل حیات سیاسی و تاریخی خود قرار دارد.
افغانستان امروز در چنبره یک بحران چندلایه گرفتار است؛ بحران سیاسی، اقتصادی،
اجتماعی، حقوق بشری و بحران عمیق اعتماد ملی.
افغانستان در نتیجه برنامههای مهندسی خارجی و حاکمان مزدور داخلی، تحت سلطه
نظام ای قرار گرفته است که با ماهیت انحصاری، استبدادی و تکصدایی، کشور را از
مسیر پیشرفت، آزادی، دانش و مدنیت دور ساخته و بهسوی تاریکی، فقر، ترس و
انسداد کشانیده است.تاریخ هرگز خیانت زمامداران که جاده را برای استقرار نظام
طالبانی در افغانستان گشودند،فراموش نخواهد کرد.
اکنون وحشت وبربریت بطرز انکار ناپذیر در افغانستان در جریان بوده،فضای
افغانستان جلوه گاه گورستان خموش است.
مکاتب و دانشگاهها بهروی دختران بسته شدهاند. زنان، که نیمی از پیکر
جامعهاند، از حق آموزش، کار، مشارکت اجتماعی و حضور سیاسی محروم گردیدهاند.
جوانان با بیکاری، مهاجرت، ناامیدی و سرکوب روبهرو شدهاند. فقر، گرسنگی،
مهاجرت میلیونی، خاموشی رسانهها، سرکوب آزادی بیان، خشونت، ترور، حذف سیاسی،
تبعیض و گسترش فضای رعب و اختناق، سیمای امروز افغانستان را تحت سایه نظام
امارتی طالبانی شکل داده است.
افغانستان تحت حاکمیت قرون وسطایی و جبار طالبان، از کاروان تمدن معاصر عقب
رانده شده و به میدان رقابتهای نیابتی، افراطگرایی و پروژههای استخباراتی
مبدل گردیده است. حضور و فعالیت گروههای افراطی و تروریستی در خاک کشور،
نهتنها برای مردم افغانستان، بلکه برای منطقه و جهان یک خطر جدی است
وسوگوارانه که مردم افغانستان همین اکنون بنابر همین رویکرد ،قیمت بزرگی را که
حیات وزندگی شان است پیوسته می پردازند.
دوستان عزیز!
افغانستان جدا از محیط منطقهای و جهانی خود نیست. جهان امروز با رقابتهای
ژئوپولیتیکی، جنگهای نیابتی، فروپاشی نظمهای کهنه و صفبندیهای تازه روبهرو
است و کشور ما نیز از این تحولات متأثر میباشد.
جامعه جهانی و سازمان ملل متحد، با همه ادعاهای خود، تاکنون نتوانستهاند پاسخ
روشن، مؤثر و عادلانهای به بحران افغانستان ارائه کنند. سیاستهای دوگانه و
سکوت در برابر نقض حقوق زنان، درد مردم ما را درمان نکرده است.
آدرسهایی که ملل متحد و جامعه جهانی بهحیث نمایندگان مردم افغانستان
برگزیدهاند، در بسیاری موارد آدرسهای ناکام و برخاسته از ساختارهای فرسوده
قدرت بودهاند که خود در شکلگیری بحران افغانستان نقش داشتهاند. فقدان
نیروهای ملی، ترقیخواه، دادخواه و وطنپرست در این روند، یکی از خلاهای بزرگ
سیاسی امروز افغانستان است.
از همینرو، افغانستان به یک آدرس معتبر ملی و مردمی نیاز دارد؛ آدرسی که
بتواند با جهان سخن بگوید، صدای مردم را نمایندگی کند و راهحل ملی، مردمی،
دموکراتیک و فراگیر را در برابر جامعه جهانی مطرح سازد.
دوستان و سروران گرامی!
جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، یک ساختار فراقومی، فرازبانی،
فراایدئولوژیک و مردممحور است. در این جبهه، هیچ قوم بر قوم دیگر برتری ندارد،
هیچ زبان بر زبان دیگر سایه نمیاندازد و هیچ جریان سیاسی حق انحصار ندارد.
در این جبهه، تنوع نه تهدید، بلکه سرمایه است. اختلاف دیدگاه نه ضعف، بلکه
نشانه زنده بودن اندیشه سیاسی است. احترام متقابل، دگراندیشی و دگرپذیری از
اصول بنیادین کار ماست.
افغانستان خانه مشترک همه اقوام، زبانها، فرهنگها و باورهاست. معیار اصلی ما
شهروندی، برابری، عدالت و کرامت انسانی است.
جبهه آمده است تا یک آدرس نو بسازد؛ آدرسی که مردم افغانستان آن را از خود
بدانند، جهان بتواند با آن گفتوگو کند و نیروهای سیاسی بتوانند خود را در آن
شریک ببینند، نه حاشیهنشین.
ما روایت نو داریم؛ روایت عبور از تفرقه به همبستگی، از انحصار به مشارکت، از
ترس به امید، از خاموشی به فریاد و از پراکندگی به سازمانیافتگی.
جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، در استراتژی خود، بهمثابه بدیل سیاسی
آینده عمل خواهد کرد. هدف ما صرفاً اعتراض یا اعلام موجودیت نیست؛ هدف ما ساختن
یک نیروی معتبر مردمی است که بتواند در آینده افغانستان نقش تعیینکننده داشته
باشد.
ما با هدف ایجاد یک بدیل سیاسی مؤثر و ملی، برای تأسیس دولت مردمسالار،
قانونمدار، شهروندمحور، پاسخگو، دادخواه و فراگیر مبارزه میکنیم؛ نظام ای
غیرمتمرکز و مبتنی بر حقوق شهروندی که در آن قدرت از اراده مردم سرچشمه گیرد،
قانون بر همه حاکم باشد، عدالت اجتماعی، آزادیهای مدنی، حقوق زنان، مشارکت
جوانان و برابری شهروندان تضمین گردد و هیچ فرد، قوم یا گروهی نتواند قدرت و
ثروت را در انحصار خود نگه دارد. ما این مسیر را برای گذار از حاکمیت استبدادی
طالبان، تحقق صلح پایدار، استقرار دموکراسی واقعی و رهایی مردم و میهن از چنگال
استبداد و عقبماندگی دنبال میکنیم.
دوستان گرامی!
هیچ جامعهای بدون حضور زنان آزاد، آگاه و توانمند، به عدالت و پیشرفت نمیرسد.
زنان افغانستان قربانیان بزرگ استبداد و تبعیضاند؛ اما در عین حال، از
مقاومترین و آگاهترین نیروهای تغییر نیز بهشمار میروند.
جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، دفاع از حق آموزش، حق کار، حق مشارکت
سیاسی، حق حضور اجتماعی و کرامت انسانی زنان را از اصول بنیادین خود میداند.
حضور زنان در سطح رهبری جبهه، نشانه تعهد ما به این اصل است. همچنان، ایجاد
بسترهای لازم برای گسترش و استحکام جنبش زنان افغانستان، از اهداف اساسی جبهه
بهشمار میرود.
زنان افغانستان، بهویژه پس از استقرار نظام امارتی، با شجاعت و دلیری در
راستای دفاع از عدالت، دادخواهی و تأمین حقوق و آزادیهای انسانی و اجتماعی،
حماسههای ماندگار آفریدهاند و چه در داخل و چه در بیرون از افغانستان،
عالیترین الگوهای مقاومت و مبارزه مدنی را ثبت تاریخ نمودهاند.
جوانان نیز نیروی امروز و آینده کشورند. جبهه برای رشد، آموزش، سازماندهی و
نقشآفرینی جوانان برنامه خواهد داشت؛ زیرا آینده افغانستان بدون جوانان ساخته
نمیشود.
حضار گرامی!
جبهه با هرگونه تبعیض قومی، زبانی، مذهبی، جنسیتی، سیاسی و اجتماعی مخالف است.
تبعیض، ریشه بسیاری از بحرانهای افغانستان بوده و اگر مهار نشود، میتواند
پیوسته کشور را بهسوی بحرانهای خطرناک سوق دهد.
دشمنان افغانستان از اتحاد مردم ما هراس دارند؛ زیرا میدانند که تنها یک جرقه
قومی یا زبانی میتواند آتش تفرقه را شعلهور سازد. وظیفه جبهه آن است که این
آتش را خاموش کرده و چراغ همبستگی ملی را روشن نگه دارد.
یکی از تجربههای ارزشمند شش ماه گذشته، ایجاد ساختار مشارکتی و متوازن در جبهه
بوده است. حضور متعادل سازمانهای عضو، پذیرش رهبری دورانی، سهمگیری شخصیتهای
مستقل، حضور زنان، جوانان و نهادهای مدنی، نشان میدهد که جبهه بر پایه اصول
دموکراتیک بنا شده است.
در این ساختار، هیچ حزب یا سازمانی حق انحصار ندارد. همه اعضا، با حفظ هویت و
استقلال خویش، در چارچوب یک هدف بزرگتر گرد آمدهاند و آن نجات افغانستان است.
جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، خود را بهعنوان یک آدرس معتبر ملی برای
گفتوگو با جامعه جهانی و سازمان ملل متحد معرفی میکند.
ما از جامعه جهانی میخواهیم که در برابر بحران افغانستان مسئولانهتر عمل کند؛
از مشروعیتبخشی به نظام استبدادی و تکصدایی خودداری نماید؛ از حقوق زنان،
آزادیهای مدنی و ایجاد دولت ملی، دموکراتیک و فراگیر حمایت کند؛ و در مسیر
تأمین صلح پایدار، نقش فعال و عادلانه ایفا نماید.
جبهه برین باور است که سرنوشت سیاسی افغانستان باید تنها بربنیاد اراده آزاد
مردم افغانستان تعیین شود،نه در نتیجه تحمیل نقشه های اسارتبار ومنفعت جویانه
خارجی.
همچنان امیدوار هستیم کشورهای منطقه، ملل متحد و جامعه جهانی، در طرحهای سیاسی
مرتبط با افغانستان، ماهیت واقعی نظام امارتی را بهدرستی درک نموده و بپذیرند
که این نظام، با ماهیت ایدئولوژیک، انحصاری و نیابتی خود، قابل اصلاح و ترمیم
نبوده و از مشروعیت سیاسی و ملی برخوردار نمیباشد.
هدف ما دشمنی با جهان نیست؛ هدف ما بازگرداندن افغانستان به جایگاه شایستهاش
در جامعه جهانی است؛ البته بهعنوان کشوری آزاد، مستقل و برخوردار از حاکمیت
ملی.
دوستان عزیز ؛
از امروز، کار اصلی جبهه آغاز میشود. ایجاد جبهه پایان راه نیست، بلکه آغاز
فصل نو مبارزه سیاسی، مدنی و ملی است.
وظایف اساسی ما چنین است:
نخست، گسترش ساختار جبهه در داخل و خارج کشور.
دوم، بسیج عمومی نیروهای ملی، وطنپرست، زنان، جوانان، روشنفکران و شخصیتهای
مستقل.
سوم، ایجاد جنبش بزرگ رستاخیز ملی برای نجات افغانستان.
چهارم، تقویت اعتراضات مدنی و دادخواهانه در داخل و خارج کشور.
پنجم، راهاندازی کارزارهای رسانهای گسترده علیه وضعیت خفقانآور کشور.
ششم، افشای تاراج منابع طبیعی افغانستان و مقابله با تبدیل کشور به پایگاه
افراطگرایی ومیدان نیابتی .
هفتم، ایجاد اتحادها و جبهات بزرگتر زیر یک چتر واحد مردمی.
هشتم، تدوین نقشه راه روشن برای گذار از بحران و ایجاد دولت مردمسالار و
فراگیر.
امروز خطاب ما به همه احزاب، سازمانها، نهادهای مدنی، شخصیتهای مستقل، زنان،
جوانان و همه نیروهای آزادیخواه افغانستان است:
بیایید سینههای خود را از کینهها، سوءظنها، مرزبندیهای فرسوده و تفرقههای
گذشته پاک کنیم. بیایید از گذشته درس بگیریم، اما در گذشته زندانی نمانیم.
بیایید اختلاف داشته باشیم، اما دشمن هم نباشیم. بیایید متفاوت بیندیشیم، اما
برای وطن مشترک، در یک صف بایستیم.
خواهران و برادران گرامی!
تاریخ ما را صدا میزند. مردم افغانستان از ما انتظار دارند. مادر وطن زخمی است
و فرزندانش را به همبستگی فرا میخواند.
امروز باید به ندای تاریخ و فریاد جامعه پاسخ بایسته داد. باید درفش نجات کشور
را بر قلههای بلند همبستگی، آزادی و عدالت به اهتزاز درآورد.
ما برای آزادی آمدهایم.
ما برای عدالت آمدهایم.
ما برای کرامت انسان افغانستان آمدهایم.
ما برای نجات افغانستان و ساختن افغانستانی نوین، آزاد، آباد، عادلانه و
مردمسالار آمدهایم.
زنده باد افغانستان!
زنده باد همبستگی مردم افغانستان!
زنده باد جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان!
زنده باد آزادی، عدالت و اراده مردم!
پایان