

عارف عرفان
پلتفرم جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان
بهنام خداوند هستیبخش و
دادپرور،
سرزمین ما، افغانستان، در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ خود
ایستاده است. بحرانهای پیدرپی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، جنگهای ویرانگر،
مهاجرت گسترده، فروپاشی ساختارهای دولتی و گسترش تبعیض و نابرابری،وجود نظام
استبدادی قرون وسطایی شالودۀ زندگی مردم ما را آسیبپذیر ساخته است.
در کنار این چالشها، مداخلات بیرونی، رقابتهای منطقهای، رشد افراطگرایی
،موجودیت نظام تمدن ستیز وارتجاعی وانحصار قدرت، افغانستان را از مسیر طبیعی
توسعه و آرامش منحرف کرده است.
در طی سه دهه ای اخیر،شیرازه های اتحاد و همبستگی سیاسی ومردمی در جامعه
افغانستان وبویژه در میان احزاب،سازمان های سیاسی،نهاد های مدنی وسازمان های
اجتماعی به شدت در هم شکسته و یکی از مهمترین فاکتور ها را برای مهار بحران
کنونی ونجات افغانستان، از کارایی باز داشته و میدان را برای مداخلات
خارجی،تداوم جنگ های نیابتی وفعالیت گروه های تروریستی ودهشت افکن باز گذاشته
است.
افغانستان در وضعیت کنونی با حاکمیت تکصدایی، انزوای بینالمللی، بحران
اقتصادی، محدودیت گسترده حقوق شهروندی، بهویژه حقوق زنان، و فقدان یک ساختار
سیاسی فراگیر روبهرو است؛ این شرایط نه تنها ثبات پایدار ایجاد نکرده، بلکه
شکاف دولت–ملت را ژرفتر ساخته است. راه گذار از این بنبست میتواند از طریق
شکلگیری و تقویت یک جبهه مردمی فراگیر متشکل از نیروهای سیاسی، مدنی، قومی،
فکری و عقيدتی متعهد به استقلال، عدالت و حقوق برابر شهروندی دنبال شود؛
جبههای که با تکیه بر اجماع داخلی، مبارزه سیاسی غیرخشونتآمیز، دیپلماسی فعال
منطقهای و بینالمللی، و ارائه یک نقشهراه روشن برای نظام سیاسی فراگیر و
مبتنی بر قانون اساسی، بتواند بدیلی مشروع و قابل اعتماد برای آینده افغانستان
ارائه دهد.
طوری که نمایان است هم در داخل افغانستان و هم در بیرون از مرز ها، شعار های
واحد و حرکات دادخواهانه وازادی طلبانه برای رهایی و نجات افغانستان از چنگال
نظام استبدادی مستدام در چرخش بوده چنانکه جنبش های گسترده اعتراضی علیه ظلم،
خشونت و جنایت طالبان در حوزه فرامرزی ابعاد خشم مردم را به نمایش گذاشت، اما
وجود گسست های ساختاری و ناهماهنگی سیاسی و اجتماعی در میان احزاب، سازمانها
وجنبش ها نتوانست تا پتانسیل لازم را برای تغییر و سمت دهی تحولات افغانستان
ایجاد نماید.
افتراق سیاسی و پراکندگی سازمانی نیروها، یکی از عوامل اصلی تداوم بحران و
ناتوانی در ایجاد بدیل مؤثر در افغانستان است؛ چنددستگی، رقابتهای شخصی و نبود
راهبرد مشترک، ظرفیت تأثیرگذاری جمعی را بهشدت تضعیف کرده است. از اینرو،
اتحاد سیاسی و سازمانی بر محور اهداف حداقلی مشترک، مانند نظام فراگیر، حاکمیت
قانون و حقوق برابر شهروندی، یک ضرورت تاریخی است که میتواند نیروها را از
انفعال به کنش مؤثر رسانده و زمینه شکلگیری یک جبهه نیرومند و قابل اعتماد را
فراهم سازد.
در چنین شرایط خطیر، نیاز مبرم به یک «چتر فراگیر مردمی» احساس میشود؛ چتری که
بتواند ظرفیتهای پراکنده را گرد آورده، صدای واحد مردم را نمایندگی کند و راهی
نو برای نجات وطن بگشاید.
«جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان» نهادی است فراقومی، فراایدئولوژیک و
مبتنی بر اراده مشترک شهروندان؛ نهادی که حضور احزاب سیاسی، جریان های سیاسی،
سازمانهای اجتماعی و فرهنگی، نهادهای مدنی، اتحادیهها، انجمنها، شخصیتهای
مستقل سیاسی، زنان، جوانان و تمامی نیروهای وطندوست را در کنار هم میپذیرد
وآنرا شرط اصلی برای قالب بندی یک نیروی بالقوه سیاسی به مثابه کلید بحران
سیاسی افغانستان می پندارد.
این جبهه باور دارد که آینده افغانستان نه در تداوم انحصار، افراطیت سیاسی،
مذهبی، دینی و تکصدایی، بلکه در همبستگی مردمی، مشارکت گسترده و مدیریت
خردمندانه جمعی رقم میخورد.
جبهه باید بر پایه گفتوگوی شفاف و فراگیر میان نیروهای سیاسی، مدنی و اجتماعی
شکل گیرد و از ابتدا بر معیارهای روشن استوار باشد؛ از جمله پایبندی به
استقلال، نظام سیاسی فراگیر، حقوق برابر شهروندی، نفی انحصار قدرت و پذیرش
تصمیمگیری جمعی. جبهه زمانی پایدار و مؤثر خواهد بود که عضویت در آن نه بر
اساس وابستگیهای شخصی و قومی، بلکه بر تعهد عملی به برنامه مشترک، ساختار
سازمانی منظم و پاسخگو، و یک نقشهراه مشخص برای گذار سیاسی تعریف شود.
بدینوسیله میتوان وظایف جبهه را در سه مرحله طبقه بندی کرد:
۱-برنامه های کوتاه مدت:
-سازماندهی و هماهنگسازی نیروها و جریانهای همسو و آزادیخواه،
- آگاهی دهی سیاسی و بسیج مردمی،
. جلب حمایت سیاسی و حقوقی در سطح منطقه و جهان.
۲-برنامه های میان مدت :
. فراهم سازی زمینه گفتگوی ملی و فراگیر،
. طرح بدیل سیاسی برای اداره کشور،
. دفاع از حقوق بشر ، به ویژه حقوق زنان و همه شهروندان افغانستان،
. آمادگی برای انتقال قدرت مشروع.
۳-برنامه های دراز مدت:
. باز سازی نهاد های دولتی،
. توسعه متوازن اقتصادی و اجتماعی،
. تامین صلح پایدار وثبات سیاسی،
. ادغام افغانستان در جامعه جهانی به عنوان کشور مسؤل.
این سند شامل اصول بنیادین، جهتگیریهای سیاسی و تعهدات راهبردی جبهه است و نه
برنامهٔ اجرایی دولت آینده.
اصول بنیادین و جهتگیریهای اساسی جبهه
۱-شیوهٔ کارکرد جبهه:
-شیوهٔ های گوناگون مبارزه برای تامین دموکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق
شهروندی،
- تصمیمگیری جمعی و اجتماعی،
- احترام به تنوع فکری و سیاسی اعضا،
-ایجاد اتحاد و همبستگی میان نیروهای دموکرات، ترقیخواه و عدالتخواه، و دیگر
نیروهای آزادیخواه و شهروندی افغانستان، با اتکا به اکثریت خاموش جامعه.
۲. استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت
ارضی
حفظ استقلال سیاسی، دفاع از سرحدات کشور و جلوگیری از هرگونه دخالت بیرونی در
سرنوشت کشور وظیفهای همهی شهروندان و تغییرناپذیر است.حاکمیت ملی در
افغانستان به مردم تعلق داشته و اراده مردم از طریق انتخابات آزاد، سری و
دموکراتیک در دایره قدرت سیاسی بازتاب مییابد.
۳. تکیه بر اراده مردم
مشروعیت سیاسی تنها از رأی آزاد، مستقیم، شفاف و برابر شهروندان برمیخیزد.
جبهه طرفدار ایجاد یک نظام انتخاباتی غیر متمرکز، معتبر و قابل اعتماد است.
۴. دولت قانونمدار و قانونمحور و پاسخگو
تقسیم صلاحیتهای سه قوۀ دولت (اجراییه،مقننه وقضائیه) باید روشن، متوازن و
عاری از مداخله باشد تا هیچ نهاد یا فردی نتواند قدرت را انحصار کند.
۵. حقوق و آزادیهای زنان
محرومیت زنان از آموزش، کار و حضور اجتماعی نه مشروعیت دینی دارد و نه مبنای
عقلانی. جبهه از حقوق کامل مدنی، اجتماعی و سیاسی زنان دفاع میکند.
۶. تمرکززدایی و مدیریت محلی
تقویت ارگانهای محلی و توزیع متوازن قدرت میان مرکز و ولایتها، یکی از
پیششرطهای رشد اقتصادی، عدالت اداری و شکوفایی فرهنگی است.
جبهه به این عقیده است تا اشکال اقتدار سیاسی بطرز افقی تنظیم گردیده و اجازه
داده شود تا مردم به طور انتخابی، والی ها، ولسوالی ها وشهر دار ها را از میان
مردمان بومی در یک پروسه دموکراتیک انتخاب نمایند.
۷. نظام شهروندمدار
جبهه، استقرار نظام جمهوری دموکراتیک شهروندمحور را لازمهٔ شکلگیری دولت–ملت
مدرن و وحدت پایدار شهروندان افغانستان میداند.
۸. مبارزه با تبعیض و ستم
جبهه در برابر تمام اشکال تبعیض قومی، زبانی، دینی، مذهبی، جنسیتی و اجتماعی
ایستادگی میکند و بر ایجاد ساختارهای عدالتمحور تأکید دارد.
۹. مشارکت آزاد نیروها و جریانها
آزادی فعالیت احزاب، نهادهای اجتماعی و سازمانهای مدنی باید تضمین شود تا
زمینه برای گسترش دموکراسی، شفافیت و مشارکت سیاسی فراهم گردد.
۱۰. پشتیبانی از فرهنگ و ارزشهای مردمی
احترام به باورهای دینی، سنتهای پسندیده و میراث مشترک فرهنگی اقوام افغانستان
جزئی از هویت همگانی و مشترک ماست. جبهه خواهان فضای باز فرهنگی و رشد سالم
فرهنگی است.
۱۱. آزادی اندیشه و بیان
این آزادیها باید بهعنوان پیششرط توسعه، آگاهی و پیشرفت جامعه به رسمیت
شناخته و حراست شوند.
۱۲. جدایی دین از دولت
جبهه از تفکیک نهادهای دینی از ساختار قدرت سیاسی، با حفظ آزادی باورهای دینی
شهروندان، حمایت میکند و آن را در قانون اساسی الزامی و ضروری میداند.
۱۳. مبارزه با افراطگرایی
افغانستان خانه مشترک همگان است. جبهه با تحمیل هرگونه نظام استبدادی و تبدیل
کشور به پایگاه گروههای تروریستی مخالف است و از جمهوریت مبتنی بر دموکراسی و
حقوق شهروندی پشتیبانی میکند.
۱۴. توسعه اقتصادی و حمایت از سرمایهگذاری
تقویت اقتصاد کشور، حمایت از سرمایهگذاری سالم داخلی و خارجی و توسعه
پروژههای زیربنایی از اولویتهای اساسی جبهه است.
۱۵. مبارزه با مواد مخدر
خشکاندن ریشههای تولید و تجارت مواد مخدر، ایجاد کشت بدیل و فراهمساختن مراکز
درمانی برای معتادان از ضرورتهای حیاتی کشور است.
۱۶. مقابله با فقر و نابرابری
ایجاد برنامههای حمایتی، شبکههای همبستگی و سیاستهای اقتصادی عدالتمحور
وظیفه دولت آینده خواهد بود.
۱۷. سیاست خارجی مبتنی بر منافع کشور
روابط خارجی باید بر اصل بیطرفی فعال، حفظ استقلال کشور و توازن منافع با
همسایگان و جهان استوار باشد.
جبهه خواهان نقش گسترده سازمان ملل در حل بحران کنونی است
واز تمام نهاد های بین المللی، کشور های جهان و دولت های صلحدوست و عدالتخواه
جهان، کشور های همسایه، میطلبد تا مردم افغانستان را برای استقرار نظام ملی
ودموکراتیک یاری رسانیده، از شناخت رسمی نظام طالبان اجتناب نموده وکمک های
شانرا برای چرخانیدن ماشین سرکوبگر نظام طالبان قطع نمایند.
۱۸. وحدت فراگیر و اقدام جمعی
هیچ گروهی به تنهایی توان پایاندادن به بحران افغانستان را ندارد. تنها
با همکاری، گذشت از منافع گروهی و تشکیل یک جبهه بزرگ مردمی میتوان به آینده
امیدوار بود.
۱۹. ساختار باز و برابر
جبهه دارای ساختار باز، داوطلبانه و غیرهرمی است که در آن تمامی اعضا، احزاب و
جریانهای عضو، فارغ از وزن سیاسی یا پیشینه، از حقوق برابر در مشارکت، اظهار
نظر و تصمیمگیری برخوردارند.
جنبش های اعتراضی
۲۰ - جبهه از جنبش های اعتراضی
فرامرزی که در راستای منافع افغانستان برگزار میگردد، با قاطعیت دفاع مینماید.
جامعه مهاجر
۲۱-جبهه همبستگی وهمصدای خود با جامعه مهاجر افغانستان در بیرون از مرز ها را
اعلام میدارد.
۲۲-تمام احزاب، نهادها و شخصیتهایی که اصول این جبهه را میپذیرند، عضو برابر و صاحب حق در تصمیمگیری جمعی هستند.
فراخوان جبهه
جبهه رهایی و همبستگی مردم افغانستان، آغاز یک حرکت گسترده، صلحمحور،
مردممدار و عاری از وابستگیهای تنگنظرانه است.
ما، همه نیروهای مردمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، زنان، جوانان، متخصصان و
نخبگان را فرامیخوانیم که برای نجات کشور و ساختن آیندهای سالم و
شرافتمندانه، زیر یک چتر مشترک و با صدای واحد گرد آیند.
بهسوی افغانستان آزاد، آباد، واحد و عادلانه باهم گام برمیداریم.
پایان