سراج ادیب

 

 

زنان در روزگاری که طالبان حاکمیت دارند

 

تصویری که هزاران سخن در خود دارد در میان گردوغبار یک جادهمستقیم ، زنی دیده می‌شود که کودکی را در آغوش دارد و بار سنگینی از کیله ها را بر روی یک وسیله نقلیه خیلی ابتدایی ( کراچی ) کوچک حمل می‌کند. این تنها یک عکس نیست؛ این روایت رنج، مسئولیت، مبارزه و بقاست.

تصویری که هر وجدان بیداری را به تأمل وامی‌دارد و از هر صاحب قدرتی می‌پرسد: آیا صدای این مادران را می‌شنوید؟

در این تصویر، کودکی در آغوش مادرش به آینده می‌نگرد، اما پرسش اینجاست که آن آینده چگونه خواهد بود؟

 آیا این کودک به آموزش، امنیت، بهداشت و فرصت‌های برابر دسترسی خواهد داشت یا سرنوشتش نیز تکرار همان مراحل دشوار فقر و محرومیت خواهد بود؟

جامعه‌ای که زنان آن ناچار باشند هم‌زمان بار سنگین تأمین معیشت، نگهداری کودک و مقابله با محدودیت‌های اجتماعی را بر دوش بکشند، نیازمند بازنگری جدی در سیاست‌ها و اولویت‌های خود است. توسعه و پیشرفت تنها با شعار به دست نمی‌آید، توسعه زمانی معنا پیدا می‌کند که کرامت انسان، به‌ویژه کرامت زنان و کودکان، در مرکز تصمیم‌گیری‌ها قرار گیرد .

حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما آنچه در حافظه تاریخ باقی می‌ماند، نحوه رفتار آنان با ضعیف‌ترین اقشار جامعه است. اگر مادری برای لقمه نانی ناچار باشد در سخت‌ترین شرایط کار کند و هم‌زمان امنیت و آینده فرزندش را نیز بر دوش بکشد، این یک هشدار برای همه مسئولان است، هشداری که نمی‌توان آن را با بی‌تفاوتی پاسخ داد.

هر حکومتی که مدعی خدمت به مردم است، باید از خود بپرسد: برای کاهش فقر چه کرده است؟

برای حمایت از زنان سرپرست خانواده چه برنامه‌ای دارد؟

برای آموزش کودکان چه آینده‌ای ترسیم کرده است؟

پاسخ به این پرسش‌ها نه در بیانیه‌ها، بلکه در زندگی روزمره مردم دیده می‌شود.

این تصویر فریاد خاموش هزاران مادر است، مادرانی که به‌جای گله و نالش، کار می‌کنند، به‌جای تسلیم شدن، مقاومت می‌کنند، و به‌جای ناامیدی، همچنان برای آینده فرزندانشان می‌جنگند.

اما مسئولیت ساختن آن آینده تنها بر دوش آنان نیست. این وظیفه همه نهادهای حکومتی و اجتماعی است که شرایطی فراهم کنند تا هیچ مادری مجبور نباشد میان نان امروز و آینده فرزندش یکی را انتخاب کند. تاریخ درباره قدرت حاکمان کمتر قضاوت می‌کند، اما درباره میزان عدالت، انسانیت و توجه آنان به رنج مردم، قضاوتی فراموش‌نشدنی خواهد داشت.

این تصویر نیز سندی از همان قضاوت است، سندی که از همه صاحبان قدرت می‌خواهد از خواب غفلت بیدار شوند و صدای مردم را بشنوند.

برای همه مرد عزیزم افغانستان و سراسر جهان آرزو دارم روزی فرا برسد که هیچ مادری نگران نان فرزندش نباشد، هیچ کودکی از آموزش و آینده محروم نگردد و هیچ انسانی به سبب جنسیت، قومیت یا باورش از حقوق و کرامت انسانی خود محروم نشود./

 با درودهای گرم، احترام فراوان و بهترین آرزوها برای انسانهاي كه به انسانيت ارج قايل اند.«  سراج اديب »

 





 


بالا
 
بازگشت