

م. نبی هیکل
جبهه مقاومت و روسیه
در این روزها پیرامون ملاقات احمد مسعود با یک مقام دومای روسیه، بحث هایی در جریان افتاده . آیا این دیدار آنچنان مایه امید است که تعدادی میاندیشند؟
دو اصل را در چنین موارد پیوسته باید در نظر داشت:
۱.هر ملتی و هر کشوری برای تامین منافع ملی ( حیاتی و ثانوی) خود عمل مینماید.
۲. واحد داد و ستد در سیاست قدرت است.
این دو اصل در دستور کار ایلیت های سیاسی قرار دارد. این ایلیتها مشتکل از ر وشنفکران با یک دکترین/ باورمندی مشخص است.
روابط روسیه با طالبان بر اساس منافع ملی آن کشور بنا یافته است. روسیه همانگونه که نمیخواهد ناتو بسوی روسیه گسترش یابد، تمایل طالبان به امریکا نیز این خطر را دارد که یک عضو ناتو در همسایگی روسیه قرار دارد. کشور چین نیز در چنین یک موقعیت قرار دارد.
روسیه، اتحادیه اروپا، و مردم افغانستان یک نگرانی مشترک دارند. این نگرانی عبارت از نبود{ بدیل ملی سیاسی } است.در نیتیجه -ی این کمبود مردم مجبور گردیده مانند کشور های نامبرده با طالبان در تعامل قرار گیر ند. این تعامل تحمل است.
نباید فراموش نمود که متمدن شدن یک پروسه اهلی شدن است. اهلی شدن عبارت از فرمانبردار شدن است. اما به بیان معاصر عبارت است از انطباق با زمان و محیط.
در یک بحث پیرامون همین دیدار آقای آریانفر طالبان را( بمب ساعتی) نامید. من امارت را (کفش کهنه در بیابان) میدانم. زیرا نه مردم آن را میخواهد نه جامعه جهانی اما راه دیگری ندارند تا اینکه چاره ای برای این (چاره ناچار) دریافت گردد. زیرا اقدام نظامی علیه طالبان پیامدهای هولناک خواهد داشت و حتی در صورت تکرار رویداد نوامبر ۲۰۰۱ که به سقوط طالبان منتهی گردید، ما باردیگر با مشکل بدیل ملی سیاسی روبربرو میگردیم و در غیر آن ما راه رفته را مجوریم طی نماییم. زیرا نیروهای مهاجم دست نشانده های خود را بر اریکه قدرت مینشانند.
امیدواری کشور ها این است:
۱.طالبان ممکن است در نتیجه تحولات و تعاملات داخلی یا خارجی اهلی گردند.
۲.یک بدیل ملی سیاسی ازمیان جامعه روشنفکری غیر فاسد برخواهد خواست، زیرا در نهایت امر این جامعه ر وشنفکری بیدار خواهد شد.
در صورتی که نتوانیم بدیل ملی سیاسی ایجاد نماییم ، استدلال رییسجمهور امریکا (مک کینلی[1])در مورد امپریالیزم امریکا در فلپین (۱۸۹۹)، در مورد افغانستان عملث خواهد شد.زیرا تاریخ معاصر نشان میدهد که ما توانایی خود گردانی را دارا نیستیم.
روسیه نیز در چنین یک حالت در جستجوی متحد با اعتبار است. اما جبهه مقاومت را روسیه بهتر میشناسد، زیرا از گذشته های دور در صف رقبای رو سیه قرار داشتند. گویند قدرت فاسد میسازد، زیرا انسانها برای احراز قدرت و حفظ آن در درازای تاریخ از هیچ کاری دریغ نکرده اند.
فکر کنید این ( بمب ساعتی یا دیگ بخار) از درون منفجر گردد و بحران سیاسی در خلای قدرت ایجاد گردد، کشورهایی که منافع امنیتی دارند باید بدیلی در آستین داشته باشند تا سنگر مبارزه را برای دفاع منافع ملی خود در اختیار داشته باشند.در غیر آن تیم های متعدد بزکشی وارد میدان میشوند تا بر اریکه قدرت دست یابند.
روشنفکر ان واقعآ باید آن دو اصل عمده را درنظر گیرند و ( بدیل ملی سیاسی) را ایجاد نمایند.
در خانه مشترک ما (افغانستان) نخست باید کودکی به دنیا آید تا سایرین به تبریکی و به شب(۶) آیند. این کودک باید در رحم مادر برزگ شود تا متولد گردد. به عبارت دیگر وقتی بدیل ملی سیاسی در کشور ایجاد گردد هم مردم و هم سایر کشورهای دارای حسن نیت از نیاز کمبود آن نجات میا بند.
تاریخ ثابت کرده است که خانه خود را خود میتوانید آباد کنید دوستان میتوانند مدد نمایند.
پایان سخن