E.mail :
azizjorat@yahoo.se
عبدالواحد سیدی ; چه باید کرد ؟
مرادزئ : کرزئ د غلو او ډاکوانو د بانډ مشر
عبدالواحد سیدی : افغانستان در جریان شتابنده زمان
محمدعوض نبی زاده : افغانستان کانون گرایشات قومی ودینی
نظــــــــــر برهان : نوای عشق
بریالی زرګر : محمد یاره زما سلام ومنه
سهیل سبزواری : تاریخ افغان ها ـ فصل چهارم
وحید صابری، مهمان استودیوی شماره هفت
کارتونهای تازه از عتيق شاهد
شنبه 13
سرطان 1388 خورشيدی برابر با 4 جولای 2009 ميلادی
دو سرباز امريکايي براثر انفجار در افغانستان
کشته شدند
ارتش امريکا روز شنبه از کشته شدن دو نظامي اين
کشور و زخمي شدن چهار تن ديگر براثر انفجار در شرق افغانستان خبر داد.
کريستين سايدنستريکر سخنگوي ارتش امريکا اعلام کرد نظاميان اين کشور در استان
پکتيکا واقع در شرق افغانستان هدف حمله قرار گرفتند.
به
گزارش خبرگزاري اسوشيتدپرس از کابل، وي جزييات بيشتري در اين خصوص ارائه نکرد.
اين
انفجار در شرايطي به وقوع پيوسته است که هزاران تفنگدار امريکايي در جنوب
افغانستان درگير بزرگترين عمليات نظامي از زمان تهاجم نظامي تحت رهبري امريکا
به افغانستان در سال دو هزار و يک تاکنون هستند و تلاش مي کنند خطوط انتقال
تسليحات را به شبه نظاميان قطع کنند و حمايت ريش سفيدان محلي را بدست اورند.
از دست دادن
شمال به نفع هیچ کس نیست
8صبح : عطا
محمد نور، والی بلخ دستور وزارت داخله کشور مبنی بر برکناری سه تن از مقام های
پولیس بلخ را نپذیرفته است. یک منبع که نخواست نام اش افشا شود، به 8صبح گفت که
آقای نور به سه تن از مقام های جدید پولیس بلخ که در هفته گذشته به پست های
قوماندانی شاهراه، مدیریت ترافیک و مدیریت جنایی این ولایت از سوی وزارت داخله
منصوب شده بودند، اجازه نداده است تا پست های شان را اشغال کنند.
وزارت داخله کشور هفته ی گذشته سه تن از مقام های پولیس بلخ را که شامل مدیر
جنایی، مدیرترافیک و قوماندان شاهراه در ولایت بلخ بودند از پست های شان برکنار
و به جای شان افراد جدیدی را منصوب کرد.
گفته می شود که برکناری این افراد عمدتا به مقاصد انتخاباتی صورت گرفته است.
ظاهرا این افراد متهم به حمایت و کمپاین کردن برای نامزد خاصی در انتخابات بوده
اند.
با این وجود والی بلخ که حمایت اش را در انتخابات ریاست جمهوری از داکتر
عبدالله عبدالله اعلام کرده است، با برکناری مقام های پولیس ولایت بلخ موافقت
نکرده است و طبعا افراد منصوب شده ای جدید نیز نتوانسته اند به وظایف شان آغاز
کنند.
تنش های میان حکومت مرکزی و آقای نور پس از آن آغاز شد که عطا محمد نور حمایت
خود را از نامزدی داکتر عبدالله عبدالله در انتخابات اعلام داشت. براساس برخی
گزارش هایی که به 8صبح در آن زمان رسیده بود، حامد کرزی، رییس جمهور کشور و
نامزد انتخابات ریاست جمهوری از آقای نور خواسته بود تا پس از حمایت اش از
داکتر عبدالله عبدالله از پست خود استعفا دهد. اما یک منبع معتبر به 8صبح گفته
بود که آقای نور در پاسخ به درخواست حامد کرزی مبنی بر استعفایش از پست ولایت
بلخ گفته بود که استعفا نمی دهد ولی رییس جمهور می تواند او را برکنار کند.
این خبر بعدا مورد تایید مقام های ولایت بلخ و کابل قرار نگرفت. با این وجود به
نظر می رسد که با گذشت هر روز و نزدیکتر شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری، جناح
های مختلف تلاش دارند تا حمایت افراد قدرتمند را در ولایت های کشور به خود جلب
کنند و از طریق این افراد، طرفداران شان را به رای دادن به خود ترغیب نمایند.
چنانچه روز چهارشنبه هفته گذشته آقای محمد محقق وارد ولایت بلخ شد و با
هواداران خود در آن ولایت دیدار کرد. آقای محقق که در انتخابات ریاست جمهوری از
حامد کرزی حمایت می کند، از هواداران خود در بلخ خواست تا به رییس جمهور فعلی
کشور در انتخابات آینده رای دهند.
در همین حال خبرهای مبنی بر بازگشت جنرال عبدالرشید دوستم نیز به گوش می رسد.
گفته می شود که آقای دوستم نیز به مجرد رسیدن به افغانستان به ولایت های شمال
کشور خواهد رفت و از هواداران خود خواهد خواست تا به حامد کرزی در انتخابات رای
دهند.
به نظر می رسد که حمایت آقای محقق و آقای دوستم از کرزی به عنوان دو تن از
رقبای بالقوه قدرتمند عطامحمد نور، والی بلخ یکی از دلایل عمده حمایت وی از
داکتر عبدالله باشد، هرچند که آقای نور به لحاظ سوابق عضویت اش در حزب جمعیت
اسلامی نیز با آقای عبدالله روابط قدیمی و حسنه دارد.
برخی از کارشناسان در حالی که ولایت بلخ را الگوی برجسته از لحاظ امنیتی،
بازسازی و همزیستی مسالمت آمیز اقوام می دانند، اقدام های اخیر حکومت را تحریک
کننده می خوانند. به گفته آنها اگر حکومت در آستانه ی انتخابات بخواهد به منظور
مغشوش کردن فضا دست به اقدام هایی بزند، این کار نه تنها باعث آشفته تر شدن
اوضاع انتخابات و کم کردن میزان مشارکت مردم در ولایت های شمال خواهد شد، بلکه
امکان دارد اوضاع ولایت بلخ را که به مثابه یک الگوی برجسته در حکومت وجود
دارد، آشفته و مغشوش کند.
روسيه و
افغانستان روابط بين پارلمانی راتحکيم می بخشند
فارسی رو :
به دعوت سید حامد گیلانی معاون
اول مشرانو جرگه افغانستان معاون اول شورای فدراسیون روسیه الکسانر تورشین از
کابل دیدن نمود.
قرار معلومات سایت خبری " افغانستان.رو " ، بازدید الکساندر تورشین از کابل به
مساعدت فعال انتسیتوت دیموگرافی ، مهاجرت و انکشاف منطقوی اماده گردیده بود و
به ادامه گردهمایی اواسط ماه می سال 2009 روسیه – افغانستان در مسکو مبدل
گردید.
گفتنی است که سازماندهی گردهمایی در پایتخت روسیه، که در ان سیاستمداران با
نفوذ روسیه و افغانستان شرکت ورزیده بودند و به 90 مین سالگرد برقراری مناسبات
دیپلوماتیک بین روسیه و افغانستان وقف شده بود ، نیز از طرف انستیتوت دیموگرافی
، مهاجرت و انکشاف منطقوی صورت گرفته بود.
الکساندر تورشین معاون شورای فدراسیون روسیه از پیشنهادات ، که گردهمایی روسیه
افغانستان طرح ریزی نموده بودند حمایت نمود و شخصاً در توسعه دیالوگ بین
پارلمانی روسیه و افغانستان شرکت نمود.
الکساندر تورشین هنگام اقامت در کابل ملاقات های را با رئیس مشرانو جرگه
افغانستان صبغت الله مجدیدی ، معاون رئیس جمهور کریم خلیلی ، وزیر معارف فاروق
وردک و همچنان وزیر مبارزه با مواد مخدره جنرال خدایداد و معاون وزارت داخله
داود داود انجام داد. از طرف سید حامد گیلانی معاون مشرانو جرگه به افتخار یکی
از رهبران شورای فدراسیون روسیه در هوتل اینترکانتینینتل ضیافت ترتیب شده بود ،
که در ان سناتوران ، نماینده گان ولسی جرگه و همکاران دفتر شورای ملی افغانستان
شرکت ورزیده بودند.
الکساندر تورشین در جریان بازدید از کابل با همکاران افغان خود نتائیج گردهمایی
ماه می سال 2009 مسکو ، مسایل مربوط به همکاری ها در عرصه معارف ، اقتصاد و
کلتور بین دو کشور مورد بحث قرار داد. نماینده روسیه و نماینده گان پارلمان
افغانستان ، همچنان مجموعه مسایل مربوط به همکاری های متقابل بین مسکو و کابل
مورد بحث قرار داند. توجه خاص به مساله مبارزه مشترک با مواد مخدره مبذول
گردیده بود.
الکساندر تورشین در کابل ابتکار برگذاری کنفرانس منطقوی مشترک پارلمانی با شرکت
روسیه ، افغانستان ، کشور های عضو سازمان همکاری شانگهای ، ایران ، پاکستان و
هند در خزان سال 2009 پیشنهاد نمود. نماینده گان پارلمان افغانستان از ابتکار
سناتور روسی حمایت نمودند.
قابل تذکر است ، که مفکوره برگذاری کنفرانس مشترک پارلمانی در باره مساله
افغانستان قبلاً در ماه اپریل سال 2009 نماینده پارلمان افغانستان جمیل کرزی ،
هنگام اقامت در مسکو و شرکت در کنفرانس بین المللی " بحران افغانستان :
سناریوهای ممکن انکشاف " ، که از طرف مرکز مطالعات افغانستان معاصر سازماندهی
شده بود ، پیشنهاد نموده بود.
الکساندر تورشین همچنان طرح پروگرام مشترک روسیه – افغانستان در باره از بین
بردن بیسوادی در بین مردم دهات افغانستان پیشنهاد نمود. به عقیده سناتور روسی ،
چنین پروگرام باید افزایش قابل ملاحظه معلمین و تربیه کیفی مسلکی انها را
پیشبینی کند. به عقیده الکساندر تورشین ، سازماندهی مرکز تربیه معلمین برای
مناطق دوردست افغانستان بر پایه خانه علم و فرهنگ شوروی سابق در کابل ، که به
این منظور باید احیاء و بازسازی شود ، کار درست خواهد بود.
نماینده گان افغان ازین ابتکار سناتور روسی حمایت نمودند. جنرال خدایداد وزیر
مبارزه با قاچاق مواد مخدره افغانستان به الکساندر تورشین خبر داد ، که سه هفته
قبل همه معتادین مواد مخدره و اواره گان از ویرانه عمارت خانه علم و فرهنگ
شوروی به فابریکه جنگلک منتقل شدند. حالا روسیه باید احاطه خانه علم و فرهنگ را
بازسازی کند و در انجا محافظین توظیف نماید ، تا یکبار دیگر به محل تجمع
معتادین مبدل نگردد.
باید گفت ، که در قطعنامه گردهمایی روسیه – افغانستان ، که بتاریخ 14 ماه می
سال 2009 در مسکو تصویب شده ، پیشنهاد عنوانی مقامات رسمی فدراسیون روسیه راجع
به بازسازی خانه علم و فرهنگ شوروی در کابل و مبدل ساختن ان به مرکز کلتوری و
اقتصادی روسیه در افغانستان درج می باشد.
برای تربیه کادرهای علمی افغان در رشته های مختلف ، شرکت کننده گان گردهمایی طی
پیشنهاد از حکومت فدراسیون روسیه خواسته تا سمهیه بورس های محصلان افغان را در
موسسات تحصیلی روسیه از صد بورس فعلی تا 500 بورس همه ساله افزایش دهد و ده
بورس را برای اسپیرانتان و دوکتورانتوری تخصیص دهد.
شرکت کننده گان گردهمایی همچنان از مقامات روسیه خواسته اند ، " تا به مثابه
نخستین گام حسن نیت ، یک یک لیسه در قندهار ، هرات ، ننگرهار و بلخ افتتاح
نماید و " کار انها را با تمام وسایل ضروری ، بشمول استادان ، لیلیه ،
لابراتوارها و صنوف کمپیوتری تامین کند. شرکت کننده گان گردهمایی روسیه –
افغانستان در اینده به حکومت روسیه پیشنهاد میکنند تا " نظر به امکانات ، این
شبکه موسسات تعلیمی را در ولایات دیگر افغانستان توسعه بخشد".
تلاشهاي كرزي
براي انتخاب مجدد در پست رياستجمهوري افغانستان
به نظر ميرسد حامد
كرزي كه تا پيش از اين به عنوان فردي نالايق
و بيكفايت معرفي شده بود، توانسته است با حركت ماهرانه با
مهرههاي كليدي خود در
افغانستان شانس خود را به عنوان شخصيتي محبوب و پيروز در
انتخابات آتي افزايش دهد.
به گزارش ايسنا،
هفتهنامهي آلماني اشپيگل در تحليلي با اشاره به انتخابات 20 اوت افغانستان و
تحت عنوان"كرزي با سركردههاي شبه نظاميان افغان سازش كرده و متحد
ميشود" آورده است: به نظر ميرسد حامد كرزي، رييسجمهور افغانستان تلاش ميكند
با
هر روش ممكن پيروز انتخابات آتي اين كشور باشد به گونهاي كه وي با دادن رشوه
به
كانديداهاي رقيب و انعقاد قرارداد با سركردهها و رهبران شبه نظاميان تلاش
ميكند
به بخت اول انتخابات تبديل شود.
در بخش ابتدايي اين
تحليل آمده است: اگر به عنوان
كسي كه انتخابات را به عنوان نماد شفافيت سياسي ميداند به ستاد
مركزي كميسيون
بيطرف انتخابات در شرق افغانستان سري بزنيد، حدس و گمانها و
احتمالات مثبتي در
مورد انتخابات افغانستان نخواهيد داشت. كميسيون مستقل انتخابات
افغانستان (IEC)
همانند يك دژ و قلعه سنگربندي شده است و پشت ديوارهاي بتوني و
چندين ايستگاه
بازرسي، پادگانهايي از سربازان ارتش ملي اين كشور به چشم
ميخورد.
در بخش ديگري از اين
تحليل آمده است: اين دومين
بار بعد از سقوط طالبان است كه افغانستان، شهروندان خود را به
پاي صندوقهاي راي
فرا ميخواند. روز 20 اوت مشخص خواهد شد كه چه كسي براي پنج سال
آينده بايد به كاخ
رياستجمهوري كابل وارد شود. با وجود شرايط ناآرامي كه در اين
كشور و بويژه در
هندوكش وجود دارد ميتوان گفت كه نتيجه انتخابات در برخي مناطق
اين كشور نامعلوم
است چرا كه كسي نميداند در حين رقابتهاي انتخاباتي چه اتفاقي
خواهد افتاد. حنيف
اتمر، وزير كشور نيز معتقد است كه طالبان در تابستان
سال جاري خونبارترين
روزها را شاهد خواهد بود.
اشپيگل ميافزايد:
افغانستاني كه به شدت با جنگ،
ترور، فقر، بيكاري ، ارتشاء دست و پنجه نرم ميكند منتظر و
اميدوار به حضور رييس
جمهوري است كه دردهاي آنها را درمان كند.
سوالي كه اكنون مطرح
ميشود اين است كه اين
رييسجمهور چه كسي ميتواند باشد و آيا واقعا همهي اقدامات لازم
و عملي انجام
خواهد شد تا افغانها از اين طريق بتوانند آزادانه و با حق يكسان
براي روياهاي
سياسي آتي خود تصميم گيري كنند؟ رويايي كه اگر مسجل شود،
افغانستان را از بن بستي
كه در آن گرفتار شده، نجات خواهد داد.
اشپيگل در پاسخ آورده
است: اكنون كانديداهاي
انتخابات افغانستان مشخص شدهاند. 41 زن و مرد خود را كانديداي
احراز پست رياست
جمهوري در افغانستان نمودهاند. افراد بيكفايتي كه به دلايل خاص
خود را كانديداي
احراز اين پست كردهاند، افرادي كه حتي به عقيده عزيزالله لودين،
رييس كميسيون
انتخابات افغانستان بايد "هر چه زودتر به بيمارستان رواني علي
آباد مراجعه كنند".
به ديگر زبان اين كانديداها، فاقد كمترين شايستگيها براي احراز
پست رياست جمهوري
افغانستان ميباشند.
به نوشته اشپيگل،
درانتخابات سال جاري افغانستان
نام حدود 17 ميليون افغان براي راي دادن ثبت شده است از آنجا كه
جمعيت واقعي
افغانستان نامشخص است از اين رو رقم واجدين شرايط راي نيز به طور
كامل نامشخص است و
از آن جا كه در مقايسه با گذشته و در سال 2004 آراء در خود مراكز
اخذ راي شمرده
ميشود و نه در مراكز استاني، بسياري از ناظران از احتمال
دستكاري نتايج آن هم در
سطحي بسيار وسيع خبر دادهاند. با اين حال كرزي تلاش ميكند با
رايزنيهاي درست،
شرايط انتخاب خود را به عنوان رييس جمهور آتي بيش از پيش مسجل
كند.
اشپيگل در ادامه اين
نوشتار به بررسي برخي
كانديداها پرداخته است: براي مثال ژنرال رشيد دوستم، كه رهبر يكي
از اقوام شمال
افغانستان است، بارها طي جنگهاي داخلي و قبل از آنكه با ارتش 50
هزار نفرياش به
آمريكاييها در جنگ عليه طالبان بپيوندد، مواضع خود را عوض كرده
است. وي كه يكي از
رهبران نظامي و خشونت طلب محسوب ميشود در دوران كرزي پستهاي
برجستهي ارتش را در
دست گرفت، به علت پيشامدهاي مختلف سال گذشته به زندان انداخته
شد و بعد از آن براي
مداوا به تركيه رفت. كرزي طي روزهاي گذشته وي را به عنوان رييس
ستاد ارتش معرفي
كرد. امري كه غرب با ترس و وحشت با آن برخورد كرد ، اما
روزنامههاي كابل آن را
انتصاب عاقلانه رييس جمهور معرفي كردند و نوشتند: با اين اقدام
كرزي، دوستم فرصتي
مييابد كه از استعدادهاي بسيار خود براي جلب منافع افغانستان
بهره بگيرد.
در ادامهي تحليل
اشپيگل آمده است: تطميع
كانديداهاي انتخابات افغانستان با پول و با هدف جلوگيري از
كانديداتوري برخي از
نمايندگان ديگر، يكي ديگر از اقدامات رييسجمهور افغانستان
ميباشد. وي با دادن
وعده به كانديداهاي خطرناك كه رقباي اصلي وي به شمار ميرفتند
آنها را از ادامه
خواستشان براي انتخابات افغانستان منصرف كرد. در اين ميان براي
مثال ميتوان به
استاندار استان ننگرهار اشاره كرد. طبق اظهارات كرزي به ازاي هر
گونه صرفنظر از
كانديداتوري، اسم اين افراد در ليست دريافت كنندههاي پول وارد
خواهد شد. اولين
قيمت پيشنهاد شده به ازاي صرف نظر از كانديداتوري 11 ميليون دلار
بوده است.
كرزي بعد از آنكه به
فهيم و دوستم دو پست كليدي
را پيشنهاد كرد، اكنون خواهد توانست در 20 اوت آراي تاجيكها و
ازبكها را از آن
خود كند. كرزي علاوه بر اين با اين اقدام خود زمينهي متلاشي
شدن حزب مخالف را نيز
فراهم آورد چرا كه فهيم نيز همچون دوستم از سردمداران اتحاديه و
ائتلاف "جبههي
وحدت ملي" محسوب ميشوند. جبههاي كه كرزي را فردي مرتشع و
عروسك خيمه شب بازي
آمريكاييها ميدانست.
اشپيگل در ادامه
مينويسد: كرزي شخصيتي است كه
حتي آمريكاييها نيز بر روي وي خط بطلان كشيدهاند، چرا كه دولت
وي از پس هيچ يك از
مسووليتهاي خطير خود برنيامده است، نه طالبان و نه فساد مالي و
ارتشاء و بايد گفت:
اين واقعيت تلخ صحت دارد كه كرزي روز 20 اوت سال 2009 بار ديگر
گزينهي محبوب راي
دهندگان خواهد بود.
اشپيگل در ادامه با
اشاره به حضور دو كانديداي
مطرح اين انتخابات آورده است: با وجود تلاشهاي كرزي وجود دو
كانديداي اين
انتخابات شرايط انتخاب وي را سختتر خواهد كرد يكي از آنها اشرف
غني است كه در
آمريكا تحصيل كرده و در دوران كرزي به عنوان وزير دارايي خدمت
ميكرده است.
وي پيشتر كرزي را فردي
كاملا بيصلاحيت معرفي
كرده بود اما احتمال پيروزي وي بسيار محدود است. نزديكي بيش از
اندازه وي به آمريكا
و تندخوييهاي وي از دلايل گفتهي بالا محسوب ميشود.
گزينه ديگر عبدالله
عبدالله است كه در دوران كرزي
وزير امور خارجه بود. فردي كه هنوز از جبههي متحد ملي حمايت
ميكند اما عيب اصلي
وي نيز اين است كه پسر يك زن تاجيك است، از اين رو به سختي خواهد
توانست قبايل مهم
پشتون را به حمايت از خود وا دارد.
در بخش پاياني اين
تحليل آمده است: كرزي به
اندازهاي انتخاب خود را مسجل مي داند كه اهداف سياسي روشن بيشتر
از سوي كرزاي
شنيده ميشود تا رقباي وي.
طبق اظهارات غني، وي
درصدد است كه بعد از انتخاب
شدن به عنوان رييسجمهور يك ميليون فرصت شغلي ايجاد كند و يك
ميليون آپارتمان نيز
براي مردم افغان بنا كند. بر خلاف اين برنامه عبدالله تصميم دارد
تغييرات را به
افغانستان بياورد كه شامل انتقال مجدد قدرت به مراكز استانها
است. با آنكه اوضاع
عمراني افغانستان در حال بهبود است اما از لحاظ سياسي به نظر
ميرسد كه از زمان
سقوط طالبان تاكنون اقدامات در خور توجهي انجام نشده باشد.
نخبگان باسابقه اين كشور
نيز قدرت را شخصي كردهاند و به نظر ميرسد كه انتخابات 20 اوت
نيزنتواند در آن
تغييري ايجاد كند.
اگرتا
يک ونيم سال ديگر ستراتژي امريکا پيروزنشود، بازسازي افغانستان معطل خواهد ماند
دويچه ويله : طالبان درهيچ قسمت
افغانستان مانند هلمند نفوذ ندارند، درهيچ نقطه جهان به اندازه هلمند ترياک کشت
نمي شود، درهمينجا است که شورشيان جنگ را سروسامان مي دهند وتفنگداران دريايي
امريکا عمليات " خنجر" را به راه انداخته اند.
به روزپنجشنبه هزاران تن
ازسربازان امريکا به پياده شدن درهلمند آغازکردند تا اين منطقه را زيرکنترول
کامل حکومت افغانستان قرار دهند.
به گزارش روزنامه " واشنگتن پست"
پس ازعمليات 2004 درشهرفلوجه عراق ، اين بزرگترين لشکرکشي تهاجمي است که
تفنگداران دريايي امريکا انجام داده اند.
درعين زمان اين برزگترين عملياتي
است که درزمان رياست جمهوري بارک اوباما رئيس جمهور ايالات متحده امريکا به راه
مي افتد. اوباما اميدواراست که ستراتژي جديد اش براي افغانستان، مسيرحوادث را
درسرزمين کوههاي هندوکش تغييربدهد.
اداره اوباما، پس ازسالها
خوشبينيهايي که توسط حکومت بوش ابرازمي شد، حال مي داند که اوضاع درافغانستان
چقدرجدي شده است. اوباما درماه گذشته يک نشست کارشناسان امنيتي را که مرکزشان
درنيويارک است ودر تدوين ستراتژي جديد امريکا که ازبهار آغاز شده است ، نقش
اساسي داشته اند، فراخواند.
دريک يادداشت داخلي غيررسمي اين
نشست آمده است که، ايالات متحده امريکا " واقعاً درحال باختن نيست ، اما ما
محققاً درحال پيروزي نيستيم".
اين يادداشت غيررسمي برآن است که
تا هژده ماه ديگر ما بايد موفقيتهاي چشمگيري داشته باشيم ، درغيرآن حکومت
وشهروندان کشورهايي که درمنطقه عضو ائتلاف بين المللي مي باشند، نتيجه خواهند
گرفت که اوضاع نوميد کننده است وبعداً " تبليغات براي بيرون کشيدن نيروهاي شان
" شروع مي شود.
اين يادداشت غيررسمي مي گويد:
هرگاه اوضاع چنين مسيري بيابد، تنها چيزي که باقي مي ماند، همانا برنامه محدود
ايالات متحده امريکا براي عمليات ضد تروريستي مي باشد تا حکومت مرکزي درکابل را
روي پا نگهدارد.
درچنان صورتي، کدام " اميد واقع
بينانه" براي براي تغييرات اقتصادي وسياسي مطلوب ، آنطوري که هدف امريکا
درافغانستان مي باشد، باقي نمي ماند.
بدترازآن اوضاع پاکستان است که
با " سقوط کامل" اين کشور، خطريک دولت تروريست جهادگراي را که مسلح با سلاحهاي
اتومي باشد، نبايد ازنظر دور داشت.
اميد برآن است که با توظيف 21000
سرباز اضافي درافغانستان ، بهبودي کلي دراوضاع به وجود خواهد آمد.
عمليات "خنجر" نخستين آزمايش
بزرگ ستراتژي جديد واشنگتن است. مسئله کليدي دراين ستراتژي تنها افزايش نيروهاي
نظامي نيست، بلکه آنچه مهم مي باشد، بازسازي غيرنظامي است که براثرامنيتي که
توسط نيروهاي نظامي به وجود مي آيد، توسعه مي يابد.
درعين زمان تلاشهاي بيشتري صورت
مي گيرد تا به نيروهاي امنيتي افغانستان آموزش داده شود ، که دراسرع وقت
بتوانند آن وظايفي را که ازسقوط طالبان بدينسو ا نيروهاي خارجي بردوش گرفته
اند، خود آنها انجام دهند.
اينکه چقدربهبود اوضاع وابسته به
نيروهاي خود افغانستان است ، مي توان ازروي اين حقيقت دريافت که درعمليات
"خنجر" تنها 650 تن ازنيروهاي امنيتي افغانستان شرکت دارند ، مي توان اين شمار
اندک را با تعداد تفنگداران دريايي امريکا که به 4000 نفرمي رسد، مقايسه کرد.
دراين هيچ شکي نيست که اعزام
سربازان بيشتر، پيش ازآنکه ثباتي به وجودآمده باشد ويا اينکه اوضاع درمنطقه
آرام ترشده باشد، به وخامت خشونتها مي انجامد.
درست ازسقوط طالبان بدينسو، همين
حالا افغانستان مرحله بسيارجدي جنگ را سپري مي کند. اين موضوعي است که درهفته
گذشته ، درآخرين گزارش بان کي مون دبيرکل سازمان ملل متحد به شوراي امنيت آن
موسسه اظهارشده است.
براي نخستين بار درماه مي تعداد
حوادث جنگي وامنيتي درافغانستان به 1000 مورد رسيده بود، درحالي که درچهار ماه
اول سال جاري ، به تناسب عين ماهها درسال گذشته، يک افزايش 43% خشونتها ديده مي
شود. انتظارمي رود که خشونتها ازاينهم بيشترافزايش يابند.
به گفته دبيرکل ملل متحد،
انتخابات ماه اسد نيز ايجاب سربازان بيشتررامي کند. لاکن بان کي مون، فوراً
برگفتهء خود افزوده است که اين افزايش سربازان نبايد موجب افزايش تلفات افراد
غيرنظامي شود که مردم را به آغوش طالبان مي راند.
جاي تعجبي نيست که درنخستين
واکنش به لشکرکشي موسوم به عمليات " خنجر" درولايت هلمند، قاري يوسف احمدي
سخنگوي طالبان، گفته است که نيروهاي امريکايي مردم غيرنظامي را مورد حمله
قرارخواهند داد.
بان کي مون، تاکيد کرده است که
نظاميان چنان دست به عمليات بزنند که فاصله بين مردم محلي وجامعه بين المللي را
بيشترنسازند.
عمليات خنجر
در هلمند واهداف اوباما
دويچه ويله : تقريباً دو ماه
قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در افغانستان، نيرو هاي وسيع امريکايي و
افغان عملياتي را بنام "خنجر" در ولايت هلمند آغاز کرده اند.
تقريباً 4000 سرباز امريکايي و
650 سرباز افغان براي تحقق بخشيدن ستراتيژي جديد بارک اوباما در قبال
افغانستان، درين عمليات شرکت دارند. گفته ميشود که اين عمليات به منظور برچيدن
مراکز طالبان براه انداخته شده است.
با آنکه تا کنون در چنين عمليات
ها، بخصوص در نتيجۀ بمباردمان ها، شمار زيادي از افراد ملکي هم تلف شده اند، از
قرار معلوم مردم محل از انجام عمليات "خنجر" رسماً آگاهي ندارند. گرچه رقم
تقريباً 5 هزار نفري سربازان درين عمليات خود گوياي وسعت آن است، اما سخنگوي
والي هلمند در مصاحبه اش با خبرنگار راديو صداي آلمان سعي ميکرد اين عمليات
نظامي را کوچک جلوه بدهد.
درين ميان عمليات خنجر اولين
قرباني هاي خود را بجا گذاشته است. ارتش امريکا گفته است که يک سرباز تفنگداران
دريايي آنکشور کشته شده و چندين تن ديگر زخمي گرديده اند. در رابطه با تلفات
احتمالي از جانب طالبان تا کنون گزارش نشده است.
به اين ترتيب ارتش امريکا، پس از
بقدرت رسيدن بارک اوباما به عنوان رئيس جمهور، اولين عمليات وسيع عليه طالبان
را آغاز کرده است.
اوباما حمايت خود را از مردم
افغانستان اعلام کرده و اين عمليات را به سود امنيت ملي کشور خود نيز خواند.
اوگفته است:"در مسأله منافع امنيت ملي ما، من تعريف دقيقي براي موفقيت دارم، و
آن اينست که القاعده و متحدين آن ديگر نتوانند مراکز مطمئني را به منظور حمله
بر امريکا ايجاد کنند. به گمان من، ما ميتوانيم حدس بزنيم که آيا آنها مراکز
تعليمي دارند يا نه، مراکزي که مردم به آنجا ميروند، براي استفاده از مواد
منفجره آموزش مي بينند و براي انجام حملات دهشت افگنانه فرستاده ميشوند. و همين
چيز منافع اساسي ما را در منطقه مي سازد."
اوباما افزود: "چيزيکه من به
حکومت هاي پاکستان و افغانستان گفته ام اينست که ما ميخواهيم همه تلاش خود را
بخرج بدهيم تا شما را کمک کنيم که مرز هاي خود را مصوون بسازيد. ما به شما کمک
ميکنيم و به مردم تان اطمينان بدهيد که آنها از مزاياي انکشاف و رشد عرصه هاي
زراعت، تعليم و تربيه و خدمات صحي برخوردار خواهند شد. اين همان چيز هاي اند که
ما با همکاري جامعۀ بين المللي خواستار آن هستيم. اما به هيچوجه معافيت از
مجازات سازمان هاي تروريستي را تحمل نداريم. براي رسيدن به اين منظور ما در
نظر داريم براي ايجاد ارتش ملي و ساختار هاي پوليس افغانستان کمک کنيم، تا آنها
بتوانند بدون کمک هاي ناتو و نيرو هاي اروپايي از خود دفاع کنند.
اوباما همچنان در مورد نقش
پاکستان در مبارزه عليه طالبان گفت:"پاکستان بايد قادر باشد که مرز هاي خود را
از نفوذ القاعده نگهدارد و نگذارد که آنها در آنجا دست به عمليات بزنند. من فکر
ميکنم اين اهداف بدون ازدياد نيرو هاي ما بر آورده شده ميتوانند."
پیامدهای عملیات
گسترده گسترده خواهد بود؟
8 صبح :
عملیات
گسترده ی تفنگداران امریکایی، که گفته می شود
بزرگترین و گسترده ترین عملیات نظامی از آغاز
رویارویی علیه گروه طالبان می باشد، در ولایت
هلمند آغاز شد. این عملیات که با شرکت چهار
هزار تفنگدار امریکایی و شش صد و پنجاه تن از
اعضای اردوی ملی افغانستان صورت می گیرد،
نشان دهنده ی عزم جدی امریکا برای تامین امنیت
در جایی است که از دیرباز بدین سو یکی از
مناطق پایگاهی طالبان به حساب می آید و پاره
ای از ولسوالی های آن در تصرف کامل طالبان
قرار دارند. تردیدی نیست که انگیزه ی اصلی در
این عملیات گسترده، ایجاد آرامش در آن منطقه
و آماده شدن مردم آن برای شرکت در انتخابات
است و این مسلما یک ضرورت است. زیرا منطقه ی
مذکور که قبل از این، عساکر انگلیسی در مقابل
طالبان می کوشید تامین امنیت آن را عهده دار
باشد، در اثر سیاست های مبهم و شفاف و معامله
گرانه ی انگلیس ها، به طالبان این فرصت را
بخشید که روز تا روز قدرتمندتر گردند.
در این میان
دولت نظامی گر مشرف نقش مشخصی داشت و گمان بر
این بود که طرف اصلی نیز اوست که بریتانوی ها
سیاست جنگی شان را با رعایت ملاحظات او تنظیم
می نمایند. سیاستی که اکنون امریکا در پیش
گرفته است و تفاوت مشهود با سیاست نظامیان
انگلیسی دارد، یک بار دیگر نشان دهنده ی وجود
ناهماهنگی میان عملکرد آنان است. مشکلی که به
زعم اغلب کارشناسان یکی از عمده ترین عوامل
ناموفق بودن نبرد ها علیه طالبان بوده است.
هماهنگی میان نیروهای خارجی و ناهماهنگی میان
آنان با نیروهای امنیتی و اردوی ملی که طی
عملیات متعدد، نشانی شده است، بسیاری از
کوشش ها را که می توانست موفقیت آمیز باشد به
ناکامی کشانید و حتا موجب بدنامی نیروهای
خارجی گردید. از هم اکنون می توان امیدوار
بود که آغاز عملیات وسیع اخیر طالبان را به
عقب نشینی واخواهد داشت و امنیت را موقتا باز
خواهد گرداند. اما در این که آیا این عملیات،
امکان بازگشت طالبان را کاملا از میان خواهد
برد و خطر آنان را متوقف خواهد ساخت، تردید
وجود دارد. زیرا نباید از نظر دور داشت که
عوامل و حلقاتی در آن سوی مرز، با در نظر
داشت باز بودن مرزها خواهند کوشید با استفاده
از روحیه زخم خورده ی طالبان سرکوب شده، به
بسیج مجدد آن ها بپردازند. اما اگر طی همین
مدت کوتاه، در ابعاد گوناگون اقتصادی،
اجتماعی و فرهنگی و توجه به ضرورت عاجل
بازسازی و کاهش فقر در منطقه، کارهایی صورت
گیرد، این خطر کاهش می یابد. مساله ی اساسی
نیز همین است. باید مبارزه مسلحانه با یک
نبرد گسترده و وسیع فرهنگی و اقتصادی و...
همگام گردد. اعلام این که به خسارت دیدگان در
عملیان نظامی غرامت عادلانه پرداخته می شود،
چنانچه دولت بریتانیا اعلام کرده است، در این
راستا خیلی موثر خواهد بود. اکنون سوال اساسی
این است که عملیات جاری چقدر می تواند به
تامین امنیت در ولایت هلمند منجر شود. آیا این
عملیات در آستانه ی کمپاین انتخابات، خود نمی
تواند فضای رقابت را برای نامزدان محدود و حتا
سلب نماید؟ ایجاد یک منطقه ی جنگی در روزهای
مانده به انتخابات می تواند حضور مردم در پای
صندوق های رای را با نگرانی همراه سازد. زیرا
این جنگ با این همه گستردگی در یک روز و یک
هفته نمی تواند آرامش را در فضای هلمند حاکم
سازد و شاید دامنه های آن وسیع تر گردد؛ به
گونه ای که تا برگزاری انتخابات نتوانیم به
آرامش لازم دست یابیم. با این وصف بهتر بود که
از معامله و سازش در گذشته جلوگیری می شد تا
هلمند شاهد روزهای این چنینی نمی بود.
دفاع از
ماموریت ارتش آلمان در افغانستان
دويچه ويله : سخنان صدراعظم
آلمان درباره افغانستان و بحران مالی، به بحثهایی در محافل سیاسی این کشور
دامن زد. به گفته مقامات آلمانی، استفاده از سامانه «آواکس» تنها برای تنظیم
ترافیک هوایی در آسمان افغانستان بوده و کاربردی نظامی ندارد.
دولت آلمان از بکارگیری واژه
«جنگ» در افغانستان خودداری کرده و حضور سربازان خود در افغانستان را تنها
«ماموریتی» نظامی تلقی میکند.
برغم افزایش قربانیان ارتش آلمان
در افغانستان، آنگلا مرکل، صدراعظم این کشور، گزینه مناسب دیگری را پیش روی
نیروهای ناتو نمیبیند. صدراعظم آلمان با قرائت بیانیهای در پارلمان این کشور
در روز پنچشنبه (۲
ژوئیه) گفت: «ما کماکان با چالشهایی بزرگ، دشوار و خطرناک مواجهیم.»
وزیر دفاع آلمان: «ارتش آلمان
در افغانستان درگیر جنگ نیست»
به گفته آنگلا مرکل، هدف ماموریت
ارتش آلمان، آموزش نیروهای نظامی و پلیس افغانستان است. نیروهای افغانی باید
بتوانند امنیت کشورشان را در آینده به تنهایی تضمین کنند.
وی تدارک و برگزاری دومین دوره
ریاست جمهوری در افغانستان را یک دستاورد خواند و برای تحکیم این روند «کمکهای
بینالمللی» را ضروری دانست.
فرانتس یوزف یونگ، وزیر دفاع
آلمان، نیز هر گونه مجادله بر سر وضعیت جنگی در افغانستان را غیرمسئولانه و به
سود نیروهای طالبان دانست. به گفته یونگ، ارتش آلمان در افغانستان «ماموریتی
نظامی برای تامین ثبات در این کشور» را دنبال میکند و در این راستا مجبور به
اجرای عملیات نظامی بوده، اما این ارتش درگیر جنگ در افغانستان نیست.
سامانه «آواکس» در افغانستان
ارتش آلمان تاکنون تامین امنیت
هوایی و شناسایی نیروهای دشمن را از طریق هواپیماهای «تورنادو»ی خود در
افغانستان عملی ساخته است. هواپیماهای جنگنده تورنادو به جز ماموریتهای رزمی
قادر به انجام عملیات اکتشافی و شناسایی نیز هستند.
اما به جز هواپیماهای جنگنده،
هواپیمای بیسرنشین و هواپیماهای ترابری نیز در افغانستان از سوی نیروهای ناتو
به کار گرفته میشوند. به این تعداد باید هواپیماهای مسافربری را نیز افزود. به
گفته مقامهای آلمانی، در سال گذشته حدود
۸۰
مورد از احتمال تصادم در آسمان افغانستان مشاهده شده است.
کارستن استویه، فرمانده سابق
جنگندههای تورنادو در افغانستان، بر این نظر است که بهکارگیری سامانه آواکس
در این منطقه، قادر به تنظیم ترافیک هوایی بوده و امنیت بیشتری را برای
هواپیماهای آلمانی فراهم میکند.
به گفته وزیر دفاع آلمان،
هواپیماهای تجسسی آواکس آلمان در افغانستان در عملیات نظامی شرکت نخواهند جست.
وزیر دفاع آلمان افزود، این هواپیماها وظیفه شناسایی اهداف بر روی زمین را
نداشته و صرفا برای تنظیم ترافیک هوایی بر فراز آسمان افغانستان بهکار گرفته
خواهند شد.
پارلمان آلمان در شامگاه
پنچشنبه (۲
ژوئیه) درباره بهکارگیری هواپیماهای آواکس درافغانستان تصمیم خواهد گرفت. اما
با توجه به اکثریت غالب احزاب حاکم در پارلمان آلمان، مانعی برای ماموریت
سامانه آواکس وجود نخواهد داشت.
مدیریت بحران مالی- اقتصادی
یکی از موضوعات بحثبرانگیز در
بیانیه صدراعظم آلمان، اشارات وی به تنظیم بازار مالی جهانی بود. احزاب
اپوزیسیون در پارلمان، سخنان صدراعظم آلمان پیرامون نظم جدید مالی را وعدههای
توخالی خواندند.
به گفته احزاب مخالف، پیشنهادات
و توضیحات صرف، بویژه در سطح بینالمللی، نتیجهای روشن در پی نداشته است. به
گفته احزاب چپ، لیبرال و سبزها، دولت کنونی حتا ناکام از تنظیم بازار مالی در
محدوده آلمان بوده است.
به نظر گیدو وستروله، رهبر حزب
لیبرال، هر کس که در سطح بینالمللی خواهان نظم بیشتری در بازار مالی است، باید
نخست در آلمان موفق به انجام این کار شود.
به گفته رناته کوناست، رهبر
فراکسیون حزب سبزها در پارلمان، آنگلا مرکل درباره مسایل مختلف تنها به اشاراتی
بسنده کرده و قادر به ترسیم جهت حرکت دولت خود نبوده است.
Copyright ©ariaye 2002_2009
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است
بالا
آرشيف اخبار *
صفحة دری *
بازگشت