214 : اشرف غنی و عبدالله
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی




محمد امین فروتن
تراژیدیی یک جنایت و کمیدیی عدالت خواهی


پروفیسور شرعی جوزجانی
قشريت و عقب گرايی را از پهنهً حيات انسانی جامعه نابود سازيد


خلیل رومان
نامۀ سر کشاده به محترم داکتر محمد اشرف غنی و محترم داکتر عبدالله عبدالله؛


محمد عالم افتخار
از کشافی در علم منطق تا نقاشی بر سقف شیشه ای


احمد سعیدی
ممثل سیاست خارجی کشور وزارت خارجه است نه مراجع دیگر


 محمد علی مهرزاد
خطروتهدیدپاکستان وایران بزرگترازداعش درافغانستان است!؟


محمد الله وطندوست
فساد, اختلاف و بی تفاوتی دولتمردان کشور را به تباهی می کشاند 


ا.دهقان
تروریزم به نام دین مذهب و خشونت سیاسی _ به ادامه گذشته 


شیر احمد صمیم
ژاندارک افغان, شیر دخت فرخنده شهید نام پر افتخارت ثبت تاریخ است


 مهرالدین مشید
حادثۀ فرخنده از جدال سنت و مدرنیته تا  فرازۀ یک بحث حقوقی و اعتقادی


محمدعوض نبی زاده
تداوم اسارت31 تن مسافروسکوت حکومت وحدت ملی


غلام سخی ارزگانی
خوردن گوشت زن با فتوای مفتی عربستان


نصیرمهرین
کلوخ های "جان کری" آب می شوند


محمد انور ولید
نورزموږ له پاره بد نیتونه لري خو موږ باید یو لاس شو


خوشه چین
دست ازقلم برندارم _ قسمت چهارم


عبدالقیوم
 وینه او مینه :کوتره په شپه کی والوته_ لسمه برخه


دکتر یارمحمد حیدر زاده
به پیشواز روز جهانی پرندگان مهاجر


فضل الله زرکوب
برکت نوروز


شهلا لطيفی
نوری در قلب


حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
خــوردن زن حــلال اســت


کاندید اکادمیسین سیستانی
اشکی در سوگ انسانیت(فرخنده


  داکتر غلام محمد دستگیر
یکشنبۀ خونین درایالت الباما , امریکا دوشنبۀ خونین سوم عقرب در افغانستان


استاد صباح
آقاي داکتراشرف غني چه نفع راازعمرزاخيلوال ميبريد؟؟؟


عزیزه عنا یت
ناباوری های مردم افغانستان نسبت بهحکومت وحدت ملی


فاروق فردا
افغانستان و روسیه، در سیاست جدید  بعد از خروج قوای ناتو از کشور _ پنجم


  بصیر دهزاد
جامعه افغانستان کنونی در آبستن گذار اجتماعی و فکری _ به ادامه گذشته


 ابراهیم ورسجی
دولت افغانستان دربازارمکاره ی سیاست وتروریسم چه می کند؟


عطأالله عنایت رادمرد
نتایج و دورنماهای سیاست ایالات متحده در افغانستان


غلام سخی ارزگانی
حفظ تعادل در سیاست خارجی؛ نه حمایت از عربستان سعودی


عبدالرووف ليوال
قصر سپیدارـ قصرچالشها ودردسر


حبیب الله
د انډیوالانو اداره یا دفتر


الحاج همراز کابلی
حملات انتحاری دور از آموزه های قرآن است


حقیق
توجه به امنیت غذایی یک ضرورت مبرم است


علی رستمی
فرخنده درچنگال ددمنشانه سنت گرایان سخافت


شادروان علامه احــمد عــلی کـهـزاد
فروغ فرهنگـ ـــبخش ششم


پری وهاب بهادری
از نهاد خدمت به کودکان وفرخنده، یاد شد


یلدا صبور
ابراز امتنان


دستگیر نایل
اسطورء شهادت


هارون یوسفی
قسمت


شاه رحيم
ريــس دغـــــل باز




کارتونهای تازه از عتيق شاهد



يکشنبه 30 حمل 1394 خورشيدی برابر با 19 اپريل  2015 ميلادی

 

دلایل انتقاد از سران دولت افغانستان؛ از حمایت از عربستان تا عذرخواهی از طالبان

بیش از 6 ماه از عمر دولت وحدت ملی افغانستان می‌گذرد و با توجه به برخی بی‌توجهی‌ها و کاستی‌های این دولت، انتقادات شدیدی بر آن وارد شده و حتی کارشناسان و برخی مقامات را وادار به درخواست استعفای مدیران این دولت کرده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، بیش از 6 ماه از عمر دولت وحدت ملی افغانستان می‌گذرد و با توجه به برخی بی‌توجهی‌ها و کاستی‌های این دولت، انتقادات شدیدی بر آن وارد شده و حتی کارشناسان و برخی مقامات را وادار به درخواست استعفای مدیران این دولت کرده است.

محمد اشرف‌غنی حدود 6 ماه پیش از سوی کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان به عنوان رئیس جمهور اعلام شد و در همان روز و بر اساس توافق با عبدالله عبدالله، رقیب انتخاباتی خود، دولت وحدت ملی را به طور رسمی اعلام و عبدالله را به سمت ریاست اجرایی این دولت برگزید.

با اینکه این دولت از همان روزها مورد با انتقاد برخی کارشناسان و مقامات، به‌ ویژه اعضای شورای ملی روبه‌رو شد، اما بخشی عظیمی از افغانستانی‌ها به این دولت امیدوار شده و تا حد توان به حمایت از دولت وحدت ملی پرداختند و تلاش کردند تا با مسئولان دولتی همکاری‌ها را افزایش داده و ضعف‌های این دولت را کم‌رنگ کنند.

اما دولت وحدت ملی در مدت 6 ماه از عمر خود نتوانست رضایت اکثریت مردم را به دست آورده و بقای این دولت را تضمین کند.

در روزهای اخیر کابل شاهد درخواست‌هایی مبنی بر استعفای رئیس جمهور و رئیس شورای اجرایی و پایان زمامداری دولت وحدت ملی است و در خصوص چالش‌ها و مشکلات به وجود آمده در زمان مدیریت مدیران این دولت مورد انتقادهای شدیدی قرار گرفته است.

با توجه به درخواست‌ها و دلائل انتقادی شهروندان کابل از دولت وحدت ملی می‌توان با گردآوری این انتقادات، چالش‌ها و مشکلاتی را که طی این 6 ماه در افغانستان به ‌وجود آمده را بررسی کرد.

نخست؛ دولت وحدت ملی یا دولت سرپرستی

نخستین و مهم‌ترین انتقاد کارشناسان، مقامات سیاسی و شهروندان عدم تشکیل کابینه و مشخص نشدن وزرا و والی‌های ولایت‌های سی و چهارگانه این کشور بوده است.

حدود 2 ماه پیش اعضای پارلمان افغانستان 8 وزیر و رئیس امنیت ملی دولت را مشخص کردند، اما با فرارسیدن تعطیلات زمستانی شورای ملی، دولت وحدت ملی قادر به معرفی دیگر وزرا نشد.

اینک با آغاز دوره جدید کاری نمایندگان مردم در پارلمان، دولت وحدت ملی 16 وزیر پیشنهادی جدید را برای اخذ رأی اعتماد به پارلمان معرفی کرد، اما بر اساس اظهارات اعضای شورای ملی، کارشناسان و فعالان مدنی، معرفی وزرای پیشنهادی و مشخص شدن اعضای کابینه این دولت دارای تاخیر غیرقابل قبولی است.

با توجه به اینکه افغانستان در سال گذشته شاهد طولانی‌ترین و جنجالی‌ترین انتخابات ریاست جمهوری بود، کارشناسان آن را دلیل افزایش ناامنی‌ها و مشکلات متعدد در این کشور دانسته‌ و تاخیر در معرفی کردن وزرا به پارلمان را بی‌درایتی مدیران دولتی دانستند و تأکید کردند که این اقدام دیرهنگام بر مشکلات و چالش‌ها افزوده است.

اینک وزیران پیشنهادی دولت کابل مشخص شد، اما از انتصاب والی‌ها برای 34 ولایت خبری نیست که خود سوژه رسانه‌های ملی و بین‌المللی شده است.

آگاهان امور سیاسی دیرمعرفی شدن وزیران پیشنهادی و نبود والی در ولایت‌ها را سبب افزایش فساد اداری، بی‌کفایتی و بی‌توجهی مسئولان دانسته و تأکید کردند که دولت سرپرستی سبب افزایش مشکلات در این کشور شده است.

دوم؛ قربانیان ارتش و عذرخواهی از طالبان

پس از آنکه رئیس جمهور و رئیس شورای اجرایی دولت افغانستان رسماً آغاز به کار کردند، تلاش‌های بسیاری برای مذاکره با رهبران طالبان کردند و به همین دلیل رئیس جمهور 2 بار به عربستان سعودی و یکبار به پاکستان سفر کرد.

اشرف‌غنی پس از این سفرها گفت: باید از برخی رهبران طالبان عذرخواهی کرده و آنان را به نحوی در دولت جای داد.

این اظهارات رئیس جمهور با انتقادات شدید مردمی و آگاهان سیاسی مواجه شده و کارشناسان بارها تأکید کردند که این اقدام غنی به معنای تسلیم شدن در برابر درخواست‌های طالبان است.

با این وجود پس از گذشت چندی، ناامنی‌ها علاوه بر ولایت‌های شرقی و جنوبی دامن ولایت‌های شمالی را نیز گرفت و چندین حمله به مهم‌ترین ادارات دولتی در ولایت‌های شمالی از سوی طالبان صورت گرفت.

یکی از مهم‌ترین حملات طالبان در ولایت بدخشان بود که طالبان توانستند دست‌کم 23 سرباز را سربریده و تجهیزت جنگی چندین ارتش را با خود ببرند.

با اینکه مقامات دولت وحدت ملی این اقدام طالبان را تقبیح کردند و به مردم قول پاکسازی ولایت بدخشان از وجود طالبان را دادند، اما مردم این اقدام طالبان را دلیلی بر بی‌توجهی مسئولان و وجود اختلافات درونی در دولت وحدت ملی دانستند.

«بابه جان» فرمانده پلیس بدخشان پس از این رویداد به خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل گفت: نیروهای نظامی دولت در این ولایت کافی نیستند و باید نیروهای بیشتر برای نابودی تروریست‌ها در این ولایت اعزام شوند.

پس از این درخواست، سازمان‌های امنیتی افغانستان اعلام کردند که نیروهای اضافی برای نابودی طالبان به بدخشان اعزام کرده و مسئولان وزارت کشور گفتند که هر تروریستی را باید در این ولایت از بین برد.

سوم؛ گروگان‌گیری که فرهنگ می‌شود

حدود 2 ماه پیش افراد ناشناس حدود 31 شهروندان افغانستان را از مسیر شاهراه کابل – هرات در ولایت قندهار اسیر و با وجود درخواست‌های مردمی، حملات نظامی و میانجیگری بزرگان محلی سرنوشت این اسیران تاکنون در ابهام است.

پس از این گروگان‌گیری، در چندین ولایت دیگر نیز شاهد چنین اقداماتی از سوی مخالفان دولت کابل بودیم و در برخی موارد طالبان و سایر گروه‌های تروریستی که تاکنون هویت آنها نامشخص است، گروگان‌ها را کشتند.

خانواده‌های اسیران، فعالان مدنی، اعضای شورای ملی، علمای دینی و شهروندان افغانستان با مشاهده وضع موجود و گروگان‌گیری‌ها دست به تجمعات اعتراضی زدند و ضعف‌ها و بی‌توجهی‌های مدیران دولت را غیر قابل تحمل دانستند.

آنان با برگزاری تحصن در کابل گردهم آمده و از چندین روز قبل در چندین ولایت و چندین کشور خارجی، افغانستانی‌ها از گروگان‌گیری طالبان و سکوت استراتیژیک دولت کابل انتقاد کردند.

آگاهان با انتقاد از وضع موجود تأکید کردند: گروگان‌گیری اکنون در حال تبدیل شدن به فرهنگ است و دولت وحدت ملی باید اسیران را از چنگ طالبان و سایر گروه‌های تروریستی آزاد کنند.

با اینکه تاکنون به طور دقیق معلوم نیست که 31 مسافر افغانستان از سوی کدام گروه به اسارت گرفته شدند، اما معاون رئیس شورای اجرایی آن را کار گروه داعش در افغانستان دانست که این اظهار نظر، سبب افزایش انتقادات جدید بر دولت شد.

آگاهان با تأکید بر اینکه بی‌توجهی‌های مدیران وحدت ملی سبب افزایش افراط‌گرایی در افغانستان شده، گفتند: دلیل اصلی حضور و فعالیت گروه داعش در افغانستان بی‌توجهی و بی‌درایتی مسئولان دولت وحدت ملی بوده است.

با اینکه بیش از 45 روز از اسارت 31 مسافر افغانستان می‌گذرد، اما تاکنون سرنوشت آنان مشخص نیست و این یکی دیگر از بی‌توجهی‌های اشرف‌غنی و عبدالله است.

چهارم؛ حمایت کابل از عربستان در جنگ با یمن

 یکی دیگر از مسائلی که در زمان زمامداری اشرف‌غنی مورد انتقاد و اعتراض شهروندان قرار گرفت، حمایت ریاست جمهوری از حمله تجاوزگرانه آل‌سعود به یمن بود.

اشرف‌غنی پس از آغاز حملات جنگنده‌های آل‌سعود به خاک یمن حمایت کابل را از عربستان سعودی اعلام کرد و دلیل آن را تهدید حرمین شریفین از سوی حوثی‌های یمن برشمرد، اما مردم و آگاهان با انتقاد از این اقدام، هر 2 بهانه اشرف‌غنی را مردود دانستند.

کارشناسان اظهار داشتند که حوثی‌ها قادر به تهدید حرمین شریفین نیستند و اشرف‌غنی نباید از کشور حامی تروریست‌ها (عربستان سعودی) در جنگ با مردم یمن اعلام حمایت می‌کرد.

به باور کارشناسان در سال‌های اخیر افغانستان شاهد مشکلات و چالش‌های متعددی است که آل‌سعود در آن به صورت غیرمستقیم دخیل است و دولت باید در پاسخ به این دست‌درازی‌های ریاض از یمن اعلام حمایت می‌کرد.

با این وجود، مشکلات داخلی یکی دیگر از انتقادات وارد شده به دولت کابل است که راه حمایت کابل از هر کشوری را بسته و مردم را وادار به انتقاد از حمایت اشرف‌غنی از ریاض در جنگ با صنعا کرده است.

کارشناسان مردم معتقدند که این اقدام ریاست جمهوری مطابق با وضع موجود سیاسی این کشور نبوده و رئیس جمهور باید به جای این حمایت، دست به اصلاح نظام و ادارات دولتی می‌زد تا وضع زندگی و اجتماعی مردم بهبود می‌یافت.

این اعتراضات به حدی بود که مردم بارها به خیابان‌ها ریخته و از دولت وحدت ملی انتقاد کردند، اما در اعتراضات اخیر دیده می‌شود که مردم با مشاهده بی‌توجهی‌های دولت خواستار استعفای رئیس جمهور و رئیس اجرایی شدند.

 

وضع کنونی ساخته دست کرزی است

 ادریس رحمانی  : آنچه در انتخابات گذشته انجام شد، اگر در کدام کشور اروپایی صورت میگرفت حامد کرزی به هیچ وجه بقیه عمر خود را بیرون از زندان سپری کرده نمیتوانست.

چند نکته برای دوستانی که در پست قبلی کامنت گذاشتند و سوال کردند:

1. وضعیت فعلی کشور ساخته دست ریس جمهور سابق کشور است اما ملامتی اش را باید این تیم شکسته و ریخته بکشد. روزی که بنیاد این وضعیت گذاشته میشد، من نهایت کوشش کردم مردم را متوجه این مساله بسازم، اما با دریغ و درد که از نظر عمق فهم سیاسی جامعه ما هنوز خیلی راه دراز در پیش دارد. انگلیس ها در سابق یک ضرب المثل برای کشور ما داشتند که میگفتند "عقل این مردم در چشم شان است".

 این حرف آنها از نظر سیاسی خیلی به وضعیت جامعه ماهمخوانی دارد. ما تا چیزی را به چشم نبینیم باور نمی کنیم. درحالی که منطق ساختار سیاسی دراین است که اقتدار نباید پارچه گردد، خصوصاً بدون موجودیت کدام قرار داد اجتماعی مفصل. آنچه رئیس جمهور کرزی کاملاً دانسته وعمدی انجام داد همین جفای بزرگ بود. او اقتدار سیاسی را به صورت هدفمند پارچه ساخت. کسانی که سیاست را میدانستند این دردی را که مردم امروز میکشند، در همان روز کشیدند.

2. وقتی شما در کرسی قدرت قرار میگیرید، انبوه از مشکلات جامعه پیش روی تان گذاشته میشود تا برای هر کدام یک راه حل درست پیدا کنید و بعداً با استفاده از امکانات دست داشته دولت مشکلات را یکایک از راه بردارید. بناً دو فاکتور اساسی برای موثر بودن دولت که همانا داشتن پول و اقتدار است هر دو توسط ریس جمهور سابق برباد گردید. او تا اخرین روزی که در قدرت بود از بودیجه دولت مصارف هنگفتی انجام داد تا انتخابات به نتیجه نرسد. وقتی این تیم بر سر قدرت آمدند، از درون دوپارچه بودند و از جیب خالی. در این چند ماه گذشته تمام کار کرد دولت جدید این بوده است که دوباره امکانات پولی پیداکنند و اختلافات درونی خود را که بی نهایت زیاد است از بین ببرند. مردم افغانستان در این مقطع تاریخ هیج کاری بهتر از این کرده نمیتوانند که کمی صبور بمانند.

3. آنچه در انتخابات گذشته انجام شد، اگر در کدام کشور اروپایی صورت میگرفت حامد کرزی به هیچ وجه بقیه عمر خود را بیرون از زندان سپری کرده نمیتوانست. اما با تاسف در جامعه ما همان مثل سابق صدق میکند که میگفتند گال را گنجشک میخورد و ... به هر صورت، هر بار که من خواستم مردم را متوجه این مساله بسازم بجز تهمت که میخواهی ریس جمهور کرزی را بدنام کنی چیزی دیگری تحصیل نشد. در نهایت فکر کردم شاید ناچار هستیم این مسیر تلخ تجربیات تاریخ را باید بپیمایم. خدا کند یک روزی نسل های آینده (آنهم اگر تاریخ بخوانند) از آن چیزی بیاموزند. آنچه با مردم افغانستان ریس جمهور کرزی کرد خیلی هم بکر نبود. در گذشته چنین کار ها توسط خیلی از دولت مردان دیگر هم تکرار شده است. کافیست چند ورق از تاریخ 100 سال گذشته را به دقت بخوانید.

یک معلم سیاست یک روز برایم در رابطه به کشور های جهان سوم چنین گفت:

"طبقه سیاسی این کشور ها هنوز نتوانسته کشور و منافع ملی اش را عزیز تر از هوس قدرت دوست بدارد، و مردم شان هنوز درک نکرده است که سیاست مداران کشورجنایت کاران نیستند، بلکه افرادی کاملاً عادی مثل خودشان هستند. یگانه مشکلی که دارند اینست که بالای شهوت قدرت و ثروت بهتر از مردم عادی حاکم شده نمی توانند".

از این بیش پیچیدن به این مساله فایده ندارد چون حالا دیگر گذشته را اصلاح کرده نمیتوانیم. بهتر است به فکر این باشیم که آینده را بهتر بسازیم.

 

پنج راز پشت پرده با عنوان پنج شایعه

شبکه اطلاع رسانی افغانستان : 1 : بر اساس تصميم شوراي امنيت ملي، شاه ولي الله اديب سرپرست ولايت بدخشان، جنرال بابه جان قومندان امنيه، عزيز احمد رووفي قومندان كندك اردوي ملي و قومندان قول اردوي 209 شاهين از وظايف شان بركنار خواهند شد.
2 : داوود صداقت سخنگوی محمد محقق معاون دوم رییس اجرایی و ستار لنگری سخنگوی سرور دانش معاون دوم رییس جمهور از یک ایتلاف سیاسی جدید بین دوستم، دانش و محقق خبر می دهند.
3 : زلمی زابلی رییس کمیسیون سمع شکایات مجلس سنا، مورد حمله حداقل پانزده سناتور ناکام اما بر حال مجلس سنا واقع شده و لت و کوب گردیده است.
داستان زمانی شروع شد که آقای زابلی گفته بود تا سناتوران ناکام در انتخابات شوراهای ولایتی، بیشتر از این نباید به کار شان به گونه ی غیر قانونی ادامه دهند.
اما گل افغان از سناتورانی که در انتخابات برنده نشده بود، با جمعی دیگری از هم سر نوشت هایش، زابلی را در صحن مجلس مورد لت و کوب قرار می دهند.
گفته میشود که آقای افغان، خطاب به برخی از سناتوران زن اما مخالف اش حرف های رکیک نیز گفته است.
4: شنیده می شود که صادق مدبر در تلاش است تا شرف بغلاني يكي از قاتلان فرخنده را به ضمانت رها نمايد و مي خواهد دوسيه اتهام قتل وي را حفظ كند.
صادق مدبر از جمله مشاوران و اداره امور دفتر اقاي كرزي بوده كه در زمان رياست جمهوري وي اوامر ريیس جمهور را بفروش مي رساند و در رهايي مجرمين مشهور سهم دا شته و صد ها هزار دالر از اين راه در يافت نموده است.
5 : معدن طلای زركشان ولسوالى مقر ولايت غزنى هـم اكنون از سوى مهندس های پاكستانى به سود طالبان استخراج مي شود.

 

اقبال های رو به افول!

آوا : در این روزها سخن از شایستگی های رهبران حکومت وحدت ملی بر زبان نمی رود. دیروز از ویژگی شخصیتی و تجربه های کاری نامزدهای انتخابات ریاست جمهور گفته می شد، اینکه اشرف غنی در صندوق بین المللی پول تجربه موفق داشته و اگر چنانچه آن تجربه ها را در عرصه حکومت داری به افغانستان متتقل کند خزان زندگی مردم به بهار تبدیل خواهد شد، امروز اما می پرسند که چرا در بهار زندگی حکومت، زندگی مردم رنگ خزانی به خود گرفته و هر روز جوانه های زندگی مردم همانند برگ درختان خزان فرو می ریزند؟..
اگر دیروز سخن از ویژگی های جهادی عبدالله گفته می شد که او سختی ها، مرارت ها را با مجاهدین تجربه کرده، درد مردم را با پوست و استخوان خود لمس نموده، اما امروز از او می پرسند که ناامنی های گسترده باعث شده است که صدای جهادگران دیروز بلندتر از همه باشد و او را مورد خطاب عتاب آلود قرار دهند که آن وعده هایی که به مردم می سپردی چه شد و چرا بر سر پیمان با خود با مردم ایستاده نیستی؟.
اگر دیروز گفته می شد اشرف غنی مشاور اقتصادی فلان کشور بوده و آن تجربه ها می تواند برای شگوفایی اقتصادی افغانستان کمک مهمی باشد امروز اما پرسیده می شود که آن همه وعده هایی که به مردم سپرده بود چرا عمل نمی شود؟ دیروز از تجربه های مشاوریت اشرف غنی در میانمار، روسیه و غیره جاها سخن می رفت اما امروزها کمترین توقع افغان ها زندگی در امنیت است که متاسفانه از مقوله غریب و واژگان ناموس این روزگار در آمده است.
امروزها سخن از آن می رود که هر دو رهبر حکومت، چنان درگیر نزاع ها و کشمکش های عنیف قدرت هستند که پاک فراموش کرده اند که قدرت را برای چه می خواستند. اگر گفته می شد که اشرف غنی برای آن که نیات پنهان خود را به منصه ظهور برساند برتری قومی را هم چنان در قدرت حفظ کند، اما امروز همان پشتون ها هستند که قربانی سیاست های ناکام اوهستند و هزینه های اشتباهات او را می پردازند.
اگر دیروز به عبدالله گفته می شد که او برای به قدرت رسیدن مجاهدین گذشته تلاش می ورزد و می خواهد و او حافظ ارزش های جهاد است؛ اما امروز همان جهادی های دیروز و هم سنگران او به تکرار هشدار می دهند که اگر رهبران حکومت دست از خود خواهی بر ندارند و اختلاف های خود را با مدارا حل نکنند، هیچ بعید نیست که ناامنی سراسر کشور را در خود فرو برد و افغانستان به دهه نود قرن گذشته بر گردد.
هر دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری در گذشته سخن از کاهش ناامنی، مبارزه با فقر، بی سوادی و ایجاد راه های ارتباطی و غیره می گفتند. هر دو اظهار می کردند که کمر برای خدمت بسته اند تا مطالبات حد اقلی مردم را بر آورده سازند. امروز اما مردم سخن از این می گویند که رهبران حکومت وحدت ملی آیا می بینند که فرزندان این کشور چگونه طعمه گرگ های تروریستی وحشی می شوند اما هر دو رهبر بر سر قدرت بیشتر به نزاع مشغول اند و هر کدام دیگری را می خواهد از صحنه بیرون کند و خود قدرت بلا منازع را در اختیار داشته باشد.
امروز سخن از این گفته می شود که به تدریج شمال همانند جنوب و شرق کشور با حملات فشرده تررویستی به کام ناامنی ها فرو می رود، اما رهبران حکومت سر گرم چانه زدن هستند که چگونه وزارت های بیبشتری در اختیار داشته باشند تا قدری از زیاده خواهی و افزون طلبی های خود را ارضا کنند.
امروز سخن از این گفته می شود که راه های ولایت های شمال به تدریج ناامن ترمی شود و رفت و آمدها به شدت پر خرج و پر هزینه شده است.
خبرهایی که از شمال به گوش می رسد سخت ناگوار است این که راه مواصلاتی جوزجان به فاریاب توسط گروه های تروریستی به ناامن ترین راه تبدیل شده است اما رهبران هر دو جناح حکومت مشغول بازی های کودکانه هستند.
امروز سخن از این گفته می شود در کشوری که همه ابعاد و زوایای زندگی مردم در بحران ناامنی فرورفته است و هر روز حادثه غمبار کثیری را به کام مرگ می فرستد. در این مرگستان سخن از قدرت فزون تر به معنای چیست؟
و چرا حرص فزون طلبی این هر دو جناح را چنان به خود مشغول کرده است که فراموش کرده اند که آنچه در گوشه و کنار کشور رخ می دهد افول بخت و اقبال آنها است.
آیا وقت آن نرسیده است که جناح های حاکم به فکر فرو روند و ضعف ها و کاستی های حکومت خود را دریابند و بنگرند که فزون طلبی در کشوری که هر روز گروه و دسته ای جدیدی ظهور می کند تا اقتدار حکومت را به چالش بکشند چه معنا دارد؟
آیا وقت آن نرسیده است که این هر دو جناح حکومت به خود بیایند و یک بار وضعیت تاسف آور زندگی روزانه مردم را به نیکی بنگرند و آنگاه مصروف و مشغول زیاده خواهی و افزون طلبی باشند؟.
آیا وقت آن نرسیده است که به خود فکر کنند و از خود بپرسدند که قدرت را برای چه می خواستند؟ قدرت اگر برای بهبود وضعیت مردم به کار بسته نشود، اگر قدرت برای ایجاد امنیت مردم و سامان دادن به زندگی مردم مورد استفاده قرار نگیرد آن قدرت به چه درد خواهد خورد و چه گرهی از مردم خواهد گشود و کدام دردی را درمان خواهد کرد
امروز سخن از توصیف رهبران حکومت گفته نمی شود که از حقارت رهبران سخن می رود. مردم؛ جامعه مدنی و نهادهای گوناگون به سران حکومت هشدار می دهند که صبر مردم به پایان رسیده است و بیش از این نه حوصله ناامنی در کشوررا دارند و نه هم خواستار تداوم حکومت ناکارآمد و فاسدی هستند که بر مسند قدرت تکیه زده باشد.
تصورهم نکنند که فزون طلبی های جناح های حکومت و جنگ های عنیف قدرت، و صحنه آرایی های مضحک، چنگی بر دل مردم بیفگند و مردم را به طرفداری از یک جناح در برابر دیگری بر انگیزد. هر دو جناح قدرت نشان داده اند که هیچ روش نکویی در آستین ندارند تا برای بهبود وضعیت کشور به کار بندند. هر دو تهی از ندیشه هستند و هر دو جناح ناکام در عمل.

 

جاسوسان باافتخار

روش اقدام خاد در بخش مبارزه با سبوتاژ اقتصادی 

8 صبح : تا قبل از ایجاد خاد، افغانستان با اصطلاح و معنی سبوتاژ اقتصادی آشنا نبود.  تثبیت ستون پنجم دشمن در داخل حکومت ببرک کارمل، یکی از عمده‌ترین مسایلی بود که باید خاد به آن می‌پرداخت، و سبوتاژ اقتصادی یا به عبارت دیگر جرم‌های پیچیده‌ای که می‌توانست رفاه عامه را تهدید کند و دارایی‌های عامه را صدمه برساند، مشمول این بخش می‌شد. اما محاصره روزافزون شهر‌ها، گسترش حملات مجاهدین بر خطوط مواصلاتی و ناامن شدن دهکده‌های افغانستان بخش مبارزه با سبوتاژ اقتصادی را، به یک اداره کشف دزدی و فساد در داخل دولت تقلیل داده بود. من در بخش‌های قبلی از پرداختن به شخصیت‌هایی که در راس ادارات خاد بودند ابا ورزیدم؛ زیرا نمی‌خواهم محتوای تحلیل‌ها در محور اشخاص بچرخد. اما آقای باقر فرین، رییس اداره چهارم خاد که در این استقامت کار می‌کرد، از ابتدای تاسیس و ظهور خاد تا سقوط حکومت حزب دموکراتیک افغانستان در سال ۱۹۹۲ در وظیفه خویش باقی ماند. این موضوع نشان می‌دهد که مسایل جنگ و نفوذیابی در بین گروه‌های مجاهدین نسبت به هر کار دیگر برای خاد اولویت داشت. باقر فرین از ولایت بلخ بود و خارج از تشکیلات خاد کسی با نام او آشنایی نداشت.
وقتی خاد تاسیس و جانشین «اگسا» شد،  داکتر نجیب با اتکا به همکاری و رهنمایی‌های مشاورین روسی، تشکیلات خاد را بنا نهاد. در یکی دو سال اول، ریاست‌های ولایتی در حد مدیریت‌ها فعالیت داشتند و با گسترش تشکیلات خاد و وخامت اوضاع، تبدیل به ریاست‌های ولایتی شدند. اما در بخش مبارزه با سبوتاژ اقتصادی از همان آغاز خاد ریاست مشخصی را تاسیس کرد. مشکلی که خاد به آن مواجه بود، امروز نیز حل‌ناشده باقی مانده است؛ یعنی تدوین سیاست‌کادری که نه تنها در آن تعهد معیار باشد، بلکه علمیت نیز جایگاه داشته باشد. داکتر نجیب‌الله به‌خاطر پرسازی صفوف خاد، به کادر‌های جوان حزب دموکراتیک خلق افغانستان  اتکا داشت و این در حالی بود که حزب نباید اشتباه تره‌کی و امین را تکرار می‌کرد. یعنی موازنه باید با جناح خلق حفظ می‌شد. تلاش صورت گرفت که این موازنه حفظ شود ولی تحقیقات نشان می‌دهد که در سطح کل خدمات اطلاعات دولتی (خاد) زیر سلطه و تفکر پرچمی‌ها قرار داشت.
کادر‌های جوان و عملیاتی خاد  که به آنها کارمندان اوپراتیفی خطاب می‌شد در سه سطح تعلیمات می‌دیدند. اما معیار شمولیت در خاد در سال‌های اول تعهد حزبی بود. تعلیمات مسلکی در خاد کاپی شده از کی‌جی‌بی بود. تاریخ جنگ و استخبارات از کی‌جی‌بی به عنوان یک سازمان توانا، خشن، مخفی‌کار و با‌انگیزه یاد می‌کند. آن‌هایی که تازه در خاد جذب می‌شدند، دوره سه‌ماهه‌ای را تحت عنوان حلقه ابتدایی رهبری سپری می‌کردند. بعد از مدتی خدمت در ارگان شماری از این کادرها به دوره تعلیمات متوسط رهبری که شش‌ماهه بود به تاشکنت و یا مسکو اعزام می‌شدند. عالی‌ترین کورس مسلکی دوره نه‌ماهه بود که باز هم در تاشکنت یا مسکو راه‌اندازی می‌شد. از این که اقتصاد خصوصی در شهر‌ها به حالت نیمه‌سقوط قرار گرفته بود، دولت محور تمام فعالیت‌های اقتصادی در کشور بود. ریاست چهار وظیفه‌اش بیشتر به حفاظت از نهاد‌های اقتصادی دولت متمرکز بود. بیشترین کادر‌های این بخش بنابر شرایط حاکم در کشور از تحلیل بسیار ابتدایی مسایل اقتصادی عاجز بودند. آنها به هر معامله تجارتی به دیده شک می‌دیدند و کارشکنی و بطی‌سازی فعالیت‌های اقتصادی نوعی از دست‌آورد، انتقام از سرمایه‌دار و خدمت به دولت تلقی می‌شد.
در همسایگی افغانستان نهاد‌های استخباراتی همه دارای بخش‌هایی‌اند که نه تنها سبوتاژ اقتصادی را تثبیت و برضد آن اقدام می‌کنند بلکه از دید اقتصادی توانایی‌ها و ضعف‌های حریف و همکار  را نیز می‌سنجند. این نوع توانایی نه تنها در پهنای تاریخ در نهاد‌های استخباراتی افغانستان بلکه در سطح کل دولت وجود نداشته است. ریاست چهارم در تمام نهاد‌های اقتصادی دولتی مانند تصدی‌های ترانسپورتی، شرکت آریانا، وزارت تجارت، وزارت مالیه، سیلو‌ها، معادن و دیگر بخش‌های مرتبط با اقتصاد، مدیریت‌هایی را تشکیل داد. تشکیل این مدیریت‌ها در بسیاری از موارد به جای این که ممد واقع شود، خود سبب رکود بیشتر فعالیت‌های اقتصادی شد.
حکومت ببرک کارمل نتوانست اشتباهاتی را که نورمحمد تره‌کی و حفیظ‌الله امین مرتکب شده بودند، جبران کند. کارمل وقتی در صحنه آمد که شکست نظامی ‌مجاهدین  ناممکن شده بود. دنیای غرب، عربستان سعودی و پاکستان تصمیم استراتژیک مبنی بر حمایه از مجاهدین را اتخاذ کرده بودند و کشور عملا وارد یک بحران عمیق شده بود. یکی از کار‌هایی که خاد در بخش جلوگیری از فرار مغز‌ها و فرار سرمایه‌ها از شهر‌های بزرگ انجام داد، این بود که خرید و فروش جایداد را مشروط به منظوری ریاست چهارم ساخت. هر گاه کسی جایدادش را می‌فروخت، باید  قباله را بعد از اقرار و طی مراحل ابتدایی در محکمه برای منظوری به ریاست چهارم امنیت ملی ارجاع می‌کرد. به استثنای بخش‌هایی از شهر‌های بزرگ قباله‌ها و اسناد جایداد در اکثر بخش‌های کشور عرفی است. این تصمیم خاد هیچ نوع تاثیر بر معاملات غیررسمی ‌که بیشترین معاملات را در کشور شکل ‌می‌داد نداشت، اما راه فساد و رشوه‌ستانی را برای تعدادی باز کرده بود. بعد از انجام معامله فروش، خاد تصمیم می‌گرفت که بایع چه مقدار پول خویش را برای چند سال باید در بانک ضمانت بگذارد تا دولت مطمین شود که این سرمایه یک‌جا با صاحب جایداد فرار نمی‌کند. به اساس اسناد و مصاحبه‌هایی که انجام شده است، گاهی خرید و فروش و طی مراحل اسناد یک معامله تا هشت ماه نیز به درازا می‌کشید و طرفین معامله نمی‌دانستند که در نهایت خاد این معامله را منظور خواهد کرد یا نه. مانند امروز در خرید و فروش جایداد قیمت اصلی را نه تنها به خاطر گریز از مالیه بلکه کم‌ساختن تضمین خاد کم ثبت می‌کردند. در این بخش مداخله ریاست چهارم هیچ تاثیر به‌سزایی در کم‌ساختن فرار سرمایه نداشت. قشر متوسط افغانستان با فروش داشته‌های خویش پا به فرار گذاشتند.
مشکل دیگری را که خاد در قسمت جایداد‌ها ایجاد کرده بود، قانون تامین بود. به زعم خاد هر ضدانقلاب که در شهر‌های بزرگ خانه و جایداد می‌داشتند، باید تحت تامین دولت قرار می‌گرفت و یا به اصطلاح عام ضبط می‌شد. این قانون ضربه مهلک اقتصادی بر نخبگان دولت داوودخان، عشیره محمدزایی، خان‌هایی که با مجاهدین ایستاده شده بودند وارد کرد. به زعم دولت ببرک کارمل این جایداد‌ها از خدمت ملاکان و اشراف مرتجع خارج شده و در خدمت خلق قرار گرفت اما حکومت غافل از آن بود که رکود در دادوستد اقتصادی و تجارتی ملت را هرچه بیشتر وادار به معاملات غیررسمی‌، ثبت‌ناشده و خارج از قانون و تسلط دولت ساخته بود. سیاست غلط و اشتباه خاد در مسایل اقتصادی منشا در عدم درک مشاورین روسی از عمق جامعه افغانستان داشت. آنها همان روشی را در افغانستان اختیار کرده بودند که قبلا در اروپای شرقی داشتند. دادوستد اقتصادی در پهنای تاریخ در این کشور غیررسمی‌، شفاهی و استوار بر اعتماد و اعتبار بین طرفین بوده و مردم مداخله دولت را در معاملات کوچک بیشتر مزاحمت تلقی کرده‌اند تا سهولت.
طی صحبت با یکی از مدیران چهارم در ولایت تخار در سال
۲۰۰۷، دریافتم که او چند سال یک دوسیه را به هدایت مرکز در ارتباط به معدن نمک تخار که در منطقه نمک‌آب است ایجاد کرده بود. خنده‌آور بود. ارزش نمکی که در همه آن سال‌ها از معدن استخراج شده بود، کم‌تر از معاش و مصارفی بود که مدیر برای دریافت فعالیت معدن برای به اصطلاح منابع اطلاعاتی خود تادیه کرده بود.
توسل به قانونیت نسبی در سال‌های حکمرانی ببرک کارمل در مقایسه به دوره تره‌کی و امین باعث شده بود که مامورین دولتی و مردم راه‌های فریب خاد و دور زدن از قابلیت‌ها و توانایی‌های کشفی آنها را دریابند. در سکتور ترانسپورت راننده‌ها با فرماندهان مجاهدین رابطه ایجاد کرده بودند. اموال دولتی را در راه‌های رسیدن به کابل به فروش می‌رساندند و بعدش یک خط از قوماندان مجاهدین با خود به کابل می‌آوردند که گویا مال توسط مجاهدین مصادره شده و راننده هم کدام تقصیر ندارد. این فساد یا به عباره دیگر رابطه سکتور ترانسپورت دولتی با مجاهدین ضربه بسیار بزرگ و شدید بر پیکر اقتصاد دولتی آن زمان وارد کرده بود. مجاهدین بدون این که ریاست چهارم داشته باشند، یا سبوتاژ اقتصادی را بدانند بهتر عمل می‌کردند.
تجار برای وارد کردن جنس از خارج کشور به شهر‌هایی که زیر کنترول دولت بود تماس و مراوده خویش را با شرکت‌ها و کشور‌های خارجی از مجرای بانک‌های دولت و زیر نظر خاد انجام می‌دادند. این امر باعث رکود شدید در واردات و به‌خصوص صادرات ناچیز افغانستان شده بود. اسعار و ارز خارجی در اختیار دولت قرار داشت و انتقال پول به شدت از جانب دولت کنترول می‌شد.
ایجاد شرکت‌های تجارتی  با سرمایه مخفی خاد یکی دیگر از کار‌هایی بود که انجام شد ولی با تزلزل پایه‌های دولت سرمایه‌ها مفقود گردید. تعدادی از مقامات توانسته بودند از این سرمایه‌های اوپراتیفی دست به ایجاد شرکت‌های تجارتی برای دوستان، اعضای خانواده و عزیزان خود بزنند. به بهانه نفوذیابی در مناطق قبایلی و تشویق قبایل افریدی و شینوار به ضد دولت پاکستان، با نظارت خاد، شرکت‌های واردات و صادرات به تجار این مردم در کابل و ننگرهار ایجاد گردیده بود. روس‌ها در سال
۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ بخش‌های زیادی از اسناد را با خود به مسکو انتقال دادند و خاد در سال ۱۹۹۱ اسناد اوپراتیفی و مالی خویش را به آتش کشید. از این رو معلوم نشد که چه مقدار سرمایه افغانستان یا شوروی در اختیار شرکت‌های به اصطلاح زیر پوشش قرار داشت. هدف از این نوشته‌ها بررسی استخبارات به عنوان یک نهاد و یک روند در کشور است، ور نه شماری از میلیونر‌هایی را که هنوز در صحنه‌اند می‌توانستم نام بگیرم که سرمایه‌شان به سال‌های تعلق‌شان به خاد بر می‌گردد. داکتر نجیب‌الله خود در زر‌اندوزی علنی و مخفی حد اقل تا جایی که من تحقیق کرده‌ام دست نداشت، ولی این شفافیت شامل حال شمار دیگر کادر‌های رهبری خاد نمی‌شود.

 

بیکاری چالش اصلی جوانان هرات؛ دولت به فکر اشتغال و امنیت باشد

غلام‌فاروق مجروح نماینده پارلمان افغانستان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، با تأکید بر اینکه روزنه روشن برای به میان آمدن صلح و ثبات در افغانستان وجود ندارد، وجود ترور و آدم ربایی در ولایت هرات را نگران کننده دانست.

مجروح افزود: از چند سال قبل تعداد ترورها در ولایت هرات افزایش یافته و اصلی‌ترین دلیل آن ضعف مدیریت دولت کابل و توجه ناکافی به آمار نیروهای امنیتی و دفاعی است.

وی با تأکید بر اینکه افزایش ترور و آدم ربایی برای شهروندان هرات نگران کننده است، اظهار داشت: در ولایت هرات نیروی امنیتی و دفاعی نسبت به ضرورت آن کم است و از سوی هم به صورت درست برنامه دقیق برای نابودی این ترورها و آدم ربایی‌ها روی دست نیست.

این نماینده مردم ولایت هرات با اشاره بر اینکه تعداد ناامنی‌ها در تمام ولایت‌های افغانستان رو به افزایش است، گفت: یکی دیگر از دلائل افزایش ترور و آدم ربایی در هرات فقر و فقدان زمینه‌های اشتغال است.

وی تصریح کرد: جوانان و نوجوانان ولایت هرات از فقر و تنگدستی اقتصادی رنج می‌برند و دولت توجهی به آنان ندارد و این جوانان مجبور هستند تا از راه‌های نامطلوب آدم ربایی و ترور پول به دست آورند.

ترور و آدم ربایی راه‌های دشمنان برای سلب آرامش مردم

غلام‌فاروق مجروح با اشاره به اینکه هدف اصلی دشمنان مردم افغانستان سلب آرامش مردم است، گفت: در ولایت هرات دشمنان ملت افغانستان قادر به حملات تروریستی نیستند و به همین دلیل تلاش دارند تا با استفاده از نیروی جوان و بیکار این ولایت با طراحی ترور و آدم ربایی آرامش و رفاه شهروندان را سلب کنند.

مجروح افزود: دولت کابل توجه لازم به جوانان بیکار ولایت هرات نداشته و به همین دلیل راه را برای فعالیت دشمنان باز کرده و اکثر جوانان هراتی که شغل مناسب ندارند، مجبور به انجام طرح‌های دشمنان هستند تا پول به دست آورند.

وی ضمن استقبال از تلاش‌های مقامات ولایت هرات در تحقیق از گروه‌های گروگان‌گیر، گفت: بررسی‌های این مقامات نشان می‌دهد که برخی از این گروهک‌های کوچک با گروه‌های تروریستی هم‌دست و همنوا نیستند.

وی با تأکید بر اینکه تمام مجرمین در افغانستان باید مجازات شوند، گفت: خوشبختانه مقامات ولایت هرات، گروهک‌های کوچکی را که دست به ترور و آدم ربایی افراد می‌زنند، پس از دستگیری به دادستانی معرفی می‌کنند.

مجروح گفت: تمام افرادی که دست به اعمال غیر قانونی در ولایت هرات می‌زنند، تاکنون دادگاهی شدند و موردی وجود ندارد که مجرمین در این ولایت به سزای اعمال خود نرسیده باشد.

رابطه ناگسستنی ناامنی هرات با سایر ولایت‌ها

غلام‌فاروق مجروح در ادامه با تأکید بر اینکه ولایت هرات نسبت به سایر ولایت‌های افغانستان از امنیت بهتری برخوردار و تنها ترور و آدم ربایی مسئله مهم امنیتی این ولایت برشمرده می‌شود، گفت: این ناامنی رابطه مستقیم با ناامنی در سایر ولایت‌ها دارد.

وی تصریح کرد: امنیت اکثر ولایت‌ها مطلوب نیست و دشمنان کشور به صورت جدی فعالیت‌های افراط‌گرایانه خود را به پیش می‌برند که همین ناامنی‌ها بر هرات نیز سایه افکنده است.

این عضو پارلمان افغانستان با تأکید بر اینکه در تمام افغانستان ناامنی وجود دارد، تصریح کرد: تا زمانی که این ناامنی‌ها از بین نرود ولایت هرات همچنین ناامن باقی خواهد ماند.

راهکارها برای ثبات هرات

مجروح با تأکید بر اینکه مدیران دولت وحدت ملی باید راه‌های رفع ناامنی‌ها در این ولایت را یافته و اجرایی کنند، اظهار داشت: با توجه به وضع موجود نامطلوب هرات مدیران دولت کابل باید آمار نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را افزایش دهد.

وی با اشاره به اینکه ولایت هرات دارای جمعیت و وسعت بیشتری نسبت به اکثر ولایت‌های کشور است، گفت: دولت کابل متناسب با جمعیت و وسعت این ولایت نیروی امنیتی، دفاعی و اطلاعاتی اعزام کند تا تمام فعالیت‌های آشوبگران و گروگان‌گیرها را خنثی کنند.

این نماینده مردم ولایت هرات در پارلمان، طرح برنامه‌های مناسب و مطابق با وضع موجود در هرات را یکی دیگر از راهکارهایی دانست که می‌تواند هرات توسط آن به صلح و ثبات برسد.

غلام‌فاروق مجروح با تأکید بر افزایش همکاری میان مردم و پلیس گفت: روابط، همکاری و اعتماد مردم و پلیس می‌تواند بهترین راهکار برای ثبات و رفع آشوب‌ها و گروگان‌گیری‌ها در این ولایت محسوب شود.

 

 


Copyright ©2015
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت