187 : سه فکاهی
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی





استاد صباح
ملکيت هاي دولتي وشخصي چگونه ووسيله چه کساني چپاول گرديد؟؟؟


غلام سخی ارزگانی
مفادات پیمان امنیتی کابل- واشگتن در جهت حل بحران افغانستان


استاد صباح
قواي خارجي بودند چه کردند؟ واگربروند چه ميشود؟؟؟ ـ بحش دوم


   محمد امین فروتن
رئیس احمدزی  با باور های مجعول و مجهولش


احمد سعیدی
در محورچند جستار از گفتار های رئیس جمهور آقای احمد زی


سنجر غفاری
افغانستان از کریملن تا قصر سفید _ قسمت دهم


 مهرالدین مشید
حکومت وحدت ملی و راز پیروزی آن


عبدالرووف ليوال
رییس جمهوروشکمبه


 خلیل
تصویر حدود هفتاد سال پیش افغانستان و شهر کابل - قسمت چهارم


  خوشه چین
زننده است


 رزاق مأمون
حاجی احسان الله واسماعیل «یون» دریک پرواز به کابل رسیدند


انجمن حقوقدانان افغان در اروپا
تراژیدی افغانان مهاجر در اروپا


بشيرمومن
نیکداشت از کار کردهای داکتر ببرک ارغند


 بورد مطبوعاتی مرکز کاری افغانها در مسکو
گرامیداشت از استاد لطیف ناظمی


اکبری
گرامی داشت از سالروز وفات نابهنگام مرحوم الحاج عزیز الله ظریف


  پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
ایالات متحده امریکا موسس بنیاد ګرایی درخاورمیا نه


دكتر نبي هيكل
ملت


ابراهیم ورسجی
تفرقه اندازی میان قومی؛عمده ترین کار کرزی درافغانستان


علی رستمی
اهمیت جهانی وتاریخی انقلاب اکتوبر


جلال بايانی
نســــــل بالنده کشـــــــــور مصمم اند ؛ که الگو يشان سر فروشان است


انجنیر فضل احمد افغان
بازی خطرناک دیګر غرب


قاضی  سخی صمیم
اهمیت شهادت در گسترش عدالت مدنی و جزائی


 فاضل
به تقریب 81 مین سالروز ولادت و 35مین سالروز شهادت مرحوم طاهر بدخشی


عبدالرووف ليوال
ریاست وطنفروش زمان مارشال


غلام سخی ارزگانی
تغییر مسالمت آمیز قدرت سیاسی باید به یک فرهنگ مبدل گردد


محمدآجان غلجی
بیایید اندکی خوش بین به آینده باشیم 


 مهرالدین مشید
  پــــس لــرزه هــای یـــک پـــرونـــدۀ فـــــــرهـــنــگــی ســـیــاســــی


الحاج عبدالواحد سيدی
شهر  های  خراسان - هرات در آیینه جغرافیای تمدنی


داکتر رحیم رامشگر
شخصیت واختلالات آن : بخش دهم


 ف.بری
دست آورد  جهاد


 عبدالواحد خرم : تجارب هندوستان



نجيب جرآت: پارچه شعری از صانب تبريزی

آريايی در فيس بوک



شنبه 3 عقرب 1393 خورشيدی برابر با 25 اکتوبر 2014 ميلادی

 

دستگاه قضایی و چالش بی‌اعتمادی

8 صبح : براساس گزارش‌های منتشر شده در اواخر هفته گذشته در رسانه‌های جمعی، یک نهاد بین‌المللی موسوم به گالوپ که گفته می‌شود در خصوص وضعیت نظام قضایی در جهان تحقیق می‌کند، مدعی شده است که مردم افغانستان در بین ۱۲۳ کشور جهان که از سوی این نهاد مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته و در محور تحقیق این نهاد قرار دارد، کم‌ترین میزان اعتماد به دستگاه قضایی کشورشان را دارند. یعنی به عبارت ساده‌تر می‌توان گفت که در میان ۱۲۳ کشوری که از سوی این نهاد مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است، میزان اعتماد مردم به دستگاه قضایی در افغانستان در پایین‌ترین درجه قرار دارد.

در گزارشی که در این خصوص به نشر رسیده است، عنوان گردیده که نهاد بین‌المللی موسوم به گالوپ، در یک‌صدوبیست‌وسه کشور جهان از مردم در مورد میزان شفافیت و باورمندی‌شان به ادارات قضایی کشور متبوع‌شان پرسیده است و سپس کشورها را براساس پاسخ شهروندان دسته‌بندی کرده است. براساس این نظرسنجی نظام قضایی افغانستان جایگاه بسیار پایین را به‌دست آورده است. گفته شده است که نظام قضایی افغانستان با ۲۵ درصد اعتماد پرسش‌شوندگان بعد از نظام قضایی تایوان که ۲۳ درصد اعتماد مردم را به‌دست آورده است، از آخر دوم شده است. در این گزارش ادعا شده است که فساد گسترده اداری و عدم شفافیت در صدور احکام محاکم از عوامل عمده بدبینی مردم افغانستان به نظام قضایی این کشور خوانده شده است.
قرار داشتن دستگاه قضایی افغانستان از نظر اعتماد مردم در پایین‌ترین درجه در میان
۱۲۳ کشور جهان، می‌تواند از دو زاویه مورد بحث قرار گیرد. اگر به طرفداری از دستگاه قضایی کشور سخن گفته شود، باید این ادعا مطرح گردد که تقصیر از دستگاه قضایی نیست، بلکه تقصیر در این است که مردم افغانستان ممکن است از نظر تحلیل عدالت و انصاف و قضاوت و سایر موضوعات مرتبط به قضا، از مهارت لازم برخوردار نبوده و با استندردهای لازم و موجودی که براساس این استندردها وضعیت عدالت و انصاف و کارکرد نهادهای قضایی مورد بررسی قرار می‌گیرد، آشنایی ندارند. اگر این ادعا صورت گیرد و البته این ادعا قابلیت پذیرش را نیز داشته باشد، در آن صورت می‌توان به نحوی از دستگاه قضایی کشور و کارکرد این دستگاه حمایت کرد.
اما اگر این تحلیل جانبدارانه تلقی شود و مورد قبول واقع نگردد، ناگزیر باید پذیرفت که کارکرد نهادهای عدلی و قضایی افغانستان صحیح نبوده است و همین عدم صحت کارکرد این دستگاه سبب شده است که حدود سه چهارم از جمعیت افغانستان مدعی شوند که نسبت به این دستگاه و کارکرد آن باور و اعتماد لازم را ندارند. البته اشاراتی که از سوی رییس‌جمهور اشرف‌غنی در خصوص اصلاحات عدلی و قضایی در کشور صورت گرفته است نیز تا حدودی موضع مردم در خصوص بی‌باوری به این دستگاه را تقویت می‌کند. وقتی در گفته‌های رییس‌جمهور به اصلاحات قضایی اشاره می‌شود و یا در تحلیل‌های کارشناسان، این موضوع به‌عنوان یکی از مطالبات از رییس‌جمهور جدید مطرح می‌گردد، به این معنا است که وضعیت مدیریت عدالت و انصاف در کشور که به‌دست دستگاه عدلی و قضایی کشور قرار دارد و نهادهایی چون پولیس، لوی‌سارنوالی و به‌خصوص ستره‌محکمه دولت جمهوری اسلامی افغانستان از آن نمایندگی و آن را مدیریت می‌کنند، در حالت مطلوب قرار ندارد و باید اصلاح شود.
البته براساس برخی از گزارش‌ها داکتر اشرف‌غنی احمدزی، رییس‌جمهور نیز در نخستین روزها بعد از رسیدن قدرت گفته است که اصلاحات عمده را در دستگاه عدلی و قضایی کشور ایجاد خواهد کرد. وی تصریح کرده است که نارسایی‌هایی در کارکرد عادلانه و مبتنی بر انصاف، در ادارت عدلی و قضایی وجود دارد و برای تغییر این وضعیت و ایجاد اعتماد میان مردم و دولت باید با فساد مبارزه جدی صورت گیرد
.

هم‌چنین گفته شده است که رییس‌جمهور اشرف‌غنی نیز از مردم خواسته است که در راستاری مبارزه با فساد در نظام قضایی افغانستان او را یاری و حمایت کنند. به‌نظر می‌رسد مطالبه حمایت مردم از سوی رییس‌جمهور در این راستا می‌تواند یک نکته بسیار مهم در این عرصه باشد. زیرا مردم و به‌خصوص بخشی از قشرهای فعال‌تر جامعه مانند نهادهای رسانه‌ای، حقوق دانان، وکلای مدافع و تحلیلگران حقوقی می‌توانند در این راستا نقش فعال گرفته و در برابر نارسایی‌های رفتاری در عرصه اعمال عدالت و انصاف بایستند. به‌ویژه این‌که وکلای مدافع افغانستان که به‌عنوان یک نهاد حقوقی از سوی قانون نیز به‌رسمیت شناخته شده است، در این راستا بهتر می‌توانند نقش بگیرند و در برابر موضع‌گیری‌های غیرعادلانه و غیرمنصفانه در دستگاه قضایی بایستند.

 

اقدام تعجب انگیز دکترغنی

ملک ستیز : در جولای سال روان نهاد بین المللی پژوهشی رَند (RAND) دستگاه عدلی و قضایی افغانستان‌را یکی از فاسد ترین نهادهای عدلی در جهان نامید. در اگستِ همین سال نهاد مطالعات استراتیژیکِ جهانی (ISC) یکی از عوامل و چالش‌ها در روند دولت‌سازی افغانستان را فساد گسترده‌ی سیاسی و اداری در نظام عدلی این کشور دانست. در سپتامبرِ سال جاری کنفرانس بین المللی «حاکمیت قانون» توسط نهاد بین المللی اصلاحاتِ حقوقی (IDLO) در شهر پطرزبورگ، در پژوهشی، گسترده‌گی نقش طالبان در افغانستان را ناشی از ضعف حاکمیت قانون دانست. ام‌روز نهاد بین المللی مطالعاتِ اجتماعی (GALLUP) در نتیجه‌ی پژوهش گسترده، هفتاد و پنج درصد افغان‌ها را ناراض، هیجانی و شاکی نسبت به دادگاه‌های افغانستان نامید.

اما آقای رییس جمهور، رییس این دستگاه را با اهدای بالا ترین مدال ملی کشور «مفتخر» گردانید. از این هراس دارم که صدای بلند «مبارزه با فساد» به شعار آتشین سیاسی مبدل گردد

 

غنی تحول یا توهم تحول؟

8 صبح : اعتراف می‌کنم که اشرف‌غنی برخلاف تصور قبلی من، «رسانه‌باز» کارکشته‌ای است. شاید برای‌تان سوال خلق شود که غنی چگونه رسانه‌بازی است؟ اشرف‌غنی کسی است که در مدت کوتاه از خود یک تصویر خیلی خوب به نمایش گذاشته است تا جایی‌که حتا مخالفانش هم از حُسن رفتارش سخن می‌گویند. فردی که خیلی خوب در رسانه‌ها ظاهر شده، با دقت و به‌طور حساب‌شده از خود در افکار عامه شخصیت‌سازی کرده، و از خود تاثیر مثبتی در ذهن بیننده بر جای می‌گذارد. آیا این یک تصادف است؟ فکر نمی‌کنم  چنين باشد. آقای غنی به خوبی در دنیای جدید می‌داند که «حقیقت آن چیزی است که دیده می‌شود.» بدترین سیاستمدار، سیاستمداری است که رسانه‌ها را نشناسد و در بازی سیاسی خود، از آن استفاده نتواند. از این‌رو غنی رسانه‌باز ماهری است و رسانه‌ها و روابط عامه را می‌شناسد.
آقای غنی می‌خواهد به‌صورت ضربتی میان خود و کرزی یک فاصله ایجاد کند، و به‌طور بارزی می‌کوشد که به مردم بگوید غنی چه تفاوت‌های اساسی با حامد کرزی دارد؛ یعنی غنی، کرزی نیست! او آمده است که خرابی‌های کرزی را درست کند! او همان تحولی است که شما مردم سال‌ها در انتظارش بودید! غنی به خوبی توانسته که برخلاف آقای کرزی میان عوام‌گرایی و نخبه‌گرایی توازن درستی بر قرار کند. این که سر زده به حوزه امنیتی می‌رود؛ این‌که یک والی را به‌خاطر عدم تامین امنیت ولایتش در روبه‌روی همه از کار برکنار می‌کند؛ این‌که پرونده وزیران حکومت قبلی را در لوی‌سارنوالی می‌گشاید؛ از قضا انتقاد می‌کند و از خود جدیت نشان می‌دهد؛ همه آن چیزی است که مردم از رییس‌جمهور خود توقع دارند.

تحول یا توهم تحول؟

مردم افغانستان از نابه‌سامانی‌ها و عقب‌ماندگی‌های فراوانی خسته‌اند و دقیقا به کسی نیاز دارند که با آن‌ها با امیدواری نسبت به آینده سخن بزند، وعده‌های شیرین بدهد و در عمل هم برای اصلاحات اساسی براساس یک برنامه تدوین‌شده و منطقی عمل کند. آقای غنی دقیقا با شناخت همین مطالبات به نوعی عمل می‌کند که مردم میان رفتار او و آرزوهای خود سنخیتی پیدا کنند. اگر این طور آقای غنی ادامه بدهد، بدون شک او اصلاح‌گر مهمی در تاریخ معاصر افغانستان خواهد بود. اما در عین حال، بدترین چیز پیدا کردن اعتقاد کورکورانه نسبت به یک سیاستمدار است. در افغانستان معمول است که سیاستمداران کاریزماتیک وفاداری مطلق را در مردم به‌وجود آورده و در عرصه عمومی کسی تحمل انتقاد از ایشان را ندارد.
ولی این را باید به یادداشت که سیاستمداران به خوبی در قسمت بازی کردن با افکار عامه استاد اند. کرزی یکی از آن‌ها بود. وقتی که امریکایی‌ها وعده‌های کلان خود را در افغانستان محقق ساخته نتوانستند، به روال معمول فرهنگ سیاسی افغانستان، به سمت مخالفت با ایالات متحده غلطید تا خود را از مسیر انتقادات مردم دور کند. او دقیقا از یک سیاستمدار ستایش‌گر ایالات متحده به یک احمدی‌نژاد دیگر در افغانستان تبدیل شد که امریکایی‌ستیزی را به موضوع ثابت سخنرانی‌های خود مبدل کرد. زیرا، می‌دانست که مردم به‌جای نقد دولت خود، تمام ناکامی‌ها را به پای امریکایی‌ها می‌نویسند و عامل خارجی را مقصر تمام ناکامی‌ها و نارسایی‌ها موجود می‌دانند.
برای همین، با غنی همانند هر سیاستمدار دیگر از همین زاویه برخورد کنیم تا فرق میان اصلاحات و تحولات اساسی با بازی سیاسی و چهره‌سازی برای ما روشن باشد. هر جایی‌که حرکت غنی به‌سوی مثبت بود قدردانی کنیم، و هر جایی‌که همانند سلف خود به‌سوی بازی با افکار عمومی رفت نقدش کنیم. هرچند زود است که در مورد کارنامه آقای غنی قضاوت کنیم ولی تا حدی می‌شود مشی سیاسی‌اش را حدس زد.
آقای غنی توقعات ما را نسبت به حکومتش بالا برده است؛ گشودن دوسیه کابل‌بانک یکی از آن‌ها است.
کابل‌بانک باید بررسی شود ولی چقدر زمینه‌های سیاسی این کار مساعد است؟ آیا به محاکمه دانه‌درشت‌ها و عاملان اصلی می‌پردازد یا چند مامور تابع امر و بی‌واسطه را به محاکمه می‌کشاند؟ آیا برادران آقایان کرزی و فهیم به‌خاطر سوءرفتار مالی به دادگاه خواهند رفت؟
طبعا پیام مبارزه با فساد زمانی برای مردم باورپذیر است که آقای غنی چهره‌های متهم به فساد را نیز از نزد خود دور کند. این‌که آقای غنی دوسیه وزیران بی‌واسطه را به لوی‌سارنوالی می‌فرستد و وزیران قدرتمند را مشاور و معاون خود مقرر می‌کند، حرکت درست و شفافی نیست. طبیعی است که اگر این روند دوگانه ادامه داشته باشد تاثیرگذاری روند زیر سوال رفته و اصلاحات تحت مسایل سیاسی قرار گرفته و در نهایت جوهر اصلاحات که عبارت از بهبود وضعیت باشد، جای خود را به عوام‌فریبی می‌دهد.
تحلیلگران بسیاری باور دارند که آقای غنی در یک فرصت خوب ریاست‌جمهوری را در دست گرفته است. از یک جهت مردم آماده اصلاحات بوده و شدیدا نیاز به تحول را در خود احساس می‌کنند. از جانب دیگر، رییس اجرائیه نیز همانند آقای غنی از خود انعطاف و میل به اصلاحات نشان داده است. بنا، باید آقای غنی به نحوی عمل کند که در روند اصلاحات منافع جناح‌های مختلف و توازن قدرت را در نظر بگیرد. در عین حال، اصلاحات همه‌جانبه بوده و به‌ویژه مسایل اقتصادی را در بر بگیرد.
اما آقای غنی برخلاف آقای کرزی در یک موقعیت ضعیفی قرار دارد. کمک‌های جامعه جهانی فروکش کرده و برای اصلاحات اساسی نیاز به هزینه‌هایی است که تامین آن از عواید داخلی دشوار می‌باشد. از جانب دیگر برای احیای اقتصاد کشور نیاز به بازسازی زیربناها و ایجاد منابع عایداتی جدید بوده که این کار محتاج به برنامه‌ریزی، اصلاحات قضایی و اداری است. برای این منظور، آقای غنی چاره‌ای ندارد که مقامات سیاسی را از یک دست با گفتگو و تفاهم با برنامه‌های اصلاحی خود همراه کند و از جانب دیگر بایستی در جاهایی وارد خشونت و برخورد قانونی شود. وزیری اگر متهم به فساد می‌شود، باید لوی‌سارنوالی مستقل و مسلکی‌تر پرونده‌ها را بررسی کرده و در صورت تایید از سوی دادگاه از کار برکنارش کند. اما تردیدی نیست که این کار منجر به تقابل با طیف‌هایی از سیاستمداران کشور شده که سال‌ها به معافیت از قانون عادت کرده‌اند. اصولا در افغانستان سیستم به‌گونه‌ای است که مقامات دولتی و افراد متنفذ از نهادهای دولتی برای قدرتمند شدن و ثروتمند گردیدن خود استفاده می‌کنند.
به این ترتیب، مهم‌ترین موضوع این است که آقای غنی با متحدان قدرتمند و همکاران بانفوذ دولت که بخشی از آن‌ها در فساد و قانون‌شکنی دست دارند، چطور برخورد می‌کند؟ اگر این نیروهای سیاسی منافع خود را در خطر دیده و علیه حکومت اقدام کنند، بحران‌سازی کنند و شورش‌های ساختگی راه اندازند، در آن صورت آقای غنی چه کار خواهد کرد؟ در این‌جا ما باید هشیاری لازم سیاسی را از آقای غنی انتظار داشته باشیم تا حکومت به سرنوشت حکومت‌های آرمان‌گرای بدون استراتژی دچار نگردد. تجربه حکومت نوازشریف در پاکستان برای ما خاطرنشان می‌کند که چگونه طبقه سیاسی برای دفاع از منافع نامشروع خود با بحران‌سازی‌های مصنوعی و ظاهرا مشروع، حکومت را زمین‌گیر می‌کنند، به نوعی که حکومت به‌جای پی‌گیری اصلاحات باید به حل بحران‌های داخلی و سروکله زدن با سیاستمداران ناراض بپردازد.
طبعا توقع نداریم که موتر اصلاحات آقای غنی با همین سرعت فعلی به پیش برود. برای همین توقع واقع‌بینانه از اصلاحات در حکومت آقای غنی کاملا مهم است. افغانستان کشوری در حال جنگ و با اقتصاد کاملا وابسته به مواد مخدر و کمک خارجی است که طبقه سیاسی آن شدیدا ناتوان بوده و بخش‌های مهم آن فاسد است. این‌که تصور کنیم آقای غنی چنین کشوری را به دوبی و یا مالیزیای منطقه تبدیل کند، کاملا عجیب و غریب است و اگر آقای غنی چنین تصویری از دورنمای کشور بدهد و دل مردم را به یک تصور خوشایند از آینده خوش بسازد، شعبده‌بازی و معجزه‌گرایی بیش نخواهد کرد. باید آقای غنی با مردم صادقانه حرف زده و خواسته‌های بلند، و البته بر حق‌شان، را با یک پلان واقع‌بینانه و عملی منطبق نماید. رادیکال‌ها و بدبین‌ها بدترین هواخواهان و منتقدان آقای غنی در پنج سال آینده خواهند بود.

 

نکات عمده نشریات غربی درباره ی افغانستان

رادیو آزادی: نشریه فارن پالیسی در یک مطلب در مورد نبود احصاییه نفوس افغانستان تبصره کرده است.

در این مطلب با اشاره به انتخابات اخیر ریاست جمهوری افغانستان و عدم موجودیت احصاییه دقیق نفوس آمده است، درس مهمی که از جنجال های انتخابات این کشور باید گرفت این است که به مشکل نبود احصاییه نفوس در این کشور باید رسیده گی شود.

عدم موجودیت احصاییه قابل اعتبار نفوس همواره یک مشکل برای حکومت افغانستان بوده و این مساله در بخش های مختلف از ترتیب پلان های موثر تا طرح پروژه های درازمدت انکشافی و انتخابات مشکلاتی را به بار آورده است.

فارن پالیسی به تلاش حکومت های پیشین در افغانستان در مورد سرشماری اشاره کرده و نوشته است که تمام این حکومت ها در این کار کوتاه آمده اند.

این نشریه می نویسد که برای اولین بار امیر شیر علی خان در سال های 1868 و 1878 برای جمع آوری مالیات تلاش به معلوم کردن نفوس این کشور نمود.

اما بنابر دلایل مختلف مانند جنگ و خشونت این تلاش شیر علی خان به ناکامی انجامید.

فارن پالیسی هم چنان نوشته است که سپس امیر حبیب الله خان در سال 1900 خواست که نفوس شهر کابل را معلوم سازد اما این کار وی در میان مردم ترس زیاد ایجاد کرد و هنگامیکه مامورین احصاییه خانه به خانه رفتند برای شان روشن شد که بسیاری مرد ها از شهر فرار کرده اند.

دیپلومات

نشریه دیپلومات مطلب ایریکا مارات را در مورد راه جدید ابریشم نشر کرده است.

در این مطلب تحت عنوان" تعقیب راه جدید ابریشم " برخی از توصیه ها صورت گرفته است.

در این مطلب آمده است که کارشناسان غربی، افغان و آسیای میانه توصیه می کنند که کمک های ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا در بخش دیموکراسی و انکشاف از کمک امنیتی جدا شوند.

در این مطلب نیز آمده است که غرب باید به حقوق بشر و مردم سالاری توجه کند و آن را از منافع امنیتی برتر توصیف نماید زیرا این عناصری اند که در سیاست های چین و روسیه به همراه نیست.

در این مطلب نشریه دیپلومات آمده است که افزون بر این، کمک های امنیتی از جانب غرب به جای اسلحه و تجهیزات باید به شکل آموزش نظامی و تبادل تجارب باشد.

به باور نویسنده، این جلو تمام رهبران مستبد را خواهد گرفت که می توانند سلاح فراهم شده از سوی غرب را بر ضد مردم خود استفاده کنند.

کمک کننده ها در کنار این باید بالای سکتور خصوصی و تشبث های کوچک تمرکز نمایند.

 

راز چاقی کریم خرم وسرخی صادق مدبر

به تازه گی افشا شده که مفت خوران ارگ درزمان حامد کرزی هرصبح 8000 دانه تخم مرغ مصرف می کردند که ازسنجش مصرف سالانه ی آن سرتان دور می زند.

متن زیر، تلخیص یک گزارش مفصل است که از سوی یکی از ناظران با وجدان وابسته به حکومت جدید در اختیار «گزارشنامه ی افغانستان» قرار گرفته است. 

زندگی شاهان ودرباریان، همیشه پشت درهای بسته، مرموز واز انظار ملت ها مخفی میباشد. آن ها از وفور نعمات فراوان و مفت، هرروز در صدد نوآوری در عشرت کده خود می شوند. به مصداق قول معروف «مال مفت دل بی رحم» هر روز درعیاشی وفضول خرچی، یک شاه کاری نشان میدهند.

درکشور ما هم شاهنشاه کرزی بعد از تلاش های ناکام با صد حسرت از کاخ شاهی برآمده  وبه پناه گاه اخیر داکترصاحب نجیب الله رئیس جمهور فقید کشور پناه برده است 
واقفان حال و وارثان جدید الورود ارگ از درون این قصر هیولایی (ارگ) به تازگی هزار حکایت وافسانه ها را با کمال حیرت واشتیاق درمجالس خصوصی روایت می کنند؛ ازجمله:
در (ارگ) زمان کرزی، از برکت تدبیر دومقرب درگاه ( کریم خرم وصادق مدبر) هرروز برای چای صبح 8000 دانه تخم مرغ برای اهل دربار حواله بود که برای هرکارمند، روزانه 8 تخم مرغ می رسید.
گزارشی که ازمنبع مطلع درارگ مواصلت کرده مشعر است که براساس قرارداد خائنانه، هردانه تخم درمقابل 16 افغانی خریداری می شد؛ درحالی که نرخ روز در بازار 5 افغانی فی دانه میسر است. خریداری به طورعمده، بی تردید که بهای هرتخم را به 3 افغانی کاهش میداد. به این حساب مصرف تخم یک روزه دربار کرزی به چندین میلیون میرسید. ازین قرار، درتاریخ تیار خوری ومفت خوری، مجریان وندمای ارگ در اطراف کرزی شاید اولین کسانی باشند که به این کثرت وبی دردی تخم مرغ را استعمال می کرده اند.
همه ی این وقایع تحت نظر کریم خرم- رئیس دفترریاست جمهوری- و صادق مدبر همه کاره ی اداره ی امور اتفاق می افتاد.

قصه ی تنبل ها و مفت خورهای دربار سلطان محمود را شنیده بودیم؛ اما موجودیت صدها تخم خور در دربارمملکتی که یک لقمه نان و معاش کارمندانش از جیب دیگران می آید، یک بدعت بی پیشینه است.
مردم تعجب میکردند که آقای خرم چرا اینقدر چاق میشود وچرا از سر و صورت صادق مدبر ویتامین می ریزد.
گروپ اشرف غنی احمدزی تاحال در برخورد با دوسیه تخم خوری حشری حیران وانگشت به دندان مانده است. 

 

تصمیم واشنگتن برای محاکمه یک زندانی جنگی افغانستان در آمریکا

ایرنا : مقام های آمریکا روز پنجشنبه به وقت محلی گفتند که دولت اوباما قصد دارد برای نخستین بار یک بازداشت شده نظامی را از افغانستان برای محاکمه به 'ویرجینیا' انتقال دهد.

به گزارش آسوشتیدپرس از واشنگتن، این آخرین تلاش دولت اوباما برای استفاده از نظام قضایی کیفری آمریکا برای رویارویی با مظنونان تروریستی به شمار می رود.
به گفته مقام های آمریکا، این زندانی با نام مستعار 'ایرک حمیدولان' یک نظامی روس بازمانده از تجاوز شوروی سابق به خاک افغانستان است که به طالبان پیوست و در این کشور باقی ماند و در سال 2009 پس از حمله به ماموران پلیس مرزبانی افغان و نظامیان آمریکا در استان 'خوست' بازداشت شد.
پیش بینی می شود وی که از آن هنگام در بازداشتگاه 'پروان' آمریکا در پایگاه هوایی بگرام افغانستان نگهداری می شد، پس از محاکمه در یکی از دادگاه های فدرال در بخش شرقی ویرجینیا به اتهامات مرتبط با حمله سال 2009، حداکثر به حبس ابد محکوم شود.
دادستان های این دادگاه در چند محاکمه مهم تروریستی از جمله 'زکریا موسوی' متهم به توطئه در حملات 11 سپتامبر 2001 که به حبس ابد بدون حق درخواست بخشش محکوم شد، شرکت داشته اند.
به گفته چند دستیار کنگره آمریکا، مقام های این کشور به کنگره اطلاع داده اند که قرار است یک زندانی برای محاکمه به این کشور منتقل شود، هر چند جزییات اندکی در اختیار آنان قرار داده اند.
از آنجا که این موضوع محرمانه تلقی می شود، مقام های کنگره و دولت آمریکا که در باره این موضوع گفت و گو کرده اند، خواسته اند که ناشناس بمانند.
'برنادت میهان' سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا پنجشنبه شب با تایید انتقال یک زندانی از بازداشتگاه پروان افغانستان به آمریکا برای محاکمه، گفت: این تصمیم با توجه به موافقت واشنگتن با تحویل تمامی زندانیان در افغانستان به دولت این کشور تا سال 2015 صورت گرفته است.
تا ماه گذشته میلادی (سپتامبر) 13 زندانی غیرافغان در پروان نگهداری می شدند که دولت آمریکا با فشار برای انتقال آنان پیش از پایان مهلت ماموریت رزمی نیروهای ناتو به فرماندهی آمریکا در افغانستان در ماه دسامبر، روبرواست.
این تصمیم ممکن است سبب انتقاد اعضای جمهوری خواه کنگره شود که بر این باورند که زندانیان نظامی باید در دادگاه نظامی محاکمه شوند و پیگرد کیفری مظنونان به ترور موجب تضعیف این تصور می شود که آمریکا با القاعده و دیگر گروه های افراطی و تندرو در جنگ می باشد.

 

آمریکا و عربستان چگونه با افزایش کشت مواد مخدر در افغانستان در ایران تولید ناامنی می کنند؟

کشت مواد مخدر در افغانستان با وقوع کودتای کمونیستی در سال ۱۹۷۹ میلادی و هجوم نظامیان ارتش شوروی به این کشور آغاز شد و امروز افغانستان بزرگترین تولید کننده مواد مخدر در دنیا است.

هم اکنون بیش از ۷۸۵ هزار هکتار از زمین های کشاورزی افغانستان به کشت مواد مخدر اختصاص داده شده است. به گواه آمارها افغانستان به تنهایی بیش از ۹۰ درصد مواد مخدر جهان را تولید می کند. تجارت مواد مخدر یک سوم اقتصاد افغانستان را شکل می دهد. بر اساس برخی آمارها ارزش جهانی مواد مخدر در افغانستان به بیش از ۸۰ میلیارد دلار رسیده است. پیش بینی سازمان ملل نیز برای امسال میلادی این است که افغانستان همچنان شاهد افزایش کشت مواد مخدر خواهد بود.
اما قدرت گرفتن طالبان در افغانستان و نگاه ابزاری طالبان به تولید مواد مخدر و توجیه های شرعی که برای این موضوع درست کردند، سبب جهش بی سابقه تولید تریاک در این کشور شد.
پس از حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان نیز نه تنها تولید مواد مخدر در افغانستان کاهش پیدا نکرد بلکه افزایش بی سابقه ای پیدا کرده که مهار آن را به شدت مشکل ساخته است.
به اعتراف برخی منابع آمریکایی ، دولت این کشور با افزایش مواد مخدر در افغانستان توانسته درآمدهای کلان مالی بدست آورد و بخش های زیادی از هزینه نظامی که در افغانستان متحمل شده را از این طریق جبران کند.
«کاندولیزا رایس» وزیر خارجه سابق آمریکا نیز زمانی که مجلس سنای آن کشور بودجه سال ۲۰۰۶ میلادی برای افغانستان را تصویب نمی
کرد در آن مجلس گفت: درآمد آمریکا از مواد مخدر افغانستان ۱۰ برابر بیشتر از مخارج نظامیان آنان در این کشور است.
این در حالی است که به گفته یکی از مقامات بلند پایه افغان درآمد آمریکا از مواد مخدر این کشور سالانه بین ۶۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار است.
البته آمریکا تنها کشوری نیست که از تولید مواد مخدر در افغانستان حمایت گسترده می کند، عربستانی ها سالهاست یکی از اصلی ترین مشوق های کشت مواد مخدر در افغانستان هستند.
اما با وجود، فواید متعدد اقتصادی که تولید مواد مخدر در افغانستان برای برخی کشورهای خارجی دارد ولی عربستان و آمریکا از تولید مواد مخدر در افغانستان هدف گذاری های امنیتی در ایران را نیز دنبال می کنند. در این باره نکات زیر حائز اهمیت است:
الف: همسایگی ایران با کشوری که بیش از ۹۰ درصد مواد مخدر دنیا را تولید می کند و و داشتن صدها کیلومتر مرز خاکی با این کشور همواره ایران را در مسیر و معرض تشکیل و درگیری با گروه های مسلح مواد مخدر قرار می دهد. هم اکنون اصلی ترین دلیل ناامنی در جنوب شرق کشور گروه های مسلح مواد مخدر هستند. ضمن اینکه ایران برای جلوگیری از تجارت مواد مخدر علاوه بر هزینه های میلیاردی ، بخش زیادی از توان امنیتی خود را اجبارا در این راه خرج می کند. تاکنون از دل تجارت مواد مخدر صدها شرور و تروریست پرورش یافته اند که برای ضربه امنیتی به ایران بسیار مفید هستند.
ب: بخش اصلی کسب درآمد گروه های تکفیری و تروریستی در جنوب شرق از طریق تجارت مواد مخدر است. گروهک عبدالمالک ریگی و اینک باقیمانده های آن گروه از اصلی ترین تاجران مواد مخدر در جنوب شرق هستند. مواد مخدر منبع مالی این گروه ها محسوب می شود که در خرید اسلحه و جذب نیرو بسیار به آنان کمک می کند. به همین دلیل برای تامین مالی گروه های تروریست در جنوب شرق تولید مواد مخدر باید همچنان ادامه پیدا کند.

 

زنانی که پایان جنایات داعش را رقم می زنند

دفاع شجاعانه زنان کوبانی مقابل تروریست های داعش، پوشالی بودن قدرت داعش را که در پشت تبلیغات رسانه ای ارتجاع عربی پنهان شده، برملا می سازد و راهبرد هراس افکنی داعشی ها را خنثی می نماید.

بصيرت  : گروه تروریستی داعش که از سال 2013 به صورت رسمی تشکیل شد در مدت فعالیت خود توانسته فضای رعب و وحشتی در اطرافش ایجاد کند. بخشی از این فضای رعب و وحشت نتیجه اقدامات وحشیانه این گروه تروریستی است و بخشی دیگر نیز به دنبال فضاسازی برخی رسانه های منطقه ای و فرامنطقه ای به وجود آمده است. اکنون دیگر برای افکار عمومی کاملا مشخص شده است که آمریکا، کشورهای غربی و ارتجاع عربی در شکل گیری داعش نقش مهمی ایفا کرده اند. شاید بتوان مهمترین سند در این مورد را اعتراف هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا دانست.

وی در کتاب «گزینه‌های دشوار» نوشته است: من به 112 کشور جهان سفر کرده بودم که با برخی از دوستان این توافق حاصل شد تا به محض اعلام تأسیس گروهک تروریستی داعش، این گروه به رسمیت شناخته شود. توافق شده بود تا فعالیت رسمی این گروه در روز 5/7/2013 اعلام شود و ما منتظر اعلام تأسیس آن بودیم تا ما و اروپا هرچه سریع‌تر آن را به رسمیت بشناسیم.

اما غرب تنها در شکل گیری این گروه تروریستی نقش نداشته و در ادامه فعالیت های داعش با بزرگنمایی قدرت این گروه نیز سعی کرده به نوعی خواسته یا ناخواسته در خدمت اهداف آن باشد. در ماه های اخیر بیشتر رسانه های عربی- غربی سعی داشته اند تصویری قدرتمند و بی رقیب از داعش ارائه دهند که حتی ارتش عراق و سوریه توان قدرت نمایی در برابر آن را ندارند. این رسانه ها با تمرکز بر خبرهایی از پیشروی های داعش به مخاطبان خود این تصویر را ارائه داده اند که در طول تاریخ هیچ گروه تروریستی به اندازه داعش ثروتمند و مجهز به سلاح های مدرن نبوده است و برای برخورد با این گروه باید در قالب ائتلاف بین المللی اقداماتی را سازماندهی کرد و گرنه امکان شکست آن وجود ندارد. و به دنبال آن ائتلاف بین المللی ضد داعش را تشکیل داند. (تنها کارویژه ای که این ائتلاف تاکنون نداشته نبرد موثر با داعش بوده است)

اما در عالم واقع این تصویر از داعش چندان با واقعیت های موجود همخوانی ندارد. هیچ کس نمی تواند منکر وحشی گری و خونریزی های بی رحمانه گروه داعش باشد اما «وحشی گری» با «قدرتمندی» تفاوت بسیار دارد.

داعش در ماه های نخست سال2014 با تکیه بر اصل غافلگیری، ایجاد رعب و وحشت و صد البته برخی خیانت ها توانست استان های سنی نشین غرب عراق را اشغال کند و پیشروی های خود را به سمت پایتخت این کشور نیز ادامه دهد، اما از زمانی که گروه های مردمی در قالب بسیج وارد نبرد با تروریست ها شدند نه تنها پیشروی های این گروه قطع شده بلکه روز به روز عقب نشینی آن ها شدت گرفته است.

شکستن محاصره 3 ماهه شهر شیعه نشین آمرلی در عراق، بزرگترین ضربه را از لحاظ روانی به تروریست ها وارد کرد، چرا که آنها امید زیادی به موفقیت در تصرف آمرلی داشتند و این امر میسر نشد و با کمک های ایران به ارتش عراق، داعش در این هدف خود که بسیار بر روی آن حساب کرده بود، ناکام ماند.

در این میان شاید بتوان بزرگترین ناکامی داعش را در سوریه و شهر کوبانی یا عین العرب دانست. بیش از یک ماه است که این شهر مرزنشین در سکوت جامعه بین المللی، توسط داعش محاصره شده و تقریبا به جز مبارزان کُرد جمعیت زیادی در این شهر نمانده و به مناطق اطراف فرار کرده اند. با وجود آنکه مردم این شهر به ابتدایی ترین سلاح ها مجهز هستند، اما نیروهای داعش نتوانسته اند تاکنون این شهر را اشغال کنند و بنابر اطلاعات منتشر شده، مردم این شهر بیشتر مناطق را از تروریست های داعش بازپس گرفته اند.

نکته مهم این که بی آبرویی بزرگ داعش در کوبانی با ایفای نقش شجاعانه زنان کرد رخ داد. نیروهای داعش نسبت به زنان دید بسیار تحقیرآمیز و متعصبانه ای دارند و در شریعت خودساخته و ادعایی خود از کشته شدن به دست زنان هراس دارند و این کار را مایه تباهی اخروی خود می دانند. این عده از قضا در کوبانی در مقابل نیروهای کردی قرار گرفته اند که زن هستند و شجاعانه داعشی ها را به هلاکت می رسانند. اخیرا تصویری از «آرین میرکان»، مادر کردی که برای دفاع از فرزندان و شهرش در برابر داعش، دست به عملیات انتحاری زد منتشر شد که اوج شجاعت این زنان را نشان می دهد. این جنگجویان زن در کوبانی توانسته اند تصویر دروغین و ساخته شده شکست ناپذیری داعش را در اذهان عمومی بشکنند.

داعشی ها در مناطقی که اشغال می کردند بیشترین جنایت را در حق زنان و دختران داشتند و رفتار وحشیانه آنان با زنان ایزدی در عراق از این جمله است. این اقدام تروریست های داعش از یک جهت برای ایجاد ترس در ساکنان شهرها بود تا قبل از آمدن عناصر داعشی، مردم شهر را تخلیه کنند. با این حال ایستادگی زنان کوبانی در برابر داعش ها ضمن این که ارزشمندی مقاومت شجاعانه آنان را نشان می دهد، اثرگذاری اقدامات غیرانسانی تروریست های داعشی در ارتباط با زنان، جهت اشغال آسان تر مناطق را نیز خنثی می کند. اکنون تروریست های داعش با زنان شجاعی مواجه شده اند که وحشی گری های این تروریست ها را به دام می کشند و اجازه رفتارهای غیرانسانی را به آنان نمی دهند.

به تازگی تعداد زیادی از تروریست های داعشی توسط زنان در کوبانی دستگیر شده اند و این اوج بی حیثیتی و آبروریزی برای داعش بود. در اینکه روند تضعیف داعش شروع شده هیچ شکی وجود ندارد. اما نکته مهم این است که در شرایط کنونی این زنان هستند که مانند سدی محکم در برابر داعش صف آرایی کرده اند و آن ها را به هلاکت می رسانند. این خود فریاد بزرگ پوشالی بودن قدرت داعش و در کنار آن خیانت های ترکیه را سر می دهد.

در حالی 5000 زن کُرد در کوبانی علیه نیروهای داعش می جنگند که سیاستمداران ترکیه در آن سوی مرز کوبانی با وجود در دست داشتن مجوز پارلمان برای نبرد با داعش تنها نظاره گر ماجرا هستند. این زنان نیز می توانستند فرار را بر مبارزه ترجیح دهند و زندگی خود را نجات دهند. اما شجاعانه ایستادند تا این پیام را به جهانیان اعلام کنند که داعش چیزی نیست جز یک توهم قدرت! اکنون به نظر می رسد مقاومت این زنان جواب داده و تروریست های داعش در حال عقب نشینی از کوبانی هستند. داعش در کوبانی شکست خورد. آن هم از زنانی که از نظر آن ها بسیار ضعیف هستند و این امر خود می تواند شاهدی بر ضعیف شدن داعش باشد.

 

 


Copyright ©2013
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت