186 : کابل جان
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی





استاد صباح
ملکيت هاي دولتي وشخصي چگونه ووسيله چه کساني چپاول گرديد؟؟؟


غلام سخی ارزگانی
مفادات پیمان امنیتی کابل- واشگتن در جهت حل بحران افغانستان


استاد صباح
مفادات پیمان امنیتی کابل- واشگتن در جهت حل بحران افغانستان


   محمد امین فروتن
رئیس احمدزی  با باور های مجعول و مجهولش


احمد سعیدی
در محورچند جستار از گفتار های رئیس جمهور آقای احمد زی


سنجر غفاری
افغانستان از کریملن تا قصر سفید _ قسمت دهم


 مهرالدین مشید
حکومت وحدت ملی و راز پیروزی آن


عبدالرووف ليوال
رییس جمهوروشکمبه


 خلیل
تصویر حدود هفتاد سال پیش افغانستان و شهر کابل - قسمت چهارم


  خوشه چین
زننده است


 رزاق مأمون
حاجی احسان الله واسماعیل «یون» دریک پرواز به کابل رسیدند


انجمن حقوقدانان افغان در اروپا
تراژیدی افغانان مهاجر در اروپا


بشيرمومن
نیکداشت از کار کردهای داکتر ببرک ارغند


 بورد مطبوعاتی مرکز کاری افغانها در مسکو
گرامیداشت از استاد لطیف ناظمی


اکبری
گرامی داشت از سالروز وفات نابهنگام مرحوم الحاج عزیز الله ظریف


  پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
ایالات متحده امریکا موسس بنیاد ګرایی درخاورمیا نه


دكتر نبي هيكل
ملت


ابراهیم ورسجی
تفرقه اندازی میان قومی؛عمده ترین کار کرزی درافغانستان


علی رستمی
اهمیت جهانی وتاریخی انقلاب اکتوبر


جلال بايانی
نســــــل بالنده کشـــــــــور مصمم اند ؛ که الگو يشان سر فروشان است


انجنیر فضل احمد افغان
بازی خطرناک دیګر غرب


قاضی  سخی صمیم
اهمیت شهادت در گسترش عدالت مدنی و جزائی


 فاضل
به تقریب 81 مین سالروز ولادت و 35مین سالروز شهادت مرحوم طاهر بدخشی


عبدالرووف ليوال
ریاست وطنفروش زمان مارشال


غلام سخی ارزگانی
تغییر مسالمت آمیز قدرت سیاسی باید به یک فرهنگ مبدل گردد


محمدآجان غلجی
بیایید اندکی خوش بین به آینده باشیم 


 مهرالدین مشید
  پــــس لــرزه هــای یـــک پـــرونـــدۀ فـــــــرهـــنــگــی ســـیــاســــی


الحاج عبدالواحد سيدی
شهر  های  خراسان - هرات در آیینه جغرافیای تمدنی


داکتر رحیم رامشگر
شخصیت واختلالات آن : بخش دهم


 ف.بری
دست آورد  جهاد


 عبدالواحد خرم : تجارب هندوستان



نجيب جرآت: پارچه شعری از صانب تبريزی

آريايی در فيس بوک



دوشنبه 28 ميزان 1393 خورشيدی برابر با 20 اکتوبر 2014 ميلادی

 

شایسته‌سالاری یا ملاحظات قومی؛ آزمونی بزرگ پیشِ روی اشرف‌غنی

مردم افغانستان از دولت وحدت ملی انتظار دارند اصل شایسته‌سالاری و تخصص افراد را به عنوان نیاز اصلی دولت و مردم در انتصاب‌های کابینه بر ملاحظات قومی ترجیح دهد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، نگرانی از انتصابات صحیح و به جا در دولت جدید افغانستان به یکی از دغدغه‌های اصلی مردم تبدیل شده و آنان از دولت وحدت ملی انتظار دارند اصل شایسته‌سالاری و تخصص افراد را به عنوان نیاز اصلی دولت و مردم در برابر ملاحظات قومی ترجیح دهد.

دولت جدید افغانستان میراث دولتی است که قدرت در آن بر اساس توافق کنفرانس «بن» به صورت قومی تقسیم شد.

با توجه به شعارهای شایسته‌سالاری در دولت جدید هنوز مشخص نیست آیا صلاحیت کاری و میزان تخصص افراد معیار استخدام در دولت جدید خواهد بود یا مانند گذشته بر اساس سهمیه‌بندی قومی، افراد در موقعیت‌های مهم و پست‌های کلیدی دولتی منصوب می‌شوند.

در دولتی که پس از توافق بن به رهبری «حامدکرزی»، رئیس جمهور پیشین افغانستان تشکیل شد از پست‌های مهم و حساس دولتی، 11 کرسی به پشتون‌ها، 8 کرسی به تاجیک‌ها، 5 کرسی به هزاره‌ها و 3 کرسی به ازبک‌ها تعلق گرفت.

استخدام در سطوح پایین و لایه‌های میانی ادارات نیز بر مبنای ملاحظات قومی صورت گرفت؛ طوری که رهبران قومی افراد نزدیک و مورد اعتماد خود را برای احراز پست‌های مختلف معرفی و به صورت قاطع از آنان حمایت می‌کردند.

هرچند افراد جویای کار و دوستدار خدمت از طریق جذب در ادارات دولتی به ظاهر باید یک روند رقابتی را پشت سر می‌گذاشتند و از آزمون استخدام سرفراز بیرون می‌آمدند اما در نهایت این قدرت قومی و معرفی‌ از جانب  یک رهبر قومی بود که پایه پیشتازی و اساس استخدام افراد را فراهم می‌کرد.

این جا بود که آزمون استخدام و رقابتی که برای تشخیص توانایی و سطح سواد و صلاحیت کاری افراد داوطلب به برگزار می‌شد، ماهیت تشریفاتی و نمایشی به خود گرفته و نمی‌توانست مبنایی برای تفکیک و تشخیص افراد کارآمد از افراد ضعیف باشد.

ورود افراد ضعیف با پشتوانه قومی در درون دولت زمینه ظهور ظرفیت‌ها و امکان ایجاد ادارات سالم، کارآمد و قوی را نابود و امکان بروز و ظهور استعدادها و خلاقیت‌های جدید را از بین برد.

افراد ضعیف و ناکارآمدی که حاشیه حمایت قومی برای خود ایجاد کرده بودند به عنوان وزیر، معاون، مشاور، رئیس، فرماندار و... به کار خود ادامه دادند اما نیروی نیرومند کاری که می‌توانست سنگ بنای تحولات جدید را پدید آورد، بی‌کار و بدون استفاده ماند و به پیشواز سرخوردگی و ناخرسندی رفت.

ادامه روند راه‌یابی به ادارات دولتی به شکلی که اشاره شد، زمینه‌ساز ظهور این ذهنیت شد که در این کشور، تحصیلات و توانایی مهم نیست بلکه جلب اعتماد یک رهبر قومی و برخورداری از حمایت وی موقعیت‌ها و مناصب مهم دولتی را نصیب افراد می‌کند.

** دلایل استخدام برمبنای ملاحظات قومی

افغانستان سرزمینی است که اقوام مختلف و متعددی را در خود جای داده است، درگیری‌های قومی در دهه 70 ذهنیت قومی خاصی در افغانستان پدید آورد به طوری که از ویرانه‌های جنگ‌های قومی، رهبران و قهرمانان قومی سر بر آوردند.

پس از شکست طالبان و به وجود آمدن دولت موقت به رهبری کرزی، برای ایجاد ثبات سیاسی نیاز بود که برای هریک از این رهبران قومی پُست و وظیفه‌ای در نظر گرفته شود و در انتصابات سطوح پایین اداری نیز، رضایت و مشورت آنان مد نظر گرفته شود.

از این منظر تعلق افراد به هر قوم، سطح خاصی از استحقاق و امتیازات دولتی را برای آنان به ارمغان آورد که افراد متعلق به اقوام دیگر نمی‌توانستند از آن میزان مزایا برخوردار شوند.

وجود چنین حس و نگرشی یعنی تعیین‌کننده بودن تعلقات قومی در وجود دولت‌مردان، تمایل تبعیض قومی و گرایش امتیازخواهی و انحصارطلبی را افزایش داد.

این مسئله موجب شد که مبارزه برای حذف تبعیض‌ و تأمین عدالت اجتماعی نیز رنگ و ماهیت قومی به خود بگیرد و حضور اقوام در ساختار قدرت به تناسب شعاع وجودی‌‍ شاخص استحکام عدالت اجتماعی یا توزیع عادلانه قدرت به حساب آید.

با نیم‌نگاهی به گذشته اینک بیم آن وجود دارد که در دولت جدید افغانستان نیز به جای توجه به توانایی و تخصص افراد، اشخاصی برای احراز کرسی‌های مهم دولتی معرفی شوند که از جانب رهبران قومی معرفی و تأیید شده‌ باشند.

این در حالی است که برای ایجاد تغییرات و تحقق وعده «تحول» تیم انتخاباتی پیروز و همچنین ایجاد نهادهای قدرتمند و ادارات کارآمد در افغانستان نیاز است که اصل شایسته‌سالاری اساس استخدام و معیار اصلی جذب افراد در بدنه دولت قرار گیرد.

 

ملاعمر غایب است

وحید مژده اخیراً در یک برنامه ی تحلیلی کابل نیوز گفت که ملاعمر غایب است.

وی افزود: تشکیلات جدید طالبان که در سایت خود نشر کرده اند محور رهبری از نایب امیرالمومنین آغاز می گردد و نه از امیرالمومنین، به این معنا که هسته ای که به نیابت از امیرالمومنین است با امیرالمومنین ارتباط دارد بنابراین فرمان و رهبری از آن سطح شروع می شود و این مساله عنوان نمی شود که چرا ملا عمر ظاهر نمی شود. از نگاه شرعی اگر کسی را به عنوان امیر انتخاب کرده اند و وی غایب می شود و وجود ندارد باید برای وی جانشین انتخاب کنند بنابراین با در نظر داشت این نکته ملاعمر زنده است.
به باور وحید مژده، شک و گمان در مورد وجود و زنده بودن ملاعمر فقط در ذهن ما است و باید دید که آیا در میان طالبان و در سطح بالای این گروه این شک وجود دارد یا خیر. در این مورد حزب اسلامی به علت رقابتی که با طالبان دارد تبلیغات زیادی مبنی بر کشته شدن ملاعمر انجام داده است.
آگاه مسایل سیاسی در مورد دستگیری انس حقانی فرزند ملا جلال الدین حقانی اظهار داشت: برای من بسیار جالب است تا مدتی طالبان اطلاعی در مورد دستگیری وی نداشتند در حالی که این موضوع از طریق رسانه ها نشر شده بود. به احتمال زیاد انس حقانی در منطقه ای بوده که احتمال دستگیر شدنش بسیار کم بوده است.
وی در اهمیت و تاثیر دستگیری انس حقانی برای افغانستان گفت: طالبان به این باورند که کسی که زندانی است و در کابل است نمی تواند از آنها نمایندگی کند. وقتی ملا درانی برادر، شخص دوم تحریک طالبان که از اهمیت بالایی برخوردار بود دستگیر شد دولت خواست با وی مذاکره را آغاز کند اما وی حاضر به همکاری نشد. زندانی شدن فرزند حقانی فقط به عنوان شخص مطرح است و تاثیری در روند صلح ندارد، هر چند که در تبادل اسرا می توان از وی استفاده کرد.
مژده در پایان خاطرنشان ساخت: جداسازی گروه طالبان به تروریست وغیرتروریست اشتباه است؛ اگر این گروه تروریست است پس تمام اعضا و گروه های منتسب به آن، تروریست هستند.

 

آغاز به کار دفتر "داعش" در پاکستان

برخی رسانه های پاکستانی پس از انتشار اخبار دیوارنویسی و پخش دفترچه های اهداف گروه تروریستی داعش از آغاز بکار دفتر این گروه تروریستی در شهر کراچی خبر می دهند.

به گزارش تسنیم به نقل از «اردو پوینت» گفته می شود که گروه تروریستی داعش نخستین دفتر خود را در «سهراب گوت» منطقه ای در حومه شهر کراچی افتتاح کرده است.

بر اساس این گزارش، نهادهای اطلاعاتی پاکستان ضمن ابراز نگرانی از فعالیت گروه تروریستی داعش در حالی بدنبال کسب اطلاعات هستند که گفته می شود دفتر داعش در حومه کراچی آغاز بکار کرده است.

گروه های تروریستی پاکستان در مناطق «منگهوپیر»، «کنواری کالونی»، «پختون آباد»، «سلطان آباد»، «گلشن معمار»، «جنجال پوره»، «مچهرکالونی»، «افغان بستی»، «غریب آباد»، سهراب گوت و سایر مناطق دیگر در حمایت از گروه تروریتسی داعش در هفته های گذشته شبکه های  جدید خود را فعال کرده است.

«شیعت نیوز» نیز دیگر سایت پاکستانی ضمن ابراز نگرانی از فعالیت ترویست های داعش در این کشور نوشته که پس از فعالیت گروه تروریتسی داعش در کراچی، عملیات تروریستی در ماه محرم به احتمال زیاد افزایش خواهد یافت که باید تمهیدات امنیتی لازم از سوی دولت پاکستان انجام شود.

هفته گذشته نیز 6 فرمانده مهم طالبان پاکستان از گروه تروریستی داعش اعلام حمایت کردند.

 

ترکیه در سودای احیای امپراطوری عثمانی در افغانستان

چرا اردوغان به کابل سفر کرد؟

دیپلماسی ایرانی: پس از گذشت پنج دهه از روابط ترکیه و افغانستان برای نخستین بار رییس جمهوری ترکیه به افغانستان سفر کرد تا تفاهمنامه همکاری های اقتصادی، فرهنگی، نظامی و امنیتی را به امضا برساند. تفاهم نامه ای که به گفته احمدزی زمنیه همکاری های مشترک و بیشتر دو کشور را فراهم می آورد، زیرا ترکیه مثال رفاه و ثبات در جهان اسلام است. در حال حاضر نیروهای ترکیه در افغانستان گرچه در قالب نیروهای ناتو حضور دارند، اما این حضور تنها در حوزه فعالیت های فرهنگی و اجتماعی خلاصه می شود. از این رو ترکیه کمترین خسارت های انسانی را در گیری های افغانستان داشته است. نکته اساسی این است که گرچه ترکیه به یک کشور توسعه یافته بدل شده است و اما برخورد این کشور با شماری از کشورهای این منطقه برخورد نابرابر و نامتوازن است. نوستالژی دوران عثمانی در ذهن شماری از مسئولان ترکیه، این تصور را ایجاد کرده است که با کشورهای فقیر و توسعه نیافته همکاری خود از یک موضع اقتدار وارد شوند. از این رو برخی کارشناسان افغانستان نگران این مساله هستند که ترکیه مبادا در رابطه به افغانستان به چنین روشی متوسل شود. درباره حضور اردوغان در ترکیه و امضای تفاهم نامه آنکارا- کابل با عاشق حسین طوری کارشناس مسایل افغانستان گفت وگویی داشته ایم:

طی دیدار اردوغان با احمدزی، تفاهم نامه همکاری های اقتصادی، امنیتی به امضا رسید. این در حالی است که پیش تر قرار بود تفاهم نامه ای در این راستا میان ایران و افغانستان به امضا برسد. چرا افغانستان امضای تفاهم نامه با ترکیه را به ایران ترجیح داد؟

پس از گذشت نزدیک به پنج دهه، اردوغان به عنوان نخستین رییس جمهور ترکیه به افغانستان سفر کرد و در این کشور نشان عالی امان الله خان را دریافت کرد که می تواند حاکی از تلاش ترکیه و افغانستان برای رساندن مناسبات خود به عالی ترین سطح باشد. البته روابط ترکیه و افغانستان همواره با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده است، اما با به قدرت رسیدن امان الله خان و اعلام استقلال افغانستان فصل نوینی در روابط دو کشور گشوده و به نوعی موجب باز شدن درهای افغانستان به روی ترکیه شد. ترکیه پس از اتحاد شوروی سابق که دومین کشوری بود که استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت و سال هایی که افغانستان تحت قیمومیت شوروی بود، آنکارا روابط حسنه ای با دولت کابل داشت. همچنین ترکیه به عنوان کشور عضو ناتو نیروهای خود را در قالب آیساف به افغانستان ارسال و اعلام کرد به جای مشارکت نظامی علاقه مند به فعالیت در زمینه های اجتماعی و فرهنگی است. ترکیه تا کنون میلیون ها دلار با هدف کمک های مالی و تاسیس یک آکادمی آموزش پلیس، مرمت مساجد، ایجاد دانشگاه ها، مدارس و بیمارستان ها، هزینه کرده است و اعلام کرده در بخش بازسازی زیربناهای افغانستان به دولت کابل کمک خواهد کرد. شاید ترکیه تمایل در ورای این کمک ها می خواهد حضور فعال تجاری خود را در افغانستان تقویت کند. درواقع تجارت و اقتصاد یکی از مهمترین اولویت ها در سیاست خارجی ترکیه است. البته در کنار آن دستیابی به جایگاه و موقعیت ممتاز سیاسی نه فقط در خاورمیانه و قاره آسیا، بلکه ارتقا به سطح یک قدرت جهانی برای دولت آنکارا مهم است. اینها مجموعه اهدافی بوده که در عمق استراتژیک داوود اوغلو بسیار مورد توجه قرار گرفته است. یکی از مولفه های دکترین ترکیه این است باید در مدیریت بحران های منطقه ای و بین المللی نقشی مهمی ایفا کند. حتی ادعا می شود که ترکیه از طریق همکاری اقتصادی، سیاسی و امنیتی با کشورهای منطقه باید نیاز مداخله قدرت های خارجی را از بین ببرد. در همین راستا است که اردوغان از عزم دولت این کشور برای میانجیگری بین افغانستان و پاکستان به خصوص در زمینه موضوعات مرتبط با تروریسم خبر می دهد. هرچند که در حال حاضر دولت آنکارا خود به واسطه برخی مسایل مبنی بر حمایت از گروه تروریستی داعش در منطقه و تعلل در مقابله با این گروه در معرض شدیدترین انتقادها قرار دارد. به نحوی که بسیاری از ناظران سیاسی، ناکامی ترکیه در کسب کرسی غیر دائم شورای امنیت را برآیند طبیعی چنین سیاست هایی از یک سو و ضعف دولت آنکارا در تحقق دکترین از سویی دیگر ارزیابی کردند. به هر حال ترکیه سعی می کند در سطح منطقه به نوعی خود را به عنوان یک سردمدار کشورهای اسلامی در مقابله با جمهوری اسلامی که به خاطر خاصیت خاص انقلاب اسلامی که خودجوشانه مردم الگوپذیری می کنند، جایگزین کند. به خصوص کشورهای اهل تسنن و برخی کشورها یا برخی آنهایی که نوعی همگرایی و همفکری با ترکیه دارند، سعی می کنند که به جای ایران ترکیه را الگو قرار دهند. مثلا در پاکستان برخی از این نوع افراد و گروه ها وجود دارد. یا در افغانستان آقای احمد زی سعی می کند با ترکیه به سرعت همکاری ها و روابط گسترده تر شود. احمدزی سعی می کند خود را بیشتر با کشورهایی که دم از لیبرالیسم می زنند دم خور کند. اگرچه ترکیه ادعای اسلامی بودن دارد، اما مشخص است، اسلامی بودن چه میزان واقعیت دارد. معاون اول احمدزی یعنی ژنرال دوستم می توان گفت از  نژاد ترکی بوده و در گذشته از پان ترکیسم صحبت می کرده است. به این خاطر ترکیه سعی می کند خود را بیشتر در افغانستان مطرح کند. ولی با توجه به حمایت ترکیه از تروریسم در سوریه که هدف اصلی و استراتژیک حذف اسرائیل در منطقه بوده و خوش رقصی ترکیه سرنوشتی مشابه پاکستان پیدا خواهد کرد. پاکستان در دهه 80 نیز خوش رقصی هایی برای آمریکا در جنگ سرد با شوروی انجام داد که اکنون به چنین سرنوشتی دچار شده است. به هر حال ترکیه سیاست احیای امپراتوری عثمانی را در پیش گرفته است.

آقای احمدزی در دیدار با اردوغان گفته که ترکیه مثال رفاه و ثبات در جهان اسلام است. در حالی که ترکیه در داخل با چالش های سیاسی- اجتماعی مواجه بوده و در بیرون نیز در مظان اتهام حمایت از تروریست قرار دارد. با این تفاسیر آقای ترکیه می تواند الگوی اسلامی برای افغانستان در حال گذار به دموکراسی باشد؟

احمدزی یک افغانی الاصل با تابیعت آمریکایی و دارای همسری لبنانی الاصل و مسیحی است. او رفیق زلمی خلیل زاده بوده و در دانشگاه آمریکایی در بیروت درس خوانده است. شاید ترکیه برای او الگو باشد اما برای ملت افغانستان که سال ها از ارزش های اسلامی و همچنین در برابر شوروی دفاع کرده اند، نمی تواند الگوی خوبی باشد. ترکیه تنها لباس اسلام را به تن کرده است. ترکیه اسرائیل را به رسمیت می شناسد. حال چگونه می تواند الگویی برای مردم افغانستان باشد؟ در زمان امان الله او می خواست فرهنگ ترکیه را وارد کند. در حالی که آتاتورک نیز در حال پیاده سازی فرهنگ غرب بود. پیام این است که می خواهند فرهنگ غرب را در پوشش اسلام پیاده کنند. این نمی تواند برای مردم افغانستان الگو باشد.

با توجه به اینکه ترکیه در حوزه اقتصادی بعضا توانسته به عنوان یک نیروی مقتدر عمل کند، اما با چالش هایی که مواجه بوده، نوعی احتیاط ها را به وجود می آورد که افغانستان باید این احتیاط ها را مورد توجه قرار دهد. از جمله نوع نگاه ترکیه به مسایل خاورمیانه و تروریسم. بایدها و نبایدها روابط افغانستان و ترکیه چیست؟

ترکیه نیز به عنوان یک کشور اشغالگر در افغانستان محسوب می شود. هرچند که گفته شده فعالیت های ترکیه در حوزه فرهنگی و اجتماعی است. گرچه ترکیه صحبت از فعالیت های تجاری در افغانستان بر اساس این تفاهم نامه می کند، اما در ورای آن خواهان پیاده کردن فرهنگ خود است. حال کشوری که سال ها مردم آن برای اسلام و سنت های خود مقاومت کرده، چگونه می تواند ترکیه را برای آینده خود الگو قرار دهد؟ هرچقدر ترکیه در افغانستان حضور داشته باشد، مردم به واقعیت حضور این کشور پی خواهند برد. به شرط آنکه عینک تعصب شیعی و سنی را بردارند. در این صورت ترکیه در افغانستان جایگاهی ندارد. ممکن است دولت استقبال و سعی داشته باشد، ترکیه را جایگزین برخی کشورهای دیگر کند، ولی در دراز مدت مردم افغانستان نمی توانند قبول کنند.

با توجه به اینکه قرار است نیروهای آمریکایی تا پایان سال 2014 از افغانستان خارج شوند، به نظر می رسد ترکیه از این فرصت استفاده کرده و در حال محکم کردن جای پای خود در این کشور است. آیا ترکیه توان و ظرفیت پر کردن خلا ناشی از مسایل اقتصادی، نظامی و امنیتی در افغانستان را داراست؟

خیر. البته بر اساس قراداد امنیتی میان افغانستان و آمریکا که به امضا رسید، نیروهای آمریکایی و ناتو در این کشور باقی خواهند ماند. نیروهای ترکیه نیز در قالب همین نیروها حضور خواهند داشت. وقتی کشوری مانند پاکستان که هم مرز با افغانستان بوده و سرمایه گذاری هایی را بر روی طالبان داشته از چنین ظرفیتی برخوردار است، آنگاه ترکیه که هم مرز با افغانستان نیست، چگونه می تواند از این ظرفیت برخوردار باشد؟ ممکن است در شعار چنین ادعایی مطرح شود که ترکیه دارای ظرفیت پر کردن خلا اقتصادی و امنیتی در افغانستان را دارد، اما در عمل چنین چیزی نیست. مساله مهم برای افغانستان گسترش روابط با کشورهایی است که به دنبال ثبات در این کشور هستند. ترکیه کشوری است که از داعش حمایت کرده و به دنبال تامین منافع آمریکا و اسرائیل و همچنین امپراتوری عثمانی است. موضوعی که حتی جوبایدن معاون اول رییس جمهوری آمریکا آن را مطرح و بعد از آن عذرخواهی کرد. وقتی چنین عملکردی از ترکیه مشاهده می شود، حال آیا می تواند در افغانستان نقش پر کننده خلاهای اقتصادی، امنیتی و نظامی و فرهنگی را ایفا کند؟ این یک پارادوکس در سیاست خارجی ترکیه است.

 

خیز ترکیه برای نفوذ در آسیای مرکزی/ اسلام ترکیه‌ای در دستور کار غرب

یک تحلیل‌گر سیاسی افغان، سفر اردوغان به کابل را تلاشی در راستای افزایش نفوذ ترکیه در آسیای مرکزی با کمک افغانستان ارزیابی کرد.

«احمد ارشاد خطیبی» تحلیلگر مسائل سیاسی افغانستان و استاد دانشگاه کابل در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل با اشاره به سفر «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه به افغانستان، اظهار داشت: با توجه به این که افغانستان با 3 کشور آسیای مرکزی هم‌مرز است، ترکیه می‌خواهد با نزدیک شدن به افغانستان، نفوذ خویش در کشورهای آسیای مرکزی را توسعه بخشد.

وی افزود: ترکیه رقابت شدیدی با جمهوری اسلامی ایران بر سر برقراری روابط استراتژیک با کشورهای آسیای مرکزی دارد اما هم‌مرزی ایران با برخی کشورهای آسیای مرکزی، سبب شده که این کشور بخت بیشتری برای پیشتازی در این رقابت داشته باشد.

این استاد دانشگاه کابل گفت: اجناس تولید ترکیه به شکل بی‌سابقه‌ای در بازارهای افغانستان افزایش یافته و از این جهت می‌توان گفت که انگیزه اقتصادی نیز باعث شده ترکیه تمایل بیشتری به بهبود روابط خویش با افغانستان داشته باشد.

**میانجیگری بین پاکستان و افغانستان

خطیبی، با اشاره به وجود تنش در روابط افغانستان و پاکستان، اظهار داشت: ترکیه به منظور تعقیب منافع خود از طریق نزدیکی با افغانستان، در راستای ایجاد حسن نیت میان 2 کشور افغانستان و پاکستان تلاش می‌کند؛ هر چند میانجیگری ترکیه بین این 2 کشور همسایه در گذشته موفقیت‌آمیز و مؤثر نبوده است.

وی افزود: ترکیه در مسیر میانجیگری بین افغانستان و پاکستان تنها نبوده؛ اما عوامل وجود تنش و تیرگی در روابط این 2 همسایه، مسائل عمیق و ریشه‌دارِ تاریخی، ادعاهایی ارضی و مناقشات مرزی بوده که به آسانی و در غیبت وجود یک اراده استوار سیاسی از سوی این 2 همسایه، قابل حل نیستند.

این پژوهشگر افغان تصریح کرد: پاکستان به دلایل مختلفی از جمله امتیاز گیری از غرب، به خاطر نقش‌آفرینی ناامن‌کننده در افغانستان، نسبت به حل مناقشات خود با افغانستان و عدم مداخله در این کشور، تصمیم و تمایل لازم از خود نشان نمی‌دهد و همواره خواسته از افغانستان به عنوان عمق و عقبه استراتژیک خویش، استفاده کند.

**ناسیونالیسم ابزار افزایش نفوذ ترکیه

خطیبی در بخش دیگری از سخنان خود، اظهار داشت: ترکیه برای تحکیم روابط و توسعه نفوذ خویش در کشورهای منطقه از ناسیونالیسم و اسلام استفاده می‌کند.

وی تأکید کرد: استفاده از ابزار ناسیونالیسم ترکی در افغانستان به معنای حمایت ترکیه از ترک‌تباران این کشور می‌باشد.

خطیبی در ادامه به 2 مدل اسلام در دنیای فعلی اشاره کرد و افزود: مدل اسلام ایرانی که سلطه‌ستیز، غرب‌ستیز، مخالف رژیم اسرائیل، خواهان مقابله و ایستادگی در برابر کشورهای استعمارگر از جمله انگلیس است و مدل اسلام ترکی که سرشت سازش‌کارانه با تمایل توسعه‌طلبی در کشورهای منطقه دارد و در مقابل تأمین منافع غرب هیچ چالشی ایجاد نمی‌کند.

** غرب در تلاش برای گسترش اسلام ترکیه‌ای

خطیبی در پایان خاطر نشان کرد: غرب از روند ترویج و تبدیل مدل اسلام ترکیه‌ای در کشورهای آسیای مرکزی، خاورمیانه و جنوب شرق آسیا حمایت می‌کند تا از این طریق بتواند از گسترش مدل اسلام ایرانی که زنده و پویا بوده و طبیعت تهاجمی در قبال نفوذ و سلطه غرب دارد، پیشگیری کند.

 

رییس خدای داد کی بود؟

شادب امین بیگزاد : رییس خدای داد از پیاده گشتی در کوچه های خیرخانه تا شهره شدن در جهان. رییس خدای داد حتی از زمان طالبان تحت تعقیب بود و یکی از سردسته های بزرگ باند مافیایی در افغانستان و منطقه بشمار می رفت.
رییس خدای داد از ولایت خوست است در زمان طالبان و شاید هم پیش از ظهور طالبان دست به دزدی خانه ها می زد. رییس خدای داد ادم خوش برخورد با اهالی منطقه بود گاهی هم نشده بود از دست او همسایه هایش اذیت شوند.
رییس خدای داد در درحالیکه تحت تعقیب شدید طالبان بود در شهر کابل آزادانه گشت و گذار می کرد. او مصروفیت خاص نداشت شبها به خانه های مردم می رفت و تنها پول نقد و زیورات را هدف قرار می داد گاه گاهی مردم هم از رییس خدای داد برای حل اختلافات خود استفاده می کردند.
رییس خدای داد در ساحه ناحیه یازدهم شهر کابل زندگی می کرد او سه برادر داشت. حمید، عبید، و نقیب، پدرش داکتر بود و مادرش شاغل نبود.
رییس خدای داد تحت تعقیب شدید طالبان قرار داشت رادیوی شریعت در آن زمان اعلان کرد که رییس خدای داد همراه با دوستانش از جمله نور سرخه، بچه آغالاله، شاه بچه، وحید دکو و یک بچه نازدانه بنام مشعل گشت و گذار می کرد جای بود باش آنان تعمیر مارکیت قلعه نجارها و حمام نمبر اول خیرخانه بود.
رییس خدای داد کار و بار نداشت صبح تا شام در هیمن دو نقطه سپری می کرد اما او برای مردم محل هیچ نوع درد سری نبود چون رییس خدای داد در ساحه که زندگی می کرد انجا دزدی نمی کرد می گفتند که رییس خدای داد شبانه به خانه های مردم می رود و دزدی می کند.
رییس خدای داد در زمان طالبان عروسی کرد.
پدر رییس خدای داد مرد خیلی ارام و داکتر طب بود مادرش همراه با دیگر اعضای فامیل او هم مانند مردم عادی گشت و گذار می کردند و ظاهرا مردمان خوبی در منطقه بودند.
پدرش هم همواره برای رییس خدای داد می گفت که دست از دزدی بردارد اما نزدیکان و رفیقان رییس خدای داد او را نمی گذاشتند که او دست از چنین کاری بردارد شاید هم به گمان زیاد او نخستین مردی بود که مشهور به رییس در شهر کابل زندگی می کرد.
درحالیکه رییس خدای داد تحت تعقیب شدید طالبان قرار داشت اما او آزادانه گشت گزار میکرد وبرای همسایه ها تا قومندانی امنیه وحوزه ها واسطه خوب بود. او مستقیم به حوزه و قومندانی می رفت و برای قومندان امنیه و امر حوزه اخطار می داد که کار فلان شخص را تمام کن و امر حوزه هم جرات این را نداشت که گپ های رییس را رد کند.
در زمان طالبان رییس خدای داد چندین بار زندانی شد اما از اینکه مامای وی در حکومت طالبان در وزارت داخله دارای صلاحیت زیاد بود او را رها می کرد هرچند که مامایش هم از این کار سخت آشفته بود و چندین بار برایش گفت که اگر این بار دستگیر شدی رهایت نمی کنم اما رییس خدای داد دوستان زیادی در نظام طالبان داشت.
رییس خدای داد با امدن حکومت جدید در کشور از منطقه قلعه نجار نا پدید شد مردم هم می گفتند که رییس خدای داد در منطقه حوزه پنجم شهر کابل زندگی می کند. رییس خداید که در زمان طالبان یک خانه عادی داشت با امدن حکومت جدید او در همین منطقه قلعه نجار ها صاحب خانه لکس شد و این یک گوشه از جایداد های رییس خدای داد بود.
حالا از خانواده او خبری در دست نیست که در داخل از کشور زندگی می کنند و یاهم در بیرون از کشور.
آهسته آهسته شنیدم که تعدادی زیادی از بچه های محل با او رفته اند. بچه های که تازه جوان بودند و از سردی و گرمی زندگی چیزی نمی دانستند.
بچه های که در محل بودند از شاگردی در نانوایی و بایسکل دزدی در زمان طالبان خسته شده بودند و از برکت حکومت مافیایی کرزی و با پیوستن به رییس خدای داد در میان چند ماه صاحب لکها دالر شدند از جمله شمس الدین مشهور به شمو، زلگی مشهور به زلگی کپ، رستم مشهور به حاجی رستم، اجمل، مشهور به بچه زمری، ورا، برادر ورا مشهور به ملا، ضیا پنجشیری، وحید دکو، شخصی دیگری بنام لینن و دیگران... در زمان حکومت کرزی این افراد ناگهان از منطقه دور شدند و کم کم آوازه شد که این افراد با رییس خدای داد هستند. بعدها حاجی رستم در منطقه ناحیه چهارم کشته شد ملا هم توسط کارمندان امنیت ملی کشته شد ورا هم دستگیر شد از دیگرانش احوالی نیست. برادران رییس خدای داد هم در اوایل به کار های رییس خدای داد مداخله نداشتند و نه هم شریک بودند اما با رشد چهره های مافیایی در کشور بردران او هم از این قاعده مستثنا نماند برادر رییس خدای که که چهره اش شباهت زیاد به رییس خدای داشت در چند ماه فعالیت های مافیایی اش از جمله قاچاق مواد مخدر شهرت زیاد در کار بار مواد مخدر بدست آورد اما در سالهای شاید که 2007 تا 2009 دستگیر شد برادر کوچک او بنام نقیب که در مسابقه موتر رانی در سرک های شهر کابل اول نمره بود در قاچاق مواد مخدر دستگیر شد.
برادر بزرگ رییس خدای داد بنام حمید کله کته بود او بوکس می کرد و یک کلپ بوکس در قلعه نجار های شهر کابل داشت او در کارهای برادران خود ظاهرا دست نداشت و یک شخص ورزش کار بود پولیس وامنیت ملی هم با او کاری نداشتند.
رییس خدای داد به اصطلاح عام شخص کاکه و خرابات بود همه دوستان و نزدیکان او از پول های رییس خدای داد در زمان طالبان نفع می بردند افراد نزدیک به رییس خدای داد بایسکل دزدی در زمان طالبان را هم خوب بلد بودند.
رییس خدای داد همواره لباس های سفید می پوشید. او قد بلند وچشمان سرخ دارد در نخستین دیدار ها حتی دشمنان خود را خیلی تحویل می گرفت او با چشمان سرخ اما با لبخند و نگاه های عمیق بطرف مخاطب خود می کرد.
در زمان طالبان از همه یاران او تنها وحید دکو یک موترسایکل داشت بقیه همه پیاده بودند حتی در همان وقت ها هم یکی از دختران بنام "وحیده" مشهور به وحیده برچه، با کلاه پکول و جمپر پلنگی در گروه رییس خدای داد شامل بود با جدی شدن دولت کرزی برای دستگیری باند های مافیایی در کشور رییس خدای داد هم قوت گرفت و این سازمان کوچک خود را حتی در کشورهای منطقه رشد داد.
رییس خدای زیر دستانی هم داشت که در بانک های افغانستان کار می کردند و همینکه شخصی پول زیاد از حساب خود خارج می کرد به رییس خدای داد احوال داد می شد بعد رییس خدای داد دست بکار می شد.
در زمانیکه علی شاه پکتیاوال رییس جرم های جنایی کابل بود چندین بار کوشش به دام انداختن رییس خدای داد را کرد اما او موفق نشد.
جنرال ظاهر ظاهر هم نهایت تلاش کرد اما او را دستگیر کرده نتوانست.
رییس خدای داد از سالها به این طرف در ساحه حوزه پنج زندگی می کرد اما دست داشتن برخی از مقامات دولتی در قضیه رییس خدای داد باعث شده است که او را دستگیر نتوانند حالا هم رییس خدای داد در ریاست امنیت ملی زندانی است اما اگر رییس خدای داد در محکمه دهان باز کند اینکه چی کسانی در دام می افتند و اینکه چی کسانی شریک کار بار رییس خدای داد بوده اند معلوم خواهد شد اما مهم تر از همه اینکه محکمه رییس خدای داد از دست دولت مردان کنونی ممکن است یانه سوالی است که پاسخ ندارد اما چند سوال.
اول اینکه چرا در ده سال گذشته رییس خدای داد دستگیر نشد؟
دوم اینکه هم دستان رییس خدای داد مقامات دولتی است چرا دستگیر نمی شوند؟
سوم اینکه آیا تنها رییس خدای داد بود که باعث بی بند باری در شهر شد یانه هزارن رییس نام گم دیگر هم است؟
و مهمتراز همه آیا رییس خدای داد هم مانند حبیب استالف پنهان دستگیر محکمه و اعدام خواهد شد؟

 

نمونه ای از فساد وغصب در ریاست جمهوری و دادستانی

همدستی رییس مکافات اداری امور با یک جعلکار و غاصب، تعمیرم در قسمت ب خوشحال مینه از طرف شب خلاف ماده 30 و 38 قانون اساسی توسط غلام محمد قصاب به همکاری و همدستی رحمت الله منگل رییس مکافات اداره امور و یک تعداد عناصر نامطلوب دیگر غصب می گردد.
تعمیرم را قصاب غاصب به منگل می سپارد که شخص باقدرت دولتی است که در بین ان به زندگی ننگین خود اغاز کند.
قصاب به تاجکستان فرار می کند. رییس مکافات با شناخت که در دادستانی دارد و دیگر اینکه قدرت دولتی خود را برایم به نمایش بگذارد و خوش خدمتی به ان دزد و جلاب زمین نموده باشد علیه من اتهام وارد می کند که گویا من موصوف را در مسیر راه شاه دوشمشیره تهدید بمرگ نموده ام.
من در ده افغانان به معاینه خانه ام مصروف دیدن مریضان بودم که دو تن از پولیس حوزه مرا به اساس همین اتهام رییس مکافات اداره امور به دادستانی بردند به کمیته قتل و جرح بدون ثبوت بدون شهود محل و در عدم موجودیت تایید ارگان های امنیتی.
دادستانی با بستن زنجیر و زولانه مانند یک قاتل در نظارت و توقیف بمدت تقرییا یکماه را در زندان بدون کدام جرم که از ان من اگاهی نداشتم سپری کردم.
در همین مدت یکماه در زندان تحقیر و توهین بحیثیت و ابروی من در برابرم صورت گرفت.
اتهام وارده را رییس مکافات در محکمه ثابت کرده نتوانست و شهود انهم از جمله همکاران دفترش از اداره امور بودند. این سه تن شهود کاذب در محکمه هم مورد سوال قرار گرفتند.
من در هر سه محکمه بری الزمه شناخته شدم. دوسیه قطعیت پیدا کرد و از زندان ازاد گردیدم.
به اساس ادعای من در مورد اعاده حیثیت و جبران خساره دوسیه این چهارتن به اساس قرار قضایی نمبر 54 مورخ 28/2/1389 و قرار تدقیقی نمبر 12927 مورخ 5/9/1389 رییس مکافات اداره امور بحیث اطلاع دهنده کاذب و سه تن از شهود ان هریک محمد کبیر و نثاراحمد و اسدالله بحیث شهود کاذب از طرف محکمه و دادستانی شناخته شدند و ذریعه مکتوب نمبر 271/140 مورخ 14/3/1391 دوسیه این چهارتن از ریاست حقوق جهت تکمیل دوسیه جرمی و جنایی این چهار تن به تحقیق دادستانی و از انجا به سارنوالی زون جنوب احاله گردید.
نکته قابل توجه که از فساد در دادستانی بیداد می کند در این جا است اول اینکه سارنوال بدون اثبات اتهام قضیه تهدید بمرگ منگل حق نداشت که سبب سلب ازادی من گردند. زمانیکه دوسیه جرمی و جنایی به اساس قرار قضایی محکمه و قرار تدقیقی از ریاست حقوق ارسال می گردد دادستان بدون کدام اجراات در مورد بالاتر از صلاحیت خود قرار محکمه و قرار تدقیقی را نا دیده می گیرد. برای اینکه فرهنگ معافیت را بالای اشخاص و افراد بلند پایه دولتی چون رییس مکافات اداره امور تطبیق نموده باشد و به منگل خدمتی نموده باشند که در ریاست جمهوری ایفای وظیفه می کند به دوسیه جرمی و جنایی موصوف لباس حقوقی می پوشانند و انرا دوباره به حقوق احاله می نمایند.
شما خود قضاوت کنید در صورتیکه دوسیه از حقوق به دادستانی به اساس قرار محکمه ارسال می گردد که جنبه جرمی و جنایی قضیه را شما تحقیق کنید مسیر اصلی دوسیه را دادستان تغیر می دهد انرا جنبه حقوقی داده بی عدالتی به کدام اندازه بیداد می کند.
چنین قضایا در گوشه و کنار این سرزمین بدون سر و صدا از سبب استفاده سوء از صلاحیت های وظیفوی این زورمندان و بی عدالتی و موجودیت فساد اداری در ارگان های عدلی و قضای سبب می شود که عزت حیثیت و ابروی اشخاص و افراد تا به کدام اندازه مورد توهین تحقیر بخاطر منافع شخصی چنین افراد و اشخاص زور گوی و مفسد جامعه قرار می گیرند.
منګل تا به الحال به زندگی ننگین خود به ان تعمیرم که با تمام اجناس داخل ان غصب گردید دوام می دهد.

 

 


Copyright ©2013
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت