290 : پاروکش
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا






محمدامين فروتن : سرنوشت راازسرباید نوشت

پوهندوی دوکتورسيدحسام مل
روسیه کولای شی چي دامریکی د سمند ری زبرځواک د نه ماتید و افسانی ته د پای ټیکي کیږدی


محمد علی مهرزاد
رویاهای خونین پاکستان؛پیونددوستی هندباافغانستان!؟


عبدالو کیل کوچی
نیازمندی افغانستان به همکاریهای منطقه وی


 محمدعوض نبی زاده
تداوم دورباطل تیاتروحدت ملی درافغانستان


  جمشيد پايمرد
وضع آبستن ستاره گان نور و روشنایی  است


احمد سعیدی
خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا سونامی قرن 21


 عبدالرووف ليوال
داندرابی ماشین(بایومتریک)


دکتورعلی احمد کریمی
گوته شاعری به وسعت جهان


فاروق فردا
دري غزلي


 ســید مقصـود برهان
چشم غزل ساز


 خواجه عبداله احرار
زنده دلی به عشق مولا علی


گاهنامهَ محبت
شماره دوم : می 2016


دکتورعلی احمد کریمی
نقش وجایگاه افغانستان درسازمان همکاری شانگهای


احمد سعیدی
رابطه پاکستان با تروریزم


کانديد اکادميسين سيستانی
چرا داکتر کاکر استقلال و شاه امان الله و مشروطه خواهان را تخريب ميکند؟ : بخش دوم و سوم


 استاد صباح
بي مسووليتي کرزي درقبال - حملات مرگبارانتحاري وانفجاري


  عبدالاحمد فیض
اقوام ساکن دران سوی دیورند درکنارافغانستان نخواهندایستاد


  مهرالدین مشید
هرنوع توجیۀ وچشم پوشی از جنایت پاکستان گناۀ بزرگ است


  داکتر غلام محمد دستگیر
روزه مضر نیست


 خوشه چین
ما باید خود مان باشیم


پوهندوی دوکتورسيدحسام مل
سوء تغذی پروتین انرژی


  بلقیس مل
یادی از وطن


 سیدهمایون شاه عالمی
آدم حقیر


آچار خربوزه
شماره 6 : سزطان 1395







جمعه 11 سرطان 1395 خورشيدی برابر با اول جولای 2016 ميلادی

 

علل شکل‌گیری داعش در افغانستان

خبرگزاری مهر: گروه تروریستی تکفیری داعش پس از آنکه توانست با همکاری کشورهای غربی و حامیان آنها از جمله عربستان سعودی در عراق و ترکیه شکل بگیرد، توانست در اندک زمانی ثبات و امنیت را در منطقه خاورمیانه با خطری جدی مواجه کند. جنایات این گروه تروریستی در عراق و سوریه تا جایی پیش رفت که علاوه بر شیعیان، ایزدیان این منطقه نیز نتوانستند از جنایات این گروه تروریستی در امان بمانند.

گروهی که مدعی خلافت اسلامی در منطقه خاورمیانه شده است با پیروزیهای ارتش عراق و سوریه در منطقه حال عرصه را بر خود چنان سخت می بیند که در تلاش برای بدست آوردن جایگاهی امن برای خود است تا بتواند تفکرات تروریستی خود را در منطقه گسترش دهد. در این بین افغانستان که سالهاست با خطر القاعده و طالبان دست و پنجه نرم می کند با معضل بزرگ دیگری بنام داعش مواجه شده است.

گروه تکفیری داعش توانسته است افکار و نظریات خود را در بین قشر جوان در شرق افغانستان بویژه ولایت «ننگرهار» گسترش دهد و برای خود حامیانی در این منطقه دست و پا کند. پاکستان نیز در مجاورت و همسایگی افغانستان واقع شده است و آموزه های تکفیری و تروریستی در مدارس دینی این کشور توسط افراطیون آموزش داده می شود.

در روزهای اخیر «آصف علی زرداری» رئیس جمهور سابق پاکستان در مورد اختصاص بودجه از طرف «عمران خان» رهبر حزب انصاف پاکستان به مدرسه «حقانی» در ایالت خیبر پختونخواه اظهار تاسف و نگرانی کرده است. به عقیده وی کمک به مدرسه حقانی در پیشاور در حقیقت ضربه زدن به عملیات نیروهای امنیتی پاکستان بر علیه تروریسم در این کشور است.

تفکرات تروریستی نه تنها در میان کودکان و طلاب پاکستانی که در این مراکز دینی تحت آموزش قرار دارند رشد و پرورش می یابد بلکه در مکتب هایی که داعش در منطقه «ننگرهار» افغانستان راه اندازی کرده است تفکرات وهابی و افراطی گرایانه و نیز چگونگی انجام حملات تروریستی آموزش داده می شود و این باعث نگرانی جامعه افغانستان شده است. افغانستان که سالهاست با پدیده تروریسم در حال مبارزه است اکنون با پدیده دیگری به نام «داعش» روبروست و عزم راسخی برای مبارزه با این گروه تروریستی  در افغانستان نیاز است.

سلاح و حربه ای که داعش بیشتر از آن سود می جوید انتقال تفکرات تکفیری به کودکان و نوجوانان برای انجام عملیات انتحاری در مناطق مختلف است. آموزه هایی که منشا و مبدا آن عربستان سعودی است و بتدریج در منطقه شیوع پیدا کرده است. داعش که در سوریه و عراق عرصه را بر خود تنگ می بیند حال در سودای نفوذ در شبه قاره و افغانستان است تا بلکه بتواند به حیات خود ادامه دهد. در روزهای اخیر اعضای این گروه تروریستی در شرق افغانستان اقدام به ربودن زنان و کودکان کرده اند و سر کودکان ربوده شده را بریده اند. ایجاد رعب و وحشت در میان مردم این منطقه حربه ای است که داعش از آن در سوریه و عراق بهره جسته است و حال مردم مظلوم و ستمدیده افغانستان عرصه را بر خود تنگ می بینند.

با تشدید حملات داعش در منطقه ننگرها شورای امنیت ملی افغانستان دستور داده است نیروهای امنیتی افغانستان با شدت بیشتری به حملات خود در این منطقه ادامه دهند و عناصر داعش را به مکافات اعمال ددمنشانه خود برسانند. در روزهای اخیر نیروهای امنیتی در حملات زمینی و هوایی خود توانسته اند عرصه را بر تروریستها در این منطقه تنگ کنند و تعدادی زیادی از آنها را کشته و تعدادی را نیز بازداشت کنند. باوجود انجام عملیات های گوناگون در شرق افغانستان نگرانیهای شدیدی از رشد فعالیت های گروه تروریستی داعش در افغانستان وجود دارد و بیم آن می رود آنها با افزایش نفوذ خود در افغانستان گروه های متخاصم گروه طالبان را نیز وارد جرگه خود سازند.

علل و عوامل نفوذ داعش در افغانستان

علل و عواملی که می تواند در رشد تفکر تکفیری و نیز افزایش نفوذ داعش در افغانستان نقش داشته باشند یکی به نتیجه نرسیدن مذاکرات صلح در افغانستان است. مذاکرات صلحی که با مرکزیت پاکستان در اسلام آباد شروع شد اما پس از افشا شدن خبر مرگ «ملا عمر» رهبر اسبق طالبان در سال ۲۰۱۳ میلادی نافرجام ماند. کشته شدن ملا عمر،  مذاکرات اسلام آباد موسوم به «مری۱» را به چالش کشاند و مذاکرات صلح افغانستان به حالت تعلیق درآورد.

پس از آنکه شورای طالبان «ملا اختر منصور» رهبر سابق طالبان را به رهبری برگزید در میان صفوف طالبان گروه بندی هایی شکل گرفت و «ملا رسول» سر ناسازگاری با ملا منصور را ساز کرد و بدین ترتیب گروه طالبان دچار از هم گسیختگی درون سازمانی شد تا جایی که به کرات میان نیروهای ملا رسول و ملا اختر درگیری های خونینی در گرفت و اینجا بود که گروه تروریستی داعش توانست با سوء استفاده از وضعیت موجود آن دوره در افغانستان نفوذ کند.

دومین و مهمترین عاملی که داعش توانسته از آن بهره کافی ببرد دخالت های آمریکا در منطقه و افغانستان است. آمریکا پس از گذشت ۱۵ سال حضور در افغانستان توانسته است نیروهای خود را در افغانستان به بهانه مبارزه با اعضای شبکه القاعده و طالبان متمرکز نماید و نبض تحولات منطقه را در دست گیرد.

 آمریکا هر زمان منافع ملی و منطقه ای خود را در افغانستان در معرض خطر می بیند، دست به اقداماتی می زند تا بتواند سمت و سوی مذاکرات صلح را در افغانستان به سود خود تغییر دهد. از جمله اقداماتی که آمریکا در ماههای اخیر از آن سود جست، کشتن «ملا اختر منصور» رهبر سابق طالبان در منطقه «نوشکی» در ایالت بلوچستان پاکستان بود. با کشته شدن رهبر سابق طالبان اعتمادی که بین گروه طالبان و دولت افغانستان در طی مراحل گوناگونی برای انجام مذاکرات صلح بوجود آمده بود به یکباره فرو ریخت و شورای طالبان با انتخاب «ملا هیبت الله آخوند زاده» اعلام کرد که به حملات خود بر علیه نیروهای امنیتی افغانستان با شدت بیشتری ادامه خواهد داد.

 آمریکا با حضور خود در منطقه دستی بر آتش تفرقه و نفرت در میان گروههای متخاصم در افغانستان دارد و هرگاه بخواند معادلات را به سود خود در منطقه پیش می برد. هدف آمریکا از حضور در افغانستان کنترل اوضاع امنیتی منطقه، بوجود آوردن تفرقه و چند دستگی بین مسلمانان در افغانستان و پاکستان و نیز فراهم کردن زمینه برای رشد داعش در منطقه است تا بتواند کشورهای منطقه از جمله چین، روسیه، پاکستان، ایران و کشورهای آسیای میانه را با خطر جدی داعش روبرو سازد.

«گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی افغانستان پس از آنکه گروه طالبان حاضر به شرکت در مذاکرات صلح افغانستان نشد، برای انجام مذاکرات با دولت افغانستان پا پیش گذاشت و بین طرفین پیش نویس توافقنامه ای نیز تنظیم شد. حکمتیار که در ابتدا از شرط خروج نیروهای ناتو از افغانستان چشم پوشی کرد در روزهای اخیر اعلام کرده است مذاکرات صلح افغانستان با شکست مواجه شده است و پس از خروج نیروهای ناتو از افغانستان حاضر است با دولت افغانستان به توافق برسد.

دولت افغانستان پس از ناکامی در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به صورت دولت وحدت ملی اداره می شود که در یک راس آن «عبدالله عبدالله» به عنوان رئیس اجرایی دولت و در راس دیگر «اشرف غنی» به عنوان رئیس جمهور افغانستان نقش آفرینی می کنند. بوجود آمدن دولت وحدت ملی در این کشور نسخه ای است که واشنگتن برای کابل پیچیده است. در ماههای پیش با به پایان رسیدن مدت توافقنامه دولت وحدت ملی «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا به افغانستان سفر کرد و اعلام نمود توافقنامه بین رهبران دولت وحدت ملی افغانستان به قوت خود باقی خواهد ماند و بدینگونه راه برای تغییر سمت ریاست اجرایی عبدالله به سمت نخست وزیری بسته شد.

اشرف غنی دوبار متوالی دستور به اصلاح قانون انتخابات افغانستان داد اما مجلس نمایندگان افغانستان با فرمان اشرف غنی مخالفت کردند و راه برای شفاف سازی قانون انتخابات این کشور همچنان بسته مانده است. اما گزارشها حاکی از آن است که مجلس سنای افغانستان با اکثریت آرا به فرمان اصلاح انتخابات افغانستان که توسط اشرف غنی صادر شده است رای اعتماد داده است. پس از تایید این فرمان در مجلس سنای افغانستان باید مجالس سنای و ملی این کشور درباره چگونگی اصلاحات و برگزاری انتخابات آتی تصمیم گیری کنند. 

از سویی دیگر وزارت دفاع افغانستان و اداره امنیت ملی افغانستان تا مدتی بوسیله سرپرست اداره می شدند و این خود ضربه مهلکی به تصمیم گیری های این نهادهای امنیتی مهم در افغانستان زد و لزوم مبارزه با داعش در افغانستان را با مشکلی جدی مواجه کرد. پس از گذشت چند سال از بوجود آمدن دولت وحدت ملی در افغانستان در هفته های اخیر نامزدهای تصدی پست وزیر دفاع و رئیس اداره امنیت ملی افغانستان از مجلس نمایندگان رای اعتماد گرفتند.  نهادهای امنیتی در افغانستان قبل از این نمی توانستند در تصمیمات خود با جدیت عمل کنند و این خود باعث رشد و تقویت داعش در افغانستان شد.

داعش در شرق افغانستان در حال رشد و پرورش تفکرات تروریستی و تکفیری خود است و نهادهای امنیتی و دفاعی افغانستان بویژه ارتش این کشور باید با جدیت بیشتری به ریشه کنی داعش در شرق افغانستان توجه داشته باشند.

 

حل معمای انفجارهای کابل و عنصری به نام "ستون پنجم"/ ارگ بیدار شو!

شفقنا :  انگار داستان تلخ انفجارها و انتحارها تمامی ندارد و امروز کابل درست در حوزه پنجم امنیتی و در مقابل قلعه حیدر خان جناز های سوخته جوانان پولیس مان را بر دوش گرفته و نمی داند فریاد خاموش این کشتارهای مسلسل وار و برنامه ریزی شده را به کجا ببرد؟

صدای مهیب از غرب کابل، انفجار یک خودرو میان 5 میلی بس حامل پولیس های نو فارغ التحصیل، آمارهای ضد و نقیض تلفات و سکوت معنادار دولت دست در دست هم داده تا زلزله چند ریشتری این واقعه، کابل، افغانستان و در مقیاس کلان تر جامعه جهانی خبر و رسانه را تکانه شدید دهد.

اما سوال اینجاست که چرا حکومت وحدت ملی و در راس آن رییس جمهور ارگ نشین و داکتر سپیدارنشین بی تفاوت از کنار نابودی حجم عظیمی از نیروی انسانی متخصص افغانستان و مردم ملکی بیگناه می گذرد؟ چرا وزارت داخله در این مواقع به جای اینکه بلافاصله به دنبال بررسی موضوع باشد، با فراغ بال و هر وقت فرصت داشت اظهارنظر می کند؟ و مهمتر اینکه میان فرماندهان کلان امنیتی و ارگ نشینان چه می گذرد که مدام میان آنها تعریف و تمجید رد و بدل می شود و چوکی های امنیتی و دفاعی را به هم تعارف کرده اما نیروهای تازه نفس امنیتی به مثابه سپر بلای فرماندهان کلانی که امنیت این کشور از اولویت های دست چندمی آنها هم نیست، یا در میدان های جنگ کشته می شوند و یا در این انتحار و آن انتحار….

با نگاهی اجمالی بر وقایع چند ماه اخیر و مرور رویدادها از سه شنبه خونین کابل و حمله بر ریاست دهم امنیت کابل تا انفجار امروز موترهای حامل دانش آموختگان آکادمی پولیس می توان به مهره های نفوذی طالبانی و ستون های پنجم در بدنه ارگ پی برد.

بنظر می رسد در چنین آشفته بازار امنیتی کابل، کمی از منطق بدور باشد که نیروهای امنیتی را یکجا و در قالب کاروان نظامی منتقل کرد و اصلا چرا باید 5 میلی بس حامل نظامیان بطور متمرکز حرکت کنند؟ آیا سکتورهای امنیتی در جریان چنین نقل و وانتقال های نبوده تا تدابیر امنیتی برای رفت و آمد نیروهای تازه نفس را فراهم کنند؟ و یا کاملا از پلان های آمد و شد نیروهای امنیتی مطلع بوده و در ارایه اطلاعات به گروه های هراس افکن هیچ دریغی نمی کنند تا فقط ازین معامله گری ها دالر بر روی دالرهای خود و کلدار بر روی کلدارهای خود بیفزایند.

اما در این میان سران حکومتی که در چند ماه گذشته بیش از این دو سال، بر طبل مبارزه با تروریسم و حمایت از صلح می کوبند، چرا در برابر اقدامات محرز ستون پنجمی ها سکوتی معنادار اختیار کرده اند؟ آنهم درست در شرایطی که با مرگ رهبر دوم طالبان، ملاهیبت وارد میدان شد و صفوف طالبان را تا حدودی انسجام بخشیده است و درسناریو جدید نهادهای امنیتی و عدلی را مورد آماج حملات خود قرار داده است.

کابل آرام نخواهد شد و همچنان خونین ترین و سرخ ترین پایتخت جهان خواهد بود…. اگر ارگ و سپیدار باز هم به واقعیات پشت کنند.

 

شجاعت نیروهای امنیتی و خیانت دولتمردان!

پيام آفتاب : منبع : خلیل زاد: تایمز اف ایندیا : به همان اندازه که جواب دندان شکن نیروهای امنیتی و دفاعی کشور به پاکستانی‌های متجاوز در مرز تورخم حماسی و غرور آفرین می‌نمود به همان میزان توافق پنهانی سران دولت وحدت ملی با پاکستانی‌ها در ساخت شش دروازه در مرز تورخم خفت بار بود.
شاید اگر نیروهای مرزی افغانستان می‌دانستند که دولتمردان آنها قبل از هر چیزی به دور از چشم مردم و رسانه‌ها با پاکستان توافق نامه امضا کرده است و پاکستانی‌ها با استناد به این توافق نامه اقدام به ساخت تأسیسات در داخل خاک افغانستان کرده‌اند، هرگز چنین شجاعانه دست به دفاع از تمامیت ارضی و دفع تجاوز خارجی نمی‌زدند.
با آشکار شدن امضای توافق نامه ساخت شش دروازه در مرز تورخم میان سران دولت وحدت ملی و پاکستان لایه‌های تازه‌ای از عدم هماهنگی میان مقامات عالی رتبه دولتی و امنیتی کشور آشکار شد، اینکه سربازان فداکار کشور در برابر مرمی‌های متجاوزین سینه سپر می‌کنند اما مقامات از پشت به آنها خنجر می‌زنند. درگیری نیروهای نظامی افغان و پاکستانی در مرز تورخم که بعد از چندین کشته و زخمی از هر دو طرف سرانجام از طریق مذاکره حل شد گویای دو نکته مهم است.
اولین نکته شکست دولت وحدت ملی در ترسیم خطوط اساسی سیاست خارجی شفاف در عرصه منطقه و بین‌الملل به ویژه در مورد پاکستان است. محمد عمر داود زی، عضو شورای رهبری شورای حراست و ثبات افغانستان، در این مورد به خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب می‌گوید دولت وحدت ملی نه تنها موضع قاطع و خردمندانه‌ای در قبال حل خط دیورند به عنوان منشأ اصلی دشمنی پاکستان با افغانستان نداشته که حسن همجواری گذشته با پاکستان را نیز از بین برده است.
وی تأکید می‌کند که دولت وحدت ملی همچنان بر مذاکرات صلح با طالبان با میانجی گری پاکستان پا فشاری می‌کند در حالیکه پاکستان تا زمانی که به خواسته‌های خود در افغانستان نرسد، هرگز صادقانه در پروسه صلح همکاری نمی‌کند. وزیر پیشین وزارت امور داخله معتقد است که مشکل خط دیورند را می‌توان از طریق تشکیل شوراهای مردمی از دو کشور افغانستان و پاکستان حل کرد.
پاکستان علی رغم اینکه حاضر نیست به راحتی از موضوع خط دیورند بگذرد اما هنوز در ایجاد پوسته‌های نظامی در محدوده مورد مناقشه دو کشور در خط دیورند مردد است و ساکنان این مناطق نه لطف مادر را می‌بینند و نه مهربانی دایه را.
نکته دوم سکوت هم پیمان استراتژیک مهم افغانستان یعنی آمریکا حین بروز درگیری در مرز تورخم می‌باشد؛ آمریکا با افغانستان پیمان امنیتی امضاء کرده و بر اساس مفادی از این پیمان، در زمان تجاوز خارجی می‌بایست به کمک افغانستان بیاید. آمریکا اما علی رغم تلاش‌های ظاهری افغانستان را به حال خود رها کرد. بر اساس نظر کارشناسان آمریکا با وجود اینکه به عدم صداقت پاکستان در همکاری با افغانستان و حتی شراکت با آمریکا در مبارزه با تروریزم پی برده است هنوز در انتخاب پالسی قاطع در انزوا گذاشتن پاکستان مردد است.
زلمی خلیل زاد، دیپلمات برجسته پیشین آمریکا در افغانستان، در این مورد می‌گوید آمریکا باید در قبال پاکستان سیاست «در انزوای کامل گذاشتن» را به کار گیرد. وی تأکید می‌کند آمریکا از این طریق می‌تواند به پاکستان بفهماند که اگر همچنان به ایجاد نا امنی در افغانستان از طریق گروه‌های تروریستی مانند طالبان و شبکه حقانی ادامه دهد، ممکن است به کرده شمالی دوم تبدیل شود.
خلیل زاد تأکید می‌کند بعد از کشته شدن ملا اختر منصور، رهبر طالبان، در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در خاک پاکستان، زمان مناسب برای اعمال فشارهای بیشتر بر پاکستان فرا رسیده است و به حالت تعلیق درآوردن کمک‌های نظامی و ملکی به پاکستان و در انزوای کامل قرار دادن پاکستان در عرصه بین‌الملل نمونه‌هایی از حربه‌های فشار می‌تواند باشد.
خلیل زاد که بعد از حمله یازده سپتامبر نقش کلیدی در سیاست آمریکا نسبت به افغانستان، پاکستان و عراق داشته است می‌گوید آمریکا باید سیاست در انزوای کامل قرار دادن پاکستان در عرصه بین‌الملل را در پیش گیرد؛ به باور وی چنین سیاستی می‌تواند به پاکستان این پیام را برساند که در صورت ادامه پالسی کنونی خود در مورد افغانستان، ممکن است به سرنوشت کره شمالی دچار شود.
قابل ذکر است خلیل زاد عالی رتبه‌ترین آمریکایی مسلمان در تاریخ ایالات متحده امریکاست. وی در زمان بوش نماینده آمریکا در سازمان ملل بود. خلیل زاد همچنین به عنوان سفیر آمریکا در افغانستان و رئیس مأموریت دیپلماتیک آمریکا در عراق نیز کار کرده است.
خلیل زاد می‌گوید اگر پاکستان سیاست خشمانه خود در قبال افغانستان را تغییر دهد، آمریکا نیز می‌تواند همچنان حامی بزرگ پاکستان باقی بماند.
وی می‌افزاید آمریکا باید هزینه دشمنی پاکستان با افغانستان را افزایش دهد.
خلیل زاد همچنین بر نگه داشتن تعداد کنونی سربازان آمریکایی در افغانستان و انعطاف‌پذیری بیشتر آمریکا در افغانستان تا زمان روی کار آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا و تبیین سیاست جدید آمریکا در مورد افغانستان تأکید می‌کند.
به هر صورت کلاف سردر گم تنش‌های دیپلماتیک افغانستان و پاکستان، معضل خط دیورند، بدبینی شهروندان افغان نسبت به پاکستان، تلاش پاکستان برای رهبری جنگ نیابتی در افغانستان، دوستی دیرینه آمریکا با پاکستان و مردد بودن آمریکا در انتخاب میان افغانستان و پاکستان که البته پاکستان مهم تر است و نیز عدم تمایل آمریکا در تغییر سیاست خارجی خود در برابر پاکستان علی رغم تظاهر به چنین اقدامی از متغیرهای مهم معادله دشمنی پاکستان و افغانستان در دل می‌باشد اگرچه به ظاهر همه چیز آرام است.
دولت وحدت ملی برخلاف دولت قبلی باید در گام اول اختلافات داخلی که از تقسیم قدرت ناشی می‌شود را کنار بگذارد، سپس در سطح کلان در بین مسئولین عالی رتبه امنیتی و دفاعی خود هماهنگی ایجاد کند تا مشکلاتی مانند درگیری در مرز تورخم پیش نیاید و اگر می‌آید دولتمردان در موضعی شفاف از نیروهای امنیتی دفاع کنند، آمریکا را به اعمال فشار بیشتر بر پاکستان مجاب کند و در نهایت با حفظ حسن همجواری مشکلات خود با پاکستان را به بهترین شیوه‌های ممکن حل کند.

 

کاکای رییس جمهور باشید، سفیر مسکو شوید!

عبدالله خنجانی در تآیید گزارش های اولیه در مورد گزینش قیوم کوچی به حیث سفارت افغانستان در مسکو، بربنیاد یک نامه رسمی و امضای یک «سارنپال» چنین نوشت:
قيوم كوچي كاكاي رييس جمهور به حيث سفير افغانستان در مسكو تقرر يافت.

شايعاتي وجود داشت كه رييس اجرايي با اين گزينش مخالفت داشت.

گزينش بسته گان رييس جمهور به حيث سفير در گذشته هم معمول بوده و پيشتر كاكاي رييس جمهور كرزي سفير افغانستان در روسيه بود. 

به نقل از ‫پژواك اقاي كوچي در يك نشست غير رسمي با طالبان در قطر گفته بود كه رييس جمهور غني دشمن طالبان نه بل سياف دشمن طالبان است. حالا سوال اینجا است که سفارت افغانستان در مسکو، سفارتخانه است یا کاکا خانه؟

 

ترکیه در افغانستان چه می‌کند؟

ترکیه یکی از متحدان افغانستان در 15 سال گذشته بوده و کمک‌های این کشور از سال 2001 تاکنون بیشتر در بخش‌های توسعه زیربنایی، آموزش، امنیت و بهداشت هزینه شده است.

به گزارش انتخاب، بی شک سفر اخیر وزیر امور خارجه ترکیه به افغانستان را باید نقطه عطفی در روابط آنکارا - کابل دانست. طرفین در این سفر موضوعات روابط دوجانبه، روابط دینی، تاریخی و فرهنگی میان دو کشور، تأمین امنیت، صلح و ثبات، بازسازی، توسعه همکاری‌های اقتصادی، ارتقای ظرفیت‌ها و اعطای بورسیه‌های تحصیلی به جوانان افغانی را مورد بحث و بررسی قرار دادند. از دیدگاه ترک‌ها امنیت، صلح و ثبات در این کشور برای ترکیه اهمیت دارد و همچنان با توجه به اینکه صلح و ثبات افغانستان به نفع صلح و ثبات همه منطقه است، ترکیه خود را متعهد مى‌داند تا هر زمان که نیاز باشد به همکاری در این زمینه با افغانستان ادامه دهد. از دیدگاه ترکیه، حضور ناتو در افغانستان برای امنیت این کشور بسیار اهمیت دارد و ترکیه در هر فرصتی از گروه‌های بین المللی خواسته تا در این شرایط حساس افغانستان را ترک نکنند. آنکارا همچنین اعتقاد دارد با هدف حفظ صلح در منطقه، افغانستان و پاکستان باید با یکدیگر همکاری کنند.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خبرآنلاین، افغانستان از ترکیه خواسته است به صورت جدی در مساله آموزش نظامی با افغانستان همکاری ‌کند. برخی از نیروهای این کشور در ترکیه آموزش دیده و برخی از فرماندهان ترکیه‌ نیز نیروهای افغان را در کابل آموزش می‌دهند. به ادعای ترکیه، این کشور مدافع ادامه پشتیبانی از افغانستان پس از سال 2017 است. این کشور بیش از 700 سرباز در افغانستان دارد و نه تنها قصد کاهش آن را ندارد بلکه درصورت نیاز، این تعداد را افزایش خواهد داد.
ترکیه علاوه بر بورسیه های تحصیلی به دانشجویان افغانستان، قرار است دانشگاه مولانا جلال الدین محمد بلخی ویژه بانوان در کابل را تأسیس کند. افغانستان از  ترکیه خواسته که در کنار تأسیس دانشگاه مولانا در کابل، در سال‌های آینده شمار بورسیه‌های تحصیلی‌ خودرا برای جوانان افغانستان نیز افزایش دهند.  ترکیه سالانه 180 بورسیه تحصیلی به دانشجویان افغان می‌دهد. علاوه بر حدود 2000 دانشجوی افغانی که هم اکنون در بخش‌های مختلف مشغول تحصیل‌اند، 176 تن از افسران جوان در آکادمی‌های نظامی ترکیه مشغول فراگیری تحصیلات نظامی‌اند. همچنین طی چند سال اخیر، 2684 مرد و 1001 زن، در آکادمی پلیس آموزش‌های میان مدت دیده‌اند و هم اکنون نیز 110 پلیس زن در شهر آنتالیای ترکیه مشغول تحصیل‌اند.
رییس‌جمهور افغانستان همچنین در دیدار اخیر خود با وزیر خارجه ترکیه در کابل، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی را افتخار مشترک دو کشور دانسته و تاکید کرده است مثنوی معنوی و دیگر آثار مولانا جلال‌الدین بلخی، باید به‌عنوان میرات مشترک فرهنگی این دوکشور در سطح بین‌المللی ثبت شوند چرا که آثار مولانا متعلق به افغانستان و ترکیه‌ است!‌ لذا باید در سطح بین‌المللی نیز متعلق به این ‌دوکشور باشد!
در بخش اقتصادی ترکیه خواستار توسعه روابط اقتصادی با افغانستان است و به حمایت برنامه‌های توسعه ای این کشور ادامه خواهد داد. ترکیه در بخش اقتصادی، ظرفیت‌سازی و آموزش و پرورش نیروهای امنیتی افغان به کمک‌های خود ادامه می‌دهد. آنکارا از افزایش تعداد شرکت‌های سرمایه‌گزاری ترکیه در افغانستان رضایت دارد چرا که این شرکت‌ها برای سرمایه‌گزاری در زمینه‌های مختلف در این کشور نیز تشویق می‌شوند. این کشور بیشترین همکاری‌های خارجی خود را به افغانستان اختصاص داده‌ که شامل
۸۵۰ پروژه به هزینه یک میلیارد دلار است.
 ترکیه همچنین در کنفرانس توکیو و همچنین کنفرانس لندن، تعهد داد که تا سال 2017 حدود 150 میلیون دلار به افغانستان کمک کند. شرکت‌های خصوصی جمهوری ترکیه که در عرصه ساخت و ساز، تجربه جهانی دارند، در افغانستان نیز طی این یک و نیم دهه فعال بوده و نزدیک به صد شرکت ساختمانی ترکیه در افغانستان فعالیت دارند. قرارداد توسعه سد هلمند، با یک شرکت ترکی-آمریکایی نیز امضا شده است. افغانستان امیدوار است تا ترکیه، کارمندان دولت افغانستان را در بخش مدیریت آب‌ها را نیز آموزش دهد. همچنین دو طرف در مورد راه ترانزیتی لاجورد که افغانستان را از مسیر ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه به اروپا متصل می‌کند، گفتگوهایی داشته‌اند چرا که با توجه به نفوذ ترکیه، نقش این کشور در تسریع روند نهایی سازی متن موافقتنامه راه ترانزیتی لاجورد مهم است.
ترکیه یکی از متحدان افغانستان در 15 سال گذشته بوده و کمک‌های این کشور از سال 2001 تاکنون بیشتر در بخش‌های توسعه زیربنایی، آموزش، امنیت و بهداشت هزینه شده است. ترکیه بیشترین همکاری‌های خارجی خود را به افغانستان اختصاص داده‌ که شامل 850 پروژه به هزینه یک میلیارد دلار است.
البته گروهی از کارشناسان معتقدند ترکیه پس از شکست اهداف و برنامه‌هایش در سوریه، فعالیت‌های خود را در افغانستان افزایش داده است و تلاش دارد نفوذ خود در افغانستان و آسیای مرکزی را گسترش دهد تا بر مناطق دریای خزر، دریای سیاه و قفقاز کنترل بیشتری داشته باشد. آنکارا به دنبال حمایت از جمعیت ترک این مناطق است. به دنبال تحولات سیاسی و نظامی که در افغانستان به وجود آمد و بخصوص از ده سال گذشته به این سو، کمک‌های  ترکیه به  افغانستان افزایش یافته است و کمتر کشورهایی بوده‌اند که بمانند ترکیه با دولت افغانستان همصدا باشند و این کشور را در تمام عرصه ها یاری کرده باشد. ترکیه در استان‌های مختلف افغانستان مکاتب و مراکز آموزشی برای جوانان و نوجوانان افغان ایجاد کرده و هم اکنون حدود 6 هزار دانش آموز تحت آموزش استادان ترکی در این مراکز فرهنگی قرار دارند. به اعتقاد ترک‌ها روابط دوستی میان دو کشور افغانستان و ترکیه انعکاس و بازتاب دهنده روابط خوب دو کشور در چند قرن گذشته است.

 

آیا پاکستان تنها مانده است؟

کارشناس ارشد پاکستانی با تاکید بر تجدید نظر در سیاست خارجی دولت اسلام‌آباد، در حالی ضعف اقتصادی را دلیل عقب ماندگی کشورش می‌داند که دستیار ویژه نخست‌وزیر این کشور از سیاست‌های کنونی حزب حاکم حمایت کرده است.

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم به نقل از «داون نیوز»، «زاهد حسین» کارشناس و خبرنگار ارشد پاکستانی در سمیناری با عنوان «فرصت‌ها و چالش‌های منطقه‌ای؛ آیا پاکستان تنها مانده است؟» اظهارداشت که پاکستان به دلیل ضعف اقتصادی عقب مانده است و باید سیاست خارجی این کشور برای توسعه تغییر کند.

از سوی دیگر «طارق فاطمی» دستیار ویژه نخست‌وزیر پاکستان در مخالفت با اظهارات زاهد حسین گفت که پاکستان بهترین برنامه و سیاست خارجی را دنبال می‌کند.

کارشناس پاکستانی گفت که دولت کنونی پاکستان سیاست‌هایی برای توسعه اقتصادی طراحی کرده اما تا اجرای آنها زمان زیادی باقی مانده است زیرا سیاست خارجی این کشور امنیتی به پیش می‌رود.

زاهد حسین افزود که پاکستان در جهان اقتصاد، حتی از کشورهایی مانند سریلانکا و بنگلادش نیز عقب مانده است.

دستیار ویژه نخست‌وزیر پاکستان با رد اظهارات زاهد حسین گفت که اسلام‌آباد سیاست خارجی خود را به توسعه اقتصادی متمرکز کرده است.

وی افزود: اسلام‌آباد برای بهبود روابط با افغانستان تلاش کرده است زیرا پاکستان می‌داند که امنیت در کشورش بدون صلح و امنیت در افغانستان امکانپذیر نیست.

طارق فاطمی تصریح کرد: ساخت مسیر جاده‌ای از شهر «پیشاور» تا آسیای مرکزی در حال کار است و دومین جاده از این شهر به چابهار نیز بزودی ساخته خواهد شد.

وی ادامه داد که اسلام‌آباد توجه خاصی به روابط با تهران دارد که راه اندازی خط لوله گاز صلح یکی از موارد همکاری دو کشور است.

فاطمی گفت: پاکستان روابط ویژه‌ای با کشورهای عربی دارد و به همین دلیل یکصد هزار تبعه پاکستانی برای کار به قطر سفر کرده‌اند.

وی با اشاره به روابط مسکو – اسلام‌آباد نیز گفت: پاکستان تفاهمنامه‌هایی با روسیه در مورد خرید سلاح‌های پیشرفته نیز به امضا رسانده است.

دستیار ویژه نخست‌وزیر پاکستان در مورد روابط با چین نیز گفت: روابط چین با پاکستان نسبت به گذشته بیشتر بهبود یافته است و به همین دلیل مخالفت واشنگتن با اسلام‌آباد افزایش یافته است.

وی گفت: آمریکا به پاکستان هشدار داده که بهبود روابط بیشتر اسلام‌آباد با پکن را تحمل نخواهد کرد.

 «سرتاج عزیز» مشاور امور بین‌الملل نخست‌وزیر پاکستان چندی پیش اعلام کرد که برخی عناصر تلاش می‌کنند تا پاکستان را در سطح جهانی منزوی نشان دهند که این تصور به طور کامل نادرست است.

وی افزود: دیدارهای «نارندرا مودی» نخست‌وزیر هند از دو کشور مسلمان (ایران و عربستان) سبب انزوای پاکستان در سطح جهانی نمی‌شود.

عزیز گفت: پس از حادثه یازده سپتامبر تغییرات جدیدی در جهان رخ داده‌ است اما پاکستان کشوری باثبات است.

مشاور امور بین‌الملل نخست‌وزیر پاکستان اظهار داشت: روابط پاکستان پس از دیدار نخست‌وزیر هند با هیچ کشوری تیره نشده است.

 

نگاهی به زندگی پدر معنوی داعش

یکی از تئوریسن های گروه تروریستی "داعش" که امروز به وحشتناک ترین گروه تروریستی دنیا تبدیل شده، ابومصعب زرقاوی بود که در زندان سرکردۀ جماعتی شد و حتی دیپلم نداشت و در دوره جوانی، دلال فحشا و روابط نامشروع بود.

به گزارش العالم، ژنرال "مایکل فلین" رئیس سابق آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا که سال گذشته در اظهاراتی جنجالی از نقش آمریکا در شکل گیری داعش پرده برداشت می گوید:" زرقاوی بسیار وحشی و شبیه هیتلر بود". وی در گفت و گو با شبکه سی ان ان افزود: زرقاوی دیکتاتوری بود که نقشه اش کشتن بیشترین تعداد از مردمی بود که دیدگاه یکسانی با او در قبال دنیا ندارند و قصد داشت شکل و ماهیت خاورمیانه و کل جهان اسلام را تغییر دهد.

با گذشت ۱۰ سال از مرگ زرقاوی، داعش توانست با جمع آوری مقدار کافی پول و اسلحه، سرزمین هایی از شمال سوریه تا مرکز عراق را تحت سیطره بگیرد و حتی در مناطقی در سایر کشورها نیز تأثیرگذار باشد، چنان که مسؤولیت حملات تروریستی اخیر در خاورمیانه و اروپا را که صدها نفر قربانی آن شدند به عهده گرفته است.

داعش آثار تاریخی بسیار با ارزش را از بین می برد و انسان های بی گناه را شکنجه می کند و از اینترنت به عنوان وسیله ای برای جذب زنان و جوانان بهره می برد و همۀ این اقدامات را سابقا زرقاوی انجام می داد... مردی که نام خود را از زادگاه خود "الزرقاء" در اردن گرفته است.

اغتشاشگر و دلال فحشا!

زرقاوی  که تحصیلات دبیرستان خود را به پایان نرساند و به عنوان فردی لات، دلال فحشا و قاچاقچی معروف شد. وی در سن ۲۳ سالگی مدتی به افغانستان رفت و بعد از بازگشت به اردن در سال ۱۹۹۳ به اتهام تلاش برای سرنگونی نظام حاکم و حمل اسلحۀ بدون مجوز زندانی شد. در زندان بود که زندگی زرقاوی شکل و رنگ تازه ای گرفت.

وی در آنجا از کاریزمای خود برای جذب زندانیان در "سازمان جهادی" خود بهره جست تا آن که در سال ۱۹۹۹ با عفو پادشاه اردن از زندان آزاد شد و به افغانستان بازگشت تا در آنجا با "اسامه بن لادن" سرکردۀ پیشین القاعده دیدار کند اما گفته می شود که این دو تروریست از همان ابتدا از یکدیگر خوششان نیامد.

با آغاز سال ۲۰۰۳ زرقاوی در عراق بود و حملات سرسختانه علیه اهداف عراقی و آمریکایی را رهبری می کرد و گروه تحت امر او به "سازمان القاعده در عراق" ملقب شد و در نهایت در حملۀ سازمان یافتۀ نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۶ از پا در آمد و بعد از آن تروریست هایی که در حال حاضر سران "داعش" هستند راه زرقاوی را ادامه دادند.

۵ حقیقت وجود دارد که رابطۀ فکری زرقاوی با داعش را اثبات می کند:

۱- زرقاوی از نظر خیلی ها به عنوان پدر روحی داعش شناخته می شود

مایکل فلین می گوید: "رویای زرقاوی برای ایجاد داعش محقق شده است. وقتی به اوضاع امروز نگاه می کنم زرقاوی را در تمام ناآرامی ها و درگیری ها می بینم. او پدر روحی داعش است".

ژنرال استنلی مک کریستال که در زمان جنگ آمریکا در عراق از فرماندهان سرشناس بود نیز می گوید: "زرقاوی چیزی بیش از یک سازمان کوچک تروریستی را ایجاد کرد.. او آغازگر یک جنبش است. او مردم را قانع کرد که پیدایش "داعش" امری ممکن است".

۲- راهبردهای زرقاوی حتی در مقایسه با بن لادن بسیار افراطی بود

مغز متفکر حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ با راهبرد زرقاوی که به سایر مسلمانان حمله می کرد مخالف بود. مک کریستال نیز دربارۀ زرقاوی می گوید:" هدفی که او دنبال می کرد ایجاد جنگ مذهبی بین اهل تسنن و شیعیان بود".

امروز هم داعش با هدف قرار دادن مسلمانانی که از تفسیر خاص این گروه در مورد اسلام تبعیت نمی کنند از این روش استفاده می کند. آماندا راجرز پژوهشگر دانشگاه جورجیا در آمریکا می گوید:" کاری که امروز داعش انجام می دهد ابعاد گسترش یافتۀ همان اقدامات زرقاوی است. این گروه قبل از هر کسی به مسلمانان حمله می کند... راهبرد داعش همان اصول مورد تبعیت زرقاوی است".

۳-زرقاوی به تنهایی مسیر جنگ عراق را تغییر داد

به گفتۀ ژنرال مک کریستات زرقاوی کسی است که به صورت غیرمنتظره ای اثبات کرد که آمریکا می تواند بازندۀ جنگ در عراق باشد. در سال ۲۰۰۴ ژنرال های آمریکایی شاهد تحول بزرگی در جنگ و در فلوجه بودند چرا که فقط با سربازان صدام حسین دیکتاتور سابق عراق طرف نبودند بلکه در برابر خود جنگجویان خارجی هوادار زرقاوی را می دیدند.

جنگ نخست فلوجه به عنوان پاسخ نظامی به کشته شدن ۴ نفر از متحدان آمریکا شروع شد که از پل آویزان و اعدام شده بودند و صورت هایشان از بین رفته بود و در برهه ای که طراحان جنگ برای تقویت صفوف خود دست از نبرد کشیدند ۲۷ سرباز آمریکایی نیز به قتل رسیدند و وقتی نیروهای ائتلاف بعد از ۷ ماه به خط مقدم بازگشتند سخت ترین نبرد خود را بعد از جنگ ویتنام تجربه کردند.

در حال حاضر نیز می بینیم فلوجه که به عنوان پایگاه القاعده برای اعزام تروریست های انتحاری به بغداد به کار گرفته می شد؛ اولین شهر عراقی است که در سال ۲۰۱۴ تحت سیطرۀ داعش درآمد.

۴- زرقاوی مانند داعش ویدیوی سر بریدن اسیران را منتشر می کرد

زرقاوی با عملیات آدم ربایی و سر بریدن دنیا را شوکه کرد. وی با انتشار ویدیوی اقدامات وحشیانۀ خود را در اینترنت منتشر و تأکید می کرد مسؤولیت این اقدامات با زرقاوی و گروه تحت امر اوست.

این اقدامات با ربایش و قتل نیکولاس برگ پیمانکار آمریکایی در مه سال ۲۰۰۴ آغاز شد و داعش نیز این روش وحشیانه را ادامه داد تا جایی که محمد اموازی معروف به "جان جهادی" شهروند انگلیسی که چهره اش را پشت نقاب مخفی می کرد و سخنگوی انگلیسی زبان داعش به شمار می آمد نیز ویدیوی سر بریدن گروگان هایی را که بعضا برای کمک به دیگران به خاورمیانه رفته بودند منتشر می کرد.

۵- آمریکا زرقاوی را به یکی از مشاهیر جهان مبدّل کرد

قبل از سال ۲۰۰۳ زرقاوی چندان شناخته شده نبود اما "کالین پاول" وزیر خارجۀ سابق آمریکا وقتی تلاش می کرد حمایت جهانی را برای جنگ عراق جلب کند در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد چندین بار تأکید کرد که زرقاوی حلقۀ اتصال اصلی میان اسامه بن لادن و حکومت صدام حسین است.

البته صحت این ارتباط بعدا مورد تشکیک قرار گرفت و "سام فادیس" افسر بازنشستۀ عملیات آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در این زمینه گفت: "هیچ دلیلی مبنی بر این که زرقاوی در بغداد به نفع صدام عمل کند یا ارتباطی با او داشته باشد پیدا نکردیم".

اگر پاول نام زرقاوی را در سخنرانی های خود مطرح نمی کرد، آیا جهان نام او را می شناخت؟ و آیا اگر زرقاوی مشهور نمی شد جنگ عراق به صورتی دیگر پایان می یافت؟ احتمالا پاسخ این سؤال ها را هرگز نخواهیم دانست!

 

 

 


Copyright ©2016
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت