191 : شکريه بارکزی
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی




دكتر نبي هيكل
رهبران افغانی در آزمون ملی


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
آزادی نوع سرمایه داری آزادی انسان نیست بل آزادی خود سرمایه دار است


استاد صباح
ائتلاف مقطعي وزماني ودشمني علني وپنهاني


عبدالو کیل کوچی
ریس جمهور جدید افغانستان در مرکز خواستهای داخلی وانتظارات خارجی


غلام سخی ارزگانی
نیروهای انگلیسی با افتخارات استعماری از هلمند خارج می گردند


 سنجر غفاری
استراتیژی پاکستان و حکومت وحدت ملی


 مهرالدین مشید
زمامداران افغانستان با پاکستاني ها مانند گذشته وارد معاملۀ پنهان نشوند


  خوشه چین
دولت وحدت ملی


دکتور لعل زاد
ماموریت کابل _ بخش پنجم


 ا.دهقان
استالین چطورشروع جنگ دوم جهانی را به تعویق می انداخت_ دوم


پوهندوی دوکتور انور ترابی
ز ند گی زیر سایه استرس یا فشار روحی


ابراهیم ورسجی
فرهنگ ومشکل فرهنگیان درافغانستان 


داکتر رحیم رامشگر
شخصیت واختلالات آن : بخش سیزدهم


  مهرالدین مشید
   کاروان تقلب به منزل رسید و اما از محاکمۀ تقلب کاران خبری نیست که نیست


پوهنمل دکتورس زرغونه عبیدی
مکثی بر سخنان بنیادی رئیس جمهور  در ارتباط به توانمند سازی زنان افغانستان  


هارون یوسفی
به بهانه ۳۹ مین زاد روز ماما قدوسم 


حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
چــه ســعادت بزرگــی


حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
کمــپاین وحــدت ملــی


عبدالاحمد فیض  
افغانستان وکانوانسیون بین المللی حقوق کودکان


 م. ع. اطرافی
تولد نا میمون پاکستان علت اساسی بحران ها وخصومت ها در این منطقه جهان


استاد صباح
يک مجاهد بزرگ ويک مقاومتگرسترگ


محمد امین فروتن
حج "سیأ"سی وصلح چینی با مصالحه پاکستانی


احمد سعیدی
بازی تازه ای چین و پاکستان میتواند دست امریکا را از افغانستان کوتاه کند


محمد عوض نبی زاده
عبورازساختارقبیلوی بسوی ملت سازی درافغانستان


کاندید اکادمیسین محمداعظم سیستانی
عظمت شکریه بارکزی ، دشمن را زبون ساخته است


قاضی سخی صمیم
جنایاتِ پنهان و احکام قضات متعصب و جنایت پیشهٔ معاصر !


غلام سخی ارزگانی
چگونگی موانع مشارکت زنان در حاکمیت دولت _ قسمت چهارم


  سنجر غفاری
افغانستان از کریملن تا قصر سفید _ قسمت یازدهم  


الحاج عبدالواحد سيدی
گنجینه های باستانی باکتریاباختر


محمدعالم افتخار
جوانان افغانستان! علیه "پیرسالاری" و جوانمرگی؛ آگاهانه و متحدانه به پا خیزید 


 حقیق
اقتصاد او بیا رغاونه د ملي حکومت د چارو په سرکې ځای لري


انجنیـر خلیـل الله روفی
نامــــردیها


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
دمینی قیام


روف ليوال
ازکابینه چه خبر؟ 


عید محمد عزیزپور
کتاب جدید به زبان فارسی در بارۀ حقوق بین المللی پناهندگی  


حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
یک بام و دو هــوا




يکشنبه2 قوس 1393 خورشيدی برابر با 23 نومبر 2014 ميلادی

 

آقای رییس جمهور و معمای امنیت افغانستان

سیر اشتباه سفرهای اشرف غنی

اشرف غنی به اشتباه مسیر صلح را از چین، عربستان سعودی و پاکستان آغاز کرده است؛ شاید گمان دارد که آن ها می‌توانند کمک کنند تا افغانستان در برابر تروریسم قد علم کند؛ در حالی که همگان می‌دانند که پاکستان، عربستان سعودی همواره محرک تنش و ناامنی در منطقه هستند.

فارس : اشرف غنی احمدزی، رئیس‌جمهور افغانستان که برای تامین امنیت کشورش چشم امید به قول مساعد کشورهای خارجی بسته است، طی یک ماه اخیر سفرهایی را برای این منظور در برنامه داشت. وی اولین سفر خود را با چین آغاز کرد. چین که نگران ایالت مسلمانان‌نشین خود است، از در دوستی با افغانستان درآمده و خواستار همکاری دوجانبه بود. در واقع اشرف غنی اولین سفر خود را با مصالحه و سازش بر سر آزادی مسلمانان چین شروع کرد تا حمایت چین را در برابر پاکستان کسب کند. او سپس به عربستان سعودی عزیمت کرد و سفر این هفته‌ وی به پاکستان، این روند را تداوم بخشید. به بیان دیگر، اشرف غنی به اشتباه مسیر صلح را از چین، عربستان سعودی و پاکستان آغاز کرده است؛ شاید گمان دارد که آن ها می‌توانند کمک کنند تا افغانستان در برابر تروریسم قد علم کند؛ در حالی که همگان می‌دانند که پاکستان، عربستان سعودی همواره محرک تنش و ناامنی در منطقه هستند.

از نظر مقامات فعلی افغانستان، جلب حمایت چین، عربستان سعودی و آمریکا و انگلستان، می‌تواند پاکستان را به تمکین در برابر خواست منطقی افغان‌ها وا دارد. البته عده‌ای از منتقدان اشرف غنی از زاویه‌ای دیگر به سفرهای خارجی وی نگریسته و اعتقاد دارند که سفر وی به پاکستان باید پس از سفر به انگلیس و حضور در کنفرانس «سارک» در سریلانکا صورت می‌پذیرفت. زیرا با دست پر، پشت گرم و حمایت‌شده‌ با پاکستان که به تنش‌زایی در افغانستان می‌پردازد، روبرو می‌شد. ناگفته پیداست که در چند و چون این نگرش نیز باید نگاهی دقیق‌تر داشت.

نکته ای که اشرف غنی به آن واقف نیست یا نمی‌خواهد بپذیرد این است که بنیان امنیت و آزادی در یک کشور، به وسیله خواهش و التماس و کمک از دیگر کشور برقرار نخواهد شد

سطح گسترده وابستگی امنیتی افغانستان به پاکستان

سفر اشرف غنی به پاکستان با یک هیئت ۱۴۰ نفره از مقامات افغانی و دیدار وی با مقامات نظامی-امنیتی پاکستانی از جمله سرتاج عزیز، مشاور امنیتی و خارجی نخست وزیر پاکستان، مولانا فضل الرحمن، رهبر جمعیت علمای اسلام پاکستان و رهبر معنوی طالبان، ژنرال راحیل شریف، رئیس ارتش، ژنرال علم ختک، قائم مقام وزارت دفاع و ژنرال رضوان اختر، رئیس آی.اس.آی خود گویای وضعیت موجود در خصوص وابستگی امنیت افغانستان به پاکستان است. نکته جالب آنکه مذاکرات اصلی به صورت محرمانه برگزار شده و تنها اعلام شده است که در باره استقرار صلح در افغانستان مذاکره شده است.

پاکستان تا چه اندازه راست می‌گوید؟

پاکستان اعلام کرده است که متعهد به حمایت از تلاش‌های محمد اشرف غنی برای کشاندن طالبان به میز مذاکره است. مسئله اول اینجاست که اگر پاکستان قادر به این کار بوده است، چرا تا به حال به این کار اقدام نکرده است؟ نکته دیگری که مطرح می‌شود توانایی یا نفوذ یا تبانی حاکم میان رهبران طالبان و پاکستان است. در واقع طالبان که به لحاظ ساختار مذهبی در پاکستان و به واسطه همکاری آمریکا و اس.آی.اس شکل گرفت، فلسفه وجودی خود را در بحران‌آفرینی در منطقه و به نفع پاکستان و عربستان سعودی بازتعریف کرده است. این تفکر و سازمان تروریستی ملعبه‌ای در راستای سیاست‌های ریاکارانه پاکستان است که همواره در افغانستان به بحران‌آفرینی مشغول بوده است و اخیراً خیال باطل این کشور برای ایجاد بحران در مناطق مرزی ایران با پاسخ قاطع نیروهای ایرانی مواجه بود.  در واقع، نکته ای که اشرف غنی به آن واقف نیست یا نمی‌خواهد بپذیرد این است که بنیان امنیت و آزادی در یک کشور، به وسیله خواهش و التماس و کمک از دیگر کشور برقرار نخواهد شد؛ بلکه افغانستان نیز مانند ایران باید نگاه به درون و قدرت‌سازی ملی را وجهه همت خود قرار داده و در برابر توطئه‌‌های بین‌المللی تنها بر نیروهای داخلی تکیه داشته باشد.

نامتشکل بودن ساختار قدرت پاکستان، عامل ناامنی خارجی

بعد دیگری که در سفر اخیر اشرف غنی برجسته می‌شود، سطح گسترده دیدارهای وی با مقامات پاکستان است. دیدار وی با سران احزاب، سازمان‌های نظامی-اطلاعاتی، رهبران مذهبی و مقامات دولتی، نامتشکل بودن قدرت در پاکستان و ساختار مند نبودن توزیع اقتدار در این کشور را گوشزد می‌کند.

به بیان دیگر، قدرت میان گروه‌ها یا مقامات مختلف پراکنده شده است و پاکستان همواره ادعا دارد که نمی‌تواند خواست‌ها یا عملکردهای اجزای کوچک‌تر سیستم سیاسی خود را کنترل کند. از این رو به نظر می‌رسد که تلاش افغانستان برای رایزنی در سطح گسترده از این نگرش نیز قابل بحث باشد. در واقع، دلیل‌ مسئله‌ساز بودن این رویکرد نیز نداشتن ضمانت اجرائی یا اطمینان به پایبندی به توافقات از طرف پاکستانی – که اگر توافق جامعی در این خصوص شکل گرفته باشد- واقعیتی کتمان‌ناپذیر است. مثال نقض این نکته نیز در صحبت‌های مولانا فضل الرحمان مشهود است که صراحتاً اعلام کرده بود: ” تا خارجی‌ها در افغانستان هستند خود را ملزم به حمایت از تحرکات نظامی طالبان می‌دانم”.

توافقات اقتصادیِ نابسنده

دو کشور رایزنی‌هایی هم در سطوح اقتصادی داشتند که از جمله آن ها می‌توان به مذاکرات حول محور ایجاد خط لوله پاپی(خط لوله انتقال گاز از ترکمنستان به افغانستان و پاکستان)، پروژه انتقال برق آسیای میانه به آسیای جنوبی و گسترش مبادلات تجاری به ۵ میلیارد دلار یعنی دو برابر سطح تجاری کنونی، اشاره کرد. هرچند دو کشور در این زمینه خارجی به توافقاتی دست یافتند، در زمینه وضعیت امنیتی که باوجود نشانه‌ها و سیاست‌های رسمی اعلامی رو به بهبودی است، به نظر نمی‌رسد تغییر ساختاری مشهودی را تجربه کند و شاهدی بر توافقات نابسنده منطقه‌ای است. مسئله‌ای که از تداوم بحران و ناامنی در افغانستان حکایت دارد.

 

گسترش رابطۀ اقتصادی با پاکستان به تغییر سیاست افغانیِ اسلام‌آباد می‌انجامد؟

ماندگار : سیاست رییس‌جمهور غنی در مورد جلب همکاریِ پاکستان به صلح و ثباتِ افغانستان و تغییر سیاست افغانی آن کشور، بر گسترش مناسبات اقتصادی و تجاریِ طرفین بنا می‌یابد.
رییس‌جمهور و هم‌فکرانِ او به این باور هستند که گسترش روابط اقتصادی و تجاری با پاکستان، موجب انحرافِ سیاستِ اسلام‌آباد از دامن زدن به جنگ و بی‌ثباتی، به همکاری و همراهی با صلح و ثبات در افغانستان می‌شود .

این باور و دیدگاه از اهمیتِ حیاتِ اقتصادی برای هر دو کشور و به‌خصوص برای پاکستان ناشی می‌شود که به‌شدت درگیرِ مشکل اقتصادی، از کمبود انرژی و منابع توسعه تا تأمین کالاهای مهم، است. به این ترتیب که گسترش مناسباتِ اقتصادی میان افغانستان و پاکستان و رونق اقتصادی این همسایه، تفکر و سیاستِ زمام‌دارانِ اسلام‌آباد را از دخالت در جنگِ افغانستان به همکاری با صلح در این کشور متحول می‌سازد تا بسترِ این رونق اقتصادی به‌صورتِ فزاینده هموارتر گردد.
رییس‌جمهور غنی، نخستین سفر رسمی و کاریِ خود به پاکستان را با چنین دیدگاه و سیاستی آغاز کرد و جمعی از تاجران و مسوولینِ بخش اقتصاد و تجارت را هم با خود برد و در پایان سفر، از گسترش مناسباتِ تجارتیِ اقتصادی مژده داد.
در حالی که ایجاد روابط وسیعِ اقتصادی و تجارتی با پاکستان، بااهمیت و سودمند تلقی می‌شود، اما آیا این روابط می‌تواند سیاستِ پاکستان را از دخالت برای بی‌ثباتی و جنگ، به همکاری برای صلح و ثبات در افغانستان متحول سازد؟
شواهد و دلایل نشان می‌دهند که چنین تصور و باوری در مورد تأثیر روابط اقتصادی بر تغییر سیاستِ افغانیِ پاکستان، بیشتر یک توهم است تا واقع‌گرایی و درک صحیح از سیاست اسلام‌آباد:
۱- اگر گسترش رابطۀ اقتصادی و تجارتی افغانستان با پاکستان، عاملی در جهت تغییر سیاستِ پاکستان باشد، افغانستان بیشتر از پاکستان به تأمین این رابطه نیازمند است. افغانستان به عنوان کشور محاط به خشکه که نزدیک‌ترین راه دسترسی به بندر بحری را از طریق پاکستان به‌دست آورده می‌تواند، در این امر وابسته به پاکستان است.
۲- افغانستان در تمام مواد ارتزاقیِ اولیه و مواد ساختمانی به‌خصوص سمنت، کالاهای ضروری چون البسه و غیره، نیازمند تولیدات پاکستان است و بازار فروشِ مواد و اجناس پاکستان.
وابسته‌گی و نیازمندی افغانستان در عرصۀ اقتصاد و تجارت به پاکستان، نه‌تنها موجب کاهش فشار اسلام‌آباد بر افغانستان در عرصۀ ثبات و امنیت نمی‌گردد، بلکه برعکس این عرصه می‌تواند به عامل فشار بیشتری از سوی پاکستان بر افغانستان تبدیل شود. حوادث و تحولاتِ نیم قرنِ گذشته، این موضوع را به‌خوبی ثابت می‌سازد. اسلام‌آباد پیوسته افغانستان را از لحاظ اقتصادی و تجارتی تحت فشار نگه داشته است. پاکستان در دهۀ شصت و هفتادِ سدۀ بیستمِ میلادی، بارها مانع تجارت و رشد اقتصاد افغانستان از راه دسترسی به بندر کراچی شد و به‌صورت مکرر، راه ترانزیتِ افغانستان را از طریق کراچی مسدود کرد.
۳- شواهد و حقایق در سایر کشورهای دنیا نشان می‌دهد که بدون حل اختلافِ سیاسی و امنیتی میان همسایه‌گان و یا در یک حوزه، از یک‌سو گسترش مناسبات اقتصادی میسر نیست و از سوی دیگر، منازعات سیاسی و امنیتی به اقتصاد و تجارتِ آن‌ها زیان می‌رساند. البته طرف‌های نیازمند و وابسته، بیشتر از طرفِ دیگر متحمل زیان می‌شوند و افغانستان یکی از کشورهایی‌ست که در چنین موقعیتی قرار دارد.
اگر کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا به گسترش روابط اقتصادی و تجارتی تا ایجاد پول واحد یورو رسیده‌اند، این مناسبات در فضای عدم اختلاف و خصومتِ سیاسی و امنیتی میان آن‌ها و پس از ثبات سیاسی و تشکیل دولت‌های مدرنِ ملی شکل گرفته است؛ در حالی که افغانستان و پاکستان در فضای عدمِ اعتماد و در منازعۀ سیاسی و امنیتی و ادعای ارضی به‌سر می‌برند. تا زمانی که کابل این مشکل را با پاکستان حل نکند، گسترش رابطۀ اقتصادی و تجاری، سیاستِ پاکستان را تغییر نمی‌دهد و به خصومتِ آن کشور در برابر افغانستان نقطۀ پایان نمی‌گذارد. بلکه برخلاف، از گسترش روابط اقتصادی، پاکستان سود بیشتر می‌برد، در حالی که سیاستِ دخالت و بی‌ثبات‌سازی را نیز هم‌چنان ادامه می‌دهد.

 

حج اشرف غنی، افغانستان را مرکز وهابیت کرد!

شبکه اطلاع رسانی افغانستان : ساخت بزرگ‌ترین مرکز دینی توسط عربستان سعودی در شهر کابل، یکی از مهم‌ترین طمع هایی بود که حامد کرزی به دل آل سعود انداخت تا آنها اکنون در دولت جدید به ریاست جناب اشرف غنی (که در اولین سفر خارجه اش به بهانه ادعای حج عمره با سران آل سعود دیدار و گفتگو کرد) به این آرزوی خود دست یابند.
روز گذشته سرپرست وزارت حج و اوقاف با هماهنگی سفارت عربستان سعودی در کابل قرارداد ساخت یک مرکز آموزش اسلامی با مساحت 119 هزار متر مربع را با یک شرکت عربستانی امضا کرد که قرار است در آینده ای نزدیک ساخت این مرکز در تپه مرنجان واقع در جنوب شرق پایتخت کشور ما آغاز شود.
از زمان‌های گذشته تاکنون وزارت معارف افغانستان سعی در ساخت مدارس مذهبی در داخل خاک کشور داشت تا طلاب علوم دینی برای فراگیری دروس مذهبی، به مدارس پاکستان نروند زیرا تصور بر این بود که مدارس دینی پاکستان، نقش مهمی در تربیت اعتقادی طالبان و تجهیز عوامل انتحاری دارند چون که در این مدارس به طلبه‌های جوان گفته می‌شود که جنگ در افغانستان علیه نیروهای خارجی و دولت، جهاد برحق است.
رییس جمهور پیشین کشور نیز تصور می‌کرد که با ساخت یک مرکز آموزش مذهبی با پول عربستان، می‌تواند جایگزینی برای مدارس پرنفوذ پاکستانی بسازد. اما غافل از این بود که عربستان یکی از بزرگ‌ترین حامیان مالی همان مدارسی است که طالبان در آن پرورش می‌یابند و برای جهاد علیه دولت افغانستان، سلاح‌ به ‌دست می‌گیرند و واسکت های انتحاری می‌پوشند. اما با به وجود آمدن گروه داعش، سران آل سعود مصروف مزدوران پرورش یافته ی نوپای خود شدند و کمی از حساسیت ایجاد این مرکز به اصطلاح اسلامی در کابل کاسته شد ولی سفر جناب اشرف غنی به عربستان دوباره آنها را به طمع انداخت تا مهد پرورش طالبان و تکفیریها را از پاکستان به افغانستان منتقل نمایند.
شاید اشرف غنی هم مانند کرزی با صدور اجازه‌ ساخت این مرکز، در کوتاه‌مدت به دنبال اهداف سیاسی خاص باشد، اما در بلندمدت سنگ‌بنای افراطیت «سلفی» و طالبانی را در کشور ما گذاشته می شود. همان افراطیتی که با دین سنتی افغانستان مخالف است، زیارتگاه‌های مردم را تخریب می‌کند، بناها و مجسمه‌های تاریخی‌شان را با مواد منفجره از بین می‌برد، اقلیتهای مذهبی و هزاره‌ها را کافر نامیده و آزار و اذیت می‌کند و برای زنان هیچ حق اجتماعی قایل نیست.
شاید برای شما سوال پیش آید که باید از چه چیز نفوذ مذهبی عربستان در افغانستان نگران باشیم؟ در پاسخ باید گفت: وهابیتی که عربستان با دالرهای بی‌شمار خود در جهان اسلام و اکنون در افغانستان ترویج می‌کند، برای ما بسیار خطرناک است. طالبان دقیقاً به دنبال همان توصیفی از دین اسلام‌ هستند که عربستان سعودی از طریق شبکه‌ای از مدارس تحت پوشش خود به دنبال آن می‌باشد.
برای ما که آشنایی کامل با عقاید طالبان داریم کاملا مشهود است که عربستان سعودی، اختلاف ایدئولوژیک و مذهبی با طالبان و القاعده و داعش ندارد. در عربستان دولت منتخب مشروعیت ندارد، زنان نمی‌توانند در بیرون از خانه کار کنند، آنان شناسنامه و هویت هم ندارند، اگر نیاز به عمل جراحی داشته باشند باید شوهر و یا پسر بزرگ آنها به داکتر اجازه دهند، زنان برای بیرون رفتن از خانه نیاز به همراهی یک محرم دارند، پولیس امر به‌ معروف با خشونت تمام زندگی روزمره‌ مردم را کنترل می‌کند.
در کتاب‌های مدارس آنجا، به دانش‌آموزان گفته می‌شود که در جهان اسلام دو نوع مسلمان وجود دارد: یکی، مسلمانان واقعی و هدایت شده است که عبارت از وهابیون هستند. دوم، مسلمانانی هستند که در ظاهر مسلمانند و کشتن برخیها از آنها با وجود اعتقاد به خدا و رسول و معاد و ادای فرایضی نماز، روزه،حج و ....، واجب و خونشان مباح است.
اینکه می گوییم تاسیس مرکز ملک عبدالله در کابل تبدیل به مرکز پرورش طالبانیسم می شود، بدین جهت است که در مدارس مذهبی تحت حمایت عربستان سعودی، اسلام رایج در ترکیه و اندونزی و مصر تدریس نمی‌شود بلکه به کودکان ما در کابل همان چیزهایی تدریس خواهد شد که به طلبه‌های "تحریک طالبان" در کویته یاد داده می‌شود.
براساس گزارش‌های مختلف، می‌دانیم که عربستان سعودی و شبکه‌ای از سازمان‌های خیریه‌ ثروتمند در این کشور، بزرگ‌ترین منبع اصلی کمک به سازمان‌های افراط‌گرایی مانند طالبان ‌و داعش هستند به نحوی که هیچ کشوری به اندازه عربستان روی مدارس مذهبی و ترویج «وهابیسم» سرمایه‌گذاری نکرده و پول مصرف نمی‌کند.
لذا بسیاری از آگاهان مسایل دینی و سیاسی بر این باورند که با اجرایی شدن حکم تاسیس مرکز ملک عبدالله در کابل، بازگشت مجدد اسلام طالبانی به افغانستان رقم خواهد خورد چرا که مخالفان دولت چه طالب باشند چه لشکر طیبه، تفکر آنان الهام گرفته از اسلام وهابی عربستان است. همان دین افراطی ای که غرب تلاش می کند با گسترش آن از درون به اسلام ناب محمدی ضربه بزند.
با این توضیح که رسانه های غربی آنقدر اسلام طالبانی را تبلیغ کرده اند که در نهایت هم‌اکنون بسیاری در غرب آنچه از اسلام می‌دانند، اسلام طالبانی و اسلام القاعده و اسلام داعش است نه اسلام ناب، که با هیچ کدام از آموزه‌های اسلام حقیقی هم‌خوانی ندارد.
راه‌اندازی این مرکز به اصطلاح دانشگاهی و علمی در افغانستان نیز برای ترویج مبانی اسلام طالبانی و افراطی است که به ظاهر بین‌المللی و برای ترویج دین و دانش می باشد اما در باطن برای رشد حرکت‌های وهابی‌گری و افراطی است به همین دلیل هم هیچ مخالفتی از سوی آمریکاییها برای احداث چنین بنای اسلامی ای صورت نمی گیرد.
آنچه مسلم است وهابی‌ها با صرف هزینه های هنگفت می‌خواهند مجددا افغانستان را به مرکز اسلام طالبانی تبدیل کنند. شاید عده ای بگویند تاسیس یک مرکز به اصطلاح اسلامی و علمی با امکانات رفاهی، ورزشگاه، خوابگاه، مسجد بسیار بزرگ با ظرفیت پذیرش پانزده‌هزار نمازگزار و ... می تواند پیشرفت برای کشور محسوب شود، اما باید بدانند که آسیبهای این پیشرفت بسیار بسیار بیشتر از فواید آن است.
اگر تا دیروز می ترسیدیم که جوانان علاقمند به علوم دینی افغانستان، در پاکستان تبدیل به طالب شوند، اکنون حامیان طالبان یعنی عربستان و پاکستان اینگونه تلاش کردند که جوانان کشور ما در پایتخت کشور خود ذهن هایشان شستشو داده شود و به اسلام افراطی و طالبانی روی بیاورند.
اگر کسی در حقانیت این موضوع شک دارد خوب است نگاهی بیندازد به تعداد کثیری از مدارس دینی در پاکستان که با کمک مالی عربستان برای ترویج تفکر وهابیت تاسیس شده که این مدارس سرآغاز ورود تفکر افراطی و تندرو به پاکستان بوده است که اکنون نه به شیعه رحم می کنند نه به سنی.

 

خطر وهابیت

8 صبح : شماری از مردم عام کابل روایت می‌کنند که روزگاری سران خانواده حاکم بر عربستان سعودی به کابل آمدند و به داوودخان که آن زمان نخست‌وزیر بود، پیشنهاد کردند که ریاض می‌خواهد مسجدی شبیه به مسجد فیصل اسلام‌آباد در کابل بسازد، اما داوودخان از خیر آن گذشت و اجازه نداد خانواده حاکم بر عربستان سعودی، در کابل مسجد بسازد. صرف‌نظر از صحت این روایت، این روشن است که مردم عام افغانستان، از وهابیت و سلفی‌گری خوش‌شان نمی‌آید. تردیدی نیست که اکثر مردم افغانستان، سنی‌مذهب‌اند و پیرو مکتب فقهی حنفی. امام ابو حنیفه، به نوشته بسیاری از مورخان و دانشمندان علوم مذهبی، عقل‌گرا، صوفی‌مشرب و شکیبا بود. بسیاری از حنفی‌مذهبان افغانستان، صوفی‌مسلک نیز هستند .

مسلک‌های گوناگون عرفانی در شهرهای هرات، مزار، کابل و قندهار پیروان فراوان دارد و خانقاهای مشهوری در این شهرها ساخته شده است. مذهب حنفی هم‌چنان مبنای نظری زندگی مسالمت‌آمیز میان سنی‌ها و شیعیان را در افغانستان فراهم کرده است. حنفی‌ها، هیچ نوع دشمنی با تشیع ندارند. این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که میان مکتب ابوحنیفه و سلفی‌گری، تضادهای جدی وجود دارد. به همین دلیل است که سلفی‌گری یا وهابیت در افغانستان سخت مذموم بود، به حدی که حاکمان کابل جرات نمی‌کردند به خانواده حاکم بر عربستان سعودی اجازه بدهند تا در کابل مسجد بنا کند.
در سال‌های جنگ با شوروی، ساختار اجتماعی افغانستان دچار تغییرات جدی شد. کتله‌های بزرگ مردم افغانستان، به پاکستان پناهنده شدند و فرزندان بسیاری از آنان در مدرسه‌های مذهبی سلفی‌ها در آن کشور تحصیل کردند. این رویداد سبب شد که سلفی‌گری به افغانستان اندکی رخنه کند. سفلی‌ها در سال‌های جنگ با شوروی و پس از آن در کنر، تنظیم‌های کوچک نظامی ایجاد کردند و برخی از روستاها را در کنترول خود در آوردند. به روایت برخی از روزنامه‌نگاران پاکستانی، هسته اولی تنظیم خون‌خوار لشکر طیبه پاکستان نیز، در روستاهای دورافتاده ولایت کنر افغانستان در پایان دهه هشتاد میلادی ایجاد شد. اما با آن‌هم، هیچ تنظیم جهادی افغانی و حتا طالبان، خودشان را وابسته به جریان سلفی یا وهابیت نمی‌دانند.
در گذشته اگر سلفی‌گری در افغانستان حضور داشت، این حضور، مستور و پنهان بود. اما خبر اعمار مجتمع مذهبی بزرگ در تپه مرنجان کابل با پول عربستان سعودی، نگرانی از گسترش سلفی‌گری را بیشتر کرده است. این درست است که اعمار مدرسه‌های مذهبی در افغانستان سبب می‌شود که مردم فرزندان‌شان را به مدرسه‌های دینی پاکستان نفرستند، اما نگرانی این است که مجتمع مذهبی‌ای که عربستان سعودی می‌سازد، سلفی‌گری را گسترش دهد. وهابیت با تعقل، تصوف، تشیع و تجدد آشکارا دشمنی دارد. گروه‌های تروریستی چون لشکر جنگوی و سپاه صحابه پاکستان که شیعه‌ها را هدف قرار می‌دهند، آبشخور فکری‌شان، وهابیت است. این گروه‌ها توسط نهادهایی در عربستان سعودی تمویل می‌شوند.
مدرسه‌های سلفی‌ها در پاکستان نیز، با پول عربستان سعودی فعالیت می‌کنند. پول عربستان سعودی سبب گسترش سلفی‌گری در پاکستان شده است. گسترش وهابیت اصل اول سیاست خارجی عربستان سعودی است. بیشتر گروه‌های ستیزه‌جویی را که آنان تمویل می‌کنند، سلفی‌مسلک‌اند. دولت عربستان سعودی، در مراسم حج جزوه‌هایی را به زبان‌های عربی، فارسی، اردو و پشتو به زایران مکه توزیع می‌کند. در این جزوه‌ها به صراحت آمده است که کسانی‌که فلسفه و کلام می‌خوانند، از دین خارج شده‌اند و تشیع فرقه‌ای است که از دایره دین بیرون است. نگارنده یکی دو نسخه از این جزوه‌ها را دیده است. این تبلیغات بخشی از برنامه عربستان سعودی برای گسترش وهابیت است.
با در نظرداشت این واقعیت‌ها نمی‌توان از اعمار یک مجمتع مذهبی در کابل باپول عربستان سعودی نگران نبود. عربستان سعودی، با مصرف این پول، سیاست نفوذ‌گذاری خود را در افغانستان دنبال می‌کند. هیچ بعید نیست که ریاض، از مجتمع مذهبی‌ای که در کابل می‌سازد، برای گسترش وهابیت استفاده نکند. گسترش وهابیت، خطرهای جدی امنیتی برای افغانستان دارد. وهابیت اختلاف‌های مذهبی را در جامعه افزایش می‌دهد. علاوه بر آن، خطر جدی امنیتی را متوجه اماکنی می‌سازد که صوفی‌مسلکان آن را مقدس می‌دانند. انفجار مساجد شیعه‌ها و خانقاه‌های صوفیان از سوی داعش در شهرهای عراق، تقریبا هر روز روی آنتن رسانه‌های جهانی می‌رود. داعش سلفی‌مسلک است.
تضمینی وجود ندارد که گسترش وهابیت منجر به گسترش تروریزم در افغانستان نشود. نگرانی دیگر این است که گسترش وهابیت منجر به جنگ نیابتی تهران و ریاض در میدان افغانستان شود. در حال حاضر پاکستان، عراق، سوریه، بحرین و لبنان، میدان جنگ‌های نیابتی ریاض و تهران است. ریاست امنیت ملی، شورای علما، وزارت اوقاف و دیگر نهادهای دولتی کشور باید از همین حالا برنامه مشترک برای کنترول مجتمع مذهبی‌ای که با پول عربستان ساخته می‌شود، تدوین کنند.

 

کرزی بلوک شرق را به جنگ با حامی تروریزم فراخواند

آوا : حامد کرزی؛ رییس جمهور پیشین گفته است برای تامین امنیت افغانستان و منطقه، نیاز است تا چین، روسیه و هند در برابر پشتیبان و بنیانگذار هراس افکنی در منطقه بایستند.
آقای کرزی که در دانشگاهی در هند در باره‌ مسایل امنیتی و سیاسی کشور سخن می گفت، افزود:"برای آوردن صلح و ثبات در منطقه و افغانستان ما به همکاری ‌های مشترک نیاز داریم. از تمام کشورهای منطقه به ویژه چین، روسیه و هند می‌خواهم با هم کار کنند؛ تا در برابر نیرویی که افراط گرایی را در منطقه ایجاد کرده و منبع اصلی فراط گرایی را که از آنجا پشتیبانی می‌شود، پیدا کرده و بر ضد آن مبارزه نمایند."
به باور آقای کرزی، کشورهای منطقه برای منافع درازمدت خودشان، باید افغانستان را در ریشه کن ساختن هراس افکنی و پشتیبان آن یاری رسانند.
او گفته است:"حمایت دوامدار از شبکه‌های هراس افکنی که از بیرون صورت می‌گیرد یک چالش بزرگ دیگر است که مانع پیشرفت‌های ما می‌شود و ضربه‌ای محکم بر صلح و ثبات کشور ما وارد می‌کند."
این موضع گیری آقای کرزی، در نوع خود بی سابقه است.
او اگرچه در این سخنان اشاره ای مستقیم به هیچ کشوری نکرده است؛ اما روشن است که منظور او پاکستان است؛ زیرا این تنها پاکستان است که در منطقه که به کانون تولید و توسعه تروریزم بدل شده و یکی از مهم ترین محصولات فکری و امنیتی این کشور، صدور ایدئولوژی ترور و افراط گرایی و تروریزم و دهشت افکنی است.
آقای کرزی در طول دوران
۱۳ ساله ریاست جمهوری اش نیز همواره تلاش کرد؛ تا پاکستان را در مبارزه با تروریزم با خود همراه کند و حمایت آن کشور را از روند صلحی که او در پی آن بود به دست آورد؛ اما هرگز موفق به این کار نشد.
به همین دلیل، پس از آنکه ریاست جمهوری او پایان یافت و ارگ ریاست جمهوری به اشرف غنی واگذار شد، یکی از عمده ترین انتقادها نسبت به کارنامه کرزی، عدم موفقیت او در ایجاد صلح به رغم پرداخت هزینه های سنگین برای آن بود.
به این ترتیب، شماری از تحلیلگران بدبین تر عقیده دارند که رییس جمهور کرزی، عملا هیچ موفقیتی کسب نکرد؛ هرچند برخی دیگر اعتقاد دارند که او دست کم در اوایل، توانست یک قانون اساسی، مکانیزمی برای انتقال قدرت، چند نهاد انتخابی و یک نیروی امنیتی همسو و هماهنگ را ایجاد کند.
با وجود آنکه این دستاوردهای او نیز به ویژه در حوزه نهادسازی و انتقال قدرت با اما و اگرهای زیادی روبروست.
اکنون که او از قدرت کناره گرفته است، آنچه را در دوران ریاست جمهوری اش می خواست در برابر پاکستان بر زبان براند و به نظر می رسد بنا به هر دلیلی موفق به این اقدام نمی شد، می خواهد با صراحت و جدیت مطرح کند.
در این میان، نکته مهم و ظریفی که در سخنان تازه او در زمینه مبارزه با تروریزم وجود دارد، دعوت او از چین، هند و روسیه است؛ نه امریکا، ناتو و اتحادیه اروپا.
گذشته تاریخی افغانستان شهادت می دهد که هر سیاستمردی که از غرب رانده شده و روابط تنش آلود و سردی با بلوک غربی جهان پیدا کرده است، بلافاصله به شرق متمایل شده است. این تمایل، هم ناشی از چراغ سبز محور شرق بوده و هم برآمده از میزان بالای تنش آن سیاستمدار با غرب.
عکس این معادله هم صادق است؛ به ویژه در زمان سلطه رژیم کمونیستی در افغانستان و حتی پیش از آن در دوران سلطنت، شاهان و رؤسای جمهوری کشور یا به شرق وابسته بودند یا به غرب و همین امر نیز یک تضاد دایمی را در درون دستگاه قدرت سیاسی کشور ایجاد می کرد و منجر به بی ثباتی و ایجاد جا به جایی های غالبا کودتایی و غیر قانونی می شد.
در مورد آقای کرزی البته چنین تصوری مطرح نیست. او پایه گذار یک سنت آرام، مسالمت آمیز و صلح جویانه انتقال دموکراتیک قدرت است و نمی خواهد به قول خودش، این نام نیک در تاریخ را با ارتکاب یک اشتباه غیر قابل جبران، خراب کند؛ اما دعوت از محور شرق برای مبارزه با حامی تروریزم و کانون افراط گرایی در منطقه یعنی پاکستان، نشان دهنده آن است که او امریکا و غرب را نیز در مبارزه با تروریزم صادق نمی داند.
پیش از این هم او بارها گفته است که عامل ناامنی افغانستان، امریکا و پاکستان هستند؛ بنابراین، او به شرق بیشتر از غرب، اعتماد دارد و می داند که پنهانکاری و دوگانه رفتاری در مبارزه با تروریزم، به نفع کشورهایی مانند چین و روسیه و هند نیست و آنها از معدود کشورهایی هستند که هم می توانند و هم می خواهند با تروریزم و افراط گرایی به گونه جدی مبارزه کنند.

 

مشاجره لفظی وکلا با رییس جمهور

افغان پيپر : رییس جمهوری افغانستان روزها می شود که میزبان گروه های مختلف است.
رییس جمهوری ظاهرأ دیده می شود که خیلی شتاب زده عمل می کند و سرپرست وزیران کابینه را خیلی فشار می دهد و گاهی هم آنان را با الفاظ زشت و رکیک از دفتر کاری اش بیرون می کند.
رییس جمهور غنی هرچند دقایق پس از مراسم تحلیف اعضای مجلس نمایندگان و قوه قضاییه را متهم به فساد کرد اما چند روز پس از مراسم تحلیف رییس همان قوه متهم را مدال داد.
این روزها هم رییس جمهور خیلی دوست دارد که با نمایندگان مردم ببیند و روزهای پیش هم رییس جمهور وکلای حوزه جنوب غرب کشور را فرا خواند و چرخش این جلسه انچه رییس جمهور می خواست نبود.
در این جلسه او برای نمایندگان مردم هرآنچه که دلش می خواهد می گوید.
سرانجام رییس جمهور عصبانی می شود و با مشت بر روی میز می کوبد اینجا است که یکی از نمایندگان مردم بنام سمیع الله صمیم نماینده مردم فراه ایستاده می شود و برای رییس جمهور می گوید که من نه از خودت حمایت می شوم نه معاش می گیرم نه چیزی توقوع دارم و نه مامورت هستم و نه نوکرت هستم و نه وکیل خودت هستم. من نماینده مردم هستم پس متوجه باش که در مقابلت نماینده مردم ایستاده است.
صمیم عصبانی می شود و کوشش می کند که از قصربیرون شود اینجاست که ریس جمهور دست بسینه استاده می شود و از صمیم می خواهد که قصر را ترک نکند صمیم هم بجایش می شیند.
روز بعد رییس جمهور اقای صمیم را نزد خود می خواهد. اینکه دوباره برای اقای صمیم چی می گوید معلوم نیست اما دوستان صمیم می گویند که رییس جمهور از وی عذر خواهی کرده است.
رییس جمهور چند روز پیش نمایندگان مردم قندهار را نیز خواست. در این جلسه بیشتر از 800 نفر و بیشتر از ده حزب سیاسی و سران قومی حضور داشتند. در این جلسه نمایندگان مردم و سران قومی صحبت می کنند اما محمد نعیم لالی حمیدزی نماینده مردم قندهار سه بار دست خود را بلند می کند تا صحبت کند اما این باز رییس جمهور جدی می شود و برای حمید لالی حرف هایی می گوید که به مزاق حمیدزی خوش نمی خورد.
حدود ساعت 9 شب جلسه تمام می شود. این هشتصد نفر هرکس بهر طرف می رود از جمله چندین تن به خانه شکیبا هاشمی می روند.
در گذشته نیز در یک دیدار که آقای مسلمیار با رییس جمهور داشت رییس جمهور جدی شد و آقای مسلمیار را از خود ناراضی ساخت.
رییس جمهور باضرار احمد مقبل عثمانی سرپرست وزرات خارجه نیز مشاجره لفظی انجام داد.
این جدی شدن های رییس جمهور تنها خلاصه نمی شود به دیدار با وکلای مردم و سرپرست وزیران بلکه روز های گذشته نیز در یک نشست که با اعضای شورای خبرنگاران افغانستان داشت هرچند که وعده های چرب نرم داد اما در این نشست نیز دوبار جدی شد.
حالا هم چند سوال از رییس جمهور مطرح می شود:
اول اینکه اگر رییس جمهور در کار خود جدی است چرا افراد فاسد را در کنار خود گرفته است؟
دوم اینکه اگر رییس جمهور بافساد می خواهد مبارزه کند چرا در قضه کابل بانک پای زاخیلوال را بمیان نمی آورد؟
سوم اینکه اگررییس جمهور یک رییس جمهور جدی و قاطع است چرا در مقابل طالبان جدی نمی شود که هر روز زن و مرد را بکام مرگ می فرستند؟
چهارم اینکه اگر امروز معاش معلم و مامور دولت داده نمی شود پول هایش بکجا رفته است؟
پنجم اینکه چرا قوه قضایه را فاسد گفتی و چرا مدال دادی؟

آقای رییس جمهور اینجا افغانستان است و مردم اش بیشتر از پدر و مادر خود از وزرا و مشاوران شما خیلی خوب شناخت دارند و می دانند که در حاشیه روی ها گاه گاهی انسان به بدبختی فرو می رود.

========

شکریه بارکزی با کیف پر از دالر...

شنیده شده است که شكريه باركزي نماینده مجلس که روز یکشنبه هفته گذشته مورد حمله انتحاری مخالفان مسلح قرار گرفته و زخمی گردید، چند ساعت پيش از انفجار با جناب شير محمد كريمي رییس ستاد قواي مسلح کشور نشست داشته است.
در این نشست مبلغ يكصد و پنجاه هزار دالر را از شیر محمد کریمی اخذ نموده بود كه دالر های مذكور نزدش در وقت انفجار بوده و يکمقدار آن مفقود گرديده و شكريه باركزي توانسته يک اندازه دالر را كه حين پايین شدن از موتر تخريب شده با خود در دستكول و خريطه ها انتقال نمايد.
گفته مي شود كه جنرال كريمي يكي از نامزدان به مقام وزارت دفاع ملي مي باشد و گمان مي رود كه پول مذكور براي خريد بعضي وكلا از طرف ايشان به شكريه باركزي داده شده باشد.
به همين خاطر تا بحال نوع انفجار يك معما بوده تا هنوز معلوم نيست كه چه نوع انفجار صورت گرفته و شايعات تايید ناشده كه گويا اين انفجار از طرف باند مافيايي بوده است كه هدف اش بد ست اوردن دالر مذكور بوده است.
بعضي از تصاوير شكريه باركزي كه از جمع اوري دالر بعد از انفجار در بين موتر مي باشد نزد يكي از فیلمبرداران تلويزون يك مي باشد كه در بدل پول نشر خواهد شد.

 

 


Copyright ©2013
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت