۴۳۲ : تظاهرات مونشن ـ هامبورگ
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا


فتح سامع
علل اصلی‌بحران در افغانستان وراه بیرون رفت _نامه به آقای ترامپ رییس جمهور امریکا


محمد قاسم آسمایی
گِل برای درمسال : بخش سیزدهم





عطاالله عنایت رادمرد
رویارویی موضعگیری های ضد و نقیض یا تفاهم در مورد صلح درکشور؟


محمد عالم افتخار
ما ومسایل و احساسات ما ـ امریکا و«دار المجانین ارگ»


عارف عرفان
بازتاب غرش جنگنده های بی ـ ۵۲ در آسمان افغانستان


سنجر غفاری
انحلال پاکستان نجات بشریت از تروریزم زروی است


دکتر بصیر کامجو
چرا هویت افغانی


محمد علی مهرزاد
اعلان جنگ درافغانستان؛فتوای صلح درپاکستان!؟


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
فراموش شدن جنبه های منفی جنگ افغانستان به رهبری ایالات متحده امریکا


مهرالدین مشید
امید روح افسرده را بالنده نگهمیدرد


عبدالقیوم
زموږغښتلي : (21)برخه 


دکتر حمیدالله مفید
آیا نام  دری به راستی تغییر پذیرفته نام تخاری است؟


احمد شاه  صديقى
وطن


حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
مســابقــه تلاوت قــرآن


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
دهالیود خطرناک افغانی انځور« دچارلی ولس جنگ» د رابرت پیری وروستی میراث


محمدامین فروتن
صلح جنگی با یک توضیح تاریخی


احمد سعیدی
بعد از خروج شوروی از افغانستان باز چه شد؟


محمدعوض نبی زاده
تقابل میان جمعیت اسلامی وتیم حاکم ارگ


استاد صباح
چگونه غني برچهرههاي ميهني توطئه چيني مي نمايد؟؟؟


مهرالدین مشید
طالبان از راه های حصارکشی وارد افغانستان نمی شوند


محمد انور ولید
پاکستان له افغانستان څخه خپله مُستعمِره جوړوي


الحاج عبدالواحد سيدی
محمد اسحاق خان و جانشینی میمنه  : بحران پنجده و علامت‌گذاری مرزی، 


کریم پوپل
تاجیک چیست ؟


فاروق فردا
ترجمه ی زیبایی از گزینه های  زیبا


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
دحسرتونو څپي


فارو
خاطرهٔ پایان یک اشغال وآغاز فروپاشی رژیم پوشالی




 

شنبه ۵ حوت ۱۳۹۶ خورشیدی برابر با ۲۴ فبروری ۲۰۱۸ میلادی

 

افغانسـتان و مـقامِ تـازه در فسـاد اداری

ماندگار : سازمان شفافیت بین‌المللی در تازه‌ترین گزارشِ خود در مورد فساد مالی، افغانستان را از میان ۱۸۰ کشور جهان، چهارمین کشور آلوده به فساد معرفی کرد. پس از سودان، سومالی و سوریه، افغانستان بدترین کشورِ آلوده به فساد در جهان است. این درحالی است که حکومتِ وحدت ملی و به‌ویژه آقای غنی از نخستین روزهای آمدنش بر سرِ اقتدار تعهد سپرده بود که در مبارزه با فساد از هیچ تلاشی دریغ نمی‌ورزد.
یادم هست که در سال
۲۰۰۹ وقتی آقای غنی خود را در برابرِ حامد کرزی رییس جمهوری پیشین به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی ضمن انتقاد از کارکردهای دولتِ آقای کرزی گفت که «به دلیل ضعف حکومت‌داری در افغانستان، این کشـور پنجمین کشور فاسد جهان شده است و این مورد قبول نیست». اما در طول زمان زمام‌داری ایشان، رتبۀ افغانستان در فسـاد مالی همچنان حفظ شد و در دو سال گذشته، این مقام چهارمین مقام در میان کشـورهای فاسد شد. حالا چه باید گفت و آقای غنی که یکی از مهم‌ترین هدف‌های خود را ریشه‌کن ساختن فساد اعلام کرده بود، چه پاسخی دارد که به مردم بدهد؟
سخنگویانِ او به شکلِ لجوجانه در حالی که نمی‌توانند این واقعیت را رد کنند، می‌گویند که ارادۀ ارگ در مبارزه با فساد پابرجاست و اقدام‌های لازم و از جمله ایجاد مرکز عالی مبارزه با فسـاد نیز اتخاذ شده است. اما تحلیل‌گران با انتقاد از روش‌ها و ارادۀ آقای غنی در امر مبارزه با فساد می‌گویند که هیچ کسی نمی‌تواند در افغانستان در برابر فساد ایستاده‌گی کند، به شمول دادستان کل افغانستان. زیرا به گفتۀ آنان، اگر کسی بخواهد در برابر فساد به مبارزۀ صادقانه دست بزند، یا کارش را از دست می‌دهد و یا راهی زندان خواهد شد. با این حساب، چه کسی مقصر وضعیتِ به وجود آمده است؟ آیا بازهم ارگ می‌تواند از ارادۀ مصممِ خود در مبارزه با فساد اداری سخن بگوید؟
در طی سه سال گذشته که حاکمیت به دستِ عده‌یی محدود در ارگ ریاست جمهوری افتاده، هر روز شاهد یک مشکلِ تازه برای افغانستان هستیم. یک روز بحث افزایش ناامنی است، روز دیگر از افت میزان سرانۀ اقتصادی خبر می‌رسد و یک روز بعدتر، از اختلافات به اوج رسیدۀ آقای غنی با نزدیک‌ترین افراد و مقام‌های دولتی و حکومتی گزارش می‌شود. در چنین فضا و وضعیتی، چگونه می‌توان انتظار داشت که مبارزه با فسـاد، اصلی‌ترین و مهم‌ترین دستور کاری ارگ باشد؟
آقای غنی به جای مبارزه با فساد، در تلاش است که چگونه سیطرۀ خود را به همه سو بگستراند و قدرتِ سیاسی را کاملاً در ارگ ریاست جمهوری متمرکز سازد. او به همین هدف، معاون اولِ خود را مجبور به تبعید از افغانسـتان کرد و به دنبال آن، پرونده‌های متعددی برای یک تعداد از رهبران و شخصیت‌های بزرگِ کشور جعل کرد تا به این وسیله، کارِ حریفانِ خود را یک‌سره سازد.
آقای غنی هیچ‌گاه نگران فساد اداری و مالی در افغانستان نبوده است. به گفتۀ مسوولان مرکز عدلی و قضایی، بیش از
۱۳۰ پروندۀ جرمی در این اداره وجود دارد که به هیچ‌ یک از آن‌ها بنا به دلایلِ نامعلوم رسیده‌گی نشده است. بسیاری از این پرونده‌ها، از افراد بلندپایۀ حکومت است که به شکلی از انحاء جلو رسیده‌گی به آن‌ها از طریق ارگ گرفته می‌شود.
ارگ ریاست جمهوری خلاف آن‌چه که ادعا می‌کند، هیچ اراده و برنامۀ در مبارزه با فساد ندارد. گفته می‌شود طی سه سال گذشته میلیون‌ها دالر از راه‌های مختلف وارد افغانستان شده و مورد حیف‌ومیل قرار گرفته است، بدون آن‌که به یکی از این موارد پرداخته شود. بسیاری از تحلیل‌گران می‌گویند ارگ مرکز اصلی فساد اداری در افغانستان است. به گفتۀ این تحلیل‌گران، کمیسیون تدارکات که زیر نظر شخص رییس جمهوری فعالیت دارد، منشای اصلی‌ترین موارد فساد و اختلاس شناخته می‌شود.
گفته می‌شود که بیشترین بخش قراردادها به کسانی تعلق می‌گیرد که به گونه‌هایی با ارگ ریاست جمهوری روابط نزدیک و حتا سری دارند. از بانوی نخستِ کشور تا خویشاوندانِ آقای غنی، متهم به گرفتن قراردادهای بزرگ اقتصادی اند. آیا بازهم می‌توان از ارادۀ آقای غنی در مبارزه با فسـاد سخن گفت؟
آقای غنی خلاف آن‌چه که شعار می‌دهد، هیچ اراده و برنامه‌یی برای مبارزه با فساد اداری ندارد. کُلِ برنامه‌های وی، ایجاد مرکز عدلی و قضـایی در مبارزه با فساد و تدوین استراتژی مبارزه با فساد است که به گفتۀ رییس ادارۀ مبارزه با فساد، هیچ کارایی و نقشی در کاهش فساد اداری در کشور نداشته است. وقتی رییس ادارۀ مبارزه با فساد چنین نگاهی به برنامه‌های آقای غنی داشته باشد، آن‌گاه از نهادهایی مثل شفافیت بین‌المللی چه انتظاری می‌توان داشت؟
مبارزه با فساد در افغانستان به گاو شیری‌یی می‌ماند که برای ارگ‌نشینان ضمانت بقای بیشتر در قدرت و به دست آوردن میلیون‌ها دالر کمک‌های جامعۀ جهانی را فراهم می‌سازد. اگر واقعاً این نهاد و شخص رییس جمهوری ذره‌یی به صورتِ واقعی در پی کاهش فساد در افغانستان می‌بودند، بدون شک پرونده‌‍‌های کابل‌بانک و وزارت فواید عامه و ده‌ها پروندۀ دیگر به صورتِ مرموز بسته نمی‌شدند.
آقای غنی، خودش بخشی از چرخۀ فساد در کشور است و تا زمانی که به این موضوع در افغانستان به شکل واقعی پرداخته نشود، اقدام‌های دیگر معطوف به شکست و ناکامی اند. آن‌ شمارِ محدودی که در خوانِ حکومت نشسته‌اند و از پاکی و امانت‌داریِ اشرف‌غنی سخن می‌گویند، یا چشم‌شان را معاش و امتیازاتِ حکومتی کور کرده و یا این‌که خود سهم و نقشِ بارزی در فسادی که از ارگ سرچشمه گرفته، دارند. باید به میـان مردم فقیر و از همه‌چیزمحروم سفر کرد تا بتوان حجمِ ظلم و بی‌عدالتیِ جاری بر افغانستان را اندازه‌گیری کرد.

آمارهای ترسناک از وضعیت افغانستان

۱- یونسکو: افغانستان دومین کشور بی‌سواد جهان است.
٢- بانک جهانی: افغانستان بدترین کشور آسیایی برای سرمایه گذاری است. ٣- سازمان شفافیت جهانی: افغانستان فاسدترین کشور جهان است.
۴- نهاد تحقیقاتى میپل کرافت: افغانستان سومین کشور بی‌ثبات جهان می‌باشد.
۵- سازمان ملل: افغانستان بزرگترین کشور تولید کننده مواد مخدر در جهان است.
۶- بنیاد صلح: افغانستان هفتمین کشور ناکام در جهان است. ٧- نی: افغانستان خونبارترین کشور برای خبرنگاران است.
٨- دادستانی کل (لوی سارنوالی): افغانستان بدترین کشور برای زنان و کودکان است.
٩- بنیاد اقتصاد و صلح: افغانستان چهارمین کشور ناامن و خطرناک جهان می‌باشد.
١٠- مجمع جهانی اقتصاد (
WEF): افغانستان بدترین کشور جهان برای زنان است.
١١- اینترنشنال اسپکتیتور: افغانستان دومین کشور قربانی هراس افگنی می‌باشد.
١٢- بنیاد نجات کودک: افغانستان و سومالی بدترین کشورها برای مادرشدن هستند.
١٣- بی بی سی: پس از سوریه بیشترین شهروندان افغانستان، در کشور های جهان پناهنده شده‌اند.
١
۵- وزارت صحت عامه: ١١٪‏ (سه میلیون) شهروند افغانستان معتاد به مواد مخدر است.
١
۶- تلویزیون طلوع: افغانستان یک ملیارد دالر از کشورهای بیرونی قرضدار است.
١٧- آوا: بیست میلیون (
۷۵ درصد) شهروندان افغانستان زیر خط فقر زنده‌گى می‌کنند.
١٨- وزارت صحت عامه: شصت درصد مردم افغانستان از افسردگی رنج می‌برند. ١٩- شفقنا: ٧٢٪‏ زنان افغانستان افسردگی دارند. ٢٠- انتی میدیا: بخش بزرگی از کودکان افغانستان به مواد مخدر رو آورده‌اند.

 

واحد مشاوران ویژه ارتش آمریکا به کابل رسید

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از «میلیتاری»، نخستین واحد مشاوران ویژه آمریکا برای حضور در کنار نیروهای امنیتی افغان در میدان جنگ این کشور به کابل رسید.

این یگان به طور ویژه برای مشاوره و کمک به نیروهای ارتش کشورهای خارجی تشکیل شده و قرار است تا نظامیان آن در پاسگاه‌های سراسر این کشور و نزدیک‌تر به خطوط مقدم حضور یابند.

این تیپ به جای مشاوره به فرماندهان ارشد افغان با نظامیان این کشور در سطح گردان همکاری خواهند کرد.

ژنرال «جان نیکلسون» فرمانده نظامیان آمریکایی و ناتو در افغانستان در این باره اظهار داشت بیش از 800 نظامی دیگر این واحد در هفته‌های آینده به افغانستان اعزام خواهند شد.

نیکلسون پیش از این نیز اعزام این نیروها را بخشی از برنامه دو ساله آمریکا برای بازپس‌گیری مناطق تحت کنترل طالبان و کشاندن این گروه به میز مذاکره خوانده بود.

به گفته این ژنرال آمریکایی، تیپ‌های این واحد به نظامیان خارجی این امکان را می‌دهد تا به نیروهای افغان در عملیات تهاجمی کمک کنند و در پی آن نیز  واشنگتن به هدف خود مبنی بر کنترل 80 درصد از کشور افغانستان توسط حکومت وحدت ملی برسد.

گفتنی است که مشاورین جدید در قالب نیروهای «حمایت قاطع» فعالیت خواهند کرد که بر آموزش، مشاوره و کمک به نیروهای امنیتی افغان متمرکز است و از عملیات «مبارزه با تروریسم» آمریکا در این کشور نیز جدا است.

 

آیا ترامپ «مک مستر» را به افغانستان باز می‌گرداند؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از مجله آمریکایی «ونیتی فیر»، تنش‌ها بین ترامپ و ژنرال «مک مستر» مشاور امنیت ملی آمریکا پس از ماه‌ها اختلاف  بار دیگر تشدید شده است.

به گفته چندین منبع، وزارت دفاع آمریکا در حال بررسی گزینه‌هایی برای برکناری مک مستر از جایگاه فعلی‌اش است تا این ژنرال سه ستاره را به یک مقام نظامی خارج از کاخ سفید اعزام کند و شاید پس از این جابجایی ستاره دیگری نیز به وی اعطا شود.

شایعات درباره مشکلات بین ترامپ و مک مستر از همان ابتدا و پس از جایگزینی وی با «مایک فلین» آغاز شد. فلین نخستین گزینه ترامپ برای مشاور امنیت ملی‌اش بود که پس از جنجال سیاسی درباره گفتگوهای وی با «سرگئی کیسلیاک» سفیر روسیه در آمریکا، مجبور به برکناری از سمت خویش شد.

تنش‌ها بین رئیس جمهور آمریکا و مشاور امنیت ملی وی هفته گذشته بار دیگر در حالی افزایش یافت که مک مستر مدارک وزارت دادگستری این کشور مبنی بر مداخله 13 تبعه روسی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را «غیر قابل انکار» دانست.

ترامپ در واکنش به این موضوع در توئیتی نوشت: «ژنرال مک مستر فراموش کرد بگوید که روس‌ها بر انتخابات 2016 تاثیری نداشتند و نتیجه آن را تغییر ندادند و تنها تبانی موجود در انتخابات بین روسیه، هیلاری شیاد و دموکرات‌ها بود».

گمانه‌زنی‌ها برای برکناری مک مستر به تابستان سال گذشته برمی‌گردد، وقتی حمایت وی از اعزام نظامیان بیشتر به افغانستان منجر به نشر گزارش‌های شد که ترامپ با گلایه کردن از موضع وی از اعزام مک مستر به افغانستان سخن گفت.

یک منبع در آن وقت اعلام کرد ترامپ در یک جلسه گفته بود: (مک مستر) می‌خواهد نیروهای بیشتری به افغانستان بفرستد، خب ما هم خودش را اعزام می‌کنیم.

«سارا هاکابی سندرز» سخنگوی کاخ سفید به «سی.ان.ان» گفته بود که «رئیس جمهور همچنان به ژنرال مک مستر اطمینان دارد»، اما به گفته منابع این بار داستان ممکن است متفاوت باشد.

از سوی ترامپ و گروه کوچکی از مشاورانش از جمله ژنرال «جان کلی» رئیس دفتر وی بار دیگر در ماه نوامبر به گمانه‌زنی‌ها برای برکناری مک مستر دامن زدند، با این حال نگرانی‌های نیز درباره به خدمت گرفتن سومین مشاور امنیت ملی ترامپ در نخستین سال ریاست جمهوری وی وجود دارد.

گفتنی است که پس از برکناری فلین، ژنرال مک مستر نیز نخستین گزینه ترامپ نبوده است زیرا ترامپ در ابتدا این مقام را به ژنرال بازنشسته «رابرت هارواد» پیشنهاد داده بود اما این ژنرال بازنشسته از پیوستن به دولت ترامپ خودداری کرد.

بر اساس این گزارش، ژنرال مک ماستر که سابقه فرماندهی ماموریت آمریکا در افغانستان را دارد ممکن است جایگزین ژنرال «جان نیکلسون» فرمانده نظامیان آمریکایی و ناتو در افغانستان شود.

 

همکاری هند و آمریکا در تعمیر و نگهداری ناوگان هوایی ارتش افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از ««فایننشال اکسپرس» »، «دانا وایت» سخنگوی وزارت دفاع آمریکا تصریح کرد که هند به منظور کمک به ماموریت آمریکا در افغانستان آمادگی دارد تا در ترمیم و نگهداری از ناوگان هوایی ارتش افغانستان به این کشور کمک کند.

وی در ادامه تصرح کرد که هند در افغانستان نقش حمایت‌سازنده دارد زیرا هند تعهد سپرده است تا کمک هایش را در بخش بازسازی و توسعه افغانستان افزایش دهد.

دهلی نو پیش از این نیز تیمی از نظامیان هندی را برای بررسی وضعیت ناوگان هوایی و چگونگی تعمیر بالگردهای فرسوده روسی به افغانستان اعزام کرده بود.

گفته می‌شود که حداقل 50 تا 60 نوع مختلف از بالگردهای نظامی و تعدادی هواپیماهای روسی از نوع «آنتونوف ان 32» از گذشته زمین‌گیر هستند که برای تعمیر به لوازم یدکی نیاز دارند.

سال گذشته «قدم‌شاه شهیم» رئیس ستاد ارتش افغانستان با ارائه فهرستی از تجهیزات نظامی مورد نیاز از دهلی‌نو خواستار کمک‌های نظامی هند شده بود.

هند در بخشی از تلاش‌هایش برای حمایت از نیروهای هوایی افغان تا کنون چندین بالگرد نظامی روسی از نوع «میل مای» به نیروهای امنیتی افغان تحویل داده است.

اخیرا نیز «نارندرا مودی» نخست وزیر هند با حسن روحانی رئیس جمهور توافق کرد تا همکاری‌های شان را با دولت افغانستان در امر مبارزه با تروریسم ، مواد مخدر در این کشور افزایش دهد.

 

چرا اسماعیل خان و عثمانی در مراسم تاپی نبودند؟

افغان پیپر : علی احمد عثمانی وزیر انرژی و آب در مراسمی که رسما حضور وی الزامی به نظر می رسید حضور نداشت.
عدم حضور وزیر مربوطه پرسش هایی را در اذهان مردم هرات به وجود آورد از جمله اینکه این طرح مستقیم به وزیر انرژی و آب ارتباط دارد ولی شخص وزیر در مراسم رسمی امضای قرارداد که با اشتراک چهار مقام اول کشورهای مربوطه دایر می گردد حضور ندارد و بعدا اینکه این وزیر خودش هراتی است و در این شهر حق دارد تا در تمامی پروژه ها شرکت داشته باشد اما از حضور در مراسم منع شده است.
یک گزارش تایید ناشده می رساند که روز گذشته از جانب ارگ ریاست جمهوری به وی دستور داده شده است که در مراسم عقد قرارداد رسمی پروژه تاپی در هرات شرکت نکند و او نیز این دستور را پذیرفته است.
یک خبر دیگر در همین راستا می رساند که چند روز قبل افرادی از ریاست جمهوری نزد اسماعیل خان والی سابق هرات و وزیر اسبق انرژی و آب رسیده و رسما از وی خواسته بودند تا در مراسم تاپی شرکت کند و با رییس جمهور نیز ملاقات داشته باشد اما وی از پذیرش این امر سرباز زده و حاضر به اشتراک در مراسم نشده و ملاقات با رییس جمهور نیز نپذیرفته است.

 

داستان اولین زنان اسکی باز افغانستان

اکوفارس: جالب است که بدانید ، شاگردان بیورگ اکثرا دخترهای روستایی هستند که بیشتر اوقات خود را صرف آشپزی ، تمیز کردن و در خانه ماندن کرده اند. اما آنها حالا قدمی برداشته اند تا تجربه ای جدید کسب کنند و به ارتفاعات و کوههای بامیان رفته و با چوب های اسکی خود به روی برف ها اسکی کنند.

در سال 2013 ، زنان افغانستان هیچ ایده ای درباره اسکی نداشتند!

این گزارش از زبان یک مربی اسکی نروژی که به ده زن افغان اسکی آموخته است بیان می شود. هنریت بیورگ یک مربی اسکی 38 ساله نروژی است که برای آموزش اسکی به بانوان به افغانستان رفته است. او از تجربیاتش می گوید.

در ابتدا او مجبور بود آموزش خود را در حالی آغاز کند که شاگردانش هیچ لباس مخصوصی برای اسکی بازی نداشتند. اما او توانست با راه اندازی کمپینی ، در خرید و تهیه لباس اسکی به آنها کمک کند.

آنها اهل منطقه بامیان افغانستان هستند ، منطقه ای که بیشتر جمعیت آن را هزاره ها تشکیل داده اند. بامیان جمعیتی حدود 100000 نفر دارد ، این شهر حدود پنج ساعت از کابل فاصله دارد که به دلیل امن نبودن راهها معمولا از ‏هواپیما برای تردد بین دو شهر استفاده می شود. منطقه بامیان رشته کوههای وسیعی دارد که تقریبا 90 درصد این استان را در بر ‏گرفته اند ، زمستان در این منطقه بسیار سخت است بخصوص در کوهستان ها ، همین موجب شده کوههای آن برای اسکی ‏بازی محل مناسبی باشد. بسیاری از دامنه های کوهها به راحتی از شهر قابل دسترسی هستند بنابراین می توانند گزینه های خوبی ‏برای مبتدی ها باشند. ‏

این منطقه همچنین بخاطر اینکه اولین سیاستمدار زن افغانستان را داشت نیز شهرت دارد. از دید گردشگری ، منطقه بامیان را به خاطر تپه هایی که در دل آنها مجسمه باستانی بودا قرار گرفته بود می شناسند ، هر چند این مجسمه که یکی از بزرگترین مجسمه های بودا در جهان بود توسط طالبان از جای خود کنده شد و امروز اثری از آن وجود ندارد اما همچنان مشهور است.

اما حالا منطقه بامیان ، که زمانی تحت سلطه طالبان بود ، میزبان زنان اسکی باز است. چیزی که تا چند سال پیش نمی شد در کشوری همانند افغانستان تصور کرد.

جالب است که بدانید ، شاگردان بیورگ اکثرا دخترهای روستایی هستند که بیشتر اوقات خود را صرف آشپزی ، تمیز کردن و در خانه ماندن کرده اند. اما آنها حالا قدمی برداشته اند تا تجربه ای جدید کسب کنند و به ارتفاعات و کوههای بامیان رفته و با چوب های اسکی خود به روی برف ها اسکی کنند.

بیورگ که شغل خود را ترک کرده تا به دختران بومی افغان اسکی بازی بیاموزد به این منطقه آمده تا در رشد و گسترش کلوپ اسکی بامیان کمک کند. او علاقه مند است به مردم نشان دهد این تفریح چقدر هیجان انگیز است و چقدر می تواند برایشان لذتبخش باشد. کلوب اسکی بامیان در سال 2011 توسط یک ژورنالیست سوییسی تاسیس شده است و حالا بیورگ به اینجا آمده تا بانوان بیشتری را در این تفریح زمستانی سهیم کند.

اسکی بازی قرن ها در افغانستان رواج داشت اما به طور معمول این مردها بودند که به این تفریح می پرداختند. بیورگ در این باره می گویند : افغانستان یکی از سخت گیر ترین کشورها برای زنان است ، آنها معمولا در هیچ فعالیت فیزیکی شرکت نمی کنند و بسیاری از آنها برایشان ممنوع است. او همچنین در ادامه می گوید " اغلب مردمان مسن این منطقه نظر مثبتی درباره اسکی بانوان داشتند اما چیزی که همیشه برای آنها مشکل ایجاد می کرده است نگرانی آنها از پوششی که خواهند داشت بوده است. " اما حالا این مشکل نیز حل شده است و زنان این منطقه نیز چراغ سبزی برای دخیل شدن در این تفریح زمستانی دریافت کرده اند.

 

عدالت برای زنان؛ ماموریت دشوار تنها زنِ دادستان در کندهار

اطلاعات روز به نقل از گاردین : زینب فایز تنها زنی است که در ولایت کندهار در جنوب افغانستان به‌عنوان دادستان خدمت می‌کند. او در سال گذشته به ۵۰ قضیه‌ی بدرفتاری علیه زنان رسیدگی کرده و به دستگیری ۲۱ مرد متهم به خشونت علیه زنان، کمک کرده است. برخی از این متهمان مقامات پولیس این ولایت‌اند. اما او آرزو دارد زنان دیگری نیز همانند او به این حرفه رو آورند.
زینب فایز ۲۸ ساله که در دو سال گذشته به‌عنوان دادستان در دفتر دادستانی کل ولایت کندهار کار کرده است می‌گوید: «هدف من این است که نسل آینده‌ی زنان افغانستان را توان‌مند ببینم. در کندهار، این‌که یک زن به‌تنهایی در اداره‌یی کار کند که اکثر کارمندان آن مرد هستند، بسیار دشوار است. این‌جا کارکردن زنان در بیرون از خانه تابو است.»
خانم فایز علاوه می‌کند: «در نظام قضایی افغانستان مشارکت زنان ضروری است و ما باید سخت تلاش کنیم تا بنیان خوبی برای –مشارکت فعال- نسل بعدی زنان داشته باشیم. من برای این کار آماده هرنوع فداکاری هستم.»
خانم فایز که فارغ‌التحصیل دانشکده‌ی شرعیات دانشگاه کابل است، با وجود چالش‌ها، از این‌که در راستای محو خشونت علیه زنان فعال است، افتخار می‌کند.
سازمان ملل متحد می‌گوید که نظام قضایی افغانستان در فراهم‌آوری زمینه‌ی دسترسی کافی زنان افغانستان (که قربانیان خشونت‌اند) به دستگاه عدلی-قضایی این کشور، ناکام بوده است.
اورزلا اشرف نعمت یکی از فعالان پیشگام حقوق زن که بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷ مستقیما در کار روی قضایای خشونت علیه زنان، در افغانستان و اردوگاه‌های پناهندگان در پاکستان دخیل بوده، می‌گوید که نگرش‌ و طرز فکرها باید تغییر کنند. او می‌گوید: «پندار شایع این است که وساطت و پادرمیانی به نفع زنان نه بلکه ضد زن است. این در حالی است که همین میانجی‌گری و وساطت -در اختلافات- یک راه‌حل ماندگار و طولانی‌مدت برای خشونت‌های خانگی نیز است. ما باید از شر طرز فکرهایی مانند این‌که قربانیان تجاوز جنسی باید با فرد متجاوز ازدواج کند، خلاص شویم.»
فایز می‌گوید که در ولایت کندهار، به‌رغم موفقیت‌های وی در حل ده‌ها پرونده‌ی مرتبط با نقض حقوق زنان که عمدتا شامل خشونت خانگی می‌شوند، بسیاری از پرونده‌ها به این خاطر که زنان آن‌ها را گزارش نداده‌اند، حل‌ناشده باقی می‌مانند.
او می‌گوید برای ایجاد زمینه‌ی اعتماد و این‌که زنان افغان به‌طور آزادانه بتوانند نگرانی‌های خود را با کارکنان زن مطرح کنند، نظام قضایی افغانستان به‌شدت نیازمند زنان حرفه‌یی است.
در آپریل ۲۰۰۹، مردان مسلح طالبان در ولایت کندهار -که خواستگاه طالبان به قدرت در دهه‌ی ۱۹۹۰ بود- یک مدافع برجسته‌ی حقوق زنان را با ضرب گلوله به قتل رساندند و افغانستان بر سر قانونی که منتقدان می‌گفتند ازدواج پس از تجاوز جنسی را اعتبار می‌بخشد، مورد محکومیت جامعه‌ی بین‌المللی قرار گرفت.
فایز در ولایت کندهار تنها زنی است که با مسایلی چون ازدواج کودکان، خشونت خانگی، تجاوز جنسی، محرومیت از حق ارث و حق تحصیل سروکار دارد. او می‌گوید اگر زنان بیشتری به‌عنوان دادستان در کنار او کار می‌کردند، تاثیر و نتیجه‌ی کار آن‌ها برای دست‌یابی و تحقق عدالت برای زنان، بسیار بیشتر می‌بود.
در غرب افغانستان، بیش از ۵۰۰ کیلومتر دورتر از کندهار، ماریا بشیر زنی که به‌عنوان دادستان در ولایت هرات کار می‌کند، جایزه‌ی بین‌المللی زن شجاع را به‌خاطر تلاش و فعالیت‌اش در زمینه‌ی حمایت از حقوق زنان در افغانستان، به‌دست آورده است.
فایز که ازدواج کرده و یک پسر ۱ ساله و یک دختر ۳ ساله دارد، هر روزه ۱۲ کیلومتر راه را می‌پیماید تا به دفتر کارش برسد. شوهرش فخرالدین می‌گوید که او زنش را در جامعه‌یی که کار بیرون از خانه را برای زنان تابو می‌داند، حمایت می‌کند. فخرالدین می‌گوید: «برای توانمند‌سازی زنان افغانستان، ما باید کلیشه‌ها را از سر راه‌مان برداریم.»
بنابر گزارش سازمان حقوق توسعه‌ی بین‌المللی، زنان افغانستان در مقایسه با هم‌تایان مردشان، اغلب به فرصتی برای کسب پیشرفت شغلی و شرایط مورد نیاز یک حرفه دسترسی ندارند؛ امری که باعث به‌میان‌آمدن تفاوت جدی بین تعداد زنانی شده است که از دانشکده‌های شرعیات و حقوق فارغ می‌شوند و کسانی که عملا در بخش‌های عدلی استخدام می‌شوند.
هدیه نصرت کارشناس جنسیت () که برای حقوق زنان در کابل و اسلام‌آباد کار می‌کند، می‌گوید: «در افغانستان، برای تمامی بخش‌های خدمات اجتماعی، به دادستان زن و همچنین کارمندان و پاسخ‌دهندگان زن نیاز است. برداشتن موانع از سر راه زنانی که شغل‌شان شامل تعامل با مردم می‌شود، نیازمند مکانیسم‌های حمایتی نوآورانه و تعهد سیاسی است… تا از گذار افغان‌ها به صلح و ثبات از طریق تحقق عدالت و برابری در نیروی کار این کشور که عمدتا متشکل از زنان و جوانان افغان است، اطمینان حاصل شود.»
دختران زیادی به کندهار آمده‌اند که در پاکستان زندگی کرده و تحصیلات خوبی دارند، اما عیب کار این است که آن‌ها با قوانین یا نظام قضایی افغانستان آشنایی ندارند. در میانه‌ی افزایش ناامنی اقتصادی و بیکاری، برخی از زنان بیشتر از این هراسان‌اند که جای مردانی را بگیرند که یگانه نان‌آوران خانه‌های خودشان هستند. همچنین این زنان، از این‌که اقدام آن‌ها ممکن منجر به زندانی‌شدن مردی بشود، بیم‌ناک‌اند.
برای زنانی مانند «گُله» که قربانی خشونت خانگی است و به دفتر دادستانی کل ولایت کندهار آمده تا علیه شوهرش درخواست همکاری قانونی کند، داشتن دسترسی به یک دادستان زن آن‌ها را قادر می‌سازد تا در مورد آسیب‌های روانی که تجربه کرده‌اند، آزادانه و صریح صحبت کنند.
صابره یکی دیگر از قربانیان خشونت خانگی که در پی کمک قانونی است، می‌گوید: «در میان گذاشتن -مشکلاتی که نمی‌شود در مورد آن با یک مقامِ مرد صحبت کرد- با کارکنان زن، عالی است. برای این‌که زنان بیشتری بتوانند مشکلات خود را مورد بحث قرار داده و عدالت‌خواهی کنند، باید زنان بیشتری کارمند دادستانی کل ولایت کندهار باشند.»
پشتانه درانی فعال حقوق زن می‌گوید: «زنان افغان از حقوق خود بی‌اطلاع و اکثریت آن‌ها بی‌سواد هستند. زنان کندهار هنگامی که می‌خواهند شغلی را برگزینند، در معرض میزان شدید تبعیض، هم از سوی طالبان –که اجازه کار به زنان را نمی‌دهند- و هم از سوی مردان –که در اثر شست‌وشوی مغزی، بر این باور دارند که زنان باید در خانه بمانند- روبه‌رو اند.
گزارشی که اخیرا توسط سازمان دیدبان حقوق بشر نشر شده، نشان می‌دهد که افغانستان راه درازی را باید طی کند تا زنان بتوانند به سیستم قضایی کشور اعتماد کنند. در گزارش آمده است: پرستاری که با دو دختر ۶ و ۷ ساله روبه‌رو شده، علایم آزار جنسی را در بدن آن دو دیده و سپس این قضیه را به دفتر دادستان محلی گزارش داده، از سوی قاضی مورد مجازات قرار گرفته و به‌خاطر گزارش‌دهی غلط، به حبس تهدید شده است. این اتفاق در حالی روی داده که عامل حمله به آن دو دختر –یک پسر ۱۷ ساله- سرانجام به تجاوز جنسی متهم شده است.
در نهایت زنان افغانستان تنها زمانی فرصت رسیدن به عدالت را پیدا می‌کنند که رویاهای فایز به حقیقت پیوسته باشد و زنان بیشتری در مشاغل حقوقی مصروف کار باشند.

 

هنوز سربازان آمریکا دست به خودکشی می زنند

جنگی که فقط فاجعه به همراه داشت

 دیپلماسی ایرانی: در طی هفته های آتی می خواهم نگاهی به عقب بیندازم، به فوریه و مارس 2003، روزهای سرنوشت سازی که به حمله فاجعه بار دولت بوش و اشغال عراق ختم شد. من به خوبی دروغ هایی که گفته شد را به خاطر دارم، هیستری که ایجاد کردند و تاکتیک های قلدرمآبانه برای خاموش کردن بحث ها و بسیج بزرگی که در مخالفت با جنگ به راه افتاد.

در آن زمان، در آخر پرزیدنت جورج دابلیو بوش افکار عمومی آمریکا و نصایح چهره های ارشد جمهوری خواه همچون جیمز بیکر، وزیر امور خارجه اسبق و برنت اسکوکرافت، مشاور سابق امنیت ملی را نادیده گرفت و به عراق حمله کرد که به مهیب ترین فاجعه در تاریخ اخیر ایالات متحده منجر شد.

جنگ عراق تاثیرات متناوبی داشته است که با گذشت زمان عظیم تر شده اند. مقدار این فاجعه می تواند در جان هایی که گرفت، هزینه، توانایی و پرستیژ اندازه گرفته شود.

از سال 2003 تا خروج نیروهای جنگی ایالات متحده از عراق در سال 2001، جنگ جان 4500 آمریکایی و 150 هزار شهروند عراقی را گرفت. و هزاران کهنه سرباز آمریکایی اینک با معلولیت مواجه هستند. برای اینکه کاملا با تاثیرات جنگ آشنا شویم می بایست همچنین فاکتور شمار زنان و مردان جوانی که چندین دوره در جنگ عراق و افغانستان شرکت کردند (400 هزار نفر در این دو جنگ سه دوره یا بیشتر حضور داشته اند) و بعد از بازگشت به کشور دچار اختلال شوکه پسا تروما (پی تی اس دی) شده اند، اشاره کنیم. 10 درصد از سربازان مبتلا به پی تی اس دی شده اند.

شمار عظیمی از این کهنه سربازان به طرزی تراژیک یا به صف بی خانمان ها پیوستند یا به اعتیاد روی آوردند و یا دست به خودکشی زدند. پژوهش ها نشان می دهد که به طور میانگین 40 هزار کهنه سرباز بی خانمان هستند. و در سال های اخیر میانگین خودکشی در میان کهنه سربازانی که به پی تی اس دی مبتلا شده اند به 22 نفر در روز رسیده است – این به این معنا است که تعداد سربازانی که روی دست خودمان هر سال می میرند از کل سربازانی که در دو جنگ عراق و افغانستان کشته شدند بیشتر است.

پولی که به طور مستقیم در جنگ عراق و افغانستان خرج شد طبق تخمین 2 تریلیون دلار است، به آن باید تریلیون ها دلار دیگر که در بحث بیمه و پرداخت نقض عضو به کهنه سربازان جنگ خرج می شود نیز اضافه کرد.

این دو جنگ غیر قابل پیروزی نتیجه اش این شد که ارتش ایالات متحده زمین گیر شود و از نفس بیفتد. همچنین ناتوانی آنها در شکست قاطعانه شورش ها و جنبش های مقاومت را نشان داد. این امر همچنین از دست رفتن روحیه سربازان ایالات متحده و محدودیت های قدرتمندترین و گران ترین ماشین جنگی جهان را نشان می دهد.

در همان زمان یکجانبه گرایی خودسرانه و کوته نظرانه دولت بوش ("با ما هستید یا علیه ما") باعث ایجاد شکاف با متحدان و تحقیر در میان افکار عمومی در سطح جهان شد.

در پایان دولت بوش؛ محبوبیت ایالات متحده در سطح جهان در پایین ترین سطح بود.

رفتارهای منزجر کننده ایالات متحده در جریان جنگ (ابوقریب، و شکنجه های گوانتانامو و غیره) همچنان بر آتش افراط گرایی بنزین ریخت و جانی تازه به القاعده بخشید که هر چند ریشه در افغانستان داشت، اما پخش شد و نفرت علیه آمریکا در تمام قاره ها گسترش پیدا کرد. پیامد پیش بینی نشده ی مشاهده ارتش ضعیف شده و به ته خط رسیده ایالات متحده این بود که قدرت های منطقه متعدد و در حال رقابت بروز کردند که به دنبال گسترش نفوذ خود بودند.

به طور قطع قرار نبود اوضاع این چنین شود. آنچنان که چهره های اصلی جنگ ، "پروژه نئو محافظه کاری برای کشور جدید آمریکا" رویای اش را می دیدند، پیروزی قاطعانه ایالات متحده در یک جنگ، همچون جنگ عراق که مشوق آن بودند، برای تامین هژمونی آمریکا در نظم جدید جهانی ضروی بود. آنها حرف شان این بود که در پایان جنگ سرد ایالات متحده باید چنان نمایش قدرتی نشان دهد که هر رقیبی که وجود داشت دلسرد شود. آنها متقاعد شده بودند که بعد از نمایش یک نیروی نظامی ویران گر، خطر جهان چند قطبی از میان برداشته می شود و قرن بیست و یکم قرن آمریکا خواهد بود.

 

 

 


Copyright ©ariaye 2002_2018
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت