205 :فيروز
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی




  عطأالله عنایت رادمرد
ختم مسوولانه یا تداوم بی چون وچرا؟


بصیرهمت
تحفه ناتو برای مردم لیبی


محمد عالم افتخار
مسلمانان؛ از «دوران طلایی تمدن»؛ تا سقوط در قعر «عصر تاریکی» _ بخش سوم


عبدالاحمد فیض
ایا پالیسی های راهبردی باکستان درقبال افغانستان درحال تغییراست ؟


شریف بها
مکثی بر اصلاح سازی سیستماتیک در کمیسیون های انتخاباتی افغانستان


محمد علی مهرزاد
انقلاب ايران چگونه در افغانستان ومنطقه به ضد انقلاب تبدیل شد!؟


استاد صباح
جفاي خارجيها ،چپاولگري قدرت داران، مظلميت مردم وستم طالبان


دكتر نبي هيكل
صلح: به شیوه دیگر


خوشه چين
کنگرۀ مؤسس


 مهرالدین مشید
  دعوا بر سر جهاد و یا دعوا بر سر قدرت


محمد الله وطندوست
نکا تی چند از یادداشت های روزانه


الحاج همراز کابلی
دیدها وگذری به آیندۀ افغانستان


محمد انور ولید
پر سیمه ییزو هېوادونو او نړۍ باندې د افغانستان باور څنګه را تلای شي ؟


پوهنیار بشیرمومن
جامعه شناسی  زبان مادری


مسعود شمالی وال
ایاوزیرجدیدصحت عامه ء این گندگی ها راپاک خواهد توانست ؟


داکتر یارمحمد
ضرورت حفاظت  از محیط زیست


عبدالقیوم
:د لونګ سُنتي دریمه برخه


سیدهمایون شاه عالمی
دو سرودهً زيبا


هارون یوسفی
مشاور


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
ووطن پلورونکوته


شهلا لطيفی
نوای مرغ آزادی


اطرافی
حوادث در افغانستان چطور اَغاز و انکشاف کرد


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
فاجعه ء درحال تکوین که ازآن بوی خون می آید


احمد سعیدی
تصمیمی بخاطر نجات افغانستان از وضیعت موجود


عبدالو کیل کوچی
جنگ فرسایشی و تروریزم فرمایشی


الحاج عبدلواحد سیدی
هجوم قوای امریکائی در افغانسستان و ایجاد یک دولت  تحت الحمایه و مزدور


محمد امین فروتن
بحث  دموکراسی در فرآیند  صلح چینی 


غلام سخی ارزگانی
صلح با طالبان و همتباران ایدیولوژیکی شان در هاله ابهام


دكتر نبي هيكل
آزادی: یک دید انتقادی :قسمت دوم


غلام سخی ارزگانی
چگونگی موانع مشارکت زنان در حاکمیت دولت _ قسمت یازدهم


 مهرالدین مشید
افغانستان سرزمین درد های جانکاه و بی پایان


محمد انور ولید
افغانستان د ستراتیژیکو اړیکو په محور کې


مفسر
د بیان له آزادۍ څخه د اوپوزیسیون اوبشري نهادونو ناوړه ګټه اخیستل


داکتر فریار کهزاد
پشتیبانی هند از اعمار بندها بالای رودخانه کابل


سیدموسی عثمان هستی
پیرشده ام ناقص العقل تاحال نشده ام


عبدالرووف ليوال
شوقک یا مسوولیت


الحاج عبدلواحد سیدی
طولانی تریم جنبش ضد  استعماری روشانیان


استاد صباح
پژوهشي درعجايبات سي گانه افغانستان :قسمت سوم


عابد
سروده های نغز و دلنشين


مسعود حداد
اشرفا


فضل الله زرکوب
حمال پیر


ف. فاریابی
جنگ جهاد گران شکم برای « وزارت»




شنبه 9 حوت 1393 خورشيدی برابر با 28 فبروری 2015 ميلادی

 

سکوت کابل، ساز اسلام‌آباد و آواز ملاعمر

ماندگار : گفته می‌شود که در روزهای اخیر ملاعمر، رهبر گروه طالبان، طرح مکتوبی را برای پایان دادن به ناآرامی‌ها و برقراری صلح در افغانستان پیشنهاد کرده است. در بیانیه‌ی منسوب به رهبر طالبان، به مجموعه‌ای از پیش‌شرط‌ها و پیشنهادها درباره موفقیت روند صلح در افغانستان اشاره شده است. این پیش‌شرط‌ها شامل طیف گسترده‌ای از خواست‌های آنها از دولت افغانستان می‌باشد که از اصلاحات و تعدیلات در «اغلب موارد

قانون اساسی» تا تقاضای سه وزارت به شمول بسیاری از کرسی‌های دیگر و اعطای سهم قابل ملاحظه‌ای به آنها در ارگان‌های امنیتی کشور را شامل می‌شود. اگر این بیانیه به راستی از سوی ملاعمر صادر شده باشد و جعلی در کار نباشد، نَفسِ سخن گفتن بلندپایه‌ترین مقام طالبان از صلح در افغانستان – هرچند با پیش‌شرط‌های آرمانی بسیاری همراه باشد- مساله قابل تامل است که اما و اگرهای بسیاری می‌طلبد.
پیش از هر چیز در ابتدا می‌بایست با فرض موثق بودن این خبر، پیش‌شرط‌های عمده این رهبر طالبان را در به بررسی گرفت. به صورت عموم می‌توان عمده‌ترین این پیش‌شرط‌ها را به موارد عمده «تعدیل اغلب موارد قانون اساسی»، تقاضای سهیم کردن طالبان در حکومت، سهم 30 درصدی در نیروهای پولیس و اردو و 70 درصدی در امنیت ملی، مبارزه برضد «استعمار آمریکا» و مخالفت با حضور فرهنگ‌های دیگر و ارزش‌های دموکراتیک، خلاصه کرد. هرچند بخش اعظمی از این بیانیه چیزی جز تکرار خواسته‌های پیشین این گروه و بهانه‌های واهی آنها در توجیه مواضع خصمانه‌شان نیست، اما سهم مشخص خواستن آنها در حکومت فعلی و طرح صلح خواندن این بیانیه، نشان‌دهنده چرخشی در مواضع این گروه در قبال افغانستان است؛ به بیان دیگر این دو مساله در حقیقت جان این بیانیه و پیام آشکار و نهان آن است که سایر خواسته‌های آنها را تحت شعاع قرار می‌دهد و این بیانیه را از موارد پیشین متمایز می‌کند. به این ترتیب می‌توان این بیانیه را از دو دید مورد بررسی قرار داد؛ اول اینکه مهم‌ترین پیش‌شرط‌های صلح از دید ملاعمر چه مواردی‌اند و این پیش‌شرط‌ها در صدد تحقق یافتن به چه نتیجه مثمری برای این گروه می‌انجامد؟ دوم اینکه سخن گفتن ملاعمر از صلح خود بیانگر چیست و چه تغییرات محسوس محلی و منطقه‌ای زمینه را برای چنین اظهاراتی فراهم کرده است؟ یا به صورت مشخص، دینامیسم‌های مشخصی که سبب شده است، ملاعمر در اوایل کار حکومت وحدت ملی چنین بیانیه‌ای بدهد، چیست؟
گفته می‌شود که ملاعمر در این بیانیه به صورت مشخص از حکومت کابل، سه وزارت‌خانه به شمول ریاست عمومی امنیت ملی، ریاست استراتیژی و رسانه‌های افغانستان، 10 معینیت به شمول معینیت نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ و 130 ریاست در بخش‌های کلیدی و اقتصادی، 5 سفارت‌خانه و … خواسته است. در این طرح حتا در کنار عدد، عنوان وزارت‌خانه‌های پیشنهادی هم تصریح شده که شامل وزارت‌های عدلیه، اطلاعات و فرهنگ، و وزارت معارف می‌شود. به این ترتیب دیده می‌شود که هدف اصلی آنها با دست‌چین کردن این وزارت‌ها و سایر ارگان‌ها رخنه کردن در حوزه فرهنگی و تلاش برای سیاست‌گزاری و ترویج قرائت منحصربه‌فرد دینی‌شان در جامعه است. هرچند که با درخواست سهم 30 درصدی در اردو و پولیس و سهم 70 درصدی در امنیت ملی در کنار ریاست عمومی این ارگان، دیده می‌شود که تسلط بر ارگان‌ها امنیتی هم از جمله اهداف اولیه این گروه است. به این ترتیب دیده می‌شود که در کنار تقویت حوزه اقتصادی خود که پیش از این هم از طریق پول‌های سیاه استخباراتی و قاچاق نصیب آنها می‌شد، این گروه در استراتژی جدید خود با پیوستن به حکومت در صدد تقویت و گسترش دامنه نفوذ خود در دو حوزه دیگر امنیتی و فرهنگی است.
بررسی کارنامه عملکردهای این گروه در 13 سال گذشته و به خصوص در سال 2014 نشان می‌دهد که این گروه در طول این مدت هرچند در بالا بردن نرخ ناامنی در کشور موثر بوده‌اند، اما با گذشت هر روز نوع نگاه مردم و جامعه به آنها سیاه‌تر شده است. به این ترتیب به نظر می‌رسد که این گروه رفته‌رفته پایگاه مردمی خود را به کلی از دست داده‌اند و به جای جلب حمایت مردمی برای بازگشت دوباره، با نوعی حس تنفر و انزجار عمومی مواجه شده‌اند. از سوی دیگر ناکامی‌های پی‌درپی آنان در میدان نبرد و اجماع جهانی علیه این گروه سبب شده است که آنها کم‌کم به مُهره سوخته بدل شوند و در بازی سیاست افغانستان رنگ ببازند. حالا هم که اسلام‌آباد بنا به عوامل متعددی پای میز مذاکره نشسته و از آن سوی دیگر هم ظهور داعش در عراق و سوریه، دستاویز جدیدی برای افراطیون فراهم کرده است، به نظر می‌رسد که دیگر جایی برای طالبان باقی نمانده است. شاید عاقلانه‌ترین و منطقی‌ترین واکنش به این مساله، تلاش برای پاک کردن اشتباهات دیروز و تجدید نیرو است؛ تلاشی که به نظر می‌رسد در استراتژی جدید آنها به خوبی به ثمر برسد. در این پیش‌شرط‌های رهبر طالبان، با تاکید بر دو حوزه فرهنگی و امنیتی، این گروه می‌تواند علاوه بر حکمرانی بر دو حوزه عمده حیات در افغانستان، روند جدیدی را برای تقویت و تجدید قوای خود رقم بزند.
علارغم تاکید به همه این موارد، باید پذیرفت که بسیاری از این پیش‌زمینه‌ها در سال‌های پیش از این و در زمان حکومت رییس‌جمهور کرزی هم موجود بوده است. با وجود این اما سران شورای کویته سخن از صلح نگفتند و حتا به مذاکره با رییس‌جمهور شیدای صلح افغانستان هم حاضر نشدند. پس گمان می‌رود که در کنار حرف‌ها و سخن‌های بسیاری که امروز از کابل و اسلام‌آباد به گوش می‌رسد و نوید صلح می‌دهد، ناگفته‌های بسیاری هم وجود دارد که ملاعمر را بیش از هر زمان دیگری حریص به سخن گفتن در باب صلح کرده است. شکی نیست که اراده پاکستان در صدور چنین بیانیه‌هایی، نقش شگرفی دارد؛ اما چه وعده و وعید‌هایی سبب شده که عزم اسلام‌آباد و ملاعمر برای سخن گفتن از صلح جزم شود و آنها را به بیانیه‌های رسمی و غیررسمی تطمیع کند؟
شاید تعداد کسانی که از این دادوگرفت‌ها خبر باشند، بسیار محدود باشد؛ واقعیت مبرهن اما این است که عالم سیاست، عالم دادوستدها است و هیچ پشکی در آن برای رضای خدا موش نمی‌گیرد. بدون شک مرثیه‌سُرایی‌های اخیر اسلام‌آباد و شورای کویته در باب صلح، در بدل بهایی است که رییس حکومت وحدت ملی متعهد به پرداخت آن شده است. هرچند رییس‌جمهور غنی پیش از این گفته که هیچ تصمیمی در قبال روند صلح را از مردم افغانستان پنهان نمی‌کند، اما آنچه تا به حال دیدیم چیزی جز سکوت محض کابل و ساز اسلام‌آباد و نغمه ملاعمر نبوده است. امیدواریم که این سکوت، آرام پیش از طوفانی برای مردم افغانستان نباشد.

 

نشست سران قلب آسیا باید برای مبارزه با داعش دایر شود

8 صبح : در پی افزایش گزارش‌ها از اقدامات گروه دولت اسلامی، دستگاه دیپلوماسی کشور باید اقدامات موثرتری برای مبارزه با این گروه روی دست گیرد. یکی از دلایل پیشروی گروه دولت اسلامی‌ در عراق تاخیر در شکل‌گیری ایتلاف بین‌المللی برای مقابله با آن است. گزارش‌های اخیر از واقعیت‌های گسترش تهدید داعش و تاثیرات آن بیش از هر زمان دیگر موجب افزایش نگرانی شده است. گزارش‌های ارایه‌شده از جابه‌جایی پرچم‌های سفید به سیاه، بیانگر تحول در رهبری این گروه‌ها و به کار گرفته شدن این گروه‌ها به مثابه عسکر برای گروه دولت اسلامی ‌است. گسترش داعش از طریق تحریک اسلامی ‌ازبکستان در شمال و از طریق گروه‌های جداشده از طالبان در غرب و جنوب، وضعیت را بحرانی نشان می‌دهد.
در سوی دیگر به‌نظر می‌رسد که پروسه صلح با طالبان در این اواخر فرایند مبارزه با گروه‌های رادیکال را نرم کرده است. اما لازم است که دولت‌مردان از یک‌سو میان گروه در حال ظهور دولت اسلامی‌ و طالبان تفکیک قایل شود و برای این گروه، طرح‌های امنیتی متقاوت‌تری را اختیار نماید و از سوی دیگر اقدامات موثرتری را در محیط منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تقویت کند.
براساس برنامه‌های گروه دولت اسلامی، ‌ولایت خراسان در چارچوب امپراتوری دولت اسلامی‌ شامل بخش‌هایی از افغانستان، ایران و پاکستان است و این گروه تلاش دارد خلافت اسلامی‌ خویش را تقویت کند. با توجه به این‌که مناطق ناامن افغانستان قبلا مورد استفاده گروه‌ها قرار داشته است، گروه دولت اسلامی ‌با دریافت بیعت از گروه‌های رادیکال پراکنده از آن‌ها به‌عنوان عسکر در امتداد برنامه‌های خویش استفاده خواهد کرد. این موضوع بیش از هر زمان دیگر امنیت ملی افغانستان را مورد تهدید قرار داده است. هرگونه سهل‌انگاری در برابر داعش در کوتاه‌مدت زمینه گسترش هرج‌ومرج و اقدامات فراقانونی نظیر هنجارشکنی، گسترش شبکه‌های مافیایی و آدم‌ربایی گروه‌های سرکش می‌گردد. در بلندمدت موجب گسترش اقدامات این گروه و شکل‌گیری بسترهای واقعی فعالیت آن حتا در مناطق امن میسر می‌گردد.
گروه دولت اسلامی‌ در برنامه ولایت خراسان، فرصت تازه‌ای را برای بازتعریف هویت گروه‌های رادیکال مذهبی و سیاسی جنوب، شمال و شمال‌شرق ما فراهم ساخته است. گروه‌های رادیکال در مناطق فتا، سینکیانگ،‌ دره فرقانه و چچن که با تضعیف القاعده و کشته شدن بن‌لادن از بحران رهبری، مالی، هویتی و برنامه‌ریزی منسجم رنج می‌برند، حالا فعالیت‌های خویش را در قالب پرچم‌های سیاه و اهداف دولت اسلامی‌ پیش می‌برند. گزارش‌های رسیده از ولایت‌های شمالی هر کدام سرپل، فاریاب، کندز نشان می‌دهد که تحریک اسلامی ‌ازبکستان بیش از هر زمان دیگر افزایش یافته است. در این رابطه سفیر ازبکستان باید خواسته شود و در این مورد پرسیده شود. در ولایت‌های غربی به‌خصوص زابل نیز گزارش‌هایی مبنی بر حضور و گسترش داعش ارایه شده است. به عبارت کامل‌تر افغانستان نقطه تلاقی تروریسم خاورمیانه‌ای (دولت اسلامی)- تروریسم فتایی (مناطق خودمختار قبایلی پاکستان)- تروریسم آسیای مرکزی و پیرامون آن (فرقانه، سینکیانگ، چچن) تبدیل شده است.
فرایند گسترش گروه دولت اسلامی ‌با توجه به تجربه افغانستان از این گروه‌ها؛ چندان بزرگ پنداشته نمی‌شود،‌ اما عقل حکم می‌کند که برای مقابله با تهدید هر چند که کوچک هم باشد، باید اقدامات پیش‌گیرانه- براساس ادبیات دکترین نوین پیش‌گیرانه و پیش‌دستانه- روی دست گرفته شود. دولت افغانستان در کنار اقدامات داخلی لازم است در امتداد سیاست خارجی افغانستان، تهدید گروه دولت اسلامی ‌را در قالب ساختارهای منطقه‌ای طرح و براساس آن درخواست همکاری کند.
در خاورمیانه ایتلاف جهانی برای مبارزه با تروریسم به رهبری امریکا شکل گرفت. این ایتلاف براساس کمک‌های بین‌المللی به عراق حمایت‌های گسترده دریافت کرد. اما چنددستگی در میان کشورهای منطقه، دولت ایران و سوریه را از لیست همکاران مبارزه با گروه دولت اسلامی ‌حذف کرد. این چنددستگی عملا طرح مبارزه با دولت اسلامی‌ را با چالش روبه‌رو ساخته است. به‌نظر می‌رسد که همکاری برای مبارزه با گروه دولت اسلامی‌ با محوریت امریکا، نقش ایجابی یا کافی کشورهای منطقه را، به‌خصوص چین و روسیه را، کاهش می‌دهد. افغانستان با توجه به فرصتی که در گذشته جامعه جهانی به آن داده است، می‌تواند رهبری مبارزه با گروه دولت اسلامی‌ را به همکاری کشورهای منطقه و جامعه جهانی و امریکا به مثابه همکار به عهده بگیرد. افغانستان به مثابه محور قربانی، از فرصت‌های منطقه‌ای برای مبارزه با گروه دولت اسلامی، فرصت استفاده از گزینه‌هایی ذیل را در سیاست خارجی دارد.
۱٫ نشست فوری برای واکنش به گروه دولت اسلامی ‌با حضور سران کشورهای پروسه قلب آسیا و حامیان این پروسه (امریکا و اتحادیه اروپا) در کابل برگزار گردد. در این نشست از گسترش تهدید دولت اسلامی‌ در افغانستان و متعاقبا به سرزمین‌های آن‌ها هشدار داده شود. از تمامی ‌این کشورها درخواست اقدام فوری مالی- اطلاعاتی- نظامی‌ برای مقابله با گروه دولت اسلامی‌ در افغانستان صورت پذیرد. میکانیزم مشوره‌های سیاسی در پروسه استانبول از جمله ارکان‌هایی است که می‌تواند زمینه گردهمایی کشورهای این پروسه را فراهم بسازد. هم‌چنین در بخش تدابیر اعتمادسازی پروسه استانبول؛ افغانستان رهبریت تدبیر مبارزه با تروریسم را به عهده دارد. براساس این تبدیل افغانستان می‌تواند از ۱۰ کشور دیگری که عضویت این تدبیر را به عهده دارد (روسیه، هند، چین، ایران، قزاقستان،‌ قرقیزستان، تاجیکستان، ترکیه،‌ امارات و آذربایجان) درخواست نشست و همکاری‌های بعدی را انجام دهد. این کشورها هر کدام به نحوی با داشتن منابع تهدید می‌توانند یکی از قربانیان گسترش دولت اسلامی‌ باشد، از این رو افزایش اعتمادسازی میان این کشورها براساس این اصل، فرصت خوبی برای تقویت پروسه استانبول است.
۲٫ فارغ از میکانیزم‌های پروسه استانبول، افغانستان براساس قطع‌نامه ۱۳۷۳ و ۱۳۶۸ هم‌چنان یکی از قربانیان تروریسم است،‌ افغانستان با استناد به این قطع‌نامه‌های شورای امنیت، می‌تواند همکاری منطقه‌ای و بین‌المللی را برای مبارزه با گروه دولت اسلامی ‌درخواست کرده و به مثابه میزبان این مجموعه اقدامات برای مبارزه با گروه دولت اسلامی‌ فعالیت کند.
افغانستان نباید به‌عنوان محیط خالی از قدرت، مثابه محیطی برای تخلیه انرژی رادیکال دولت اسلامی ‌استفاده شود. هر گونه سهل‌انگاری در امر مبارزه با گروه دولت اسلامی‌ به مثابه تقویت گروه دولت اسلامی‌ در افغانستان است که موجب استفاده شدن افغانستان به‌عنوان کشوری برای تخلیه انرژی رادیکالیسم می‌گردد. فارغ از طرح‌های مشترک همکاری؛ افغانستان باید متوجه اتباع و گروه‌های کشورهای منطقه باشد در صورت مشاهده اتباع آن‌ها به‌صورت تروریست، سفیر کشورهای همسایه را به علت گسترش فعالیت اتباع آن‌ها در خاک افغانستان- برای ارایه پاسخ- بخواهد و هم‌چنان در مورد مدیریت گروه‌های تروریستی‌شان به خاک افغانستان به آن‌ها تذکر دهد که افغانستان نمی‌تواند یک بار دیگر منطقه‌ای برای گروه‌های تروریستی و یا جنگ‌های نیابتی تبدیل شود.

 

دانشجویان افغانستانی خوش درخشیدند

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری فارس، مراسم «روز بین‌الملل» دانشگاه فردوسی مشهد، با حضور دکتر محمد کافی ریاست دانشگاه، میر محمد یوسف فراهت دبیر اول کنسولگری افغانستان در مشهد، یاور عباس سرکنسول کشور پاکستان در مشهد، مسئولین کنسولگری کشور تاجیکستان و همچنین دانشجویان خارجی دانشگاه در محل دانشکده علوم این دانشگاه برگزار گردید.

در ابتدای این مراسم «دکتر علی غنایی» رئیس اداره دانشجویان بین‌الملل دانشگاه فردوسی، ضمن خوش‌آمدگویی به میهمانان علمی و سیاسی اذعان داشت که حرکت دانشگاه فردوسی به سمت بین‌المللی شدن، یکی از مهمترین دغدغه‌های مسئولین این دانشگاه می‌باشند.

سپس دکتر محمد کافی ریاست دانشگاه فردوسی مشهد به بررسی مزایای دانشگاه فردوسی و شهر مشهد برای تحصیل دانشجویان خارجی دانست و از تلاش دانشگاه برای برداشتن موانع مختلف موجود بر سر راه دانشجویان خارجی سخن گفت.

دکتر کافی گفت: «از دید من با برداشته شدن مرزهای جغرافیایی موجود، امکان استفاده بیشتر از امکانات برای بشر فراهم شده و پیش بینی‌ها بر این است که در آینده، درست همانند فضای مجازی، مرزهایی مانند ملیت و قومیت هم کمرنگ‌تر می‌شود، اما چیزی که برای ما اهمیت دارد مسئله انسانیت و برخوردهای انسانی است».

وی اذعان داشت که بسیاری از اساتید دانشگاه فردوسی تجربه تحصیل در خارج از ایران را دارند، لذا با مشکلات و چالش‌های فراروی دانشجویان خارجی دانشگاه فردوسی مشهد آشنا هستند، اما در هر صورت دانشجویان خارجی، همانطوری که در متون دینی ما ذکر شده است، باید برای کسب علم سختی‌های موجود را تحمل نمایند و برای ارتقای علمی بیشتر تلاش کنند.

دکتر کافی خطاب به دانشجویان خارجی دانشگاه توصیه کرد که مسئله مهم این است که یک ملت و یک کشور منتظر شما است تا شما با دستاورهایی که در دانشگاه فردوسی کسب کرده‌اید دوباره به وطن خود بازگردید، پس تلاش کنید که از این دوره خوب استفاده کنید.

وی به دانشجویان خارجی توصیه نمود که ارتباط و تعامل زیادی با اساتید و دانشجویان دانشگاه داشته باشند، چرا که این تعامل هم در حال حاضر و هم در آینده علمی آنها دارای اهمیت است، چرا که زمینه‌ساز همکاری بیشتر علمی آنها در آینده خواهد شد.

«دیپلماسی علمی» زبان صلح و بهترین راه تعامل بین کشورها است

دکتر کافی در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری فارس اذعان داشت که از نظر من بهترین مسیر تعامل بین ملت‌ها، تعامل علم و فناوری است، به عبارتی از طریق «دیپلماسی علمی» که زبان صلح می‌باشد، می‌توان دوستی بین ملت‌ها را افزایش داد. وی ادامه داد، تا زمانی که عالمان کشورهای ما با هم تعامل داشته باشند، هیچ‌گاه چالش و جنگی ایجاد نخواهد شد، چرا که دانشمندان دارای افق دید جهانی و نگاهی انسانی به مسائل بوده و دانشجویان می‌توانند بهترین سفرای میان ملت‌ها باشند.

دکتر کافی در خصوص انعقاد تفاهم‌نامه همکاری با یکی از دانشگاه‌های خصوصی فعال در غرب افغانستان گفت: «به صورت کلی کشور افغانستان به دلیل زبان مشترک و نیز به خاطر سوابق دیرینه مشترکی که میان ما وجود داشته است، برای ما اولویت ویژه‌ای دارد، لذا بنا داریم که افغانستان به عنوان اولویت اصلی کاری ما باشد، در این راستا ما از نزدیک‌ترین شهر افغانستان یعنی شهر هرات شروع کرده‌ایم و امید داریم که در آینده این فعالیت‌های علمی را در دیگر شهرهای افغانستان گسترش دهیم».

دبیر اول کنسولگری افغانستان در مشهد: از درخشیدن دانشجویان افغانستانی دانشگاه فردوسی، به خود بالیدیم

در این مراسم، از دانشجویان نخبه آموزشی و علمی دانشگاه فردوسی و نیز برترین‌های المپیاد ورزشی دانشجویان خارجی دانشگاه فردوسی مشهد نیز تقدیر به عمل آمد که در این میان دانشجویان افغانستان توانستند هم در بخش‌های علمی و آموزشی و هم در بخش ورزشی خوش بدرخشند.

دبیر اول کنسولگری افغانستان در مشهد در این خصوص اذعان داشت که با دیدن اعتباری که محصلان کشور ما افغانستان در این دانشگاه بزرگ و معتبر منطقه‌ای و بین‌المللی کسب کردند، برای ما و مردم افغانستان افتخار بزرگی است.

میر محمد یوسف فراهت، در ادامه اذعان داشت که «بسیار خوشحال هستیم که کشور دوست و برادر ما ایران، با مهاجرین افغانستان مثل مهاجر برخورد نکردند، بلکه با آنها به عنوان یک شهروند معامله کردند و همان مشترکات ملی و تاریخی و فرهنگی را در نظر گرفتند و بسیار دلسوزانه محصلین ما را در دانشگاه‌ها پذیرفتند و در مواقعی که به وجود آنها ضرورت داشتیم به یاری ما شتافتند، چنانچه حضرت سعدی فرموده است:

دوست مشمار آن که در نعمت زند/ لاف یاری و برادر خواندگی

دوست آن باشد که گیرد دست دوست/ در پریشان حالی و درماندگی

و درست در زمانی که افغانستان به ایران نیاز داشت و در زمانی که مکاتب و دانشگاه‌های ما تعطیل شده بود، اگر کشور دوست و برادر ما ایران نمی‌بود، در حال حاضر این جوانان و استعدادها و سرمایه‌های ملی ما رشد نمی‌کردند».

وی اذعان داشت که وجود زبان و فرهنگ مشترک بین افغانستان و ایران باعث شده که محصلان ما نسبت به دانشجویانی که به کشورهای دیگر غیر فارسی زبان می‌روند، در دانشگاه‌های ایران بتوانند از امکانات علمی به نحو بهتری استفاده کنند و این فرصت بسیار عالی برای جوانان فراهم می‌کند که بتوانند در کشوری زندگی کنند که از لحاظ کیفیت در سطح بالایی قرار دارد.

آقای فراهت در ادامه بیان داشت که «طبیعتا از جوانان ما که امروز خوش درخشیدند، توقع می‌رود که پس از آموزش مهارت‌های علمی و مسلکی، به وطن جنگ زده خود بازگردند و تعهدات علمی خود را در قبال وطن خود عملی نمایند و این مسئله بزرگترین امید برای کشور ما است، چرا که نیروی محرک یک جامعه طبقه جوان آن جامعه می‌باشد و امروز من به خود بالیدم و بسیار خوشحال شدم که جوانان ما هم در رشته‌های علمی و هم در رشته‌های ورزشی توانستند به موفقیت‌های فراوانی دست پیدا کنند».

دانشجوی افغانستانی؛ رتبه برتر آموزشی در میان دانشجویان بین‌المللی دانشگاه فردوسی

خانم «یلدا رحمانی» دانشجوی افغانستانی دانشگاه فردوسی مشهد در رشته روانشاسی و رتبه برتر آموزشی در میان دانشجویان بین‌المللی این دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری فارس اذعان داشت که مهمترین دغدغه وی یافتن کار در آینده می‌باشد.

وی ضمن این که بزرگترین محدودیت فراروی دانشجویان افغانستانی در ایران را محدودیت‌های قانونی و تغییرات فراوان قانون‌های مربوط به آنها دانست، از دانشجویان افغانستانی ساکن در تمام کشورهای دنیا خواست که با استفاده از موقعیت‌های موجود و پیشرفت‌هایی که در آن کشورها داشته‌اند، به افغانستان بازگشته و در اعتلای وضعیت جامعه افغانستان تلاش نمایند.

خانم رحمانی ادامه داد که ممکن است برخی محدودیت‌هایی که در راه دانشجویان خارجی دانشگاه‌ها وجود دارد، برای مردم خود آن کشورها هم وجود داشته باشد، همانطور که در ایران هم برخی چالش‌ها هم در برابر مردم و هم مهاجرین وجود دارد، اما از مسئولین دانشگاه فردوسی و نیز پدر و مادرم تشکر می‌کنم که من را در راه رسیدن به این موفقیت حمایت کردند.

شایان ذکر است که دانشجویانی از کشورهای مختلف دنیا اعم از افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، عراق، بحرین، سوریه، یمن، کره جنوبی، آلمان و دیگر کشورها، در حال فراگیری علوم آکادمیک در این دانشگاه می‌باشند و در حال حاضر دانشگاه فردوسی مشهد یکی از مهمترین قطب‌های علمی منطقه است. همچنین «مرکز آموزش زبان‌های فارسی برای غیر فارسی‌زبانان» این دانشگاه که ظرف یک سال گذشته آغاز به کار نموده است، توانسته است در مدت کوتاهی پذیرای جمع کثیری از دانشجویان غیر فارسی زبان از اقصی‌نقاط دنیا باشد.

 

لزوم توجه به ورود و خروج آزادانه بازرگانان ایرانی و افغانستانی

به گزارش خبرگزاری فارس ، «سید حمید سلیمی» در همایش شناخت توانمندی‌های صادراتی و تسهیل صادرات از افغانستان به ایران در سالن اجتماعات اداره کل صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی اظهار کرد: اتاق‌های بازرگانی مشترک با ارائه مشکلات نمایندگان هر کشور می‌توانند به نتیجه تصمیم‌گیری‌ها که منجر به انتخاب و یافتن راهکارهای مناسب می‌شود، کمک کنند.

نایب رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان گفت: برگزاری همایش‌های شناخت توانمندی‌های کشورهای مختلف به رفع مشکلات بازرگانی آنها کمک می‌کند.

وی بر لزوم توجه به ورود و خروج آزادانه بازرگانان ایرانی و افغانستانی تاکید کرد و گفت: باید برای تجار این دو کشور، ویزایی همچون شینگل اروپا تهیه شود تا روابط بازرگانی بهتر از گذشته انجام شود.

ایجاد شرایط مناسب کشت و صنعت مشترک ایران و افغانستان

در ادامه عضو منتخب اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان، خاصیت کمیته پایش در سازمان توسعه تجارت، کاهش مشکلات در این همایش‌ها دانست و گفت: خوشبختانه از طریق برگزاری جلسات مختلف با گمرک، بهداشت و ... موفق شدیم در راستای ایجاد فرصتی مناسب برای شناخت کالاهای وارداتی و صادراتی ایران و افغانستان، گام‌های خوبی را برداریم.

محمود سیادت با اشاره به اینکه برخی از واردات افغانستان به ایران توجیه اقتصادی ندارد افزود: در صورت ایجاد شرایط مناسب کشت در افغانستان می‌توان کیفیت کالاها را ارتقا بخشید و صنعت کشاورزی این کشور را برای صادرات به ایران و سایر کشورها فراهم کرد زیرا افغانستان نیازمند تولید علمی در کنار صنعت نیز است بنابراین با ارتقای کیفیت می توان محصولات کشاورزی همچون کنجد و دانه‌های روغنی که نیاز ایران است را فراهم کرد.

 

توافق پاکستان با چین برای ساخت خط لوله جدید انتقال گاز

پاکستان در آستانه توافق با چین برای ساخت یک خط لوله انتقال گاز طبیعی است که گفته می‌شود، قرار است جایگزین پروژه انتقال گاز تهران و اسلام‌آباد شود.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، پاکستان و چین در آستانه امضای توافقنامه‌ای به ارزش 3 میلیارد دلار برای ساخت یک خط لوله انتقال گاز طبیعی هستند.

پایگاه «اکسپرس‌تریبیون» در پاکستان می‌گوید خط لوله جدید جایگزینی برای پروژه خط لوله گاز ایران و پاکستان (پروژه خط لوله صلح) خواهد بود که متوقف شده است.

اکسپرس تریبیون می‌افزاید طرح جدید با آنکه به عنوان جایگزین خط لوله ایران و پاکستان توصیف شده است در اصل به عنوان مکملی برای آن خواهد بود.

واردات گاز ایران به پاکستان در دولت قبلی این کشور به امضا رسید اما دولت جدید اجرایی کردن این پروژه را به لغو تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا مشروط کرده است.

برخی گزارش‌ها حاکی است دولت «نواز شریف»، نخست‌وزیر پاکستان پروژه خط لوله صلح را تحت فشار واشنگتن و ریاض متوقف کرده است.

منابع آگاه به «اکسپرس‌تریبیون» می‌گویند پکن و اسلام‌آباد در خلال سفر آقای «شریف» به چین در نوامبر ۲۰۱۴ طرحی را برای واگذاری قرارداد واردات گاز طبیعی به شرکت ملی نفت چین به امضا رسانده‌اند.

دولت پاکستان در حال حاضر در حال کار بر روی پیش‌نویس توافقنامه‌ای است که هنگام سفر رئیس‌جمهور چین به پاکستان در ماه آینده امضا خواهد شد.

خط لوله گاز ایران و پاکستان که ۲۷۰۰ کیلومتری است، در ابتدا برای تأمین کمبود منابع انرژی دو کشور هند و پاکستان آغاز شد اما تهران و اسلام‌آباد پس از انصراف هند در سال ۲۰۰۹ برای اجرای دوجانبه طرح مورد نظر توافق کردند.

 

اعلان فوتی

سليمان لايق مشاور علمى اكادمى علوم افغانستان شوهر، غرزى لايق و زمرك لايق پسران، ميرمن هوسى صوفى و هيلى رويِش دختران، بانو مينا و بانو رزما عروسان، بشير رويگر خواهرزاده، محمد آجان غلجى و عبدالرزاق احمد زوى خواهر زاده های شوهر و با قى اعضأ و وابسته گان دودمان لايق، به اطلاع دوستان و علاقه مندان افغان ميرساند كه مراسم جنازه ى مرحومه ى مغفوره ماهره لايق به روز سه شنبه سوم مارچ سالجارى ساعت يازده بجه ى پيش از ظهر برگزار ادأ و در آرامگاه مسلمانان به آدرس زير به خاك سپرده ميشود:

Friedhof am Hallo Hallostrasse 120 45309 Essen Germany

مراسم فاتحه از ساعت يك و نيم الى سه و نيم بجه عصر همان روز در آدرس زير برگزار ميگردد:

Riedinger Str. 8 45141 Essen Germany Masjede Haji Gada Mohammad Afghan

تليفونهاى معلومات

+49 151 40239881

 +49 178 4064982

 

 


Copyright ©2015
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت