188 : آب
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی




دوکتور سید احمد جهش
" تروریستان، مایانیم "، دولت اسلامی " دروغ بزرگ "


   پیشنهاد بنیاد ژورنالیستان آریانا
  قانون اساسی جمهوری اسلامی آریانا یا خراسان


احمد سعیدی
بسته پیشنهادی یک جمع یک جمع چهار


هدايت حبيب 
رويداد خونين سوم عقرب ۱۳۴۴


   عبدالاحمد فیض
قش ملل متحد وتحقق کانوانسیون های بین المللی در روند نظام سازی افغانستان


محمد عالم افتخار
توهین شنیع به خاطره غازی امان الله و به شعور مردم افغانستان


ابراهیم ورسجی
جنگ علیه تروریسم و سرمایدارشدن عده ی درامریکا،پاکستان وافغانستان


دكتر نبي هيكل
حکومت وحدت ملی: تهدیدها و موانع


محمد علی مهرزاد
همكاري استراتیژیک چين وامريكا درافغانستان ؟


محمد عوض نبی زاده
«خان» باوری وانارشیزم درحکومت اقای حامد کرزی


عزیزه عنا یت
طولانی ترین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان 


غلام سخی ارزگانی
چگونگی موانع مشارکت زنان در حاکمیت دولت


دکتور لعل زاد
ماموریت کابل _ بخش ذوم


دكتر نبي هيكل
  زیر ذره بین


عبدالقیوم
سردار عزیز دخپلو (ډبریو) دتازه کولو دپاره راغلی ؤ


 خلیل
تصویر حدود هفتاد سال پیش افغانستان و شهر کابل - قسمت پنجم


  خوشه چین
زننده است _ قسمت دوم


 حقیق
عودت دوباره مهاجرین از کارهای عمده حکومت است


استاد صباح
داوود سرخوش ، افق روشني درهنرموسيقي  


هارون یوسفی
او غایتا  


موالانا کبیر فرخاری
صبح سحر


استاد صباح
نقش ها ونقشه هادرتداوم جنگ وويراني افغانستان


دکتر حمیدالله مفید
مردم را یاد است ، مگر دولتمداران را فراموش


م. ع. اطرافی
دولت وحدت ملی نیاز مبرم امروز و فردای کشور ما


غلام سخی ارزگانی
ضرورت ایجاد تیم مشاورین شایسته سالار برای پنج سال آینده


علی رستمی
روند دموکراسی  در لابلای تاریخ ـ ریشه و هسته های رشد ان درافغانستان


عبدالو کیل کوچی
بیست و شش وزارتخانه وپنجا وپنج وزیر


لطف الله راشد
صدای پای داعش درکابل


 مهرالدین مشید
بازرسی افتضاح کابل بانک آزمونی دشوار و تعیین کننده فرا راۀ حکومت جدید


 محمد امین فروتن
مخروط جامعه شناسی فرهنگی بحران در افغانستان


سنجر غفاری
افغانستان از کریملن تا قصر سفید _ قسمت یازدهم


احمد سعیدی
پیکار بی ابزار


 فاضل
به تقریب 81 مین سالروز ولادت و 35مین سالروز شهادت مرحوم طاهر بدخشی


خلیل
ارزیابی  احتمال حملات با سلاح بیولوژیکی آلوده با وایروس ایبولا


غلام سخی ارزگانی
مفادات پیمان امنیتی کابل- واشگتن در جهت حل بحران افغانستان _ قسمت دوم: 


  مهرالدین مشید
ایجاد اصلاحات نه برای اصلاحات بل برای پاسخگویی به اصل شایسته سالاری


 فرهاد
در بارهء رفتار و لباس  جناب اشرف غنی احمد زی


الحاج عبدالواحد سيدی
شهر  های  خراسان - بــــــامیــــــان


دستگیر نایل
حیدر یگانه و ادبیات کودکان


فضل الحق ملكزاده
بمناسبت گرامى داشت ازسالروز وفات مرحومً الحاج عزيزالله ظريف  


عبدالغفور امینی
امید وصال


حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
متقلــب مــبارز یا مــبارز متقلــب ؟


الحاج عبدالواحد سيدی : اعتذار



بورد مطبوعاتی مرکز کاری افغانها در مسکو : مرکز کاری افغانها در فدراتف روسیه ،در هفته ای که گذشت  

 



شنبه 10 عقرب 1393 خورشيدی برابر با اول نومبر 2014 ميلادی

 

مکثی بر زندگی و فساد احمد مشاهد، رئیس «کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی»

حزب همبستگی افغانستان : احمد مشاهد از قریه ترشت ولسوالی ورسج ولایت تخار، فرزند وکیل ایوب یکی از وکلای مستبد زمان ظاهرشاه است. 

بعد از کودتای خلق و پرچم و تجاوز روسها به افغانستان که کشور در ورطه‌ی بحران سیاسی سقوط کرد، متنفذین و طبقات حاکم وقت، بخصوص وکیلان ظاهرشاهی که از خون مردم بیچاره مال و منال اندوخته بودند، منافع خویش را از سوی تنظیم ها و گروه های تازه شکل گرفته‌ای در خطر میدیدند که با سلاح و پول سی.آی.ای، آی.اس.آی، ایران، عربستان و غیره تجهیز و تمویل می‌شدند. آنان فرزندان شان را شامل تنظیم های مختلف نمودند تا با رسیدن هرکدام بر اریکه قدرت سیاسی، به حیات ذلت بار خویش همچون گذشته ادامه دهند.

با این نیت بود که احمد مشاهد، جمعیتی و شورای نظاری شد و در زمان اوجگیری جنبش ضد روس در افغانستان طب را تمام ناکرده راهی پاکستان گردید و مثل دیگر رهبران جهادی پیشوند دروغین «داکتر» را هم به نامش علاوه کرد. او بعد از سقوط رژیم نجیب، آدم مطرح در میان دسته مسعود در مربوطات ورسج فرخار بحساب می‌آمد. به همین دلیل با اوج درگیری های تنظیمی در تخار و کندز منحیث والی ولایت تخار به وظیفه گماشته شد.

مشاهد زمانی که ورسج یکی از پایگاه های عمده شورای نظار و جمعیت در شمال به حساب می‌آمد، منحیث آمر عمومی جبهات فرخار و ورسج تعیین گردیده بود. او شخص پول پرست، حسود، کینه دل و در عین حال چالاک است. وقتی پای منفعت پولی در میان باشد از عزیزترین دوستانش هم می‌گذرد.

مشاهد قاتل بیش از ٢٥ نفر

مرض مزمن دیگری که او را همیشه می‌آزارد، رشک بردن از موقف و قدرت دیگران است. این گوشه شخصیتش باعث شده که بر رقبای خود رحم نکرده با هزار نیرنگ آنان را نابود نماید.

او با استفاده از موقف نظامی و سیاسی‌ای که در جبهات فرخار و ورسج داشت بعد از گرفتن حکم "قانونی" اعدام مخالفینش از یک قاضی و یک سارنوال هم‌باندش و بعد با پرداختن پول به یکی از آدمکشان حرفه‌یی بنام مخدوم عبدالله که پوسته‌ای در منطقه کزستان، تنگی فرخار داشت و یگانه مسیر عبور مرور فرخاری ها و ورسجی به شهر تالقان بود، وی را به قتل می‌رساند.

داستان کشته شدن معلم جمیل بیرحمی و سنگدلی مریض وار مشاهد را به نمایش می‌گذارد: معلم جمیل به امر مشاهد توسط مخدوم عبدالله گرفتار و به کشتارگاهش برده می‌شود. شخص مشاهد هر روز قسمتی از بدن معلم جمیل را پاره نموده نمک می‌پاشد. قرار گفته شاهدان این شکنجه یک ماه دوام میکند و تمام بدن او تکه تکه شده، تا آنکه جان می‌بازد.

با کشته شدن مخدوم عبدالله توسط داود "داود"، شانس نیک دیگری برای مشاهد دست داد. با نابودی این آدمکش، اسناد و مدارک جنایاتی را که توسطه او اجرا کرده بود نابود می‌شود.

با کشته شدن داود که او بعنوان رقیب و آخرین موی دماغ مشاهد در مربوطات حداقل تخار و کندز به شمار می‌رفت، یگانه مانع سیاسی و نظامی بالقوه در مقابل معامله گری هایش از سر راه برداشته شد و بعد از آن با دست بازتری مصروف یکه تازی در منطقه است.

شمه‌ای از فساد اداری مشاهد

در زمان "ریاست جمهوری استاد " برهان‌الدین ربانی، فقید داکتر مشاهد یک ساله معاش معلمین و مامورین را دزدید. مامورین و معلمین شکایت را به مرحوم ربانی که مقر "ریاست جمهوری"‌اش مقابل ریاست اطلاعت و فرهنک ولایت تخار بود، پیش کردند. دفتر استاد ربانی در آن زمان به جواب گفته بود که داکتر مشاهد معاشات شما را گرفته اما در دسترس نیست، او در ایران مسئولیت سفارت را بدوش دارد هر وقت آمد به مسئله رسیدگی می‌شود اما این قضیه تا حال مسکوت مانده است.

احمد مشاهد در اوایل حکومت کرزی سفیر افغانستان در ایران بود. ایران در کنار سایر کمک هایش ٢٠ بورسیه تحصیلی برای افغانستان داد. مشاهد تمامی این بورسیه های تحصیلی را به دوستان و اقارب بسیار نزدیکش اختصاص داد. از جمله بیست نفری که در چوکات این بورس راهی ایران شده بودند صرف مسعود ترشت وال و یک نفر دیگر در ادبیات توانستند به تحصیل ادامه دهند بقیه بحدی نالایق بودند که همه در همان سمستر اول ناکام شدند.

جاوید نام برادرزاده مشاهد که خانه سامانش در کابل بود، وقتی از رشته جیودیزی فاکولته جیولوژی و معدن پولیتخنیک کابل فارغ شد، رئیس یکی از شعبات دیزاین در وزارت انکشاف شهری مقرر گردید، که کوچکترین رابطه‌ای به "مسلکش" ندارد.
طاهرایوب برادرزاده دیگر وی نیز زمانیکه از پوهنتون مزار فارغ شد، بلافاصله به حیث رئیس انکشاف دهات ولایت تخار مقرر گردید بعد از آن به ریاست منابع بشری وزارت انکشاف دهات ارتقا یافت.

دارایی های مشهود داکتر احمد مشاهد

احمد مشاهد فردی از طبقه حاکم ولایت تخار است بنا آگاهی یافتن از دارایی های واقعی وی شاید ممکن نباشد اما فقط بخشی از سرمایه، جایداد و ملکیت های وی که همه در باره‌اش می‌دانند را به معرفی‌ می‌گیرم. با تحلیل مشاهد از این زاویه، برای مردم، برای چندمین بار به ثبوت میرسد که نظام فعلی که دم از دفاع از مردم و دفاع از دموکراسی می‌زند، اتکایش در ولایت تخار روی چه کسانی بوده و ماهیت شان چگونه است.

اگر از حمام های نمره و باغهای کوچک که مشاهد در اینجا و آنجای ورسج و تالقان و ولایات دیگر دارد چشم بپوشیم و به جایداد های بزرگترش نظر اندازیم، باید از هوتل آریانا شروع کنیم. هوتل آریانا در ولایت تخار از جمله هوتل های مفشن و مرغوب شهر تالقان است و محافل گوناگون، خصوصاً محافل عروسی در آنجا برگزار می‌گردند. این هوتل مشهور از شخص مشاهد می‌باشد.

تانک تیل آریانا در تالقان

تانک تیل آریانا که در جوار پل شهروان تالقان قرار دارد و پرفروش ترین تانک تیل در تالقان است نیز مربوط او می‌باشد.
داستان این تانک تیل و کلاهبرداری مشاهد از نزدیکترین دوستش شاید نمونه خوبی باشد که ماهیت این مردک را شناخت.
در زمان ولایت سید اکرام‌الدین معصومی، به نیت ایجاد تانک تیل شریکی بین معصومی و مشاهد، زمین را از صاحب آن به زور تفنگ خریدند. هنگامیکه سند بین فروشنده و خریداران به امضاء می‌رسید معصومی تاکید می‌دارد که اسم هردوی شان در جریان نوشتن قباله ذکر گردد، ولی مشاهد برایش استدلال می‌نماید که چون تو والی هستی اگر صدای این زورگیری بالا شود، موقف‌ات زیرسوال می‌آید و بدنام می‌شوی بنا ضرور نیست اسمت را در قباله ذکر نمایم و این کار باعث شکست عهد شراکت من و تو نمی‌شود. چندی می‌گذرد و معصومی هم از چوکی ولایت برکنار می‌شود. وقتی تانک تیل آریانا در مقام پرفروشترین تانک در شهر تالقان قرار می‌گیرد، او نزد مشاهد آمده تا سهمی از عواید بدست آمده‌ی شراکت را در بدست آورد. مشاهد با نهایت خم چشمی و دیده‌درایی که خاصه تربیت یافتگان مکتب اخوان است، منکرعقد و پیمان درین رابطه شده و باینصورت دوستی و همدستی شان پایان می‌یابد.

زمین های آبی مشاهد در نهرچمن و سایر نقاط تخار بیشتر از ٧٠٠ جریب می‌باشند که در بهترین موقعیت های تالقان واقع اند. در شرایط فعلی هر جریب این زمین ها بیست لک افغانی خرید و فروش می‌شوند.

کرایه صرفا دکان ها و سرای هایش در تالقان ماهانه یک میلیون و دوصد هزار افغانی می‌شود. تعداد حویلی هایش در کابل بالاتر از ده باب بوده که همه در مناطق قیمتی موقعیت دارند. تعداد زیاد آنها را به کرایه داده است. یک حویلی‌اش در شیرپور، یک حویلی در منطقه بادام باغ و یکی عقب سینما آریوب در باغ بالا موقعیت دارند.

در تالقان هم چندین حویلی در بهترین موقعیت های شهر از داکتر مشاهد اند، که از جمله حویلی‌ای که در سرک اول دارد و مدتی سفارت ایران بود و فعلاً به یوناما کرایه داده شده است از جمله زمین غصب شده دولتی است.

هوتل آریانا در تالقان

در خارج از افغانستان جایداد های غیرمنقول وی که تا حال افشاء شده اند: یک حویلی در دوبی، یک حویلی در تاجکستان. ریاست ده که مسئولیت امنیت تمامی وزیران افغانستان را به عهده دارد، امنیت مشاهد هم به عهده گرفته است. به همین مناسبت مشاهد ماهانه به تعداد سه صد نفر از ریاست ده اعاشه بدست می‌آورد. او که به امراض گوناگون گرفتار است، خوراکش نان جواری بیش نیست، دارایی هایش را قبل از مرگ میان اولادهایش تقسیم و ترکه کرده است. مشاهد علی‌الرغم آنکه آدم کینه دل، خودپسند و خودخواه است و به هر مسئله‌ای با درنظرداشت منافع خاینانه‌اش برخورد می‌کند، درعین حال شخص متکبر و بدزبان است و سخت انتظار دارد که کسی پای خود را به پای او دراز نکند و همه بلی‌گوی او باشند. تنها آدم های برده‌صفت و زبون از موقف او استفاده برده می‌توانند که آماده چاپلوسی و تحمل غضب، دشنام های رکیک و پیشانی ترشی های او باشند.

از جمله ده ها فردیکه طبق تذکر بالا به نوکران او بدل شده اند فردی به نام حق نظر است که حالا شاید حق نظربای برایش بگویند. او به واسطه مشاهد رئیس گمرک در یکی از گمرکات افعانستان تعیین شده و ازین طریق صاحب میلیون ها دالر شده است. او در چند محفل در حضور دیگران بدون اینکه عرق شرم بر پیشانی‌اش نمایان گردد، یادآور گردیده است که امروز اگر کسی کمتر از یک میلیون دالر را سرمایه بگوید احمق است. او که چند سال قبل به نان شب بند بود و پول نداشت، امروز چندین حویلی صرف در شهر تالقان دارد.

ملک و دارایی هایی که مشاهد و هم‌مسلکان خاینش چون مطلب بیک، حاجی آغاگل، پیرمحمد خاکسار، پیرم قل، قاضی کبیر مرزبان، بشیر چاه آبی وغیره به اصطلاح "کلان های تخار" با خدعه، نیرنگ، قتل، تهدید، توطئه، دزدی، خیانت، چپاول، وطن فروشی و متوسل شدن به پستی های رنگارنگ بدست آورده اند، بدون احساس شرم و خجالت آن را داد خدا نامیده، خویش را خدادادگان جار می‌زنند تا این را ثبوت نمایند که دیگران که به پول و دارایی های افسانوی چون آنها نمی‌رسند نه اینست که ایشان دست به دزدی، وطن فروشی، جاسوسی، قتل و توطئه نزده اند بلکه ایشان را خدا نداده است.

اولاده اینان اگرچه به پستی پدران شان آگاه اند در دل آن را تصدیق می‌دارند و می‌دانند که پدران شان تا جاسوس ورزیده نمی‌بودند و گذشته بیشرافتی و وطنفروشی بر پیشانی شان از دور نمایان نمی‌بود، کجا ممکن بود به چوکی های مهم و بلند در سطح یک مملکت گماشته شوند.

 

اعضای کمیسیون‌های انتخاباتی؛ خاینینِ ملی یا افتخارآفرینانِ ملی؟

ماندگار : مخاطبِ این سخنان ظاهراً باید مجرمانِ جنگی باشند، اما چنین نیست؛ این سخنان را شماری از نامزدانِ معترضِ شوراهای ولایتی در مورد اعضای به‌ظاهر محترم و سوار بر موترهای ضدگلولۀ کمیسیون‌های انتخاباتی و به ادعای خودشان بالاتر از وزیر کمیسیون‌های انتخاباتی، بیان می‌کنند.

پس از اعلام نتایج نهاییِ انتخاباتِ شوراهای ولایتی، در سراسر کشور صدای اعتراض نسبت به نتایجِ انتخابات بلند شد. شاید عده‌یی بگویند که اعتراض نسبت به نتایج انتخاباتِ شوراهای ولایتی با توجه به جنجال‌های انتخابات ریاست جمهوری، دور از انتظار نمی‌تواند باشد و بی‌گمان انتظار برده می‌شد که از میانِ بیش از چهارهزار نامزد شوراهای ولایتی، عده‌یی نتایج اعلام‌شده را نپذیرند، آن‌هم زمانی که انتخاباتِ ریاست‌جمهوری به افتضاحی بین‌المللی تبدیل شد و پای کشورهای متحدِ افغانستان را وارد مسأله کرد.
درست از همین‌جا باید برخلافِ همۀ توجیه‌ها و تعبیرها، نسبت به نتایج انتخاباتِ شوراهای ولایتی مشکوک بود. مشکوک به این دلیل که از آغاز انتخابات سال روان، کمیسیون‌های انتخاباتی تنها مدیران برگزاری انتخاباتِ شفاف و عادلانه در کشور نبودند، بل به عنوان یک جانبِ قضیه عملاً کار کمپاین، دست‌کاری و مهندسیِ نتایج انتخابات را به عهده داشتند. در این مورد اسناد و مدارکِ محکمه‌پسندِ فراوانی از سوی نامزدها و تیم‌های انتخاباتیِ ریاست‌جمهوری ارایه شد و بحث‌ها فراتر از رسانه‌ها و برخی نهادهای ناظر بر انتخابات بالا گرفت.
در مورد تقلب‌های سازمان‌یافتۀ انتخاباتی، نهادهای بین‌المللی نیز واکنش نشان دادند و رهبران کمیسیون‌های انتخاباتی نیز در گفت‌وگو با رسانه‌ها، گاه به گونۀ تلویحی و از روی مجبوریت، به این تقلب‌ها اشاره کردند. وقتی یوسف نورستانی رییس کمیسیون به‌اصطلاح مستقل انتخابات، در روز اعلام ریاست جمهوریِ آقای غنی گفت که «در موجودیت سیستم فعلی، حتا اگر فرشته‌گان از آسمان به زمین بیایند و کار انتخابات افغانستان را مدیریت کنند، نتیجه بهتر از چیزی که آن‌ها اعلام می‌کنند، نخواهد بود».
آقای نورستانی تقلب‌های سازمان‌یافته و حق‌تلفی‌ها را قبول دارد و به آن‌ها اذعان می‌کند؛ اما به گونۀ زیرکانه می‌خواهد خود و هم‌قطارانش را بی‌گناه نشان دهد. او مشکل انتخابات افغانستان را در افراد نه، بل در سیستم موجود می‌داند. اما آقای نورستانی فراموش کرده است که سیستم در موجودیتِ افراد می‌تواند کارآیی داشته باشد و هر گونه سیستمِ مشکل‌زا در موجودیتِ افراد شایسته، نمی‌تواند روند انتخابات را در چنین مقیاسی مخدوش سازد.
بحث دیگر، موجودیتِ هزاران سندی است که در گوشه گوشۀ افغانستان از تقلب‌های سازمان‌یافته در اختیارِ نهادهای ناظر و نامزدان شوراهای ولایتی قرار گرفته است. در مورد این‌همه سند و شاهد، کمیسیون‌های انتخاباتی چه حرف و توجیهی می‌خواهند ارایه کنند؟
نامزدان معترض در سی‌وچهار ولایت کشور، به اسناد و مدارکی دست یافته‌اند مبنی بر این‌که اعضای ارشد کمیسیون‌های انتخاباتی برای جابه‌جا کردنِ فهرست انتخابات، پول‌های کلانی را به جیب زده‌اند. رفیع‌الله گل افغان، معاون کنونی مجلس سنا می‌گوید: «اسنادی در دست دارد که نشان می‌دهد عبدالستار سعادت، رییس و نادر محسنی سخنگوی کمیسیون شکایت‌های انتخاباتی در هماهنگی با مسوولان کمیسیون انتخابات، در بدل پول، نام‌های نامزدان شوراهای ولایتی را در لیست نهایی انتخابات درج کرده‌اند.»
آقای گل‌افغان می‌افزاید: حساب‌های بانکی‌یی را نیز دریافت کرده که مسوولانِ دو کمیسیون به یکدیگر پول‌های گرفته‌شده از نامزدان را رد و بدل کرده‌اند.
معاون مجلس سنا هم‌چنین ادامه می‌دهد که کمیشنران کمیسیون‌های انتخاباتی قصد فرار دارند و ما طی مکتوبی رسمی از دادستانی خواسته‌ایم آن‌ها را ممنوع‌الخروج اعلام کند.
رفیع‌الله گل‌افغان در این میان تنها نیست؛ مثل او صدها نامزد معترضِ دیگر هم اسناد و مدارکِ مشابه را در اختیار دارند که نشان‌گر خورد و بردهای کلانِ اعضای کمیسیون‌های انتخاباتی است. حالا وقتی این‌همه اعتراض وجود دارد، نهادهای عدلی و قضایی کشور کجایند که به داد این اعتراض‌کننده‌گان برسند؟
یک نکته را از یاد نباید برد که حالا نیز در رده‌های بالای قدرت افرادی هستند که از این افراد حمایت می‌کنند. حمایت از تقلب‌کارانِ کمیسیون‌های انتخاباتی در رده‌های بالای قدرت، بی‌دلیل و علت هم نیست. برخی گزارش‌ها می‌رساند که این افراد به اعضای کمیسیون‌های انتخاباتی اطمینان داده‌اند که نسبت به اعمال گذشتۀ خود نگران نباشند، چون از آن‌ها حمایت صورت خواهد گرفت و هیچ قانون و محکمه‌یی جرأت به دادگاه کشیدنِ آن‌ها را نخواهد داشت.
اعلام حمایتِ ارگان‌های محل از نتایج انتخاباتِ شوراهای ولایتی و روی دست گرفتنِ یک رشته اقدام‌ها به‌هدفِ قانونی ساختنِ نتایج مورد اعتراض، می‌تواند دورِ دیگری از تقلب‌ها را مشروعیت‌سازی کند. وقتی چنین مسأله‌یی تحقق بیابد، بدون شک می‌تواند در وضعیت اعضای ارشد کمیسیون‌های انتخاباتی نیز تغییراتی را به‌وجود آورد. زیرا پذیرش نتایج تقلب‌آلود انتخابات از سوی یک نهاد دولتی، ظن و گمان‌ها را نسبت به افرادی که در تقلب‌های سازمان یافته دست داشته‌اند، کاهش می‌بخشد و زمینۀ فرار از قانون را برای‌شان مساعد می‌گرداند.
کمیسیون‌های انتخاباتی به اصلاحاتِ عمیق و همه‌جانبه نیاز دارند و بدون پرداختن به گذشتۀ این کمیسیون‌ها نمی‌توان انتظار اصلاحات را داشت. اصلاحات در کمیسیون‌های انتخاباتی، زمانی می‌تواند اثربخش باشد که گذشتۀ کاری هر یک از اعضای کمیسیون‌های انتخاباتی در یک دادگاه معتبر مورد بررسی قرار گیرد.
دولت وحدتِ ملی همان‌گونه که وعده سپرده، باید کار در عرصۀ اصلاحات در کمیسیون‌ها را با جدیت از همین حالا آغاز کند؛ در غیر آن فردا بدون شک دیر خواهد بود!

 

افغانستان به سرعت در حال تبديل شدن به دولت مواد مخدري است

رئیس سازمان فدرال مبارزه با مواد مخدر روسیه روز جمعه اعلام کرد افغانستان به سرعت در حال تبدیل شدن به یک دولت مواد مخدری است.
به گزارش خبرگزاری ریانووستی از مسکو ، ویکتور ایوانوف افزود :« در طول سه سال گذشته مناطق زیرکشت مواد مخدر افغانستان از 138 هزار هکتار به 209 هزار هکتار افزایش یافته است.انتظار داریم که امسال مناطق زیر کشت خشخاش به 250 هزار هکتار افزایش یابد.این رقم به شکل قابل توجهی از مناطق زیر کشت بوته های کوکا در امریکای جنوبی بیشتر است. افغانستان به سرعت در حال تبدیل شدن به یک دولت مواد مخدری است.»
به گفته ایوانوف هر سال 150 میلیارد دوز مواد مخدر در افغانستان تولید می شود که 25 برابر بیش از جمعیت جهان است. این مقدار مواد ، ذخایر هروئین در خاک افغانستان در نزدیکی روسیه را تامین می کند.
ایوانوف افزود هم اکنون 3000 تن هروئین خالص در این مناطق انبار شده است.
ایوانوف گفت :« فشار هروئین بر کشور ما از خارج تضعیف نشده و رو به افزایش است. کاملا آشکار است که ما در مشکل تولید انبوه مواد مخدر قوی و فشرده که از نظر ما تهدید شماره یک برای روسیه و کشورهای آسیای میانه است تنها هستیم.»
بر اساس ارزیابی های دفتر مواد مخدر و جرم و جنایت سازمان ملل ، تولید بالقوه تریاک در افغانستان در سال 2013 به حدود 5500 تن رسید که افزایشی 49 درصدی را نسبت به سال 2012 نشان می دهد.

 

تلخکامی های زوج هند ـ افغانستان


در میان همه بازیگران منطقه در افغانستان ــ از پاکستان و چین گرفته تا ایران ــ هند کمتر از دیگران به چشم می آید. با اینهمه، مناسبات دیرینی میان این دو کشور وجود داشته که گرچه همواره دوستانه نبوده، با اینهمه پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ نزدیک تر از گذشته هم گشته است. ”دهلی نو“ در آن سرزمین به سرمایه گذاری های سیاسی و اقتصادی چشمگیری دست زده. زمامداری رئیس جمهور جدیدی در ”کابل“، به جانشینی آقای ”حامد کرزای“، نباید چرخشی در مبانی روابط دو کشور پدید آورد.

لوموند دپيپلوماتيک : وقتی در روز ۲۳ مه ۲۰۱۴، به کنسولگری هند در هرات، شهر بزرگ خاوری افغانستان حمله کردند، همگان آنرا پیامی خطاب به ”دهلی نو“ دانستند: در واقع این حمله، دو روز پس از دعوتی انجام گرفت که آقای” نَرندرا مودی“ نخست وزیر تازه برگزیده هند از رؤسای دولت کشورهای آسیای جنوبی (از جمله رهبران افغانستان و پاکستان) کرده بود تا در مراسم آغاز زمامداری وی در روز ۲۶ ماه مه گرد هم آیند. آقای ”حامد کرزای“ رئیس جمهور افعانستان انگشت اتهام را به سمت گروه ”لشکر طیبة“ نشانه رفته بود. این گروه که پایگاهش در پاکستان است، در ”کشمیر“ و گاه در شهرهای بزرگ هند، مانند ”بمبئی“ در سال ۲۰۰۸، به عملیاتی دست زده. یورش به کنسولگری آخرین حلقه از زنجیره ضرباتی علیه منافع هند به شمار می رفت که در دوران زمامداری دیرپای ”کرزای“ (۲۰۱۴ـ ۲۰۰۱) توسعه دامن گستری هم یافته بود. نماد برجسته آن، توافقنامه مشارکت استراتژیکی است که دو کشور در سال ۲۰۰۱ امضا کردند و گذشته از مسائل امنیتی روابط اقتصادی، تجاری و آموزشی را نیز در بر می گیرد. این توافقنامه، که نخستین نوع از عهدنامه هائی است که افغانستان امضاء کرده، برای هند هم در مناسبات خود با کشوری نزدیک تازگی داشت.

اکنون که دوران فرمانروائی آقای ”کرزای“ به پایان می رسد و آقای ”اشرف غنی“ در فرجام سازشی با ”عبدالله عبدالله“ نامزد دیگر مقام ریاست جمهوری جانشین وی می گردد (۱)، آینده مناسبات دو جانبه، ”دهلی نو“ را دست کم به سه دلیل به تکاپو واداشته: منافع اقتصادی وی، دامنه نفوذی که بدان دست یافته و جایگاه افغانستان در منطقه ای که منافع پاکستان، ایران، تاجیکستان و چین در آن به یکدیگر گره خورده است. پس از عزیمت بخش اصلی سپاهیان آمریکائی که برای پایان سال ۲۰۱۴ در نظر گرفته شده، نکته باریکی برای رهبران هند مطرح است: بدون آسیب رساندنی بیش به مناسبات دشوار هند و پاکستان تا کجا می توان به رئیس جمهور جدید افعانستان کمک نظامی رساند؟

پروژه چندجانبه خط لوله گاز

دهلی نو“ مایل است دیرینگی رشته هائی را گوشزد کند که دو کشور را به هم می پیوندد؛ از دوران گرایش به آئین بودائی (از قرن سوم پیش از میلاد مسیح) گرفته تا جهانگشائی های جنگاوران سلطان مسلمان محمود غزنوی (۱۰۳۰ـ ۹۷۱) در قرن یازدهم که ثروت های هند او را به خود خوانده بود، چنانکه بعدها بنیان گذاران دودمان های هندی را نیز به خود می خواند. در سال ۱۸۸۰، امپراتوری بریتانیا رویاروی مطالبات افغانستان در باز پس گیری سرزمین های اقوام جدا افتاده همزبان، در مصالحه ای، امیر ”عبدالّرحمان“ را بر تخت فرمانروائی ”کابل“ نشاند که پذیرفته بود کنترل سیاست خارجی کشورش را به ”لندن“ بسپارد. در سال ۱۸۹۳، سرحد ”دوراند“ بر روی نقشه مرز میان افغانستان و امپراتوری را رقم زد: خط الرأسی که درست از میان سرزمین های پشتون نشین می گذرد.

با تقسیم هند در سال ۱۹۴۷، پیدایش پاکستان خاک هند را از افغانستان جدا کرد. پاکستان که از جنبشی ممکن به قصد تشکیل ”پشتونستان“ی مستقل، یا پیوستن آن پهنه به افغانستان، واهمه داشت، ناگزیر تصمیم گرفت که نواحی عشیره نشین مجاور را تحت وضعیت حقوقی فضائی حائل نگهدارد (۲)، بیشتر از آنرو که کابل در گذشته چون امروز، مرز خود با پاکستان را به رسمیت نشناخته.

هند مستقل مناسبات نیکی را با دولت پادشاهی افغانستان پروراند، چنانکه در سال ۱۹۵۰ عهدنامه مودّتی را با وی امضاء کرد، و روابط خود را با کمونیست ها افغانی نیز پس از به قدرت رسیدن آنها در سال ۱۹۷۸ نگه داشت. اما، هنگام تجاوز شوروی به افغانستان در دسامبر سال ۱۹۷۹، ”ایندیرا گاندی“ ــ نخست وزیر هند و امضا کننده عهدنامه مودّت و همکاری با اتحاد شوروی ــ بدون محکوم ساختن صریح این لشکرکشی، چون و چراهائی را مطرح کرد. او مخاطرات و پیامدهای این مداخله و مشخصا حمایت ”واشنگتن“ و ”اسلام آباد“ از مجاهدین افغان را دریافته بود. پیروزی همین مجاهدین، به استحکام قدرت ژنرال ”ضیاء الحق“ (۳) و نیت کلان سوق الجیشی ارتش پاکستان انجامید که می خواست از موقعیت خطیری بپرهیزد که کشورش در صورت بر روی کار آمدن حکومتی هوادار هند در افعانستان با آن روبرو می شد.

پس از عزیمت نیروهای اتحاد شوروی، به رغم مناسبات هند با”احمد شاه مسعود“ فرمانده نیروهای شمال که در سال ۱۹۹۲ بر کابل چیره شد، نا آرامی های بی وقفه در افغانستان، مواضع ”دهلی نو“ را تضعیف کرد. تسخیر پایتخت به دست طالبان در سال ۱۹۹۶، در حینی که شورشی هند ستیز در ”کشمیر“ ادامه می یافت، آن کشور را بیشتر به حاشیه راند. این سرکشی که در سال ۱۹۸۹ آغاز گردید از پشتیبانی پاکستان برخوردار بود که جهادی ها (گاه آموزش یافته در افغانستان)، مجاهدین و سپس طالبان را در دو جبهه هند و افغان ابزار مقاصد خود ساخته است.

پس از تکانه ای که سؤ قصدهای ۱۱ سپتامبر برانگیخت، هند به قطعنامه های سازمان ملل متحد رأی موافق داد که مداخله ائتلافی به رهبری ایالات متحده را مجاز داشتند؛ و در ماه دسامبر ۲۰۰۱ نیز در کنفرانس ”بُن“ در باره آینده افغانستان شرکت کرد. در دو دوره زمامداری ”کرزای“، هند سیاست فعال همکاری را پیش گرفت و از حدود ۱۰۰ میلیارد دلار مجموع تعهدات بین المللی برای کمک به بازسازی و توسعه برای دهه ۲۰۱۲ـ ۲۰۰۲ (که ۸۰٪ آنرا ایالات متحده تأمین کرده بود)، نزدیک به ۲ میلیارد دلار بر عهده گرفت. در پایان سال ۲۰۱۱ متعاهدین عملا ۷۰ میلیارد دلار از تعهدات مالی خویش را واریز کرده بودند. به این حساب، گرچه سهم هند چندان نمی نماید اما به هرحال بسیار برتر از سهمی است که پاکستان بر عهده گرفته. از چین هم بگوئیم که سرمایه گذاری را بر کمک ترجیح می دهد. کمک های ایران هم بدون آنکه رسما به پای هزینه هائی برسد که هند تقبل کرده، به شیوه هائی گاه پوشیده و ناشفاف بازی گسترش نفوذ این کشور را پی گرفته است.

مداخلات ”دهلی نو“ در عین حال هم نمادین (بنای پارلمان، برای سال ۲۰۱۵ ) و هم اقتصادی و اجتماعی است: کمک به خواروبار، مأموریت های پزشکی، طرح های توسعه به نفع جوامع روستائی، هفتصد بورس تحصیلات عالی در هند، به همان تعداد فرصت های آموزش فنی، برنامه های تربیتی دامن گستر، از جمله در رسانه ها، همچنین سرمایه گذاری ها در تجهیزات دسترسی به انرژی، ازجمله خط برق رسانی ازبکستان به ”کابل“.

در قلمرو نظامی، ”دهلی نو“ در امور اطلاعاتی با ”واشنگتن“ همکاری می کند اما به ”نیروی بین المللی کمک به امنیت افغانستان“ (۵) نپیوسته. هند افسران افغانی را در خاک خود آموزش می دهد. این کشور به جز سفارتخانه خود در ”کابل“، کنسولگری هائی را هم در ”هرات“، ”مزار شریف“، و در ولایات پشتون در ”قندهار“ و ”جلال آباد“ گشوده. پاکستان این کنسولگری ها را چون لانه جاسوسان برمی شمارد و هند را به حمایت از جدائی طلبان بلوچ در حریم های امن آنها در افغانستان متهم می سازد.

اسلام آباد“ مترصد حفظ دست بالای خویش، غالبا بر دست اندرکاران فشار می آورد تا هند را به همایش های بین الملی در باره افغانستان راه ندهند. این تاکتیک در سال ۲۰۰۸ هنگام کنفرانسی در ایران موفق شد، اما به تصمیم ”استانبول“، در همایشی شکست خورد که در سال ۲۰۱۰ در ترکیه برگزار گردید. ”دهلی نو“ در راه اندازی «پویه ”استانبول“ برای امنیت منطقه و همکاری به قصد ایجاد افغانستانی باثبات و امنیت یافته» فعالانه مشارکت جست، مجمع پهناور منطقه ای که «جامعه بین المللی» نیز پشتیبان آن است (۶). هند در این مجمع جایگاه «کشور پیشگام» را در زمینه بازرگانی و سرمایه گذاری ها دارد و بر عهده وی است تا همکاری با کشورهای مختلف در گیر را بگستراند ــ وظیفه ای که وی را به آنجا کشاند که در سال ۲۰۱۲ نشستی از سران کشورها به منظور [تشویق] سرمایه گذاری در افغانستان برپا دارد.

در این چهارچوب چند جانبه، هند از شرکای خود در پروژه خط لوله گاز ”تاپی“ (ترکمنستان ـ افعانستان ـ پاکستان ـ هندوستان) خواسته است تا در راه اندازی آن بشتابند. در حالی که چین در معدن مس ”آیناک“، در جنوب ”کابل“ سرمایه گذاری کرده است، یک کنسرسیوم هندی معدن آهن ”حاجی گاک“ (۷) را برای بهره برداری برگزیده؛ اما نبود امنیت پیشرفت طرح مزبور را کند کرده و شاید سرمایه گذاری در نظر گرفته شده (۵/۱ میلیارد دلار علاوه بر ۲ میلیارد دلاری پیش گفته) تا پایان طرح بسیار کمتر هم از آب درآید.

دور زدن پاکستان

هند برای دور زدن مانعی که ”اسلام آباد“ بر سر راه کامیون داران افعانی نهاده و گرچه از سال ۲۰۱۰ آنان را مجاز داشته کالاهای خود را به هند ببرند اما حمل و نقل هرگونه کالائی را در جهت عکس ممنوع کرده، با مشارکت ایران در پی آن است که سوای بندرگاه های ”کراچی“ و ”گودار“ در پاکستان که هزینه بندر اخیر را چین پرداخته و خود نیز اداره می کند، دسترسی افغان ها به دریا را از طریق بندر دیگری فراهم آورد. بدینسان، ”دهلی نو“ از یک سو به نوسازی جاده ای پرداخت که محور مدوری است که شهرهای اصلی افغانستان در ولایت ”زرنج“ را به مرز ایران می پیوندد. و از دیگر سو، هزینه گسترش بندر ایرانی ”چاه بهار“ را تأمین کرده است که اینک راه مراسلاتی آن با ”زرنج“ بهبود یافته.

دیری نپائید که واکنش ها بروز یافت. گروه هائی که گمان می رود با دستگاه های امنیتی پاکستانی پیوند داشته باشند، چندین بار به کارگاه جاده سازی به سمت ایران حمله بردند، سؤ قصد ها به سفارت هند در کابل (۲۰۰۹ و ۲۰۰۸) و کنسولگری آن کشور در ”جلال آباد“ (۲۰۱۳) را نیز مرتبط با همین دستگاه ها می دانند.

آقای ”غنی“ در هند فرد ناشناخته ای نیست، زیرا هنگامی که در استخدام ”بانک جهانی“ بود طرح هائی را [در آن کشور] هدایت می کرد. اگر قرار باشد که اوضاع کنونی استمرار یابد، مسئله امنیت چون ابهام بزرگی همچنان برجای خواهد ماند. هند مانند بسیاری دیگر، هواداری خود را از «سازش ملی» که خود افغان ها هدایت کنند اعلام کرده؛ اما آیا چنین سازشی شدنی است؟ این کشور از طالبان کمتر از شبکه حقانی واهمه دارد که به رغم وابستگیهائی که دارد خودمختارست، و به ویژه از طالبان پاکستانی و پیوند های فزاینده آنها با جهادی های ”پنجاب“ ــ و در صف نخست آنها ”لشکر طیبة“ می هراسد. بازی پاکستان در این میان چگونه خواهد بود؟

وخامت مناسبات میان افغانستان و پاکستان، ”دهلی نو“ را بر آن داشت تا در سال ۲۰۱۱ موافقت نامه ای درخصوص مشارکت استراتژیکی امضاء کند که بخشی نیز درباره همکاری سیاسی و امنیتی در بر دارد: ماده ۵ آن مقرر داشته است که «هند می پذیرد که بنا بر روش های اجرائی به تعریفی مشترک، سهمی را در آموزش، تجهیز و برنامه های توسعه توانائی های نیروهای ملی امنیتی افغانستان، برعهده گیرد». گرچه ”دهلی نو“ به درخواست افغانستان برای تحویل تانک و هلیکوپترهای جنگنده پاسخی نداده است، با اینحال در آوریل ۲۰۱۴ به توافقی برای عرضه توپخانه سبک و تجهیزات لجستیکی ساخت روسیه دست یافتند که هند صورت حساب آنرا می پردازد. هیچ صحبتی از اعزام نظامیان، حتی مربیان در میان نیست. اما این مانع از تقویت ظرفیت های آموزشی در خاک هند برای افسران افغانی، از جمله نیروهای ویژه نخواهد بود.

چنین سیاستی هرچند هم که به قامت بریده باشند باز بیم کشاکش اندکی بیش، در مناسبات با پاکستان را در بر دارد. با اینهمه شاخصه جدیدی را نیز باید به حساب آورد: ظاهرا پاکستان در ماه آوریل ۲۰۱۴ به شبکه حقانی و ”ملا عمر“، امیر طالبان افغانی پیام داده است که ناچار باید میان ”اسلام آباد“ و طالبان پاکستانی که اکنون علیه ”اسلام آباد“ سر به شورش برداشته اند یکی را برگزینند. چنانچه چنین هشداری تائید شود نمودار آنست که پاکستان اکنون به طالبان افغانی بدگمان است که در سناریوی پرورانده بیست سال پیش قرار بوده حافظ منافع آنکشور در افغانستان باشند.

این آشفتگی، تأکیدی است بر ضرورت گفتگو منطقه ای که هند در آن برگ های برنده ای در دست دارد. این کشور از طریق ایران یا روسیه امکان دور زدن بخشی از موانعی را فراهم می آورد که پاکستان بر سر راه می نهد. هند منافع مشترکی با چین دارد؛ که مانند وی، در اقتصاد افغانستان سرمایه گذاری هائی کرده و از تقویت قطبی تندرو بیم دارد که بتواند آثاری در [منطقه مسلمان نشین] ”جین جیانگ“ به بارآورد: ”پکن“ و ”دهلی نو“ اکنون هنگام دیدارهای دوجانبه خود درباره افغانستان گفتگو می کنند.

ژنرال ”ستنلی مک کریستال“، فرمانده وقت ”نیروهای بین المللی کمک به امنیت افعانستان“ در نخستین گزارش خود به ”واشنگتن“ در سال ۲۰۰۹، نگرانی خود را از پیامدهای ممکن تقویت نفوذ هند در افغانستان و مشخصا واکنشی از سوی پاکستان ابراز داشته بود (۸). سه سال بعد، ”لئون پانتآ“ وزیر دفاع آمریکا در آن زمان، هنگام گذار از ”دهلی نو“ به هند فشار آورد تا در تحکیم [اوضاع داخلی] افغانستان پس از [خروج نیروهای”ناتو“ در] ۲۰۱۴ بیشتر بکوشد. اصلی را که مدیران ”مؤسسه مطالعات و تحلیل های دفاعی“، اتاق فکر استراتژیک هند، در سال ۲۰۱۳ اعلام نمودند، همچنان معتبر است: رویاروی ظهور مجدد طالبان در افغانستان، « هند نه می تواند تماشاگری خاموش باقی ماند، و نه خود را کنشگری نسنجیده بنمایاند (۹)».

پی نوشت ها:

۱. روز ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴، آقای ”غنی“ را پیروز انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن اعلام کردند. آقای ”عبدالله“ رقیب وی قرار است در هیئت اجرائی در چهارچوب یک دولت وحدت ملی شرکت جوید.

۲. مقاله ”ژرژ لوفِور“، «مرز میان افغانستان و پاکستان، هم منشاء جنک و هم کلید صلح» را در شماره ماه اکتبر ۲۰۱۰ لوموند دیپلوماتبک بخوانید (http://ir.mondediplo.com/article160...).

۳. او در مقام فرماندهی ارتش پاکستان ”ذوالفقار علی بوتو“ رئیس جمهور پاکستان را در سال ۱۹۷۷ برانداخت و پس از آن تا سال ۱۹۸۸ برکشور فرمان راند.

۴. مقاله ”ژیل دورونسورو“، «بیدادی که بر افغان ها رفت» را در شماره ماه ژوئن ۲۰۰۱، لوموند دیپلوماتبک بخوانید.

۵. این نیرو شاخه نظامی ائتلافی بین المللی است، که به فرمان سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) عمل می کند.

۶. پویه ”استانبول“ را کشورهای موسوم به «قلب آسیا» در ۲ نوامبر ۲۰۱۱ براه انداختند. این پویه کشورهای زیر را در گرفته: افغانستان، عربستان سعودی، چین، امارات عربی متحده، هند، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، پاکستان، روسیه، تاجیکستان، ترکمنستان، ترکیه. کشورهای زیر نیز پشتیبان این ابتکارند: آلمان، استرالیا، کانادا، مصر، اسپانیا، ایالات متحده، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، نروژ، لهستان، پادشاهی متحده (بریتانیا)، سوئد، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان پیمان اتلانتیک شمالی، سازمان امنیت و همکاری در اروپا و غیره.

۷. مقاله ”سارا داویسون“، «چین و هند بر سر افغانستان سرشاخ شده اند» را در شماره ماه دسامبر ۲۰۰۹ لوموند دیپلوماتیک بخوانید.

۸. ”ستنلی مک کریستال“، «ارزیابی اولیه فرمانده»، ایساف، کابل، ۳۰ اوت ۲۰۰۹.

۹. Arvind Gupta et Ashok Behuria, « President Karzai’s visit to India : Leveraging strategic partnership », IDSA Comment, New Delhi, 23 mai 2013.

دوستی دیرینه

۱۹۵۰: عهدنامه مودت هند ـ افغانستان.

۱۹۷۱: عهدنامه مودت و همکاری میان هند و اتحاد شوروی.

۱۹۷۸: دستیابی کمونیست های افغانستان به قدرت.

۱۹۷۹، دسامبر: لشکرکشی شوروی به افغانستان به درخواست دولت مستقر در ” کابل

۱۹۸۰، ژانویه: ”ایندیرا گاندی “ به قدرت بازگشت. او بدون ملامت صریح اتحاد شوروی، خواستار عدم «مداخله های خارجی» شد، گوشزدی که به استراتژی آمریکا مبنی بر تکیه بر پاکستان برای پیکار علیه شوروی ها نیز اشاره داشت.

۱۹۸۹: عقب نشینی شوروی ها. آغاز شورش در کشمیر هند، که پاکستان آن پشتیبانی می کرد.

۹۲ـ۱۹۹۰: دولت هند که در ستیزهای میان مجاهدین افغان بی طرفی پیشه کرده بود، سپس، بی سر و صدا از فرمانده مسعود و ائتلاف شمال علیه مجاهدین پشتون پشتیبانی کرد که از حمایت پاکستان برخوردار بودند.

۱۹۹۶: طالبان که پاکستان حامی آنها بود، به ”کابل“ رسیدند. هند به حاشیه رانده شد.

۲۰۰۱: هند بدون گسیل سپاهیان زمینی از مداخله آمریکا در افغانستان پشتیبانی کرد.

۲۰۱۴ ـ ۲۰۰۲: تشیید مناسبات هند و افغانستان در دوران زمامداری رژیم ”حامد کرزای“.

۲۰۰۸، ۲۰۰۹: سؤ قصدها علیه سفارت هند در”کابل“.

۲۰۱۱: توافق نامه استراتژیک میان هند و افغانستان.

 

 


Copyright ©2013
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت