182 : صبغت الله
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی





دوکتور سید احمد جهش
کارت شؤونیزم در «بازی بزرگ» افغانستان


دکتر حمیدالله مفید
زدایش دیدگاه :« دو پادشاه در یک اقلیم»


محمد عوض نبی زاده
نگرشی مختصر در باره ی ساختار قومی افغانستان


احمد سعیدی
اجلاس شانگهای با اشتراک آقای کرزی


 محمد امین فروتن
ذکری از " وجوهات مبارکه و صد فیصد حلال استخباراتی "


سلیمان کبیر نوری
راتبزاد هیچگاه نمی میرد


  خوشه چين
پیش قراول کیست؟



سنجر غفاری
افغانستان از کریملن تا قصر سفید _ قسمت ششم


  حقیق
رهبران و اراکین دولتی آینده مانند کرزی عمل نمایند


 مهرالدین مشید
 حادثۀ تکاندهندۀ پغمان نه یک جنایت جنسی؛ بلکه جنایت سیاسی و حتی اقتصادی

 داکتر یار محمد
گلاب گیاه شفابخش


سید عبدالقدوس سید
یک گام در راه فهمیدن بیدل


عبدالوکیل کوچی
وداع


 حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
اعـــلان فـــوتی


عبدالاحمد فیض  
اراده استراتزیک ناتو معطوف بر فروپا شی فدرا سیون روسیه  


 سیدموسی عثمان هستی
هرچیزدرافغانستان به سرقت می رسد،هفتۀ شهدا هم به سرقت برده شد


 ابراهیم ورسجی
تباه کاری دراقتصادافغانستان؛میراث برجسته ی کرزی


 دستگیر نایل
تجلیل از هفتهء شهید درلندن


 دستگیر صادقی
افتخار به دکتورس اناهیتا راتبزاد


نصيرمهرين
کوتاه نوشتی پیرامون 11 سپتمبر


 کانديدای اکادميسين سيستانی
آقای ستانيزی ! برای بی اعتبار ساختن استقلال کشور ، چقدر پول می گيريد؟ _ قسمت دوم


 مهرالدین مشید
آقایان غنی و عبدالله! مردم از چانه زنی های شما خسته شده اند


 دكتر نبي هيكل
گزار فکری _ درک دین


داکتر رحیم رامشگر
شخصیت واختلالات آن _ بخش پنجم


الحاج عبدالواحد سيدی
جلد هشتم بازشناسی افغانستان _ شاه سلطان حسین صفوی


 سیدهمایون شاه عالمی
ادبیات دری : قسمت دوازدهم _ واژه و معنا شناسی 


 ف.بری
یازده سپتامبر


 حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
تجــلیل از روز شــهید




کاويانی : تاجيکان در قرن بيستم

Naser Koshan : ISIS a sister franchise or a tyrant successor to Al Qaeda



آريايی در فيس بوک




کارتونهای تازه از عتيق شاهد


پنجشنبه 27 سنبله 1393 خورشيدی برابر با 18 سپتمبر2014 ميلادی

 

ملازهی: دیدگاه سنتی و مدرن در افغانستان با یکدیگر تناقض پیدا کرده‌اند

یک کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: جامعه افغانستان بین سنت‌گرایی و سازوکارهای مدرنی که برای آن از خارج تجویز می‌شود گیر افتاده و دچار تناقض‌های شدیدی شده است که حضور آمریکا و ناتو هم به این تناقض‌ها دامن می‌زند.

به گزارش ایسنا، وحید حسینی و پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل بین‌الملل روز چهارشنبه در نشستی که توسط اندیشکده راهبردی تبیین در محل این اندیشکده برگزار شد، به بررسی وضعیت افغانستان و انتخابات در این کشور پرداختند.

ملازهی با بیان این‌که برای بررسی وضعیت فعلی افغانستان باید به مسائل قومی و درگیری‌های جناحی در کنار تأثیر حضور آمریکا و ناتو در این کشور پرداخت، گفت: در حال حاضر افغانستان با این مسأله روبه‌رو است که در یک جامعه سنت‌گرا می‌خواهند سازوکارهایی قرار بدهند که با ساختار کلی جامعه مغایرت دارد.

وی ادامه داد: در حال حاضر افغانستان با دو مسأله روبه‌رو است. یکی این است که یا باید کشور را بر اساس سنت‌ها پیش برد و از نهادهای سنتی مشروعیت گرفت که نهاد اصلی آن لویی جرگه است؛ نه انتخابات و مجلس یا این‌که با برگزاری انتخابات مشروعیت را از دولت و مجلس کسب کند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان این‌که در حال حاضر نماد سنت‌گرایان در افغانستان قوم پشتون است، تأکید کرد: شاهد بودیم که عبدالله عبدالله در هر دو دوره از انتخابات رأی آورد ولی در دور دوم آرای آن به دلیل ساختار سنتی قدرت در افغانستان به رسمیت شناخته نشد. این ساختار به قدری قدرتمند است که هم طرف‌های خارجی مانند ناتو، سازمان ملل، آمریکا و هم طرف‌های منطقه‌یی مانند همسایگان افغانستان و هم طرف‌های داخلی مجبور می‌شوند که این جریان قدرت را به رسمیت بشناسند.

او ادامه داد: مشکلی که در حال حاضر در افغانستان به وجود آمده است این است که دیدگاه سنتی و مدرن با یکدیگر تناقض پیدا کرده‌اند. عبدالله عبدالله فردی است که از یک سو جریان قومی را پشتوانه خود دارد و از سوی دیگر خواهان ایجاد جریانی مدرن در کشور است. هم‌چنین اشرف غنی هم به رقم این‌که تحصیلکرده آمریکا بوده و دنیای مدرن را می‌شناسد، از پشتوانه قوم پشتون که سنت‌گرا هستند برخوردار بوده و برای دستیابی به قدرت به آن‌ها نیاز دارد.

ملازهی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به نقش آمریکایی‌ها پس از انتخابات افغانستان در این کشور، خاطرنشان کرد: جان کری با سفر به افغانستان پیشنهاد تشکیل دولت وحدت ملی را داد که این پیشنهاد به این معناست که انتخابات انجام شده دیگر مفهومی ندارد و باید در کشور یک تقسیم قدرت صورت بگیرد که بر مبنای آن اشرف غنی رییس دولت و عبدالله عبدالله هم رییس اجرایی کشور بشود.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به مسائل پیش روی تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان، تصریح کرد: در قانون اساسی این کشور رییس اجرایی تعریف نشده است و معلوم نیست که دامنه اختیارات و مسوولیت آن چیست. همین امر نیز اولین اختلاف میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله را بر سر تشکیل دولت وحدت ملی به وجود آورد.

وی ادامه داد: بحث تقسیم قدرت در افغانستان نیز یکی دیگر از مسائلی است که دو کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بر سر آن اختلاف دارند. زیرا هیچ یک از این مسائلی که از سوی آمریکا برای تشکیل دولت وحدت ملی مطرح شد تعریف شده نبود و در نتیجه تمام مذاکراتی که هم‌چنان هم ادامه دارد بی‌نتیجه خواهد بود.

ملازهی با اشاره به طرح آمریکا برای تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان، افزود: آن‌ها خواسته‌اند تا در دو سال آینده عبدالله عبدالله، رییس اجرایی کشور شود و اشرف غنی هم رییس دولت شود علاوه بر آن اختیارات نیز بنا بر توافق دو طرف تقسیم شود و پس از دو سال لویی جرگه تشکیل می‌شود و نظام از ریاستی تبدیل به نظام پارلمانی می‌شود و پست نخست‌وزیری در افغانستان تشکیل می‌شود ولی به طور کلی در قانون اساسی افغانستان نه تنها برای رییس اجرایی کشور بلکه برای نخست‌وزیر نیز تعریفی وجود ندارد.

او تأکید کرد: مشکل این دیدگاه این است که نمی‌توان در یکی کشور سنتی ساختارهای مدرنی را به یک‌باره ایجاد کرد. البته تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان در کوتاه‌مدت مشکل را حل خواهد کرد و از این طریق موفق شدند که عبدالله عبدالله را هم پای میز مذاکره بیاورند و از تشکیل دولت موازی هم جلوگیری کنند ولی این راهکار برای طولانی مدت جواب نمی‌دهد.

ملازهی با تاکید بر این که افغانستان از انتخابات می‌توانست برای دستیابی به دو فرصت تاریخی استفاده کند، تصریح کرد: متاسفانه افغانستان نتوانست به خوبی از شرایطی که برای خروج جامعه از قومیت‌گرایی و حرکت به سوی ملت‌سازی و دولت‌سازی که انتخابات آن را به وجود می‌آورد به نحو مطلوبی استفاده کند. علاوه بر این پیشرفت‌های اقتصادی نیز فرصت‌هایی است که می‌توانست پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در این کشور به وجود بیاید.

وی ادامه داد: سال‌هاست که قدرت در افغانستان در دستان پشتون‌هاست و انتخابات می‌توانست فرآیندی را ایجاد کند که به طور آرام و مسالمت‌آمیز قدرت به تاجیک‌ها منتقل شود ولی هیچ‌یک از این موارد محقق نشد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به اهدافی که آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان دنبال می‌کرد گفت: آمریکا به این قصد وارد افغانستان نشد که در نهایت خاک این کشور را ترک کند بلکه آن‌ها به قصد تسلط بر چین، روسیه، ایران، آسیای مرکزی و در نهایت افغانستان قدم به این کشور گذاشتند.

او خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها در انتخابات اخیر افغانستان دو هدف اصلی داشتند. یکی امضای توافق‌نامه امنیتی بود که امنیت 5 پایگاه آمریکایی را که قرار است در 5 منطقه حساس افغانستان ایجاد و باقی بمانند را حفظ کنند و علاوه بر آن بحث خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان که با مسائل زیادی روبه‌رو است. به همین دلیل آن‌ها ترجیح دادند تا به بهانه طالبان و وجود تروریست‌ها در این کشور باز هم در افغانستان باقی بمانند تا قبل از تصمیم قطعی به خروج مسیر اصلی خود را برای خارج کردن سلاح‌های خود از افغانستان مشخص کنند که برای این کار هم به زمان بیش‌تری نیاز دارند.

ملازهی با بیان این که افغانستان از موقعیت استراتژیکی برخوردار است تاکید کرد: رقابت‌های خارجی و منطقه‌یی در کنار اختلافات قومی و داخلی هم‌چنین حضور قدرت‌های خارجی در خاک افغانستان همگی از جمله عواملی است که باعث به نتیجه نرسیدن انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان شده است زیرا از سال‌ها پیش قدرت‌های خارجی در این کشور حضور داشته و در مسائل داخلی این کشور دخالت می‌کردند.

وی در پایان تصریح کرد: آمریکایی‌ها برای این که از حملات اسلام‌گراهای تندرو در امان باشند به اختلافات شیعه و سنی در پاکستان و عراق دامن زدند و اگر امکانش را داشت در افغانستان هم همین کار را می‌کردند. در هر صورت باید بگویم آمریکا از افغانستان متحد حمایت می‌کند تا راهی باشد برای دستیابی به آسیای مرکزی و گسترش نفوذ خود در این منطقه.

به گزارش ایسنا، در بخش دیگری از نشست بررسی مسائل افغانستان و انتخابات این کشور که در اندیشکده تبیین برگزار شد، وحید حسینی، کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان این که پس از سقوط طالبان، افغانستان در 13 سال دوره گذار را طی کرد گفت: در این زمان مردم انتظار داشتند که تغییراتی صورت بگیرد و اوضاع بهبود یابد و انتخابات بهترین مسیر برای دستیابی به این تغییرات و انتظارات مردم بود که متاسفانه تا امروز به نتیجه نرسیده است.

او ادامه داد: این دوره از انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اولین انتخابات مستقلی بود که با آرای مردم و بدون دخالت بیگانگان و حضور آن‌ها در کشور صورت گرفت و مهم‌ترین نکته در این زمینه این بود که تامین امنیت این انتخابات به عهده خود افغان‌ها بود و برخلاف انتظار آمریکایی‌ها، مردم افغانستان با اراده خود موفق شدند امنیت لازم را برای برگزاری انتخابات فراهم کنند.

حسینی خاطرنشان کرد: خوشبختانه در افغانستان 99 درصد مردم مسلمان هستند و از همه مهم‌تر این که میان شیعیان و اهل تسنن اختلافی وجود ندارد و همین امر باعث شده است که سیاست‌های خارجی‌ها برای ایجاد تفرقه‌ نیز به نتیجه‌ای نرسد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با بیان این که اعتقادات مذهبی افغان‌ها باعث اتحاد بیش‌تر در افغانستان شده است گفت: این مساله یک جنبه خوب دارد و آن این است که آن‌ها به دلیل سابقه تاریخی حضور بیگانگان در کشور از آن‌ها بیزار هستند و به دلیل اعتقادات مذهبی‌شان همواره در مقابل خارجی‌ها از خود اتحاد نشان داده‌اند ولی متاسفانه این اتحاد در رابطه با قومیت‌ها و اقوام داخلی وجود ندارد و وقتی آن‌ها در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند حتی از بالارفتن کاندیدای یک قوم دیگر نیز جلوگیری می‌کنند.

حسینی گفت: مردم افغانستان گمان می‌کردند که با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مشکلات اقتصادی آن‌ها حل می‌شود و اختلافات نیز به مرور کنار گذاشته می‌شود ولی متاسفانه به دلیل هرج و مرج‌های پس از انتخابات وضعیت اقتصادی کشور به مراتب بدتر از گذشته شد.

وی با اشاره به بحث تقلب در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان افزود: با وجود این که در دور دوم انتخابات افغانستان بسیاری از حامیان کاندیداها تغییر موضع دادند و آرای خود را به نفع کاندیدای رقیب به صندوق انداختند ولی باز هم بحث تقلب و جابه‌جایی آرا مطرح شد. البته بحث تقلب در رابطه با اشرف غنی وجود دارد ولی رقبای عبدالله عبدالله هم برای زدن تهمت به او تعدادی از آرا را به نفع وی تغییر دادند تا از این طریق فضای افغانستان را آلوده کرده و تشنج ایجاد کنند و از این طریق زمینه برای ورود آمریکایی‌ها فراهم شود و مردم هم که از طولانی شدن روند انتخابات به ستوه آمده‌اند دیگر برایشان فرقی نکند که چه کسی روی کار می آید و این بهترین زمان است که آمریکا اشرف غنی را روی کار را بیاورد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل تاکید کرد: از نظر من تقلب و افشاگری آن عمدی بوده و به منظور فراهم کردن شرایطی برای ورود جان کری و آمریکایی‌ها و مطرح کردن پیشنهاد تشکیل دولت وحدت ملی صورت گرفته است. توافقی که آمریکایی‌ها از آن دم می‌زنند ضد قانون اساسی بوده و به نتیجه نخواهد رسید زیرا زیرساخت‌های توافق‌نامه مذکور با قانون اساسی منافات دارد و امکان دارد به اختلافات بیشتر دامن بزند.

حسینی در پایان با بیان این که طالبان هم خواهان به نتیجه رسیدن انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان بود گفت: شرط طالبان برای برقراری امنیت در کشور و گفت‌وگو با دولت خروج کامل نظامیان از افغانستان بود ولی با طولانی‌شدن روند انتخابات آمریکایی‌ها نیز بهانه‌ای برای حضور در این کشور پیدا کردند، به همین دلیل طالبان هم از خروج آن‌ها ناامید شده است و با وجود این که در زمان انتخابات دست به اقدامات جدی نزده بود ولی هم‌اینک با ادامه حضور آمریکایی‌ها اقدامات خود را مجددا از سرگرفته است.

 

پاکستان و بازی با کارت طالبان

اعظم طارق سخنگوی یکی از شاخه‌های طالبان پاکستانی اعلام کرده است؛ گروه آنها دیگر تحت سرپرستی طالبان پاکستان فعالیت نخواهد کرد...

پس از کشته شدن بیت‌الله محسود رهبر سابق طالبان پاکستان در حمله پهپادهای آمریکایی، قبایل محسود اصرار داشتند رهبر بعدی نیز باید از میان آنها برگزیده شود، اما چنین نشد و ملافضل‌الله به این سمت انتخاب شد. این نارضایتی اندک اندک فراگیر شد و شاخه‌های دیگری از طالبان نیز به رهبری جدید معترض شدند و پیامد آن هر یک از این گروه‌ها تلاش کردند با ایجاد تشکیلاتی مستقل، از آنچه طالبان پاکستان نامیده می‌شد، جدا شوند.

اعلام موجودیت گروه‌هایی چون «احرار الهند» و چند گروه نوظهور دیگر بر همین اساس است.

چند ماهی است که ارتش پاکستان عملیات بسیار سخت گیرانه و شدیدی را علیه طالبان در شمال شرق این کشور آغاز کرده است. هدف اصلی ارتش گروه‌هایی هستند که بیشتر مردم عادی را هدف قرار داده و به کشتارهای کور دامن می‌زنند. عده‌ای موفقیتهای ارتش را در این مبارزه با فروپاشی طالبان و شاخه شاخه شدن آنها مرتبط می‌دانند.

اعظم طارق سخنگوی طالبان شاخه محسود است. او گفته است بیت‌الله محسود، رهبری آنها، بمب‌گذاری در مکانهای عمومی، گروگانگیری و باجگیری را حرام می‌دانست، بنابراین آنها نمی‌توانند با طالبان پاکستان که از این نظر پرونده سیاهی دارد، به همکاری خود ادامه دهند. در روزهای گذشته «طالبان پنجابی» که یکی دیگر از شاخه‌های اصلی طالبان پاکستان است نیز اعلام کرد، تمامی فعالیتهای مسلحانه خود در خاک پاکستان را متوقف کرده و پس از این همه توان خود را تنها به جهاد علیه کفار در افغانستان متمرکز می‌کند.

برخی از کارشناسان این اتفاقها را پیامد نزدیکی کابل به هندوستان می‌دانند. آنها معتقدند، اسلام‌آباد با شعله‌ور کردن جنگی حساب شده در قبال طالبان، آنها را وادار کرده است تا به آن سوی مرز گریخته و بدین وسیله بر آن است تا توازن قوا را در افغانستان تغییر داده و دولتمردان افغانستانی را تحت فشار قرار دهد.

برخی دیگر نیز معتقدند که طالبان در یک سال اخیر به خاطر برخی کشتارهای وحشیانه مردم بیگناه، بشدت از سوی افکار عمومی، حتی در مناطق تحت کنترل خود مورد سؤال قرار گرفته و نفرت عامه مردم از آنها افزایش یافته است. این مسأله آنان را هم در سربازگیری و هم تأمین مالی جبهه‌هایشان در مناطق قبایلی دچار مشکل کرده، بنابراین آنها برای ادامه حیات خویش و آشتی با افکار عمومی دست به چنین اقدامهایی زده‌اند.

با این حال، برخی کارشناسان نیز بر این باورند که دوره توجه به اندیشه‌های تکفیری در پاکستان رو به پایان است و مردم مناطق قبایلی بیش از این نمی‌خواهند از امکانات رفاهی روز جهانی به خاطر حضور میهمانان ناخوانده‌شان محروم بمانند، بنابراین این گروه‌ها یا در حال تغییر ماهیت و یا در حال اسباب‌کشی به مناطق جغرافیایی دیگری هستند. با این حال کسی به روشنی نمی‌تواند پاسخ این پرسش را بدهد که آیا براستی طالبان پاکستانی در حال فروپاشی هستند یا به شکلی دیگر سر برخواهند داشت.

 

50 میلیارد دالر درآمد سالانه سيا از فروش مواد مخدر افغانستان

تمام تلاش کاخ سفید برای میانجیگری در انتخابات ریاست جمهوری به این جهت است که نیروهای آمریکایی برای چندین سال دیگر در افغانستان بمانند تا برنامه های ناتمام خود را تمام کنند.
پايگاه اينترنتي گلوبال ريسرچ در گزارشي آورده که آيا اوباما مي‌خواهد براي برداشت محصول خشخاش خود در افغانستان بماند؟ آيا یکی از دلایلی که باراک اوباما ریيس جمهور امريکا مي‌خواهد نظاميان امريکايي را در تا سال
۲۰۲۴ در افغانستان نگه دارد اين است که امکان دهد سازمان سيا همچنان ۵۰ ميليارد دالری درآمد سالانه خود را از محصول خشخاش افغانستان به دست آورد؟
زماني که طالبان بر سر قدرت بودند ، حداقل سخت گيري بيشتري بر تجارت مواد مخدر صورت مي‌گرفت اما اکنون بدون هيچ چون و چرايي مي‌توان گفت اوضاع پس از تهاجم امريکا به کشور ما، اوضاع بسيار بدتر از گذشته شده است.
پروفسور مايکل چودووفسکي مدير مرکز تحقيقات جهاني در مونترال در اين خصوص مي‌گويد ممنوعيت توليد مواد مخدر از سوي طالبان منجر به آغاز دوره‌اي از کمبود هرویين در اروپا در اواخر سال
۲۰۰۱ شد.
اريک والبرگ که يک روزنامه نگار سرشناس کانادايي است نيز در مقاله خود با عنوان "امپرياليسم پست مدرن " مي‌نويسد در دو سال عمليات سيا در افغانستان، مناطق مرزي پاکستان و افغانستان به بزرگترين توليد کننده هرویين جهان تبديل شدند.
وي در مقاله خود مي‌نويسد توليد مواد مخدر در افغانستان از
۱۸۵ تن در سال ۲۰۰۱ ، تقريبا ۳۳ برابر شد و در سال ۲۰۰۶ به ۶۱۰۰ تن افزايش يافت به نحوی که در سال ۲۰۰۷ ، کشور ما تقريبا ۹۳ درصد هرویين جهان را توليد کرد و اکنون نیز این میزان به حدی رسیده که برای چندین سال آینده ی جهان هم مواد مخدر ذخیره سازی شده است.
مدارک خوبي از دست داشتن سازمان سيا در چنين فعاليت هايي در تاريخ اين نهاد اطلاعاتي وجود دارد. ويليام بلوم نويسنده و محقق انگليسي در کتاب " کشور ياغي " مي نويسد سازمان سيا نيروهاي ملي گراي شکست خورده چيني را در برمه سازماندهي کرد. اين سازمان اطلاعاتي چشمان خود را به روي اين واقعيت بست که اين سربازان در حقيقت به مهره‌هاي بزرگ مواد مخدر در مثلت طلايي -- برمه ، تايلند و لائوس-- تبديل مي‌شدند.
پرواز خصوصي اير امريکا سيا ، مواد مخدر را در سراسر منطقه جنوب شرق آسيا جا به جا و از مناطقي که هرویين توليد مي شد راهي بازار و دست مشتريان غربي مي‌کرد.
هوفينگتون پست به نقل از رون پل از نمايندگان سابق جمهوريخواه در مجلس نمايندگان امريکا مي نويسد قاچاق مواد مخدر همانند معدن طلا براي کساني است که مي‌خواهند براي تامين مالي طرح‌هايي که از راه قانوني نمي توانند آن را تامين مالي کنند ، به دنبال کسب پول هستند. اين موضوع کاملا بديهي است که سيا در معاملات قاچاق مواد مخدر عميقا فعاليت داشته است.
جنرال محمود گاريف از فرماندهان سابق ارتش روسيه در زمان حمله به افغانستان
۲۰ اوت سال ۲۰۰۹ در مصاحبه با تلويزيون آر تي اعلام کرد امريکا قصد متوقف کردن توليد مواد مخدر در افغانستان را ندارد چرا که با آن هزينه حضور نظامي خود را در اين کشور تامين مي‌کند.
وي در ادامه اظهارات خود تاکيد کرد امريکايي‌ها خودشان پذيرفتند که مواد مخدر اغلب با هواپيماهاي امريکايي از افغانستان خارج مي شود. قاچاق مواد مخدر در افغانستان براي آنها سالانه حدود
۵۰ ميليارد دالر درآمد دارد که به طور کامل هزينه هاي مرتبط با نيروهاي نظامي آنها را در افغانستان تامين مي‌کند.
شايد با توجه به مطالب مطرح شده توضيح اين موضوع چندان دشوار نيست که چرا امريکا توانست ايتاليا، آلمان و جاپان را در جنگ جهاني دوم تنها در مدت سه سال و نيم شکست دهد در حالي که 13 سال درگير کشور
۳۰ ميليون نفري افغانستان است و هنوز هيچ پيروزي بدست نياورده است.
آيا اين موضوع ممکن است که امريکا اصلا قصد پيروزي در جنگ با تروريست را نداشته باشد؟ اما به جاي آن چنين ميدان مبارزه اي را مرکز پرمنفعت براي استفاده از کشت خشخاش و توليد مواد مخدر افغانستان سودمند مي‌بينيد!
به همین دلیل هم اصرار دارد دولتی پس از کرزی در افغانستان بر سر کار آید که خود را مدیون آمریکا بدانند و در مقابل این منفعت طلبی های کاخ سفید مقاومت نکند.

 

خیز جریان‌های افراطی برای آسیای مرکزی؛ آسیب‌پذیری ترکمنستان از طالبان و داعش

کارشناس سیاسی و اسلامی قرغیز، آسیای مرکزی و از جمله ترکمنستان را از اهداف جریان‌های افراطی و انحرافی مذهبی برای اعمال نفوذ معرفی می‌کند.

حسین اسوبعلی‌اف رئیس مرکز تحلیلی «راه‌حل‌های عاقلانه» قرغیزستان در گفت‌وگو با خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه گفت: گروه‌های افراطی مذهبی نظیر طالبان و داعش اعمال نفوذ به آسیای مرکزی و از جمله ترکمنستان را در دستور کار خود دارند.

اسوبعلی‌اف با اشاره به وخامت اوضاع امنیتی در مرز ترکمنستان با افغانستان اظهار داشت: نیروهای طالبان در ماه اوت و اوایل سپتامبر سال جاری میلادی پاسگاه‌های مرزی در قلمرو ترکمنستان را هدف قرار دادند و حتی 3 هفته پیش در منطقه گذرگاه مرزی موسوم به خواجه گردو میان مرزبانان ترکمن و گروه طالبان درگیری اتفاق افتاد و همزمان خبر کنترل منطقه مسکونی «شاه» در ولایت فاریاب منتشر شد.

وی ادامه داد: بر اساس تحلیل روند تحولات و اطلاع مربوط به افزایش تحرکات در مناطق مرزی افغانستان با آسیای مرکزی و از جمله با ترکمنستان، می‌توان این پیش‌بینی را داشت که ترکمنستان در یک تا 2 سال آینده از امکان تبدیل شدن به یکی از کانون‌های تنش در منطقه برخوردار خواهد بود. (هم از نظر تجاوز به مرزهای این کشور و هم از نگاه افزایش اقدامات تروریستی بر مبنای ایدئولوژی جهادیسم چه در داخل ترکمنستان و چه در مناطق مرزی).

به گفته وی، البته هنوز هیچ مدرک قانع‌کننده‌ای ارائه نشده که امکان اقدامات تروریستی از سوی گروه‌های افراطی زیرزمینی در داخل ترکمنستان را تائید نماید ولی بر اساس آخرین آمار، در ترکیب سازمان تروریستی داعش در عراق و سوریه تعداد ترکمن‌های سوری و افغانی و همچنین ترکمن‌های اتباع ترکمنستان که در مناطق قبایلی وزیرستان به سر می‌برند، رو به افزایش می‌باشد.

این کارشناس قرقیز یادآور شد: علاوه بر این، ترکمن‌های عراق عمدتا در مناطق تحت اقدامات داعش به سر می‌برند و تعداد کلی آن‌ها‌ در این کشور از 800 هزار تا 1.5 میلیون نفر برآورد می‌شود. جماعت‌ نسبتا بزرگ ترکمنی عمدتا در شهرهای موصل (که تحت اشغال داعش قرار دارد)، اربیل و کرکوک زندگی می‌کنند که زیر نفوذ و مسئولیت کردها دانسته می‌شود.

رئیس مرکز تحلیلی «راه‌حل‌های عاقلانه» خاطرنشان کرد: تاریخ حاکی از آن است که طی مدت زمان طولانی بین کردها  و ترکمن‌ها، اختلافات قابل توجهی وجود داشته و پس از اشغال عراق توسط نیروهای نظامی آمریکا در سال 2003 وخامت بیشتری بخود گرفته است. در آن زمان بود که روند تقویت استقلال کردها با بیرون کردن ترکمن‌ها آغاز شد.

به گفته وی، در حال حاضر، داعش مبارزه بی‌امانی علیه کردهای عراق و سوریه را آغاز کرده که به این دلیل آن‌ها به صورت طبیعی متحدان خود را از شمار ترکمن‌ها پیدا کردند.

وی گفت: البته ترکمن‌های عراق و ترکمنستان با هم مرتبط نیستند، ولی حضور ترکمن‌های محلی در ترکیب داعش و ورود ترکمن‌ها از دیگر مناطق و کشورها و از جمله ترکمنستان به آن، زمینه مناسبی برای ایجاد ظرفیت‌های انسانی، مالی و نظامی برای جهاد علیه ترکمنستان در آینده را فراهم خواهد کرد. این بدان معنی است که آماده‌سازی افراطی‌ها برای ترکمنستان به صورت سریع دنبال خواهد شد.

** هدف افراطی‌ها انتقال بی‌ثباتی به آسیای مرکزی است

این کارشناس سیاسی و اسلامی قرغیز با اشاره به اهداف گروه‌های افراطی در  آسیای مرکزی و مشخصا ترکمنستان، تاکید کرد: به نظر می‌رسد که وظیفه ایجاد مناطق ناامن در مرزهای ترکمنستان به طالبان واگذار شده تا زمینه برای نفوذ و بازگشت تروریست‌های آموزش‌دیده به این کشور را فراهم کنند. جدی بودن موضوع را باید مقامات ترکمن درک کنند اما به دلیل فضای بسته این کشور تعیین میزان نگرانی و اقدامات احتمالی عشق‌آباد کار ساده‌ای نخواهد بود.

اسوبعلی‌اف ادامه داد: در همین حال خبر می‌رسد که ترکمن‌های ساکن ولایت‌های فاریاب، بادغیس و جوزجان علیه طالبان گروه‌های دفاعی مسلح ایجاد کردند ولی هنوز پیش‌بینی اینکه تا کجا نقش و فعالیت آن‌ها موثر خواهد بود کاری سخت است.

به گفته وی، گروه‌ تحت کنترل الابرین کاریاد در ولایت جوزجان (تا 100 نفر) نسبتا شناخته‌ شده به شمار می‌رود. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که در ولایت یادشده ازبک‌تباران به سر می‌برند که تحت کنترل ژنرال عبدالرشید دوستم قرار داشته و چگونگی نتایج اقدامات طالبان در این منطقه قبل از همه به موضع آن‌ها ارتباط خواهد گرفت. در ولایت فاریاب یک گروه ترکمن به رهبری گورباندردی فعالیت می‌کند اما در برابر طالبان هنوز به نتیجه و موفقیت قابل توجهی دست پیدا نکرده است.

وی با بیان اینکه «دولت ترکمنستان معمولا از حمایت ترکمن‌تباران ‌در افغانستان خودداری می‌کند»، گفت: نباید این واقعیت را نادیده گرفت که تعداد قابل توجهی از ترکمن‌ها می‌توانند در صفوف طالبان قرار گرفته و از افکار و ایده‌های جهادگرایی پیروی کنند. بنابراین مناطق نسبتا آسیب‌پذیر فاریاب و بادغیس خواهند بود که در قلمرو آن‌ها مقاومت علیه طالبان ضعیف بوده و در مقابل ایدئولوژی جهادگرایی در حال تقویت شدن می‌باشد.

به گفته وی، گذشته از آن در شرایطی که ترکمن‌های افغانستان از طرف دولت مرکزی کابل به حال خود رها شده و از حمایت‌های عشق‌آباد نیز برخوردار نمی‌باشند، به احتمال زیاد انتخاب بیشتر آن‌ها با طالبان خواهد بود.

این تحلیلگر مسائل سیاسی و امنیتی آسیای مرکزی در بخش دیگری از سخنان خود با تصریح کرد: اقدامات طالبان در مسیر به اصطلاح ترکمنی چند انگیزه خواهد داشت که بحث انرژی و قاچاق مواد مخدر از آن جمله می‌باشد. البته رهبران پشت صحنه طالبان به دنبال اهداف ژئوپلیتیکی نیز هستند که ایجاد تهدید برای منافع انرژی و اقتصادی چین در ترکمنستان و کلا روسیه در آسیای مرکزی از مهم‌ترین آن‌ها خواهد بود.

رئیس مرکز تحلیلی «راه‌حل‌های عاقلانه» اظهار داشت: در اینجا باید به نکته‌ای که به نوعی با اقدامات داعش در رابطه با اشغال مناطق نفت‌خیز عراق و فروش نفت به ترکیه و اسرائیل برای تامین خودکفایی مالی این گروه تروریستی می‌تواند تشابه داشته باشد، توجه کرد و آن اینکه هنوز در رابطه با تعیین هدف دست‌یابی به میدان‌های گازی و نفتی ترکمنستان از سوی طالبان و گروه‌های هم‌سوی آن تردید وجود دارد اما با این حال، تهدید به اشغال و یا تخریب زیرساخت‌های گازی ترکمنستان و ایجاد تهدید برای سایر پروژه‌های مهم اقتصادی در این زمینه، برای عشق‌آباد و شرکای بین‌المللی آن می‌تواند جای نگرانی‌های جدی داشته باشد.

به گفته وی، بنابراین، بی‌ثباتی ترکمنستان در صورت تشدید اوضاع در افغانستان و تقویت طالبان امکان‌پذیر خواهد بود که تبعات آن ممکن است قبل از همه در مرز‌های مشترک 2 کشور و ظهور یک سازمان جدید ترکمن‌تبار تحت رهبری طالبان و طرح «ادعاهایی» در برابر ترکمنستان و «آزادی» آن بازگو شود.

 

حضور 1400 تبعه آسیای مرکزی در نبردهای سوریه

یک کارشناس مسائل امنیتی قزاقستان با اشاره به خطر حضور تروریست‌های آسیای مرکزی در درگیرهای سوریه و عراق گفت: این افراد پس از آشنایی با یکدیگر مبادرت به تشکیل گروهای قومی در آنجا می‌کنند.

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری فارس در دوشنبه، ارلان کارین کارشناس مسائل سیاسی قزاقستان گفت: شهروندانی که از کشورهای مختلف آسیای مرکزی به جنگ سوریه اعزام می‌شوند، پس از گذشت زمان و آشنایی نسبی با محیط جنگی با دیگر اتباع منطقه آشنا شده و گروه‌های قومی تشکیل می‌دهند.

این کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با پایگاه خبری تنگری‌نیوز.کز افزود: تشکیل گروه‌های قومی تحت نظارت گروه‌های سازمان یافته با سابقه طولانی جنگ در سوریه، خطرآفرین بوده زیرا این گروه‌ها از ابتدا نیز ادعای حکومت اسلامی (خلیفه اسلامی) در منطقه را داشته‌اند.

وی تصریح کرد: در حال حاضر به نظر می‌رسد در سوریه گروهی از شبه نظامیان ازبک تحت عنوان «جماعت امام بخاری» و همچنین گروه‌های قومی از تاجیکستان و ازبکستان گروه «جماعت صبوری» را ایجاد کرده‌اند که این گروه‌ها در حال حاضر با تروریست‌های داعش در ارتباط هستند.

به گفته این کارشناس، با توجه به اطلاعات دریافت شده از منابع عمومی و همچنین فیلم‌های پخش شده در اینترنت می‌توان از نحوه فعالیت آنها با خبر شد.

وی اضافه کرد: چنین وضعیتی بیانگر این واقعیت است که سازمان‌هایی در سوریه و عراق این گروه‌ها را حمایت مالی می‌کنند.

کارین با اشاره به آمار رسمی موجود اعلام کرد: هم اکنون از کشورهای آسیای مرکزی صدها نفر از جوانان در جنگ سوریه حضور دارند؛ بنابر اعلام آمار از طرف کشورهای عربی در حال حاضر 250 قزاق، 100 قرقیز، 190 تاجیک، 500 ازبک‌تبار و 360 نفر ترکمن در این کشورها مشغول به جنگ هستند که از طریق مسیرهای مختلف خود را به سوریه می‌رسانند.

وی افزود: اتباع کشورهای آسیای مرکزی در منطقه خاورمیانه هماهنگ با اتباع عربستان سعودی، تونس، قفقاز شمالی و عراق که اکثریت اعضای گروه‌های معارض را تشکیل می‌دهند در این منطقه علیه حکومت بشار اسد می‌جنگند.

این کارشناس همچنین افزود: در گذشته، تنها اقوام قزاق تندرو در جنگ سوریه شرکت داشتند که عمده آنها از جنوب قزاقستان بودند اما به تازگی افرادی از مناطق شمال و شمال غربی این کشور نیز حضور دارند.

وی دلایل شرکت جوانان از آسیای مرکزی و از جمله قزاقستان در جنگ سوریه را شرایط بد اقتصادی، فریب و تعصب اعلام کرد.

به اعتقاد کارین، انتشار فیلم‌هایی از فعالیت گروه‌های افراطی ابزاری برای جلب جوانان به این جبهه است.

وی تاکید کرد: شرکت جوانان آسیای مرکزی و قزاق‌ها در جنگ سوریه، زنگ خطری برای دولت‌ها و تهدیدی برای منطقه به شمار می‌آید.

 


Copyright ©2014
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت