226 :محفل تورنتو
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی




نصیرمهرین
در حاشیۀ موضوع اختلاس در وزارت معارف و ضرورت تحقیق 


غلام سخی ارزگانی
اتحاد جمعیت و جنبش را در مبارزه علیه تروریسم به فال نیک می گیریم


سلیمان کبیر نوری
درماندگی 1400 ساله و راه گشایی داهیانه اندیشمند افغانستان


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
جنگ سالار افغا ن به نسبت کنارگذاشتن اش توسط غنی عصبانی میباشد


احمد سعیدی
تغییر جغرافیای جنگ از جنوب به شمال افغانستان


محمدامین فروتن
از قهرمان الماس تا قهرمان عیسی


مهرالدین مشید
  افغانستان به ثبات استراتیژیک نیاز دارد 


عبدالواسع غفاری
عوامل پارچه پارچه شدن دین اسلام به مذاهب_بخش یازدهم


غلام محمد زارع
خشونت و زورگویی _ خشونت و زور گویی با زنان


محمد الله وطندوست
نکاتی چند از یادداشت های روزانه


احمد سعیدی
پویایی مفهومی تروریزم


محمد انور ولید
د افغانستان د سولې ریموټ د پاکستان په لاس کې دئ


توریالی رزاقیار
مسوول و پاسخگو کیست ؟


خوشه چین
مادروطن گریه دارد


حقیق
مبارزه با مواد مخدر کمک جهانی میطلبد


محمدعوض نبی زاده
بی‌اعتنایی رهبران حکومت درجشنواره ی فرهنگی سارک


عبدالرووف ليوال
دلوگردموسیقی اوودونو، نوستالژی


ســید مقصـود برهان
ســـــــــــــفر


عبدالواحد خرم
تکرار تجارب ناکام انتخاباتی سال 1393 ریاست جمهوری


عطأالله عنایت رادمرد
همکاری اطلاعاتی ياجنگ جديد هوشمندانه


استاد صباح
افغانستان وآمريکا ازتعلقات سياسي تا لشکرکشي نظامي


اکادمیسین سیستانی
آیا ظاهرشاه ،شاهی بیکاره نبود


عبدالو کیل کوچی
مبارزه ترقی خواهانه نیازمند موضعگیری مشخص وپیام روشن است


محمد عالم افتخار
همه پرسی به بهانه یک نامهِ مهم


سنجر غفاری
 شمال افغانستان پایگاه بعدی ترویزم بین المللی


امان الله استوار
هموطنان عزیز و افغانهای دوراز میهن


فریبا سنجر شهابی
بايد نقش و اراده زنان رادربرگشت ثبات کشورامر حتمی دانست و حرمت نمود


کریم پوپل
چرا و چگونه طالبان و داعش در حمله با بعضی از ولسوالی موفق می گردند


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
پنج رکن اسلام هراسی


غلام سخی ارزگانی´
گزیدۀ از واژه های صلح و آشتی در برابر خشونت _ قسمت های چهارم و پنجم


داکتر یارمحمد حیدر زاده
ارزش آب یک منبع استراتژیک


حشمت الله بیان
نباید سرنوشت اطفال کشور قربانی خواسته های شخصی آموزگاران گردد


دکتر حمیدالله مفید
واژه های همآوا وهم صدا   وکاربرد درست آنها در زبان فارسی


جمعه خان عابد
تصویر زمان


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
همدا ملا دی


نصیرمهرین
فراخوان عمومی در رابطه با اختلاس در وزارت معارف 


حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
از خــاین ملــی تا قهــرمــان ملــی



Engineer Fazel Ahmed Afghan : Conspiracies and Atrocities in Afghanistan




يکشنبه 14 سرطان 1394 خورشيدی برابر با  5 جولای 2015 ميلادی

 

هواپیماها در پکتیا به طالبان جنگ‌افزار پایین می کند

یک مقام بلندپایۀ امنیتی در جنوب‌شرق کشور می گوید که از چندی بدین‌سو، هواپیماها با پرواز از آن سوی مرز، در جبهۀ جنگ به طالبان سلاح و مهمات پایین می کند.

این مقام امنیتی‌که نخواست نامش فاش شود، روز گذشته در تماس به روزنامۀ ماندگار گفت: هنگامی‌که طالبان شکست  میخورند، هواپیماها با نشست در صفوف نبرد، از این گروه پشتیبانی لوژیستیکی و تسلیحاتی می‌کند.

این مقام امنیتی گفت: «به‌تاریخ ۱۲/۰۴/۱۳۹۴ سال جاری، چندین طیاره سه مرتبه از استقامت پاره‌چنار پاکستان در مربوطات ولسوالی‌های خمکنی و جانی‌خیل ولایت پکتیا نشست کرده‌اند و به طالبان سلاح و مهمات پایین کرده‌اند.»
منبع همچنان افزود: «به‌تاریخ
۹ سرطان و در شب جمعه ساعت ۱۱:۳۰ چند بال طیاره یک مقدار محموله را از هوا در مربوطات ولسوالی جانی‌خیل پرتاب کرده‌ است. هم‌چنان روز جمعه (۱۲ سرطان) این طیاره‌ها از استقامت پاره‌چنار پاکستان پروازه نمودهو در ولسوالی جانی‌خیل نشست کرده است.»
او گفت: این چیزی است که عملاً نیروهای امنیتی مشاهده می‌کنند.
این مقام بلندپایۀ امنیتی در جنوب
شرق گفت که این طیاره‌ها از چندی بدین‌سو از عقب طالبان را حمایۀ لوژستیکی وتسلیحاتی می‌کنند.
به گفتۀ او، هنگامی‌که طالبان شکست می‌خورند، چند بال طیاره از عقب به حمایت آنان پیدا می‌شود.
این مقام امنیتی‌که از خط مقدم جبهه صحبت می
کرد، گفت: گروه طالبان در جنگ‌های بهاری در زون‌ جنوب و شرق شکست خور‌ه‌اند و اکنون می‌خواهند با حمایت آی‌آس‌آی و نظامیان پاکستان برای تلافی شکست خویش، ولسوالی‌های هشتگانۀ ولایت پکتیا را به‌سقوط مواجه کنند.
در سال‌های گذشته برخی نماینده
گان شمال کشور در مجلس گفته بودند که در ولایت کندز هواپیماها به طالبان سلاح و مهمات پایین میکنند. اما این نخستین بار است که چنین ادعایی در جنوب کشور مطرح میشود.
تا اکنون مقام
های بلندپایۀ امنیتی در کابل به این ادعاها واکنش نشان نداده اند و تماسهای ما هم برای گرفتن دیدگاه سخنگویان وزارتهای دفاع و داخله بینتیجه ماند.
در روزهای پسین، وضعیت امنیتی در تمامی مناطق کشور به شدت وخیم شده است.
در کنار گروه
طالبان، نفوذ داعش در برخی ولایتها به شدت در حال افزایش است.

 

چرا کمیسیوناصلاح نظام انتخاباتی تشکیل نمی‌شود؟

ماندگار : بسیاری‌ها بر این باورند که ریاست‌جمهوری عزم و ارادۀ لازم برای ایجاد تغییرات در نظام انتخاباتی ندارد و به همین دلیل، کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی در هاله‌یی از ابهام باقی مانده است.
معیاد کارِ کمیسیون فعلی، عملاً بدون داشتن رییس و برگزاری حتا یک جلسه سپری شد و لازم است که در این مورد رییس‌جمهوری بار دیگر فرمان صادر کند.
با وجود این‌که مقام‌های ارشد دولتی می‌گویند کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی به‌زودی به کارِ خود آغاز می‌کند، اما واقعاً معلوم نیست که مراد از «زود» چه وقت است.
کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی اگر به‌موقع ایجاد شد، باید فوراً پس از تشکیل دولت وحدت ملی نیز به کارِ خود آغاز می‌کرد تا اصلاحات لازم در نظام انتخاباتی انجام و انتخابات پارلمانی در زمان قانونیِ آن برگزار می‌شد. رییس جمهوری ماه‌ها به چانه‌زنی بر سر نوعیتِ کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی با رییس اجرایی مشغول بود و بعد از آن‌که مقداری توافق در مورد آن به‌دست آمد، در همان نخستین لحظات، با اقدامی کودتایی زمینۀ فروپاشی آن را فراهم کرد. به این معنا که رییس جمهوری لحظاتی پیش از آغاز سفر به امریکا، فردی را به ریاست کمیسیون فرمان داد که به هیچ صورت در موردش توافق صورت نگرفته بود و حتا جزو کسانی نبود که در فهرست‌ها از او نام برده شده بود.
اشرف‌غنی می‌خواست با فرمانِ خود عملاً فردی را در رأس کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی قرار دهد که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، یکی از افراد مظنون به تقلب و دامن زدن به فضای ملتهب در سطح جامعه بود. آقای غنی با آوردن این شخص در رأس کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی، می‌خواست به دو هدف اصلیِ خود دست پیدا کند: نخست، پوشیده نگه داشتنِ اتفاق‌های زمان انتخابات سال گذشته؛ و دوم، ایجاد اصلاحات ناچیز و غیرموثر در نظام انتخاباتی کشور.
از سوی دیگر، آقای غنی تلاش دارد که کمیسیون‌های انتخاباتی هم‌چنان با مسوولان فعلی به کارِ خود ادامه دهند و اگر تغییراتی در این عرصه وارد می‌شود، سطوح پایینیِ کمیسیون‌ها را احتوا کند. به گفتۀ بسیاری از آگاهان، رییس‌جمهوری به هیچ صورت نمی‌خواهد کمیسیونِ اصلاح نظام انتخاباتی دست به چنان تغییراتِ گسترده‌یی در این نظام بزند که رازهای افشا نشدۀ انتخابات سالِ گذشته برملا شوند.
رییس جمهوری می‌داند که ایجاد کمیسیون غیرجانب‌دار، برداشتن تیشه و فرو کوفتنِ آن به ریشه‌های خود است. از جانب دیگر، حتا اگر در رأس این کمیسیون مهره‌های نزدیک به رییس‌جمهوری قرار داشته باشند، نمی‌توانند نسبت به گذشته با بی‌تفاوتی برخورد کنند و یا اصلاً آن را نادیده بگیرند. ایجاد کمیسیون به معنای بررسی وضعیت انتخابات‌های گذشته است که بتواند مشکلاتِ آن را دریابد. هیچ کمیسیونی حتا کمیسیون فرمایشی نیز نمی‌تواند چشم خود را به روی تقلب‌های انجام شده در انتخابات سال گذشته ببندد و یا از آن تعریف تازه‌یی ارایه کند.
آقای غنی این موضوع را به‌خوبی دریافته است که ایجاد کمیسیون به نفعِ او بوده نمی‌تواند. به همین دلیل، تلاش‌های ارگ حالا عمدتاً معطوف به عدم ایجاد کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی است. آقای غنی می‌خواهد فضایی را به وجود آورد که دولت مجبور شود در موجودیت همین کمیسیون‌ها و نظام انتخاباتی، دست به برگزاری انتخابات پارلمانی بزند.
سخنانی هم که هرازگاهی از زبان مقام‌های نزدیک به رییس جمهوری در مورد قریب‌الوقوع بودن گشایش کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی شنیده می‌شود، بیشتر مصرف داخلی دارد تا بتواند افکار عمومی را تخدیر کند.
حرکت‌هایی را که آقای غنی در جهت تشکیل کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی انجام می‌دهد، بیشتر حرکت‌های بازدارنده و تقابل‌گرایانه است که مانع ایجاد کمیسیون می‌شود. در آخرین مورد گفته می‌شود که رییس جمهوری یک بارِ دیگر فردی را به ریاست کمیسیون نامزد کرده که بازهم از تیم خودش و از افراد مظنون به تقلب‌های گسترده است.
اگر رییس جمهوری از تشکیل کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی هراس ندارد، چرا فردی را در رأس آن نمی‌گمارد که از تیم خودش نباشد؟ آیا در سراسر کشور فردی یافت نمی‌شود که بتوان ریاست کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی را به او سپرد که از افراد نزدیک به آقای غنی نباشد؟
گماشتن افرادی از تیم خود در رأس کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی و مصر بودن بر این موضوع نشان می‌دهد که رییس جمهوری از چیزهایی می‌ترسد و می‌خواهد جلو اتفاق‌هایی را در آینده بگیرد. رییس جمهوری وضعیت فعلی را بر هر گونه اصلاح نظام انتخاباتی ترجیح می‌دهد و می‌خواهد هیچ یک از قوای سه‌گانۀ کشور از مشروعیت و صلاحیت لازمِ قانونی برخوردار نباشد.
رییس جمهوری در پی ایجاد بی‌ثباتی در میان نهادهای دولتی است تا ندانم‌کاری‌های او را توجیه کنند. اصلاح نظام انتخاباتی را آقای غنی به نفعِ خود نمی‌بیند و به همین دلیل همواره تلاش کرده است که به گونه‌هایی از تشکیل آن جلوگیری کند. اصلاح نظام انتخاباتی می‌تواند ضمن این‌که مشکلاتِ گذشته را برملا سازد، دست‌های ارگ را در انجام تقلب‌های دیگر در انتخابات آیندۀ پارلمانی سد شود.
فراموش نباید کرد که آقای غنی در تلاش است عده‌یی از افراد نزدیک به خود را وارد پارلمانِ کشور سازد و این افراد در موجودیت مکانیسم‌های دقیق و حساب شده، بدون شک نخواهند توانست به این آرزوی خود برسند. کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی تا زمانی که رییس جمهوری به اساسی‌ترین اهدافِ خود در این مورد دست پیدا نکند، به کار آغاز نخواهد کرد. او حتا حاضر است بر سرِ کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی، با رییس اجرایی وارد معامله شود و با باج دادن در بخش‌های دیگر، مدیریت کمیسیون اصلاح نظام انتخاباتی را در اختیار بگیرد.

 

جاسوسان باافتخار

 قسمت پانزدهم

«نقش استخبارات در جنگ‌های کوچک و دیپلوماسی از دوره نورمحمد تره‌کی تا حامد کرزی»

فعالیت‌ها و عملیات‌های بیرون‌مرزی خاد
8 صبح : تاریخ را برندگان جنگ می‌نویسند. این مقوله در ارتباط به جنگ افغانستان نیز صدق می‌کند. بیشترین مواد چاپی، تصویری و صوتی که تا حال در ارتباط به دهه جهاد وجود دارد، حکایت از ظلم شوروی‌، رژیم کمونیستی افغانستان و پیروزی‌های خدامحور مجاهدین می‌کند. دقیق در چنین فضایی، از فعالیت‌های خاد به‌عنوان نهاد محوری در فعالیت‌های استخباراتی، کم‌تر تحلیل خون‌سردانه صورت گرفته است. چندین بخش از این نوشته‌ها به فعالیت‌های خاد در پاکستان تخصیص یافته است و استراتژی آن زمان شوروی و افغانستان را در برابر پاکستان به تصویر کشیده است. پاکستان در این مباحث بسیار مهم و بزرگ است، زیرا این کشور در دوره جهاد حد اقل سالانه شصت‌هزار تن مهمات ‌را از سه‌صد عبور‌گاه غیر‌قانونی مرز‌ها به داخل افغانستان به‌خاطر شکست قشون سرخ و اردوی حزب دموکراتیک ارسال می‌کرد. آنچه پاکستان را در این جنگ کمک اساسی کرد، اتکا به باور دینی و اعتقادی مردم افغانستان بود. در واقع مطرح شدن جهاد در برابر یک قدرت به اصطلاح کفری و الحادی، پاکستان را قادر ساخت به هر دهکده افغانستان راه و دسترسی یابد و بخش بزرگی از نفوس افغانستان را در خدمت منافع بزرگ و استراتژیک خویش به‌صورت رایگان قرار دهد.
به دلایل متعدد نمی‌توان عملیات‌های دو طرف را یک به یک به تحلیل و ارزیابی گرفت، زیرا مجاهدین فاقد نظام کتابت و یادداشت بودند و پاکستانی‌ها و روس‌ها هنوز چنان‌که لازم است آرشیف‌های خویش را باز نکرده‌اند. از جانب پاکستانی‌ها یگانه کتاب موثق و مرتبط به تاکتیک و استراتژی مقابله با تهدید شوروی و حمایت مجاهدین که تا حال نوشته شده است، همان کتاب «تلک خرس» به قلم محمد‌یوسف افسر مسوول در بخش تماس‌، طرح عملیات‌ها و اکمالات مجاهدین در آی‌اس‌آی است. به جز از کتاب یاد‌شده هر قدر مواد دیگر که نوشته شده بیشتر جنبه تحقیقاتی از جانب ناظرین غربی و خبرنگاران را داشته و یا هم تحلیل‌های نویسندگان آن دوره است. با آن‌که در بخش‌های موردی و تاکتیکی نمی‌توان کتاب متذکره را غیر‌موثق خواند اما معلوم است که این کتاب در عین زمان یک نسخه جنگ روانی از طرف آی‌اس‌آی نیز است.
نگاه پاکستانی‌ها به کی‌جی‌بی و خاد، نگاه به یک هیولا بود و لحظات و مقاطع زمانی در دهه جهاد وجود دارد که همه باور داشتند مجاهدین شکست می‌خورند و شوروی‌ها و حزب دموکراتیک پیروز می‌شوند. تاریخ قضاوتش را در مورد جهاد افغانستان انجام داده است. دریافت‌های من نشان می‌دهد که اگر اتحاد جماهیر شوروی دچار بن‌بست اقتصادی و داخلی خودش نمی‌شد، پیروزی مسلحانه و قاطع مجاهدین به آن زودی که صورت گرفت ناممکن بود و سرنوشت جنگ با تفنگ تعیین نمی‌شد. به هر حال در این سلسله از نوشته‌ها بار بار به مبحث پاکستان بر خواهیم گشت اما در این بخش مهم است از همسایه دیگر افغانستان که در جهاد از مجاهدین حمایت کرد ولی سیاست بسیار پیچیده و چندلایه داشت ذکر کرد. این همسایه ایران است.
در دهه هشتاد میلادی افغانستان چهار تا همسایه داشت. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در شمال که به افغانستان تجاوز کرده بود، جمهوری پاکستان در شرق که تقریبا به پایگاه تمام‌عیار مجاهدین تبدیل گردیده بود‌، جمهوری خلق چین در شرق که از جهاد حمایت سیاسی و تسلیحاتی می‌کرد و جمهوری اسلامی ‌ایران در غرب. آیت‌الله خمینی با سرنگونی دولت شهنشاهی ایران، انقلاب اسلامی ‌را به پیروزی رسانیده بود و با اتکا به شعار «نه شرقی نه غربی» در پی استحکام پایه‌های رژیم نو در ایران بود. ایران از بدو پیروزی انقلاب اسلامی‌ مورد تهاجم نظامی‌ عراق به رهبری صدام حسین قرار گرفت و این کشور در تنگنای مبهم قرار گرفت. من می‌خواهم از عملیات‌های خاد در جمهوری اسلامی ‌ایران بنویسم ولی قبل از آن باید تصویری از سیاست ایران آن زمان در قبال افغانستان و مساله جهاد ترسیم کرد، زیرا در غیر آن ذکر حوادث به جز یک داستان پر از گسست چیز دیگری نخواهد بود.
قبل از انقلاب اسلامی ‌ایران و قبل از انقلاب یا کودتای ثور
۱۳۵۷ در افغانستان، کمیته امنیت دولتی شوروی یا کی‌جی‌بی اطلاعات غیر‌موثق و فریبنده از حضور نفوذی‌های ساواک یا سازمان استخباراتی ایران در صفوف نیرو‌های دفاعی و امنیتی جمهوری سردار محمد‌داوود خان به‌دست آورده بود. ساواک متحد بسیار نزدیک امریکا و اسراییل بود و از این‌رو این گزارش‌ها باعث ایجاد نگرانی و تشویش در مسکو شده بود. قبل از تهاجم نظامی ‌ارتش سرخ به افغانستان، مسکو در یک گرداب اطلاعاتی گیر افتاده بود و حد‌اقل یک سال بحث و تحلیل را در بر گرفت تا شوروی‌ها به این باور رسیدند که عبور از این گرداب تنها می‌تواند با تهاجم نظامی ‌به افغانستان سهل گردد. اما اشغال نظامی ‌افغانستان توسط ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را در یک گرداب مرگبار‌تر و خطرناک‌تر از اولی قرار داد. این گرداب جنگ رویا‌رویی با مجاهدین افغانستان بود که در مقیاس بزرگ و جهانی نیروی نیابتی جهان غرب، پاکستان و عربستان سعودی بودند.
با تحقیقات از پشت میز می‌توان با حدی از اطمینان گفت که ایران در آنزمان حد‌اقل پنج محور مهم در استراتژی خویش داشت که هر یک به نحوی از انحا بالای وضعیت افغانستان تاثیرگذار بود و دقیق در برابر هر یک از این پنج محور باید کی‌جی‌بی و خاد روش بالمثل اتخاذ می‌کردند.
اول استحکام و ثبات داخلی که نیازمند سرکوب تمام نیرو‌هایی بود که خلاف ایده امام خمینی در ایران فعالیت داشتند. حزب توده ایران، یکی از احزابی که در پیروزی انقلاب از روی غفلت یا تحلیل اشتباه‌ خمینی را کمک کرده بود باید سرکوب می‌شد. حزب توده با گرایشات چپی‌اش یکی از احزاب طرفدار شوروی بود و وقتی سرکوب این حزب در ایران آغاز شد، یک تعداد از فعالین این حزب به افغانستان پناهنده شدند و مورد حمایت خاد قرار گرفتند. آن‌ها حتا در سال
۱۳۶۴ در کابل کنفرانس سراسری خویش را دایر کردند. تمامی ‌فعالیت‌های حزب توده در کابل با آن‌که در ظاهر از جانب حزب دموکراتیک خلق افغانستان حمایت می‌شد اما خاد در مدیریت حضور آن‌ها در افغانستان نقش داشت.
دوم مقابله در برابر تجاوز نظامی عراق به ایران. این وضعیت باعث شد که حکومت صدام حسین یک سفارت فعال‌تر از گذشته در کابل داشته باشد و تا حدی با کابل مراوده بیشتر سیاسی ایجاد کند. عراق حد اقل بعد از جنگ دوم جهانی به‌خاطر تضعیف ایران از داعیه بلوچستان به نحوی حمایت می‌کرد. وقتی بلوچ‌های پاکستان آغاز به شورش کردند، سفارت عراق در پاکستان مورد تلاشی قرار گرفت و از آن مقدار قابل ملاحظه سلاح و مواد منفجره که باید به شورشیان بلوچ انتقال می‌شد دریافت شد. یکی از اهداف مشترک ایران با پاکستان در طول تاریخ سرکوب بلوچ‌ها بوده است. افغانستان بنا بر درد‌سر‌های خودش هیچ موقف تاثیر‌گذار در جنگ ایران و عراق نداشت و متاثر از سیاست‌های جهانی شوروی بود.
سوم دفع و طرد آنچه دسیسه‌های امریکا برای بر‌اندازی رژیم آخوندی و زمینه‌سازی به برگشت شاه و یا سلطنت خوانده می‌شد. در این مبحث ایرانی‌ها دچار دوراهه فکری شده بودند. اگر به یک‌بارگی در پی بر‌اندازی رژیم کمونیستی افغانستان می‌شدند، پس در منطقه الگویی از بازگشت نظم قبلی به‌وجود می‌آمد و اگر در برابر رژیم کمونیستی و تهاجم ارتش سرخ خموشی اختیار می‌کردند تناقض با شعار فکری و عقیدتی‌شان داشت که دولت خویش را اسلام‌محور و انقلابی تلقی می‌کردند. اما ایستادگی در برابر رژیم ببرک کارمل معنی‌اش همکاری غیر‌مستقیم با امریکا‌، عربستان سعودی و پاکستان بود. به هر حال ایران از روی محاسبات استراتژیک بالاخره در حمایت از جهاد افغانستان گام برداشت.
محور پنجم سیاست ایران را حمایت و تقویت اقلیت‌های شیعه‌مذهب منطقه تشکیل می‌داد. در کشمکش‌های منطقوی دهه هشتاد میلادی ایرانی‌ها به عوض حمایت از اخوان‌المسلمین در مبارزات ضد استبداد در کنار حزب‌الله و دولت شیعه‌گونه سوریه قرار گرفتند. اقلیت علوی حاکم در سوریه شباهت‌هایی به شیعه دارند ولی شیعه نیستند. آن‌ها علی را فرستاده خدا می‌دانند نه یک خلیفه اسلام. اما اگر ایران می‌خواست از جهاد حمایت واقعی کند، باید یک حدی از هماهنگی و تفاهم با پاکستان ایجاد می‌کرد. این امر اجتناب‌ناپذیر بود. تنگنا‌هایی را که باید ایران به‌خاطر حمایت از مجاهدین عبور می‌کرد، می‌توان در اولین ملاقات وزیر خارجه ایران آنزمان با عبدرب الرسول سیاف رهبر چتر ایتلافی مجاهدین به نام اتحاد اسلامی‌ دریافت. استاد سیاف در یک صحبت خودمانی با این قلم یاد‌آوری کرد که «در اسلام‌آباد با حضرت صاحب مجددی و حکمتیار قرار شد یکجا با وزیر خارجه ایران ملاقات کنم. من در راس ایتلاف مجاهدین بودم و طرف حرف و مذاکره هیات ایرانی نیز من بودم. وزیر خارجه از من سوال کرد: اگر امریکا بخواهد به جهاد کمک کند، آیا قبول می‌کنید؟ حکمتیار دستم را از زیر میز می‌فشرد و می‌گفت که بگو نخیر. حضرت دست دیگرم را فشار می‌داد و می‌گفت: بگو بلی قبول می‌کنیم. من پاسخ دادم که آقای وزیر اصلا امریکا کمک نمی‌کند. وزیر باز پرسید که ما در اصل می‌خواهیم بدانیم اگر امریکا کمک کند آیا قبول می‌کنید یا نه. من باز پاسخ دادم که آقای وزیر امریکا کمک نمی‌کند و نخواهد کرد. با این می‌کند و نمی‌کند مذاکره و ملاقات را پایان دادیم و نخواستیم که به ایرانی‌ها پاسخ روشن بدهیم.»
شاید این یکی از دغدغه‌های پیش پا‌افتاده استراتژیک برای ایران بود که آیا داعیه‌ای را کمک می‌کند که در عقبش امریکاست و اگر می‌کند چرا. به هر حال ایرانی‌ها برخلاف امریکا‌، عربستان سعودی و پاکستان در قضیه افغانستان تمام پل‌های عقبی خویش را با شوروی قطع نکرده بودند. جنگ با عراق، ایران را از دید تسلیحاتی تا حدی محتاج و متکی به شوروی ساخته بود و این احتیاج ایران را واداشته بود که به شعار‌ها و اهداف انقلاب اسلامی‌اش در قضیه افغاسنتان زیاد «اسلامی ‌و انقلابی» عمل نکند.
روی همین ملاحظات بزرگ استراتژیک بود که ایران در قدم اول به حمایت مالی، تسلیحاتی احزاب شیعه‌مذهب افغانستان پرداخت، در مرحله دوم به احزاب جهادی سنی‌مذهب اجازه گشایش دفاتر سیاسی و اطلاعاتی را در ایران داد ولی در عین حال روابط وسیع خود را با مسکو و بعد‌ها با حکومت داکتر نجیب‌الله محکم حفظ کرد. این چندلایگی سیاست کار آسانی نبود اما حوادث و رویداد‌های بعدی نشان داد که نه تنها ایران این سیاست را خوب مدیریت کرد، بلکه توانست مرز‌هایش با افغانستان را امن نگهدارد، نفوذ خویش را در میان همه مجاهدین تثبیت کند و در هیچ بازی منطقوی بازنده مطلق و برنده مطلق نباشد. از روی این تصویر استراتژیک در بخش بعدی به مسایل موردی و تاکتیکی می‌پردازم.

 

سفر دوره‌ای نخست وزیر هند به آسیای مرکزی

نخست وزیر هندوستان در تاریخ 6-7 ژولای سال جاری (15-16 تیر ماه سال 1394) بنا به دعوت رئیس جمهور ازبکستان به «تاشکند» سفر خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در تاشکند به نقل از «اوز.آ»، «نارندرا مودی» نخست وزیر هندوستان در تاریخ 6-7 ژولای سال 2015 میلادی (15-16 تیر ماه سال 1394) بنابه دعوت «اسلام کریم‌اف» رئیس جمهور ازبکستان با سفر رسمی وارد «تاشکند» خواهد شد.

طبق برنامه در این دیدار چشم انداز توسعه روابط ازبکستان، هندوستان، مسائل روز منطقه‌ای و بین‌المللی بررسی خواهد شد.

قرار است در پایان این سفر بیانیه مشترک و همچنین یک سری قراردادهای بین دولتی و بین اداراتی مبنی بر تحکیم همکاری‌های دوجانبه امضا شود.

پیشتر اعلام شده بود که از تاریخ 6 تا 13 ژولای (از 15 تا 22 تیر ماه) «نارندرا مودی» نخست وزیر هندوستان به کشورهای آسیای مرکزی از جمله قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان سفر می‌کند.

«ناوتیج سارنا» معاون وزیر امور خارجه هندوستان اعلام کرده است که نخست وزیر هندوستان روزهای 6-7 ژولای سال 2015 میلادی (15-16 تیر ماه سال 1394) به ازبکستان، 7 و 8 ژولای (16 و 17 تیر) به قزاقستان و پس از حضور در نشست‌های بریکس و سازمان همکاری شانگهای 10 و 11 ژولای ( 19 و 20 تیر) به ترکمنستان، 11 و 12 جولای (20 و 21 تیر) به قرقیزستان و روزهای 12 و 13 ژولای (21 و 22 تیر) به تاجیکستان سفر می‌کند.

بر اساس این گزارش، مقامات وزارت امور خارجه ازبکستان عصر روز گذشته با «وینود کومار» سفیر هندوستان در ازبکستان مسائل عملی مربوط به برگزاری اقدامات دوجانبه آینده را بررسی کردند.

در تاریخ 25 و 26 آوریل سال 2006 میلادی سفر رسمی «مانموهان سینگ» نخست وزیر سابق هندوستان به ازبکستان انجام گرفته است. در جریان سفر رسمی «اسلام کریم اف» رئیس جمهوری ازبکستان به هندوستان در ماه می سال 2011 میلادی بیانیه مشترک تصویب و قراردادهای بین اداراتی در مورد گسترش همکاری‌های دوجانبه در زمینه‌های مختلف به امضا رسیده است.

در تاریخ 21 و 24 می سال 2013 میلادی «حامد انصاری» معاون رئیس جمهور هندوستان به ازبکستان سفر کرده است. 

بنابه گزارش وزارت امور خارجه، هندوستان استقلال ازبکستان را در تاریخ 26 دسامبر سال 1991 میلادی به رسمیت شناخته و در تاریخ 18 مارس سال 1992 میلادی بین این 2 کشور روابط سیاسی برقرار شده است.    

 

نامه‌نگاری‌های محرمانه همپیمانان کلینتون برای فشار به پاکستان

همپیمانان «هیلاری کلینتون» وزیر خارجه اسبق آمریکا با فرستادن ایمیلی محرمانه از وی خواسته بودند به منظور مقابله با فعالیت‌های تروریستی در افغانستان، موضع سرسختانه‌ای را در قبال پاکستان در پیش بگیرد.

به گزارش رویترز، در حالی که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حال نزدیک شدن است، کمپین‌های انتخاباتی نیز درون برخی احزاب دموکراتیک این کشور فعالیت‌های خود را آغاز کرده‌اند.

چندی پیش وزارت امور خارجه آمریکا 2 هزار و 221 نامه الکترونیکی هیلاری کلینتون، وزیر خارجه اسبق این کشور را منتشر کرد.

مطابق با یکی از ایمیل‌های ارسال شده به کلینتون، همپیمانان وی درخواست کرده‌اند که ایالات متحده به منظور مقابله با فعالیت‌های القاعده و تروریسم در افغانستان، موضع سرسختانه‌ای را در قبال اسلام‌آباد در پیش گیرد.

این در حالی است که پیش از این نیز «سندی برگر» مشاور امنیت ملی کلینتون با ارسال ایمیلی از وی درخواست کرد به دلیل حمایت پاکستان از القاعده، ایالات متحده تدابیری سرسختانه علیه این کشور اتخاذ نماید.

اگرچه هیچ گونه شواهدی مبنی بر تأثیر ایمیل «برگر» در کلینتون دیده نشد اما وی در همان ماه به پاکستان سفر کرده و این کشور را به پناه دادن به تروریست‌ها متهم نمود.

برخی تحلیلگران افغانستانی معتقدند که افغانستان یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست دولت آینده آمریکا خواهد بود و شاید این کشور برگ برنده نامزد انتخابات آتی این کشور باشد.

این تحلیلگران همچنین معتقدند که ایالات متحده از نفوذ داعش در افغانستان ابراز نگرانی کرده است چرا که در صورت ادامه فعالیت این گروه تروریستی احتمال از بین رفتن دستاوردهای 14 ساله این کشور وجود خواهد داشت.

 

امریکا مسبب قدرت گرفتن تروریست‌هاست

شکست طرح اخوان و ظهور داعش

دیپلماسی ایرانی: آیا انسان عاقل می تواند باور کند که مجموعه ای از افراد منحرف و جنایتکار و مجرم یک جا دور هم جمع شوند و ظرف چند ماه بتوانند 60 درصد از خاک دو کشور بزرگی مثل عراق و سوریه را به اشغال خود در آورند؟ آیا داعشی که ناگهان ظاهر شد به جای طرح شکست خورده غربی ها برای استیلای جماعت اخوان المسلمین بر مصر و منطقه به وجود نیامد تا به دنبال آن منطقه را تقسیم کنند؟ چگونه می شود باور کرد جریانی با این قدرت و بزرگی دستاوردهایی این چنینی به دست آورد و مزدورهای خود را در سراسر منطقه از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس گرفته تا لیبی گسترش دهد و پرچم های خود را در مناطق مختلف آن به اهتزاز در آورد؟ آیا جز این است که داعش طرح جایگزینی برای غرب برای ویران کردن منطقه است؟

اخیرا اسناد امنیتی سری ای از سوی امریکا فاش شده که نشان می داد واشنگتن از اوت 2012 اجازه تشکیل دولت اسلامی را داده است. شبکه ای که به شکل مرموز در کشورهای منطقه خاورمیانه نفوذ می کند، بذر خود را در همه جا می کارد و بخش بزرگی از خاک این کشورها را به تصرف خود در می آورد و در دستان خود حفظ می کند. سپس کاری می کند که اوضاع در منطقه به جنگ های نیابتی کشیده شود. در عین حال حمایت های غربی و عربی و ترکی پشت سر گروه های مسلحی می آیند که به خود مخالفان سوری نام می دهند. گروه هایی که فقط برای ویران ساختن ارتش سوریه و ایجاد فضایی برای رشد و گسترش شبکه تروریستی داعش ایجاد شدند. بعد از آن هم ساختار جدیدی در منطقه شکل می گیرد که تهدیدی برای همه کشورهای منطقه است. به دنبال آن به گونه ای از این شبکه تروریستی حمایت می شود که همه تروریست های دنیا به آن بپیوندند و جزئی از این ساختار یا بهتر است بگوییم پیاده نظام این ساختار می شوند و به فکر مبارزه می افتند.

همه این نشانه ها و دلایل قاطع ثابت می کنند که این شبکه جنایت کار تروریستی که در کالبد عربی به همه جا رفت و آمد می کند، ساخته و پرداخته امریکا است. و الا این همه سلاح های مدرن چگونه به دست آنها می رسد که در جنگ های مختلف از آنها استفاده می کنند؟ این حمایت لجستیکی عظیم که در سطح نیروهای کشورهای بزرگ است از کجا در اختیار این شبکه قرار می گیرد؟ آیا این قدر احمقیم که ایالات متحده ما را هم مثل خودش احمق فرض کرده است و به این شیوه با ما تعامل می کند؟

جنگی که در حال حاضر منطقه را فرا گرفته جنگی نیابتی است که شبکه داعش به جای امریکا اما با استفاده از سلاح ها و مهمات پیشرفته آن آغاز کرده است. ایالات متحده که در خلال اشغال عراق و قبل از آن افغانستان نتوانست اراده خود را بر منطقه تحمیل کند، اکنون به سراغ داعش رفته تا تلاش کند حرف اول را از زبان این شبکه تروریستی بزند، تا به این ترتیب از هم پیمانی با کشورهای عربی نیز بی نیاز باشد، فقط به آنها سلاح بفروشد و بازار سلاح آنها را بیش از پیش به تصرف خود درآورد. این مساله شامل حال همه است از مصر گرفته تا عربستان سعودی، بنابر این می توانیم بگوییم که داعش در حقیقت خود ایالات متحده امریکا است.

 

طلایه دار زبان فارسی

ایرنا- سیزدهم تیر سالروز درگذشت پدر واژه های فارسی «محمد معین» است؛ ادیبی توانا که با خلق فرهنگنامه ای مدون و ارزشمند به زبان و ادبیات فارسی، روحی تازه بخشید و گنجینه ای غنی از واژه ها و مفاهیم پارسی را برای مردمان این دیار کهن به یادگار گذاشت.

فرهنگ نامه، کاربردی ترین کتاب مرجع برای متخصصان و دانشوران به شمار می رود و دربردارنده ی علوم بشری و نشان دهنده ی سطح علمی و فرهنگی یک جامعه است که بر خلاف سهولت استفاده از آن، نگارشی مشکل و طاقت فرسا دارد.
محمد معین از جمله ی فرهنگ نویسان برجسته ی این مرز و بوم محسوب می شود که نتیجه ی سال ها تجربه ی خود را در فرهنگ معین از مهم ترین منابع واژگان فارسی به رشته تحریر درآورده است. این ادیب بزرگ در نهم اردیبهشت 1297 هجری خورشیدی در محله ی زرجوب رشت دیده به جهان گشود. او در دوره ی کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و در کنار پدربزرگ خویش محمدتقی معین العلما رشد و پرورش یافت. وی تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش فراگرفت و پس از مدتی برای افزودن به دانش خویش به مدرسه ی دارالفنون تهران رفت و به دلیل استعداد بالایش در ادبیات فارسی و عربی، از شاگردان ممتاز این مدرسه شد.
پدر واژه های فارسی، علاقمند به تحصیل در رشته ی ادبیات و فلسفه بود بنابراین به دانشسرای عالی تهران رفت و در کنار تحصیل با فراگیری زبان فرانسه توانست رساله ی لوکنت دولیل و مکتب پارناس را به زبان فرانسوی ارایه دهد و با کسب نمره ی ممتاز، مدرک کارشناسی ادبیات فارسی را از این دانشسرا دریافت کند.
محمد معین برای انجام خدمت سربازی به دانشکده ی افسری احتیاط رفت و در آنجا به عنوان رییس دانشسرای مقدماتی اهواز، این دوره را به پایان رساند و در این هنگامه موفق به سپری کردن دوره های روان شناسی عملی، خط شناسی و مغز شناسی به صورت مکاتبه یی در آموزشگاه روان شناسی بروکسل بلژیک شد.
این فرهنگ نامه نویس بزرگ تحصیلات خود را در دوره ی کارشناسی ارشد و دکترا ادامه داد و با نوشتن رساله ی «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات فارسی» نخستین فردی بود که در ایران به دریافت درجه ی دکترای ادبیات فارسی نایل آمد و پس از آن در مقام استاد کرسی تحقیق در متون ادبی دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران و دانشسرای عالی، فعالیت های ادبی خود را به صورت گسترده آغاز کرد.
محمد معین در این زمان برای تنظیم لغت نامه ی علامه دهخدا، به همکاری با وی پرداخت و پس از مرگ او، با عهده دار شدن مقام ریاست سازمان لغت نامه، در زمینه ی تدوین این اثر، تلاش و کوشش فراوانی انجام داد.
او برای آفرینش فرهنگنامه ای جامع به شهرهای مختلف ایران و جهان سفر کرد و به جمع آوری اصطلاحات، واژه ها، امثال و حکم فارسی پرداخت و این گونه گردآوری و نگارش فرهنگ فارسی معین را آغاز کرد اما به دلیل بیماری، یک سوم از جلد آخر این اثر ناتمام ماند تا آن که جعفر شهیدی دوست و همکار وی، آن را به پایان رساند. این فرهنگ نامه که در ادبیات فارسی با روشی نوین در هفت هزار و 900 صفحه و 6 جلد تدوین شده شامل بخش هایی همچون واژه ها، ترکیبات خارجی و اعلام اشخاص و جغرافیایی است و نخستین فرهنگ نامه ای محسوب می شود که با روش نوین در آوانگاری دقیق، هویت دستوری واژه ها و ریشه شناسی در زبان فارسی نگاشته شده است.
اثرهای دیگر این ادیب بزرگ شامل یوشت فریان و مرزبان نامه، یادنامه پورداوود، ستاره ناهید یا داستان خرداد و مرداد، برگزیده شعر فارسی (دوره طاهریان، صفاریان، سامانیان، آل بویه)، قاعده های جمع در زبان فارسی، مزدیسنا و ادب پارسی، برگزیده نثر فارسی(دوره های سامانیان و آل بویه)، مفرد و جمع، تحلیل هفت پیکر نظامی، اسم جنس، حافظ شیرین سخن و مجموعه مقالات می شود.
او همچنین به تصحیح، ویرایش و ترجمه ی آثار ادبی ای همچون چهار مقاله، برهان قاطع، جامع الحکمتین و جوامع الحکایات همت گماشت و با تلاش و پشتکار فراوان توانست نشان های درجه ی دوم علمی، درجه ی دوم سپاس، لژیون دونور، هنر و ادبیات از دولت فرانسه و یک نشان از ژنرال دوگل رییس جمهوری فرانسه را به دست بیاورد.
سرانجام محمد معین پس از سال ها تلاش و کوشش در راه ارتقای زبان و ادبیات فارسی در سیزدهم تیر 1350 هجری خورشیدی رخ در نقاب خاک کشید و به دیدار معبود شتافت.
**پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز درگذشت محمد معین با «اسماعیل آذر» استاد زبان و ادبیات فارسی به گفت و گو پرداخته است.
وی، محمد معین را از نخستین استادان بزرگ دانشگاه تهران دانست و گفت: پدر فرهنگ فارسی بنیانگذار بسیاری از فعالیت های ادبی است که با برجای گذاشتن اثر بسیار ارزشمندی همچون فرهنگ معین، نام خود را در خاطر همگان جاودانه کرد. او اثرهای خود را با قلمی روان می نوشت و به آسانی مفاهیم و مطالب خود را به خواننده منتقل می کرد. تمامی آثار این فرهنگ نامه نویس، نموداری از پژوهشی واقعی و بنیادی محسوب می شود. وی استادی توانا و بنام بود که لحظه ای از حرفه ی خود غافل نشد و با دقت نظر به آفرینش اثرهای ادبی خود پرداخت و در این زمینه آثار او، بیانگر و گواهی بر این امر است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی درباره ی تاثیر فرهنگ معین در پیشرفت آثار ادبی اظهار کرد: از دوره ی گذشته تاکنون نگارش فرهنگنامه ها به ندرت صورت گرفته و اگر هم آفریده شده است، از اعتبار برخوردار نبوده اند. بنابراین تدوین فرهنگ نامه معین کمک کرد تا پیشرفت بسیاری در تحقیق های ادبی ایجاد شود که تاثیر و نفوذ آن در پژوهش های حال حاضر نیز غیر قابل انکار است و در زمره ی بهترین ها محسوب می شود.
اسماعیل آذر در پایان، درباره ی علت اعطای لقب پدر فرهنگ فارسی به این ادیب بزرگ گفت: محمد معین نه تنها فرهنگ معین را پس از سال ها تلاش با استفاده از منابع بسیار نگاشت، بلکه در تدوین لغت نامه ی دهخدا نیز نقشی تاثیرگذار داشت. او با توجه به نبود یک فرهنگ نامه ی مدون و ارزشمند که نیاز جامعه ی آن روز بود، برای فرهنگ نامه نویسی اقدام کرد. آوا نویسی در فرهنگ، بسامد(شمارش) واژگان ضروری، تحلیل واژگان و ریشه یابی واژه ها از ویژگی های اثر جاودانه ی این ادیب بنام محسوب می شود.

 


Copyright ©2015
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت