پروانه های از جنبش روشنایی
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا






دکتر بیژن باران
آمریکا در خاور میانه


دکتورعلی احمد کریمی
د پیامد فجایع سوریه برای افغانستان وسایرکشورها


 علی رستمی
نقش کودتاها در روند تاریخ 


میر عبدالواحد سادات
من عزاداروازاعماق قلب سوگوارهستم


  محمد عالم افتخار
ادامهِ پُر شکوه مبارزات و قربانی های مردم افغانستان


  مهرالدین مشید
تروریزم محصول اشتباۀ تاریخی و استراتیژیک غرب و امریکا است


پوهندوی دوکتورسيدحسام مل
يک شهروند خوب کیست؟ حقوق ومسولیتها اوچه است؟


 محمد الله وطندوست
آیا مضعگیری جدید امریکا در قبال پاکستان صادقانه است؟


 خوشه چین
عیاران نوین انقلابی


 محمد انور ولید
صراط المستقیم او صراط الشیاطین


 شهلا لطيفی
سروده ی بلند


 ســید مقصـود برهان
سروده های تازه


احمد سعیدی
تحلیلی از سه دهه خونین در افغانستان


استاد صباح
کرزي مي بالد ومردم مي نالد


خلیل
پیش بینی اشغال افغانستان از سوی شوروی: سند اجتماع استخباراتی_ قسمت دوم


غلام سخی ارزگانی
کشتار تظاهرکنندگان جنبش روشنایی در دهمزنگ


محمدامين فروتن
کابل باردیگرخون گریست


سنجر غفاری
حکومت و ملت در گرو اهداف غير


  مهرالدین مشید
رویارویی اردوغان و گولن و احتمال دست کاری ها در کودتای ترکیه


 علی رستمی
جهان گشایی وسیطرهء استعماری انگلیسها درکشورهای جهان_ قسمت سوم 


  محمد انور ولید
سه موټه ماما او د چین ماچین ښاپېرۍ


الحاج عبدالواحد سيدی
سلطۀ احمد شاه به روایت میلسن- مناسبات در سیستم اداری احمد شاه درانی


  انجمن حقوقدانان افغان در اروپا
تقبیح ومحکوم نمودن جنایت ضدبشری 


صدیق رهپو طرزی
بازسازی واژه گان يا نيولوجيزم در زبان پشتو


  انجنیر فضل احمد افغان: پيام تسلیت 




کارتونهای تازه از عتيق شاهد



دوشنبه 4 اسد 1395 خورشيدی برابر با 25 جولای 2016 ميلادی

 

روایت تلخ
چگونگی رویداد خونین دهمزنگ

8 صبح : قامت‌شان را بلند کرده بودند تا با آخرین قدرت و نیرویی که در بدن داشتند، صدای عدالت‌خواهی را از حنجره‌های‌شان بیرون کنند، اما ناگهان صدای هیبت‌ناکی نگذاشت تا حرف‌های ناگفته‌شان را بیان کنند. نقش بر زمین شدند و شیار‌های خون یکجا با آرمان‌های‌شان از بدن‌های پاره‌پاره‌شان بیرون جهید. تعدادی برای ابد خاموش شدند بدون این‌که قاتل خون آشام‌شان را بشناسند. تعدادی هم خاطره تلخ این روز شوم را با بدن زخمی‌ تا زنده هستند، حمل خواهند کرد.
عقربه‌های ساعت درست
۲:۴۵ دقیقه بعد از چاشت را نشان می‌داد که ناگهان صدای مهیبی بلند شد و سپس این صدا فاجعه انسانی آفرید. ثانیه‌ها در گرو زمان توقف کرد و همه‌جا را خاموشی فرا گرفت، اما لحظاتی بعد، این خاموشی جایش را به ناله‌های دل‌خراش سپرد. در میان دود و غبار از هر گوشه صدای درد و ناله‌های جانکاه بلند شد و سپس آژیر آمبولانس‌ها.
این حادثه درست زمانی به وقوع پیوست که روز شنبه
۲ اسد هواداران جنبش روشنایی در یک حرکت مدنی می‌خواستند در منطقه دهمزنگ کابل عدالت‌خواهی کنند. گفته می‌شود سه فرد انتحار‌کننده خود‌شان را در میان این اجتماع بزرگ رسانیده و مواد انفجاری همراه خود را منفجر ساختند.
به اساس آمار‌های وزارت امور داخله، کشته‌گان این رویداد هشتاد تن و زخمیان
۲۳۱ تن بوده‌اند.
این در حالی است که خلاف روز‌های دیگر، محوطه شفاخانه عاجل ابن سینا در کابل تعداد زیادی از زنان،‌ مردان و کودکان به چشم می‌رسند که اشک می‌ریزند و بی‌صبرانه در انتظار بهبود عزیزان‌شان به سر می‌برند و با آن‌‌که یک روز از این حادثه می‌گذرد، اما هنوز هم اشک از چشمان‌شان جاری است.
در یکی از اتاق‌های این شفاخانه، زنی به چشم می‌خورد در حالی که قطرات اشکش بدون وقفه از چشمانش جاری بود و دانه دانه به‌صورت بیمار می‌نشست، ایستاد بود. سرش را خم کرده و دست به‌صورت مرد جوان می‌کشید و او را دلداری می‌داد.
درست شش ماه از ازدواج‌شان می‌گذرد و اکنون که شوهرش را با این وضعیت در مقابل چشمانش می‌دید، نمی‌توانست احساساتش را کنترول کند.
نامش رفیعه است و در غرب کابل زندگی می‌کند. او می‌گوید: «صبح شوهرم به‌خاطر پیدا کردن لقمه‌نانی به شهر رفت. در آن‌جا دست‌فروشی می‌کند. ساعت دوونیم بعد از چاشت بود که زنگش آمد و گفت در راه است و دیرتر به خانه می‌رسد. وقتی از وقوع انفجار در دهمزنگ خبر شدم، برایش زنگ زدم اما گوشی‌اش را بر نداشت. او از ناحیه پا و شکم زخمی ‌شده بود.»
او می‌افزاید: «مرا به توتاپ و برق چی، شوهرم یک غریب‌کار بود و از راه می‌گذشت. دولت باید امنیت را می‌گرفت {تامین می‌کرد} و به خواست‌های مردم و نیازمندی‌های مردم گوش می‌داد و عمل می‌کرد. امروز که شوهرم به این حالت است و از امنیت جانی خودم و عزیزانم مطمین نیستم،‌ این زندگی نیست.»
شوهرش که عبدالرووف نام دارد دو عملیات جراحی را پشت سر گذاشته است. رفیعه می‌گوید: «شب گذشته شوهرم با مرگ و زندگی دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد، ولی حالا به فضل خداوند تا حد زیادی بهترشده است.»
در همین حال، عبدالرووف که به سختی حرف می‌زد می‌گوید: «از سر کار برگشته بودم و می‌خواستم در منطقه دهمزنگ کابل در موتر‌های برچی سوار شوم، از دور دیدم که زن چادری داری از قسمت لیسه حبیبیه به اجتماع جنبش روشنایی نزدیک می‌شود، هنوز چند قدم دور نشده بودم که ناگهان صدای وحشتناکی بلند شد و به دویدن شروع کردم ، هنوز راهی را نرفته بودم که ناگهان ضعف کردم.»
او چشم دید خود را از صحنه انفجار چنین حکایت می‌دارد: «هر طرف انسان به روی زمین افتاده بود و در خون خود غلط می‌زدند. من شاهد جسد کودک
۱۲ ساله‌ای بودم که مغزش متلاشی شده بود. مردی سینه‌اش شگافته شده بود و در اولین لحظات انفجار جان سپرده بود. بالاخره نقش بر زمین شدم، احساس تشنگی می‌کرد و چشمانم را باز نگهداشته نتوانستم. وقتی به هوش آمدم خود را در شفاخانه یافتم.»
او می‌گوید: «دولت در قسمت گرفتن {تامین} امنیت در چنین روز واقعا کوتاهی کرده است. چون زمانی‌که صبح به وظیفه می‌رفتم، تعداد سربازان امنیتی در ساحه و حتا در شهر بسیار کم به‌نظر می‌رسید. این خودش کوتاهی را نشان می‌دهد.»
خواست عبدالرووف از دولت این است که هرچه عاجل عاملان این رویداد خون‌بار را بازداشت به مجازات برساند و در ضمن به خواست‌ها و نیاز‌های اساسی مردم توجه کند.
در همین حال، محمد یکی از کارمندان تنقیص‌شده وزارت ترانسپورت و هوانوردی می‌گوید: در زیر خیمه تحصن نشسته بودیم که ناگهان دو انفجار در فاصله کمی به وقوع پیوست. به روی زمین افتاده بودم، سرم را بلند کردم همه نقش زمین بودند و به چشم‌های خود دیدم که حدود شصت یا هفتاد تن به روی زمین غلطیده بودند.»
او که از ناحیه پا و شانه‌اش زخم برداشته بود، می‌افزاید: «وقتی آقای خلیلی از برگزاری مظاهره پا کشیده بود، باید به ما اطلاع می‌داد تا این حادثه خونین رخ نمی‌داد و مردم بی‌گناه کشته نمی‌شدند. ما طبق اطلاع قبلی به دهمزنگ جمع شده بودیم.»
او می‌گوید که در قدم اول، باید امنیت افراد تامین شود، سپس کسانی‌که گرداننده این گونه تظاهرات بودند، باید از چگونگی وضعیت امنیتی، مردم را آگاه می‌دادند، حال آن‌که قبلا مساله امنیتی خوب ابلاغ نشده است. باید مساله امنیت خیلی جدی گرفته شود. در ضمن باید حقوق مردم تامین شود تا مردم مجبور به کشیدن صدا نشوند.
نصرالله، باشنده دشت برچی کابل که پیشه کارفرمایی ساختمان را به دوش دارد، می‌گوید: «ما زیر خیمه نشسته بودیم که صدای انفجار بلند شد، همه جا را خون گرفت و هر طرف اجساد به چشم می‌رسید. صدای شلیک مرمی‌ و انفجار دومی ‌نیز به گوش رسید. همین قدر به یاد دارم که چند فرد سر رسیدند و مرا سوار به یک موتر کرده به شفاخانه انتقال دادند، بعد از هوش رفتم.»
او افزود: «در زمینه وقوع حادثه دولت صد در‌صد مسوول است، باید امنیت کامل مظاهره‌کنند‌گان تامین می‌شد، حال آن‌که دنبال حق خود برآمده بودیم. خواست‌های ما ملی بود نه فردی. وضعیت امنیتی در همه‌جا خراب است. باید جلو ورود افراد انتحاری در شهر گرفته می‌شد.»
در همین حال، بصیر عزیزی، سرطبیب شفاخانه عاجل ابن سینای کابل می‌گوید: «روز شنبه حوالی ساعت دووچهل دقیقه به تعداد
۵۶ زخمی ‌به شفاخانه انتقال یافت. از این تعداد به تعداد ۱۳ تن فوتی ثبت این شفاخانه شدند. از جمله زخمیان ۵ نفر به نسبت شدت زخم‌های‌شان جان دادند.»
او می‌گوید: «با انتقال قربانیان این حادثه به بخش عاجل، کارمندان دست به کار شده و با امکانات دست داشته به زخمیان رسیدگی کردند. فعلا وضعیت عمومی ‌زخمیان خوب است و برخی از این زخمیان من‌حیث ارتباط به شفاخانه‌های دیگر و یا بخش‌های دیگر این شفاخانه معرفی شدند.
به‌گفته سرطبیب شفاخانه ابن سینا، اکثر مراجعان مرد‌ها بودند، اما دو کودک نیز در میان زخمیان وجود داشتند که زخم‌های سطحی برداشته و بعد از مدوا رخصت شدند.
به باور او، بخش عاجل به‌صورت
۲۴ ساعته فعالیت داشته و با امکانات خوبی به زخمیان حادثه دهمزنگ رسیدگی صورت گرفته است.
در همین حال، رییس شفاخانه استقلال کابل گفته است که در این شفاخانه به تعداد
۹۰ زخمی ‌انتقال یافته‌اند که به‌شکل درست به آنان رسیدگی شده است.
وزارت صحت عامه کشور می‌گوید که در رویداد دهمزنگ، به تعداد
۶۴ تن کشته و ۲۳۵ تن مجروح ثبت شفاخانه‌ها شده‌اند.
در همین حال، سازمان ملل با انتشار اعلامیه‌ای گفته است که در این حادثه
۷۳ تن کشته و ۲۹۱ نفر دیگر زخمی شده‌اند.
از سوی دیگر داکتر سلیم رسولی، رییس شفاخانه‌های مرکز وزارت صحت عامه کشور می‌گوید: «این‌که مردم و نهاد‌های دیگر ارقام را بیشتر از این می‌دانند، مربوط خود‌شان است. اما ارقامی‌ را که وزارت صحت اعلام داشته است، رسمی ‌بوده و از روی اجساد و تعداد زخمیان می‌باشد. خود ما در ساحه حضور داشتیم، در شفاخانه‌های دیگر مراجعه کردیم و از نزدیک این ارقام گرفته شده است.»
به‌گفته او، تعداد زیادی از اجساد به خانواده‌های‌شان تسلیم داده شده است، اما تعداد اجساد دیگر که قابل شناخت نبوده‌اند، هنوز هم در شفاخانه‌های وزیر اکبرخان، علی‌آباد، استقلال و شفاخانه سردار داوود‌ و غیره جا‌به‌جا شده‌اند که در صورت مراجعه خانواده‌های‌شان، این اجساد به آنان تسلیم داده خواهد شد.
او می‌افزاید که وضعیت عمومی ‌زخمیان خوب است و کسانی‌که وضعیت خوبی نداشتند، اکنون از وضعیت قناعت‌‌بخشی برخوردار اند.
از جانب دیگر، مراسم تشییع جنازه‌ی قربانیان دهمزنگ، دیروز برگزار شد.
اعضای رهبری جنبش روشنایی در مراسم تشییع جنازه‌ی قربانیان حمله‌ی مرگبار روز شنبه گفتند که خواست‌های آنان پابرجاست و حرکت‌های مدنی‌شان به منظور تامین خواست‌های‌شان ادامه خواهد داشت.
در همین حال، اشرف غنی، رییس‌جمهور کشور این حمله را به شدت محکوم کرده و تاثیرات عمیق خود را ابراز داشت و به نهاد‌های مسوول در این بخش دستور داد تا تحقیقات همه‌جانبه را در مورد چگونگی وقوع این انفجار انجام دهند و عاملان آن را شناسایی و به پنجه قانون بسپارند.
غنی تاکید کرد که مقصر حادثه چه دولت باشد و یا بیرون از حکومت مورد مجازات قرار خواهد گرفت.
وی در سخنرانی‌ای که در ارگ داشت، گفت: «یک کمسیون ویژه به شمول لوی‌سارنوالی وقوع این حادثه را بررسی خواهد کرد تا عاملان آن شناسایی شوند.»
در همین حال، رییس‌جمهور روسیه، سفارت ایالات متحده در کابل، نمایندگی سازمان ملل یوناما در افغانستان نیز این حمله را محکوم کردند.
نمایندگی سازمان ملل طی خبرنامه‌ای گفته است که «حمله‌ای که در چهار راهی دهمزنگ رخ داد، تلفات تکان‌دهنده انسانی به‌جا گذاشت. این حمله با آماج قراردادن مردم بی‌گناه در جریان یک مظاهره مسالمت‌آمیز نشانی از بربریت و حمله بر آزادی بیان است.»
در این خبرنامه آمده است که «حمله‌ای که به‌گونه عمدی تعداد بسیاری از غیرنظامیان را هدف قرار می‌‌دهد، جرایم جنگی است. این حمله جنایت نابخشودنی است و قابل توجیه نمی‌باشد
گفتنی است که مسوولیت این حمله را گروه داعش به عهده گرفته است.
این در حالی است که حمله انتحاری زمانی به وقوع پیوست که هزاران تن از اعتراض‌کنندگان در چهار‌راهی دهمزنگ کابل تجمع کردند تا اعتراض‌شان را در رابطه به انتقال برق
۵۰۰ کیلو‌ولت از مسیر سالنگ به‌جای بامیان به دولت برسانند.

 

قطار جنایتگری داعش در ایستگاه کابل

ایرنا- انفجارهای روزشنبه کابل به دست تروریست های داعش، ده ها تن از مردم افغانستان را به خاک و خون کشید. این رخداد در کنار اعلام امیدواری و علاقمندی اتحادیه اروپا به گسترش همکاری های اقتصادی با ایران و انتخاب سناتور حامی برجام به معاونت نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از مهمترین محورهای موضوعی روزنامه های امروز بود.

کابل روزشنبه  رنگ خون گرفت
ترور این بار چهره کریه و بی رحم خود را در راهپیمایی هزاره های افغانستان نشان داد و ده ها تن از مردم این کشور را که در اعتراض به نبود برق گردآمده بودند به خاک و خون کشید. این خبر و تحلیل های مرتبط با آن در روزنامه های امروز بازتاب گسترده ای داشت.
در همین پیوند، روزنامه «ایران» با انتشار تصویری از «کابل در خون» به سراغ این خبر رفت و نوشت: در حالی که اقلیت هزاره دیروز شنبه در کابل، پایتخت افغانستان تظاهرات «جنبش روشنایی» را برگزار کرده بودند، وقوع سه انفجار در این تظاهرات، 61 کشته و 207 زخمی برجا گذاشت. داعش مسئولیت این انفجارها را پذیرفته و طالبان که داعش را رقیب خود در افغانستان می بیند، این حمله را محکوم کرده است.
به گزارش ایران، تصاویر منتشر شده از قربانیان این حادثه تروریستی در شبکه های اجتماعی حکایت از شدت انفجار در این حمله داشت. به گفته شاهدان، انفجار قوی بوده و مواد انفجاری زیادی در بمب های کار گذاشته به کار رفته بوده است. برخی شاهدان عینی نیز به بی بی سی گفتند، صدای سه انفجار را شنیده اند. حفیظ شریعتی، استاد دانشگاه و از معترضان جنبش روشنایی نیز گفت، در محل همایش جنبش روشنایی سه انفجار انتحاری رخ داد.
روزنامه «اعتماد» در گزارش خود در این ارتباط آورد: شنبه روز آغاز دوباره اعتراض های خیابانی اعضای جنبش روشنایی بود. مطالبه های رنگارنگی نداشتند. دعوا با دولت بر سر برق است. اعضای این جنبش که از هزاره های افغانستان هستند با تغییر خط انتقال برق وارداتی ترکمنستان موسوم به خط 500 کیلوولت از بامیان به سالنگ مخالفند اما دولت با تاکید برکشیدن این خط از سالنگ، وعده داده که یک خط 220 کیلوولتی از بغلان به بامیان بکشد.
بر اساس این گزارش، داستان از نشست اردیبهشت ماه کابینه افغانستان شکل جدی تری به خود گرفت. با وجود اعتراض های هزاره ها دولت بر طرح موجود پافشاری کرد و تغییر خط انتقال برق وارداتی ترکمنستان از بامیان به سالنگ را تایید کرد. این تایید کافی بود تا هزاره ها تهدیدهای خود مبنی بر آرام ننشستن را از سر بگیرند. ٢٧ اردیبهشت بود که تظاهرات در کابل و چند شهر دیگر آغاز شد. افغان ها در شهرهای برخی کشورهای اروپایی هم به خیابان آمدند و صدای اعتراض خود را به گوش دولت رساندند. دولت دور جدیدی از گفت وگوها با رهبران جنبش روشنایی را آغاز کرد که به فرجام نرسید. صبح شنبه هزاره ها دوباره در کابل دست به تظاهرات گسترده زدند.
«داعش در کابل منفجر شد» هم عنوان گزارش روزنامه «جوان» بود که در این گزارش آمده است: گروه تروریستی داعش در پیامی که در فضای مجازی منتشر کرده است مسئولیت این عملیات را به عهده گرفته است. طالبان افغانستان این حادثه تروریستی را محکوم کرده است. هنوز کار داعش در عراق و سوریه یکسره نشده است که این بار از افغانستان سر برآورد.
در ادامه از این روزنامه می خوانیم: روزنامه جوان یک ماه پیش در گزارشی تحت عنوان «داعش از مرزهای شرقی ایران سر برآورد» به تهدیدهای این گروه برای کشورهای منطقه اشاره کرد. ولایت کوهستانی بدخشان، در شمال شرق این کشور به یک محور اصلی فعالیت های داعش تبدیل و هشدار ها درباره سقوط آن به دست تروریست ها تشدید شده است. داعش که حملات گسترده ای را در شهرهای مختلف اروپا و خاورمیانه انجام داده است، این بار به پایتخت افغانستان رسیده است. ظهور داعش همزمان با جنگ دولت با طالبان می تواند ناامنی ها را در داخل افغانستان و منطقه تشدید کند.
روزنامه «خراسان» هم در یادداشتی با عنوان «افغانستان؛ از درد فرق تا درد برق» آورده است: مردم افغانستان که می کوشند تا درد مخاصمات داخلی را فراموش کنند و هرازگاهی در فضایی «دموکراتیک» تر نفس بکشند، ویژگی های دیگری از ساختار این کشور به سراغ آن ها می آید و کامشان را تلخ می کند. هزاره ای های بامیان که در چارچوب «جنبش روشنایی» تلاش می کردند تا با اعتراض مدنی و آرام به «تبعیض» در افغانستان نسبت به ولایات مرکزی این کشور، صدای خود را به گوش دولتمردان برسانند، با سوءاستفاده داعش، مظلوم تر از گذشته، به خاک و خون کشیده شدند.
خراسان، ریشه های بحران را چالش توزیع منابع، تبعیض و تعصب قومی خواند و پیامدهای آن را رشد افراطی گری و شکننده تر شدن ساختار دانست و نوشت: بر همین اساس، افراطیون افغانستان به راحتی می توانند «سرخوردگان» از سیستم این کشور را جذب خود کنند و نیز، آن گونه که داعش در خلاء به وجود آمده اعتراضات مدنی جنبش روشنایی، خودنمایی کرد، برموج بحران سوار شوند. روی آوردن به حرکت های افراطی به جای برگزیدن روش های مسالمت آمیز برای اعتراض می تواند از تبعات اتفاقی باشد که دیروز با به خاک و خون کشیده شدن معترضان توسط داعش در کابل اتفاق افتاد .به هر صورت یکی از پایه های مشروعیت هر دولت و حاکمیتی توان آن در فراهم آوردن امنیت است .
روزنامه «ابتکار» هم در یادداشتی از «شکل تازه تروریسم» گفت و نوشت: اقدام های تروریستی مانند آنچه این اواخر در نه تنها اروپا بلکه خاورمیانه و از جمله عراق و افغانستان رخ می دهد، مدلی از جنگ چریکی را نشان می دهد که هسته های آن در گروه های پراکنده و به اشکال فردی و جمعی عمل می کنند. آنان الزاما با مراکز فرماندهی هماهنگ نیستند و به طور مستقل دست به اقدام می زنند. این مدل در جنگ ویتنام تجربه شد و توانست نقش موثری را در فرسایش توان و روحیه امریکائیان به جا بگذارد. اکنون اگرچه هر اتفاق تروریستی به نام داعش رقم می خورد ولی جنس آن در هیئت اقدام هایی شبیه همان چیزی است که آخرینش در مونیخ رخ داد.

 

انفجار یا انتحار؛ مقصر اصلی کشتار شیعیان در کابل کیست؟

مردم معترض در کابل که اعضای خانواده‌شان را در حادثه روز شنبه از دست داده‌اند بر این اعتقادند که عامل حادثه چه انتحار باشد و چه انفجار، مسئولیت این حادثه بر عهده دولت افغانستان به رهبری اشرف‌غنی است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روز شنبه در حالی که هزاران زن و مرد و کودک افغانستانی در خیابانهای کابل و در فضایی مدنی جهت اعتراض به تغییر مسیر خط انتقال برق موسوم به توتاپ دست به تظاهراتی آرام زده بودند ناگهان با سه انفجار قدرتمند پیاپی روبرو شدند که نتیجه آن 80 شهید و بیش از 230 زخمی بوده است.

بر خلاف روال همیشه که در همان ابتدای حوادث اینچنینی بلافاصله تقصیر برگردن گروه طالبان گذاشته می‌شد گمان می‌رفت که این بار نیز دولت افغانستان با انتشار بیانیه‌ای این گروه را مقصر اصلی این حادثه معرفی کند که اتفاقی دیگر افتاد.

ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی رسمی گروه طالبان افغانستان در همان ساعات اولیه این حادثه دردناک با انتشار اعلامیه‌ای ضمن محکومیت شدید این انفجار آن را دسیسه‌ای برای تفرقه میان ملت افغانستان و آغازی برای نفاق قومی و مذهبی دانست.

رسانه‌های بین‌المللی ساعاتی را در سکوت به سر می‌بردند تا اینکه رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی با استناد به خبری در سایت «اعماق» که آن را وابسته به گروه تروریستی داعش معرفی می‌کردند اعلام داشتند که داعش مسئولیت این عملیات را به عهده گرفته است.

اما ذکر دو نکته در اینجا مهم است: اول اینکه اعماق خبرگزاری رسمی گروه تروریستی داعش نیست و تنها یکی از حامیان این گروه است و بیانیه منتشر شده بر روی خروجی آن نمی‌تواند دلیلی محکم بر این موضوع باشد. نکته دیگر این است که همین سایت اعماق هم پس از حدود 30 دقیقه این خبر را از خروجی خود حذف می‌کند.

البته در این میان نباید یک نکته اساسی را فراموش کرد؛ بنگاه رسانه‌ای بین‌المللی که پشت سر داعش بوده و در تمام سالهای گذشته بازوی عملیات روانی آن را تأمین کرده است با تمام توان در افغانستان حضور دارد و جنجال رسانه‌ای برای به عهده گرفتن مسئولیت این جنایت از سوی داعش کار سختی برای آنها نیست.

با این حال خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم که از ساعات اولیه این تظاهرات در میان مردم بوده و خود نیز در این حادثه مجروح شده است به میان مردم رفته و در مورد این انفجار سوالاتی را مطرح کرده است که پاسخهای دریافتی سوالات جدی‌تری را پیرامون پشت پرده حادثه دردناک روز گذشته به وجود آورده است:

مردم حاضر در محل بر این اعتقادند که انفجار به وسیله مواد منفجره‌ای صورت پذیرفته که از پیش در محلهایی تعبیه شده بوده است. مردم معترض می‌گویند یک چهارچرخ بستنی فروشی و یک موتور سیکلت در محل منفجر شده و شاهدان عینی فرد انتحاری را در میان خود مشاهده نکرده‌اند. این در حالی است که وزارت کشور افغانستان اعلام کرده این انفجارها توسط سه عامل انتحاری انجام شده که عامل اول خود را منفجر کرد، عامل دوم به صورت ناقص عملیات انجام داده و عامل سوم توسط نیروهای امنیتی افغانستان از پا در آمده است.

نکته مهم اینجاست که سفارت آمریکا در افغانستان که کشورش مسئولیت بازسازی ارتش افغانستان و به نوعی تأمین امنیت در این کشور در طول 15 سال گذشته را به عهده داشته است از سه روز قبل نسبت به خشونت کشیده شدن این تظاهرات هشدار داده است. تظاهراتی که چندین مرحله قبلی آن در عین مدنیت برگزار شده بود و این بار نیز در سایه آرامش قرار بود به کار خود ادامه دهد.

هشدارهای امنیتی از سوی دولت افغانستان نیز داده شده بود و به صورت تلویحی از ساعاتی قبل از شروع تظاهرات برخی می‌گفتند چنانچه امروز اتفاقی به وقوع بپیوندد مسئولیت آن بر عهده رهبران این جنبش است.

به گفته خبرنگار تسنیم از ساعات ابتدایی شروع تظاهرات بالگردهای ارتش افغانستان بر فراز جمعیت در حال پرواز بوده ونیروهای امنیتی تمامی امور را تحت نظر داشتند. از سوی دیگر با توجه به هشدارهای امنیتی خارجی ها و دولت افغانستان باید بیش از پیش کنترل امنیتی جمعیت حاضر از سو دولت افغانستان رعایت می‌شد.

مردم معترض به خبرنگار تسنیم در کابل می‌گویند دو گزینه وجود دارد و در هر دو حالت دولت در کشتار شیعیان مقصر است: گزینه اول این است که عناصری در داخل دولت در این حادثه نقش داشته‌اند و این همان فرضیه انفجار را تقویت می‌کند و گزینه دوم فرضیه انتحاری بودن عملیات روز گذشته است که در این مورد نیز با توجه به همه هشدارهای امنیتی دولتی و نیروهای خارجی کم کاری دولت افغانستان در تأمین امنیت هموطنانش به شمار می‌رود.

 

فاجعه ای که قابل پیش گیری بود!

آوا : جنبش روشنایی به جای آن که به بار بنشیند به خون نشست و صدها جوان و پیر این سرزمین به خاک و خون افتادند و لکه ننگ دیگری بر دامن سیاه تروریسم و افراطی گری، ناکار آمدی و سهل انگاری حکومت گران بی مسئولیت نشست.

حادثه فجیع تروریستی دیروز گرچه ابعاد و زوایای گوناگون دارد و شاید در آینده وجوه بیشتری از این فاجعه زشت و نابخشودنی بر ملا و آشکار گردد اما در بدو امور دولت و نیروهای امنیتی افغانستان مقصر اصلی هستند و می توانستند از بروز فاجعه جلوگری کنند که نکردند و در نتیجه فاجعه ای که نباید اتفاق می افتاد حادث شد و یک بار دیگر ناکار آمدی و یا سهل انگاری حکومت وحدت ملی را نسبت به جان مردم به آفتاب افگند و نشان داد که این حکومت با مطالبات اصلی و آرزوهای واقعی مردم از یک طرف و با وظایف و مسئولیت هایی که در قانون اساسی برای او تعریف شده است بیگانه است.

حکومت می توانست از فاجعه ای که اتفاق افتاد جلوگیری کند، یکی از این نظر که حرکت اعتراضی از مدت ها بدین سوی است که شکل گرفته است و برای به دست آوردن مطالباتی به پا ایستاده است.

در اهداف این حرکت - تا آنجایی که مشخص شده است - هیچ نقطه مبهمی که حاکی از نیت های سوء رهبران آن باشد وجود ندارد و در طی چند ماهی که از عمر این حرکت می گذرد رهبران آن با مواضع محکم و اهداف روشن و شفاف به صحنه آمده اند و اهداف خود را بدون کمترین ابهامی بیان کرده اند.

اهداف حرکت به دست آوردن مطالباتی است که در قالب و قیافه یک حرت مدنی شکل گرفته است. بر حکومت واجب و لازم بود که به جای فرا فگنی و تعلل با ایجاد ساز و کارهای مدنی و ارج نهادن به این حرکت ها، راه تعامل با این حرکت را روی دست می گرفت و از راه مذاکره سیاسی به مطالبات مردم رسیدگی می کرد. بی توجهی حکومت به خواسته های مدنی و انسانی این حرکت و روی گردانی از مذاکره و تفاهم، کارگردانان حرکت را اجبار به ادامه راه خود کرد و راهپیمایی دیروز دوم اسد به خاطر لجاجت و بی توجهی حکومت به مطالبات این حرکت اعتراضی صورت گرفت و در نتیجه فاجعه هولناکی به وجود آمد.

بنابراین حکومت می توانست راه مذاکره را در پیش گیرد و از یک رخداد فجیع تروریستی جلوگیری کند. نکته دوم آنست که حکومت ها برای ایجاد امنیت و رفاه مردم به وجود آمده اند و حکومت افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست. اصلا حکومت های دموکراتیک با همین حرکت های مدنی و راهپیمایی های صلح آمیز و مطرح کردن مطالبات عمومی تعریف می شوند و حکومت به لحاظ وظیفه ای که به عهده دارد مجبور و مکلف است که از حرکت های مدنی مردمی را قدر بداند و از آنها حمایت کند و امنیت راهپیمایی ها و تظاهرات را تضمین کند.
در هیچ جای دنیا کسی سراغ ندارد که حکومت برای جلوگیری از خیزش مدنی مردم راه های آمد و شد را با موانع مسدود سازد و مردم را مجبور کند که در یک نقطه متراکم شوند.

اما متاسفانه حکومت در هر دو مورد از وظایف خود شانه خالی کرد و فاجعه ای عظیمی به وجود آمد که امروز بی هیچ تردید وجدان حکومت گران باید معذب باشد که می توانستند از چنین فاجعه ای جلوگیری کند اما سهل انگاری یا بی توجهی و یا هر علت دیگر از بروز این فاجعه انسانی نتوانست جلوگیری کند در نتیجه آنچه رخداد لکه ننگ و نفرتی بود که دامن آلوده حکومت گران را آلوده تر کرد.

این نکته نیز قابل یاد آوری است این که حکومت با ایجاد موانع فزیکی و عدم توجه به خواست مطالبه گران، نمی تواند از شکل گیری مبارزات مدنی جلوگیری کند. گرچه حرکت اعتراضی به خون کشیده شد اما بر حکومت است که خود را برای پاسخ گویی به مطالبات عمومی و انسانی مردم آماده سازد.

 

 


Copyright ©2016
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت