سه شنبه 20 دلو 1388 خورشيدی برابر با 9 فبروری 2010 ميلادی
كنار زدن نيروي هاي آلماني از شمال افغانستان به وسيله ي امريكايي ها؟
دويچه ويله : روزنامه هاي آلماني اشتوتگارتر نخريشتين و كولنر روندشاو روز دوشنبه گزارش داده اند كه ايالات متحده امريكا مي خواهد وضعيت خطرناك در شمال افغانستان را خود تحت كنترول درآورد و ارتش آلمان را وسيعاً ”كنار بزند.”
تقويت شديد سربازان ايالات متحده امريكا در ساحه ي تحت رهبري آلمان در شمال افغانستان، ارتش آلمان را به صورت رو به افزون در موقعيت ضعيف رهبري قرار مي دهد. نظر به گزارش رسانه ها، ايالات متحده امريكا مي خواهد ارتش آلمان را در واقع ”از قدرت كنار زند” و نمي گذارد تا از طرف ارتش آلمان امر دريافت دارد. علاوه بر آن از نظر ايالات متحده امريكا، روند با ثبات كردن منطقه خيلي به كندي سپري مي شود.
بر خلاف برونو كسدورف، جنرال ارتش آلمان وفرمانده نيروي نظامي آسياف در كابل به روز يك شنبه به خبرگزاري آلمان گفت كه سربازان امريكايي در شمال افغانستان تحت رهبري ارتش آلمان عمل مي كنند.
پارلمان آلمان براي نخستين بار به روز چهار شنبه در باره ي طرح حكومت در قسمت افزايش سربازان آلماني به بحث و شور مي پردازد كه برآن اساس قرار است كه سربازان آلمان از ۴۵۰۰ به ۵۳۵۰ تن در شمال افغانستان افزايش يابند، يعني به اندازه نيرو هاي امريكايي در آنجا.
حامد كرزي رييس جمهور افغانستان در كنفرانس روي مسايل امنيتي در مونشن خواهان آن شد تا جنگ عليه طالبان در دهات صورت نگيرد: ”پايان عمليات در دهات چيزي است كه مردم افغانستان بيش از هر چيزي ديگري آرزوي آن را دارند.”
او به ادامه گفت كه در غير آن شمار قربانيان مردم غير نظامي افزايش مي يابد و مبارزه عليه طالبان بايد در مناطق عقب نشنيي و اردوگاه هاي آموزشي آن ها صورت گيرد. او تاكيد كرد كه كشورش مي خواهد تا سال ۲۰۱۵ خود امنيت اش را تامين كند و به اين وسيله بار دوش ديگران نباشد.
اندرس فوگ راسموسن، منشي عمومي ناتو ا ظهار تاسف كرد كه ”در افغانستان تا به حال ان. جي. او هاي بسياري دركنار هم به صورت ناهماهنگ كار مي كنند. پايان اين ناهماهنگي ها مستلزم يك انقلاب فرهنگي واقعي است كه به طرز فكر مرسوم پايان مي دهد.”
سياست مداران ناتو توضيح مي دهند كه با افزايش و تقويت سربازان در ماه هاي بعدي، سربازان آيساف نيز به قتل خواهند رسيد. جان مك كاين سناتور جمهوري خواهان امريكا در اين رابطه اظهار داشت: ”ما كشته ها خواهيم داشت و متحدين ما بايد اين را بدانند.”
باب اينسورت، وزير دفاع بريتانيا گفت: ” ۲۰۱۰ يك سال سنگين و اما يك سال تعيين كننده نيز خواهد بود.” و شهروندان نبايد به اين باور باشند كه ”در ماه هاي بعدي قرباني نخواهيم داشت.”
كارل تيودور سو گوتنبرگ، وزير دفاع آلمان اظهار داشت: ”عمليات بهايي دارد و با يك خطر بزرگي همراه است.” گوتنبرگ از عمليات ايالات متحده امريكا قدراني كرده و به شركاي ناتو از حمايت كامل كشورش اطمينان داده گفت:
”ايالات متحده امريكا بار اصلي را حمل مي كند. آن ها مي توانند روي همبستگي ما حساب كنند.” او به ادامه گفت كه نمي توان منكر اشتباهات و كمبودي شد، ”اما ما از اشتباهات گذشته آموخته ايم.”
وزير دفاع آلمان حمله ي هوايي مرگبار قندز در چهارم دسامبر را موضوع بحث قرار نداد. دگروال مسوول آلماني در اين قضيه قرار است در كمسيون تحقيقاتي پارلمان آلمان در همين هفنه مورد بازجويي قرار گيرد.
انگلا مركل صدراعظم آلمان در آخر ماه گذشته توضيح داد كه آلمان باوجود تقويت سربازان امريكايي در شمال افغانستان، فرانك لايدنبرگر، بريد جنرال را به عنوان فرمانده نظامي حدود ۵۰۰۰ سراباز آلماني قرار خواهد داد.
روزنامه هاي آلماني ”اشتوتگارتر نخريشتين” و ”كولنر روندشاو” روز دوشنبه گزارش داده اند كه ايالات متحده امريكا مي خواهد وضعيت خطرناك در شمال افغانستان را خود تحت كنترول درآورد و ارتش آلمان را وسيعاً ”كنار بزند.”
با استناد از حلقات ناتو گفته شده است كه يك جنرال امريكايي نمي خواهد تحت فرماندهي دولت ديگري امر بگيرد. جنرال كاسدروف، فرمانده آيساف گفت كه ”استانلي مك كريستال اصلاً به اين انديشه نيست تا ارتش آلمان را در شمال به كنار زند.” او تاكيد كرد كه سربازان ايالات متحده امريكا در شمال افغانستان باز هم تحت امر آلمان عمل مي كنند.
اولويت فعلي ناتو در افغانستان سازماندهي مؤثر نيروهاي مستقر است
به گزارش فارس، آندرس فوگ راسموسن در گفتوگو با روزنامه فرانسوي فيگارو در حاشيه
برگزاري نشست امنيتي مونيخ درباره افغانستان اعلام كرد: «ما مشكلات و دشواريهاي
موجود در افغانستان را دست كم گرفتهايم اما هماكنون قصد داريم در سال 2010
پيشرفت جهشي داشته باشيم.»
وي افزود: «ما بايد تلاشهاي نظامي خود و كمكهاي غيرنظامي را بهتر از قبل هماهنگ
كنيم. مسئله اعزام نيروي كمكي به افغانستان و واگذار كردن مسئوليت بيشتر به
افغانها از جمله تصميمات مهمي بود كه ما اتخاذ كرديم. هماكنون به اندازه كافي
نيروي جنگي در افغانستان مستقر است و اولويت ما در افغانستان فعلا سازماندهي اين
نيروها به مؤثرترين شيوه است.»
وي درباره تصميم فرانسه براي اعزام 80 مربي آموزشي به افغانستان افزود: «من از
تصميم فرانسه براي اعزام مربيان آموزشي به افغانستان براي آموزش نيروهاي افغان
بسيار خوشحال هستم و قصد دارم طي هفتههاي آينده بار ديگر از كشورهاي عضو ناتو
درخواست كمك در اين زمينه را مطرح كنم.»
اظهارات راسموسن در حالي صورت ميگيرد كه وزير دفاع فرانسهچندي پيش از تصميم پاريس
براي اعزام 80 مربي نظامي به افغانستان با هدف آموزش ارتش اين كشور خبر داد.
نگرش غیر واقع بینانه به احیای مکلفیت عسکری
8 صبح : روز یک شنبه حامد کرزی، رییس جمهور کشور در کنفرانس امنیتی مونیخ در آلمان
گفت که علاقمند است تا مکلفیت عسکری را احیا کند. با این وجود او هیچ تقسیم اوقات
مشخصی را برای آغاز روند اجباری شدن عسکری اعلام نکرد.
در شرایطی که افغانستان شدیدا به کمک های بین المللی در زمینه تامین معاش، امکانات
و آموزش اردوی تازه تاسیس خود نیاز دارد، سخن گفتن از احیای دوره مکلفیت عسکری یک
مقدار زیادی غیر واقع بینانه به نظر می رسد. در شرایط موجود سربازی به یک تخصص و
وظیفه در اکثر نقاط جهان مبدل گشته است، زیرا جنگ ها در دنیای امروز یک عرصه تخصصی
و حرفه ای شده است و کشورها تلاش می کنند تا سربازان شان با آموزش های کافی در عرصه
های مختلف نظامی وارد میدان معرکه شوند.
از سوی دیگر افغانستان در شرایطی قرار دارد که در صورت احیای دوره مکلفیت عسکری به
هیچ صورتی نمی توان عدالت را در آن رعایت کرد. فساد گسترده در نظام، موجودیت حلقه
ها و باندهای مافیایی و جنایتکار، معافیت از پیگرد قضایی و زورگویی، بی قانونی و
قانون شکنی و ده ها مشکل دیگر می توانند شرایط را به ترتیبی فراهم کنند که صرفا آن
عده از جوانانی به اجبار وارد ارتش شوند که از هیچ گونه امکانات مادی و روابط در
داخل نظام برخوردار نیستند. به این حساب پسران جوان سیاستمداران، پولداران و آنانی
که از روابط خوبی با دست اندرکاران نظام برخوردار اند به هر نوعی تلاش خواهند کرد
تا از رفتن به خدمت سر باز زنند.
نکته دیگری که در مورد احیای نظام مکلفیت عسکری مهم به نظر می رسد، این است که ما
در افغانستان تاکنون هیچ گونه سرشماری مشخص و قابل اعتماد از نفوس کشور نداریم. در
عین حال ما متاسفانه یک نظام ثبت و راجستر تولد و وفات افراد را نداریم تا براساس
آن دولت بتواند شمار افرادی را که همه ساله به سن مکلفیت می رسند مشخص نماید. این
در حالی است که سیستم توزیع تذکره تابعیت افغانستان نیز از نواقص جدی ای رنج می برد
و نمی توان با تکیه بر آن نظام مکلفیت عسکری را احیا کرد. بنابراین برای احیای دوره
مکلفیت عسکری سرشماری عادلانه، شفاف و قابل اعتماد نفوس در افغانستان یک امر حتمی
است. ایجاد یک سیستم ثبت تولد و وفات نیز از ضرورت های عمده آن است و بدون داشتن یک
سیستم مطمین توزیع تذکره نیز نمی توان دوره مکلفیت عسکری را احیا کرد. اگر این پیش
زمینه ها در نظر گرفته نشود، احیای دوره مکلفیت عسکری، منجر به یک هرج و مرج خواهد
شد.
ممکن است یکی از انگیزه های حامد کرزی برای احیای مکلفیت عسکری استناد به قانون
اساسی افغانستان باشد که در ماده پنجاه و پنجم می گوید: "دفاع از وطن وجیبه تمام
اتباع افغانستان است، شرایط دوره اجرای مکلفیت عسکری توسط قانون تنظیم می گردد". با
این حال این ماده در بند اول به هیچ صورتی صرفا بر اجباری بودن نظام مکلفیت عسکری
تاکید نمی کند. اگر بند اول این ماده را اندکی تحلیل و تفسیر کنیم، شامل تمامی
مسایلی می گردد که ممکن است شهروندان افغانستان از طریق آن به دفاع از وطن خود
بپردازند. این بند یک ورزشکار، یک روشنفکر، یک سرباز و یک شهروند عادی را به صورت
یکسان شامل می شود. اما بند دوم که تاکید بر تعیین شرایط دوره اجرای مکلفیت عسکری
در یک قانون جداگانه دارد، با برخی از مواد دیگر قانون اساسی افغانستان می تواند در
تناقض واقع شود.
از گذشته های دور در افغانستان رایج بوده است که مکلفیت عسکری تنها بالای مردان
اجباری بوده است، حال آن که ماده بیست و دوم قانون اساسی کشور، تبعیض و امتیاز
میان اتباع کشور را ممنوع می خواند. بنابراین اگر قرار باشد که نظام مکلفیت عسکری
احیا شود، پس لازم است تا براساس حکم قانون اساسی زنان کشور نیز دوره مکلفیت عسکری
را سپری کنند. این در حالی است که به دلیل حساسیت های گسترده فرهنگی و مذهبی در
کشور امکان عملی شدن این مساله تا سال های زیادی بعید به نظر می رسد. از سوی دیگر
اگر دولت دوره مکلفیت عسکری را بالای مردان اجباری کند در آن صورت این یک نقض آشکار
قانون اساسی است.
از طرف دیگر تجربه اکثر کشورها نشان می دهد که به دلیل پیچیده شدن طبیعت جنگ ها و
هم تخصصی شدن عرصه جنگ، نظام مکلفیت عسکری برچیده شده است و کشورها تلاش می کنند که
با ایجاد ارتش های متخصص و حرفه ای نقش برتر و قابل اطمینان در جنگ پیدا کنند، حال
آن که اگر نظام مکلفیت عسکری در افغانستان احیا شود ما به هیچ صورتی قادر نخواهیم
بود تا یک ارتش حرفه ای، کار آزموده و متخصص داشته باشیم تا بتواند با خطرات روز
افزون منطقه ای و داخلی مقابله کند. کشور همسایه ما پاکستان یک ارتش حرفه ای و
داوطلب دارد. مهمترین و موثرترین نیروهای نظامی ایران دیگر همسایه ما یعنی سپاه
پاسداران و بسیج ایران، نیروهای داو طلب اند که به صورت حرفه ای آموزش می بینند و
تا هر زمان که می خواهند در آنجا وظیفه اجرا می کنند.
افغانستان نیاز دارد تا اولویت های نظامی و دفاعی خود را مشخص کند و بعدا براساس آن
نیاز ها و اولویت ها، نیروهای مسلح خود را سامان ببخشد. در این راستا بهترین گزینه
بنابر تجربه هشت سال گذشته تداوم روند موجود است که براساس آن جوانان به صورت
داوطلب به صفوف نیروهای مسلح پیوسته اند. همین اکنون 60 درصد از عملیات نظامی را در
کشور اردوی ملی انجام می دهد و براساس گفته های وزیر دفاع کشور در استخدام افراد
جدید نیز هیچ گونه مشکلی وجود ندارد. بنابراین خوب است که همین روند ادامه بیابد تا
ما صاحب یک اردوی منظم، حرفه ای و کار آزموده شویم، زیرا به قول یک کارشناس مسایل
نظامی افغانستان " احیای دوره مکلفیت عسکری، آغاز فروپاشی نیروهای مسلح افغانستان
خواهد بود".
سربازان انگليسي بازگشته از افغانستان از مشکلات روحي رنج مي برند
پايگاه اطلاع رساني المحيط روز دوشنبه نوشت: سربازان انگليسي که در افغانستان جنگيده اند، پس از بازگشت به کشور خود از مشکلات روحي رنج مي برند.
به گزارش ايرنا، المحيط افزود: روزنامه انگليسي ساندي ميرور فاش کرد که بيش از 750
تن از سربازان انگليسي که دوره اي سه ماهه در افغانستان جنگيده اند، از مشکلات روحي
و اضطراب رنج مي برند.
اين روزنامه نوشت که علاوه بر اين، وزارت دفاع انگليس از وجود 746 مورد جديد از
بحران روحي سربازاني که تنها سه ماه در سال گذشته در افغانستان به سر برده اند، خبر
داد.
در اين گزارش آمده است که 312 تن از اين سربازان نيز يا از افسردگي و نگراني رنج مي
برند و يا به الکل و مواد مخدر پناه برده اند.
به اين ترتيب تعداد سربازاني که در اين مقطع از جنگ در افغانستان دچار مشکلات روحي
شده و نياز به درمان پيدا کرده اند به بيش از هزار تن مي رسد.
اين روزنامه انگليسي افزود: اين گزارش همچنين نشان مي دهد که بيش از دو هزار نفر از
سربازان انگليسي بازگشته از جنگ افغانستان بعد از عمليات عليه نيروهاي طالبان در
منطقه هلمند در سال جاري نيز از مشکلات رواني رنج مي برند.
بنابر اين گزارش، در ميان سربازاني که به بيماريهاي روحي مبتلا شده اند تعداد
سربازان زن به مراتب بيشتر از مردان بوده است.
المحيط افزود: تعداد سربازان انگليسي که پس از بازگشت از افغانستان به مشکلات روحي
دچار مي شوند، ممکن است به سه هزار تن در سال برسد .
از سال 2001 که جنگ در افغانستان شروع شده تا کنون 253 سرباز انگليسي جان خود را از
دست داده اند.
ناتو خواستار كمكهاي نظامي چين و روسيه در افغانستان شد
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري بلومبرگ، آندرس فوگ راسموسن دبيركل ائتلاف نظامي
ناتو در كنفرانس روز گذشته مونيخ آلمان گفت كه با توجه به مسائل جاري در منطقه و
افغانستان، اعضاي ناتو در افغانستان بايد از كمكهاي چين و روسيه برخوردار گردند و
اين كشورها بايد مسئوليتهاي نظامي بيشتري را بر عهده گيرند.
دبيركل سازمان پيمان آتلانتيك شمالي خطاب به مقامات چين و روسيه گفت اين دو كشور
بايد كمكهاي نظامي بيشتري به اعضاي ناتو در افغانستان ارائه دهند.
آندرس فوگ راسموسن در ادامه سخنانش از چين و روسيه خواست به اعضاي اين ائتلاف نظامي
اعتماد كنند و مسئوليتهاي نظامي بيشتري را در كشور جنگ زده افغانستان بر عهده
گيرند.
راسموسن با تاكيد بر اين كه در ميان كشورهاي عضو ناتو، اعتماد و همكاريهاي بيشتر
بايد گسترش يابد، خواستار كمكهاي نظامي روسيه و چين شد و گفت: چين و روسيه
ميتوانند در افغانستان به ناتو كمك كنند.
احتمال تلفات بيشتر نظاميان انگليسي در عمليات جديد عليه طالبان وجود دارد
وزير دفاع انگليس اظهار داشت: انتظار ميرود، نيروهاي نظامي انگليس طي شركت در يكي از بزرگترين عملياتهاي نظامي در افغانستان موسوم به "مشترك" تلفات بيشتري متحمل شوند.
به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري كويت، باب اينسورث وزير دفاع انگليس، در گفتوگو با راديو بي بي سي، تاكيد كرد: اين عمليات يكي از عملياتهاي نظامي به شمار ميرود كه نيروهاي ائتلاف عليه طالبان در افغانستان اجرا ميكنند، و هدف از آن اخراج شورشيان طالبان از شهر (مرجاه) در منطقه هلمند است.
وي اظهار داشت: عمليات نظامي جديد، عملياتي براي پاكسازي فراگير پناهگاههاي طالبان در اين شهر و مناطق اطراف است و آنگونه كه پيشبيني ميشود، بدون قرباني شدن برخي نيروهاي شركت كننده انگليسي، آمريكايي و افغاني موفق نخواهد بود.
وزير دفاع انگليس خاطر نشان كرد: ما نبايد در مقابل ملت انگليس وانمود كنيم كه چنين عملياتهايي امن است و كسي از نيروهاي انگليسي در آن كشته نميشود.
وي ادامه داد: در حال حاضر گفتوگوهايي با برخي عناطر طالبان از سوي مقاماتي در دولت افغانستان در حال اجرا است و انگليس از اين اقدام حمايت ميكند.
وزير دفاع انگليس تاكيد كرد: ما در انتظار نتايج اين گفتوگوها نميمانيم زيرا برخي عناصر طالبان داراي افكاري افراطي هستند كه با تمايل فرماندهانشان براي صلح در تضاد است.
ماموريت ناتو در افغانستان 2011 به پايان نميرسد
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري ايتارتاس، آندرس فوگ راسموسن دبيركل سازمان پيمان
آتلانتيك شمالي گفت كه ماموريت اين ائتلاف نظامي غربي در افغانستان تا زماني كه
تكميل نشده است به پايان نخواهد رسيد و سال 2011 زمان خروج نيروهاي نظامي ناتو از
افغانستان نيست.
دبيركل سازمان پيمان آتلانتيك شمالي گفت كه اين سازمان نظامي غربي تا زماني كه به
اهداف خود به طور كامل در افغانستان دست نيافته در اين كشور باقي خواهد ماند.
راسموسن در پاسخ به سوالي مبني بر انتشار برخي گزارشها درباره خروج نيروهاي ناتو
از افغانستان در سال 2011 گفت كه كسي در اين باره اظهار نظر نكرده و نگفته است كه
سال 2011، سال خروج از افغانستان براي نيروهاي ناتو است.
راسموسن گفت: ناتو همانطور كه قبلا اعلام كرده است تا زماني كه ضرورت داشته باشد در
افغانستان باقي خواهد ماند.
دبيركل ناتو افزود: ما در آنجا باقي خواهيم ماند تا اين كه ماموريت خود را كامل
كنيم.
آندرس فوگ راسموسن گفت: ما اكنون بر شمار نظاميان خود افزودهايم. ما اميدواريم كه
بتوانيم در سال 2011، از تعداد نيروهاي نظامي خود در افغانستان بكاهيم.
دبيركل ائتلاف نظامي ناتو بدون اشاره به زمان دقيق خروج نيروهاي ناتو از افغانستان
گفت: ما در آينده مسئوليتهاي امنيتي خود را به نيروهاي نظامي افغانستان واگذار
خواهيم كرد.
افزايش استفاده نيروهاي انگليسي از هواپيماهاي بدون سرنشين درافغانستان
آمار جديد منتشره توسط وزارت دفاع انگليس نشان مي دهد استفاده نيروهاي انگليسي از هواپيماهاي بدون سرنشين در افغانستان رو به افزايش است. اين در حالي است که قبلا استفاده از اين نوع هواپيماها توسط نيروهاي آمريکايي باعث جنجال و انتقادات زيادي شده بود.
به گزارش ايرنا، آمار وزارت دفاع نشان مي دهد نيروهاي انگليسي از ژوييه سال 2008
تاکنون 84 راکت از طريق هواپيماهاي بدون سرنشين "ريپر" به اهداف خود در افغانستان
شليک کرده اند که از اين تعداد 20 راکت تنها در دو ماه گذشته شليک شده است.
استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين اولين بار توسط نيروهاي آمريکايي در مناطق مرزي
افغانستان و پاکستان صورت گرفت اما به دليل تلفات بالاي غيرنظاميان در اين عمليات
ها، استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين هميشه مورد انتقاد بوده است.
هواپيماهاي بدون سرنشين براي مقاصد جاسوسي و حمله به مناطق کوهستاني کاربرد دارند و
راکت هاي آنها توسط فناوري ليزري هدايت مي شود.
روزنامه گاردين امروز نوشت: نيروهاي انگليسي از هواپيماهاي بدون سرنشين ساخت آمريکا
در افغانستان استفاده مي کنند و وزارت دفاع انگليس بدون اعلام تعداد هواپيماهاي
بدون سرنشين در اختيار نيروهاي انگليسي، گفته است که تعداد اين هواپيماها در دو سال
آينده دو برابر خواهد شد.
بر اساس اين گزارش، هواپيماهاي بدون سرنشين انگليسي از يک پايگاه هوايي در قندهار
پرواز مي کنند اما توسط پرسنل نيروهاي هوايي انگليس در يک پايگاه هوايي در ايالت
نواداي آمريکا هزاران کيلومتر دورتر از افغانستان کنترل مي شوند.
گاردين نوشت: بحث هاي فراواني درباره قانوني يا غيرقانوني بودن استفاده از
هواپيماهاي بدون سرنشين وجود دارد زيرا کارشناسان نظامي معتقدند شليک موشکي که از
فاصله بسيار دور هدايت مي شود باعث افزايش تلفات غيرنظامي ها مي شود.
گاردين نوشت: تاکنون گزارشي از کشته شدن غيرنظاميان افغاني توسط هواپيماهاي بدون
سرنشين انگليسي منتشر نشده است.
اين روزنامه به نقل از "کريس کول" يک کارشناس دفاعي نوشت: ما نگراني هاي جدي درباره
استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين داريم زيرا تعداد غيرنظامياني که توسط اين نوع
هواپيماها در سالهاي اخير کشته شده اند رو به افزايش است.
وي افزود: به علاوه استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين مسلح عليه اهداف مشخص و به
خصوص عليه غيرنظاميان به معناي کشتار عمدي است.
گاردين نوشت: گزارشگر مخصوص سازمان ملل در امور حقوق بشر در ماه اکتبر سال گذشته
هشدار داد که استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين در افغانستان و پاکستان ممکن است
ناقض حقوق بين المللي باشد.
روزنامه انگليسي به نقل از فيليپ آلستون نوشت: آمريکا بايد توضيح دهد که بر اساس چه
قانوني با استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين غيرنظاميان را مي کشد.
بر اساس اين گزارش، انگليس تاکنون شش فروند هواپيماي بدون سرنشين از نوع "ريپر" را
به ارزش شش ميليون دلار از آمريکا خريداري کرده است.
دشت مرجان كاملا تخليه ميشود
به گزارش فارس به نقل از روزنامه پاكستان نيوز، هزاران تن از مردم منطقه مرجان در
نزديكي لشكرگاه مركز ولايت هلمند ، همزمان با آماده شدن نيروهاي خارجي و
شبهنظاميان طالبان براي درگير شدن با يكديگر، ساختمانها و منازل خود را ترك و به
ديگر نقاط امن كوچ كردند اما هنوز برخي از اين خانوادهها موفق به ترك منطقه نشدند.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، دشت مرجان يكي از آخرين مواضع تحت نفوذ نيروهاي طالبان
است كه احتمالا در روزهاي آينده شاهد عمليات گسترده نظامي نيروهاي دولتي و سازمان
پيمان آتلانتيك شمالي عليه طالبان خواهد بود كه اين امر مردم غيرنظامي منطقه را
مجبور كرده تا منازل و ساختمانهاي خود را به سرعت ترك و به مناطق امن عزيمت كنند.
بر اساس گزارشهاي منتشر شده در روزهاي گذشته،گروهي از نيروهاي تفنگدار آمريكا و
ائتلاف نظامي ناتو، به همراه نيروهاي دولتي افغانستان در روزهاي آينده، عمليات
نظامي سنگيني را عليه طالبان آغاز كنند كه هدف از اين عمليات نظامي مشترك، بيرون
راندن كامل نيروهاي طالبان از ولايت هلمند افغانستان است.
دو قدرت در مقابل بقيه جهان
"آمريكا و چين امروز از مهمترين ابرقدرتهاي سياره ما محسوب ميشوند. اتحاد اين دو كشور ميتواند ديكته كنندهي تحولات جهان باشد، اما سوالاتي كه مطرح است اين است كه آيا اساسا آمريكا و چين خواستار تشكيل يك اتحاد واحد براي رقم زدن تحولات جهان هستند و آيا اكنون عصر قدرتهاي دو قطبي شروع شده است؟"
به گزارش ايسنا مجلهي آلماني اشپيگل در گزارشي تحليلي، با اشاره به پديدهي چيمريكا كه برگرفته و برآمده از قدرت پيوند خوردهي آمريكا و چين است، آورده است:
"وقتي كه چين عطسه ميكند، جهان شروع به سرفه كردن ميكند". اين جملهي معروف كه از بيل كلينتون، رييس جمهور آمريكا نقل شده و در چند روز اول دوران رياست جمهوري وي عنوان شد، از احتمال بوجود آمدن چالش احتمالي براي آمريكا آن هم به دليل وجود يك چين قدر خبر داد و به طور همزمان نسبت به تهديدي كه از جانب يك چين ضعيف شده برميآيد، هشدار داد؛ چرا كه وجود يك چين ضعيف، بخش بزرگي از آسيا را به بيثباتي ميكشاند.
باراك اوباما، رييس جمهور آمريكا، دوست هم حزبي كلينتون، اكنون به دنبال راه جديدي است كه بتواند همكاريهاي نزديكتري را با اين امپراطوري ٣/١ ميليارد نفري داشته باشد. به گونهاي كه از اعلام نظر مقامات كاخ سفيد در دوران فعلي برميآيد كه ميتوان استنباط كرد كه آمريكا بدون حضور چين نميتواند به راحتي در حل مشكلات جهاني موفق عمل كند و تنها در صورتي كه اين دو بتوانند به هم كمك كنند، خواهند توانست به اهداف مشترك و موفقيتهايي براي مثال در زمينهي تغييرات جوي، مبارزه با بحران اقتصادي و يا منع گسترش سلاحهاي اتمي دست يابند. البته بايد گفت كه نقطه نظرات و مواضع سياستمداران، مقامات نظامي و اقتصاددانان چين نيز تا كنون از اقبال مقامات چيني براي ارتباط با آمريكا حكايت داشته است؛ به گونهاي كه هو جينتائو، رييس جمهور چين، درمورد رابطه با آمريكا اظهار داشت كه روابط چين و آمريكا جزو اصليترين مسائل جهان در قرن ٢١ است. مفهوم نهفته شده در پشت اين عبارت شايد اين واقعيت باشد كه چينيها بدون كمك متحدان آمريكايي خود، نميتوانند رفاه همهي مردم اين كشور را تامين كرده و وعدههاي داده شده به مردم چين را تحقق بخشند.
چين و آمريكا هرگز تا اين حد به يكديگر نزديك نبودهاند، به گونهاي كه ميتوان گفت بدون وجود آمريكا و بدون سرمايه گذاريهاي آمريكا، اوضاع اقتصادي چين متفاوت از وضعيت فعلي بود و به طور متقابل نيز بايد گفت كه بدون كالاهاي وارداتي و ارزان چين براي بسياري از آمريكاييها آن هم در دوران بحران اقتصادي، مشكلات زيادي ايجاد ميشد.
درهمين راستا، زبيگنيو برژينسكي، مشاور اسبق امنيت ملي كاخ سفيد، از چين و آمريكا به عنوان گروه دو مولفهاي كه ميتواند جهان را تغيير دهد، سخن به ميان آورد. حتي عبارتي تحت عنوان چيمريكا از سوي نيال فرگوس، دانشمند آمريكايي آن هم به دليل روابط و پيوندهاي نزديك اقتصادي دو كشور مطرح شده است.
با اين وجود نميتوان اين مساله را ناديده گرفت كه قدرت اقتصادي جديدي چون چين براي آمريكا دلواپسي و نگرانيهاي بسياري را ايجاد كرده است و براي سرمايه داران و سياستمداران آمريكايي، اين مساله احساسي نامعمول و ناخوشايند است كه كشورشان به گونهاي روز افزون وابسته به تصميماتي شود كه در آن سوي جهان اتخاذ شود؛ به ويژه بدتر آن كه اين تصميمات از سوي صاحبان قدرت كمونيستي اتخاذ شود.
سوزان شيرك، يكي از مقامات بلند پايه سابق وزارت امور خارجه آمريكا، در كتابش تحت عنوان "چين، ابرقدرت بيثبات و متزلزل"، آورده است: ما گرماي نفس اژدهاي اقتصادي را بر پشت خود احساس ميكنيم.
جيمز اشتاين برگ، يكي ديگر از مقامات وزارت امور خارجه آمريكا، از عبارت "بيمه مجدد استراتژيك " در روابط آمريكا و چين سخن ميگويد. انديشهاي كه پشت اين عبارت كليدي نهفته است، اين است كه اگر واشنگتن و متحدانش قرار است از وجود چين به عنوان يك قدرت موفق در عرصهي جهان استقبال كنند، پكن بايد متقابلا به همهي رقباي خود اثبات كند كه نقش رو به رشد و كليدي اين كشور به قيمت از دست رفتن امنيت و آسايش بقيه تمام نخواهد شد.
پنتاگون با نگراني نظارهگر است كه چين چگونه ارتش و نيروي دريايي خود را مجهز ميكند؛ به گونهاي كه نمايش تسليحاتي چين در شصتمين سالگرد تاسيس جمهوري خلق چين در اول اكتبر سال گذشته، جهانيان را تحت تاثير قرار داد و منجر به ترس آنان شد. سوالي كه اكنون به شكل يك معما در ذهن آمريكاييها باقي مانده است، اين است كه آيا چينيها موفق به داشتن موشكهايي ميشوند كه بتواند كشتي و ناوهاي هواپيمابر آمريكا را هدف قرار دهد.
ارتش چين پيشتر اعلام كرده بود كه توانسته است سيستم دفاعي خود را تا حدي توسعه و تكامل بخشد كه بتواند موشكهاي درون قارهاي را نابود و تخريب كند. قايقهاي ماهيگيري چين تا كنون دوبار يك كشتي جاسوسي آمريكا را در نزديكي زيردريايي آمريكا در جزيره هاينال متوقف كردهاند. علاوه بر اين، اعلام خبر اخير يك ژنرال چيني مبني بر آن كه پكن نيازمند پايگاههاي ثابت دريايي در اقيانوس آرام است، باعث ايجاد احساس بياعتمادي بين طرفين شده است.
چين در حالي همچنان به عنوان قدرت مقابل آمريكا مطرح است كه بسياري از كشورهاي آسيايي معتقدند كه آمريكا بايد به عنوان يك وزنه مقابل چين رو به رشد، باقي بماند. لي كوان
كوان يو، سياستمدار سنگاپوري كه به "روباه پير سياست آسيا" معروف است، اظهار داشت: چين بزرگ اين مساله را براي ژاپن غيرممكن كرده است كه بتواند به عنوان يك وزنه متقابل و قدرت بزرگ ايفاي نقش كند. ما به آمريكاييها براي حفظ توازن و تعادل نيازمنديم.
هشدار لي كه به دليل قدرت نظامي و اقتصادي رو به رشد چين مطرح ميشود، بيانگر طرز فكري است كه در سطح بسياري از آسياييها نيز در جريان است. با اين وجود سياستمداران چين دلايل بسياري براي نداشتن اعتماد به آمريكاييها دارند. سياستمداران اين كشور معتقدند كه آمريكا ميخواهد چين را از مسير رشد صعودي خود متوقف كرده و اين كشور را مجبور به داشتن ارزشهاي غربي همچون دموكراسي غربي كند.
در زمينهي اقتصادي، آمريكا همچنان سعي در كاهش ارزش "يوآن" دارد. اقتصاددانان آمريكايي نيز از سياستهاي اقتصادي چين مبني بر افزايش مصنوعي قيمت كالاهاي آمريكايي و كاهش قيمت كالاهاي چيني گلايهمندند و معتقدند كه اين سياست بيكار شدن هزاران تن از مردم آمريكا را به دنبال دارد.
رقابت نظامي در اقيانوس آرام، جنگ تجاري خطرناك دو طرف، جنگ بر سر "يوآن" و ديدار احتمالي اوباما با دالايي لاما به نظر ميرسد كه دوران پرتنشي را براي روابط آمريكا و چين در آينده ترسيم كند. آخرين نمونه از تنشهاي اخير در روابط طرفين نيز در اعلام خبر اوباما مبني بر انعقاد قراردادهاي تسليحاتي با تايوان ايجاد شد. چين با واكنشي خشمگينانه تهديد كرد كه هر سازمان، موسسه و نهادي را كه در اين قرارداد تسليحاتي دخالت داشته باشد، تحريم خواهد كرد.
اكنون سوالي كه مطرح است، اين است كه "چيمريكا"ي اقتصادي چگونه به كار خود ادامه خواهد داد. اكنون در بين حزب كمونيست چين اين احساس در حال گسترش است كه هرچه زودتر بايد از يك همزيستي رها شد. "چيمريكا" دير يا زود به پايان ميرسد، اما سوالي كه مطرح است اين است كه آيا بعد از اين مساله آمريكا و چين به عنوان دو شريك سابق ميتوانند در صلح با يكديگر زندگي كنند.»
Copyright ©ariaye 2002_2010
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است
بالا
آرشيف اخبار *
صفحة دری *
بازگشت