299 : کنگره حزب جمعیت
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا






پوهندوی دوکتورسيدحسام مل
ترکیه دمرستی دترلاسه کولو دپاره مسکو ته مخه کړه


فتح سامع
آقای عبدالله ، بر اجرای کامل تفاهمنامه حکومت وحدت ملی تاکید کرد


محمد عالم افتخار
28اسد در افغانستان؛ جشن ملی ست یا عزای عمومی؟؟


نجیب الله عظیمی
افغانستان در نودو هفتمین سالروز آزادی خویش در کجا و چه حالتی قرار دارد


خلیل
پیش بینی اشغال افغانستان از سوی شوروی: سند اجتماع استخباراتی_ قسمت ششم


استاد صباح
آيا درافغانستان ملک الطوايفي نيست؟؟؟


 فارو
قدر دانی از کارهای علمی، اجتماعی و فرهنگی جناب دکتور عزیز گردیزی


انجنیر فضل احمد افغان
لوایی استقلال


 عبدالرووف لیوال
بوی متعفن انقلاب زرد


 محمدآجان غلجی
دبیساری لیکوال او سپیڅلی شخصیت ډاکټر اکرم عثمان په ویر کی  


 عابد
سروده های تازه 


 عبدالوکیل کوچی
خواست وطن 


 کابلی
کرزی و تیم کرزی 


استاد صباح
منبع فساد، بروکراسي وغارتگري درکجاست؟؟؟


دکتورعلی احمد کریمی
سناریوی مسکو!  حمایت ازکرزی بجای اشرف غنی


 سنجر غفاری
طرح صلح خانه ای ما 


 محمدامين فروتن
گرتوقرآن را برین نمط خوانی 


 میر عبدالواحد سادات
مردم بزرگ و رهبران کوچک 


بصیرهمت
جنگ های افغانستان


  انجنیر فضل احمد افغان
چقدر جفا در حق ملت افغان 


 خوشه چین
ازفضای انستان


پوهندوی دوکتورسيدحسام مل
 مصونیت از مجازات ایالات متحده امریکا د ر معرض خطر 


 سنجر غفاری
امریکا اینجا افغانستان است


 الحاج عبدالواحد سيدی
  پیامد های منفی یورشگران به هند


فارو
یادی از فرخنده روز استرداد استقلال کشور وجنبش امانی


  ف.بری
دو سروده نغز و دلنشين 







شنبه 6 سنبله 1395 خورشيدی برابر با 27 آکست 2016 ميلادی

 

«گروه سرخ»، واحد کماندویی جدید طالبان

از سال گذشته، طالبان یک نیروی کماندویی تازه به استعداد حدودا 300 نفر را به کار گرفته است. نتایج حضور این نیروها تاکنون برای نیروهای دولتی مرگبار بوده و خبرها حاکی از آن است که اردوی ملی افغانستان به شدت دنبال تاکتیک های تازه برای مقابله با این نیروی نوظهور مجهز و زبده تروریستی است.

مشرق : ظهور نیروهای مجهز طالبان، بار دیگر فساد گسترده دولتی در ولایت هلمند را رو کرده است.

یک نیروی کماندویی وابسته به طالبان در هفته های اخیر به بلای جان نیروهای دولتی فرسوده و بعضا ناکارآمد افغانستان تبدیل شده است. گزارش های رسیده از سقوط قریب الوقوع دره هلمند در روزهای اخیر، سوالاتی جدی را درباره چگونگی ظهور نیرویی زبده از طالبان با چنین تجهیزاتی مطرح کرده است.

از سال گذشته، طالبان یک نیروی کماندویی تازه به استعداد حدودا 300 نفر را به کار گرفته است. نتایج حضور این نیروها تاکنون برای نیروهای دولتی مرگبار بوده  و خبرها حاکی از آن است که اردوی ملی افغانستان به شدت دنبال تاکتیک های تازه برای مقابله با این نیروی نوظهور مجهز و زبده تروریستی است.

این واحد که «Sara Khitta»(در زبان پشتو به معنای «گروه سرخ» یا گروه خطر») نام دارد، تاکتیک های رزمی تازه ای را همچون استفاده از دوربین های دید در شب، شبیخون و تمرکز تاکتیکی بر قطع محورهای مواصلاتی و خطوط پشتیبانی شهرها و روستاها به کار می گیرد، در حالی که تا پیش از این طالبان تنها حمله مستقیم به ایست-بازرسی ها و پاسگاه های پلیس را در دستور کار داشت.

این تاکتیک های جدید به طرز محسوسی تلفات این گروه را پایین آورده و به آن امکان تصرف اراضی بیشتری را داده است. طالبان اکنون بر دروازه های شهر اصلی ولایت هلمند، یعنی شهر «لشگرگاه»، با حدود 200هزار سکنه رسیده است، صحنه ای که یادآور تصرف قندوز در شمال این کشور در اکتبر گذشته توسط این گروه است.

دولت در روزهای گذشته نیروهای کمکی به لشکرگاه اعزام و مواضع دفاعی شهر را تقویت کرده است. نیروهای امریکایی هم حملات هوایی خود را به مواضع طالبان افزایش داده اند تا به نیروهای دولتی که درگیر نبرد سنگین با طالبان هستند، فرصت نفس کشیدن بدهند.

در هفته گذشته، نیروهای دولتی در نبردی سنگین ناحیه «نوا» را، که زمانی امن ترین ناحیه ولایت هلمند محسوب می شد، با چنگ و دندان از تصرف داعش حفظ کردند. حتی ساعاتی نیروهای پیشروی طالبان توانستند کنترل این منطقه را در دست بگیرند.

این ناحیه در حومه لشکرگاه قرار دارد و سقوط ان به طالبان این فرصت را می دهد که این شهر را محاصره و خطوط پشتیبانی ان را قطع کنند. همچنین ناحیه نادعلی در شمال لشگرگاه هم شاهد نبردهای سنگین میان نیروهای کماندویی افغان و نیروهای کماندویی طالبان بوده است.

اوضاع لشکرگاه وخیم است، گرچه مقامات افغان و آمریکایی احتمال سقوط شهر را رد می کنند. سرهنگ ارتش امریکا، «مایکل لائوهورن، به صدای امریکا گفت: " ما لشکرگاه یا ولایت هلمند را در معرض سقوط نمی دانیم. ما اطمینان داریم که نیروهای افغان به نحوی موثر می جنگند و امنیت شهر را حفظ خواهند کرد."

ظهور یک واحد رزمی چنین تعلیم دیده و مجهز از نیروهای طالبان، سوالات و تردیدهای زیادی را درباره نحوه مدیریت دولت و ساز و کار نیروهای امنیتی افغان ایجاد کرده است. برخی گمانه ها حاکی از آن است که تجهیزات پیشرفته مثل دوربین دید در شب، یا با شبیخون طالبان به پایگاه های نیروهای دولتی به دست امده یا توسط شماری از فرماندهان فاسد ارتش به آن ها فروخته شده است. به گزارش خبرگزاری طلوع افغانستان در سه ماه گذشته ارتش افغانستان معادل یک پنجم پولی را که نیروهای انگلیسی در مدت 8 سال در ولایت هلمند خرج کردند، هزینه کرده اند. برآوردها نشان از یک فساد گسترده دارد که شامل فروش تجهیزات حساس به طالبان توسط فرماندهان ارتش و مقامات دولتی برای کسب منفعت شخصی می شود.

این اولین بار نیست که فساد گسترده مقامات سیاسی و نظامی در هلمند، موجب مشکلات امنیتی جدی برای این ولایت می شود. برای نمونه، فرماندهان ارتش فهرست های حقوق با اسامی جعلی یا پرسنل مرده ارتش تهیه و به مقامات دولتی ارایه می کنند تا پول بیشتری به جیب بزنند.

 

کماندوهای افغان بهترین خط دفاعی اول و آخر افغانستان

8 صبح : فصل جنگی ۲۰۱۶ هنوز هم به‌عنوان یک چالش امنیتی در افغانستان به حساب می‌رود. قسمت پر جمعیت مناطقی چون لشکرگاه، کندز زیر تهدید گروه طالبان قرار دارد، هم‌چنان گروه داعش نیز به تلاش‌های خود برای باز کردن جای پا در ولایت ننگرهار ادامه می‌دهد. خبرهای روزانه در افغانستان کم‌تر خوش‌حال‌کننده است. اما، همه‌چیز از دست نرفته است. مثل همیشه بعضی از فصل‌های جنگی جدا از جاروجنجال‌ها، خبرهای خوش نیز به همراه دارد. خبر خوش، برای فصل جنگی سال ۲۰۱۶، داستان رزمایش نیروهای کماندوی افغانستان است، نیروهایی که بهترین خط دفاعی اول و آخر افغانستان را تشکیل می‌دهند.
افغانستان گرفتار جنگ‌های خونین و دشوار می‌باشد، هم‌چنان آمار تلفات افراد ملکی نیز بلند رفته و در حال حاضر، تمایل برای گفتگوهای آینده در دوطرف جنگ دیده نمی‌شود. چالش‌های عمده جنگی در دره‌های ولایت هلمند می‌باشد، ولایتی که زادگاه طالبان و رهبر این گروه ملاعمر به حساب می‌آید. ولایت هلمند، منبع مهم تمویل عملیات‌های طالبان و مرکز قاچاق مواد مخدر است، این ولایت حتا از نگاه تاریخی، میدان خشونت‌ها و نبردهای خونین بوده است. خبرهای روزانه حکایت از وضعیت شکننده‌ی این ولایت دارد، اما این ولایت هنوز هم زیر کنترول [دولت] کابل قرار دارد، یعنی موجودیت این ولایت در دست دولت کابل، از نتایج پیکارهای نیروهای کماندوی افغانستان می‌باشد.
مرکزهای کماندوهای افغانستان در کابل، هلمند و قندهار انعطاف‌پذیر و موثر بوده‌اند. آن‌ها توانایی راه‌اندازی عملیات‌های شبانه و اعزام سریع به مناطق زیر تهدید دشمن را دارند. اقدام سریع و عملیات‌های کماندوهای افغانستان به سایر نیروهای کشور از جمله به ارتش، این توانایی را داده است تا در مقابل حملات طالبان بایستند و هم‌چنان مناطقی را که زیر تهدید قرار دارد، از تهدید بیرون کنند. حضور نیروهای کماندو برای حفظ مراکز ولایتی چون کندز و هلمند حیاتی بوده است. این نیروها که به‌خوبی آموزش دیده‌اند و آب‌دیده هستند. آن‌ها توانستند عملیات‌های طالبان در ولسوالی ناوه و کندز را دفع کنند. در ماه جولای، نیروهای کماندو در پاسخ به حمله‌ی گروه داعش در کابل که سبب کشته شدن بیش از ۸۰ تن و زخمی‌شدن ۲۰۰ تن شد، عملیاتی را برضد این گروه در ولایت ننگرهار اجرا کرد که این عملیات از سوی نیروهای هوایی افغانستان و نیروهای امریکایی حمایت می‌شد. نیروهای کماندو موفق شدند ۱۰۰ تن از شورشیان را بکشند و مرکز اصلی گروه داعش در ولسوالی کوت این ولایت را تصرف کنند.
نیروهای کماندوی افغانستان در زمره بهترین نیروهای نظامی کشور قرار دارند. این نیروها در کمپ «مورهید» در کابل آموزش می‌بینند. در این مرکز ۱۱۵۰۰سرباز قرار دارد که از نیروهای اردو و پولیس افغانستان که شمار آن‌ها به ۳۲۰ هزار تن می‌رسد حمایت می‌کنند. مکتب عالی کماندو به این نیروها آموزش می‌دهد تا عملیات زمینی و هوایی را راه‌اندازی کنند و اهداف تعیین‌شده را از بین ببرند.
نیروهای کماندوی افغانستان به همان شکل سنتی که آموزش دیده‌اند تا عملیات ۷۲ ساعتی را راه‌اندازی کنند و به هدف برسند، در صورتی که عملیات ۲۰ روز طول بکشد سبب خستگی می‌شود. نیروهای کماندو، علی‌رغم جنگ‌های فصلی نقش مهمی را در قسمت بازپس‌گیری و راه‌اندازی عملیات‌های سنگین برضد نیروهای گروه طالبان راه‌اندازی کرده‌اند، که نمونه آن را می‌توان در عملیات ولایت بغلان مشاهده کرد.
با نظر داشت نرخ بلند فرار در پولیس و بخش‌های نظامی بین‌المللی، کماندوهای افغانستان در شمار زیادی از جنگ‌ها ضربات سختی به دشمنان وارد کرده‌اند. کول جیو دانسون، فرمانده عملیات‌های ویژه امریکایی، گروه مشاورت که نیروهای نظامی افغانستان و نیروهای کماندو را حمایت می‌کند می‌گوید: «تمام چیزهایی را که شما در خبرها می‌خوانید، کسانی که از بدترشدن وضعیت جلوگیری می‌کنند، آن‌ها نیروهای کماندو و نیروهای ویژه می‌باشند.»
وی می‌افزاید: «شما نمی‌تواند یک کماندوی افغان را پیدا کنید که اسلحه‌اش را به زمین گذاشته باشد و از جنگ‌کردن دست بکشد.»
سید عبدالقادر آرام، سخنگوی قول اردوی ۲۰۹ شاهین در شمال افغانستان می‌گوید: «ما بدون این نیروهای هیچ‌کاری کرده نمی‌توانیم.» اطمینان زیاد بر نیروهای کماندوی افغانستان، بحث‌برانگیز می‌باشد. با ۹۸۰۰ سرباز امریکایی و مشاوران ناتو در کشور، بیشتر توجهات و مانیتورینگ نیروهای نظامی افغانستان، توسط نیروهای کماندو تهیه می‌شود. علی‌رغم، بلندرفتن نرخ تلفات از سال ۲۰۱۴ به این‌طرف، نیروهای کماندوی افغانستان هنوز هم ۹۰ درصد نرخ نگهداری را در خود دارند. این موضوع، به‌خوبی بیان‌گر اطمینان و انگیزه در میان این نیروها است که می‌توانند در جنگ‌های شدید در سراسر کشور در مقابل دشمن بایستند و مناطق را حفظ کنند.
حضور نیروهای کماندوی افغانستان در میدان‌های نبرد در سال ۲۰۱۶ نهایت اثرگذار بوده است. این نیروها در عملیات‌های ننگرها، کندز و هلمند پیش‌گام بوده‌اند و حمله‌های کوبنده‌ای را راه‌اندازی کرده‌اند که فرصت را برای سایر نیروهای کشورشان، در میدان نبرد برای بقا آماده کرده‌اند. نیروهای کماندو به عنوان نیروهای اثرگذار و قابل اطمینان نظامی افغانستان باقی خواهند ماند. بخش زیادی از آینده دولت کابل وابسته به چگونگی مدیریت، آموزش و تجهیز نیروهای کماندو بستگی دارد. با وضعیت جاری، این نیروها می‌توانند از پس مسوولیتی که به آن‌ها سپرده می‌شود، موفقانه به‌در آیند. این نیروها که شمارشان به ۱۱۵۰۰ تن می‌رسد، بهترین خط دفاعی ضد طالب و داعش بوده‌اند.

 

ادامۀ حرکت‌های نمایشی در مبارزه با فساد

ماندگار : مرکز عدلی و قضاییِ مبارزه با فساد در افغانستان درحالی به کارِ خود آغاز کرد که به گفتۀ رییس این مرکز، پرونده‌های بیش از بیست وزیر کابینه‌های پیشینِ دولت، در اولویتِ آن قرار دارد. به گفتۀ مسوولان، پرونده‌های دیگری از مقام‌های بلندپایۀ دولتِ آقای کرزی نیز همچنان در دستِ بررسی قرار دارند.
فرید حمیدی دادستان کُل کشور و رییس مرکز عدلی و قضاییِ مبارزه با فساد، در جریان آغاز به کارِ این مرکز تأکید کرد که مرکز عدلی و قضاییِ مبارزه با فساد، به هیچ صورت یک نهادِ سیاسی نیست و نمی‌خواهد که برخوردهای سیاسی با مسایل حقوقی داشته باشد.
هرچند هنوز زود است که نسبت به عملکرد مرکز تازه‌تأسیس‌یافتۀ عدلی و قضاییِ مبارزه با فساد اداری قضاوت صورت گیرد، ولی از حالا نگاه‌های متفاوت در مورد آن در میان نخبه‌گانِ کشور شکل گرفته است. عده‌یی که با تجربه از گذشتۀ مبارزه با فساد اداری در کشور، نسبت به هر نوع اقدام در این مورد مردد به نظر می‌رسند، فکر نمی‌کنند که مرکز عدلی و قضاییِ مبارزه با فساد بتواند کاری در این عرصه انجام دهد.
به گفتۀ این افراد، مرکز عدلی و قضاییِ مبارزه با فساد، ادامۀ حرکت‌های نمایشی در مبارزه با فساد در کشور است که بدون دستاورد به سرنوشتِ نهادهای دیگر دچار خواهد شد. این افراد می‌پرسند: در موجودیت نهادهای قانونمندِ عدلی و قضایی در کشور، چه نیازی وجود دارد که نهادهای مستقل برای پرونده‌های خاص تأسیس شود؟
به گفته این افراد، مبارزه با فساد اداری مثل هر پدیدۀ غیرقانونی دیگر، می‌تواند بخشی از لایحۀ وظایف دادستانی کل، وزارت داخله و نهادهایی مثلِ آن‌ها باشد و هیچ نیازی به ایجاد نهادهای تازه نیست که فقط می‌توانند تورمِ کاری به وجود آورند.
از جانب دیگر، به گفتۀ این منتقدان تجربه نشان داده که نهادهای موازی نتوانسته‌اند کاری از پیش ببرند و فقط به دردِ نمایش‌های دولتی می‌خورند. آقای کرزی نیز در زمان ریاست‌جمهوری خود، هر وقت به مشکلی برمی‌خورد و یا مورد انتقاد کمک‌دهنده‌گانِ جهانی در مبارزه با فساد قرار می‌گرفت، فوراً دست به کارِ نهادسازی می‌زد.
حالا هم وضع چندان فرق نکرده و رییس‌جمهور غنی برای بستنِ دهانِ منتقدان و نشان دادنِ صداقتِ دولت در مبارزه با فساد اداری، برای جامعۀ جهانی مرکز عدلی و قضایی مبارزه با فساد را تأسیس کرده است.
مسالۀ مهم دیگر اما این است که نهادهای دیگری که برای مبارزه با فساد ساخته شدند، در این عرصه چه کارِ قابل توجهی انجام دادند که حالا ما از مرکز عدلی و قضایی چنین انتظاری داشته باشیم؟
به گفتۀ این منتقدان، فساد اداری در کشور چنان در تار و پودِ نظام نفوذ کرده که نمی‌توان به رفعِ آن از طریقِ نهادسازی دل خوش کرد. این منتقدان می‌گویند که دستِ قانون از رسیده‌گی به افرادِ مهره‌درشتِ فساد در کشور عاجز است و با وجود این‌که این افراد چهره‌های ناشناسی نیستند، ولی به دلیل داشتن قدرت و امکانات، نهادهای مسوول توانایی بازپرسی از آنان را ندارند. به گفتۀ این منتقدان، در افغانستان فساد اداری به این دلیل گسترش نیافته که نهادهایی در این عرصه وجود نداشته‌اند، بل به این دلیل چنین فربه شده که فسادکاران خود بخشی از قدرت‌اند و به‌ساده‌گی می‌توانند قانون را دور بزنند.
به گونۀ مثال، در آستانۀ آغاز به کارِ مرکز عدلی و قضایی مبارزه با فساد، در هرات در غربِ افغانستان اتفاقی افتاد که می‌تواند قدرتِ قانون و نهادهای عدلی و قضایی را در برابرِ قدرتمندان به‌خوبی نشان دهد.
رییس شورای ولایتی این شهر که برای خود اختیارات و صلاحیت‌های فراقانونی تعریف می‌کند، وارد محکمۀ این ولایت شد و ضمن توهین به افراد دادستانی، یک متهم به رشوت‌گیری را به زورِ افراد خود از این نهاد بیرون کرد. رییس دادستانی کل کشور در واکنش به این برخورد کامران علی‌زایی رییس شورای ولایتی هرات، حکم داد که وظیفۀ آقای علی‌زایی به حالتِ تعلیق درآید، ممنوع‌الخروج شود و سرانجام از سوی پولیس بازداست شود.
اما جالب این‌جاست که آقای علی‌زایی که باید به اتهام دخالت در امور قضایی در بازداشت به‌سر می‌برد، دو روز بعد با عده‌یی از هوادارانِ خود به کابل آمد و در ارگ ریاست جمهوری مهمانِ آقای غنی شد. دادستانی کُل کشور نیز، با ورود آقای علی
زایی به کابل، تمام احکام سابقِ خود در مورد او را ابطال کرد. وقتی دادستانی کل در مورد یک جُرمِ مشهود نمی‌تواند کاری انجام دهد و در برابر قدرتمندان بایسـتد، آن‌گاه چگونه خواهد توانست که با افراد قدرتمندتر از علی‌زایی مبارزه کند؟
اما از آن طرف، عده‌یی که نیمۀ پُرِ گیلاس را می‌بینند، با خوش‌بینی به تأسیس مرکز عدلی و قضایی نگاه می‌کنند و می‌گویند که نوع برنامه و استراتژی‌های این مرکز، با مشابه‌های دیگرِ آن کاملاً فرق می‌کند. این افراد باور دارند که مرکز عدلی و قضاییِ مبارزه با فساد می‌تواند به پرونده‌های افراد بلندپایه رسیده
گی کند و تکانۀ جدیدی را در عرصۀ مبارزه با فساد در کشور به وجود آورد. این افراد می‌گویند: شاید تجربۀ مبارزه با فساد در کشور چندان پُربار و قابل تحسین نباشد، ولی این به معنای آن نیست که دولت اراده و امکاناتِ لازم را در اختیار ندارد.

 

کودکان انتحاری؛ ابزار شبه‌نظامیان مسلح برای کشتار

عامل انتحاری انفجار در مراسم عروسی کردها در جنوب شرق ترکیه که منجر به کشته شدن دست کم 51 نفر شد یک نوجوان 12 ساله از اعضای داعش بود. داعش گروه افراط گرایی است که سابقه استفاده از کودکان به عنوان سلاح و فرستادن آنها برای انجام انفجارهای انتحاری و قرار دادن آنها در جبهه مقدم در عراق و سوریه دارد.

به گزارش ایسنا، خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت: داعش ارتشی از کودک سربازان دارد که آنها را "بچه‌های خلیفه" می‌نامد و به دنبال آموزش دوباره این کودکان در مدارس تحت مدیریت داعش و تلقین آموزه‌های رادیکالی خود درباره اسلام و وادار کردن آنها به انجام اقدامات خشونت آمیز مانند سر بریدن و یا استفاده از سلاح برای ایجاد نسل جدید شبه نظامیان است. در ویدئوهای منتشر شده از سوی داعش مشاهده می‌شود که نوجوانان پسر، مخالفان داعش را با شلیک گلوله و یا بریدن سر می‌کشند. اما درعمل تنها داعش نیست که از کودکان به عنوان عاملان انتحاری خود استفاده می‌کند بلکه گروه‌های دیگر شبه نظامی در سراسر جهان نیز از این روش پیروی می‌کنند.

داعش

این گروه کودکان انتحاری  را برای انجام حملات در عراق و سوریه اعزام می‌کند. در میان مرگبارترین حملات می‌توان به حمله تروریستی در بازی فوتبال جوانان در  استادیومی در جنوب بغداد در 25 ماه مه در سال 2016 اشاره کرد. عامل انتحاری این حادثه که تصور می‌شود یک نوجوان بود با منفجر کردن خود منجر به کشته شدن 29 نفر و زخمی شدن 60  تن دیگر  شد.داعش مسئولیت این حادثه تروریستی را برعهده گرفت و همچنین عکسی از این عامل انتحاری که بیشتر از 16 سال به نظر نمی‌رسید منتشر کرد. همچنین در این حادثه نزدیک به نیمی از کشته شدگان کودکانی بودند که در این بازی فوتبال شرکت کرده بودند.

در همین راستا یونیسف در گزارش اخیر خود اعلام کرد: هزاران کودک در عراق ربوده می‌شوند. براساس اعلام این سازمان دختران به دلیل تبدیل شده به بردگان جنسی در معرض خطر بیشتری قرار داردند اما در عین حال پسران نیز پس از ربوده شدن مجبور به انجام عملیات تروریستی می‌شوند.

بوکوحرام

گروه‌های حقوق بشری و سازمان‌ یونیسف در گزارش‌های اخیر خود از افزایش قابل توجه استفاده از کودکان به عنوان عاملان انتحاری در گروه بوکوحرام خبر می‌دهند. یونیسف در گزارش اخیر در اوایل امسال اعلام کرد: از هر پنج عامل انتحاری گروه شبه نظامی بوکوحرام در نیجریه، چاد و کامرون، یک نفر کودک است. هم چنین سازمان دیده بان حقوق بشر اعلام کرد: بوکوحرام از زمان آغاز حملات خود در سال 2009 صدها نفر و شاید هزاران نفر از افراد کم سن و سال به خصوص دختران را برای جذب به این گروه دعوت کرده است.

القاعده

القاعده به عنوان شبکه جهانی تروریستی تاریخ گسترده‌ای در جذب کودکان و آموزش آنها به عنوان عاملان انتحاری دارد. الزرقاوی، رهبر پیشین القاعده در عراق، پیش از کشته شدن توسط حملات در یک جنگنده در سال 2006 ، از نوجوانان به عنوان عاملان انتحاری در مبارزه با اشغال آمریکا در این کشور استفاده می‌کرد.

یمن

در یمن به عنوان یکی از کشورهایی که جمعیت غیر نظامیان مسلح بالا است، معمولا پسران نحوه استفاده از سلاح را از سنین کم یاد می‌گیرند. در این کشور که در حال حاضر در درگیری به سر می‌برد نیروهایی طرفدار دولت و شورشیان از نوجوانان در حملات خود استفاده می‌کنند.

 

سایه تروریسم بر سر بندر 'گوادر' پاکستان

بندر گوادر پاکستان واقع در جنوب غربی این کشور که به عنوان یکی از مهم ترین قطب های طرح عظیم راهروی اقتصادی مشترک چین-پاکستان محسوب می شود و از اهمیت راهبردی برای پاکستان برخوردار است، روز گذشته شاهد حمله تروریستی به ماموران حافظ امنیت این بندر بود.

به گزارش ایرنا، پلیس ایالت بلوچستان اعلام کرد که در حمله گروهی از تروریست ها به خودروهای حامل نیروهای امنیتی در بندر گوادر، شش نفر از این نیروها به قتل رسیدند و تروریست ها هم موفق به فرار شدند.
تا کنون گروهی مسئولیت این حمله را برعهده نگرفته است.
وقوع این حمله تروریستی در بندر گوادر که پاکستان توجه ویژه به حفظ امنیت آن دارد، موجب نگرانی مقامات این کشور شده است.
حضور برخی گروه های جدایی طلب در ایالت بلوچستان پاکستان نیز یکی دیگر نگرانی های این کشور است.
پاکستان حساب ویژه ای روی بندر گوادر برای آینده اقتصاد این کشور باز کرده است و اگرچه این کشور آمار و ارقام مشخص یا تصاویر گویایی از میزان پیشرفت طرح های توسعه در بندر گوادر ارائه نداده است، اما مدعی است طرح های مختلف مربوط به توسعه این بندر به خوبی پیش می رود.
چینی ها هم حساب ویژه ای روی بندر گوادر به عنوان قطب اصلی راهروی اقتصادی چین –پاکستان باز کرده و سرمایه گذاری کلانی برای اجرای این طرح از بندر گوادر تا استان سین کیانگ در چین به طول سه هزار کیلومتر انجام داده اند و همواره یکی از نگرانی های اصلی آنان، بحث امنیت در پاکستان بوده و بارها از دولت و ارتش پاکستان خواسته اند تا ضمن توجه به این مهم، نگاه ویژه ای به امنیت پرسنل شرکت های چینی در پاکستان داشته باشد.

 

جنرال‌های پاکستانی شرم‌سار تاریخ خواهند شد

8 صبح : طالبان افغان و پاکستانی، هدف مشترک دارند. آنان می‌خواهند تمام مظاهر تمدن معاصر را در این دو کشور نابود کنند و به‌جای آن یک امارت طالبی بسازند. طالبان پاکستانی با الهام از ملا محمدعمر به جنبش طالبان افغان پیوستند. طالبان پاکستانی در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان، چنان با هم‌قطارهای افغان‌شان، جوش خورده بودند که تفکیک سازمانی‌شان ممکن نبود. اما پس از سقوط امارت طالبان، طالبان پاکستانی رفته رفته یک سازمان مستقل را تشکیل دادند و مناطق زیر سلطه‌شان در پاکستان به پناهگاه جنگجویان طالبان افغان بدل شد. تنها فرقی که طالبان افغان با هم‌قطار‌های پاکستانی‌شان دارند، این است که طالبان افغان، شهرها و روستا‌های پاکستان را هدف حمله‌های تروریستی قرار نمی‌دهند.
جنرال‌های پاکستانی اما دچار توهم‌اند. آنان با آن‌که طالبان افغان و پاکستانی را آموزش داده‌اند، تصور می‌کنند که طالبان افغان، متحد‌شان است و این صرف طالبان پاکستانی اند که با اسلام‌آباد دشمنی دارند. جنرال‌های پاکستانی، چشم روی مشترکات هر دو گروه بسته‌اند. آنان نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند که طالبان افغان و پاکستانی پیرو یک مکتب فکری‌اند و سنخیت ایدیولوژیک دارند. در هیچ جایی دیده نشده است که طالبان افغان و پاکستانی با هم‌دیگر بجنگند.
واقعیت دیگر این است که روش‌های طالبان پاکستانی و افغان نیز مشابه است. طالبان افغان دست به قتل عام دانشجویان دانشگاه امریکایی کابل می‌زنند و هم‌‌قطارهای پاکستانی‌شان، به دانشگاه باچاخان در ایالت خیبرپشتونخوای پاکستان حمله می‌کنند. اگر تروریست‌ها در کابل به یک تجمع اعتراضی مدنی حمله می‌کنند، هم‌‌قطارهای پاکستانی‌شان، به تجمع وکیلان مدافع متحصن در کویته ‌بلوچستان حمله می‌کنند و صدها وکیل مدافع را می‌کشند.
اگر طالبان افغان هوتل‌های کابل و قرغه را هدف قرار می‌دهند، هم‌قطارهای پاکستانی‌شان پارک‌های لاهور را به حمام خون بدل می‌کنند و صد‌ها شهروند پاکستان را به کام مرگ می‌فرستند. سلاخی شاگردان مکتب نظامی ‌پشاور نیز در حافظه ‌همه است. این واقعیت‌ها باید ذهن و فکر مقام‌های پاکستانی را تغییر می‌داد. انتظار عموم این بود که این واقعیت‌ها پاکستان را وا‌دار کند که تا دست از حمایت طالبان بردارد و با دولت افغانستان متحد شود. اما چنین چیزی محقق نشد. ارتش پاکستان تا هنوز در توهم «قلابندی» از سوی هند به‌سر می‌برد. جنرال‌های پاکستانی تصور می‌کنند که نیرومند شدن نهاد دولت در افغانستان به معنای بدل‌شدن این کشور به یک ایالت هند است. به همین دلیل است که در محاسبه ‌استراتژیک آنان، ضربه‌زدن به پیکر نهاد دولت در افغانستان، اهمیت بیشتری نسبت به خون شهروندان پاکستانی دارد.
برای آنان اهمیتی ندارد که هم‌قطاران پاکستانی طالبان افغان، روزانه چه تعداد پاکستانی را به کام مرگ می‌فرستند، برای آنان مهم این است که طالبان متحد سیاسی‌شان باقی بماند، تا بتوانند هر روز نهاد دولت را در افغانستان ضربه بزنند. جنرال‌های پاکستانی که به آرمان‌های محمد‌علی جناح هر روز خیانت می‌کنند، تا هنوز درک نکرده‌اند که چگونه ممکن است که یک گروه خشن بنیاد‌گرای مذهبی متحد یک دولت مدرن دارای قانون اساسی باشد. قانون اساسی پاکستان و سخنرانی‌های محمد‌علی جناح با آرمان‌های طالبان متفاوت است.
آرمان جناح یک جمهوری مدرن، کثرت‌گرا، دموکرات و ملتزم به ارزش‌های لیبرال بود. پاکستان هم خودش را یک دولت مدرن ویستفالیایی تعریف می‌کند. سوال عمده این است که چگونه یک گروه بنیاد‌گرای خشن امارت طلب می‌تواند از امنیت چنین دولتی حفاظت کند؟ متحد طبیعی چنین دولتی باید دولت افغانستان باشد، نه طالبان. اما جنرال‌های پاکستانی هندهراس، توهم هندهراسی را بر واقعیت‌ها ترجیح داده‌اند. آنان از رهبران طالبان افغان، مثل سران یک دولت در حال تبعید پذیرایی می‌کنند. شهرهای پاکستان در اختیار طالبان است و دستگاه امنیتی پاکستان هم به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم از آنان حمایت می‌کند.
پاکستان تقریبا فراموش کرده است که از ناحیه بنیادگرایی مذهبی به شدت تهدید می‌شود و احتمال آن وجود دارد که روزی این کشور در دامن آن سقوط کند. راه غلبه بر تروریسم این است که دولت‌های افغانستان و پاکستان علیه آن متحد شوند. افغانستان بارها دست دوستی به سمت پاکستان دراز کرده، اما توهم هندهراسی، پاکستان را به دوام حمایت از طالبان وادار کرده است. جنرال‌های پاکستانی درک نکرده‌اند که یک دولت مدرن، مقتدر، مشروع و مسلط به تمام جغرافیای افغانستان، به معنای گسترش سلطه ‌دولت هند در مرزهای شمالی و غربی پاکستان نیست. توهم نفوذ هند در افغانستان از مردمان هر دو کشور قربانی می‌گیرد. مردم افغانستان هیچ گاهی تسلیم ترور و انتحار نمی‌شوند. دولت‌سازی در افغانستان ادامه می‌یابد و جنرال‌های پاکستانی شرم‌سار تاریخ خواهند شد.

 


Copyright ©2016
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت