209 :محفل
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی




  عطأالله عنایت رادمرد
خواب های پريشان درمورد"خاور ميانه بزرگ"


بصیرهمت
داعش


  محمدامین فروتن
شبکه های تعویذ نویسی یاجوخه های استخباراتی استخاره ها ؟


 هدايت حبيب
داعش از پايتخت سر بلند کرد


احمد سعیدی
در کمپ دیوید کی با کی دید چی گفت و چی شنید


عبدالاحمد فیض
عدالت صحرايي قرن بيست ويك در مركز افغانستان


سر تیر کابلی
هم چپ، هم میانه و هم راست؟


استاد صباح
تيم اشرف غني ازکجا آغازکردند وبه کجا ميروند؟؟؟


محمد الله وطندوست
ضرورت بهبود وضع امنیتی، اقتصادی و مبارزه با فساد


 مهرالدین مشید
ناکامی در اصلاحات و مبارزه با فساد پیروزی طالبان را مشروعیت می بخشد


محمد الله وطندوست
نکاتی چند از یادداشت های روزانه


علی رستمی
خیزش توده های  اروپایی در مقابل افتتاح تعمیر جدید بانک مرکزی اتحادیه اروپا


خوشه چين
دست ازقلم برندارم،برندارم،تا خلق مان بخوانند وبدانند


ابراهیم ورسجی
کشتن فجیع فرخنده توسط اوباشان


حقیق
سال نو باید آغازمرحله  جدید برای پیشرفت وپیروزی باشد


عبدالقیوم
 وینه او مینه د ښوونځۍ،ښونکی  اوکتاب سوځنه _ پنځمه  برخه


محمد علی مهرزاد
نوروزمظهرخلقت خداوند، پيام آوربهار،وصلح وآشتي ملي


پوهندوی دوکتور انور ترابی
نوروز د ر متون تاریخی


سیدداوود مصباح
نوروز تان پيروز


 عمر ننگیار
نوروز آئین آریایی


عبدالوکیل کوچی
بهار


دکتر یارمحمد
باسازی و یرانی ها ی پنچشیر پس از فاجعه طبیعی آن


تورشالی
مسکو،از نوروز استقبال کرد


حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
نوروز حــــرام


عبدالواحد سیدی
جهانی مطابق به  نقش پای سرمایه یا سرمایه در نظم  نوین  جهانی


طارق اسنودن
داکتر اسپنتا با دیگر مهره های سوخته در فکر ایجاد تشکل


محمد عالم افتخار
تراژیدی۲۸حوت؛ عقبه ای کمتر از موتر بمِ انتحاری ندارد


استاد صباح
سياف واسماعيل دوآدم ويک تمايل


ابراهیم ورسجی
داعش؛ساخته وپرداخته ی سازمان های جاسوسی


غلام سخی ارزگانی
کشتن و سوزاندن خانم فرخنده در کابل


فارو
ضرورت مبارزه با فرهنگ پاکستانی قتل به امر ملا


 حبیب الله
آیا صلح با طالبان جنگ در افغانستان پایان خواهد یافت؟


  مهرالدین مشید
احتمال شکل گیری اجماع جهانی و منطقه یی برای تامین صلح در افغانستان و منطقه


  دكتر نبي هيكل
سیکولاریزم


  فاروق فردا
افغانستان و روسیه، در سیاست جدید  بعد از خروج قوای ناتو از کشور


کوهساری
نیرنگ جدید و مرگ تدریجی کارمندان عادی ارگ در رژیم اشرف غنی


کارمندان غیر سیاسی ریاست جمهوری
آقای رئیس جمهور! لطفاً معاش سه ماهۀ ما را که مفقود شده است، دریابید!


انجنیر فضل احمد افغان 
یک خرو دو خرکار


محمد انور ولید
په افغان سوله کې د ټولو خیر دئ


شادروان علامه احــمد عــلی کـهـزاد
فروغ فرهنگـ ـــبخش سوم


الحاج عبدلواحد سیدی
بازشناسی افغانستان _ نظری به  تحولات سیاسی در سده  های  هفدهم و هجدهم


محمد عوض نبی زاده
هجده سال از فروریختن دو تندیس بودای بامیان گذشت


نصیرمهرین
خبرنگاران را فراموش نکنیم


فضل الله زرکوب
نسل نوروز


دکتر عارف پژمان
زپشت پنجره، دیشب کسی صدایم زد


نذیراحمد صوفی زاده
نگاهی کوتاه به پیشینه تاریخی نوروز


پيام تبريکی
خليل الله حسن 65 ساله شد


حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی
فــاتحــه انســانیت خــوانده شــده




Naser Koshan : The likely transformation from White to Black




کارتونهای تازه از عتيق شاهد



جمعه 7 حمل 1394 خورشيدی برابر با 27 مارچ  2015 ميلادی

 

چک چک زدن سناتوران آمریکا برای نطق غنی

مهدی ثاقب : یک تعداد انتقاد دارد که مگر اشرف غنی چه چیز مهمی را در کنگره آمریکا به سناتوران گفت که آنها برایش بارها از جایشان بلند شدند و چک چک کردند. من می گویم حتما ما مردم از بس ما مردم فکر مان منحرف است نمی دانیم که واقعا دلیل تشویق های اعضای کنگره برای اشرف غنی چه بوده است. مثلا وقتی اشرف غنی می گوید من و عبدالله نه تنها با هم کار می کنیم بلکه با هم کار می کنیم، یعنی این جمله اینقدر سنگین و مغلق و پیچیده بود که همین حالا سردبیر روزنامه های ژورنال وال استریت، نیویورک تایمز و اشپیگل و غیره یک شب است تلاش می کنند نمی توانند این جمله خارق العاده را تحلیل کنند؛ در اینجاست که فقط سناتوران آمریکایی می فهمند که اشرف غنی چه گفته است.
موضوع اینکه سناتوران آمریکایی بلند شدند و تشویق کردند این بوده که سربازان آمریکایی در افغانستان واقعا زحمت می کشند یعنی در عملیات های شبانه بصورت مخلصانه و بدون توقع از نیروهای امنیتی کشور آدم می کشند و چون این سربازان در عملیات های شبانه بسیار خدمت کرده اند رییس جمهور خوشحال است و کنگره هم از آنها خوشحال تر و گور پدر دیپلوماسی جنگ که پوتین بیاید از آنطرف برای آمریکا خط و نشان بکشد.
موضوع دیگری که یکی از مهمترین موضوعات استراتژی روابط میان افغانستان و آمریکا به حساب می آید این است که دختر اشرف غنی در یکی از کمپانی های فیلم سازی در نیویورک کار می کند؛ این موضوع اهمیت خاصی در نزد آمریکایی ها دارد و اگر دختر اشرف غنی در چرخ لوگر مصروف خامک دوزی و یا لحاف دوزی می بود که نمی شد بعنوان استراتژی در روابط دو کشور عنوان نمود؛ از این لحاظ می توان گفت که سناتوران آمریکایی بدون دلیل رییس جمهور مان را تشویق نمی کنند مخصوصا در جایی که خاطره افغان را بعنوان نمادی از پیشرفت در افغانستان عنوان کرده بودند.
در نتیجه کمک های آمریکا به افغانستان مشروط به اینکه نه تنها غنی با عبدالله کار کند بلکه باز هم با هم کار کند. اینکه این استراتژی تا این حد پیشرف کرده که این دو تن حتی در رفتن به تشناب هم از یکدیگر جدا نمی شوند تقصیر جان کری است. همچنین حضور دختر اشرف غنی در کمپانی فیلم سازی نشان از این می دهد که دیگر فیلم های هندی و ترکی و سریال های پولاد علمدار جمع شود و جک باور معنی وزارت اطلاعات و فرهنگ به جای این سیمین حسن زاده شود و در مورد خاطره افغان بعنوان نماد پیشرف در کشور نیز باید گفت بعد از این باید همه بروند دو سال ماستری را در آمریکا بخوانند و بعد بیایند کاندید وزیر شوند، سن شان را به اندازه پدربزرگ شان بالا ببرند و وقتی از پارلمان رای نیاوردند بروند خانه شان و بعنوان نماد پیشرفت معرفی شوند.

 

خوش خدمتی اشرف غنی به مزدوران آمریکا

شبکه اطلاع رسانی افغانستان :  اشرف غنی رییس‌جمهوری کشور در جریان سخنرانی خود در کنگره آمریکا نسبت به تهدید جدی داعش در مرکز و غرب آسیا به ویژه کشور ما هشدار داد و گفت: این گروه تروریستی نیروهای خود را به افغانستان اعزام کرده تا میزان آسیب پذیری نیروهای امنیتی ما را بسنجند.
اشرف غنی ادامه داد: افغانستان هیچ‌گاه بار دیگر میزبان تروریست‌ها نخواهد شد. من به مسلمانان در سراسر جهان تاکید می‌کنم که علیه افراط‌گرایی بپاخیزند چراکه سکوت در این باره قابل قبول نیست. اعضای طالبان باید راه خودشان را برای بازگشت به جامعه افغانستان پیدا کند و باید انتخاب کند که عضوی از القاعده نیستند بلکه متعلق به جامعه افغانستان هستند.
در واقع اشرف غنی با این سخنان خود تلاش فراوانی کردد تا داعش و طالبان را دو گروه مجزا از هم در افغانستان معرفی نمایند و اینگونه به همگان القا کند که جنگ جدید قدرت بین طالبان و داعش و دولت آغاز شده است! تا بدین طریق بین طالبان و داعش فرق بگذارند در حالی که حقیقت چیز دیگری است.
بر کسی پوشیده نیست که داعش و طالبان و القاعده را آمریکاییها درست کرده اند و عربستان سعودی و پاکستان نیز به عنوان مزدوران غرب حامی آنها بوده اند و اگر اکنون می گویند ما مخالف حضور تروریست ها در منطقه هستیم دقیقا مانند همان مبارزه ی ایتلاف غربیها علیه طالبان و داعش است که بیشتر باعث گسترش چنین تفکرات می شود تا نابودی آنها.
امروز تفاله‌های وهابیت با عناوینی همچون طالبان و داعش و با همکاری انگلیس، آمریکا و یهود مشغول ترویج تفکراتی ضاله‌تر و خشن‌تر از وهابیت هستند تا درست در زمانی که باید اسلام و پیامبر اکرم(ص) به عنوان رحمت للعالمین معرفی شوند، چهره‌ای خشن، تروریست و آدم کش از دین الهی به جهانیان معرفی گردد.
بین داعش و طالبان هیچ تفاوتی نیست نه از نظر تفکر و عقیده و نه از نظر سیاست و عملکرد. همان جنایاتی را که طالبان در زمان تاسیس خود انجام دادند از قبیل سر بریدن ها و زنده در روغن سوزاندن و کشتار دسته جمعی امروز وحشی های داعش با تنوع بیشتر انجام می دهند. سیاست و عملکردشان هم که اسلام هراسی و بدنام کردن دین مبین اسلام است که هدف اربابان غربی شان می باشد. جدای از اینکه هر دو گروه زمینه ساز حضور نظامی آمریکا در کشورهای مسلمان افغانستان، عراق و سوریه شده اند.
اکنون هم که اگر اشرف غنی سخن از حضور جدی داعش در افغانستان سخن می گوید نه به خاطر ایجاد روند جلوگیری از نفوذ و گسترش این گروه تروریستی در خاک افغانستان است بلکه با این سخنان به دنبال کسب روحیه نیروهای شکست خورده‌ داعش هستند تا اینگونه جلوه دهد که داعش در حال پیشروی است.
این موضوعات را بگذارید در کنار کمکهای مستقیم آمریکا به داعش که رسوایی آن چندی قبل با فرو ریختن سلاحهای پیشرفته از راه هوا برای تروریستهای داعش فاش شد و مقامات دولت عراق را مجبور به واکنش در این زمینه کرد. در چند سال گذشته، عین این اتفاق در کشور ما نیز رخ داده و آمریکا بارها از طریق هوا پیشرفته ترین سلاحها و امکانات را برای بخشهایی از طالبان که گاه حتی در محاصره بوده‌اند، ارسال کرده است. آخرین آنها که به جنجالی رسانه‌ای منجر شد، پرتاب کانتینرهای مملو از سلاح و تجهیزات بر فراز مناطقی در شیندند بود که این تسلیحات آمریکایی بطور ناگهانی در اختیار نیروهای ارتش ملی قرار گرفت و پس از بازرسی مشخص گردید این کانتینرها را آمریکاییها برای کمک به طالبان ارسال کرده اند.
به هر حال سیاست غرب همین است که با تشکیل گروه های مختلفی از جمله طالبان، القاعده، ‌دولت اسلامی عراق و شامات معروف به داعش، بوکوحرام، پ ک ک و پژاک، کوموله فدایی، الشباب (سومالی) القاعده عراق، انصار الاسلام، جبهه النصره، جنبش طالبان پاکستان، جندالله و جیش محمد (ص) و ... اهداف مشخصی از جمله برپایی پرچم سلفی گری و تکفیر، باهدف نابودی اماکن مقدس و کشتار مسلمانان، موج عظیم اسلام هراسی را به راه اندازند تا از روی آوردن مردم کشورهای غربی به اسلام جلوگیری نمایند در این میان مزدوران غربی هم در لباس های مختلف خدمتگذار این جنایات هستند.
خلاصه ی کلام اینکه آمریکا خود سازنده و حامی همه ی گروه های تروریستی از جمله القاعده، طالبان و داعش است و اشرف غنی نیز باید بدانند که آمریکاییها به راحتی می توانند از سخنانش بهره برداری های سیاسی کنند و این سیاست مجهولش را به پای خوش خدمتی به تکفیری ها بگذارند تا دلسوزی برای مردم افغانستان. هرچند که دولت وحدت ملی نیز مانند دولت کرزی سرسپرده ی کاخ سفید است و بعید به نظر می رسد جز خدمت کردن به آمریکا هدف دیگری هم داشته باشند.

 

جلسه اشباح درکابل

گزارشنامه افغانستان: دست های نامرئی از کانال های مختلف، سرگرم سر به هم آوری افراد مشکوک به نام عالمان دین اند. استخبارات منطقه درعقب قضیه قرار دارد. 
علمای عامی گفتتند که حکومت اشرف غنی و عبدالله براساس مصلحت ها ومشور های کشور های کفری و صهیونیزم تشکیل شده است.
این ها جامعه مدنی را هدف گرفته اند که پیش از آن سیاف آن ها را از دایره اسلام خارج قیاس کرده بود. اما تکفیری ها مانند دوره جهاد و طالبان، بی رقیب و فارغ از خطرات ضربه نیستند؛ موجی دیگری از اسلام گرایی داعشی آن را احاطه کرده است. 
یک پیره مرد تعویذ نویس که این چنین بلوای مرگ وآتش به راه انداخت، حالا نوبت کلان سر ها رسیده است. اقشار رسانه یی در برابر صاحبان خود خوانده خدا و رسول دین، باردیگر درحال عقب نشینی اند. بمباران رسانه یی این دسته جات که سلامت امنیتی و روانی مردم را تهدید می کنند؛ از طریق شبکه های ارتباطی فیس بوک باید با تمام قوت ادامه یابد. جامعه مدنی غیر از خواسته های برحق مردم افغانستان برای عدالت و افراطی زدایی مگر چیز دیگر است که اشباح عمامه سفید دو باره علیه آن ها چنگ و دندان نشان میدهند؟
آنان هشدار داده اند که  اگر جلو تحرکات بی دینی را نگیرید، عمر حکومت تان کوتاه خواهد بود. آتش زدن یک مسلمان، وسپس حمایت از آن در سطح افراد مسئول و به ظاهر «معزز» حمایت از دین است؟ اگر چنین است قرائت این چنینی آن ها از دین بازهم افغانستان را درقعر یک آشوب فرو می برد. باید شعار نفی این دین به گرو رفته فریاد شود. اشباح گفته اند که عمر حکومت کوتاه خواهد بود. مگر همین ها معاش بگیر همین حکومت نیستند؟ یا از آی اس آی معاش میگیرند؟
هرچند این غائله گری درچهارچوب نظارت مدیریت بین الملل قرار دارد؛ فقط نقصانی که می رساند آن است که برخی دست آورد های مفید درکشور را از نظر توسعه و تقویت بیشتر با یک رشته چالش ها مواجه میکند.


به ارتباط جریانی که تازه درحال عود کردن است، تنها رحمن «رحمانی» اعتراضیه وهشداریه ذیل را نوشته است:

درسوگ انسانیت

وقتي اين همه كلاه دار و ريش دار و عمامه سرها براي "انسانيت" نه بلكه براي تبرئه ي "توحش" و به كرسي نشاندن حرف هاي ميان تهي و خالي از هر نوع خردگرايي و دين مداري با كلاه هاي سفيد و دل هاي سياه و تاريك گرد مي آيند و مرگ فرخنده را به تمسخر مي گيرند، انسانيت بايد سخت "خجالت" بكشد و اشك خون بگريد كه فرخنده از برايش جان داد و در آتش "الله اكبر" و "زنده باد اسلام" تكه و پاره و بي سيرت شد و سوخت و خاكستر گشت. 
اينها اينجا براي "انسانيت" نه براي "دفاع از نا انسانيت" تجمع كردند. كجاي حرف هاي نيازي صبغه ي ديني و فقهي داشت؟ مگر مي شود قتل يك دختري كه قرآن را در سينه حمل مي كرد و دعوت گر دين بود آنهم به فجيع ترين شكل اش را با حرف هاي كه حتي "دين" از آدرس چنين حرف هاي خجل و سرخورده مي شود، توجيه كرد؟
نيازي مي گويد، "وقتي برادر كسي را بكشيم، براي انتقام گرفتن، برادر طرف را نمي بيند كه قاتل رواني است و يا صحت مند و انتقام مي گيرد و هيچ كسي هم حق ندارد به وي چيزي بگويد!" اين حرف و اين مثال را نياز از كجاي قرآن بيرون كشيده كه اين همه مفسر و مفتي در جهان اسلام از آن بي خبر هستند؟ در كدام كتاب آسماني آمده است كه براي انتقام قتل برادر ات خودت بايد دست به كار شوي و نه دادگاهي در كار است و نه قانوني؟ اين جا است كه بايد در "سوگ انسانيت" نوشت و حتي مثل فرخنده از براي "انسانيت" قربان شد و جان داد و اما توده ها را از "جهالت" نجات داد.

 

می بینید که به کجا می رویم؟

سخیداد هاتف : این روزها عده یی می گویند که باید حرمت فلان " عالم بزرگ دینی" را نگه داشت و منظور از نگه داشتن حرمت هم این است که باید به انتقاد از او سخنی نگفت.

من در این جا سر ِ یک رشته را بر زمین می گذارم و از شما می خواهم با من در امتداد این رشته - که خیلی کوتاه هم هست- حرکت کنید:

عالم ِ دینی کار خود را یک رسالت ِ معنوی می داند و آن رسالت معنوی "هدایت گری" است (در ادامه ی کار انبیاء، چون علما ورثه ی انبیاء هستند). حال، فرض کنید دو هزار نفر داریم. از این دوهزار نفر، هزار تای شان به شدت و سرعت به آنچه عالم ِ دینی می گویند، باورمند می شوند. هزار تای دیگر شان از آن جایی که هستند، از نظر فکری و اعتقادی، تکان نمی خورند و در واقع سخنان عالم ِ دینی را نمی پذیرند. به نظر شما، چه گونه افرادی در گروه هزار نفری اول هستند؟ چه گونه افرادی در گروه هزار نفری دوم هستند؟ پاسخ این سوال بسیار ساده و روشن است: آن هزار نفر اول کسانی هستند که در سخنان عالم ِ دینی مذکور چون و چرا نمی کنند یا نمی توانند چون و چرا کنند. آن هزار نفر ِ دومی کسانی هستند که اهل چون و چرایند و به راحتی نمی توان از آن ها انتظار داشت که به سرعت و شدت به هر چیزی که عالم ِ دینی می گوید، ایمان بیاورند. توان و ظرفیت چون و چرا را هم دارند. حال، سوال این است: چرا آن هزار نفر ِ اول نمی توانند چون و چرا کنند و آن هزار نفر دوم می توانند این کار را بکنند؟ پاسخ اش روشن است: هزار نفر ِ اول توان و ظرفیت فکری به چالش خواندن سخنان عالم ِ دینی را ندارند و احتمالا بی سواداند یا سواد اندکی دارند. هزار نفر دوم از ظرفیت فکری بالاتری برای چون و چرا کردن و دلیل خواستن بهره مند اند و سطح سواد شان بالاست.

اکنون، وقتی که عالم ِ دینی به این دو گروه نظر می کند، به نظر شما کدام یکی را بیشتر بر طریق ِ هدایت و رستگاری می بیند؟ روشن است که همان هزار نفر ِ اولی را که سخنان او را با جان و دل پذیرفته اند و با ایمان و اخلاص در راهی که او نشان شان داده گام نهاده اند. آنان هدایت شده گان اند. بعید است که این عالم ِ دینی مخالفان سرسخت خود در میان هزار نفر ِ دوم را صفت ِ "هدایت شده" بدهد. آخر، آنان سخنان و باورهای او را- که به نظر خودش نسخه های هدایت اند- نپذیرفته اند.

می بینید که به کجا می رویم؟ آن هدایتی که عالم ِ دینی در پی اش هست یک "لازمه" ی بزرگ دارد و آن "نادانی ِ گسترده و عمیق" در میان مخاطبان اش هست. نادانی گسترده و عمیق چه گونه حاصل می شود؟ وقتی که پرسش و شک و تحقیق ِ شخصی و استدلال و استقلال ِ نظر تعطیل شوند. به بیانی دیگر، هر چه مردم در عالم ِ دلیل و تحقیق گمراه تر باشند، در دنیای ِ هدایت گری عالم ِ دینی به هدایت نزدیک تر اند.

عالم ِ دینی، بنا بر اقتضای شغل ِ هدایت گری خود، نمی تواند از محاجه های بی پایان و شک ها و چون و چراهای توقف ناپذیر استقبال کند. او نتیجه می خواهد و نتیجه را عمیق و سریع هم می خواهد. این است که در نهایت کارش به سرکوب عقل و تشویق نقل و گسترش نادانی و ناتوانی فکری می انجامد.

حالا شما باید قدر این عالمان ِ بزرگ دینی را بدانید و حتا در انتقاد از آنان سخنی نگویید. حتا اگر آنان از منبر هدایت گری خود بر قتل یک شهروند بی گناه صحه گذاشتند، شما نباید حریم حرمت او را با اعتراض های مزاحم خود بشکنید. شما وظیفه دارید عالم ِ دینی را به خاطر هدایت گری اش، که چیزی جز گسترانیدن نادانی و تاریکی نیست، احترام ویژه بگذارید. شما مکلف اید از تباهی ِ جمعی جامعه در پی ِ این دکان داران با دهل و شیپور استقبال کنید.

 

از کلکسیون اشتباهات عطا محمد «نور»

دسته جاتی که جز ازخون و خشونت، چشمان شان آسمان صاف و زمین پاک را دیده نمیتواند؛ درحال شکل دهی یک غائله در کابل اند.

گزارشنامه افغانستان  : یک رشته تلاش ها به هدف یک دور جدید «فرخنده کشی» از سوی اشباح چند چهره در شهر آغاز شده است. عبث ترین حادثه یی که روی داد، حمایت عطا محمد نور از توجیهات مذهبی برای دهشت افگنی  و مسلمان سوزی از سوی ملا و غیر ملا بود. عطا نور، ازنظر ملحوظات وقواعد ائدیولوژیک، کاملاً موجه یک تکلیف شرعی و «سیاسی» خویش را انجام داده؛ اما «چون دورجهان یکسره برمنهج عدل است، خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل»
اگرغلظت اندیشی های دینی درنجات افغانستان کارساز بود، امروز با شرمناک ترین غرش حماقت وستم آشکارا در کابل و مظاهر یک کشور کاملاً درجازده و محتاج، مواجه نمی بودیم.
 به نظر می رسد که فشارنهاد های حقوق بشر و ناظران بین الملل ازین پس بر سیاسیونی که از طریق حمایت از تکفیرسالاری جایگاه خویش را (به خیال خودشان) قوت میبخشند؛ تشدید شده و به طور مشخص، عطا نور را دردایره هدف خویش عیار خواهد کرد. ترس عطا نور و جمع آوری امضاء برای ایستاده گی درقبال این موج، شوخی نیست.

عطا نور با این اقدام، بروجدان برانگیخته و برحق عمومی پا گذاشت و این را گفته باشم که ازنظراعتبارسیاسی، هیچ دست آوردی عایدش نخواهد شد. زمان وشرایط، دیگر به نفع سیاسیونی که از طریق همسویی با دهشت افگنی و مذهب مداری که به هیچ قانون رسمی وقبول شدۀ مملکت سرخم نمی کند؛ جواب نمیدهد. داشتن همین تجارب بس است که یک درجن «تنظیم» های خشونت گرا، قدم به قدم، کشور را خرمن مالیدند وسرانجام فرو نشیبی خود را نیز رقم زده اند. ماشین جهادی گری اگربازهم غرش کند، سکاندارش، نه «مجاهدین» بلکه داعش و جنبش خراسان خواهد بود.

تکفیری ها که از توفان مرگ مظلومانه فرخنده مدتی در سایه خزیده بودند، بار دیگر با همان ابزار قدیمی درحال سازماندهی به یک ضد حمله علیه روشنفکران، معترضان و جامعه مدنی اند. تمامی دست آوردهای چهارده سال اخیر درمعرض تهدید است.دقیقاً همان سخنان چند هفته پیش استاد سیاف در باره کنشگران غیرمسلح مدنی را آماج گرفته اند.

«خشونت ساختاری» با تمام قدرت درحال سرباز گیری است و از پرت وپلا گویی سنتی خویش مست شده و تازه به جذبه اندر گشته اند. بغاوت برضد امنیت و سلامت جامعه را از نام ملاایازی شروع کرده اند وپشت سر جریان دیگری قرار دارد. اگر امنیت ملی ناظر براوضاع نباشد، ظرف روز های آینده، خشونت های دیگری زنده گی در شهر را تیره خواهد کرد. اگر نیروهای امنیتی، دسته جات بازنشسته سیاسی را که درعقب چپن ملا ایازی درحال تنظیم شدن استند؛ به موقع و مسئولانه سرکوب وخاموش نسازد؛ افراط گرایان چند چهره، اهداف پنهان «سیاسی» و «لوژستیکی» خویش را با استفاده از فضای التهابی موجود به روی خیابان ها فریاد خواهند کرد. 

 

ابتكارات سياسى ملا نيازى به اصل موضوع نمى پردازد!

دکتراحمد شایق بخشی : آقاى محمد اياز نيازى بعد از صدور حكم غير اسلامى "احساسات جنايت را توجيه ميكند" به يك سلسله ابتكارات سياسى دست زد تا آبروى خود را در بين مردم بيشتر از دست ندهد٠ يك قطعه ويديو بيرون داد، به خانه شهيد فرخنده رفته و عكسى پر از نشاط گرفت و حالا از جانب آقاى عطامحمد نور مورد حمايت قرار گرفته است٠ ولى حمايت خانواده شهيد فرخنده و والى بلخ از اين واقعيت هيچ چيز نميكاهد كه آقاى نيازى هنوز حكم غير اسلامى خود را واپس نگرفته و از مردم هم بنابر تحريف اينچنينى احكام دين معذرت نخواسته است٠

موضوع اين نيست كه آيا آقاى نيازى معلومات درست و يا نادرست از چگونگى واقعه وحشتناك قتل داشت، زيرا بعد از بروز معلومات در مورد بيگناهى فرخنده حتى طالبان نيز با صدور اعلاميه رسمى اين عمل فجيع را تقبيح كردند٠ موضوع اينست كه آيا آقاى نيازى از ديدگاه اصولى قتل حشرى توهين كننده دين را در خيابان و بدون محكمه شرعى جايز ميداند يا خير! خطبه روز جمعه آقاى نيازى و تحسين وى از قتل خيابانى توهين كننده دين، واقعيت خفته بزرگترى را در مورد اين شخص افشا نمود كه بايد به آن بپردازد٠ واقعيت اينست كه آقاى نيازى با استفاده از مسجد وزير اكبرخان و تلويزيون دولتى به نفع طالبان تبليغ نموده و آنها را بعنوان مجاهدين راستين و ناجى افغانستان ستوده است، و هيچگاهى جنايات طالبان و يا القاعده را با صراحت و با گرفتن نام اين دو شبكه و يا رهبران آن محكوم ننموده است٠

حالا اگر نيازى ميگويد چنين نيست، خوبست واضح سازد كه در فلان خطبه و يا فلان برنامه تلويزيونى خود جنايات طالبان و يا القاعده را به صراحت (همانطوريكه آقاى سياف محكوم مينمايد) محكوم نموده است٠ همچنان با در نظرداشت اين امر كه انسانها مياموزند و فكر شان تغير مينمايد، حالا هم خيلى دير نشده و آقاى نيازى ميتواند طالبان، القاعده، داعش و بوكوحرام را با صراحت و با گرفتن نام رهبران اين گروههاى جنايتكار به زبانهاى فارسى و عربى تقبيح نمايد تا مردم مطمئن شوند كه راه ملا نيازى از راه ملا عمر، جلال الدين حقانى و خليفه ابراهيم البغدادى جدا است٠

و الى در صورتيكه أقاى نيازى نه حاضر به تقبيح صريح گروههاى جنايتكار باشد، نه حكم غير اسلامى خود را واپس بگيرد و نه سندى ارائه نمايد كه گروههاى جنايتكار را قبلاً تقبيح نموده است، بهتر است حاميان سياسى وى حرف خود را سنجيده بگويند و انتقاد از يك شخص را عنوان "دين ستيزى" ندهند، زيرا ملا نيازى تنديس تقدس نيست٠

 

2014 بدترین سال برای زنان خبرنگار در افغانستان

به گزارش کلید، نهاد بین‌المللی بازار رسانه‌ها اعلام کرد: سال 2014 بدترین سال برای زنان خبرنگار در افغانستان بود.

ابن نهاد بین‌المللی افزود: در سالی که گذشت، حکومت و مخالفان مسلح با اعمال خشونت زمینه کار زنان خبرنگار را محدود ساختند.

عبدالصمد حامد پویا، رئیس این نهاد امروز در نشست بزرگداشت از نخستین سالگرد کشته شدن «احمد سردار» خبرنگار افغانستانی در کابل گفت: در سال گذشته میلادی 10 خبرنگار افغانستانی و خارجی  هنگام انجام وظیفه در افغانستان کشته شدند.

وی افزود: در میان افراد کشته شده یک خبرنگار زن خارجی و پنج خبرنگار زن افغانستانی وجود دارد.

پویا همچنین تصریح کرد: از آغاز حکومت وحدت ملی تا کنون خشونت علیه خبرنگاران 30 درصد افزایش یافته است.

 

انتخابات پارلمانی تیر ماه برگزار نمی‌شود

جمهور : شکریه بارکزی  رئیس کمیسیون اصلاحات انتخاباتی گفت: هر فرد و یا نهاد ملی و بین‌المللی که پیشنهاداتی در زمینه ایجاد اصلاحات در نظام انتخاباتی کشور دارند باید به این کمیسیون مراجعه و با ما همکاری کنند.

وی افزود: قبلاً تمام نهادهای ملی و بین‌المللی پیشنهادهای معین و مشخصی را داشته‌اند و کمیسیون نیز کار خود را بر مبنای نظریات، همه پرسی و نظرخواهی با اقشار، احزاب و نهادهای جامعه مدنی، نهادهای زنان و شخصیت‌های خبره کشور به پیش می‌برد و از این لحاظ این کار تنها برعهده کمیسیون نیست بلکه یک پروسه ملی است.

بارکزی تصریح کرد: کمیسیون اصلاحات انتخاباتی وظیفه دارد براساس اصلاحات در قوانین، لوایح و دستورالعمل‌ها، راه‌حل را به منظور اصلاح نظام انتخاباتی در 3 مرحله‌ای کوتاه مدت برای انتخابات شوراهای فرمانداری و پارلمان، میان مدت برای انتخابات ریاست جمهوری و درازمدت برای مجموع انتخابات‌هایی که افغانستان نیاز دارد به رئیس جمهور و رئیس اجرائیه پیشنهاد کند.

رئیس کمیسیون اصلاحات انتخاباتی تأکید کرد: ما می‌خواهیم به طرف اصلاحات برویم و این اصلاحات باید همه جانبه و بنیادی باشد به خاطر این که انتخابات در افغانستان یک روند شفاف، سراسری و ملی برای تعیین زعامت سیاسی مردم باشد ما به آوردن اصلاحات در نظام انتخاباتی افغانستان نیاز داریم تا اعتماد مردم دوباره احیا شده و ما به طرف انتخابات‌های بعدی برویم.

بارکزی ابراز امیدواری کرد: کمیسیون مکانیزم عملی، همه جانبه و مبتنی بر اصلاحات نظام انتخاباتی که مردم به آن اعتماد کنند و به کمک مردم بدون تقلب و تخلف پیش برود، پیشنهاد دهد.

وی خاطرنشان کرد: کار عملی این کمیسیون در راستای اصلاح قوانین از همین حالا آغاز شده است.

بارکزی افزود: مصوبات این کمیسیون به طور کلی به رئیس جمهور ارائه می‌شود و رئیس جمهور با فرمان تقنینی می‌تواند اصلاحات را در قانون انتخابات ایجاد کند.

وی در مورد برگزاری انتخاباتی پارلمانی در وقت معین اظهار داشت: با کمال تأسف باید گفت که انتخابات پارلمانی در زمانی که قانون اساسی افغانستان معین کرده برگزار نمی شود.

رئیس کمیسیون اصلاحات نظام انتخاباتی افزود: تاریخ برگزاری هر انتخابات حداقل شش ماه قبل معین می‌شود و مطابق با قانون اساسی کشور که در تیرماه (سرطان) باید انتخابات پارلمانی برگزار شود ما به قدر کافی وقت نداریم.

بارکزی تأکید کرد: کوشش کمیسیون اصلاحات این است که راه را برای برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه حداقل برای برگزاری انتخابات پارلمانی باز کند.

براساس توافق سیاسی تشکیل حکومت وحدت ملی، قرار بود کمیسیون اصلاحات انتخاباتی پس از شکل‌گیری حکومت، براساس فرمان رئیس جمهور تشکیل شود اما اکنون این کمیسیون تقریباً با شش ماه تاخیر ایجاد شده است.

کمیسیون اصلاحات انتخاباتی به ریاست بارکزی توسط یک فرمان رئیس جمهور قبل از سفر وی به آمریکا اوایل هفته جاری ایجاد شد.

این کمیسیون در حالی تشکیل شد که تا برگزاری انتخابات پارلمانی که مطابق قانون باید در تیرماه برگزار شود کمتر از چهار ماه باقی مانده است.

 

آشنایی با کاندیداهای ریاست جمهوری ازبکستان/ناریمان عمراف؛ حزب سوسیال دموکراتیک «عدالت»

چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ازبکستان قرار است روز یکشنبه 29 مارس سال 2015 میلادی برابر با 9 فروردین ماه سال 1394 برگزار شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در تاشکند، ناریمان عمراف نامزد 63 ساله کرسی ریاست جمهوری ازبکستان از حزب سوسیال دموکراتیک موسوم به  «عدالت» متولد سال 1952 است وی در سال 1974 فارغ التحصیل انستیتوی پلی تکنیک تاشکند شد و فعالیت جدی سیاسی خود را در همان سال آغاز کرد. عمراف در فاصله سال‌های 1997 تا 2009 در کمیته دولتی حفاظت از منابع طبیعی فعالیت کرد و در سال‌های 2009  تا 2013  میلادی سمت ریاست این کمیته را بر عهده داشت.

عمراف  از سال 2009  تاکنون نیز ریاست بنیاد خیریه محیط زیست و سلامتی «اکوسان» را بر عهده  دارد و در انتخابات گذشته پارلمانی نیز به عنوان نماینده مجلس عالی انتخاب شد. وی متاهل و دارای 3 فرزند است.  

عمراف نیز همچون سعیداف، در معرفی برنامه‌های 5 ساله خود در ابتدا با تمجید از رویکرد دولت در دوره‌های گذشته، تنها بر برخی ضروریات عینی تاکید کرده و از هرگونه انتقاد و یا تغییری در برنامه‌های کلان سیاست داخلی و خارجی دولت پرهیز می‌کند.

وی در برخی موارد حتی به تبلیغ دستاورهای دولت نیز پرداخته و از فضای موجود در کشور و سرعت رشد اقتصادی طی سال‌های اخیر تقدیر کرد.

وی اظهار داشت: در طول سال‌های استقلال در ازبکستان، اصلاحات بزرگی به منظور ایجاد دولت دموکراتیک و ایجاد جامعه مدنی انجام گرفته است و اقتصاد بازار آزاد رشدی قابل قبول داشته و به همین منظور، ما خواستار برقراری همکاری‌های ثمربخش بین دولت و جامعه، گفت وگوی آشکار و همکاری‌های متقابل مستقیم بین شهروندان و نمایندگان دولتی در تمام سطوح هستیم.

عمراف با اشاره به حفظ سرعت رشد اقتصادی گفت: برای ما تعمیق اقتصاد بازار آزاد که موجب افزایش کیفیت و سطح زندگی گروه‌های اجتماعی و اقشار مختلف جمعیت شود، مهم است. ما افزایش مستمر درآمد مردم را به عنوان یکی از عوامل کلیدی در رشد اقتصاد تلقی می‌کنیم و خواهان ادامه این روند نیز خواهیم بود.

وی همچنین گفت: در زمینه افزایش فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی زنان و تقویت حمایت اجتماعی از آنان اصلاحاتی را انجام خواهیم داد و برای ما جذب زنان به فعالیت سازمان‌های دولتی، ایجاد فرصت‌های بیشتر شغلی جهت ساخت یک دولت دموکراتیک حقوقی و جامعه مدنی عادلانه از اهمیت ویژه‌ای برخودار است.

عمراف با اشاره به آموزش و بازآموزی کادرها گفت: با توجه به نیازمندی بازار کار، آموزش و بازآموزی کادرها یکی از وظایف مهم برنامه ماست و با توجه به حق تحصیلات رایگان بایستی فعالیت خود را در این زمینه تداوم دهیم.

عمراف همچنین با اشاره به اینکه تحکیم بیش از پیش استقلال و آزادی رسانه‌های گروهی یکی از وظایف اولویت دار وی است، تاکید کرد: تکامل اصول حقوقی فعالیت رسانه‌های گروهی، افزایش مقام حرفه روزنامه نگاری، تشدید فعالیت رسانه‌های گروهی در پوشش شفاف اصلاحات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و افزایش نقش آنها در انجام نظارت اجتماعی بر فعالیت ارگان‌های دولتی و تامین ارتباط معکوس بین جامعه و دولت از برنامه‌های مهم برای 5 سال آینده خواهد بود.

 وی در خصوص سیاست خارجی نیز گفت: ما طرفدار سیاست خارجی مسالمت آمیز مبنی بر حفظ منافع ملی هستیم. بدین دلیل تعمیق بیش از پیش همگرایی ازبکستان با جامعه جهانی و تشدید حضور در سازمان‌های بین‌المللی از جمله وظایف مبرهن خواهد بود.

ناریمان عمراف تاکید کرد: تلاش می‌کنیم تمام مسائل سیاسی، اقتصادی و محیط زیستی منطقه را با همسایگان نزدیک خود از طریق در نظر گرفتن منافع متقابل، گفت‌وگوهای موثر و مقررات حقوق بین‌المللی حل و فصل کنیم.

 

انقلاب سوم قرغیزستان می‌تواند شبیه اوکراین باشد/از آمریکایی‌ها نباید انتظار خیر داشت

رئیس جمهور سابق قرغیزستان ضمن هشدار به اقدامات آمریکایی‌ها گفت: احتمال وقوع سومین انقلاب در این کشور مشابه تحولات اوکراین با محوریت نقش واشنگتن بعید نیست.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، به نقل از خبرگزاری «اسپوتنیک» «عسکر آقایف» رئیس جمهور سابق قرغیزستان که در 24 مارس سال 2010 (چهارم فروردین 1389) با وقوع انقلاب «لاله» سقوط کرد، در این راستا بار دیگر آمریکا را مقصر اصلی دانست.

وی با اشاره به جدیت واشنگتن در جهت پیاده کردن انقلاب رنگی سال 2010 در قرغیزستان، گفت: این نخستین پروژه‌ آمریکا در آسیای مرکزی بود و ما هیچ گونه ذهنیتی در مورد این اقداماتی نداشتیم ولی در حال حاضر باید مراقب باشیم زیرا انقلاب سوم در قرقیزستان می‌تواند دقیقا همانند اوکراین باشد.

رئیس جمهور پیشین قرغیزستان عضویت این کشور در اتحاد اقتصادی اوراسیا را در راستای حمایت‌های روسیه در عرصه‌های امنیتی و توسعه از بیشکک دانست و تاکید کرد: پیوستن بیشکک به این اتحاد گامی کاملا درست می‌باشد. چرا که عملا برای قرقیزها هیچ اتحاد دیگری وجود ندارد که ورود به آن بتواند به نفع توسعه کشور باشد.

آقایف در پاسخ به طرح این سوال که «چرا شما مسیر آمریکاگرایی را برای قرغیزستان مناسب نمی‌دانید؟»، گفت: از لحاظ تاریخی در هیچ صورتی نباید روسیه و آمریکا را با هم قابل قیاس دانست. آمریکایی‌ها برای قرقیزها مانند «ساکنان» سیاره مریخ می‌باشند. من فکر می‌کنم که از آن‌ها همانند ستاره دور که می‌درخشد ولی گرمی نمی‌بخشد، سودی نیست. اما قادر به وارد کردن ضرر در هر لحظه‌ای می‌باشد.

یکی از مهمترین کشورهای عضو جامعه مشترک المنافعی که مورد هدف انقلاب مخملین قرار رفت، قرغیزستان بود. این کشور در میان تمامی جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز بعنوان یک جمهوری دموکراتیک مشهور بود . شخصیت آقایف، رئیس جمهور آن نیز با سابقه ایجاد نهادهای اجتماعی و سیاسی مختلف به تقویت چنین تصویری کمک کرده بود.

در نهایت انقلاب 2010 قرغیزستان با حمایت آمریکا آغاز شد که در آن درگیری‌های خیابانی میان مخالفان و نیروهای دولتی از 6 آوریل 2010 آغاز و در 8 آوریل 2010 با تصرف نهادهای دولتی بدست مخالفان، به سقوط دولت انجامید. پس از آن «رزا اوتونبایوا» یکی از مقامات دولتی قرغیزستان که طرفدار غرب بود تا برگزاری انتخابات جدید به مدت 6 ماه این کشور را اداره کرد.

 

 


Copyright ©2015
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت