201 : مدرسه ها در افغانستان
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی




داکتر فریار کهزاد
طرز نامزدی ریاست جمهوری با تمام اعضای کابینه


نجیب الله عظیمی
جمعیت اسلامی افغانستان توسط فردی رهبری میگردد که تابعیت انگلستان را دارد  


عزیز احمد حنیف
در پیوند به ساختار کابینه حکومت وحدت ملی


دکتر حمیدالله مفید
پارلمان لگه ولوگه یی یا ارجل یا پارلمان سیاسی وقانون ساز


قيام
ای چرخ ز گردش تو خرسند نیم


پوهندوی دوکتور انور ترابی
مقایسه دو نظام فرعون سالار با فاصله زمانی 5 هزار ساله


عبدالو کیل کوچی
جا بجایی های ما هرانه واستراتیژی هد فمندانه


محمد عوض نبی زاده
حضورگروه داعش دربرخی از نقاط افغانستان


محمد یوسف
مکثی بر تابعیت دوگانه


پرویز بهمن
مولوی عبدالظاهر داعی


محمد الله وطندوست
برگه های از یادداشت های روز


عبدالقیوم
دآفــغــانـســتا ن دخلق د موکرا تیک نهضت جوړښت : پنځمه برخه


غلام سخی ارزگانی
تصمیم غیرعادلانه ولسی جرگه در مورد هموطنان دو تابعته


نصيرمهرين
چالش کوچی ها به کجا می رسد


دست های خلق
دستآوردهای رژیم جمهوری اسلامی در سه دهه ی اخیر


خوشه چین
عياران مردان سیاست اند


داکتر رحیم رامشگر
خانواده درمانی چیست ؟


 مهرالدین مشید
تروریزم یک پدیدۀ سیاسی و محصول انحطاط فکری


داکتر یارمحمد
آلودگی کابل تهدید بدتر از سلاح


استاد صباح
صدايي رسايي آناهيتا الفت ،صداي عفت وعظمت


شهلا لطيفی
دوسرودهً زيبا و دلنشين


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
کا شکي


کمباور کابلی
هر مخالف، مرتد است و کشتنی


استاد صباح
کرزي با تاريخ چه خواهد کرد؟؟؟


احمد سعیدی
غوغایی کابینه جدید


غلام سخی ارزگانی
تغییر امارت اسلامی به خلافت اسلامی؛ عامل بیش تر نقض حقوق بشر


حمیده گشتاسب
کشتار وقتل عام مردم توسط طالبان در ولایات شمال


ابراهیم ورسجی
کرزی وطن فروش ومتحدانِ غارتگرش درشورای نمایندگان نما


لطف الله راشد
شهروندی دوگانه، بهانه سیاسی یا جرم؟


محمد عالم افتخار
بدبختی ها در اسلام از جهالت است


عنایت رادمرد
مشروعیت اقتدار


خلیل
اتحادیهء اروپا، ناسیونالیسم و بحران اروپا


الحاج عبدلواحد سیدی
جایگاه استراتیژیک جنگ امریکا در افغانستان _ قسمت دوم


 فارو
فشارشدید بالای پناهجویان وتعین کاندید-وزیرمصلحتی


 مهرالدین مشید
  از سنت شکنی اندک انقلابی  تا نامزد وزیران جناحی و به شدت خانواده گی


  محمد امین فروتن
رئیس غنی در طلسم توطئه  ؟


دكتر نبي هيكل
شورای عالی صلح در صحنه تیاتر


عبدالاحمد فیض
تابعیت مضاعف متهمان مفرور کابل بانک اصل استرداد را به افغانستان منتفی مینماید


نصيرمهرين
 در حاشیۀ موضوع گدایی


عبدالرووف ليوال
مردهستی ،مرهم بگذار


سیدهمایون شاه عالمی
اعتدال 


حقیق
انکشاف وترقی کشور آرزوی مردم


الحاج عبدالواحد سيدی
بازشناسی افغانستان _ قندهار بعد از میرویس _ بحث هفتم


دکتر یارمحمد
کم باری  بارش برف پیامد های محيط زیستی آن


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
مه بیلوي


مهران زنگنه
دو سرودهً تازه



نجيب جرآت : اشعار دلنشين را با موسيقی شاد بشنوييد




کارتونهای تازه از عتيق شاهد


پنجشنبه 9 دلو 1393 خورشيدی برابر با 29 جنوری 2015 ميلادی

 

درملاقات مخفی استادعطا- دکترغنی چه گذشت؟

صلاح الدین «ربانی» از سوی دکتر عبدالله به کرسی وزارت خارجه نامزد نشده است.

گزارشنامه افغانستان : تازه ترین گزارش غیررسمی از دالان های سرپوشیدۀ معاملات حکایه دارد که صلاح الدین ربانی به حمایتِ جریان «پنجشیر» یا از سوی دکترعبدالله به مقام وزارت خارجه نامزد نشده است. جریان ازین قرار است که دکترعبدالله پیشاپیش به صلاح الدین «ربانی» افهام کرده بود که رئیس جمهور دکتر غنی او را به حیث وزیرخارجه قبول ندارد.

صلاح الدین با توسل به داماد شان ( احمدضیأ مسعود)، خواستار تصریح قضیه از سوی دکترغنی می شود. دکترغنی به احمد ضیأ مسعود توضیح می دهد که اصلاً دکترعبدالله درخصوص معرفی صلاح الدین به حیث وزیرخارجه با وی صحبت نکرده است. رئیس جمهور می گوید که ما با حضور صلاح الدین در وزارت خارجه نه این که مشکل نداریم؛ بل با آن موافقت داریم!
احمد ضیأ مسعود با آن که از استاد عطا دل پرخون دارد، فوری به وی زنگ می زند. عطا نازکی موضوع را درک کرده و دریک پرواز عاجل هواپیما، خودش را یک راست به ارگ می رساند و قضیه را رو در رو با رئیس جمهور حل می سازد. رئیس جمهور درهمان شامگاه، به زودی باید به سفر نیپال میرفت؛ چنان که ازجهت طولانی شدن صحبت با استاد عطا، پرواز هواپیما به تأخیر افتاده بود.

دکترغنی بعد از پایان ملاقات با استاد عطا، به مشاوران ارشد خویش هریک زاخیل وال، جیلانی پوپل و اکرم خپلواک به طور خلاف انتظار حکم وارونه صادر می کند. وی که اکلیل حکیمی را نامزد وزارت خارجه درنظر گرفته بود، فوری میگوید صلاح الدین ربانی وزیر خارجه است. این که جزئیات جور آمد دکترغنی و عطا چه بوده، هیچ مرجعی خبردار نشده است. به این ترتیب، ترکیب دسته ها اندکی تغییر کرده و یونس قانونی که دریک قدمی نامزدی رسیده بود؛ با شکستی مأیوس کننده رو به رو شده است.

محفل حکومتی که برای یونس قانونی کمپاین می کرد، حالا درتلاش بدنام سازی صلاح الدین اند و زهرپراکنی ها به خاطر شخصیت زدایی از صلاح الدین تشدید یافته و با وجودی آن که قصد داشتند وی به گرفتن رأی اعتماد از پارلمان توفیق نیابد؛ مجلس با 151 رأی موافق، دوسیۀ وزارت خارجه را بست و صلاح الدین وزیر شد. این دسته از «برادران» جمیعت اسلامی از حالا در نشست های عمومی ومشاورتی خویش، عطا را متهم به حمایت از پرچمی ها و بی دینان کرده، صلاح الدین را «چوچۀ انگلیس» خوانده و حتی از شخص استاد ربانی فقید بد گویی می کنند.
آن ها فریاد می کشند که اگر عطا پرچمی پرست نمی بود، زلمی یونسی را به سمت وزارت معارف معرفی نمی کرد که هیچ باور به اساسات اسلامی ندارد. به نظر می رسد که گروه تحت رهبری استاد عطا، درهمکاری با ستار مراد وصلاح الدین ربانی، دستۀ مخالف را به شدت  منزوی کرده است.

 

مراکز آموزشی در هرات مردم را فریب می‌دهند

۸صبح، هرات: در هرات ده‌ها آموزشگاه‌ خصوصی با کاربرد غیرقانونی نام‌هایی چون «انستیوت‌ بین‌المللی»، «بین‌المللی تخصصی» و «اکادمیک بین‌المللی»، خانواده‌ها و دانش‌آموزان را فریب می‌دهند. این آموزشگاه‌ها با افزودن پسوند و پیشوندهای تبلیغاتی مختلف در تلاش هستند تا برای خود مشتری جذب کنند و از خانواده‌ها پول هنگفتی بگیرند. اداره معارف هرات با تایید این گزارش‌ها می‌گوید که بسیاری از این نام‌ها بر خلاف قانون، و برای فریب اذهان عامه روی این مراکز آموزشی گذاشته شده است.
برخی از یافته‌ها نشان می‌دهد که شماری از نمایندگان مجلس و اعضای شورای ولایتی از حامیان سرسخت این نهادهای آموزشی‌اند و در پایین آوردن این تابلوها کارشکنی می‌کنند.
اما شماری از دانش‌آموزان و آگاهان فرهنگی می‌گویند که این آموزشگاه‌ها با نوشتن نام‌های تخصصی، اکادمیک و انستیتوت‌های بین‌المللی دانش‌آموزان را فریب می‌دهند و اداره معارف هیچ نظارتی برفعالیت‌های غیرقانونی آشکار آنان ندارد.
چنین آموزشگاه‌هایی تقریبا در هر کوچه و خیابان هرات به وفور یافت می‌شوند. یکی به نام انستیتوت بین‌المللی و دیگری به نام انستیتوت تخصصی و اکادمیک و سایرین هم به نام‌های اکادمی‌های علمی.
تا جایی‌که در تابلوهای برخی از این مراکز آموزشی آمده است، دوره‌های بین‌المللی را آموزش می‌دهند و مدارک بین‌المللی را نیز از کشورهای معتبر جهان به فارغان خود ارایه می‌کنند.
برای فریب اذهان عامه در برخی از این نهادهای آموزشی محلی، بیرق‌هایی از چندین کشور اروپایی و امریکایی و حتی کشورهای عربی نصب شده است.
تقریبا نیمی از مسوولان این نهادها حاضر به پاسخ‌گویی به این سوال نیستند که آیا نهاد آنان یک نهاد بین‌المللی است؟ اسناد دست‌یافته نشان می‌دهد که تمامی این نهادها به نام مرکز آموزشی ثبت شده‌اند و فقط با این نام اجازه فعالیت دارند. حتی بیشتر این نهادهای آموزشی مکان آموزشی معیاری هم ندارند.
محمدحسین طاهری، معاون برنامه‌ریزی اداره معارف ولایت هرات می‌گوید که فعالیت‌ بیشتر این مرکزهای آموزشی معیاری نیست. او می‌گوید که این نام براساس سلیقه مسوولان این مراکز روی آموزشگاه‌ها گذاشته شده است و تمامی این نام‌ها مغایر عنوانی است که در اداره معارف هرات به ثبت رسیده است. مسوول یکی از نهادهای آموزشی هرات، از بین‌المللی بودن فعالیت نهاد آموزشی خود چنین تعریفی ارایه می‌کند: «وقتی ما جواز فعالیت از ریاست معارف می‌گیریم و ریاست معارف هم زیر مجموعه وزارت معارف است. پس ما بین‌المللی هستیم.» مسوول یک نهاد دیگر آموزشی نیز گفت به‌دلیل رعایت استندردهای بین‌المللی، حالا در پیشوند نام آموزشگاه خود نیز «بین‌المللی» را نیز افزوده است.
این در حال است که مسوولان اداره معارف هرات با تایید نام‌هایی چون انستیتوت بین‌المللی، اکادمی‌های تخصصی و اکادمیک بر سر در مراکز آموزشی در شهر هرات می‌گوید که این نام‌ها و القابی که بر تابلوها و بنرهای بیشتر مراکز آموزشی هرات نوشته شده غیرقانونی است و ریاست معارف چنین مجوزی برای آن‌ها نداده است.
آقای طاهری، معاون برنامه‌ریزی اداره معارف هرات می‌گوید که در شهر هرات
۲۷۰ مرکز آموزشی خصوصی فعالیت دارد و هیچ‌یک از این مرکزها انستیتوت‌های بین‌المللی و تخصصی نیستند. در همین حال شماری از دانش‌آموزان که دراین مراکز آموزشی درس می‌خوانند می‌گویند که از طریق تبلیغات تلویزیونی و نام‌های بین‌المللی و تخصصی که بر سر در این نهادهای آموزشی نوشته شده، جذب می‌شوند.
آنان می‌گویند که حتی این آموزشگاه‌ها مدرک بین‌المللی هم به فارغان خود توزیع می‌کنند.
شمار دیگری از دانش‌آموزان مراکز آموزشی از گرفتن پول زیاد بابت تدریس شکایت دارند و می‌گویند که بسیاری از مرکزهای آموزشی تحت نام اکادمی‌های تخصصی و انستیتوت‌های بین‌المللی پول زیادتری طلب می‌کنند. این همه در حالی است که حسین طاهری می‌گوید اداره معارف هرات در قسمت جمع‌آوری تابلوهای عوام‌فریب مرکزهای آموزشی هرات و نظارت بر آن‌ها ناتوان است و نمی‌تواند از این سوءاستفاده‌ها جلوگیری کند.
اما او می‌گوید که یک هیات مشترک از ریاست معارف، ریاست عدلیه، فرماندهی پولیس، مستوفیت و ولایت تعیین شده اند که هر ماه یک‌بار از این مراکز آموزشی نظارت کنند.
در همین حال یک مسوول در اداره معارف هرات که نخواست نامی از او گرفته شود می‌گوید که برخی از نمایندگان پارلمان و اعضای شورای ولایتی هرات بر چگونگی نظارت این هیات از مراکز آموزشی هرات مداخله می‌کنند. در سال‌های اخیر ده‌ها مرکز آموزشی خصوصی در شهر هرات ایجاد شده‌اند که به‌گفته مسوولان معارف حدود شصت هزار دانش‌آموز در این نهادها مصروف فراگیری آموزش‌ هستند.
نبود نظارت از روند تدریس و کیفیت علمی و محیط‌های درسی مراکز آموزشی هرات همواره از نگرانی‌های جدی دانش آموزان و دانشجویان بوده است. بسیاری از این دانش‌آموزان همواره اداره معارف را به بی‌توجهی در این زمینه متهم کرده‌اند و تاکید می‌ورزند که در صورت نظارت از این نهادهای آموزشی، از سوءاستفاده برخی از نهاهای آموزشی جلوگیری خواهد شد.

 

رفع مشکل تابعیت زنان ایرانی دارای همسر افغان/ درهای ایران به روی افغان‌ها باز است

به گزارش نامه نیوز  مولاوردی در دیدار خود با خبرنگاران زن افغان که ديروز در معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری ايران برگزار شد، افزود: رفع مشکل بی‌تابعیتی زنان ایرانی که به ازدواج مردان افغان در می‌آیند در دولت‌های مختلف مطرح بوده و حتی مجلس شورای اسلامی نیز در این زمینه کار کرده است. ما مجددا این موضوع را بررسی و گزارشی درباره آن به رییس جمهور ارائه کردیم؛ این مشکل حتی در سفر هیات دولت به سیستان و بلوچستان نیز مطرح شد.

وی همچنین درباره نحوه حمایت از صنایع دستی زنان در ایران گفت: در بسیاری از استان‌های ایران این صنایع تولید می‌شود اما از نظر حمایت، بازاریابی و فروش آنها وضع مطلوبی نداریم و برای رفع این مشکل در حال انجام برنامه‌ریزی هستیم.

معاون رییس جمهور ايران در امور زنان و خانواده تاکید کرد: این برنامه‌ریزی‌ها شامل همه زنان ایرانی می‌شود، البته زنان افغان نیز مدنظر ما هستند چراکه جزو جامعه ما شده‌اند.

مولاوردی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: درهای کشورهای ما به روی کشور برادر افغانستان باز است و امیدواریم مناسبات و روابط ما روز به روز مستحکم‌تر شود.

وی با اشاره به سفر خبرنگاران افغان همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: در 36 سال اخیر زنان ایرانی همانند خواهران افغان خود در همه عرصه‌ها حضور داشته‌اند و آنان چه در پیروزی انقلاب اسلامی و چه در دوران جنگ تحمیلی و بعد از آن حضور موثری داشتند. زنان و دختران افغان نیز تقریبا وضعیت مشابهی دارند و در هر برهه‌ای که کشور افغانستان نیازمند حضور آنان بود زنان و دختران حاضر شدند و تاثیرگذار بودند.

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده با بیان اینکه زمینه‌های بسیار خوبی برای همکاری‌ها و اجرای برنامه‌های مشترک با کشور افغانستان داریم، تاکید کرد: زبان، تاریخ، دین و زمینه‌های فرهنگی بین دو کشور مشترک است و از نظر چالش‌ها و مسائل نیز اشتراکات زیادی داریم و می‌توانیم آنها را با کمک هم حل کنیم و به جهانیان برای بهبود وضعیت زنان و تحکیم خانواده راهکار دهیم.

مولاوردی در زمینه برگزاری اجلاس پکن 20+ در اسفندماه اظهار کرد: ما در انجام برنامه‌ریزی برای حضور در این اجلاس هستیم و امیدواریم بتوانیم در حاشیه این اجلاس برنامه‌های مشترکی با کشور افغانستان داشته باشیم.

وی با اشاره به وجود خشونت و افراطی‌گری در منطقه تصریح کرد: در حال حاضر خشونت و افراطی‌گری به نام دین وجود دارد و در این شرایط لازم است همکاری‌های مشترکی با یکدیگر داشته باشیم.

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران افغان در زمینه علل حضور کمرنگ حوزه زنان ایران در افغانستان گفت: باید دلایل این امر را بررسی کنیم، اما برای اجرای برنامه‌های مشترک بین دو کشور اعلام آمادگی می‌کنیم.

مولاوردی درباره وضعیت خشونت علیه زنان در ایران گفت: ما در این زمینه برنامه‌های زیادی داشتیم، مطالعات و پژوهش‌هایی در زمینه کاهش خشونت علیه زنان انجام دادیم و حتی پیشنهاد ایجاد مرجع ملی در این زمینه ارائه شده است. در حال حاضر لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت در کمیسیون لوایح دولت قرار دارد و جلسات اولیه مربوط به آن تشکیل شده است.

وی با اشاره به ظرفیت‌های قانونی ایران برای مقابله با خشونت علیه زنان گفت: قوانین خوبی در چارچوب قانون مجازات اسلامی و قانون تعزیرات داریم که پاسخگوی نیازهاست، ولی وجود یک قانون خاص می‌تواند بازدارنده باشد و تدابیر قانونی، حمایتی و حفاظتی از زنان را شامل شود.

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده درباره وجود خانه‌های امن در ایران گفت: سازمان بهزیستی ایران، سازوکارهایی مشابه با خانه‌های امن افغانستان دارد ولی این سازوکارها به تناسب ویژگی‌های قومی مذهبی باید گسترش یابد.

مولاوردی در پاسخ به پرسش دیگری در زمینه حضور مردان در معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری اظهار کرد: در سطح مدیران و معاونان، زنان فعالیت می‌کنند اما این به معنای مخالفت ما با حضور مردان نیست و اگر لازم باشد از حضور مردان نیز استفاده می‌کنیم. البته لازم است آنان نیز در معاونت امور زنان حضور داشته باشند چراکه مشارکت زنان و مردان برای پیشرفت اهداف موثر است.

افزایش دو برابر بودجه زنان در لایحه بودجه سال 94

وی درباره بودجه معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری اظهار کرد: این معاونت دستگاه اجرایی نیست و بودجه آن در حد هماهنگی، سیاست‌گذاری و پیگیری وظایف دستگاه‌هاست. البته در لایحه بودجه سال آینده بودجه معاونت امور زنان و خانواده دو برابر شده است و امیدواریم در مجلس این میزان بودجه تصویب شود.

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده در پاسخ به پرسش دیگری در زمینه اقدامات معاونت امور زنان در زمینه کاهش خشونت اظهار کرد: آمادگی داریم که تجارب خود را در اختیار دوستان افغان قرار دهیم البته سال‌های قبل تفاهم‌نامه‌ای انجام شد و اگر برنامه اجرایی این تفاهم‌نامه تدوین شود در زمینه‌های مختلف می‌توانیم برنامه‌ریزی‌هایی انجام دهیم و هیات‌ها، سازمان‌های مردم نهاد و کارآفرینان زن بین دو کشور تبادل شوند.

مولاوردی افزود: لازم است به آموزش و توانمندسازی زنان توجه کنیم چراکه این دو موضوع کلید توسعه است. تا زمانی که زنان به آموزش و توانمندسازی مسلح نباشند، نمی‌توانند در توسعه و پیشرفت جوامع نقش خود را ایفا کنند.

مولاوردی در ادامه گفت: توانمندسازی موتور محرک جامعه است، البته باید در کنار آموزش، رفاه، مشارکت و کنترل قرار گیرد. در این شرایط زنان توانمند می‌شوند و می‌توانند نقش خود را در جامعه و خانواده ایفا کنند.

وی با اشاره به برنامه‌های دولت یازدهم گفت: در این دولت در جهت اجرای برنامه‌هایی تلاش می‌کنیم که براساس آنها زنان بتوانند نقش‌های مختلف خود را ایفا کنند و همزمان احساس کارآمدی و تاثیرگذاری در همه این امور را داشته باشند. علاوه بر آن در زمینه برنامه ششم توسعه تلاش می‌شود که جایگاه مناسب و شایسته‌ای برای زنان و خانواده در نظر گرفته شود.

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده در پاسخ به پرسشی درزمینه ثبت ازدواج در ایران اظهار کرد: براساس قانون در ایران، باید ازدواج‌ها ثبت شود. البته ممکن است در برخی مناطق مرزی اینگونه عمل نشود.

مولاوردی اضافه کرد: برخلاف گذشته برخی جوانان پس از ازدواج به دفاتر اسناد رسمی به منظور تنظیم شروط ضمن عقد مراجعه می‌کنند و در این زمینه سند رسمی تنظیم می‌شود. این کار به تدریج در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ است.

وی افزود: ما بررسی‌های خود را در زمینه‌های ثبت ازدواج آغاز کردیم و گزارش‌های لازم را دریافت کرده‌ایم و در حال برنامه‌ریزی برای ریشه‌کنی ثبت نشدن ازدواج در برخی نقاط کشور هستیم.

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده افزود: در زمینه ثبت ازدواج موارد حقوقی و فقهی خوبی داریم و می‌توانیم در این زمینه تجربیات خود را با کشور افغانستان تبادل کنیم.

معاون رییس جمهورايران در امور زنان و خانواده با بیان اینکه علل و اشکال خشونت خانگی در 28 استان کشور بررسی شده است، گفت: هر کشوری متناسب با شرایط و ویژگی‌های خود لازم است این موضوع را بررسی کند. افغانستان نیز نیاز به پروژه‌ای ملی برای بررسی خشونت خانگی در کشور خود را دارد و انجام چنین پروژه‌هایی می‌تواند در انجام سیاست‌گذاری‌ها موثر باشد.

مولاوردی با بیان اینکه در کشور ایران 300 هزار دانش‌آموز و 4 هزار دانشجوی افغان حضور دارند، اظهار کرد: ما تلاش می‌کنیم میزبان خوبی برای این دانش‌آموزان و دانشجویان باشیم. در ایران سازمان‌های مردم‌نهادی مانند انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده فعال هستند که به اقدامات انجام شده برای پناهندگان نظارت می‌کنند.

به گزارش ایسنا، در ادامه این مراسم، فاطمه اشرفی مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده اظهار کرد: امیدواریم که بتوان از تجارب موجود و دسترسی به حقوق حقه زنان در منطقه استفاده کرد. ایران و افغانستان از جمله موضوعات مهم منطقه و جامعه بین‌المللی هستند و اشتراکات اجتماعی، فرهنگی و تاریخی آنان می‌توانند دلایل قانع‌کننده‌ای به منظور افزایش تعاملات این دو کشور باشد. هم‌زبانی و هم‌فرهنگی این دو کشور نیز مزید علت است.

وی با اشاره به دولت‌های ایران و افغانستان اظهار کرد: تشکیل دولت وحدت ملی در افغانستان همزمان با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید در ایران را می‌توان به فال نیک گرفت و از آن برای افزایش ارتباطات زنان دو کشور بهره جست و در این زمینه برنامه‌ریزی‌هایی را انجام داد.

 

پيشينه،ابعاد و پیامدهای حضور عربستان سعودی در آسیای مرکزی و قفقاز

ایراس؛ در دوره معاصر، پیشینه حضور عربستان سعودی در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به سال های آخر حیات سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و متعاقب آن فروپاشی این ابر قدرت شرق و در نتیجه، استقلال جمهوری های جدا شده از آن ابرقدرت فروپاشيده در این منطقه بر می گردد. چنانچه روشن است در دوران اقتدار اتحاد جماهیر شوروی به عنوان یکی از دو ابرقدرت جهان که نظامی مبتنی بر انکار خدا  ( آتئیسم ) و نفی دین داشت، عربستان سعودی با توجه به ماهیت ساختار سیاسی حاکم بر مسکو رابطه نزدیک و خوبی با این ابرقدرت نداشت و حتی در دوره ای چند ساله در سال های دهه 40 به بعد ، فاقد رابطه دیپلماتیک با مسکو بود.
شاید بتوان حمله ارتش سرخ به افغانستان و اشغال این کشور توسط اتحاد جماهیر شوروی در آغاز دهه هشتاد قرن بیست میلادی را به عنوان نقطه عطف و آغازی برای حضور عربستان سعودی در جمهوری های آسیای مرکزی تلقی کرد. بدین معنی که در این دوره، تعدادی از اتباع سعودی در قالب گروه های جهادی برای جنگ با روس های متجاوز به افغانستان که از دید آنان سرزمینی اسلامی بشمار می رفت و بخشی از قلمرو جهان اسلام به حساب مي آمد، وارد این کشور شدند و مقدمات ارتباط خود با افراد و گروه هایی از اسلام گراهای متعلق به جمهوری های مسلمان آسیای مرکزی از جمله تاجیکستان و ازبکستان را فراهم آوردند.
البته آل سعود از ابتدای روی کار آمدن خود در حجاز به سرنوشت و وضعیت مسلمانان آسیای مرکزی به عنوان بخشی از جهان اهل سنت توجه داشت و این منطقه را به چشم خاستگاه  بسیاری از بزرگان و عالمان برجسته مذاهب سنی نگاه می کرد. در جهان اهل سنت، عالمان و بزرگان زیادی از جمله صاحبان و خالقان صحاح سته که در میان اهل سنت مقام و منزلت والایی دارند تعلق به این منطقه دارند و خاستگاه جغرافیایی آنان شهرها و مناطق مختلف آسیای مرکزی نظیر بخارا ، ترمذ ، نسا ، مرو، خوارزم و ...است.
خروج نیروهای نظامی شوروی از افغانستان در اواخر دوره گورباچف، شرایط و فضای جدیدی در روابط مسکو و ریاض پیش آورد و عربستان سعودی تمایل به تجربه تازه ای از روابط خود با اتحاد جماهیر شوروی را از خود نشان داد. ولی با توجه به اینکه  این مقطع خیلی به درازا نکشید و فروپاشی شوروی رقم خورد، تحولات و رخدادهای سیاسی و بین المللی در مسیر و مدار جدیدی قرار گرفت و عربستان سعودی با چند کشور نوظهور و تازه استقلال یافته اسلامی در آسیای مرکزی و قفقاز روبرو شد که ارتباط و تعامل با آنها در نبود حاکمیت مسکو بر این منطقه ، الزامات و شرایط تازه ای را پیش آورد بود.

► فروپاشی شوروی و آغاز فصل جدیدی از حضور عربستان سعودی در آسیای مرکزی و قفقاز
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه 90 قرن بیست و استقلال جمهوری های جدا شده از آن در سال 1991 میلادی، استقبال و خوشایند سعودی ها را هم در پی داشت و دولت پادشاهی ریاض به زعم خود به عنوان خادم حرمین شریفین از اینکه مسلمانان آسیای مرکزی و قفقاز از زیر یوغ و سلطه حاکمیت یک نظام ضد دینی و کمونیستی رهایی یافتند راضی و خشنود به نظر می رسید. این رضایت و خشنودی چنانچه اشاره شد از یک منظر دیگر، به سابقه منطقه آسیای مرکزی و قفقاز در پذیرش اسلام و جایگاه بزرگان و علمای دینی این منطقه در چارچوب اسلام سنی هم بر می گشت . در واقع عامل و فاکتور اشتراک  دینی و مذهبی بهانه اصلی مقامات و دولت مردان نظام پادشاهی آل سعود برای توجه به اين منطقه و حضور در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز شد و مقامات سعودی سعی در ارتباط گیری با سران و دولت مردان جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز کردند.
حضور عربستان سعودي در جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز همانند بعضي از كشورهاي حاضر در منطقه نظير تركيه، چندان با تعجيل و شتاب زدگي همراه نبود و افتتاح سفارت خانه هاي اين كشور پادشاهي در اكثر جمهوري هاي منطقه مورد بحث، با فاصله چند ساله از زمان اعلام استقلال اين كشورها و به رسميت شناخته شدن آنها در سازمان ملل متحد صورت گرفت. ازبكستان و قزاقستان اولين كشورهايي بودند كه با توجه به اهميت و اولويت ايندو در مجموعه پنج كشور آسياي مركزي، سفارت سعودي ها در پايتخت هاي اين دو كشور گشايش يافت و بتدريج در طول سالهاي دهه 90 و حتي دهه اول هزاره سوم، در بقيه جمهوري هاي منطقه نيز نمايندگي هاي سياسي و بعضا كنسولي رياض افتتاح و شروع به كار كرد.

► علل سياسي، اقتصادي و ديني- فرهنگي توجه رو به افزايش سعودي ها به این منطقه
علل و عوامل حضور عربستان سعودي در جمهوري هاي منطقه مهم و استراتژيك آسياي مركزي و قفقاز از جهات و زواياي مختلفي قابل بحث و بررسي است. سعودي ها در درجه اول از يك نظرگاه توآمان سياسي و ايدئولوژيك به جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز نگاه مي كنند و اولويت آنها از اين جهت پيگيري و اجراي دو راهبرد و استراتژي اساسي است كه عبارتند از
راهبرد و استراتژي اول سعودي ها در منطقه آسياي مركزي و بخش ههای  مسلمان نشین قفقاز، ترويج و گسترش تفكر و عقيده انحرافي وهابيت و سلفي گري (با قرائتي كه از منظر خود آنرا تبيين و تفسير مي کنند)است. تبليغ و ترويج وهابيت در اين منطقه با توجه به خلاء ها و زمينه هايي كه از نظر فكري و اعتقادي وجود دارد مي تواند مخاطباني پيدا كرده و فضايي از فرصت براي حاكمان رياض بوجود آورد. بديهي است  توجه و گرايش گروهها و اقشاري از مردم اين منطقه به وهابيت تامين كننده منافع عربستان سعودي در بخش هاي مختلف سياسي، اقتصادي و ديني- فرهنگي است.
راهبرد و هدف دوم دولتمردان رياض همانند حركتشان در ساير مناطق جغرافيايي جهان اسلام، مقابله با گفتمان و پيام انقلاب و جمهوري اسلامي ايران به عنوان داعيه دار ارائه قرائت درست و اصيل از اسلام كه به تعبير بنيانگذار و معمار كبير انقلاب و نظام ج.ا.ايران حضرت امام راحل، اسلام ناب محمدي (ص) است، مي باشد. آل سعود از بدو پيروزي انقلاب و استقرار نظام جمهوري اسلامي در كشورمان، هم به رقابت با ايران پرداخت و هم نگران زير سئوال رفتن ماهيت نوع رژيم حكومتي خود به عنوان پادشاهي و سلطنتي كه در قالب و هيئت يك حكومت اسلامي داعيه خادم الحرميني داشت شد و در اين راستا همواره سعي كرد تا از توسعه و گسترش پيام انقلاب اسلامي ايران در ساير نقاط جهان اسلام و در ميان ديگر مسلمانان دنيا جلوگيري به عمل آورد.در راستای تحقق راهبرد اول سعودی ها بعد از حضور در منطقه تلاش کردند از زمینه ها و بستر های موجود در میان ملت ها و مردم مسلمان جمهوری های پنچ گانه آسیای مرکزی استفاده کرده و به اهداف دینی – مذهبی و ایدئولوژیک خود دست پیدا کنند.این زمینه ها در واقع به نوعی عوامل رشد نسبی سلفی گری و وهابی مسلکی در منطقه نیز محسوب می شود که به کمک سعوی ها آمد و توفیقاتی  هرچند محدود را نصیب آنان کرد.در یک تقسیم بندی کلی ، زمینه های بستر ساز و یا به عبارت دیگر عوامل رشد سلفی گری در منطقه آسیای مرکزی را می توان در محورها و عناوین زیر مورد بحث و بررسی قرار داد

► خلا دینی و مذهبی موجود در میان مردم منطقه
ممنوعیت دینداری در دوره اتحاد جماهیر شوروی و تحمیل آتئیسم بر مردم مسلمان منطقه باعث شد تا فطرت و انقطاعی بین مردم اصالتا مسلمان این منطقه با اسلام و آموزه ها و احکام اسلامی پیش آید و نسل های پا به عرصه گذاشته در دوران تسلط روس ها خصوصا بعد از حاکمیت بلشویک ها که در قالب یک نظام سیاسی جدید با شناسه کمونیستی و سوسیالیستی ظاهر شد،از اسلام فاصله گیرند.اما بعد از فروپاشی شوروی و استقلال این جمهوری ها مردم منطقه رویکرد بازگشت به هویت تاریخی و فرهنگی خود را در پیش گرفتند در حالی که خلا بزرگی در زمینه دینی و مذهبی در میان بود و این مسئله آسیب پذیری آنها در گرایشبه اسلام اصیل و درست را به نمایش گذاشته بود. در چنین فضایی سعودی های وهابی از فرصت پیش آمده برای خود استفاده کرده و تصویری از اسلام مورد نظر خود را با قرائت وهابی گری به مردم منطقه عرضه کردند. طبیعی است در چنین شرایطی طیف ها و گروههایی از مردم مسلمان منطقه که عشق و علاقه برای بازگشت به هویت اسلامی در وجود آنها موج می زد با دیدن پرچم اسلام سعودی ها به آنان متمایل شوند و اسلام و مسلمانی را در چهره و سیمای آنان ببینند. غافل از اینکه این اسلام، اصیل نیست و مبتنی بر یک قرائت نادرست و غیر حقیقی از اسلام است که در پوشش اسلام و مسلمانی، اهداف و منافع عربی و قومی قبیله ای را دنبال می کند

► جایگزینی لایسم و سکولاریسم با آتئیسم
حاکمان جدید جمهوری های آسیای مرکزی پس از جدایی از مسکو و کسب استقلال اگرچه با مرگ کمونیسم و سوسیالیسم تفکر غلط و شکست خورده آتئیسم و انکار خدا را پایان یافته دیدند ولی از پذیرش اسلام به عنوان دین رسمی کشورها و ملت های خود در ساختار نظام سیاسی و اجتماعی خویش سر باز زدند و نظام مبتنی بر لائیسم و سکولاریسم را به عنوان سیستم سیاسی و اجتماعی حاکم بر کشورهای خود پذیرفتند.این امر باعث شد تا دولت ها ی منطقه چشم بر دینداری مردم خود که بیش از هزار سال است افتخار گرویدن به دین مبین اسلام را دارند ببندند و به نوعی راه را بر دیگرانی مثل سعودی ها باز کنند تا آنان با برداشت و قرائت نادرست خود از اسلام، ترجمان و معرف آن به مردم مسلمانی که هویت اسلامی خود را با زور سر نیزه روس ها و بلشویک ها از دست داده بودند، باشند.
به موازات دو عامل فوق، میدان ندادن به اسلام گرایی بومی متکی به هویت تاریخی و فرهنگی خود منطقه و جلوگیری از فعالیت روحانیان و خادمان دینی محلی در مساجد ومراکز دینی و مذهبی از سوی حاکمیت های جدید، مشکل مورد بحث را مضاعف کرد و باعث شد تا علی رغم گذشت بیش از دو دهه (23 سال ) از استقلال این جمهوری ها، مسیر پیش روی مردم مسلمان منطقه در راستای مسلمانی کردن خود، همچنان ناهموار و پر سنگلاخ باشد.این امر نیز به نوبه خود سعودی ها را در مسیر فعالیت های مذهبی و وهابیگری خود تحریک کرد و آنان را در راستای جذب و تربیت برخی از جوانان بومی به عنوان روحانی و معلم دین تشویق و تحریز نمود تا توسط این افراد به مقاصد ایدئولوژیک خود در آسیای مرکزی نزدیک شود. از این جهت است که طی دو دهه گذشته تعداد زیادی از علاقمندان به تحصیل علوم دینی در جمهوری های آسیای مرکزی جذب مدارس علوم دینی عربستان و یا کشورهای عربی همسو با این کشور شدند و پس از طی سنوات تحصیلی به منطقه بازگشته و تبدیل به عناصر تبلیغی و ترویجی مسلک و مرام وهابیت شدند.در کنار حضور و فعالیت سیاسی و دینی مذهبی، سعودی ها در عرصه و میدان اقتصاد و تجارت جمهوری های آسیای مرکزی هم فعالند و بخشی از مسیر راه خود را در رسیدن به اهدافشان با گام های اقتصادی و تجاری طی می کنند. با تامل و دقت در این بخش از فعالیت های سعودی ها در منطقه مورد بحث به نظر می رسد حاکمان و دولت مردان کنونی حجاز از این عرصه(اقتصاد و تجارت) به عنوان پوشش استفاده کرده و تلاش و فعالیت تجاری و اقتصادی را وسیله ای برای تبلیغ و ترویج وهابیت قرار داده اند.واقعیت این است که سعودی ها  با درآمدهای کلانی که از ناحیه فروش نفت دارند چندان انگیزه و نیازی به درآمد تجاری و اقتصادی از حضور و فعالیت خود در منطقه آسیای مرکزی ندارند و این عرصه را محملی برای ارتباط با گروههای مختلف مردمی و تشکل و سازماندهی آنان در قالب شبکه های اجتماعی دینی و مذهبی برگزیده اند. باور پذیری این امر زمانی بیشتر متبادر به ذهن می شود که توجه داشته باشیم حکومت ها و دستگاههای امنیتی و پلیسی جمهوری های این منطقه حساسیت فوق العاده ای در قبال حرکت ها و جریان های افراطی و بنیادگرایانه دارند و این قبیل اقدامات را تهدیدی امنیتی برای ثبات و پایداری سیاسی و اجتماعی کشورها و جوامع خود تلقی می کنند.
با این فرض، مشاهده می شود که عوامل و مرتبطین سعودی و وهابی در سطح جمهوری های آسیای مرکزی با حضور در بازار تجارت این کشورها و با دایر کردن شرکت های خدماتی و فروشگاهی به جذب علاقمندان مذهبی می پردازند و در چارچوب کار شرکتی و تجاری، از میان قشر های مختلف مردم یار گیری می کنند. فقر و نیازمندی مالی گروههای زیادی از مردم منطقه هم مزید بر علت شده تا سعودی ها در برخی از شهرها و مناطق آسیای مرکزی با توزیع پول به بهانه کمک به مردم، وهابیت و سلفی گری را ترویج نمایند. در این فرایند از فعالیت های سعودی های وهابی در سطح جمهوری های آسیای مرکزی، نقش مهاجران از این منطقه به عربستان سعودی که عمدتا در دوره خفگان استالینی به مهاجرت پرداختند چشم گیر و پر رنگ است.آنچه مسلم است اینکه در سال های حاکمیت استالین در شوروی به تبع فشارها و سخت گیری های شدیدی که بر علیه مسلمانان جمهوری های این منطقه اعمال شد هزاران نفر از اتباع و شهروندان مسلمان  آسیای مرکزی خصوصا شهرها و مناطق مختلف ازبکستان که از نظر جمعیت و اهمیت تاریخی و فرهنگی بزرگترین و مهمترین جمهوری آسیای مرکزی به حساب می آید به عربستان سعودی مهاجرت کرده و در شهرها و مناطق مختلف این کشور پادشاهی ساکن شدند. امروزه این دسته از مهاجران ساکن در عربستان که آمار آنها بنا بر برخی گزارش ها به بیش از 50 هزار نفر هم می رسد و غالبا هم از مایه ها و علقه های دینی ومذهبی برخوردارند در عرصه فعالیت های تجاری و اقتصادی سعودی ها در جمهوری های آسیای مرکزی نقش آفرینی میکنند.

► اهداف جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز از برقراری و توسعه رابطه با سعودی ها
با توجه به رویکرد لائیسیته و سکولاریستی حاکمیت های فعلی جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز و مخالفت آنان با هویت یابی دینی مردم کشورهای خود، بدیهی است که بر خلاف سعودی ها  باید علل و اهداف برقراری و توسعه روابط آنان با دولت ریاض را در انگیزه های غیر دینی و فرهنگی جستجو کرد. بر این اساس باید رویکردهای سیاسی و اقتصادی را در برقراری و توسعه روابط پایتخت های جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز با ریاض مد نظر قرار داد و از این دریچه به  مسئله نگاه کرد.
جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز پس از رهایی از سلطه مسکو که حدود یک قرن و نیم طول کشید برای اولین بار در تاریخ حیات سیاسی خود طعم استقلال را در شکل یک دولت و کشور مستقل چشیدند و در ادامه راه تلاش کردند این کسب استقلال تاریخی را در سایه برقراری روابط دیپلماتیک با دنیای اطراف خود و یا به عبارتی با جلب حمایت کشورهای دیگری که علاقمند به حفظ و تداوم استقلال این جمهوری ها بودند تضمین نمایند. این جمهوری ها در سال های اول استقلال خود بنابر تجربه های تاریخی نگران از دست دادن استقلال خود یا بازگشت به شرایط قبلی بودند و برای اطمینان از آینده مستقل خود در صدد برآمدند سرنوشت سیاسی خود را به برخی دیگر از کشورهای مطرح منطقه و دنیا که عربستان سعودی و هم در این دایره می گنجند گره بزنند. در واقع یکی از اهداف برقراری و توسعه روابط جمهوری های آسیای مرکزی با عربستان سعودی در یک رویکرد سیاسی معنی می شود تا به اتکاء حمایت امثال این کشورها روند حیات مستقلانه خود را ادامه دهند. در یک افق وسیعتر تمایل و نزدیکی این جمهوری ها به قدرت های غربی نیز ( مشخصا آمریکا و چند کشور بزرگ اروپایی ) در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.
در کنار این نگاه سیاسی و امنیتی، جمهوری های آسیای مرکزی اهداف اقتصادی را هم از برقراری و توسعه رابطه با کشورهایی مثل عربستان دنبال می کنند. برخی از این جمهوری ها نظیر قرقیزستان و تاجیکستان که از بنیه ها و زیر ساخت های اقتصادی ضعیف و آسیب پذیری برخوردارند ، بدنبال یافتن شرکای اقتصادی در پیرامون خود برآمدند که عربستان سعودی هم یکی از این کشورهاست. البته جمهوری های ثروتمند این منطقه مشخصا قزاقستان و ترکمنستان هم که دارای ذخایر فراوان انرژی هستند، با دلایل و انگیزه های اقتصادی و تجاری خصوصا با هدف  همکاری در حوزه نفت و گاز به توسعه روابط خود با ریاض اقدام کردند.

► نگاه بازیگران منطقه ای و بین المللی به افزایش حضور عربستان در آسیای مرکزی و قفقاز
بازیگران منطقه ای و بین المللی به حضور سعودی ها در منطقه مهم و استراتزیک آسیای مرکزی و قفقاز از منظر اهداف و منافع متفاوت خود نگاه می کنند و طبیعتا از این نظر، نگاه های موجود، چشم اندازهای متفاوتی را هم پیش به تصویر می کشد. برای غرب در راستای پیگیری اهدافش در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز حضور سعودی ها می تواند مغتنم شمرده شود و حتی از جهتی یک فرصت به حساب آید. بدین معنی که حضور و بازیگری عربستان در این منطقه می تواند برای روسیه و ایران بازدارنده باشد و این دو کشور بزرگ ومهم منطقه را که به وضعیت و سرنوشت آسیای مرکزی وقفقاز توجه دارند درگیر حواشی و چالش های متعددی نماید. طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران به اتکاء پیشینه تاریخی فرهنگی و مشترکات فراوانی که از این نظر با جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز دارد و روسیه نیز بدلیل تسلط و حاکمیت طولانی مدت خود بر این منطقه، از انگیزه ها و دغدغه های زیادی برای داشتن یک رابطه همه جانبه و گسترده با این کشورها برخوردارند. لذا دامن زدن به افراطی گری دینی در منطقه از سوی سعودی ها و ترویج وهابیت در میان ملت های مسلمان سنی مذهب آسیای مرکزی و قفقاز، فضای فکری و اعتقادی حاکم بر این جمهوری ها را ملتهب و آتش فشانی می کند و عرصه را برای حضور و فعالیت جمهوری اسلامی ایران از یک سو و روسیه از سوی دیگر تنگ و همراه با تهدید و چالش می سازد. بدیهی است اگر حضور سعودی ها این نتیجه را در منطقه بدنبال داشته باشد برای غرب و آمریکا خوشایند است و با توجه به هم سویی آشکاری که غرب و آمریکا در سطح منطقه خاورمیانه دارند، دامنه این هم نوایی می تواند بطور آشکار به آسیای مرکزی و قفقاز هم تسری پیدا کند.
به همین اعتبار، پر واضح است که ج.ا.ایران و روسیه حضور و فعالیت آل سعود در آسیای مرکزی و قفقاز را نگران کننده و در تضاد با اهداف ومنافعشان ببینند و گام برداری های سعودی ها در این منطقه را  با حساسیت و کنجکاوانه رصد و تعقیب نمایند.
ترک ها که حضور فعال و گسترده ای در آسیای مرکزی وقفقاز دارند بازیگری مدعی به حساب می آیند و با تکیه بر پیوند های زبانی و قوم گرایانه از ابتدای استقلال این جمهوری ها تابلوی حضور و فعالیت جدی خود را بدست گرفته اند و بتدریج خود را به عنوان یکی از شرکای اصلی سیاسی و اقتصادی این منطقه معرفی کردند. حضورعربستان در آسیای مرکزی برای ترکها از برخی جهات می تواند یک رقیب تلقی شود و از جهاتی دیگر یک بازیگر حاضر در صحنه که چندان هم تضاد و تقابلی با وی ندارد به حساب آید. عرصه رقابت این دو می تواند حوزه فعالیت های تجاری و اقتصادی باشد ولی به موازات این نگاه، از دید لزوم مهار و کنترل ایران و روسیه در منطقه که خواست و اراده غربی هاست ، ترکیه و عربستان می توانند در کنار هم حضور داشته باشند.
از دیگر بازیگران مهم و اصلی منطقه آسیای مرکزی، قدرت در حال تبدیل به ابرقدرت سیاسی و اقتصادی چین است که بصورت جدی و در وسعتی گسترده وارد این منطقه شده و امروزه تبدیل به شریک اول همکاری های تجاری و اقتصادی با جمهوری های این منطقه شده است. ولی آنچه برای چین در ارتباط با حضور و فعالیت عربستان در این منطقه دارای اهمیت است بعد تجاری و اقتصادی حضور این کشور پادشاهی نیست بلکه اهمیت و حساسیت مسئله در صدور افراط گرایی دینی از ناحیه سعودی ها در آسیای مرکزی است که تهدیدی برای چین محسوب می شود. چرا که دامنه های تشدید افراط گرایی دینی با توجه به هم مرز بودن چین با آسیای مرکزی و سکونت میلیون ها تبعه مسلمان چینی در بخش هایی از خاک این کشور نظیر سین کیانگ که پیوند های تاریخی فرهنگی با منطقه مورد بحث دارد، می تواند برای پکن درد سر ساز و مایه نگرانی شود.

► چشم انداز روابط ریاض با آسیای مرکزی و قفقاز
با توجه به آنچه گفته شد، چشم انداز و آینده روابط ریاض با جمهوری های آسیای مرکزی وقفقاز در مسیر روند معمول خود می تواند با دو آسیب و چالش جدی روبرو شود. یکی از این چالش ها، واکنش درونی جمهوری های آسیای مرکزی در قبال خطر و تهدید افراط گرایی و دیگری از طرف قدرت های منطقه ای و یا به عبارت دیگر همسایه های بزرگ این جمهوری هاست که سرنوشت سیاسی، امنیتی و حتی در برخی مناطق دینی و فرهنگی آنها، با سرنوشت و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی این کشورها گره خورده است.
چنانچه اشاره شد امروزه خطر افراط گرایی دینی ومذهبی که شکل برجسته و عریان آن در قالب حرکت گروهک تکفیری داعش در عراق و سوریه نمایان شده است، بصورت جدی منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را هم تهدید می کند و از آنجا که عقبه این جریان و حرکت خطرناک با وهابیت سعودی در ارتباط و پیوند آشکار است، طبیعتا دولت ها و حکومت های جمهوری های آسیا مرکزی و قفقاز در روابط خود با ریاض، این عامل و متغیر مهم را در نظر خواهند گرفت و در نتیجه نوعی کنترل و محدودیت مضاعف برای سعودی ها در اعمال و اجرای برنامه ها و فعالیت های خود در سطح این جمهوری ها قائل خواهند شد.
واکنش و عکس العمل دوم که چشم انداز روابط ریاض و آسیای مرکزی و قفقاز را تحت تاثیر قرار خواهد داد از ناحیه همسایگان بزرگ آسیای مرکزی و قفقاز مشخصا روسیه ، چین و جمهوری اسلامی ایران است که در راستای تامین منافع خود، تحمل نفوذ و گسترش بیش از پیش امواج تخریبی جریانات افراطی وتکفیری به حوزه پیرامونی خود را نخواهند داد و به مقابله با تبعات و پیامدهای این حرکت ها ی مخرب خواهند پرداخت.
درک این حساسیت ها از طرف ریاض و رعایت جوانب احتیاط از سوی سعودی ها در روابط خود با آسیای مرکزی و قفقاز گامی است که در صورت برداشته شدن می تواند بنوبه خود بر روند روابط دو طرف تاثیر گذار باشد.
اما نگرانی مضاعف در این فرایند آن است که قدرت های غربی همانند رفتار خود در سوریه و عراق، از گروه ها و جریانات افراطی و تکفیری به عنوان ابزار اخلال در امنیت منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، با دو هدف ضربه زدن به موقعیت و منافع روسیه، چین و ایران و نیز باج خواهی هرچه بیشتر از رهبران و حاکمان جمهوری های آسیای مرکزی و قفقاز استفاده کرده و منطقه را با توجه به زمینه های نسبتا مساعدی که وجود دارد در آینده به بحران و چالش بکشانند. نباید از نظر دور داشت که هم اکنون، از هر کدام از جمهوری های آسیای مرکزی، جمهوری آذربایجان و جمهوری های خودمختار قفقاز شمالی که بخشی از فدراسیون روسیه می باشند صدها نفر (در مجموع هزاران نفر) در قالب دستجات و گروه های تحت سازماندهی داعش در دو کشور سوریه و عراق در حال جنگ هستند و در زمان مقتضی می توانند به جمهوری های خود سرازیر شده و به گستره جغرافیایی بحران در منطقه دامن زنند.

 

 


Copyright ©2015
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت