احمد شاه ابدالی*احمد
شاه مسعود* احمد علی کهزاد * آصف دلاور*
اما ن الله خان
انور الحق احدی *
امیر حبیب الله خان * امیر عبد الرحمن خا ن*
اسماعیل خان* امیر خان متقی
بابه جان **
ببرک کارمل * برهان
الد ین ربا نی
حاجی قدیر *
حامد کرزی*
حاجی محمد محقق* حبیب الله کلکانی * حفیظ الله
امین
داکتر محمد یوسف*
دا کتر عبد الرحمن *دوکتور نجیب الله * دستگیر
پنجشیری
سردار محمد داود *
سلطان علی کشتمند* سید احمد گیلانی*
سید احمد گلا ب زوی
* سید بهاو الدین
مجروح * * سید جمال الین افغان * * سید حسین انوری * * سید محمد اکبری
* سید قاسم رشتیا * * سید جعفر نادری
* شاه محمد دوست * * شیخ محمد آصف محسنی
* صبغت الله مجد
دی * * صمد حامد
عبد الها دی دا وی *
عبد الولی ، جنرال * عبد
الوکیل * عبد القادر ، جنرال* عبد الله
عبد الحی حبیبی* عبد الکریم خلیلی*
عبدا لعلی مزاری* عبد الرشید دوستم * عزیز
الله واصفی
غلام می الدین انیس *
غلام محی الین شیوا *
غلام محمد نیازی
محمد قاسم فهیم*
محمد رفیع
* محمد ظاهر شاه * محمد نادر شاه * محمد هاشم میوند وال
محمد یونس خالص * میر اکبر خیبر*میر
غلام محمد غبار * میر محمد صد یق فرهنگ
مجید کلکانی * ملا محمد عمر * ملا محمد ربانی
موسس افغانستان کنونی که بنام احمد
شاه بابا مشهور است. وی در سال 1722 در هرات تولد گردید .
نخست منحیث افسردر اردوی نادر افشار خدمت نمود.
پس از وفات نادر افشار ، بخشی از ساحاتی را
که تحت قو ماند ه اش بود تحت کنترول خود قرار داد.در سال 1747 میلادی بحیث پادشاه
تعیین شد. وی امپرا طوری بزرگی ساخت. در دوران زما مداری اش هشت بار به هند حمله
کرد. وسعت سلطنت وی از شما ل هند تا بحر هندو از آمو دریا تا ساحات شرقی ایران بود.
وی بتاریخ 14 اپریل 1772 میلادی وفات کرد و در پایتخت امپراطوری اش ، قند هار، در
خرقة مبارک دفن گردید.
در سال 1953 در پنجشیر تولد یافته ،
تحصیلات ابتدائی را در لیسة استقلال تکمیل نموده ، سپس شامل فاکولتة پولی تخنیک
کابل شد. در انجا با جوانان مسلمان اخوان ارتباط پیدا کرد. پس از کودتای داود در
سال 1973 ، به پاکستان فرار نمود.
در آ نزمان از طرف حکومت ذ وا لفقار
علی بو تو تحت تر بیه قرارگرفت. بعدا
جهت بر هم زدن نظم به پنجشیر مراجعت کرد و در یک پلان سر تاسری اخوانی ها بر
تاسیسات دولتی حمله نمودند ، ولی
بزودی این دسیسه از طرف داود دفع
کردیده . تعدادی اخوانی ها کشته و تعدادی د ستگیرشدند ولی مسعود به پاکستان برگشت.
پس از کودتای ثور 1978 ، مسعود به
حزب جمیعت ربانی پیوست و به افغانستان بازگشت و بر ضد
رژیم دست به مبارزه زد. در سال 1985
وی با روس ها قرار داد آتش بس به امضا رسا نید. در پهلوی
حزب جمیعت ، شورای نطار خودش را
تاسیس نمود که یک ارگان جداگانة نظامی و اداری از جمیعت بود. وی پس از خروج شوروی ها در توسعة
نفوذش در سمت شمال ادامه داد در بهبوهة سقوط رژیم با
دوستم و حزب وحدت جهت اشغال کابل اتحاد
نمود. پس از سقوط رژیم قدرت را در کابل بد ست گرفت و بحیث وزیر دفاع تعیین گردید.
در سپتمبر 1996 از کابل توسط طالبان
رانده شد و قبل از حملة امریکا علیه طالبان حدود اربعة
قلمرو وی صرف ولایت بدخشان بود. وی
بتاریخ 9 سپتمبر 2001 با یک پلان تروریستی
توسط افراطیون عرب با همکاری طالبان به قتل رسید.
در سال 1907 متولد گردیده ، مکتب
استقلال را تمام نمو ده است. یکی از نویسند
گان و مورخین مشهور کشور است.
ناشر کتب و آ ثاریست که دوره های قبل از اسلام را
احتوا می کند. در پوست های ریئس پشتو تولنه
،
انجمن تاریخ ، موزیم کابل ایفای
وظیفه نموده است. اثار پر ارزش ذ یل از اوست :
1 . تاریخ افغا نستان در دو جلد
2 . با لا حصار کابل و پیش آ مد های
تاریخی در دو جلد
3 . افغا نستان در پر تو تاریخ
4 . لشکر گاه
5 . رجال و ریداد های تا ریخی
6 . در زوا یای تاریخ معا صر افغا
نستا ن
7 . رهنمای با میان
8 . عصر عتیقه بو دای با میا ن
و یک تعداد اثر دیگر ، او چندین جلد
کتب به زبان انگلیسی نیز به رشتة تحریر در آ ورده است.
یکی از قوماندانان برجسته در دوران
تسلط شوروی و عضو حزب دیموکراتیک خلق و از کارمندان عالی رتبة نظامی در تمام دوران
کودتای ثور بود. در سال 1992 با دوستم ، مسعود و ربانی پیوست . وی در سال 1992
از یک توطئة سوء قتل همراه با مسعود که از طرف گلبد ین طرح ریزی
شده بود ، جان بسلامت برد.
اکنون در تشکیل و ساختمان اردو در
حکومت موقت کار اساسی را بعهده دارد
وی استا د در رشتة امور سیاسی در
فاکولتة پروویدنس امریکا ، از جملة
روشنفکران متعصبی است که برتری قومی را
ترجیح میدهد. از سال 1995 رهبر حزب افغان ملت است.
بتاریخ هشتم ماه حمل 1381 از طرف
ادارة موقت بحیث رئیس عمومی د افغانستان بانک تعیین و شروع به کارکرد.
در سال 1892 ذر شهر کابل متولد
گردیده ، پس از فوت پدرش امیر حبیب الله ، بتاریخ 27 فبروری 1919 بر تخت سلطنت
نشست. بمجرد جلوس برمقا م سلطنت ، وی خواستار آزادی کامل سیاسی افغا نستان شد.
انگلیس ها این تقا ضای شاه را نپذیرفتند واین جنگ سوم افغان ـ انگلیس را باعث شد.
پس از جنگ کوتاهی ، انگلیس ها آ زادی افغانستان را برسمیت شناختد.
وی محصل استقلال و بنیاد گذار
افغانستان نوین بود. آرزو مندی داشت تا افغانستان در قطار کشور های پیشرفته قرار
گیرد.
وی دست به یک سلسله ریفورم های اجتماعی و سیاسی
زد ، در اثر تحریکات انگلیس ها و روحانیون
وابسته به انگلیس ، اختشاشا تی در
کشور آغاز یافت. اغتشاش مردم پکتیا در سال 1924 تحت رهبری
ملای لنگ ، اغتشاش مردم شینوار در
سال 1928 و به تعقیب آ ن اغتشاش حبیب الله کلکانی که شهر
کابل را در ماه جنوری 1928 از نیرو های امان الله
خان تصرف کرد ، باعث آن گردید تا ا مان الله خان به قندهار فرار نماید . گرچه وی
مجددا از قندهار لشکر کشی نمود و تا نزدیکی ها کابل را در تصرف خود در آ ورد ، ولی
طوطئه وسیع بودو باعث کشتار بسیاری از مردم میگرد ید.
امان الله خان از سلطنت دست کشید و
به ا یطالیا پناهنده شد. وی در 26 اپریل 1960 در ایطالیا وفات
نمود . جنازه اش به جلال آ باد ا نتقال داده شد و
در جوار پدرش بخاک سپاریده شد.
پسر امیر عبد الرحمن خان، در سال
1871 در سمر قند تولد یافته ، بعد از فوت پدرش در سوم اکتوبر 1901 برتخت سلطنت
نشست. وی به تمام تبعید شدگان افغان که در زمان زمامداری پدرش تبعید بودند ، اجازه
داد تا به کشور بر گردند و زندانیان را آزاد ساخت. وی اولین موتر را وارد کرد ،
سرکها را
ساخت و به کابل آورد ، در سال 1904
مکتب حبیبیه را تاسیس نمودو در جنگ عمومی اول بی طرفی اختیار نمود ولی از امکاتی که
در زمینة اعلان استقلال کشور مساعد بود استفاده نکرد.
بتاریخ 20 فبروری در کله گوش ،
مربوطات ولایت لغمان به قتل رسید.
یکی از شاهان مستبد و ظالم افغا
نستان است. وی در زمان زمامداری پدرش بحیث فرماندار قطغن و بدخشان ایفای وظیفه
میکرد. وی بر ضد کاکایش امیر شیر علی برخاست و پس از شکست به بخارا فرار نمود.
در سال 1866 به افغانستان بازگشت و شیر علی خان
را شکست داده ، پدرش محمد افضل خان را بر تخت سلطنت نشاند. پس از سه سال شیر علی
خان بار دوم قدرت را بدست گرفت ووی پا به فرار نهاد. پس از وفات شیر علی در سال
1880 زمام امور کشور را در دست گرفت.
در دوران سلطنت وی ، بعضی از سرحدات
کشور به شمول خط دیورند در سال 1893 نشانی شد.
بمنظور تحکیم قدرتش وی مرتکب اعمال خشونت بار
علیه مردمان هزاره در افغا نستان مرکزی گردید. پس از چندی بر ضد نورستان که
درآنزمان مسلمان نبودند ، لشکر کشی نمود و آنها را جبرا
به دین اسلام وادشت. وی در سال 1901
در باغ بالای کابل فوت نمود و در آنشهر دفن گردید.
در سال 1946 در شیندند ، مربوطات
ولایت فراه تولد گردیده است. پس ازختم دورة ابتدائی شامل مکتب لیسةعسکری در کابل
شد ، و از فاکولتة حربی کابل فارغ گردیده است. در
هنگام کودتای ثور ، بحیث جگرن در فرقة هرات مصروف کار بود.
در ماه مارچ 1979 از اردو فرارکرد و
در یک قیام خونین مردم هرات اشتراک کرد. پس ازین قیام ، به پاکستان رفت و در حزب
جمیعت ، مربوط ربانی شامل شد. وی در مبارزه اش بر ضد روسها و رژیم دست نشانده بسیار مشهور شد.
پس از رویکار آمدن مجاهدین ، وی
والی هرات ، فرماندار تمام ولایات غربی و امیر اسما عیل خان شد.
وی جلسة صلح هرات را دائر کرد.این
جلسه که به اشارة ربانی بر پا شده بود ، خشم مسعود را بر انگیخت زیرا اکنون اسماعیل
خان برایش رقیب تلقی می شد.
ازینرو در ارسال کمک ها برایش سهل
النگاری میکرد.
پس از تصرف ولایات هلمند ، نیمروز ،
فراه و هرات بدست طالبان ، بتاریخ 5 سپتمبر 1995 به ایران پناه برد.
وی مجددا جهت مبارزه با طالبان به
داخل کشور رفت ولی بتاریخ 19 می 1997 توسط جنرال ملک دستگیر شده به طالبان تسلیم
داده شد و در قنذهار زندانی شدومدت بیشتر از سه سال را در بازداشت
طالبان گذرانید تا اینکه بشکل
مرموزی فرار نمود. پس از تهاجم امریکا و نابودی طالبان توسط امریکا ، مجددا کنترول
هرات و ایالات غربی در دست گرفت.
در دوران تصرف شهر کابل توسط طالبان
، متقی در ابتدای دهة سی جوانیش قرار داشت . ازجملة کد ر اداری طالبان وتا اکتوبر
سال 1999 وزیر اطلاعات و کلتور طالبان بود.
سپس مسئول ادارة امور در شورای وزیران تعیین شد. وی در تحکیم قدرت نظامی و سیاسی طالبان در سراسر کشور نقش
بسزائی داشت. در سال 1997 پس از سقوط مزار شریف ، متقی رهبری نیرو های طالبان را در
ساحات شمال رهبری کرد ودر تسخیر ساحاتی چون قندز وغیره نقشی بازی کرد.
در سال 1959 بدنیا آمد. در دوران
حاکمیت پرچمی ها ، قوماندان قطعة نیرومند ملیشیا های دولتی بود. وی روابط خوبی با
مجاهد ین داشت و ازین سبب در سال 1984 ، در اثر تماس با مجاهدین به یکسال حبس محکوم
گرد ید.
وی همراه با دوستم در سال 1992 به
صف مجا هدین پیوست ، نیرو های مسعود را اجازه داد تا داخل شهر کابل گردند.
از انزمان به بعد ، وی یکی از
طرفداران سر سخت مسعود گردیده ، در خنثی ساختن توطئه و حملة مشترک دوستم ـ گلبد ین
در آغاز سال 1994 مقاومت نموده آنها را شکست داد. قبل از تسخیر کابل توسط طالبان در
سپتمبر 1996 ، مسئول گارنیزیون کابل بود. پس از سقوط کابل ، بحیث قوماندان خط مقدم
جبهه در بگرام مقرر شد.
وی در سال 1333
خورشیدی درقریة سیدان سرخرود ولایت ننگرهاردیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدائی و
متوسط را درین ناحیه به پایان رسانید.
در دوران حکومت
محمد داود ، حاجی قدیر به همراه برادرانش عبد الحق و حاجی دین محمد مهاجرت کرد و
عضو حزب اسلامی گلبدین و پس از انشعاب درین حزب به همکاری با حزب اسلامی یونس خالص
پرداخت.
پس از کودتای ثور،
وی یکی از قوماندانان مجاهدین بود که در جنگ بر ضد قشون سرخ نقش فعالی داشت. پس از
سقوط دولت نجیب الله در سال 1371 و پیروزی مجاهدین ، وی بحیث والی ننگرهار وشخص
شماره یک منصوب شد و ریاست شورای مشرقی را برعهده گرفت .
پس از تصرف
ننگرهار توسط طالبان ف حاجی قدیر در خزان سال 1375 به پاکستان گریخت. مدت زیادی
طول نکشید که وی با دولت پاکستان به دلیل مخافت با طالیان اختلاف پیدا کرد و مجبور
به ترک این کشور و اقامت در آلمان شد.
حاجی قدیر هشت ماه
را درین کشور سپری کرد و سپس به پنجشیر رفت و با احمد شاه مسعود یکجا به مبارزه
بر ضد طالبان پرداخت. این عمل وی طالبان را بر آشفت و ازینرو تعداد از اعضای
فامیلش توسط این گروه قتل عام شدند.
اعدام برادرش عبد
الحق یکی از قوماندانان بسیار مشهور جهادی ، در ماه قوس 1380 توسط طالبان که قصد
داشت مردم را علیه این گروه بسیج و سازماندهی نماید ، نمونة این قتل ها بشمار
میرود.
حاجی قدیر در
کنفرانس بن اشتراک کرد و در حکومت موقت بحیث وزیر شهر سازی ووالی ننگرهار منصوب
شد. وی در ایام برگزاری لویه جرگه اضطراری ، نقش فعالی در کاستن تشنج بین
نمایندگان را به عهد گرفت و خود را شخصیت میانه رو و حامی کرزی وانمود کرد.
پس از تشکیل دولت
انتقالی در اول ماه سرطان ، وی بحیث معاون رئیس دولت ووزیر فوائد عامه انتخاب شد.
در سال 1929 در کابل تولد گردیده ،
تحصیلاتش در فاکولتة حقوق دانشگاه کابل به پایة اکمال رسانیده است. وی در جنبش های روشنفکری دورة هفت شورا سهم داشت و چند باری به زندان
افتاد. همراه با نورمحمد ترکی از موسسین حزب دیموکراتیک خلق است که در سال 1964 بنا
نهاده شد.از آغاز تاسیس حزب با ترکی در مورد رهبری اختلاف داشت.
این اختلافات باعث انشعاب در حزب
شد. وی جناح پرچم را رهبری میکرد. در سال های 1965 و 1969 دو مرتبه از ناحیة شهر کابل
وکیل شورا انتخاب شد. در سال 1977 ،قبل از
کودتای ثور دراثر فشار اتحاد شوروی ، حزب مجددا
«متحد» گردید. در ماه اپریل 1978 پس از اشتراک در جنازة میر اکبر خیبر ، همراه با دیگر
رهبران حزب از طرف داود زندانی شده که این باعث کودتای ثور گردید. پس از پیروزی
کودتای ثور ، بحیث معاون شورای انقلابی ، معا ون صدر اعظم تعیین شد ولی در ماه جولای 1978 از
وظایفش بر کنار گردید و به چکوسلوا کیا بحیث سفیر تعیین گردید.بتاریخ 27 دسمبر 1979 یکجابا قوای شوروی به کابل آمد و بر اریکة قدرت
نشست.
پس از تغییرات در رهبری شوری، در سال 1986 وی نیز توسط نجیب الله کنار زده
شده و در مسکو نظر بند گردید.
در اواخر حکومت نجیب به کابل آ مد و
تا زمان تصرف کابل توسط مجا هد ین درین شهر بود. سپس به مزار شریف و حیرتان رفت.
در سال در اثر بیماری هائی قلبی و جگر
در حیرتان فوت کرد و درشهر حیرتان به خاک سپرده شد
در سال 1940 در شهر فیض آ باد مرکز
ولایت بدخشان بدنیا آ مد. در سال 1963 ار فا کولتة شرعیات فارغ گردیده و در سال 1968
جهت تحصیلات عالی به مصر رفته در دانشگاه الاظهر مصروف تحصیلات عالی شد. پس
از ختم تحصیلات به کشور بازگشت و در فا کولتة شرعیات کابل مصروف تدریس گردید. دز
سال 1974 پس از حملة حکومت بر ضد اخوانی ها، به پاکستان رفت. با شروع کودتای ثور ،
ربانی به فعالیت هایش ادامه داده ، یکی از
بزرگترین حزبی بود که بر ضد شوروی ها می جنگید. در اپریل 1992 نیرو های ربانی تحت
قو ماندة مسعود داخل کابل شد و در ماه جون بحیث
رئیس دولت اسلامی تعیین گردید. وی
به این وظیفه تا تشکیل حکومت موقت در 22 دسمبر 2001 ادامه داد.
مولوی حقانی از جملة گروه تبعیدی
پاکستان در دوران داود بود. در دوران جهاد ، وی بحیث قوماندان یونس خالص ، یکی از
قوی ترین قو ماندانها در ولایت پکتیا بود. وی تحلیل و بر داشت بسیار خشک از اسلام
دارد و تحت تاثیر بعضی حلقات اعراب قرار گرفت که برایش کمک می نمودند. در سال 1989
مسئول طرح حکومت عبوری گردید. در سال 1994 ریاست کمسیونی را بعهده داشت که خواهان
آتش بس بین مجاهدین در کابل شد. در سال 1990 در شورای قو ماندانان که از طرف احمد
شاه مسعود دائر شده بود ، سهم فعال گرفت. پس از پیروزی مجاهدین بحیث وزیر عدلیه
مقرر شد . پس از ظهور طالبان ، وی به حمایت از آنها پرداخت. زمانیکه طالبان کابل را
تصرف نمودند ، بحیث وزیر امور اقوام و قبائل تعیین شد. ولی روابط وی با طالبان
سردشد و ازینرو وی بسیاری اوقاتش را در پاکستان و در کشور های خلیج سپری میکرد. در
هنگام حملة امریکا به افغانستان ، وی بحیث قو ماندان نظاامی طالبان تعیین گردید.
طبق را پور ها ، در نومبر 2001 در اثر بمباردمان
نیرو های امریکائی زخمی گردیده است.
در سال 1958 در قند هار متولد
گردیده و تحصیلا تش را در کابل به پایان رسانیده است. جهت تحصیلات عالی به هند رفت
و در دانشگاهی در سمله در رشتة حقوق تا درجة ماستری درس خوانده است. پس از اشغال
افغانستان توسط شوروی با فامیلش به امریکا رفت. تعدادی رستورانت های افغانی را بنا
نهاد. در دوران جهاد با مجاهد ین پیوست و از طرفداران جدی ظاهر شاه می باشد. بعد از
پیروزی مجاهدین بحیث معین وزیر خارجه مقرر شد ولی با سیاست های مجاهدین در بسیاری
ساحات موافق نبود و ازینرو کناره گیری نمود.
با روی کار آ مدن طالبان وی کوشید که آنها را تشویق
نماید تا قدرت را به ظاهر شاه بسپارند ولی موفق نگردید.
پدر کلان و پدرش در دوران رژیم شاهی
و جمهوری داود دارای پوست های بلند پایة بوده اند.
پدرش در ماه جولای 1999 در کویته از طرف مخالفین یعنی طالبان به قتل
رسید.
پس ازحملات امریکا بر ضد طالبان در
اوائل ماه اکتوبر 2001 ، کرزی در اواسط ماه اکتوبر طور مخفی به افغانستان داخل شده،
کوشید تا در ولایت اروزگان مردم را بر ضد ظالبان تحریک نماید. هرگاه وی توسط طالبان
دستگیر می شد ، او نیز به سر نوشت عبد الحق دچار می شد. نیرو های وی با همراهی گل
آغا بتاریخ 7 دسمبر یعنی دو روز پس از امضای موافتنامة بن داخل شهر قندهار گردیدند.
بروز شنبه 22 دسمبر 2001 ریاست
ادارة موقت را طی مراسم خاصی بعهده گرفت.
یکی از رهبران پر نفوذ حزب وحدت
درسمت شما ل ، بخصوص شهر مزار شریف است. وی در جنگ های محلی دست داشه و درهنگام
حکومت ربانی که از کابل رانده شد بحیث وزیر داخله در مزار بود. وی بر ضد طالبان
جنگید.
پس از حملة امریکا بر ضد طالبان
نیرو های وی با نیرو های جنبش و استاد عطا مزار شریف را تصرف کردند.
در سال 1890 در قریة کلکا ن کوهدامن
بدنیا آ مد. با استفاده از شورش ها و بغا وت ها بر ضد شاه
امان الله ، به تحریک انگلیس ها و
ملا ها و حضرت ها ، کابل را تصرف نمود و بتاریخ 29 جنوری
1929 پادشاه گردید. وی در
اکتوبر با حملة قوای نادر خان وبرا درانش به کمک مردم
آنطرف سرحد ، جاجی و منگل از کابل
فرار نموده به کوه دیگچه واقع در کوهستان فرار نمود. سپس
نادر شاه با وصف تعهد و امضا در
قرآن و تضمین و میان جگری حضرت شور بازارمبنی بر عفو کامل وی ، او را کوه پائین آ
ورد ، با برا در و همرا هانش بشکل ناجوانمردانه به قتل رسانید. دستور
چور و چپاول تمام ساحات کوهدامن و
کوهستان را صادر نمود.
در سال 1929 در ولسوالی پغمان ولایت
کابل متولد گردیده است. پس از فراغت از مکتب لیلیة ابن
سینا و دار المعلمین ، شامل فاکولتة ساینس شد .
سپس بحث معلم در مکتب ابن سینا ، مدیر مکتب ابن سینا و دارالمعلمین انجام وظیفه
داده است.
وی ماستری اش را در رشتة تعلیم و
تربیه بدست آورد. هنگام تحصیل در امریکا ، در سال 1963
بحیث رئیس اتحادیة محصلان در پو هنتون کولمبیا تعیین گردید. به گفتة بعضی
منابع، درین زمان بود
که ممکن وی در سازمان های جا سوسی
امریکا جذب شده باشد. وی قبل از آنکه تحصیل
دوکتورایش
به پایة اکمال برساند ، در سال 1965
به وطن باز گشت، بعد از انشعاب غیر مترقبه بزودی عضو حزب و در اسرع وقت در سطح
رهبری قرار گرفت. وجود وی در حزب یکی از علل
اساسی اشعابهای های پی در پی درحزب
دیموکراتیک خلق بود. وی با استفاده از خوش باوری های ترکی و چاپلوسی بوی ، خود را
در مقام بلند حزبی رسانید.
مسئولیت کمیتة نظامی را برای جلب و جذب نظامیان
بعهده گرفت و سر انجام قو ماندة کودتای ثور را
در اپریل1978 صادر نمود. پس از کودتای ثور وی
بحیث معاون صدراعظم ووزیر امور خارجه تعیین گردید. در ماه اپریل 1978 درست یکسال
بعد از کودتای ثور بحیث صدراعظم ووزیر خارجه تعیین گردید. در 16 سپتمبر 1979 با قتل
ترکی ، رهبری حزب و دولت رادر دست گرفت. وی مسئول کشتار هزاران افغان بی گناه شمرده
می شود. بتاریخ 27 دسمبر 1979 توسط روسها و
پرچمی ها بقتل رسانیده شد.
در کابل متولد گردیده است ، پدرش در عصر شاه امان
الله اعدام گردید. در دوران حبیب الله کلکانی در پست هائی کار کرد
و پس از سقوط وی به تاشکند تبعید
شد. پس از مدتی به هرات بر گشت. در سال 1944 ، خلیلی و تمام اعضای فامیلش به اتهام
دست داشتن در اغتشاش قوم صافی زندانی و سپس به قندهار تبعید گردیدولی بعد ها به
کابل آمد. در سال 1948 در دانشگاه کابل استاد بود. در سال 1951 وزیر اطلاعات و
کلتور مقرر شد.
در سال 1965 وی به پارلمان انتخاب
گردید. در بین سالهای 1969تا 1978 بحیث سفیر در عربستان
سعودی و عراق ایفای وظیفه می نمود.
پس از کود تای ثور ، کشور را ترک گفت ودر سال 1987 در پاکستان وفات نمود. وی در
ابتدا شاعر در باری بود ولی بمرور زمان این شیوة وی تغیر کرد. در
دوران هجرت اشعار زیادی در وصف وطن
و جهاد نوشته است که بسیار دوست داشتی است. وی در شعر دری استاد توا نا است.
در سال 1917 در کابل بد نیا آمد. از
مکتب نجات فارغ شد . دوکتورایش را در رشتة فزیک در جرمنی به پایة اکمال رسانید.
نخست بحیث استاد در دانشگاه کابل
ایفای وظیفه میکرد. در سال 1949 معین وزارت تعلیم وتربیه و سپس در وزارت معادن و
صنایع در پست های مختلف از جمله وزیر معا
دن و صنایع کار نموده است.
در سال 1963 بحیث صدر اعظم تعیین
گردید. پس از استعفایش از پست صدارت در سال های 73 ـ 1966 بحیث سفر افغانستان در بن
بود. پس از کودتای هفت ثور 1357 در المان پنا هنده شد. بر ضد رژیم حزب دیموکراتیک
خلق مبارزه کرد و هنگام حاکمیت ربانی در جلسة هرات اشتراک کرد.
وی بتاریخ 23 جنوری1998 در آلمان وفات نمود.
در سال 1947 در کابل به دنیا آمد.
ازمکتب حبیبیه فارغ شده در دانشگاه طب به تحصیل پرداخت و در
سال 1975 از آن فارغ شد. در دهة شصت
و هفتاذ در جنبش های روشنفکری محصلان کابل سهم عمدة داشت. مربوط به جناح پرچم بود.
پس از پیروزی کودتای هفت ثور 1357
در سازمانهای حزبی مصروف کار شد ، ولی چون دیگر پرچمیان از وظیفه اش برکنار شده ،
در ماه جولای 78 بحیث سفیر به تهران اعزام گردیده و پس از
مد تی از وظیفه سبکدوش و به کابل احضار گردید. وی به مسکو رفت و همراه با قوای
شوروی در دسمبر 1979 به کابل آمدو بحیث رئیس دستگاه جاسوسی رژیم بنام خدمات اطلاعات
دولتی (خاد) مقرر شد. وی درین دستگاه مسئول زندانی ساختن ، شکنجه و کشتار بسیاری از
مردم شمرده می شود. در سال 1986 جانشین ببرک کارمل گردید. بتدریج از پرنسیپ های
اصلی و خطوط مرامی حزب صرف نظر کرده ، در قانون اساسی ، در اساسنامه و مرامنامة حزب
تعد یلاتی بوجود آورد. نام حزب دیموکراتیک خلق را به حزب وطن تبدیل کرد وبه پلان
های سازمان ملل در مورد کناره گیری از قدرت ، تشکیل حکومت موقت و انتخابات آزاد
موافقت نمود . بالاخره در بهبوهة غصب قدرت توسط مجا هدین کوشید تا حزب و دولت را
رها کرده فرار نماید ولی موفق نشد. چندی قبل از غصب قدرت توسط مجاهدین در 28 اپریل
1992 به دفتر سازمان ملل در کابل پناه بردو تا اشغال کابل توسط طالبان در ماه
سپتمبر 1996 در آنجا ماند. با تسخیر کابل
توسط طا لبان او راباز داشت کردند و در چهار را هی آ ریانا با برادرش شا پور احمد
زی به دار آ ویختند.
وی از نزدیکان مسعود و از جملة
رهبری شورای نظار بود. قبل از سقوط نجیب در
سال 1992 ، در مذاکرات قوماندانان و تعدادی
از رهبران ایشان مبنی بر تسلیمی به مجاهدین نقش فعال داشت. پس از پیروزی مجاهدین ،
بحیث وزیر هوا نوردی ملکی تعیین گردید. با بسیاری از سیاست های مجاهدین موافق نبود.
از شورای نظار وجمیعت برید و با ظاهر شاه پیوست.
از جملة فعالین ظاهر شاه در آمد و
در کا بینة کرزی از طرف شاه بحیث وزیر هوانوردی و توریزم پیشنهاد و تعیین گردید. در
اواسط ماه فبروی توسط اعضای شورای نظار که با وی خصومت دیرینه داشتند در میدان
هوائی بین المللی کابل به قتل رسید.
در سال 1933 در ولسوالی پنجشیر به
دنیا آمد. تحصیلا تش را در فا کولتة ادبیات کابل به پایة اکمال رسا نید. در سال
1965 ازاشتراک کنند گا ن کنگرة حزب دیموکراتیک خلق بودو بحیث عضو کمیتة
1967 مرکزی حزب تعیین
گردید.درانشعاب اول در سال نخست در جناح پرچم رفت ولی سپس به
جناح خلق پیوست. با گروه کار ، خلق
کارگر و تعدادی از فرکسیون های متعدد این حزب در تماس بوده است. پس از کودتای ثور
1978 بحیث وزیر تعلیم و تربیه و سپس وزیر فوائد عامه ایفای وظیفه نمود.
وی در کمیتة کنترول و نظارت حزب ،
بحیث رئیس اتحادیة شعرا و نویسند گان افغانستان وظایفی را به پیش برده است.
یکی از جنگ سالاران بد نام می باشد که به قتل ، چور و آزار مردم متهم است.
وی در اواسط سال 2001 از لندن سر بیرون آورده ، توسط بی بی سی افشا شد که تحت نام مستعار در یک خانة کرائی در
مچام لندن زندگی می کند.
زرداد در آوائل دهة 90 بخشی از
شاهراه مهم تجارتی کابل ـ جلال اباد را در کنترول داشت . وی اکنون نام اصلی خود را
تائید کرده ولی در مورد اینکه وی مرتکب جنا یات شده است انکار کرد. او ممکن به
کشورش باز گردانیده شده ویا در لندن محاکمه شود.
زرداد در شاهراه کابل ـ جلال آباد
در منطقة سروبی در 37 کیلو متری کابل قرار گاه داشت. با توسل به سلاح هروسیلة نقلیه
را که ازین راه عبور می نمود ، توقف میداد ، راکبین وسیله را چور ، تحدید، ترور و
به قتل می رسانید. یکی از شاهدان در مورد یکی از بس هائیکه توسط وی اختطاف شده بود
حکایت میکند: زرداد با ده نفر از زیر دستانش اشتراک داشتند که بس را توقف دادند ،
زنان و اطفال را از بس بیرون کردند وبس را با راکبین غیر مسلح آن به آتش کشید ند.
شاهد دیگری می گوید که زرداد به نفر
هایش دستور داد تا یگ گروپ توریست های پاکستانی را که توسط موتر داتسن از ساحة قرار
گاهش عبور می نمود ، به قتل برسانند و جسد
ایشانرا به دریا بیدازد. آنها موتر داتسن را گرفتند. راکبین داتسن توسط کرشینکوف مرمی باران شد ند.
این کار صرف بخاطر بدست آ وردن موتر و ساعت های شان انجام یافت.
نفر دیگری از یک زیردست زرداد قصه
می کند که چون سگی در یک غار زند گی میکرد ، محبوسین را مورد حمله قرار میداد و
کسانیکه به رشوه تن در نمی دادند تا سرحد مرگ مورد لت و کوب قرار میگرفتند.
زرداد یکی از قوماندان های حزب
اسلامی بود که در دوران اشغال شوروی به حملاتش بر ضد شوروی ها در کابل ادامه میداد.
ازاینکه گلبدین در هنگام تعیین شدنش بمقام صدارت ، وی را در پست وزارت در نظر نگرفت
مایوس بود.
زمانیکه وی کارمندان یک موسسة خیر یه ، سه تبعة جرمنی و
فرنسوی را که توسط موتر سفر میکردند و مقدار پول با خود داشتند اختطاف نمود، از
پوسته اش در سروبی رانده شد.
|
|
موسس دولت جمهوری واولین رئیس جمهور
افغانستان از سال 1973 تا 1978 بود. در سال
1909
در شهر کابل متولد گردیده است. پس
از ختم مکتب امانیه ، در سال 1931 شامل مکتب افسران اردو گردید. در دوران دهة 30 و 40 ، وی در پست های متعد دی
ایفای وظیفه نموده است. در سال های
50 ـ 1949 وزیر داخله بود و از سال 1953 تا 1963 بحیث صدر
اعظم کشوربود که درین مدت ریفورم های بنیادی چون نهضت نسوان ، اعمار شاهراه و یک
تاسیس تعدادی فابریکات بزرگ را پایه گزاری نمود. در جولای 1973 ( 26 سرطان 1353
خورشیدی ) با توصل به کودتای نظامی ، ظاهر شاه پسر کاکایش را از سلطنت خلع کرده ،
نطام جمهوری را بنا نهاد. وی از ابتدا دارای افکار چپی و یک ناسیونالیست قوی بود.
ازینرو با حزب دیموکرتیک ، بخصوص شاخة پرچم روابط نزدیکی داشت و از آنها در پیروزی
کودتا استفاده کرده ، پس از پیروزی برای کدر های این جناح پست های مهم و کلیدی داده
شد. در اواخر سالهای قدرتش از مسکو و چپی ها فاصله گرفت و حتی در صد د نابودی ایشان
بر امد. این اقدام وی باعث شد تا حزب دیموکراتیک خلق دست به کودتای هفت ثور 1357
بزند ، او و تعدادی از اعضای فامیلش را به قتل برسا نند.
در سال 1935 در شهر کابل بدنیا آ
مد. پس از ختم دورة مکتب ، شامل فاکولتة اقتصاد در دا نشگاه کابل شد. وی یکی از
اخلاص مندان و پیروان ببرک کارمل بود. از ابتدای تشکیل حزب دیموکراتیک
خلق در رهبری حزب قرار داشت. پس
ازکودتای ثور در اپریل 1978 ، بحیث وزیر پلان تعیین شد .
در ماه اگست همان سال به جرم دست
داشتن در کودتابر ضد تره کی دستگیر شد ، پس از شکنجه های
طولانی به 15 سال حبس محکوم گردید.
پس از هجوم قوای شوروی ، از حبس رها گردیده ، عضو بیروی سیاسی و صدر اعظم تعیین شد.
این وظیفه را تا سال 1988 به عهده داشت. در سال 1990 بار دیگر درین پوست آمد ولی در سال 1991 برکنار
شد. وی به مسکو رفت و از آنجا به لندن پناهنده شد.
در سال 1932 در شهر کابل تولد شده ،
تحصیلا تش را در مکتب ابوحنیفه و سپس در فا کولتة شرعیات در دانشگاه کابل به پایان
رسا نیده است.
بعد از کود تای ثور به پاکستان مها
جرت کرد و حزب خود ش را بنام محاذ ملی اسلامی افغانستان تاسیس نمود. گیلانی بخشی از حکومت عبوری مجاهد ین بود که در پشاور
پس از سقوط نجیب در سال 1992 بمیان آ مد.
نظر به اختلا فاتیکه وی با ربانی و بخصوص مسعود در زمینة تاسیس جرگه داشت ، حمایت خود را از ایشان پس گرفت. در دهة هشتاد وی
از طرفداران سر سخت ظاهر شاه بود.
وی در سال 1945 در ولایت پکتیا
متولد گردیده. تحصیلاتش را در مکتب خورد ظا بطان به پایة اکمال
رسانیده و تا کودتای ثور بحیث خورد
ظا بط ایفای وظیفه نمو ده است. وی عضو حزب دیموکراتیک خلق ، جناح خلقی ها بوده ، در
کودتای داود ودرکود تای ثور سهم داشت. در منا قشات درون حزبی خلقی ها ، از ترکی
حمایت میکرد و بعد از قتل ترکی به سفارت شوروی پناه برد و از آنجا به مسکو اعزام
شد. همراه با ورود قوای شوروی و کارمل در سال 1979 به کابل آ مد و بحیث وزیر داخله تعیین گر دید.
وزارت داخله را بمرکز بزرگ خلقی ها تبدیل کرد و بحیث یک نیرو در مقابل رهبری پرچمی
ها عرض اندام نمود.
در وقت زمامداری نجیب بحیث سفیر در
مسکو تعیین شد. در کود تای سال 1990 همراه با شهنواز
تنی بر ضد حکومت نجیب د ست داشت.
این کودتا که در تبانی با گلبد ین و آی اس آی
تنظیم شده بود ، وی را هر چه
بیشترتجرید نمود.
در سال 1928 در کنر بدنیا آمد ،
تحصیلا تش را در مکتب استقلال و در دانشگاهای پاریس ، لندن و میونیخ به پایة اکمال
رسانیده است. وی مدت مدیدی را بحیث استاد در رشتة فلسفه و مسائل اجتماعی در دانشگاه
کابل سپری کرده است.
در سال 1964 والی کاپیسا مقرر شد.
در سال 1972 بحیث رئیس انجمن تاریخ تعیین
گردید .
پس از کودتای ثور به پاکستان مهاجرت
کرد و در آ نجا مرکز اطلا عا ت افغان را بنا نها د . وی در
سال 1988 توسط گلبدین به قتل رسید.
در سال 1838 در اسعد آ باد ولایت
کنر بد نیا آ مده است. وی دارای حافظة بسیار قوی بود و گفته می
شود که هر چیز را با یکبار خواند ن
به حافظه می سپرد. گفته می شود که سید در زاهدان ایران هم
خویشاوندا نی داشته است. سید بیشتر
عمرش را در ایران ترکیه و مصر گزرانیده و یکی از طرفداران
پان اسلامی و خواستار وحد ت اسلامی
بر ضد قوای اشغال گر اروپائی بود. وی در بین کشور های شرق میا نه ، ترکیه ، ایران و
جنوب آسیا بسیار شهرت دارد. گفته می شود که وی در اثر زهری که به وی خورانیده شده
بود در سال 1897 د ر استانبول وفات نمود. جنازة وی در سال 1342 خورشیدی
به کابل انتقال داده شد و در جما ل
مینة کابل به خاک سپر ده شد.
یکی از قو ماندانان حزب حرکت انقلاب
اسلامی است و در جهاد مردم افغانستان علیه روسها سهم داشته است. در دوران قدرت
طالبان بحیث سخن گوی جبهه مخالف یعنی جبهة
متحد تعیین گردیده بود.
پس از بوجود آمدن حکوممت موقت وی
بحیث مسئول یک ساحه مقرر شد.
وی رهبر یکی از شا خه های حزب وحد ت
بنام خودش است. شاخة حزب وحدت اکبری از
جملة
چندین پارچةحزب وحدت است که در
دوران تجاوز شوروی در ایران تاسیس شد. در سال 1993 ،
زما نیکه علی مزاری رهبر حزب وحدت
با گلبدین پیوست ، اکبری با حکومت ربانی یکجا شد. این
باعث شد تا حزب وحدت دو پارچه گردد.
پس از قتل مزاری توسط طالبان، اکبری باکریم خلیلی جانشین مزاری در مبارزه بر ضد
طالبان در مناظق بامیان و افغا نستان مرکزی پیوست . پس از
سقوط بامیان و اشغال آ ن توسط طالبان در سال 1998
، اکبری نیزبه طالبان تسلیم شد و از پیروان
خود خواست تا با طالبان همکاری
نمایند . وی توسط طالبان به کابل انتقال گردید و تا سقوط طالبان در آ ن شهر زندگی
میکرد.
در سال 1913 در شهر کابل تولد
گردید. در تعدادی از کشور ها از جمله
چکوسلواکیا ، هنگری ، پولند ، مصر ، جاپان و فلیپین بحیث سفیر ایفای وطیفه
نموده است. وی شصت سال عمرش را در مسا ئل تحقیقات تاریخی ، نویسندگی و ژور نالیزم
گذ شتانده است . در ساختار موسسات اجتماعی و بشری سهم فعال گرفته است. برای مدت
طولانی در جملة اعضای هیئات افغانی در سازمان ملل بوده است و مدال هائی ازمصر ،
یوگوسلاویا ، جاپان و ایوری کوست دریافت کرده است.
در سال 1979 از کشور خارج گردید و
در سویس مهاجر شد. وی تعدادی نا ول ها ، قصه های کوتاه ، مقالات سیاسی و تاریخی
وتحقیقی را نوشته است . وی دوکتورای افتخاری
، دیپلوماسی بین المللی را
از دانشگاه جهانی روند تیبل بدست آ
ورده است. یک اثر تحقیقی اش بنام « افغانستان در قرن بیست » به لسان های مختلف
ترجمه گردیده است و برندة جایزة خوشحال گردید. دو اثر دیگرش بنام های « ارزش آزادی ، ترا ژدی مردم افغانستان » و
« در بین دو دیو» در سال های 1984 و 1990
به چاپ رسید ند. کتاب آ ینة سیا سی اش در سال
1997، نه تنها از جمله پر فروش ترین کتاب در یک شب بود بلکه بهترین ما خد تاریخی
بشمار میرود.
وی پسر سید منصور نادری ، یکی از
رهبران فرقة اسما علیه درساحات پلخمری ، کیهان و دوشی واقع در ولایت بغلان بشمار
میرود. از هوا داران کارمل و با دوستم در حفظ و خدمت رژیم دست نشانده شوروی ها بود.
قوماندانی فرقة 80 نادری در شهر پلخمری متمرکز بود و از اکمالات ویژة بر خوردار
بود. وی همیشه متحد نزدیک دوستم بود و ازینرو در زمانیکه دوستم در سال 1992 با مجا
هدین پیوست ، وی نیز ازا و پیروی کرد. پس از سقوط طالبان ، نادری کوشید تا ساحاتش
را که از طرف طرفداران مسعود کنترول می شد ، دوباره به تصرف در آوردوی موفقیت
چندانی را نصیبش نشد.
در کابل در سال 1929 متولد گردیده است. در سال
1956 از فاکولتة حقوق فارغ گردیدو شامل کار در وزارت خارجه شد.
از محمد زائی های درجه سه بود. با وصف اینکه به
اصول و پرنسیبپ حزب دیموکراتیک خلق معتقد
نبود ، صرف بخاطرحفظ مقام و منافع
شخصی به آ ن پیوسته بود. وی یک کارملیست تپیک بود. از
سال 1980 پست وزارت خارجه را اشغال
کرد و تا ختم دورة کارمل د رین پست باقی ماند. در مذاکرات متعد د در مورد افغانستان
، و بحث در مورد خروج نیرو های شوروی ازافغانستان اشتراک کرده است.
در سال 1935 در شهر قندهار به دنیا
آمد. وی تحصیلاتش رادر نجف واقع در عراق به پایة تکمیل رسانیده و بزگترین مقام
مذهبی اهل تشیع را که عبارت از آ یت الله است کسب نمو ده است . وی یکی از محققین
دینی است و بیشتر از بیست جلد کتاب را بنشر سپرده است. حزب حرکت اسلامی را در سال 1978 بنا نهاد . این
حزب شورش ها و قیام هائی را در دهة هشتاد در شهر کابل رهبری کرد . با وصف اینکه وی
به اهل تشیع ارتباط دارد ، ولی هیچ ارتباطی با ایران نداشته است.
در سال 1929 در یک فامیل مذهبی به
دنیا آمد. وی تحصیلاتش را در دانشگاه الاظهر مصر به پایة اکمال رسانیده و در بازگشت
به کشور بحیث استاد در مکتب حبیبیه بکار آغاز کرد . دراواخر دهة پنجاه و اوائل شصت
بنا بر مخالفتش با حکومت ، که وی آنرا طرفدار شوروی می خواند به سه سال حبس محکوم
گردید. پس از کودتای هفت ثور ، اکثر اعضای فامیلش به قتل رسیدند و خودش که در آنزمان در خارج از کشور بود جان به
سلامت برد.
در سال 1979 جبهة نجات ملی را تاسیس
نمود. در سال 1989 بحیث رئیس حکومت عبوری مجاهدین انتخاب شدو پس از سقوط رژیم نجیب دولت را تسلیم
شده از ماه اپریل 1992 تا ماه جون 1992 رئیس دولت اسلامی افغانستان بود.
در هشتم ماه جنوری 1929 در جلال آ
باد به دنیا آمد. تحصیلاتش را در مکتب نجات به پایان رسانید.غرض تحصیلات عالی به
سویس اعزام گردید و در آ نجا در سال 1957 به اخد دیپلوم دوکتورا
در رشتة قانون نایل آ مد. وی در
فاکولتة حقوق و علوم سیاسی استاد بود.در دوران کار هایش ، پست
1964 های متعد د عالی را کار نموده
است.عضو پیش نویس قا نون اسا سی در سال بود. پس از کودتای ثور در سال 1978 به زندان افتاد و در سال 1980 رها گردید و به
اروپا مهجرت کرد.
وی در شهر فیض آ باد ولایت بدخشان بدنیا آ مده
است. تحصیلات ابتدائی اش را در لیسة حبیبیه به پایة اکمال رسانیده، سپس شامل
فاکولتة اقتصاد دانشگاه کابل شد. همراه با ترکی و ببرک یکی از جملة موسسین حزب دیمو
کراتیک خلق بود. بعد از انشعاب اول در سال 1968 ، وی با گروه پرچم بود. سپس ازین
جناح نیز برید و خود ش گروه ستم ملی را رهبری میکرد.
وی معتقد بود که در افغا نستان بر
علاوة ستم طبقاتی ، ستم ملی نیز وجود دارد. پس از کودتای ثور ،
وی بحیث رئیس نشرات در وزارت تعلیم
و تربیه مقرر شد ولی چون یکی از مخالفین سر سخت امین ـ ترکی بود ، در جملة اولین
کسانی بود که در سال 1978 زندانی و اعدام گردید.
در سال 1895 در شهر کابل متولد شد.
وی پسر یکی از روحانیون و صاحب رسوخان کشور بنام عبد
الاحد آ خند زادة قند هاری است. تحصیلات ابتدائی اش را در لیسة حبیبیه تکمیل
نموده است ،
کاررسمی اش را در دفتر روزنامة سراج الاخبار ،
تحت سر پرستی محمود طرزی آ غاز کرد. وی
مقلات سیاسی اش را تحت نام مستعار
پریشان می نوشت. در نخستین روز های ایام جوانی اش ، یکی از اعضای فعال جنبش مشروطه خواهان گردید.
وی بعد از محمود طرزی ، دومین شخصیتیست
که در راه روشن ساختن اذهان عامه کمک کرده است. زمانیکه یک رفیق همرز