مهرالدین مشید

 

ایجاد اصلاحات نه برای اصلاحات بل برای پاسخگویی به اصل شایسته سالاری

تعجيل تند خويان ،ساز خطا است   بيدل

لغزش به پيش دارد، اشك از دويده رفتن (*)

در این روز ها زمزمۀ شتاب ایجاد اصلاحات در کشور بلند است و از در و دیوار فریاد محو فساد و ایجاد اصلاحات گسترده برای جبران کم کاری های گذشته بلند است. فساد اداری و زورگویی که از مدت زیادی بدین سو برشانه های مردم افغانستان سنگینی دارند. ایجاد اصلاحات را روزنۀ امیدی برای زنده گی مرفه و آیندههای تابناک تلقی می دارند. ازاین رو مشتاقانه برنامه های اصلاحی دولت را زیر نظر دارند و از آن حمایت می نمایند.

مردم بدین باور اند که ایجاد اصلاحات و مبارزه با فساد اداری، غاصبان زمین، ، قاجاقبران مواد مخدر و بالاخره تمامی زورگویی ها و بدکاری ها یگانه راه برای نجات کشور از بحران کنونی است. در چشمان مردم بلا کشیدۀ افغانستان زمانی برق امید می درخشد که حکومت جدید و بویژه رییس جمهور آنان گام های راستین و واقعی در راستای ایجاد اصلاحات بگذارد. مردم بدین باور اند که اصلاحات واقعی در کشور زمانی بوجود می آید که ایجاد اصلاحات نه برای اصلاحات؛ بل برای پاسخگویی به نیاز های واقعی مردم و در نظرگیری اصل شایسته سالاری صورت بگیرد. در صورتی که هدف اصلی اصلاحات تامین عدالت اجتماعی و استقرار نظم عادلانه در زنده گی مردم و ایجاد فضای سالم زنده گی است. در کشور این مهم زمانی برآورده می شود که تمامی تلاش ها در جهت محو فساد اداری و زدودن بی عدالتی در کشور بسیج و هماهنگ شوند؛ اما در شماری موارد، بویژه مقرری های جدید برمی آید که هنوز جاده اصلاحات ناهموار است و دشواری های زیادی در راه است که باید زدوده شوند و این زمانی ممکن است که هر تصمیم اصلاحی گذشته دوباره بازرسی شوند و به سرعت مورد تجدید نظر قرار بگیرند.

دیروز یادداشتی  را در فضای مجازی زیر عنوان "مردم از گام های اولی رییس جمهور برای ایجاد اصلاحات دلگرم شده اند" که در آن آمده است، مردم امیدوار اند تا این اصلاحات شامل بازرسی و بررسی دارایی های به غارت برده شده و دوسیه های اختلاس وزرا و مقامات ارشد نیز شود. حالا که رییس جمهور کشور برنامه های اصلاحی خود را از آغاز کارش به سرعت آغازیده است. فساد ستیزی با از سرگیری دوسیۀ افتضاح کابل بانک شروع گردید و به بازرسی دوسیه های زندانیان ادامه یافت و پس از بازرسی ها فساد ستیزی در چهاردیوار های ارگ رسید و منجر به برکناری شماری از مقامات در ادارۀ امور و دارالانشای وزیران گردید. رییس جمهور به این هم اکتفا نکرد و کار در ارگ را به قول مارکسیست ها ریشه یی آغاز کرد و در تابلوی قروانۀ کارمندان ارگ تغییراتی آورد و به گزارش رسانه ها قطع عسل در غذای صبحانۀ کارمندان ارگ نیز شامل اصلاحات گردیده است و شاید هم این فرمان اصلاحی منجر به کاهش شماری غذا های لذیذ دیگر نیز در خوان ارگ شده باشد که هر صبح و چاشت و شب سفرههای ارگ را از این پیش خیلی رنگین و قشنگ می نمودند. در این شکی نیست که این فرمان به مثابۀ کاردی در گلوی شکمبو های ارگ بوده باشد و اما از این که کار خوبی است و ضربه زدن بر شکمبو ها هم امر شرعی است،از همه مهمتر این که منظور و مقبول مردم است. خیلی ها قابل ستقبال است . برنامه های اصلاحی رییس جمهور شامل ایجاد اصلاحات در ادارههای امنیتی کشور نیز شده است و گفته می شود که اسناد تحصیلی و سوابق تمامی جنرال های نظامی خواسته شده تا معلوم شود که کی ها شایستگی جنرالی را دارند. از سویی هم اعلان رییس جمهور مبنی بر اخذ زمین های دولتی و سرکوب غاصبان زمین و ملاقات ها و بازدید های غیر مترقبۀ او از موسسات دولتی سبب دلگرمی بیشتر مردم را فراهم کرده است و این ها مردم را امیدوار گردانیده است که رییس جمهور شان با وجود دشواری های زیاد، ارادۀ  قطعی برای ایجاد اصلاحات دارد و مردم امیدوار اند تا این فرمان ها شامل بررسی دوسیه ها و دارایی های وزرا و مقامات ارشد دولتی شود که از سیزده سال و اضافته تر از آن بدین سو خون مردم را نوش جان کرده اند. مردم از رییس جمهور می خواهند تا هرچه زودتر آنان را به جزای اعمال شان برساند.  

هنوز چند لحظه از ارسال سریع (post)  مطلب سپری نشده بود که یک باره نگاه ام را یک فهرست کلانی از مقرری ها در یک ادارۀ دولتی به خود جلب کرد که در میان شان یگانی را می شناختم واندکی با سوابق کاری آنان آشنایی داشتم . راستی که بعد از خواندن آن فهرست  شگفت زده شدم و باخود گفتم که هنوز زود است، باید اصلاحات را  جدی گرفت و اما نباید در قضاوت ها بیشتر شتاب نمود. ؛ زیرا فهرست نشان میداد که در جابجای افراد اصل شایسته سالاری و سپردن کار به اهل کار طور شاید و باید واگذار نگردیده است. با خواندن خاطره یی از سخنرانی دوستی در ذهنم خطور کرد که روزی در یک گردهمایی روزنامه نگاران و نویسنده گان در قسمتی از سخنرانی های خود بصورت گلایه آمیز و انتقادی گفت، من که دست کم چند روزی دروازۀ مطبوعات را باز و بسته نموده ام، خود را مستحق ریاست تحادیۀ خبرنگاران می دانم. این سخن را پس از آن اظهار داشت که رییس قبلی را به دلیل غیر مسلکی بودن انتقاد کرد. راستی هم در میان فهرست چشم ام به شخصی خورد که حداقل چند روز به قول آن جناب حداقل دروازۀ وظیفۀ یی را که برای او سپرده شده است، باز و بسته چه که حتی دق الباب هم نکرده است. هرچند با خوانش فهرست یادشده اندکی متاثر شدم و با خود گفتم، مثلی که "همان آش است و همان کاسه"؛ اما باز هم امیدواری برای اصلاحات را از دست ندادم؛ زیرا  خیرباشد، هنوز هم که هنوز است و باید امیدوار بود و ممکن در این موارد جناب رییس جمهور تجدید نظر کند؛ زیرا او هدف اصلی  طرح برنامه های اصلاحی خود را محو فساد اداری؛ البته با توجه به اصل شایسته سالاری دانسته است و برای محو فساد تعیین افراد صالح و کارآگاه به مقام های مربوط شان  نیاز است و هرگاه کار به اهل آن سپرده نشود، در این صورت نه تنها از کار ها مواظبت و بررسی درست نموده نمی تواند و بل خود باری بر دوش اداره باقی می ماند که شاید بالاخره به"متلک" کارمندان زیر دست  خود مبدل شود که سرانجام نظم اداره هم از دست او خواهد پاشید و لوکوموتیف فساد دوبالاتر از گذشته شتاب خواهد نمود. وابستگی بیش از حد او به کارمندان زیردست اش به دلیل نداشتن تجارب کاری و ناآگاهی های تخصصی شخصیت او را روز تا روز نزد زیردستان اش بیشتر زیر سوال می برد و سرانجام چنین پیامدی خود زمینۀ گسترش فساد را مهیا می سازد.

هرچه باشد، حالا روحیۀ فساد زدایی در کشور ایجاد گردیده است و گام های ابتدایی برای محو فساد امیدواری ها برای سرنگونی مفسدان و زورگویان را افزایش داده است؛ زیرا ایجاد بستر فساد زدایی خود کاری مهمتر از روند محو فساد است. از همین رواست که محو فساد نیاز به منجمنت مقتدر و مستمر دارد و مراقبت کامل از آن نیاز به هنر ریاضت شاق دارد و ایجاد روحیۀ فساد زدایی هنری والاتر از آن به شمار می رود . ایجاد چنین روحیه می تواند، به مثابۀ محرک درونی وجدان های آلوده به فساد را اندکی تکان بدهد و آنان را از فساد بازدارد. هرچند آنانی که فساد پراگنی به عادت شان مبدل شده است و به درآمد سرسام آور حرام بلد شده اند. مهار کردن آنان امری دشوار است و توقوع محو یک شبه این عادت زشت از آنان ناممکن است. بنا بر این تامین اصل مجازات و مکافات در نظام اداری کشور می تواند، افساری برای مهار و جلوگیری از فساد باشد. از این رو تصمیم جدی و عملی و جابجایی افراد سالم و قاطع برای مبارزۀ بافساد می تواند، حداقل دراز راۀ فساد زدایی را در کشور کوتاه تر نماید. این هم زمانی ممکن است که مفسدان بزرگ بر سر جای شان نشانده شوند و با آنان برخورد قاطع صورت بگیرد. در صورتی که مفسدان بزرگ و نامدار مجازات شوند، نه تنها خورده مفسدان تکان خورده و در روش خود تجدید نظر خواهند کرد؛ بلکه به گونه یی تحت ارادۀ فساد زدایی قرار گرفته و ناگزیر برای اجتناب از فساد پراگنی نیز می شوند.

این در صورتی ممکن است که رییس جمهور برای ایجاد اصلاحات صادق باشد و روند اصلاحات را به گونۀ مستقیم تحت نظرداشته باشد و نگذارد شماری از اعتماد او سؤ استفاده کنند و تا مبادا  با سپردن کار به غیر اهل آن زیر نام ایجاد اصلاحات بجای سرراست کردن کاسۀ اصلاحات، آنرا سرچپه نمایند. ینا براین اصلاحات نه تنها به ارادۀ سیاسی محکم و شفاف؛ بلکه به تدبر وتانی نیز نیاز دارد تا اصلاحات را مدبرانه مدیریت کرد و شفافیت آن را تضمین نمود. در این زمان است که ضوابط بر روابط چربی کرده و اصلاحات سمت و سوی درست و منطقی را به خود میگیرد. بیشتر رابطه ها برخاسته از پیوند های مافیایی است که حالا مانند کابوس بر تمامی مناسبات اقتصادی و سیاسی در کشور سایه افگنده است و در یک بافت نیرومند دار و ندار مردم افغانستان را به تباهی کشانده است. هرچند شکستاندن این بافت چندان ساده نیست؛ زیرا هم اکنون نه تنها در تار و پود حکومت گذشته خانه کرده است؛ بل بخشی از بدنۀ دولت جدید را در ردههای بلند نیز تشکیل داده است؛ اما با این همه دشورای ها موج اصلاحات در کشور بلند شده و حالا که نسیم خوش آن گوش های مردم ما را به نوازش گرفته است . این را مردم فال نیک گرفته و برای ایجا اصلاحات شفاف و شایسته سالارانه لحظه شماری می کنند و اما هراس از  آن دارند که خدای نخواسته این موج بوسیلۀ شماری مافیای داخل در حکومت تخریب و تحریف شود و وعدههای رییس جمهور مانند زنگوله های یخ ذوب گردد و انتظار مردم هم بسر آید. آشکار است که پایان این انتظار عصیان خشم آلود و نفرت خطرناک را در قبال دارد که لهیب آن به قول معروف "تر و خشک را"خواهد سوختاند. ایجاد اصلاحات بنیادی را نباید قربانی هیاهوی تبلیغاتی نمود و از چراغ زرد آن را وارونه برای مردم سبز نشان داد. اصلاحات زمانی ممکن است که با توجه به امکانات و واقعیت های موجود جامعه از آن سخن به عمل آید و با گلو پاره کردن و بر مصداق این سخن " در پایین چیزی نه و در بالا نه تنور" ممکن نیست تا اصلاحات بوجود آید . بهتر خواهد بود تا اصلاحات بنیادی و واقعی آغاز شود نه سطحی و واکنشی؛ زیرا ادارۀ افغانستان به اصلاحات گسترده یی نیاز دارد. هرچند عملی شدن آن زمانگیر است و اما هرچه باشد برای اجرای آن گام های واقعی نیاز  است تا از راس تا قاعده به پیش برده شود. برای اجرای اصلاحات در گام اول باید افراد پاک در راس ادارههای دولتی قرار بگیرند تا با جابچایی افراد نیک در اصلاح ادارههای مختلف فایق آیند. هرگاه آقای رییس جمهور ارادۀ واقعی برای اصلاحات در کشور دارد، در گام اول مفسدان زیر ریش خود را از ارگ دور بیاندازد، شخصی که ضمانت فراریان قضیۀ کابل بانک را نموده است و به گفتۀ ویکی لیکس از کابل بانک ده میلیون دالر رشوت گرفته است و دهها دوسیۀ اختلاس در ادارۀ خود دارد. بنا بر این جناب شان نباید "با گندم نمایی جو فروشی را پیشه کنند" و با "شف شف گفتن"هرگز شفتالو بدست نمی آید. در کل گفته می توان که با تیم متهم به فساد و آلوده به فساد هرگز ممکن نیست تا اصلاحات در کشور جامۀ عملی یپدا کند و بالاخره آرزو های مردم افغانستان به یاس مبدل خواهد شد و جایش را نفرت و انزجار پر خواهد نمود. یاهو 24 میزان 2014

 

1        -    ميرزاعبدالقادربيدل

 

 

  

 


بالا
 
بازگشت