جاویدفرهاد       

 

چند سویه گی درشعرشاملو

"من بامدادم

شهروندی با اندام وهوش متوسط

نسب ام بایک حلقه به آوراه گان کابل می پیوندد

نام کوچک ام عربی ست

   

                      نام قبیله یی ام ترکی

                                            کینت ام پارسی

نام قبیله یی ام شرمسارتاریخ است

ونام کوچک ام را دوست نمی دارم

                                          (تنها هنگامی که توام آوازمی دهی

                                           این نام زیباترین کلام جهان است

                                           وآن صدا غمناک ترین آوازاستمداد) "(احمد شاملو)

 

در آمد:

"احمد شاملو" بی تردید، از چهره های بزرگ و بنیانگزار در حوزه ی شعر پارسی است.این ویژه گی ها(بزرگی و بنیانگزاری) زمانی دستیاب می شود که شعر شاملو( 1.بامداد) را باژرفنگری- و در یک گفتمان چند سویه- بررسی کنیم.

 

مفهوم چند سویه گی در شعر بامداد، بر می گردد به نوع نگاه ، مقوله ی تعهد و ویژه گی های شاعرانه در شعر این شاعر که در این مجال، تنها به سه مقوله در شعراو" نوع نگاه، تعهد و موسیقی واژه ها درشعر(عنصری که در برگیرنده ی بخش مهم ویژه گی های شاعرانه در شعر اورشکل می دهد) پرداخته می شود.

 

نوع نگاه:

مهم ترین چیزدرنگاه شاملو، مفاهیم بزرگ "انسان" و"آزادی " است. شاملو در بسیاری از شعر هایش باز گوکننده ی درد مشترک انسانیست که آزادیش در گلوگاه تاریخ خفه شده است و شعر شاملو از این رهگذر،صدای خفقان نسلیست که در زیر ساطور استبداد تکه تکه می شوند و برای خون بهای شان هیچ کسی پاداشی هم نمی پردازد.

شاملو که خود مانند انسان های هم نسلش سرنوشت محکوم به استبداد و سانسور دارد، فقدان آزادی راهشدارمی دهد (اما مویه نمی کند) و با وجود در اختیار داشتن تمامی الفاظ جهان، فاجعه ی این فقدان را می نمایاند وتصویرش را در ذهن هم فصلان و هم نسلانش حک می کند:

 

"تمامی الفاظ جهان را در اختیارداشتم

و آن نگفتیم که به کار آید

چراکه تنها یک سخن

                        یک سخن در میانه نبود

-آزادی!

مانگفتیم

تو تصویرش کن."

                        (شاملو، ابراهیم درآتش)

 

چیزی که دربحث شیوه ی نگاه شاملو جذاب است، بیان نوعی حسرت از "گذشته" و نارضایتی از "امروز" است. شاملو تجربه های گذشته اش از زنده گی را دوست دارد و در واقع در بسیاری از شعرهایش به گذشته بر می گردد، ازامروز می برد؛ امابه آینده امیدوار است. آینده یی که سرانجام فرا می رسد وبه تعبیر او"مهربانی دست زیبایی"را می گیرد:

 

"روزی ما دوباره کبوترهای مان را پیداخواهیم کرد

ومهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

                      *

روزی که کم ترین سرود بوسه است

وهرانسان

برای هرانسان

برادری ست." (2)

 

حسرت شاملو به خاطر گذشته ی از دست رفته ، نفرت از امروز و تبدیل گذشته به امید یا نومیدی از آینده، تاپایان در بسیاری از سروده های شاملو ادامه می یابد و به تعبیر " براهنی" : "مدام حسرت گذشته ای را می خورد که نیست و می خواهد به سوی آن گذشته – به رغم فقدان – برگردد ، که نمی تواند و ازبیان همین مقوله ی حسرت "گذشته" و نفرت از "امروز" سر در می آورد، و ضمن بیان این تقسیم شدگی ، حسرت به گذشته را تبدیل به امید یا نومیدی از آینده ای می کند که آینده ی ماست ، وآینده ی اوست ." (3)

 

تعهد:

تعهد شاملودر شعر ، تعهد ایدیولوژیک و حزبی نیست. تعهد او، تعهد متبنی بر ارزش های جهان- انسانی است. به بیان روشنترمی توان گفت که تعهد شاملو به حیث انسانی که بیشتر به ارزش های جمعی و جهان- وطنی باور دارد، مبتنی است، واین ازویژه گی های مهم کار شاملو در بحث مساله ی تعهد در شعر است :

 

"قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدانیستم که بشنوی

یاچیزی چنان که ببینی

یاچیزی چنان که بدانی ……

 

من درد مشترک ام

مرا فریادکن ."( 4)

 

 مورد مهمی را که در بحث مقوله ی تعهد در شعر شاملو می توان بیان کرد ، درونی شدن این مقوله در ذات شعر  وذهن شاعر است ؛ یعنی بر خورد شاملو با مساله ی تعهد در شعر ، بر خورد از پیش تعیین شده ، چارچوبی و صوری نیست . بل مقوله ی تعهد در ذهن او، "ملکه" است ، و این وضعیت، شاملو را از درون متعهد ساخته است؛ درحالی که بسیاری از شاعران هم نسل شاملو در تناسب با وی، با هنجار های از پیش تعیین شده به مقوله ی تعهد نگریسته اند ؛ و این گونه تعهد چیزیست که خطرهای مزمن ایدیولوژی زده گی محض- ونیز مزمن – را در برخورد با مساله ی تعهد برای دیگران در پی داشته است.

 

موسیقی واژه ها در شعر:

در آغاز این بحث به گونه ی گذرا اشاره شد که توجه به عنصر موسیقی واژه ها در شعر (به ویژه شعر های سپید) یکی از ویژه گی های شاعرانه در شعر شاملواست.

 

شاملو از رهگذر توجه به عنصر موسیقی واژه ها در شعرهای سپید، از سرآمدان حوزه ی شعر پارسی است، واین زمانی دستیاب می شود که رقص آهنگین واژه ها را درزبان شعر او بررسی کنیم:

 

"کیستی که من

                 این گونه

                          به اعتماد

نام خود را

باتومی گویم

کلید خانه ام را

دردست ات می گذارم

نان شادی های ام را

باتو قسمت می کنم " ( 5)

 

ویا:

"چشمه ساری دردل و

                        آبشاری درکف

آفتابی در نگاه و

فرشته یی در پیراهن،

ازانسانی که تویی

قصه ها می توانم کرد

غم نان اگربگذارد." ( 6)

 

باخواندن ژرف این تکه ها به درستی می توان موسیقی واژه ها را در پیوند با واژه های دیگر درهر سطر بازیافت.

سطر"کیستی که من این گونه به اعتماد+نام خودرا با تومی گویم " تاپایان، لذت این موسیقایی بودن رادرشعربه مخاطب می دهد. " چشمه ساری در دل و+ آبشاری در کف+ آفتابی در نگاه و+ فرشته یی در پیراهن" نیز همان لذت ناشی ازموسیقی واژه هارا در ذهن متبادرمی سازد ، واگر عکس این پرداخت ، یعنی : در نگاه آفتابی و در پیراهن فرشته یی" آورده می شد ویا حشو و زوایدی برآن افزوده می شد ، عنصر موسیقیت واژه ها به شدت وارونه و شاید هم بد آهنگ- شکل می گرفت.

 

بارزترین کاری که شاملو به حیث شاعر پیش کسوت، در شکلدهی عنصر موسیقی واژه هادرشعر سپید انجام داد، تولید آهنگ به جای وزن های قراردادی درشعربود، ودر واقع بااین کارکمبود وزن رادر شعر جبران کرد.

 

روش هایی که می تواند دردرک عنصر موسیقی واژه ها در شعر شاملو مخاطب را کمک می کند ، بلند خواندن ، آهنگین خواندن وباربار خوانی شعرها است(واین درست روش هایی است که من آن ها را به تجربه در شعر شاملو باز یافته ام)

با توجه به این مساله ،ظرفیت موسیقی واژه ها که سبب ایجاد موسیقی در کلیت شعر می شود ، زمانی در شعر شاملو در یافت می گردد که واژه ها درپیوند با واژه های دیگر درست تلفظ شوند، واین تلفظ، مشمول رعایت روش به کارگیری هجاها درهنگام خواندن شعر است.

 

از ویژه گی های دیگر در روش کاربرد موسیقی واژه ها در زبان شعر های شاملو، چیره گی وی بر اوزان شعر کلا سیک ونیمایی ، واحاطه ی اوبرمتون نثرکهن است؛ واین چیزیست که به فراوانی میتوان در عنصرمو سیقی واژه ها در زبان شعرهای شاملو آن را باز یافت:

 

"میوه برشاخه شدم

                 سنگ پاره درکف کودک.

طلسم معجزتی

مگرپناه دهد از گزند خویشتن ام

چینین که دست تطاول به خود گشاده

                                              من ام" ( 7)

 

روش به کار گیری واژه ها به منظور ایجاد نوعی موسیقی در شعر سپید واستفاده از شیوه ی نگارش نثرکهن، ویژه ی شاملو است؛ اما کار مهم وی این است که شعر هایش با ابزار نثر کهن ، زبان تازه یی رادرشعر ایجاد می کند وبه عنصر موسیقی واژه ها در زبان می افزاید.

فرجام گپ:

بنابر همین ویژه گی های چند گانه مانند: نوع نگاه ، توجه به مقوله ی تعهد و کاربرد موسیقی واژه ها در شعر ، شعر شاملو چند سویه است و در هر سوی آن مخاطب با دیدن شگفتی ها مجاب می شود، و این مجاب شدن، به چاشنی بیشتر شعر ها می افزاید و از شاملو چهره ی گسترده تری را رسم می کند.

 

پانوشت:

1- در باره ی فقدان آزادی، شاملو تاکیدات فراوان دارد مانند:

"پس پشت مردمکان ات

فریاد کدام زندانی ست

                           که آزادی را                           

به لبان بر آماسیده

                      گل سرخی پرتاب می کند؟ -" (بخشی از شعرشبانه ،ابراهیم درآتش)

2- احمد شاملو ، مجموعه ی آثار، دفتر یکم : شعر های 1378-1323 ،افق روشن، چاپ پنجم،1383 ،تهران ، انتشارات:نگاه ،ص 207 .

3- رضا براهنی ، گوهران ، فصل نامه ی تحصصی شعر، ویژه ی احمد شاملو، شماره نهم و دهم پاییزوزمستان 1384 ،چاپ : فرنو، تهران ،ص43 .

4- احمد شاملو ، مجموعه ی آثار ، دفتر یکم: شعر های 1378-1323 ، عشق عمومی ، چاپ پنجم،1383 ، تهران، انتشارات نگاه ،ص 213.

5- همان کتاب ،سرود آشنایی، ص473.

6- همان کتاب ، غزلی در نتوانستن ،ص549.

7- همان کتاب ، شعر عقوبت ،ص693.

 

 


بالا
 
بازگشت