تغییر چهره برای بقا؛ ۲۵ گروه تروریستی فعال در افغانستان کدام‌اند؟

افغانستان انترنیشنل  : نگرانی کشورهای منطقه از حضور و فعالیت گروه‌های تروریستی در افغانستان تحت اداره طالبان ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. مقام‌ها از دوشنبه و اسلام‌آباد تا مسکو و تهران درباره حضور و تحرک ۲۳ تا ۲۵ گروه تروریستی در افغانستان هشدار می‌دهند؛ آماری که شورای امنیت سازمان ملل تأیید کرده است.

براساس اسناد کمیته تحریم‌های شورای امنیت، گروه‌های یادشده با توجه به خاستگاه جغرافیایی، اهداف راهبردی و سطح تهدید، در شش دسته عمده قرار می‌گیرند. برخی از این شبکه‌ها از خاک افغانستان برای طراحی و هدایت عملیات‌های فرامرزی استفاده می‌کنند و برخی دیگر سرگرم بازسازی تشکیلات، جذب نیرو و آماده‌سازی برای اهداف درازمدت خود هستند.

برخلاف تصور عمومی، بسیاری از این گروه‌ها دیگر به شکل سازمان‌های بزرگ و مستقل فعالیت نمی‌کنند، بلکه برای کاهش فشارهای امنیتی و حفظ بقا، در قالب هسته‌های کوچک، شبکه‌های اقماری و یا جبهه‌های پوششی فعالیت دارند.

مدیریت این تکثر گروه‌های مسلح، یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های امنیتی افغانستان به شمار می‌رود.

یک مقام پیشین امنیتی افغانستان در تشریح این وضعیت می‌گوید: «واقعیت این است که یک روند گسترده ادغام صورت گرفته است. حدود ۲۳ گروه از این مجموعه عملاً در ساختار گروه‌های بزرگ‌تر جذب شده‌اند. طالبان تلاش کرده‌اند فعالیت رسانه‌ای این گروه‌ها را محدود نگه دارند و آن‌ها را زیر نوعی چتر حمایتی قرار دهند تا حساسیت‌های منطقه‌ای و جهانی برانگیخته نشود

به گفته این مقام، این تغییرات ساختاری حتی بزرگ‌ترین شبکه‌های تروریستی را نیز دربر گرفته است. او گفت «برای نمونه، در حوزه القاعده اکنون با دو هسته جداگانه روبه‌رو هستیم؛ یکی القاعده مرکزی و دیگری شاخه شبه‌قاره هند. این دو پیش‌تر به‌عنوان یک مجموعه واحد شناخته می‌شدند، اما اکنون به‌عنوان دو بازوی مجزا ارزیابی می‌شوند. در جبهه ضد پاکستان نیز شش تا هفت گروه کوچک‌تر که زمانی مستقل فعالیت می‌کردند، امروز در بدنه تحریک طالبان پاکستانی ادغام شده‌اند و زیر یک چتر واحد فعالیت دارند

گروه‌های فرامنطقه‌ای؛ از داعش خراسان تا القاعده

در رأس تهدیدهای فرامرزی، داعش خراسان، شبکه القاعده و شاخه شبه‌قاره هند القاعده قرار دارند؛ گروه‌هایی که اهداف خود را فراتر از مرزهای افغانستان تعریف کرده‌اند.

داعش خراسان

پس از بازگشت طالبان به قدرت، داعش خراسان زیر فشار شدید قرار گرفت. این گروه از آغاز شکل‌گیری خود، هم با دولت پیشین افغانستان و هم با طالبان درگیر بوده و همچنان دشمنی آشکاری با طالبان دارد.

برآوردهای امنیتی نشان می‌دهد که داعش خراسان میان دو تا چهار هزار جنگجو در اختیار دارد. رهبری آن عمدتاً در دست افغان‌هاست، اما شهروندان کشورهای آسیای مرکزی، به‌ویژه تاجیکستان و اوزبیکستان، نیز در صفوف آن حضور چشم‌گیری دارند.

داعش خراسان تنها گروهی است که مشروعیت طالبان را به رسمیت نمی‌شناسد و به همین دلیل، فعالیت آن تنها محدود به اقدامات مخفیانه نیست، بلکه به‌صورت آشکار علیه طالبان و اهداف منطقه‌ای عمل می‌کند. حمله مرگبار به تالار کنسرت «کروکوس» در مسکو نمونه‌ای از توانایی این گروه در اجرای عملیات‌های پیچیده فرامرزی با استفاده از تیم‌های کوچک عملیاتی بود.

شبکه القاعده

ایالات متحده پس از کشته شدن ایمن الظواهری، رهبر پیشین القاعده در کابل تصور می‌کرد که القاعده در افغانستان به پایان راه رسیده است، اما گزارش‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که این شبکه در حال بازسازی تدریجی ساختار خود است.

براساس این گزارش‌ها، القاعده پایگاه‌ها و مراکز آموزشی خود را احیا کرده و در چندین ولایت افغانستان حضور دارد؛ هرچند هنوز نشانه‌ای از آغاز عملیات‌های مستقیم فرامرزی توسط هسته مرکزی آن مشاهده نشده است. با این وجود القاعده، نفوذ چشم‌گیری در ساختار و رهبری طالبان دارد.

شاخه شبه‌قاره هند القاعده

گزارش‌های اخیر سازمان ملل متحد از افزایش فعالیت این شاخه حکایت دارند. براساس این گزارش‌ها، اسامه محمود، رهبر شاخه شبه‌قاره هند القاعده، و یحیی غوری، معاون او، در کابل حضور دارند.

همچنین گفته می‌شود بخش رسانه‌ای این شاخه در ولایت هرات فعالیت می‌کند. تیم نظارت بر تحریم‌های سازمان ملل متحد هشدار داده است که نگرانی‌های فزاینده‌ای درباره تمرکز روزافزون این شاخه بر عملیات‌های خارجی وجود دارد.

گروه‌های آسیای مرکزی

جماعت انصارالله، معروف به طالبان تاجیکستان، حرکت اسلامی اوزبیکستان، اتحاد جهاد اسلامی، جماعت امام البخاری و کتائب التوحید والجهاد از مهم‌ترین گروه‌های فعال در این حوزه به شمار می‌روند.

این گروه‌ها عمدتاً در ولایت‌های بدخشان، تخار، قندوز و بغلان مستقر هستند و کشورهای آسیای مرکزی را هدف قرار می‌دهند.

این گروه‌ها گهگاه در امتداد مرزهای افغانستان و آسیای مرکزی، به‌ویژه در مرز تاجیکستان، دست به عملیات می‌زنند. علاوه بر حملات مسلحانه، قاچاق مواد مخدر، انتقال سلاح و جذب نیرو از طریق شبکه‌های اجتماعی نیز بخشی از فعالیت‌های آن‌ها را تشکیل می‌دهد.

طالبان با برگشت به قدرت برای رفع نگرانی کشورهای آسیای مرکزی، این شبه‌نظامیان را از مرزها به مناطق مرکزی و ولایات دورتر منتقل کرد. اما طبق اظهارات برخی منابع، آنان باردیگر به مناطق سرحدی برگشته‌اند.

گروه‌های پاکستانی

تحریک طالبان پاکستانی، جماعت‌الاحرار، حزب‌الاحرار، سپاه صحابه پاکستان، لشکر جهنگوی، لشکر طیبه، جیش محمد و تحریک جهاد پاکستان از مهم‌ترین گروه‌های پاکستانی حاضر در افغانستان به شمار می‌روند.

اسلام‌آباد مدعی است که بیش از شش هزار جنگجوی تحریک طالبان پاکستانی در افغانستان حضور دارند و از خاک این کشور برای طراحی و اجرای حملات در داخل پاکستان استفاده می‌کنند. برخی از این گروه‌ها با دولت پاکستان مشکل ندارند. برخی متمرکز به فعالیت در کشمیر و هند هستند. اما شماری، به ویژه تحریک طالبان پاکستانی به دشمن سرسخت حکومت پاکستان تبدیل شده‌اند.

این موضوع به یکی از مهم‌ترین محورهای تنش میان طالبان و پاکستان تبدیل شده است. طالبان این اتهام‌ها را رد می‌کنند و در مقابل، اسلام‌آباد را به حمایت از پروژه‌های بی‌ثبات‌کننده در افغانستان متهم می‌سازند.

به باور برخی مقام‌های پیشین امنیتی افغانستان، «میان این گروه‌ها باید تفاوت قائل شد. گروه‌هایی مانند جیش محمد و لشکر طیبه از ظرفیت عملیاتی قابل توجهی برخوردارند، اما به دلایل سیاسی کمتر در مباحث بین‌المللی برجسته می‌شوند. پاکستان نیز معمولاً از این گروه‌ها در مجامع جهانی نام نمی‌برد، زیرا این سازمان‌ها در چارچوب رقابت منطقه‌ای با هند و مسئله کشمیر شکل گرفته‌اند

آزمون دشوار روابط طالبان و بیجینگ

حزب اسلامی ترکستان شرقی که از جنگجویان اویغور تشکیل شده، عمدتاً در مناطق شمال‌شرقی افغانستان، به‌ویژه بدخشان، حضور دارد.

چین این گروه را یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیت ملی خود می‌داند و بارها از طالبان خواسته است مانع فعالیت اعضای آن شوند و جنگجویان اویغور را به چین تحویل دهند.

با این حال، طالبان تاکنون از اجرای کامل این خواسته خودداری کرده‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد پیوندهای ایدئولوژیک همچنان در تصمیم‌گیری‌های این گروه نقش پررنگی دارد. وزیر خارجه چین در سفر به کابل از طالبان خواست از فعالیت گروه‌های ضد چینی در این کشور جلوگیری کنند.

گروه‌های بلوچ

در جنوب و جنوب‌غرب افغانستان، چندین گروه مسلح بلوچ از جمله ارتش آزادی‌بخش بلوچ، جبهه آزادی‌بخش بلوچ و ارتش متحد بلوچ فعالیت دارند. این گروه‌ها عمدتاً در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان تحرک دارند. ارتش آزادی بخش بلوچستان بزرگترین عملیات‌ها را در یکی دو سال اخیر در بلوچستان پاکستان راه‌اندازی کرده است. پاکستان، هند را متهم می‌کند که از این گروه شبه‌نظامی حمایت می‌کند. هم‌زمان، طالبان را متهم می‌کند از هند پول می‌گیرد و عملیات بلوچ‌ها را تسهیل می‌کند.

در جبهه ضد ایران نیز جیش‌العدل مهم‌ترین گروه فعال به شمار می‌رود. گزارش‌های مختلف از حضور و رفت‌وآمد برخی اعضای این گروه در مناطق مرزی نیمروز و قندهار حکایت دارند.

چتر حمایتی و بازسازی تشکیلاتی

حضور بیش از ۲۰ گروه تروریستی در افغانستان موضوع تازه‌ای نیست و در دوران حکومت پیشین افغانستان نیز بارها درباره آن هشدار داده شده بود، اما آنچه وضعیت کنونی را متفاوت می‌سازد، فراهم شدن فضای امن‌تر برای فعالیت این گروه‌ها است.

مقامات سابق بدین باور هستند که رابطه همه این گروه‌ها با طالبان رابطه سازمانی است و همه این گروه‌ها با طالبان رابطه استراتژیک دارند.

یک مقام ارشد امنیتی سابق افغان گفت که ۷۵ درصد انتحارکنندگان طالبان از میان اعضای این گروه‌ها بود.

این مقام پیشین با حفظ هویت گفت «طالبان متعهد شده بودند که شما با ما همکاری کنید، پس از آن نوبت شما هم می‌رسد و ما در آزادی کشورهای شما همکاری می‌کنیم

او گفت که نمونه این همکاری را اکنون می‌توان با تی‌تی‌پی در پاکستان و با مخالفان تاجیکستان دید. او هشدار داد که «اگر بی‌تفاوتی کنونی ادامه یابد نوبت دیگر کشورها هم می‌رسد

به استثنای داعش خراسان

به استثنای داعش خراسان، بیشتر این گروه‌ها به‌نوعی با طالبان ارتباط یا همکاری دارند. از همین رو، افغانستان دیگر تنها یک مخفیگاه برای گروه‌های افراطی نیست، بلکه به محیطی برای بازسازی تشکیلات، جذب نیرو و گسترش شبکه‌های ارتباطی آن‌ها تبدیل شده است.

احمدضیا سراج، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، در این باره می‌گوید: «این گروه‌ها از یکدیگر تغذیه می‌کنند. آن‌ها اکنون به بخشی از آرمان‌های خود در افغانستان دست یافته‌اند؛ جایی که نه تنها تحت تعقیب قرار نمی‌گیرند، بلکه در محیطی نسبتاً امن فعالیت می‌کنند. بیشتر این گروه‌ها در پی پیاده‌سازی همان نوع نظامی هستند که طالبان در افغانستان ایجاد کرده‌اند

به گفته او، مهم‌ترین نقش القاعده در این شبکه گسترده، تأمین منابع مالی یا نیروی انسانی نیست، بلکه ارائه چارچوب فکری و ایدئولوژیک «جهاد جهانی» است.

یکی دیگر از نگرانی‌های عمده، گسترش مدارس جهادی وابسته به طالبان است. منتقدان می‌گویند این مدارس در سال‌های اخیر به‌سرعت توسعه یافته‌اند و می‌توانند در آینده به یکی از منابع اصلی جذب نیرو برای گروه‌های افراطی تبدیل شوند. طالبان در پنج سال بیش از ۲۳ هزار مدرسه دینی در سراسر افغانستان ساخته است. هزاران دانش‌آموز در این مدارس جهادی سرگرم آموزش‌های جهادی هستند. این نگرانی بسیار جدی است که اگر این دانش‌آموزان از مدارس فارغ شوند، در چه عرصه‌ای به فعالیت ادامه می‌دهند.

ابزار چانه‌زنی سیاسی

بسیاری از تحلیلگران امنیتی معتقدند که خودداری طالبان از برخورد با این گروه‌ها صرفاً ناشی از ناتوانی نیست، بلکه بخشی از یک محاسبه سیاسی به شمار می‌رود.

نصیر احمد اندیشه، نماینده افغانستان در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو، می‌گوید: «طالبان از حضور این گروه‌ها به‌عنوان اهرم فشار و ابزار چانه‌زنی در تعامل با کشورهای منطقه و جامعه جهانی استفاده می‌کنند. مخالفان مسلح کشورهای دیگر را در افغانستان نگه می‌دارند و سپس از این ظرفیت برای کسب امتیاز سیاسی بهره می‌گیرند

او هشدار می‌دهد که این سیاست در درازمدت پایدار نخواهد بود.

دیپلومات افغانستان گفت که «نشانه‌های این بن‌بست را هم‌اکنون در روابط طالبان و پاکستان می‌بینیم. طالبان در وضعیت دشواری قرار گرفته‌اند؛ اگر علیه تحریک طالبان پاکستانی اقدام کنند، با واکنش این گروه روبه‌رو خواهند شد و اگر اقدامی نکنند، فشارهای پاکستان افزایش خواهد یافت

نتیجه‌گیری: تغییر هویت برای بقا

آخرین ارزیابی‌های امنیتی نشان می‌دهد که بسیاری از گروه‌های افراطی مستقر در افغانستان وارد مرحله تازه‌ای از بازسازی تشکیلاتی شده‌اند؛ مرحله‌ای که می‌توان آن را «تغییر هویت برای بقا» نامید.

هدف این روند، از یک سو کاهش فشارهای بین‌المللی بر طالبان به اتهام حمایت از تروریسم فرامرزی و از سوی دیگر، ادامه فعالیت‌های ایدئولوژیک و عملیاتی در قالب نام‌ها و ساختارهای جدید است.

تاکنون هیچ نشانه روشن و قابل راستی‌آزمایی مبنی بر تلاش سازمان‌یافته طالبان برای برچیدن کامل این پناهگاه‌ها در گزارش‌های بین‌المللی مشاهده نشده است. در کنار این چالش امنیتی، تداوم بن‌بست سیاسی، محدودیت‌های گسترده حقوق بشری، محرومیت زنان و دختران از حقوق اساسی و افزایش موج مهاجرت، افغانستان را به کانون‌ اصلی تولید بحران در منطقه تبدیل کرده است.

تا زمانی که سازوکارهای مؤثر و قابل راستی‌آزمایی برای مهار این شبکه‌ها ایجاد نشود، افغانستان همچنان یکی از مهم‌ترین منابع نگرانی امنیتی برای کشورهای منطقه و فراتر از آن باقی خواهد ماند.

 

 

اعتراضات هرات؛ رسانه‌های بین‌المللی چه می‌گویند؟

برخورد نیروهای طالبان با تجمع اعتراضی شهروندان در محله جبرئیل هرات، که در واکنش به بازداشت شماری از زنان و دختران به دلیل آنچه «رعایت نکردن حجاب مورد تأیید طالبان» عنوان شده برگزار شد، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشته است. رسانه‌های غربی این رویداد را نشانه‌ای از تشدید محدودیت‌ها علیه زنان و افزایش نارضایتی عمومی از سیاست‌های طالبان ارزیابی کرده‌اند.

به گزارش ایراف، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر از شهروندان هرات، عمدتاً مردان، در محله جبرئیل این شهر گرد هم آمدند تا حمایت خود را از زنانی که طی روزهای اخیر توسط طالبان بازداشت شده بودند، اعلام کنند. این زنان به دلیل آنچه طالبان «رعایت نکردن حجاب مورد تأیید» این گروه عنوان کرده‌اند، بازداشت شده‌اند.

گزارش‌ خبرگزاری فرانسه حاکی است که بازداشت‌شدگان به دلیل نپوشیدن چادری یا نپوشاندن کامل صورت هدف برخورد نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان قرار گرفته‌اند. در پی انتشار خبر این بازداشت‌ها، فراخوان‌هایی در شبکه‌های اجتماعی برای برگزاری تجمع اعتراضی و حمایت از زنان بازداشت‌شده منتشر شد.

شاهدان عینی می‌گویند نیروهای امنیتی طالبان برای پایان دادن به این تجمع از چوب، شلاق و سلاح گرم استفاده کردند. یکی از شاهدان به خبرگزاری فرانسه گفته است که نیروهای طالبان حتی به هوا شلیک کردند تا معترضان را متفرق سازند. شاهد دیگری نیز از زخمی شدن چندین نفر در جریان این رویداد خبر داده و گفته است آثار خون را در محل تجمع مشاهده کرده است.

یک عکاس حاضر در محل نیز اظهار داشته که نیروهای امنیتی طالبان علاوه بر ضرب و شتم معترضان، به سمت جمعیت تیراندازی کرده‌اند و در نتیجه شمار قابل توجهی از افراد مجروح شده‌اند.

با این حال، هنوز مشخص نیست افرادی که در این رویداد آسیب دیده‌اند بر اثر اصابت گلوله زخمی شده‌اند یا در نتیجه ضرب و شتم و سایر اقدامات خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی. همچنین تاکنون آمار رسمی و دقیقی از تعداد مجروحان منتشر نشده و گزارش‌های موجود نیز به صورت مستقل تأیید نشده‌اند.

در همین حال، خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی درباره موج بازداشت زنان در هرات نوشته است که نیروهای وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان در روزهای اخیر عملیات گسترده‌ای را برای اجرای سختگیرانه مقررات پوشش در این شهر آغاز کرده‌اند. این رسانه به نقل از ساکنان هرات گزارش داده که زنان و دخترانی که بدون چادری یا با پوششی متفاوت از معیارهای مورد نظر طالبان در اماکن عمومی حضور داشته‌اند، بازداشت شده‌اند.

آسوشیتدپرس همچنین به واکنش سازمان ملل متحد اشاره کرده و نوشته است که هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان (یوناما) نسبت به گزارش‌های مربوط به بازداشت زنان ابراز نگرانی کرده است. این نهاد خواستار رعایت حقوق و آزادی‌های اساسی زنان شده و هشدار داده است که برخوردهای مبتنی بر نوع پوشش می‌تواند به افزایش محدودیت‌های اجتماعی علیه زنان افغان منجر شود.

از سوی دیگر، شبکه بی‌بی‌سی در گزارش خود اعتراضات جبرئیل را رویدادی کم‌سابقه در افغانستان تحت حاکمیت طالبان توصیف کرده است. این رسانه یادآور شده که در سال‌های اخیر، به دلیل فضای شدید امنیتی، اعتراضات عمومی به ندرت شکل گرفته و شرکت در چنین تجمع‌هایی معمولاً با خطر بازداشت یا برخوردهای خشونت‌آمیز همراه بوده است.

بی‌بی‌سی همچنین تأکید کرده که حضور مردان در این تجمع اعتراضی اهمیت ویژه‌ای دارد. به نوشته این رسانه، در شرایطی که اعتراضات زنان طی سال‌های گذشته به شدت سرکوب شده است، حضور مردان در حمایت از زنان بازداشت‌شده می‌تواند نشانه‌ای از گسترش نارضایتی عمومی نسبت به سیاست‌های طالبان در قبال زنان باشد.

شبکه دویچه‌وله آلمان گزارش داده که نیروهای امنیتی طالبان برای متفرق کردن معترضان از شلیک هوایی و استفاده از زور بهره گرفته‌اند و چندین نفر در جریان این درگیری‌ها زخمی شده‌اند.

دویچه‌وله همچنین این رویداد را در چارچوب محدودیت‌های فزاینده علیه زنان تحلیل کرده و نوشته است که طالبان طی نزدیک به پنج سال گذشته به‌طور مستمر دایره حضور زنان در عرصه عمومی را محدود کرده‌اند. از نگاه این رسانه، بازداشت زنان به دلیل نوع پوشش بخشی از سیاست گسترده‌تر طالبان برای کنترل اجتماعی و محدودسازی آزادی‌های فردی است.

شبکه فرانس۲۴ نیز با استناد به گزارش خبرگزاری فرانسه نوشته است که بخش قابل توجهی از معترضان را مردانی تشکیل می‌دادند که برای حمایت از زنان بازداشت‌شده به خیابان آمده بودند. این رسانه تأکید کرده که چنین صحنه‌ای در افغانستان کنونی کم‌سابقه است و نشان می‌دهد نگرانی درباره وضعیت زنان از محدوده فعالان حقوق زن فراتر رفته و به بخشی از جامعه محلی نیز سرایت کرده است.

فرانس۲۴ همچنین به اظهارات مقام‌های طالبان پرداخته که مدعی شده‌اند نیروهای امنیتی صرفاً برای کنترل وضعیت و جلوگیری از بی‌نظمی وارد عمل شده‌اند. با این حال، این رسانه یادآور شده که مقام‌های طالبان به طور مستقیم درباره گزارش‌های مربوط به تیراندازی به سمت معترضان یا مجروح شدن افراد توضیحی ارائه نکرده‌اند.

همچنین روزنامه آلمانی اشپیگل نیز در گزارش خود از «سرکوب خشونت‌آمیز» اعتراضات هرات سخن گفته و نوشته است که رویدادهای جبرئیل بار دیگر توجه جامعه جهانی را به وضعیت حقوق زنان در افغانستان جلب کرده است. این رسانه گزارش‌های مربوط به ضرب‌وشتم معترضان و استفاده از سلاح گرم را نشانه‌ای از کاهش بیشتر فضای مدنی در کشور دانسته است.

اشپیگل نوشته است که اعتراضات هرات از آن جهت اهمیت دارد که مخالفت با سیاست‌های مربوط به پوشش زنان از فضای مجازی به عرصه عمومی و خیابان‌ها کشیده شده است. به اعتقاد این رسانه، این موضوع می‌تواند بیانگر افزایش نارضایتی اجتماعی از محدودیت‌های اعمال‌شده توسط طالبان باشد.

پایگاه خبری سوئیسی ناوچ نیز در گزارشی به بازداشت زنان بدون چادری یا زنانی که صورت خود را به طور کامل نپوشانده بودند پرداخته و نوشته است که تشدید اجرای مقررات پوشش در هرات با واکنش منفی بخشی از شهروندان مواجه شده است. این رسانه تأکید کرده که اقدامات اخیر طالبان حتی در مقایسه با ماه‌های گذشته نیز سختگیرانه‌تر ارزیابی می‌شود.

برگزاری تجمع‌های اعتراضی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان رویدادی کم‌سابقه به شمار می‌رود؛ زیرا شرکت‌کنندگان معمولاً با خطر بازداشت، برخوردهای خشونت‌آمیز و پیامدهای امنیتی روبه‌رو هستند. از همین رو، حضور ده‌ها نفر در حمایت از زنان بازداشت‌شده در هرات توجه ناظران را به خود جلب کرده است.

در واکنش به این رویداد، سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در هرات تأیید کرد که گروهی از شهروندان تلاش کرده بودند «به بهانه اعتراض درباره موضوع حجاب» تجمع کنند. وی مدعی شد نیروهای امنیتی با حضور به‌موقع خود توانسته‌اند اوضاع را به طور کامل تحت کنترل درآورند و از گسترش تنش جلوگیری کنند.

مقام‌های طالبان اما به طور مستقیم به گزارش‌های منتشرشده درباره استفاده از سلاح گرم علیه معترضان و همچنین ادعاهای مربوط به زخمی شدن افراد پاسخ نداده‌اند.

این رویداد در شرایطی رخ می‌دهد که نگرانی‌های بین‌المللی درباره وضعیت حقوق زنان در افغانستان همچنان رو به افزایش است. طالبان از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، محدودیت‌های گسترده‌ای را بر آموزش، اشتغال، آزادی رفت‌وآمد و حضور اجتماعی زنان اعمال کرده‌اند. اجرای سخت‌گیرانه مقررات پوشش از سوی نهادهای وابسته به وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان نیز بارها با انتقاد سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای بین‌المللی مواجه شده است.

فعالان حقوق بشر هشدار می‌دهند که ادامه بازداشت زنان به دلیل نوع پوشش و برخورد خشونت‌آمیز با معترضان می‌تواند نشانه‌ای از محدودتر شدن فضای مدنی و تشدید کنترل‌های اجتماعی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان باشد؛ موضوعی که اکنون به یکی از محورهای اصلی پوشش رسانه‌های بین‌المللی درباره افغانستان تبدیل شده است.

 

گسترش اعتراض به حجاب اجباری طالبان؛ از شلیک به معترضان تا آتش زدن برقع

اندپندنت فارسی   : افزایش بازداشت زنان در هرات به دلیل نوع پوشش، با واکنش‌های گسترده مردم و افزایش مخالفت با حجاب اجباری طالبان همراه شده است و از اعتراض ساکنان شهرک جبرئیل و شلیک طالبان به معترضان گرفته تا راه‌اندازی کارزارهای نمادین آتش زدن برقع، نشانه‌هایی از افزایش مخالفت با سیاست‌های محدودکننده طالبان در قبال زنان دیده می‌شود. 

شمار نیروهای پلیس طالبان در نقاط مختلف شهرک جبرئیل استان هرات در غرب افغانستان روز چهارشنبه ۲۰ خرداد (۱۰ ژوئن)، افزایش یافت. روز پیش از آن، از ساکنان شهرک جبرئیل که عموما از قوم هزاره و شیعه‌مذهب‌اند، به اعتراض برخاستند، اما طالبان با تیراندازی به سمت معترضان آن‌ها را سرکوب کردند. 

محتسبان امر به معروف طالبان از اوایل هفته جاری با حمایت پلیس و استخبارات این گروه در استان هرات و به‌ ویژه شهرک جبرئیل، نظارت بر پوشش زنان را تشدید و زنانی را که برقع و چادر نداشتند، بازداشت کردند. این اقدام محتسبان امر به معروف طالبان با واکنش ساکنان شهرک جبرئیل مواجه شد. نیروهای طالبان هم با چوبدستی معترضان کتک زدند و سپس با شلیک‌ هوایی و مستقیم تلاش کردند آن‌ها را متفرق کنند. 

اعتراض ساکنان هرات به نیروهای طالبان همبستگی مردم دیگر مناطق افغانستان را به همراه داشت و بسیاری از آن‌ها از معترضان حمایت و از اقدام طالبان در بازداشت زنان به دلیل نوع پوشش و حجاب انتقاد کردند. 

پیش از اعتراض سه‌شنبه ۱۹ خرداد در شهرک جبرئیل، نیز ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌داد دو نیروی زن طالبان همراه با شماری از محتسبان این گروه، زنی را از یک مغازه در شهرک جبرئیل بازداشت کرد و به خودرو خود منتقل می‌کنند. انتشار این ویدیو باعث شد مخالفت با طالبان و محتسبان امر به معروف این گروه افزایش یابد. 

حضور زنان در سطح شهر هرات از ترس بازداشت و مواجهه با محتسبان امر به معروف طالبان، کاهش یافته است و بسیاری از آنان از خانه‌هایشان خارج نمی‌شوند. برای مثال حلیمه که ۴۰ سال دارد و مسئولیت خرید خانه به عهده او است، از روز شنبه تاکنون از خانه بیرون نرفته است.

او به ایندیپندنت فارسی گفت: «برادر بزرگم به من گفت تا زمانی که وضعیت خوب نشود و نیروهای امر به معروف طالبان در شهر کم نشوند، برای خرید از خانه‌ام بیرون نروم. من هم می‌ترسم که طالبان دستگیرم کنند. من همیشه چادر سر می‌کنم، اما طالبان می‌گویند برقع هم الزامی است.» 

او تصریح کرد که بازداشت و انتقال زنان و دختران به زندان، تبعات اجتماعی منفی دارد و به همین دلیل دوست ندارد این روزها به بازار برود. او گفت: «من نمی‌خواهم بازداشت شوم. این برای خانواده ما خیلی آبروریزی بزرگی است. در فامیل ما هیچ زن و دختری زندان نرفته است. خدا همگی ما را از روبرو شدن به چنین روزی نجات دهد.» 

منابع مردمی در هرات به ایندیپندنت فارسی گفتند کاهش حضور زنان در مرکزخریدهای مشهور هرات، کسب‌وکارها را هم متضرر کرده است.

حامد کرزی، رئیس‌‌جمهوری پیشین افغانستان، از برخورد طالبان با معترضان در هرات ابراز نگرانی کرد. او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جامعه ما به صلح، شادی و زندگی سرشار از دوستی نیاز دارد. ضروری است که همه مردم افغانستان، به‌ ویژه زنان، از احترام کامل برخوردار باشند و شرایط زندگی آبرومندانه در وطنشان برای آنان فراهم شود.» 

هم‌زمان با افزایش تلاش‌های طالبان برای ترویج حجاب مدنظر خود، یعنی برقع یا چادر عربی سیاه، مخالفت با حجاب اجباری در میان زنان افغانستان نیز افزایش یافته است. برخی از آنان کارزاری را راه‌اندازی کرده‌اند که در آن چادرنماز یا برقع را از سر برمی‌دارند و آتش می‌زنند. 

مخالفت زنان افغانستان با حجاب اجباری طالبان در این دوره از حاکمیت طالبان بیشتر شده و شمار زیادی از دختران در حساب‌های کاربری خود بدون حجاب‌اند. 

با تشدید اجرای شریعت اسلامی مدنظر رژیم طالبان، زنان و دختران بیشتری برای نشان دادن مخالفتشان با سرکوب، اختناق و محرومیت از حق کار و آموزش، از رعایت حجاب اجباری طالبان، یعنی برقع یا چادر عربی، خودداری می‌کنند. البته شمار زنانی که در کلان‌شهرهای افغانستان حجاب اجباری طالبان را رعایت نمی‌کنند، اندک است، اما همین زنان در شبکه‌های اجتماعی و حساب‌های کاربری خود با تصاویر بدون حجاب ظاهر می‌شوند و به این شیوه به طالبان اعتراض می‌کنند. 

 

طالبان بازداشت زنان به دلیل «بدحجابی» را تایید کردند؛ آزادی در ازای تعهد کتبی

اندپندنت فارسی : محتسبان (ماموران) امر به معروف و نهی از منکر رژیم طالبان زنانی را که پوشش مورد نظر این گروه را رعایت نکرده باشند بازداشت می‌کنند و آزادی آنها را به گرفتن تعهد کتبی از آنان و اعضای خانواده‌‌شان منوط کرده‌اند. وزارت امر به معروف طالبان تا چندی پیش بازداشت زنان و دختران به دلیل نوع پوشش را رد می‌کرد، اما نوراحمد اسلام‌جار، استاندار طالبان در هرات، به‌تازگی تایید کرده است که برخی زنان و دختران به دلیل نوع پوشش‌‌شان بازداشت شده‌اند. 

او مدعی شده است که پس از سال‌ها انتظار، اکنون قانون حجاب در افغانستان اجرا می‌شود و این اقدام پس از مشورت و رایزنی‌های گسترده صورت گرفته است. 

او در یک نوار صوتی گفته است: «ما پس از ماه‌ها فکر و سال‌ها انتظار قانون حجاب را به خاطر ضرورت اجرا کردیم. ما می‌دیدیم که حجاب دختران با گذشت هر روز کوتاه‌تر می‌شود. دستور دادیم که این افراد را از سطح شهر جمع کنند.» 

پس از این دستور و افزایش حضور محتسبان امر به معروف و نهی از منکر، بسیاری از زنان و دختران از خانه‌هایشان بیرون نمی‌آیند. بازار کالاها و پوشاک زنانه نیز با کاهش چشمگیر مراجعه‌‌کنندگان روبه‌رو شده است. 

وضعیت این روزهای هرات برای بسیاری از شهروندان یادآور دوران نخست حاکمیت طالبان در سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ میلادی است؛ دوره‌ای که زنان و دختران از حضور آزادانه در جامعه محروم بودند و طالبان در مواردی زنان را در ملا عام شلاق می‌زدند. 

سازمان پزشکان بدون مرز اعلام کرده است که روز شنبه ۱۶ خرداد (۶ ژوئن)، محتسبان امر به معروف طالبان یک پزشک زن را در مسیر بیمارستان مرکزی هرات بازداشت کرده‌اند. 

در اطلاعیه این سازمان آمده است که این پزشک در حال رفتن به بخش کودکان بیمارستانی بود که تحت حمایت پزشکان بدون مرز فعالیت می‌کند، اما به دلیل نوع پوششش بازداشت شد. 

این سازمان افزود که شوهر این پزشک او را همراهی می‌کرده، با این حال، محتسبان طالبان او را دو روز در بازداشت نگه داشتند. 

در این اطلاعیه آمده است: «او دو روز بازداشت شد و سرانجام در ۸ ژوئن، پس از آنکه هم خودش و هم همسر و سایر اعضای خانواده‌اش تعهدی کتبی مبنی بر پوشیدن حجاب مدنظر وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان را امضا کردند، آزاد شد.» 

در بخش دیگری از اطلاعیه این سازمان آمده است: «تحمیل فشار بیشتر بر زنان، مانند پوشیدن اجباری برقع و الزام به همراهی محرم (سرپرست مرد) در خارج از خانه، دسترسی به خدمات پزشکی ضروری را بیشتر تضعیف می‌کند و توانایی کارکنان زن در ارائه خدمات و مراقبت‌های بهداشتی را محدود می‌کند. این محدودیت‌ها بر زنان و کودکانی که اغلب برای دریافت خدمات به کادر پزشکی زن نیازمندند تاثیر می‌گذارد.» 

سازمان پزشکان بدون مرز اعلام کرده است که طی یک هفته گذشته محتسبان امر به معروف طالبان در هرات شمار زیادی از زنان را بازداشت کرده‌اند. 

در اطلاعیه این سازمان آمده است: «در ۹ ژوئن،  پلیس (طالبان) با استفاده از سلاح گرم، چوب و شلاق تظاهرات علیه محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان را به‌شدت سرکوب کرد، و در پی آن چندین نفر بازدداشت و زخمی شدند.» 

رژیم طالبان روز جمعه ۲۲ خرداد با افزایش شمار نیروهای امنیتی، خودروهای نظامی و تانک‌ها در هرات و همچنین منطقه دشت برچی کابل، مانع شکل‌گیری تجمع‌های اعتراضی علیه این گروه شد. 

منابع مردمی در کابل و هرات به ایندیپندنت فارسی گفته‌اند که حضور گسترده نیروهای طالبان در این مناطق باعث شده اعتراض‌های گسترده علیه این گروه شکل نگیرد. 

با این حال، شماری از ساکنان هرات در مقابل دفتر استاندار طالبان در هرات شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «زن، زندگی، آزادی» سر دادند. 

طالبان در حالی اجرای سختگیرانه مقررات مربوط به پوشش زنان را تشدید کرده‌اند که محدودیت‌ها علیه زنان و دختران در افغانستان در نزدیک به پنج سال گذشته به‌ طور پیوسته افزایش یافته است. 

بازداشت زنان به دلیل نوع پوشش، الزام به امضای تعهدنامه، محدودیت در رفت‌وآمد و افزایش حضور محتسبان امر به معروف در سطح شهرها، بخشی از سیاست‌هایی است که سبب شده حضور زنان در جامعه و دسترسی آنان به خدمات اساسی بیش از پیش محدود شود. 

 

 

فرمانده انتحاری‌ها در دادگاه نیویارک

افغانستان انترنیشنل : دادگاه فدرال نیویارک، حاجی نجیب‌الله، از فرماندهان ارشد و پیشین طالبان و رهبر گروه انشعابی «فدایی محاذ» را به اتهام تروریسم، آدم‌ربایی و دست داشتن در قتل سربازان امریکایی و افغان به ۴۲ سال زندان و ۵ سال آزادی تحت نظارت محکوم کرد.

این فرمانده ۵۰ ساله طالبان که به نام‌های نجیب‌الله نعیم، ابوطیب، خطاب و عتیق‌الله نیز شناخته می‌شد، پیش از این در اپریل ۲۰۲۵ به جرم خود مبنی بر حمایت از فعالیت‌های تروریستی و گروگان‌گیری اعتراف کرده بود و اکنون قاضی «کاترین پولک فایلا» حکم نهایی او را صادر کرده است.

از جبهه ملا دادالله تا هدایت صدها مهاجم انتحاری

ملا نجیب‌الله متولد سال ۱۹۷۹ است و از سن ۱۵ سالگی، هم‌زمان با ظهور تحریک طالبان به رهبری ملا عمر، وارد میدان جنگ شد. او در سال ۲۰۰۱ به عنوان سرگروه طالبان در ولایات شمالی افغانستان می‌جنگید و بعدها به یکی از کلیدی‌ترین افراد ملا دادالله تبدیل شد. او در اعترافاتش گفته بود به دلیل «شجاعت و جذابیت» ملا دادالله به او پیوسته است.

ملا دادالله او را به عنوان فرمانده صدها مهاجم انتحاری در «جبهه فدایی ملا دادالله» تعیین کرد. پس از کشته شدن دادالله در سال ۲۰۰۷ در هلمند، نجیب‌الله رهبری نیروهای او را بر عهده گرفت.

بر اساس گزارش وزارت عدلیه امریکا، او بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ فرماندهی عملیات‌های طالبان در ولایت میدان وردک را بر عهده داشت و حملات راکتی، کمین‌ها و حملات انتحاری متعددی را علیه نیروهای افغان و ناتو رهبری کرد؛ از جمله حمله‌ای در جون ۲۰۰۸ که منجر به کشته شدن سه سرباز امریکایی و مترجم افغان آن‌ها شد.

گفته می‌شود ملا نجیب‌الله دست‌کم سه بار توسط نیروهای امریکایی و افغان بازداشت شده بود، اما هر بار با پرداخت رشوه‌های کلان (از جمله ۲۵ هزار دالر در سال ۲۰۰۶) موفق به فرار از زندان شده بود.

تأسیس «فدایی محاذ» و اتهامات سنگین علیه شورای کویته

ملا نجیب‌الله به دلیل مخالفت شدید با ایجاد دفتر سیاسی طالبان در قطر و گفت‌وگوهای صلح با امریکا و دولت افغانستان، راه خود را از بدنه اصلی طالبان جدا کرد و گروه «فدایی محاذ» را بنیان گذاشت.

این گروه در سال ۲۰۱۵ اتهامات سنگینی را علیه رهبران ارشد طالبان از جمله ملا عبیدالله، ملا برادر، ملا اختر منصور و ملا گل‌آقا مطرح کرد و مدعی شد که آن‌ها به دو شاخه تقسیم شده و از استخبارات امریکا و بریتانیا معاش ماهانه دریافت می‌کنند. فدایی محاذ همچنین ادعا کرد که شورای کویته با دریافت ۵ میلیون دالر، ملا دادالله را توسط سه تن از محافظانش به قتل رسانده است. در پی این اختلافات، شورای کویته در جون ۲۰۱۴ تلاش کرد ملا نجیب را در ساحه «ستلایت تاون» کویته ترور کند؛ ملا نجیب جان سالم به در برد اما برادرش، حافظ تیمورشاه، در این سوءقصد کشته شد.

این گروه همچنان مدعی بود که ملا عمر توسط زهر به قتل رسیده است.

شکار خبرنگاران خارجی

گروه فدایی محاذ برای مطرح کردن نام خود، تمرکز ویژه‌ای بر هدف قرار دادن خبرنگاران و چهره‌های خارجی داشت و آن‌ها را «جاسوس» می‌نامید. این گروه مسئولیت ترور «نیلس هورنر» خبرنگار سویدنی در کابل (۲۰۱۴) و «سوشمیتا بنرجی» نویسنده هندی‌تبار را بر عهده گرفت. این گروه همچنین عامل ترور ارسلا جمال، والی پیشین لوگر و حمله انتحاری ناکام علیه صبغت‌الله مجددی معرفی شده است.

بزرگ‌ترین اقدام این گروه، ربودن «دیوید رود» خبرنگار روزنامه نیویارک تایمز در نوامبر ۲۰۰۸ در لوگر بود. ملا نجیب با همکاری شبکه حقانی، این خبرنگار را به میرانشاه در وزیرستان شمالی منتقل کرد.

یک همکار پیشین طالبان به افغانستان اینترنشنال گفت که شبکه حقانی در ابتدا برای آزادی این خبرنگار خواستار دریافت ۲۵ میلیون دالر و آزادی ۱۵ زندانی گوانتانامو شده بود. طالبان قصد داشتند با این پول، پهپادهای انتحاری کوچک ساخت چین را برای اهداف بزرگ خود خریداری کنند. با این حال، در جون ۲۰۰۹ در حالی که نگهبانان به خواب رفته بودند، دیوید رود و مترجمش طاهر لودین از دیوار ده فتی فرار کرده و خود را به پاسگاه مرزی پاکستان رساندند؛ فراری که تمام نقشه‌های طالبان را نقش بر آب کرد. اگرچه برخی منابع محلی مدعی هستند فرار وی با هماهنگی شورای کویته و در بدل پول سازماندهی شده بود.

پایان کار در اوکراین

ملا نجیب‌الله پس از این رویدادها، به پاکستان رفت و در لاهور کارخانه تولید روغن موتر تأسیس کرد که سال‌ها بر سر آن با شرکای خود جنجال داشت. او سرانجام در سال ۲۰۲۰ در کشور اوکراین بازداشت و به ایالات متحده امریکا مسترد شد؛ جایی که پس از سال‌ها دوسیه قضایی، سرانجام به ۴۲ سال زندان محکوم شد.

 

 

طالبان «موزه‌های جهاد» می‌سازند؛ از جلیقه انتحاری تا خودروهای بمب‌گذاری‌شده

اندپندنت فارسی : ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، قانون «آثار جهادی» این گروه را که در یک مقدمه، دو بخش، دو فصل و ۱۴ ماده تنظیم شده است، ابلاغ کرد. بر اساس این قانون ابزارهای جنگی و تبلیغاتی طالبان که در جریان جنگ با حکومت پیشین افغانستان، ایالات متحده امریکا و نیروهای ناتو استفاده شدند، باید در موزه‌ گذاشته و شکل گسترده نمایش داده شوند. 

به دستور رهبر طالبان، آثار مربوط به دوره نخست حاکمیت این گروه نیز باید گردآوری و در موزه‌ها به نمایش گذاشته شوند. 

بر اساس این قانون، «سازمان حفظ آثار جهادی» زیرمجموعه وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان خواهد بود. 

در ماده دوم این قانون، آثار جهادی طالبان این چنین تعریف شده است: همه آثار نشانه‌ها و یادگارهایی مادی و معنوی که در جهاد افغانستان استفاده، ساخته یا نوشته شده باشند و جوانب مختلف زندگی، قربانی‌ها و کارنامه مجاهدین را به تصویر بکشند.

در بند دوم این ماده، این آثار مادی اسلحه، لباس، پرچم، یادداشت‌ها، ابزارها، مراکز و مکان‌های «جهادی» طالبان اعلام و در بند سوم نیز آثار معنوی جهادی قصه‌ها، یادداشت‌ها، اشعار و ترانه‌های نیروهای طالبان معرفی شده‌اند. 

در ماده چهارم این قانون، به وزارت‌های دفاع، داخله، اداره استخبارات و دیگر نهادهای رژیم طالبان دستور داده شده است که با وزارت اطلاعات و فرهنگ این گروه در زمینه جمع‌ آوری، نگهداری و حفظ «آثار جهادی» طالبان همکاری کنند. 

این ماده همچنین وظایف اداره حفظ آثار جهادی طالبان را تشریح کرده و آن‌ها را تدوین و حفظ تاریخ جنگ ۲۰ ساله طالبان با نظام جمهوری و متحدان غربی آن، گردآوری و ذخیره اطلاعات مربوط به جنگ طالبان به شکل شنیداری و نوشتاری و مستندسازی رویدادهای مرتبط با این جنگ برشمرده است. همچنین تاکید شده است که در مورد اهمیت «جهاد، شهادت، استشهاد (انتحاری)، قربانی‌ها و فتح» به مردم افغانستان اطلاعات ارائه شود. 

بر اساس بند پنجم این ماده، اطلاعات مربوط به آنچه «ظلم دشمن» خوانده شده است، هم باید به شکل نوشتاری و شنیداری تنظیم و نگهداری شود. 

این ماده از قانون حفظ آثارجهادی، افزون بر آنکه زمینه گردآوری آثار جهادی طالبان را فراهم می‌کند، برای ثبت و نگهداری ابزارهایی چون جلیقه‌های انتحاری، خودروهای بمب‌ گذاری‌‌شده، مین‌های بشکه‌ای زردرنگ، موتورسیکلت‌های بمب‌‌گذاری‌‌شده و دیگر ابزارهای مورداستفاده در جنگ طالبان بستری مناسب ایجاد می‌کند.

با این حال در نزدیک به پنج سال گذشته و پیش از تصویب این قانون نیز چنین فعالیت‌هایی انجام می‌شد و طالبان درمناسبت‌های مختلف، نیروهای انتحاری خود،خودروهای بمب‌‌گذاری‌‌شده،جلیقه‌های انتحاری ومین‌های بشکه‌ای زردرنگ را در ملاعام به نمایش می‌گذاشتند. بنابراین پیش‌بینی می‌شود که با اجرایی شدن این قانون، دامنه این فعالیت‌ها گسترش یابد و نمایش آثار و نمادهای جنگی طالبان در نقاط مختلف افغانستان افزایش پیدا کند.

در ماده نهم این قانون، وظایف اداره ثبت آثار و اسناد جهادی طالبان با جزئیات بیشتری توضیح داده و تاکید شده که برخی تجهیزات نظامی ازکارافتاده، از جمله تانک‌ها، هلی‌کوپترها، توپ‌ها (راکت‌انداز) و دیگر ابزارهای جنگی هم در موزه‌های جهادی طالبان به نمایش گذاشته شوند. همچنین تجهیزات نظامی مورداستفاده در جنگ افغانستان که اکنون داخل کشور موجود نیستند، باید به صورت ماکت یا عکس در موزه‌ها نمایش داده شوند. 

در بند سوم این ماده آمده است: «ثبت نمونه‌ وسایل استفاده‌شده در جهاد، سلاح‌های سبک و سنگین، مین‌ها و بمب‌های دست‌ساز، موشک‌ها، تله‌ها (جلیقه). ریموت کنترل‌ها و سایر آثار جهادی با توضیح نوشتاری کامل به نمایش گذاشته شود.» 

طالبان پیش از این نیز در برخی از استان‌های افغانستان، تانک‌های نظامی ساخت امریکا و همچنین تانک‌هایی را که در حملات انتحاری تخریب شده بودند، در معرض دید عموم قرار داده‌ بودند. 

ماده دوازدهم این قانون تصریح می‌کند که طالبان نمی‌توانند در موزه‌های جهادی خود از تصاویر موجودات زنده استفاده کنند یا آن‌ها را به نمایش بگذارند. 

وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان پیش‌تر اعلام کرده بود که در هر استان افغانستان دست‌کم یک موزه جهادی ساخته خواهد شد، اما این وزارتخانه تاکنون هزینه ساخت این موزه‌ها و شمار نیروی انسانی موردنیاز برای اداره آن‌ها را مشخص نکرده است. در حال حاضر، تنها موزه جهادی طالبان در مجموعه روضه مبارک شهر مزارشریف، مرکزاستان بلخ، فعال است. 

رژیم طالبان در حالی بر تدوین و تثبیت روایت خود از جنگ دو دهه گذشته تمرکز کرده است که در حملات مسلحانه، انفجاری و انتحاری این گروه، شمار زیادی از مردم افغانستان جان باخته‌اند. با این حال در این روایت‌ها فعالیت‌ها و عملکرد طالبان و نیروهای این گروه به گونه‌‌ای مثبت بازنمایی می‌شود و جنگ آنان تحت عنوان «جهاد» و «مبارزه با اشغال افغانستان و کفار» توجیه می‌شود. در حالی که تبعات این جنگ، از جمله پیامدهای انسانی، تلفات غیرنظامیان و خسارت‌های ناشی از حملات انفجاری و انتحاری، در روایت رسمی طالبان جایگاهی ندارد و تمرکز بر ثبت و نمایش آن چیزی است این گروه «کارنامه‌ جهادی» خود می‌نامد. 

 

چهره مرموز سعد محسنی؛ از ارتباط با خلیلزاد تا همکاری با سرویس‌های جاسوسی خارجی

در ادامه واکنش‌ها به اظهارات جنجالی سعد محسنی درباره وضعیت زنان در افغانستان، سه تحلیل جداگانه از سوی تحلیلگران و اصحاب رسانه افغانستان منتشر شده که هر یک از زاویه‌ای متفاوت به جایگاه و نقش او در تحولات سیاسی و رسانه‌ای افغانستان پرداخته‌اند.

به گزارش ایراف، حسینی مدنی، صدیق‌الله توحیدی و سیداحمد موسوی مبلغ، سه تحلیلگر رسانه‌ای افغانستان، درباره سعد محسنی و فعالیت‌های موبی گروپ طی دوره جمهوریت و طالبان، در سه مطلب جداگانه، به بررسی فعالیت‌های او پرداخته‌اند.

آیا سعد محسنی بخشی از یک پروژه است؟

حسینی مدنی، خبرنگار و فعال رسانه‌ای افغانستان در تحلیلی با عنوان «آیا سعد محسنی جزوی از یک پروژه بزرگ است؟» نوشت: محسنی در دوران بیست‌ساله جمهوریت کمتر در رسانه‌ها ظاهر می‌شد، اما همزمان از طریق ارتباطات گسترده با حلقات سیاسی و چهره‌های اثرگذار داخلی و خارجی، در سطحی فراتر از یک فعال رسانه‌ای عمل می‌کرد.

وی افزود رسانه‌های تحت مدیریت او از جمله طلوع، طلوع‌نیوز و سایر شبکه‌ها، تنها ابزار اطلاع‌رسانی نبودند بلکه به گفته او نقش مهمی در شکل‌دهی افکار عمومی و تأثیرگذاری بر روندهای تصمیم‌سازی سیاسی داشتند. مدنی تأکید کرد این شبکه‌ها به واسطه ارتباط با حلقات قدرت، به بخشی از معادلات سیاسی افغانستان تبدیل شده بودند.

او در ادامه گفت این سطح از نفوذ رسانه‌ای، به باور او، باعث شده محسنی نه صرفاً یک رسانه‌دار بلکه یک بازیگر مؤثر در لایه‌های پنهان قدرت باشد؛ موضوعی که به گفته او در تحلیل رفتارهای اخیر این شبکه‌ها نیز قابل مشاهده است.

مدنی گفت ارتباطات محسنی با بازیگران آمریکایی و همچنین تماس‌های او با برخی حلقات طالبان، این فرض را تقویت می‌کند که او بخشی از یک شبکه پیچیده در سیاست افغانستان است. وی افزود تغییر رویکرد رسانه‌ای این مجموعه در قبال طالبان را می‌توان نشانه‌ای از یک بازچینی حساب‌شده در نقش رسانه‌ها دانست.

از دموکراسی تا لابی‌گری تروریسم

از سوی دیگر، صدیق‌الله توحیدی در تحلیل خود با عنوان «سعد محسنی؛ از دموکراسی‌خواهی تا لابی‌گری تروریسم طالبانی» نوشت: پس از سقوط طالبان، شبکه رسانه‌ای تحت مدیریت محسنی با حمایت‌های گسترده بین‌المللی شکل گرفت و به سرعت به یکی از مهم‌ترین رسانه‌های افغانستان تبدیل شد.

وی افزود: این رسانه‌ها در دو دهه گذشته نقش کلیدی در گسترش آزادی بیان و ترویج گفتمان دموکراسی ایفا کردند، اما همزمان بحث‌هایی جدی درباره وابستگی مالی و ساختاری آنها به پروژه‌های خارجی مطرح بوده است. به گفته او، این وابستگی در برخی تحلیل‌ها به عنوان عاملی اثرگذار بر استقلال رسانه‌ای مورد توجه قرار گرفته است.

او در ادامه تأکید کرد که این وابستگی صرفاً یک بحث مالی نیست، بلکه به باور منتقدان می‌تواند در شکل‌گیری جهت‌گیری‌های سیاسی و رسانه‌ای نیز اثرگذار باشد؛ موضوعی که امروز در تحلیل مواضع جدید این رسانه‌ها دوباره برجسته شده است.

توحیدی گفت در سال‌های اخیر، تغییر مواضع محسنی در قبال طالبان و وضعیت زنان با انتقادهای گسترده مواجه شده و برخی آن را نوعی تطهیر وضعیت موجود تلقی کرده‌اند. او افزود این تغییر رویکرد ممکن است فراتر از یک دیدگاه شخصی باشد و در چارچوب تحولات بزرگ‌تر سیاسی و رسانه‌ای قابل تحلیل باشد.

سعد محسنی را نقد نکنید؛ پروژه را ببینید

سیداحمد موسوی مبلغ، مدیرمسئول خبرگزاری اطلس و فعال سیاسی نیز در تحلیل خود با عنوان «سعد محسنی را نقد نکنید، پروژه را ببینید» نوشته است: تمرکز بر شخص محسنی بدون توجه به ساختار کلان قدرت و رسانه در افغانستان، تصویر ناقصی از واقعیت ارائه می‌دهد.

وی افزود رسانه‌های تحت مدیریت او طی بیش از دو دهه گذشته نقش مهمی در مدیریت افکار عمومی و شکل‌دهی روایت‌های سیاسی داشته‌اند و به همین دلیل نمی‌توان اظهارات اخیر او را صرفاً یک نظر فردی دانست. به باور او، این سخنان در چارچوب روابط گسترده رسانه‌ای و سیاسی قابل فهم هستند.

او در ادامه گفت این نوع تحلیل‌ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به سابقه تعامل این رسانه‌ها با بازیگران خارجی و نقش آنها در تحولات سیاسی افغانستان توجه شود؛ امری که به باور او نشان می‌دهد روایت‌های رسانه‌ای همیشه مستقل از ساختار قدرت نیستند.

موسوی مبلغ گفت با توجه به سابقه همکاری این رسانه‌ها با بازیگران غربی و همچنین ارتباطات پیچیده سیاسی در افغانستان، احتمال دارد اظهارات اخیر محسنی بخشی از یک تغییر روایت هدفمند درباره وضعیت کشور باشد. وی افزود در چنین شرایطی، باید به جای تمرکز صرف بر فرد، ساختارهای پشت این روایت‌ها را مورد توجه قرار داد.

 

دایره؛ آخرین صدای موسیقی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان

اندپندنت فارسی   : «کبوتر بال سفید را باد آورده/ بوی گل سنجد به ما آورده/ میل من نبود به این دیار آمدنم/ عشق تو مرا به این دیار آورده» این چهاربیتی را شماری از دختران در یک شب‌‌نشینی در کابل با همراه با نواختن دایره (دف)، یکی از سازهای موسیقی خراسانی، همخوانی می‌کنند.

مژگان که ۲۴ سال دارد، به ایندیپندنت فارسی می‌گوید از ترس طالبان نمی‌توانند صدای موسیقی را بلند کنند و به همین دلیل در شب‌نشینی‌ها و مهمانی‌های خانوادگی، دختران و زنان برای خوش‌گذرانی  به  ترانه‌‌خوانی با ساز دایره روی می‌آورند. 

او گفت: «عروسی برادرم دو ماه قبل بود و ما هر شبی که مراسم داشتیم، در خانه دایره می‌زدیم و خیلی آن شب‌ها خوش گذشت. از وقتی که طالبان دوباره آمدند، ما مثل دیگر سابق نمی‌توانیم صدای موسیقی را بلند کنیم. به همین دلیل با علاقه و اشتیاق، به نواختن دایره روی آوردیم. هیچ‌یک از ما دخترها نواختن دایره را به‌صورت حرفه‌ای آموزش ندیده بود، اما کم‌کم یاد گرفته‌ایم چگونه آن را بنوازیم.»

در دوران حاکمیت مجدد طالبان در افغانستان، نواختن هرگونه ساز ممنوع شده است، با این حال دایره همچنان در افغانستان به فروش می‌رسد و مردم افغانستان برای اینکه موسیقی همچنان در محافل خوشی، شب‌نشینی‌ها و تفریح‌هایشان حضور داشته باشد، با این ساز عشق، شور و شوق به موسیقی را زنده نگه می‌دارند. 

در استان هرات در غرب افغانستان، مانند دوران نخست حاکمیت طالبان، زنانی که به «مطرب» مشهورند، همراه با دایره زدن، آواز می‌خوانند. این زنان موسیقی را حرفه خود نمی‌دانند، اما به‌صورت غیرحرفه‌ای، ترانه‌های محلی ساده را با همراهی دایره اجرا می‌کنند.

البته در دوران نظام جمهوری، زنان مطرب استان هرات کمتر به مراسم دعوت می‌شدند، اما اکنون به دلیل ممنوعیت موسیقی، بازار کار این زنان مطرب که اغلب مسن‌اند، دوباره رونق گرفته است.

سوسن ۲۲ ساله، ساکن هرات، به ایندیپندنت فارسی می‌گوید که پیدا کردن مطرب برای مراسم جشن، به‌‌ویژه عروسی، دشوار است، زیرا شمار مطرب‌ها کم است و خیلی از آنان نیز از طالبان می‌ترسند و از بیم بازداشت، پاسخ رد می‌دهند. او می‌افزاید: «بیشتر مطرب‌ها سواد ندارند و تنها دایره نواختن بلدند. بازهم خوب است که این مطرب‌ها به مراسم می‌آیند و دایره می‌نوازند.» 

یکی از دلایل محبوبیت دایره این است که هم ساختش آسان و هم‌ قیمتش در بازار ارزان  (زیر ۱۰ دلار) است و مردم توان خرید آن را دارند. افزون بر این، دایره در مقایسه با بسیاری از سازهای دیگر به برق یا تجهیزات جانبی نیاز ندارد و حمل و استفاده از آن نیز آسان است. همین ویژگی‌ها باعث شده است که این ساز با استقبال گسترده‌ مردم افغانستان مواجه شود.

رژیم طالبان هم ساز دایره یا دف را علنا ممنوع نکرده و به همین دلیل تنها سازی است که در مراسم خوشی و تفریح بدون پرده‌پوشی نواخته می‌شود. 

در افغانستان دایره را از پوست گوسفند یا بز می‌سازند. البته نمونه‌های ارزان‌تر هم موجود است که از ورق‌های نازک پلاستیکی تهیه می‌شود. 

دایره (دف) یکی از سازهای محلی افغانستان است و در شماری از آهنگ‌های مشهور محلی فارسی و پشتو از این ساز استفاده شده است. 

در شبکه‌های اجتماعی ویدیوهای متعددی منتشر شده‌اند که نشان می‌دهند در جشن‌های بهاری امسال، دایره تنها سازی بود که به دورهمی‌های جوانان شور و حال بخشید و حال‌وهوای موسیقی را به این گردهمایی‌ها آورد. افزون بر این، در تیک‌تاک، فیس‌بوک و اینستاگرام نیز ویدیوهای فراوانی از دختران و زنان افغانستان در حال نواختن دایره و اجرای ترانه‌های محلی منتشر می‌شود.

برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی از دایره به‌عنوان «آخرین صدای موسیقی» در افغانستان یاد می‌کنند و معتقدند این ساز باعث شده موسیقی همچنان در زندگی روزمره مردم‌ــ‌ هرچند محدود‌ــ حضور داشته باشد.

با این حال، مواردی نیز گزارش شده است که ماموران امر به معروف طالبان و همچنین نیروهای پلیس این گروه، شماری از مردم را به اتهام نواختن سازهای موسیقی، از جمله دایره، بازداشت کرده‌اند. در استان قندهار، در جنوب افغانستان، که محل اقامت ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، است، دایره بخشی از موسیقی محلی این استان به شمار می‌رود، اما طالبان نواختن آن را ممنوع کرده‌اند. عکسی منتشر شده که نشان می‌دهد طالبان یکی از جوانان قندهار را تحقیر کرده‌اند. به این صورت که دایره را بر سر او شکسته، سپس آن را به گردنش آویخته‌اند و در نهایت تصویر او را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند.

در چندین مورد هم ماموران امر به معروف طالبان سازهای موسیقی، از جمله دایره، را به آتش کشیده‌اند.

افغانستان تنها کشوری در جهان است که موسیقی در آن ممنوع شده و فعالان و هنرمندان عرصه موسیقی از ترس طالبان امکان اجرای آزادانه آثارشان را ندارند. در نتیجه، موسیقی به‌صورت زیرزمینی و مخفیانه درآمده است که به هنر موسیقی در افغانستان ضربه سنگینی وارد کرده است.

با این حال، رواج نواختن دایره، راه یافتن این ساز به درون خانه‌ها و افزایش علاقه بخشی از مردم به خواندن ترانه با همراهی دایره، امید به حفظ و حتی گسترش موسیقی محلی را تقویت کرده است.

در شرایطی که موسیقی در افغانستان با محدودیت‌هایی بی‌سابقه روبرو است، دایره دیگر تنها یک ساز موسیقی نیست، بلکه برای بسیاری از مردم به نمادی از حفظ موسیقی محلی و میراث فرهنگی افغانستان تبدیل شده است. هرچند اجرای رسمی و عمومی موسیقی با محدودیت‌های شدید روبرو است، دایره همچنان در خانه‌ها، محافل زنانه، شب‌نشینی‌ها و گردهمایی‌های کوچک نواخته می‌شود و مردم و هنرمندان را به تداوم بخشی از سنت‌ موسیقایی افغانستان امیدوار نگه داشته است.

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت