


در آستانه برگزاری پنجمین نشست «فرمت مسکو»، نماینده ویژه پاکستان و مدیرکل آسیای جنوبی وزارت خارجه ایران در دیداری در مسکو درباره تحولات منطقه و تنشهای روبهافزایش میان کابل و اسلامآباد گفتوگو کردند.
به گزارش ایراف، در حاشیه هشتمین نشست «فرمت مسکو» درباره افغانستان، صادق خان نماینده ویژه نخستوزیر پاکستان در امور افغانستان با محمدرضا بهرامی دستیار وزیر و مدیرکل آسیای جنوبی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دیدار کرد.
این دیدار پیش از آغاز نشست انجام شد؛ نشستی که طبق اعلام وزارت خارجه پاکستان روز دوشنبه ۵ اکتبر به میزبانی فدراسیون روسیه برگزار میشود و علاوه بر صادق خان، سفیر پاکستان در کابل نیز در آن حضور خواهد داشت.
بهرامی پس از این گفتوگو اعلام کرد که پیش از نشست، «تبادل نظر و گفتوگویی دوستانه و سازنده» با هیأت پاکستانی داشته و دو طرف درباره تحولات جاری منطقه و پیامدهای تنشهای اخیر میان افغانستان و پاکستان رایزنی کردهاند.
تنشهای امنیتی میان کابل و اسلامآباد طی سه سال گذشته شدت گرفته و این اختلافات، به گفته ناظران، بر فضای نشست مسکو تأثیر گذاشته است.
در همین زمینه، نماینده ویژه رئیسجمهور روسیه اعلام کرده که در نشست روز دوشنبه «به شدتگرفتن درگیریها میان افغانستان و پاکستان توجه ویژهای خواهد شد» و مسکو آماده میانجیگری میان دو کشور برای دستیابی به مصالحهای معقول است.
«فرمت مسکو» سازوکاری منطقهای برای رایزنی درباره تحولات افغانستان است که از سال ۱۳۹۶ به ابتکار روسیه شکل گرفت و با هدف هماهنگی میان کشورهای منطقه و بررسی راههای دستیابی به ثبات و صلح در افغانستان برگزار میشود.
ایران، روسیه، چین، هند، کشورهای آسیای مرکزی و همسایگان افغانستان از اعضای اصلی این قالب هستند.
اهمیت بحران افغانستان برای تهران
پیامدهای امنیتی بحران افغانستان بر محیط پیرامونی ایران
به باور ناظران، بحران افغانستان برای ایران یک مسئله صرفاً سیاسی یا دیپلماتیک نیست؛ بلکه واقعیتی امنیتی و پیوسته است که مستقیماً بر محیط پیرامونی کشور اثر میگذارد.
در چند سال گذشته، مجموعهای از تحولات در افغانستان باعث شده این کشور به کانون نگرانیهای منطقهای تبدیل شود؛ از جمله تنش میان طالبان و پاکستان که کنترل مرزها را دشوار کرده و امکان تحرک گروههای مسلح را افزایش داده است، فعالیت گروههای افراطی در مناطق مرزی که امنیت کشورهای پیرامونی را تحت فشار قرار داده، بیثباتی سیاسی کابل که مانع شکلگیری سازوکارهای مشترک امنیتی شده و هزینههای امنیتی همسایگان را بالا برده، و گسترش رقابتهای امنیتی در جنوب و شرق افغانستان که پیامدهای آن بهطور مستقیم بر کشورهای منطقه اثر میگذارد.
پیوند ناامنیهای افغانستان با درگیریهای زاهدان و سراوان
در همین چارچوب، تهران معتقد است هر موج بیثباتی در افغانستان بهطور طبیعی به شرق ایران سرریز میشود؛ موضوعی که در هفتههای گذشته با وقوع چندین درگیری مسلحانه در زاهدان و سراوان بار دیگر آشکار شد.
درگیریهای شدید در منطقه منزلآب زاهدان و همچنین عملیات چندساعته نیروهای امنیتی در سراوان علیه اعضای گروههای مسلح، نشان داد که فعالیت این شبکهها بهطور مستقیم با وضعیت امنیتی افغانستان و پاکستان پیوند دارد و هر خلأ امنیتی در مرزهای شرقی، زمینه تحرک این گروهها را افزایش میدهد.
تلاش تهران برای پاسخگو کردن پاکستان
در پی این رخدادها، تهران بارها تأکید کرده که پاکستان باید در قبال کنترل مرزها و جلوگیری از تحرک گروههای تروریستی مسئولانهتر عمل کند.
ایران معتقد است بخشی از ناامنیهای شرق کشور ناشی از رفتوآمد آزادانه عناصر مسلح در مرزهای پاکستان و فعالیت گروههایی مانند جیشالعدل است.
این مطالبه در گفتوگوهای اخیر تهران و اسلامآباد نیز مطرح شده و یکی از محورهای اصلی رایزنیهای دو کشور در نشستهای منطقهای بوده است.
اعلام آمادگی ایران برای میانجیگری میان طالبان و پاکستان
در کنار این مواضع، تهران طی ماههای گذشته بارها اعلام کرده که آماده است برای کاهش تنش میان طالبان و پاکستان نقشآفرینی کند.
ایران این اختلافات را یکی از عوامل اصلی بیثباتی در مرزهای شرقی میداند و معتقد است میانجیگری منطقهای میتواند از گسترش بحران جلوگیری کند.
این رویکرد در نشستهای مختلف از جمله «فرمت مسکو» نیز تکرار شده و تهران تلاش دارد با ایجاد کانالهای گفتوگو میان کابل و اسلامآباد، از تأثیرات امنیتی این تنشها بر محیط پیرامونی خود بکاهد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «محمد صادق»، نماینده ویژه پاکستان برای افغانستان، پیش از آغاز هشتمین نشست مشورتی «فرمت مسکو» در پایتخت روسیه، با مقامهای ایران، ازبکستان و تاجیکستان دیدار و درباره تحولات افغانستان و منطقه رایزنی کرد.
صادق در مسکو با «عصمتالله ایرگاشف»، نماینده ویژه ازبکستان برای افغانستان دیدار کرد و دو طرف درباره وضعیت افغانستان و تحولات منطقهای تبادل نظر کردند. به گفته صادق، در این دیدار بر اهمیت گفتگوی منطقهای، صلح و ثبات تأکید شد.
نماینده ویژه پاکستان همچنین با «سرور بختی»، رئیس اداره کشورهای خاورمیانه و آفریقا در وزارت خارجه تاجیکستان، دیدار و درباره وضعیت افغانستان و تحولات منطقهای گفتگو کرد. سفیران پاکستان در کابل و مسکو نیز در این دیدار حضور داشتند.
صادق پیش از این نیز با «محمدرضا بهرامی»، مدیرکل آسیای جنوبی وزارت خارجه ایران دیدار کرده بود. به گفته بهرامی، دو طرف در این دیدار گفتگوی دوستانه و سازنده پیرامون تحولات جاری در منطقه داشتند.
این دیدارها در آستانه برگزاری هشتمین نشست فرمت مسکو برای رایزنی درباره افغانستان انجام شده است؛ نشستی که قرار است امروز دوشنبه در پایتخت روسیه برگزار شود و وضعیت افغانستان و پیرامون آن، از جمله درگیریها و اختلافات میان کابل و اسلامآباد، در دستور کار آن قرار دارد.
«طاهر خان»، خبرنگار برجسته پاکستانی در واکنش به دیدار نماینده این کشور با بهرامی تأکید کرد ایران به دلیل همسایگی با پاکستان و افغانستان و روابط نزدیک با هر دو کشور، میتواند در کاهش تنشهای میان اسلامآباد و کابل نقش مهمی ایفا کند.
وی افزود تداوم رویارویی میان پاکستان و افغانستان میتواند پیامدهای مستقیم و بالقوه جدی برای ایران داشته باشد.
طاهر خان همچنین با اشاره نقش مهم منطقهای ایران تأکید کرد: در حالی که تنشها در حال افزایش است، ایران میتواند از نفوذ و کانالهای ارتباطی خود با پاکستان و افغانستان برای تشویق دو طرف به گفتگو، کاهش تنش و حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات کنونی استفاده کند.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، با اشاره به نقش داعش ــ گروهی که بهگفته او «زاییده مداخله آمریکا و ناتو» است ــ اختلافات اخیر میان طالبان و پاکستان در نشست فرمت مسکو را «ناخوشایند اما قابل پیشبینی» توصیف کرد و تأکید داشت که این شکاف نباید به یک بحران بزرگ امنیتی تعبیر شود. او گفت تا زمانی که قدرتهای فرامنطقهای در ژئوپلیتیک آسیای مرکزی دخالت میکنند، زمینه برای رشد تروریسم و تنشهای منطقهای باقی خواهد ماند.
به گزارش ایراف، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، روز سهشنبه ۱۴ مهر در نشست خبری مشترک با وزیر خارجه جمهوری دموکراتیک تیمور شرقی در مسکو، به پرسشها درباره فضای پرتنش هشتمین نشست «فرمت مسکو» پاسخ داد؛ نشستی که بهدلیل اختلاف میان هیئتهای طالبان و پاکستان، بدون تصویب بیانیه پایانی به کار خود پایان داد.
لاوروف در این نشست، اختلافات میان دو طرف را «رویدادی ناخوشایند» خواند، اما تأکید کرد که این وضعیت «نباید به یک تراژدی تبدیل شود»، زیرا ریشههای آن کاملاً قابل پیشبینی بوده است.
او گفت: «در حال حاضر میان طالبان و پاکستان تنش جدی وجود دارد و علت اصلی آن حضور گروه تروریستی داعش و شاخههای وابسته به آن است که حملات و ناامنیهایی را در خاک هر دو کشور رقم میزنند.»
داعش؛ پیامد مستقیم مداخله آمریکا و ناتو
وزیر خارجه روسیه در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به سابقه شکلگیری داعش، این گروه تروریستی را «محصول مستقیم حمله ایالات متحده به عراق» دانست و افزود که «ساختارهای تروریستی جدیدی نیز پس از مداخله ناتو در لیبیا پدید آمدند».
او تأکید کرد که تجربه دو دهه گذشته نشان داده است دخالت قدرتهای فرامنطقهای در ژئوپلیتیک آسیای مرکزی نهتنها امنیت را تقویت نکرده، بلکه زمینهساز گسترش تروریسم و بیثباتی شده است.
لاوروف گفت: «مهمترین درس این وضعیت، ضرورت توقف مداخله بازیگران فرامنطقهای در این منطقه حساس است.»
اختلاف طالبان و پاکستان بر سر متن بیانیه
پیشتر ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیسجمهور روسیه در امور افغانستان، اعلام کرده بود که اختلاف میان طالبان و پاکستان بر سر نحوه اشاره به «تروریسم» در متن بیانیه پایانی، مانع از تصویب آن شده است.
به گفته کابلوف، طالبان معتقد بودند که در پیشنویس امسال، افغانستان «بیش از حد» در زمینه تروریسم برجسته شده است؛ در حالی که عبارات مشابهی در بیانیه سال گذشته نیز وجود داشت.
طالبان استدلال کردهاند که «شرایط روابط دوجانبه تغییر کرده» و درج این بخش برای آنان «قابل قبول نیست».
کابلوف افزود که این موضع طالبان برای مسکو «غیرمنتظره» بوده، اما روسیه همچنان امیدوار است که اختلافات میان دو طرف با گفتوگوهای مستقیم کاهش یابد.
مسکو: فرمت مسکو همچنان فعال میماند
با وجود پایان بدون بیانیه، مقامهای روسی تأکید کردهاند که این مسئله «به هیچوجه کارکرد فرمت مسکو را مختل نخواهد کرد».
به گفته آنان، این سازوکار منطقهای همچنان یکی از مهمترین بسترهای هماهنگی امنیتی و سیاسی میان کشورهای منطقه درباره افغانستان است و نشستهای آینده طبق برنامه ادامه خواهد یافت.
لاوروف نیز در سخنان خود ابراز اطمینان کرد که «هم طالبان و هم پاکستان تمایل جدی به عادیسازی روابط دارند» و مسکو از این روند حمایت میکند.
او تأکید کرد که کاهش تنش میان دو طرف، برای امنیت آسیای مرکزی و جلوگیری از گسترش فعالیت گروههای تروریستی «ضروری و فوری» است.
ترکیب شرکتکنندگان در نشست
در هشتمین نشست فرمت مسکو، نمایندگان ویژه و مقامهای کشورهای روسیه، ایران، پاکستان، هند، چین، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان حضور داشتند.
بلاروس و مصر نیز بهعنوان مهمان در این نشست شرکت کردند.
این ترکیب نشاندهنده اهمیت روزافزون هماهنگی منطقهای در مواجهه با تهدیدهای امنیتی ناشی از افغانستان است.
تشدید تدابیر امنیتی طالبان در شمال افغانستان؛ برگزاری نشست ویژه مقامهای ۵ ولایت در فاریاب
در پی افزایش تحرکات و حملات گروههای مسلح مخالف طالبان در ولایتهای شمالی افغانستان، مسئولان ارشد سیاسی، نظامی و اطلاعاتی ۵ ولایت شمالی در نشست بیسابقهای به میزبانی ولایت فاریاب گرد هم آمدند.
به گزارش ایراف، این نشست امنیتی پنجشنبهشب به ریاست یوسف وفا، والی طالبان در بلخ و با حضور والیان، فرماندهان امنیه، مسئولان اطلاعات و مقامهای قضایی نظامی ولایتهای بلخ، جوزجان، سرپل، سمنگان و فاریاب در شهر میمنه برگزار شد. همچنین معاون سپاه ۲۰۹ الفتح و مسئولان محاکم نظامی منطقه شمال نیز در این جلسه حضور داشتند.
اگرچه منابع رسمی طالبان درباره جزئیات تصمیمات اتخاذشده در این نشست جزئیاتی منتشر نکردهاند، اما گزارشها حاکی از آن است که والی بلخ متعاقب این جلسه، دستور آمادهباش کامل را برای جلوگیری از تهدیدهای احتمالی امنیتی به نیروهای نظامی زیرمجموعه در شمال صادر کرده است.
این تحرکات پس از بازدیدهای اخیر والی بلخ از مناطق کوهستانی و صعبالعبور ولایتهای شمالی صورت میگیرد.
همزمان با نشست فاریاب، مقامات ارشد امنیتی و استخباراتی ولایتهای جنوبغربی افغانستان نیز در قندهار تشکیل جلسه دادند که نشاندهنده ارزیابیهای جدید طالبان برای تقویت بازدارندگی امنیتی در نقاط مختلف این کشور است.
شمال افغانستان بهعنوان کانون تحرکات شبهنظامی: ولایتهای شمالی افغانستان به دلیل بافت جغرافیایی و پیشینه سیاسی، طی سه سال گذشته اصلیترین حوزه فعالیت جبهههای مسلح مخالف طالبان (از جمله جبهه مقاومت و جبهه آزادی) بودهاند.
تغییر الگوی مواجهه امنیتی طالبان: برگزاری نشستهای منطقهای با محوریت والیان مقتدر منطقهای مانند یوسف وفا، نشاندهنده تلاش طالبان برای انسجامبخشی به ساختار فرماندهی میان-ولایتی و تمرکز بر مهار تهدیدات نقطهای پیش از گسترش آنها است.
ایران قطعاً آمریکا را ناکام خواهد کرد
به گزارش خبرگزاری تسنیم، عباس علیآبادی، وزیر نیرو در دیدار با «محمد ناصر آخند»، وزیر دارایی هیئت حاکمه افغانستان بر ضرورت تقویت روابط تجاری و اقتصادی دو کشور، بهویژه در حوزه آب و انرژی تأکید کرد.
وی در ادامه نیز با تأکید بر ضرورت تقویت روابط دوجانبه گفت مناسبات ایران و افغانستان، همچنان که در گذشته نیز چنین بوده، باید بر مبنای احترام متقابل و حفظ اشتراکات استوار باشد.
وزیر دارایی هیئت حاکمه افغانستان با گرامیداشت یاد شهدای ایران در حملات جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز تصریح کرد: افغانستان و ایران دشمن مشترک دارند و ما بعد از 20 سال اِشغال، آمریکا را ناکام گذاشتیم و قطعاً ایران هم آمریکا را ناکام خواهد کرد.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد گفتگوهای دو طرف سرآغاز توسعه و گسترش روابط اقتصادی ایران و افغانستان باشد.
علیآبادی نیز در این دیدار اظهار داشت افغانستان به دلیل برخورداری از زبان و فرهنگ مشترک با ایران، اهمیت ویژهای برای جمهوری اسلامی دارد و به همین دلیل با هیئتی قوی به کابل آمده تا بنای استحکام هرچه بیشتر روابط تجاری و اقتصادی میان دو کشور، بهویژه در حوزه آب و انرژی گذاشته شود.
وی با اشاره به دشمنیهای 50 ساله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: بنای مردم ما مقاومت در برابر آمریکاست و در این بین نیازمند وحدت میان مردم ایران و برادران مسلمانمان در افغانستان هستیم.
علیآبادی همچنین با اشاره به فلسفه بعثت پیامبر اکرم (ص) و ضرورت تحقق اخلاق در جوامع اسلامی گفت: «ما در کنار شما هستیم و روی روابط با افغانستان و برادری با شما حساب کردهایم».
وزیر نیرو با تأکید بر اینکه پیشرفت افغانستان آرزوی ایران است، آمادگی جمهوری اسلامی را برای کمک به این کشور در صنعت برق اعلام کرد و از طرف افغان دعوت کرد تا از پیشرفتهای ایران در صنعت برق بازدید کند.
علیآبادی با اشاره به توانمندیهای ایران در حوزه تولید تجهیزات نیروگاهی گفت جمهوری اسلامی در زمینه توربینهای بادی و حرارتی از جایگاه صاحب نام است و به کشورهای روسیه، عراق و افغانستان خدمات ارائه کرده است.
وی افزود ایران در سوریه، عراق، عمان، پاکستان و اندونزی نیروگاه ساخته یا برخی نیروگاهها را تعمیر کرده است و در برخی کشورهای دیگر، از جمله الجزایر، نیز ورود کرده بود، اما آمریکاییها مانع فعالیت در این زمینه شدند.
علیآبادی با تأکید بر اینکه ایران همه کشورهای منطقه و افغانستان را برادر خود میداند، گفت: نباید اجازه دهیم دشمن میان ما تفرقه بیندازد و بنا داریم دستاوردهای علمی خود را با شما تقسیم کنیم.
وزیر نیرو در ادامه با اشاره به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران گفت: ما از مبارزه شما افغانستانیها با انگلیس، شوروی و آمریکا آموختیم که باید مقابل جنایات آمریکاییها ایستادگی کنیم و جنایات و کودککشی آنها ما را از مقاومت باز نمیدارد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «احمد جان بلال»، رئیس شرکتهای حکومتی افغانستان، در دیدار با عباس علیآبادی، وزیر نیرو و هیئت همراه، ضمن خوشامدگویی به آنها تأکید کرد هیئت حاکمه افغانستان علیه تهاجمات آمریکا شانهبهشانه کنار ایران است.
وی با اشاره به اشتراکات ایران و افغانستان در مقابله با ظلم تصریح کرد: «تهاجمات چندین ماهه آمریکا در ایران هیچ توجیهی ندارد و بارها اعلام کردهایم و مجدد میگوییم که شانه به شانه در کنار شما هستیم و مسلمانان در برابر ظلم متجاوزان باید ید واحد باشند».
احمد جان بلال با اشاره به روحیه استکبارستیزی و مقاومت مردم افغانستان افزود: دشمنان اسلام و در رأس آنها شوروی سابق و آمریکا در چندین دهه تلاش کردند با اقدامات جهادگونه مجاهدان افغانستان مقابله کرده و کشورمان را اشغال کنند؛ آنها همچنین سالها جنایت کردند اما مردم افغانستان آنها را ناکام گذاشتند و مفتضح کردند.
وی در ادامه تأکید کرد: آمریکا همچنان به دنبال حضور در منطقه است و ما و شما اجازه دخالت به آنها نمیدهیم.
وزیر نیرو نیز ضمن تشکر از مهمان نوازی مقامهای هیئت حاکمه افغانستان گفت: به من مأموریت داده شده است که در این سفر تا حد امکان روابط دو کشور را ارتقا دهم.
عباس علی آبادی افزود: به پیشتازی مردم افغانستان در مبارزه با امپریالیسم کاملاً معتقدیم و خود را در کنار مردم افغانستان میبینیم و باید در کنار هم کار کنیم.
وی گفت: در موضوع برق به مشکلات شما واقفیم و آماده حل مشکلات شما از طریق اعزام کارشناس و هیئتها هستیم.
گفتنی است 44 شرکت زیر نظر سازمان شرکتهای حکومتی افغانستان فعالیت میکنند و در این نشست تعدادی از رؤسای این شرکتها درباره عملکرد و نیازهای افغانستان در بحث آب و انرژی گفتگو کردند.
اسناد تازهای که وزارت دفاع انگلیس شناسایی کرده، بار دیگر سایه سنگین اتهامهای مربوط به کشتارهای غیرقانونی در افغانستان را بر سر نیروهای ویژه این کشور انداخته است؛ اسنادی که اکنون در محکمه عالی لندن مطرح شده و میتواند مسیر پیگرد قضایی را برای برخی نظامیان انگلیسی هموار کند.
به گزارش ایراف، وزارت دفاع انگلیس اعلام کرده است که مجموعهای از اسناد تازهیافته نشان میدهد نیروهای ویژه این کشور ممکن است در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ در افغانستان مرتکب «جرایم جدی» از جمله قتل شده باشند.
این اسناد در جلسه اخیر محکمه عالی لندن مطرح شد و اکنون بخشی از پرونده گستردهتری است که تحت عنوان «تحقیقات افغانستان» در حال بررسی است.
در این جلسه، یک نظامی ارشد انگلیسی با نام مستعار «شاهد IIA126» نسبت به محدودسازی دسترسی خود و تیم حقوقیاش به برخی شواهد حساس اعتراض کرد.
او مدعی است این محدودیتها مانع بررسی دقیق ادعایی شده که به تیراندازی به سر یک فرد در حالی که احتمالاً در خواب بوده، مربوط میشود؛ رویدادی که گفته میشود در جریان یک «عملیات بازداشت هدفمند» رخ داده است.
با این حال، هیأت تحقیق این درخواست را رد کرده و تأکید کرده است که محدودیتهای اعمالشده برای حفاظت از هویت شاهدانی ضروری است که شهادت آنان «بسیار حساس» ارزیابی شده است.
جاناتان گلاسون، وکیل هیأت تحقیق، در توضیح این موضوع گفت: «صرف کشف اسنادی که احتمال ارتکاب جرایم جدی را مطرح میکند، به معنای آن نیست که الزاماً فرد مشخصی با اتهام جنایی روبهرو خواهد شد.»
پرونده «تحقیقات افغانستان» یکی از جنجالیترین روندهای قضایی سالهای اخیر در انگلیس است.
این روند، اتهامهای مربوط به کشتار غیرقانونی افراد توسط نیروهای ویژه انگلیس در جریان عملیاتهای افغانستان و همچنین ادعاهای مربوط به پنهانکاری پس از آن را بررسی میکند.
ناکامیهای پلیس نظامی سلطنتی انگلیس در پیگیری این پرونده نیز بخشی از محورهای این تحقیق است.
بر اساس تصمیم محکمه، بررسی شکایت حقوقی اخیر ادامه خواهد یافت و حکم کتبی دادگاه در زمان دیگری صادر میشود.
در عین حال، روند اصلی «تحقیقات افغانستان» نیز همچنان ادامه دارد و انتظار میرود اسناد تازهیافته نقش تعیینکنندهای در مسیر آینده این پرونده داشته باشند.
معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در امور سیاسی و صلح پس از دیدار با مقامات ارشد حکومت طالبان در کابل، از سفر خود به ولایت قندهار و گفتوگو با سخنگوی این گروه درباره حقوق زنان، مبارزه با مواد مخدر و روند دوحه خبر داد.
به گزارش ایراف، رزماری دیکارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد، با انتشار گزارشی از جزئیات سفر اخیر خود به افغانستان اعلام کرد که در ولایت قندهار با ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان دیدار و درباره محورهای کلیدی پرونده افغانستان گفتوگو کرده است.
به گفته دیکارلو، در این دیدار موضوعات مهمی از جمله رعایت حقوق زنان و دختران، راهکارهای جامع مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر و همچنین نحوه تداوم تعاملات بینالمللی در چارچوب «روند دوحه» مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته است.
معاون دبیرکل سازمان ملل پیش از این سفر و در بخش دیگری از برنامههای کاری خود در کابل، با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه و معاون وزارت شهرسازی حکومت طالبان نیز دیدار کرده بود. با این حال، سطح ملاقاتهای دیکارلو در قندهار با واکنشها و تحلیلهای متفاوتی مواجه شد؛ به طوری که برخی کارشناسان مواجهه کابل و قندهار با اعزام مقامات سطح پایینتر را نشانهای از عدم تمایل هسته مرکزی قدرت طالبان به پذیرش تعهدات و توصیههای بینالمللی تلقی
دیدار قبلی با امیرخان متقی در کابل: رزماری دیکارلو در نخستین ایستگاه از سفر اخیر خود به افغانستان، در کابل با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه حکومت طالبان دیدار کرده بود که در آن نشست درباره کمکهای بشردوستانه، مدیریت وضعیت پناهجویان بازگشتی، تبعات تغییرات اقلیمی و هماهنگی برای آغاز بهکار رباب فاطمه، نماینده ویژه جدید سازمان ملل گفتوگو شد.
روند دوحه و شرطگذاریهای متقابل: سازمان ملل متحد در تلاش است تا از طریق نمایندگان ویژه و روند دوحه، گزینههای تعامل مشروط جامعه جهانی با حکومت طالبان را پیش ببرد؛ در حالی که کابل بارها تأکید کرده که رسمیت شناختن، رفع تحریمها و واگذاری کرسی افغانستان در سازمان ملل باید بدون پیششرطهای مربوط به ساختار سیاسی داخلی صورت گیرد.
حواشی سطح ملاقاتها در قندهار: انحصار تصمیمگیریهای کلیدی در قندهار و پذیرش دیپلماتهای ارشد سازمان ملل توسط مقامات رسانهای یا سطح پایینتر اجرایی، طی ماههای اخیر به یکی از چالشهای اصلی تعاملات دیپلماتیک مبدل شده و منتقدان آن را به منزله بیتوجهی حکومت طالبان به توصیههای بینالمللی ارزیابی میکنند.
سالروز حمله آمریکا؛ افغانستان و میراث سنگین یک جنگ فرسایشی
هفتم اکتبر، سالروز آغاز عملیات نظامی آمریکا و متحدان غربی در افغانستان است؛ حملهای که در پی یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، ساختار سیاسی افغانستان را دگرگون کرد، هزاران قربانی برجای گذاشت و به طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا تبدیل شد. این روز برای بسیاری از افغانها یادآور شروع دورهای از خشونت، آوارگی و پیامدهای سنگین انسانی و اقتصادی است.
به گزارش ایراف، هفتم اکتبر، بیستوپنجمین سالروز آغاز حمله نظامی آمریکا و متحدانش به افغانستان در سال ۲۰۰۱ است؛ حملهای که کمتر از یک ماه پس از یازدهم سپتامبر و با هدف اعلامشده «سرکوب القاعده و برچیدن حکومت طالبان» آغاز شد.
این عملیات، که در ابتدا با حملات هوایی گسترده آمریکا و انگلیس کلید خورد، نقطه شروع جنگی شد که نزدیک به دو دهه ادامه یافت و افغانستان را به یکی از طولانیترین میدانهای درگیری جهان تبدیل کرد.
آغاز عملیات؛ از بمبارانهای گسترده تا فروپاشی حکومت طالبان
در شامگاه ۷ اکتبر ۲۰۰۱، بمبافکنهای B-2 و B-52 آمریکا نخستین موج حملات را علیه اهداف طالبان و مراکز آموزشی القاعده اجرا کردند.
این عملیات که با نام «آزادی پایدار» شناخته شد، با مشارکت مستقیم انگلیس و حمایت اطلاعاتی و لجستیکی متحدان غربی همراه بود.
حملات اولیه زیرساختهای نظامی طالبان را بهشدت تضعیف کرد و زمینه پیشروی سریع «ائتلاف شمال» را فراهم آورد؛ ائتلافی که پیش از حمله آمریکا تنها در بخشهای محدودی از شمال افغانستان مقاومت میکرد.
تلفات انسانی؛ هزاران غیرنظامی قربانی خشونت مستقیم جنگ
بر اساس برآوردهای بینالمللی، تنها در سالهای نخست جنگ هزاران غیرنظامی در نتیجه حملات هوایی، درگیریهای زمینی و خشونتهای مستقیم جان باختند.
گزارشهای مختلف، از جمله دادههای منتشرشده درباره عملیات «آزادی پایدار»، شمار قربانیان غیرنظامی را در بازههای زمانی متفاوت بین ۳۱۰۰ تا بیش از ۴۶ هزار نفر اعلام کردهاند؛ رقمی که شامل مرگهای غیرمستقیم ناشی از پیامدهای جنگ، مانند کمبود خدمات درمانی، فقر و آوارگی نمیشود.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی؛ آوارگی میلیونها نفر
جنگ آمریکا در افغانستان علاوه بر تلفات انسانی، پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی برجای گذاشت.
میلیونها نفر در دو دهه جنگ آواره شدند، زیرساختهای حیاتی آسیب دید، اقتصاد افغانستان دچار رکود مزمن شد و وابستگی شدید به کمکهای خارجی شکل گرفت.
این جنگ همچنین ساختار سیاسی افغانستان را دگرگون کرد و زمینهساز حضور طولانیمدت نیروهای خارجی در کشور شد؛ حضوری که تا سال ۲۰۲۱ ادامه یافت و با خروج شتابزده آمریکا پایان گرفت.
میراث جنگ؛ از «آزادی پایدار» تا «نگهبان آزادی»
عملیات «آزادی پایدار» در سال ۲۰۱۴ پایان رسمی یافت، اما مأموریت آمریکا در قالب عملیات «نگهبان آزادی» و همکاری با ناتو تا سالها ادامه پیدا کرد.
در این دوره، تمرکز آمریکا از عملیات مستقیم نظامی به آموزش و حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان تغییر یافت؛ تغییری که نتوانست مانع فروپاشی ساختار سیاسی افغانستان در سال ۲۰۲۱ شود.
نگاه امروز؛ سالروزی برای مرور یک جنگ فرسایشی
برای بسیاری از افغانها، هفتم اکتبر یادآور آغاز دورهای است که زندگی، امنیت و آینده نسلهای مختلف را تحت تأثیر قرار داد.
این روز نهتنها نقطه شروع جنگی طولانی بود، بلکه آغاز زنجیرهای از تحولات سیاسی، امنیتی و اجتماعی است که هنوز پیامدهای آن در افغانستان و منطقه دیده میشود.
به گزارش ایراف، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در حاشیه مراسم تقدیر از کارکنان ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، بار دیگر به نحوه خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در تابستان ۱۴۰۰ تاخت و آن را «نماد یک مدیریت آشفته و غیرقابل دفاع» خواند.
او در گفتوگویی رسانهای توضیح داد که خروج نیروهای آمریکا از سوریه و عراق در دوره دونالد ترامپ «نمونهای از یک عملیات منظم، دقیق و قابل اتکا» بوده است.
هگست با اشاره به بازگرداندن تمامی وسایل نقلیه، هواپیماها، تجهیزات و نیروهای آمریکایی از سوریه و عراق گفت: «وقتی همهچیز، از خودروهای زرهی تا هواپیماها، بدون جا گذاشتن حتی یک قطعه به کشور برمیگردد، یعنی خروج درست انجام شده است.»
او افزود که این خروج منظم به واشنگتن امکان داده است تجهیزات و نیروهای خود را برای مأموریتهای دیگر، از جمله مقابله با داعش و مهار ایران، دوباره سازماندهی کند.
وزیر جنگ آمریکا با انتقاد تند از دولت بایدن گفت: «آنچه جو بایدن در افغانستان انجام داد، به اعتبار ما خدشه وارد کرد.»
خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در مرداد ۱۴۰۰ با سقوط حکومت پیشین و آغاز عملیات تخلیه اضطراری دهها هزار شهروند افغان همراه شد؛ عملیاتی که بهدلیل آشفتگی شدید، صفهای طولانی، ازدحام در فرودگاه کابل و تصاویر تکاندهنده از تلاش مردم برای خروج از کشور، به یکی از جنجالیترین رویدادهای سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد.
در چهارم شهریور همان سال، یک مهاجم انتحاری وابسته به شاخه خراسان داعش در نزدیکی دروازه فرودگاه کابل مواد انفجاری خود را منفجر کرد.
در این حمله دهها غیرنظامی افغان و ۱۳ نظامی آمریکایی جان باختند.
این رویداد به نماد خروج آشفته آمریکا از افغانستان بدل شد و موج انتقادهای جمهوریخواهان در کاخ سفید و کنگره را برانگیخت.
دونالد ترامپ نیز بارها دولت بایدن را مسئول باقیماندن مقادیر قابلتوجهی از تجهیزات نظامی آمریکا در افغانستان دانسته و گفته است که «چنین خروجی هرگز نباید رخ میداد.»
وزارت خارجه پاکستان: اختلاف با حکومت طالبان اساسی است
سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان با تاکید بر وجود اختلافات عمیق و بنیادی با حکومت طالبان اعلام کرد که مخالفت هیئت کابل با بندهای پیشنویس، مانع از صدور بیانیه مشترک در هشتمین نشست فرمت مسکو شد.
به گزارش ایراف، سجاد حیدر خان، سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان، امروز جمعه (۱۶مهر) در یک نشست خبری اظهار داشت که هیئت اسلامآباد با رویکردی سازنده در نشست فرمت مسکو شرکت کرد و مواضع خود را شفاف ساخت، اما هیئت حکومت طالبان با عباراتی که در بیانیههای سالهای گذشته این نشست استفاده میشد موافقت نکرد. وی تاکید کرد اختلاف بر سر متن پایانی، صرفاً یک مسئله واژگانی نیست بلکه ریشه در موضوعات بنیادی و امنیتی میان دو طرف دارد.
حیدر خان همچنین اتهامات امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان مبنی بر ارتباط پاکستان با شاخه خراسان داعش را قاطعانه رد کرد و افزود مسئولیت تامین امنیت در ولایتهای مرزی بدخشان و نورستان بر عهده حکومت طالبان است.
سخنگوی وزارت خارجه پاکستان بار دیگر با ابراز نگرانی از حضور گروههای مسلح در خاک افغانستان مدعی شد گروه تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و ارتش آزادیبخش بلوچ در کابل و سایر مناطق پناهگاههای امن دارند و اسلامآباد آدرسهای دقیق این پایگاهها را در اختیار کابل قرار داده است.
این بنبست دیپلماتیک در شرایطی رخ داد که ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان نیز تایید کرد که هشتمین نشست فرمت مسکو به دلیل عدم توافق میان پاکستان و هیئت طالبان بدون صدور بیانیه پایانی به کار خود پایان داده است.
در سه سال ۶.۵ میلیون افغان از ایران و پاکستان برگشتهاند
سازمان بين المللى مهاجرت از بازگشت بيش از ۶.۵ ميليون مهاجر از ايران و ياكستان به افغانستان در سه سال گذشته خبر داد. اين سازمان هشدار مى دهد اين که افغانستان توان جذب اين جمعيت را ندارد.
این سازمان روز پنجشنبه، ۱۶ میزان، بخش سوم گزارش خود درباره وضعیت و ادغام مجدد مهاجران افغان را منتشر کرد. این گزارش وضعیت مهاجران فاقد اسناد را بررسی کرده است که پس از بازگشت به افغانستان، دستکم هشت ماه را در این کشور سپری کردهاند.
فقر، بیکاری، کمبود سرپناه و دسترسی محدود به خدمات اولیه، از مهمترین چالشها در روند ادغام مهاجران برگشتی عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، ۵۳ درصد مهاجران ارزیابیشده که ۱۴ سال یا بیشتر سن دارند، به آموزش دسترسی ندارند و ۵۰ درصد آنان هنوز بیکار هستند. همچنین، ۵۴ درصد خانوادههای مهاجران توانایی تأمین نیازهای اولیه خود را ندارند.
این گزارش وضعیت سرپناه را نیز نگرانکننده توصیف کرده است. بر اساس یافتههای آن، ۷۷ درصد مهاجران ارزیابیشده در سرپناههای موقت زندگی میکنند و ۵۱ درصد آنان فضای کافی برای زندگی ندارند.
سازمان بینالمللی مهاجرت میگوید که نداشتن اسناد نیز مانعی در برابر دسترسی به خدمات ضروری است. تنها ۲۱ درصد خانوادهها گفتهاند که تمام اعضای خانواده اسناد هویتی داشتهاند؛ در حالی که ۴۳ درصد خانوادهها به اسناد مورد نیاز برای دسترسی به خدمات ضروری دسترسی نداشتهاند.
بر اساس این گزارش، مهاجران بازگشته بیش از همه به غذا، سرپناه و کمکهای نقدی نیاز دارند. همچنین، ۷۵ درصد آنان با مشکلات دسترسی به خدمات رسیدگی به حوادث طبیعی، ۶۲ درصد به خدمات صحی، ۶۱ درصد به برق و ۵۳ درصد به آب آشامیدنی روبهرو بودهاند.
در همین حال، ۷۵ درصد مهاجران شرکتکننده در این نظرسنجی گفتهاند که قصد ترک محل سکونت فعلی خود را ندارند. با این حال، گزارش نشان میدهد که فرصتهای کاری و درآمدی تأثیر مستقیمی بر تصمیمهای آینده آنان دارد.
بر اساس این گزارش، ۱۶ درصد مهاجران بازگشته گفتهاند که میخواهند دوباره افغانستان را ترک کنند. این میزان در مرحله نخست ۱۱ درصد و در مرحله دوم پنج درصد بود.
ایران و پاکستان در سالهای اخیر روند اخراج مهاجران افغان را تشدید کردهاند. این اخراجها در حالی ادامه دارد که بسیاری از مهاجران پس از بازگشت به افغانستان با بیکاری، فقر، کمبود سرپناه و دسترسی محدود به خدمات اساسی روبهرو هستند.
سازمانهای بینالمللی و نهادهای حقوق بشری بارها درباره پیامدهای اخراج اجباری مهاجران افغان از ایران و پاکستان هشدار داده و خواستار توقف این روند شدهاند. این نهادها میگویند که بازگشتکنندگان در افغانستان با بحران اقتصادی، بیکاری، کمبود سرپناه و دسترسی محدود به خدمات اساسی روبهرو هستند.
رئیسجمهور قرغیزستان در نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان تأکید کرد که حمایت از مردم افغانستان یک ضرورت امنیتی برای کل منطقه است و دولتهای منطقه باید تعهد خود را نسبت به همراهی با کابل حفظ کنند.
به گزارش ایراف، صادیر جاپاروف، رئیسجمهور قرغیزستان، در نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان با اشاره به پیامدهای بیثباتی افغانستان، گفت وجود یک افغانستان آرام و قابل پیشبینی، مستقیماً با امنیت و منافع مشترک کشورهای منطقه پیوند دارد.
جاپاروف تأکید کرد که «دستیابی به افغانستانی باثبات، در راستای منافع همه کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان است» و افزود دولتهای منطقه باید حمایت از مردم افغانستان را بهعنوان یک مسئولیت مشترک ادامه دهند.
او این حمایت را شرط لازم برای جلوگیری از گسترش تهدیدهای امنیتی دانست.
رئیسجمهور قرغیزستان همچنین خواستار تقویت همکاریهای امنیتی میان کشورهای منطقه شد و گفت مقابله مؤثر با تروریسم، قاچاق مواد مخدر، جرایم سازمانیافته و تهدیدهای فزاینده در فضای مجازی تنها با همافزایی و هماهنگی عملی میان دولتها امکانپذیر است.
او هشدار داد که این چالشها مرز نمیشناسند و امنیت آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار میدهند؛ بنابراین، مهار آنها نیازمند همبستگی پایدار و رویکرد مشترک منطقهای است.
شوکت میرضیایف، رئیسجمهور ازبکستان در هشتمین نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان، بر برقراری گفتوگوهای مداوم و ساختاریافته با حکومت طالبان در حوزه مدیریت منابع آبی تاکید کرد.
به گزارش ایراف، رئیسجمهور ازبکستان در این نشست با اشاره به چالشهای فزاینده ناشی از تغییرات اقلیمی و بحران کمبود آب در منطقه، تعامل سازنده با کابل را یک ضرورت راهبردی خواند.
میرضیایف تصریح کرد که هرگونه گفتوگو و تعامل با حکومت طالبان درباره مدیریت و بهرهبرداری از منابع آبی مشترک، باید با در نظر گرفتن منافع حیاتی و متقابل تمامی کشورهای منطقه دنبال شود.
کشورهای آسیای مرکزی در سالهای اخیر تلاش کردهاند از طریق رایزنیهای منطقهای و دیپلماسی فعال با کابل، چالشهای زیستمحیطی و مدیریت حوزههای آبریز مشترک از جمله رودخانه آمودریا را ساماندهی کنند.
حقآبه و تعاملات فنی: مقامات ازبکستان پیش از این بارها تاکید کردهاند که افغانستان به عنوان کشوری همجوار حق بهرهبرداری مشروع از منابع آبی مشترک را دارد، اما مدیریت این حقآبه نیازمند مکانیزمهای جامع نظارتی و توافقات منطقهای است.
پروژههای آبی شمال افغانستان: احداث کانال قوشتپه در شمال افغانستان از محورهای اصلی نگرانی و رایزنی کشورهای همسایه شمالی بوده و تاشکند همواره بر لزوم مشارکت کابل در نشستهای منطقهای آب و محیطزیست تاکید داشته است.
۵۰۰ هزار از مهاجران افغان مقیم ایران کم شد
به گزارش تابناک؛ سازمان ملل امروز جمعه اعلام کرد که ایران «۵۰۰ هزار مهاجر» افغان را در سال جاری از این کشور اخراج و به افغانستان برگردانده است.
این رقم معادل خالی شدن کل شهر اراک از جمعیت است.
سال گذشته نیز مقامات ایران گفته بودند که ۱.۸ میلیون افغان از این کشور خارج شدند. ایران گفته است که هنوز یک میلیون مهاجر غیرقانونی در این کشور حضور دارند که باید به کشورشان برگردند.
سازمان ملل میگوید که ۸۸ درصد از افرادی که امسال از ایران اخراج شدند «غیرقانونی» وارد این کشور شده بودند.
طالبان پیش از این اعلام کرده بود که به مهاجران بازگشته از ایران زمین برای ساخت مسکن اختصاص داده و امکانات اولیه برای زندگی آنها فراهم شده است.
دیپلماسی ترکیبی در کابل؛ تغییر ریل ایران در روابط اقتصادی با افغانستان
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «سید احمد سجادی» کارشناس مسائل افغانستان نوشت: کابل در نیمه مهرماه 1405، شاهد یکی از پرترافیکترین و کمسابقهترین روزهای دیپلماتیک و اقتصادی خود با ایران بود. حضور همزمان چند هیئت بلندپایه از تهران از نمایندگان مجلس و وزیر نیرو گرفته تا ارشدترین مقامات دیپلماسی اقتصادی و کاروان بزرگ 180 نفره از تجار و سرمایهگذاران بخش خصوصی، اتفاقی نبود که بشود بهسادگی از کنارش گذشت. این رفتوآمدهای فشرده و هماهنگ، یک پیام واضح و روشن داشت، اینکه ایران دست به بازطراحی رویکرد اقتصادی خود در افغانستان زده و الگوی تازهای را به جریان انداخته است.
این تحرک یکپارچه را میتوان ورود رسمی به عصر دیپلماسی ترکیبی دانست؛ الگویی که در آن، سه بازوی قانونگذاری، اجرایی و بخش خصوصی دیگر به شکل جزیرهای و جدا از هم عمل نمیکنند، بلکه دست در دست هم و با یک استراتژی مشخص وارد میدان شدهاند. اما چرایی این تغییر ریل را باید در نقد همان سنتی جستجو کرد که سالها بر روابط تجاری دو کشور سایه انداخته بود.
عبور از فروش کالا به سمت ریشهدوانی در زیرساختها
نگاهی به آمارهای تازه نشان میدهد که ایران با سهمی 31 درصدی، هنوز بزرگترین تامینکننده کالاهای وارداتی افغانستان است و مبادلات دو کشور هم به مرز 4 میلیارد دلار رسیده است. در ظاهر، این اعداد و ارقام بسیار دلچسب و چشمگیرند؛ اما واقعیت این است که اتکای صرف به صادرات کالایی، راهبر چندان مطمئنی نیست. بازار افغانستان یک بازار پویا و رقابتی است و حضور پررنگ رقبایی مثل چین و ترکیه نشان میدهد که اگر غفلت شود یا تکانهای سیاسی رخ دهد، بازار کالاهای مصرفی میتواند خیلی سریع دستخوش تغییر شود.
تغییر ریلی که در رفتوآمدهای اخیر به کابل دیدیم، دست گذاشتن روی همین نقطه حساس است. تاکید بر حرکت از تجارت صرفاً کالایی به سمت سرمایهگذاریهای مشترک و زیربنایی، نشان میدهد که تصمیمگیران اقتصادی به یک درک مهم رسیدهاند، ماندگاری و نفوذ پایدار در بازار افغانستان، از مسیر فروش کالاهای سریعالمصرف نمیگذرد، بلکه با ریشهدوانی در زیرساختهای این کشور به دست میآید.
این چرخش استراتژیک به معنای ورود به حوزههایی است که ارزش افزوده بالا و وابستگی ساختاری ایجاد میکنند. گفتوگوها درباره راهاندازی شهرکهای صنعتی مشترک، ساخت پالایشگاههای مواد نفتی و حضور در بخشهای کلیدی مانند معادن و تولید انرژی، همه و همه نشانههایی از این حقیقت هستند که تهران دیگر نمیخواهد صرفاً یک فروشنده کالا در بازار همسایه باشد، بلکه به دنبال ایفای نقش بهعنوان شریک توسعه صنعتی و زیربنایی افغانستان است.
همافزایی سه بازوی ملی برای جهش 10 میلیارد دلاری
اهمیت حضور همزمان مجلس، دولت و فعالان اقتصادی دقیقاً در ماهیت همین تغییر ریل نهفته است. اجرای پروژههای بزرگ و ماندگاری مثل خطآهن 657 کیلومتری هرات-مزارشریف، احداث پالایشگاه، راهاندازی شهرکهای صنعتی مشترک یا توسعه شبکههای برق، کاری نیست که بخش خصوصی بتواند به تنهایی از پس ریسکها و چالشهایش برآید. در این الگوی تازه، بخش خصوصی با کاروان 180 نفره خود نقش موتور چابک عملیاتی را ایفا میکند، دولت و دستگاه دیپلماسی با چانهزنیهای کلان توافقات زیربنایی را بسترسازی میکنند، و مجلس نیز با پشتیبانی حقوقی و حاکمیتی، تضمینهای لازم برای سرمایهگذاریهای دیربازده را میسازد.
پروژه استراتژیک خط آهن هرات-مزارشریف نمونه بارزی از همین نگاه تازه است. این مسیر ریلی نه تنها غرب افغانستان را به شمال آن وصل میکند، بلکه حلقهواسط شبکه ریلی ایران و ترکیه به آسیای مرکزی و چین محسوب میشود. وقتی منافع ترانزیتی، انرژی و صنعتی دو کشور اینگونه به هم گره بخورد، روابط اقتصادی تهران و کابل در برابر طوفانها و تغییرات سیاسی منطقه، مقاوم و آسیبناپذیر میشود و مسیر برای رسیدن به هدفگذاری 10 میلیارد دلاری هموار میگردد.
اما تحقق کامل این نقشه راه و رسیدن به این افق چشمگیر، پیش از هر چیز نیازمند یک تحول ذهنی و گسست از نگاههای کلیشهای در داخل کشور است. زمان آن رسیده که نگاهها در ایران نسبت به افغانستان به طور جدی بیش از گذشته تغییر کند و این کشور نه صرفاً بهعنوان یک بازار مصرفی مقطعی، حوزهای پرریسک یا صرفاً موضوعی برای مدیریت چالشهای مهاجرت، بلکه بهعنوان یک شریک استراتژیک، یک همسایه دارای فرصتهای بیکران و بستری برای سرمایهگذاریهای بلندمدت و متقابل دیده شود.
حضور فشرده و هماهنگ ارکان مختلف اقتصادی ایران در کابل در مهرماه، یک اتفاق گذرا یا یک سفر تشریفاتی ساده نبود؛ بلکه نشانهای واضح از تغییر ریل استراتژیک در همسایگی شرقی است. دیپلماسی ترکیبی با تلفیق قدرت چانهزنی حاکمیت و انگیزه بخش خصوصی، مسیر روابط اقتصادی را از فروش مقطعی کالا به سمت شراکتهای پایدار زیربنایی تغییر داده است.
امیدواری اصلی این است که این هماهنگی کمنظیر میان بخش خصوصی، مجلس و دولت، به یک رویکرد دائمی و ساختارمند تبدیل شود و در نیمهراه رها نگردد؛ چراکه تنها با استمرار این مثلث همافزا، تسهیل صدور روادید و حل موانع بانکی و گمرکی، نه تنها رویای تجارت 10 میلیارد دلاری محقق خواهد شد، بلکه جایگاه اقتصادی و ژئوپلیتیک ایران در منطقه برای سالهای طولانی نیز تثبیت میشود.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «شهباز شریف» نخستوزیر پاکستان در دیدار با «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل، خواستار اقدام عملی علیه گروههای تروریستی فعال در افغانستان شد و بر اهمیت برقراری صلح و ثبات در این کشور تأکید کرد.
شریف در این دیدار که در جریان سفر سه روزه گوترش به پاکستان انجام شد، ضمن ابراز نگرانی درباره فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان، بر ضرورت اتخاذ اقدامات «مشخص و قابل راستیآزمایی» علیه این گروهها تأکید کرد.
نخستوزیر پاکستان همچنین گفت افغانستان صلحآمیز و باثبات در راستای منافع پاکستان است و اسلامآباد به دنبال تقویت صلح و ثبات منطقهای است.
گوترش در جریان سفر خود به پاکستان با شماری از مقامهای ارشد این کشور از جمله «آصف علی زرداری» رئیسجمهور، «اسحاق دار» معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه و «عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان دیدار کرده است.
افغانستان و موضوع مبارزه با تروریسم از محورهای اصلی رایزنیهای گوترش با مقامهای پاکستانی بوده است.
پاکستان طی سالهای اخیر بارها حکومت طالبان را به فراهم کردن زمینه فعالیت گروههای مسلح، بهویژه تحریک طالبان پاکستان (تی تی پی)، در خاک افغانستان متهم کرده است. حکومت طالبان این اتهامها را رد کرده و تأکید دارد مسائل میان کابل و اسلامآباد باید از طریق گفتوگو و دیپلماسی حلوفصل شود.
تنشها میان افغانستان و پاکستان در هفتههای اخیر افزایش یافته و اسلامآباد در اول اکتبر حملات هوایی در ولایتهای کنر و هلمند افغانستان انجام داد. پاکستان مدعی شد مواضع گروههای تروریستی را هدف قرار داده است؛ در مقابل، سازمان ملل از کشته شدن دستکم 10 غیرنظامی، عمدتاً کودک، خبر داد و طالبان این حملات را محکوم کرد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «رانا ثناءالله» مشاور سیاسی نخستوزیر پاکستان اعلام کرد که حکومت کابل تاکنون تضمینی به اسلامآباد نداده است که از استفاده از خاک افغانستان برای انجام حملات تروریستی علیه پاکستان جلوگیری کند.
وی به خبرنگاران گفت که تنها خواسته پاکستان از حکومت طالبان این است که اجازه ندهد از قلمرو افغانستان برای حملات تروریستی علیه پاکستان استفاده شود «حتی یک کلمه فراتر از این خواسته وجود ندارد.»
مشاور سیاسی نخستوزیر پاکستان گفت: عربستان، قطر، چین و ترکیه تلاشهای زیادی برای قانع کردن حکومت طالبان به منظور جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان برای حملات علیه پاکستان انجام دادهاند، اما این تلاشها تاکنون به دریافت تضمین مورد نظر اسلامآباد منجر نشده است.
ثناءالله همچنین اظهار داشت که سیاست پاکستان این است که اگر از خاک افغانستان برای ایجاد اردوگاههای آموزشی یا فعالیتهایی استفاده شود که زمینه حملات تروریستی در پاکستان را فراهم کند، اسلامآباد حق دارد این مراکز و فعالیتها را «خنثی» کند.
وی تأکید کرد: پاکستان تاکنون با استناد به شواهد و «در مقیاس محدود» عملیاتی را در خاک افغانستان انجام داده و این حق را برای خود محفوظ میداند.
به گفته ثناءالله، سیاست مبارزه با تروریسم پاکستان بر تجربه چهار دهه گذشته این کشور در ارتباط با افغانستان، طالبان و تحریک طالبان پاکستان استوار است و درباره این سیاست در داخل پاکستان اجماع ملی وجود دارد.
دولت پاکستان بارها طالبان را به فراهم کردن زمینه فعالیت گروههای مسلح، بهویژه تحریک طالبان پاکستان، در خاک افغانستان متهم کرده است؛ اتهامی که طالبان آن را رد کرده است. در مقابل حکومت کنونی کابل نیز اسلامآباد را به حمایت از داعش در افغانستان متهم میکند.
معاون وزارت حملونقل روسیه و رئیس اداره راهآهن طالبان درباره مشارکت شرکتهای روسی در توسعه زیرساختهای ریلی و گمرکی افغانستان، توسعه گذرگاه مرزی حیرتان و پیشبرد پروژه خطآهن ترانسافغان گفتوگو کردند؛ طرحی که میتواند مسیر دسترسی روسیه به بنادر پاکستان و کریدورهای حملونقل آسیای مرکزی و جنوبی را تقویت کند.
به گزارش تسنیم ؛ دیمیتری زویریف، معاون وزارت حملونقل روسیه، با عبدالکریم فاتح، رئیس اداره راهآهن طالبان، درباره توسعه گذرگاه حیرتان و پروژه خطآهن ترانسافغان گفتوگو کرد.
وزارت حملونقل روسیه اعلام کرد: در این دیدار چشمانداز مشارکت شرکتهای روسی در توسعه زیرساختهای راهآهن، گذرگاهها و گمرک افغانستان بررسی شده است.
بر اساس این گزارش، دو طرف بهطور ویژه درباره مشارکت روسیه در توسعه گذرگاه مرزی حیرتان رایزنی کردند و پیشبرد پروژه خطآهن ترانسافغان نیز از دیگر محورهای گفتوگو بود.
وزارت حملونقل روسیه همچنین اظهار داشت: ایجاد یک کریدور حملونقل از مسیر افغانستان میتواند دسترسی روسیه به بنادر پاکستان و دریا را افزایش داده و به گسترش جایگاه لجستیکی این کشور در آسیای مرکزی و جنوبی کمک کند.
روسیه در اردیبهشت ۱۴۰۳ به همراه چند کشور دیگر توافقنامهای را برای ایجاد یک کریدور حملونقل به بنادر پاکستان از مسیر افغانستان امضا کرد.
اجرای این طرح مستلزم ساخت خطآهنی در بخش عمده خاک افغانستان است که در مسیر پیشنهادی، ترمذ ازبکستان را از طریق مزارشریف و کابل به پیشاور پاکستان متصل میکند. طول این خط حدود ۶۴۰ کیلومتر برآورد شده است.
گذرگاه حیرتان در شمال افغانستان و در مجاورت رود آمو دریا قرار دارد و از طریق یک پل مشترک جادهای-ریلی به ازبکستان متصل است. وجود تأسیسات بندری و امکان اتصال حملونقل جادهای، ریلی و رودخانهای، این منطقه را به یکی از نقاط مهم کریدورهای حملونقل منطقهای تبدیل کرده است.
در حال حاضر بخشهای محدودی از شبکه راهآهن افغانستان در مناطق مرزی فعال است و تکمیل خطآهن ترانسافغان میتواند اتصال ریلی افغانستان با آسیای مرکزی و پاکستان را گسترش دهد.
دولت فرانسه در اقدامی همسو با برخی دیگر از کشورهای اروپایی، گفتوگوهای فنی با حکومت طالبان را در راستای تسهیل روند بازگرداندن و اخراج اتباع افغان دارای سابقه کیفری آغاز کرده است.
به گزارش ایراف ، خبرگزاری فرانسه به نقل از یک منبع دیپلماتیک گزارش داد که پاریس رایزنیهای غیررسمی و فنی با مقامات حکومت طالبان را کلید زده تا بتواند مهاجران افغان فاقد مدارک قانونی اقامت را که تهدیدی برای نظم و امنیت عمومی تلقی میشوند، مستقیماً به افغانستان بازگرداند.
اگرچه وزارت امور خارجه فرانسه تاکنون به طور رسمی آغاز این مذاکرات را تایید نکرده است، اما رسانههای فرانسوی به نقل از منابع آگاه گزارش دادهاند که در قالب این طرح احتمال اخراج صدها تن از پناهجویان افغان وجود دارد.
فرانسه از زمان بازگشت حکومت طالبان به قدرت در اسد/مرداد ۱۴۰۰، روابط رسمی دیپلماتیک با کابل نداشته و سفارت این کشور در افغانستان همچنان تعطیل است.
اروپاییها تاکید دارند که انجام اینگونه مذاکرات اجرایی صرفاً بر برطرفکردن چالشهای امنیتی و مهاجرتی تمرکز دارد و به معنای رسمیتشناختن دیپلماتیک یا تغییر موضع سیاسی در قبال حکومت طالبان نیست.
گرایش اروپا به مذاکرات فنی: فرانسه پس از آلمان، بلژیک و سوئد، جدیدترین کشور اروپایی است که برای حل تعارضات مربوط به بازگرداندن اتباع خود، کانالهای ارتباطی و فنی با حکومت طالبان را فعال میکند. پیش از این آلمان بهعنوان نخستین عضو اتحادیه اروپا، روند اخراج محکومان افغان را پس از هماهنگیهای کارشناسی با کابل عملیاتی کرد.
فشارهای سیاسی داخلی و احزاب راستگرا: رویکرد سختگیرانه کشورهای اروپایی در قبال پروندههای پذیرش و اخراج مهاجران، عمدتاً تحت تاثیر افزایش فشارهای سیاسی داخلی و صعود احزاب راستگرا شکل گرفته است؛ احزابی که مهار مهاجرتهای غیرقانونی و برخورد با اتباع مجرم را در صدر مطالبات خود قرار دادهاند.
حکومت طالبان از تمایل کشورهای اروپایی برای ساماندهی پناهجویان به عنوان ابزاری جهت تثبیت تعاملات منطقهای و فرامنطقهای بهره میبرد؛ ترتیباتی که در جریان نشستهای مشترک از جمله حضور هیئت پنجنفره کابل در بروکسل و پذیرش اعزام برخی دیپلماتها به دفاتر نمایندگی افغانستان در اروپا نمود یافته است.
سناتور آمریکایی به دولت ترامپ: وعده واشنگتن به همکاران افغان زیر پا گذاشته شد
سناتور کریس ون هالن دولت ترامپ را متهم کرده که با توقف برنامه ویزای ویژه، وعده رسمی واشنگتن به همکاران افغان را زیر پا گذاشته و آنان را در معرض خطر مستقیم طالبان قرار داده است.
به گزارش ایراف، کریس ون هالن، سناتور دموکرات ایالت مریلند، روز چهارشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس دولت ترامپ را متهم کرد که تعهد تاریخی آمریکا نسبت به همکاران افغان را نقض کرده است.
او نوشت: «بیش از ۲۰ سال، غیرنظامیان در افغانستان جان خود را برای کمک به ما به خطر انداختند. برنامه دوحزبی ویزای ویژه مهاجران، وعدهای برای حفاظت و قدردانی از خدمت آنان بود.»
به گفته این سناتور، تصمیم دولت ترامپ برای برچیدن این برنامه، «شکستن یک وعده رسمی» و رها کردن هزاران مترجم، محافظ و کارکنان محلی افغان در معرض تهدید طالبان است.
ون هالن همراه با چند سناتور دیگر دوم اکتبر گزارشی منتشر کرده بود که در آن توقف صدور ویزای ویژه برای افغانهای همکار با ارتش آمریکا تأیید شده است.
در این گزارش آمده است که روند صدور این ویزا عملاً متوقف شده، دفتر هماهنگی انتقال متحدان افغان در وزارت خارجه منحل شده و بیش از ۱۵۵ هزار متقاضی و اعضای خانوادههای آنان در بلاتکلیفی کامل قرار دارند.
بر اساس دادههای وزارت خارجه آمریکا، با اجرای فرمان ریاستجمهوری از اول ژانویه ۲۰۲۶، صدور ویزا برای افغانها ــ از جمله دارندگان ویزای ویژه ــ تعلیق شده و معافیت پیشین این گروه نیز لغو شده است.
وزارت خارجه تا ماه مه اعلام کرده بود که در سال جاری حتی یک ویزای ویژه برای افغانها صادر نشده است.
گزارش گروههای مدافع این برنامه، از جمله «افغان ایواک» و گزارش اقلیت دموکرات سنا، نشان میدهد که در کل سال ۲۰۲۶ تنها سه ویزای ویژه برای افغانها صادر شده است؛ رقمی که بهگفته این نهادها «عملاً توقف کامل برنامه» محسوب میشود.
در همین حال، مهلت قانونی ثبت درخواستهای تازه برای تأیید رئیس مأموریت نیز در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ پایان یافته و کنگره آمریکا در سال ۲۰۲۵ سقف ویزا را افزایش نداده است.
برنامه ویزای ویژه مهاجرت برای افغانها در سالهای جنگ ایجاد شد تا مسیر قانونی برای مترجمان، محافظان، کارکنان محلی و دیگر غیرنظامیانی فراهم کند که در کنار نیروهای نظامی و دیپلماتهای آمریکایی کار کرده و در معرض انتقام طالبان قرار داشتند.
از زمان آغاز این برنامه، بیش از ۱۶۰ هزار افغان از این مسیر وارد آمریکا شدهاند.
دولت ترامپ تعلیق این برنامه را بخشی از محدودیتهای گستردهتر امنیتی توصیف کرده است.
برخی سناتورهای جمهوریخواه نیز پس از تیراندازی به یک نیروی گارد ملی در اواخر ۲۰۲۵، با طرح نگرانی درباره دقت بررسیها، حمایت پیشین خود از گسترش برنامه را کنار گذاشتند.
مدافعان برنامه انتقال افغانها میگویند بررسی پروندههای ویزای ویژه چندلایه و سختگیرانه است و توقف صدور ویزا، افرادی را که پیشتر در افغانستان یا کشورهای ثالث ــ از جمله پایگاه آمریکایی در قطر ــ تأیید شدهاند، در وضعیت بیسرنوشتی قرار داده است.
همزمان، دولت آمریکا وضعیت «حفاظت موقت» افغانهای مقیم این کشور را نیز پایان داده و کمکهای اسکان مجدد را متوقف کرده است؛ اقدامی که بهگفته فعالان، فشار مضاعفی بر جامعه افغانهای آسیبپذیر وارد کرده است.
شورای پناهندگان نروژ اعلام کرد که یکسال پس از زمینلرزه ویرانگر کنر، هزاران خانواده همچنان در خیمهها و سرپناههای موقت زندگی میکنند و برای بازسازی خانهها، دسترسی به آب آشامیدنی و ادامه زندگی به کمکهای فوری نیاز دارند.
به گزارش ایراف، شورای پناهندگان نروژ در گزارشی تازه تأکید کرده است که وضعیت زلزلهزدگان کنر پس از گذشت یکسال همچنان بحرانی است و بخش بزرگی از خانوادههای آسیبدیده نتوانستهاند به سرپناه پایدار دست یابند.
این نهاد روز جمعه اعلام کرد که تیمهایش بار دیگر به مناطق آسیبدیده در کنر رفته و از نزدیک با خانوادههایی دیدار کردهاند که هنوز در خیمههای فرسوده و سرپناههای موقت زندگی میکنند.
جاکوپو کاریدی، مدیر منطقهای شورای پناهندگان نروژ در افغانستان، در سخنانی گفت: «نیازها در کنر بسیار گسترده است. تنها شمار اندکی از مردم توانستهاند سرپناه مناسب پیدا کنند و اکثریت همچنان در خیمهها زندگی میکنند.»
او خواستار افزایش فوری کمکهای بشردوستانه برای جلوگیری از تشدید بحران انسانی شد.
کاریدی هشدار داد: «بدون حمایت سازمانهای امدادی، مردم این مناطق قادر نخواهند بود از پیامدهای این فاجعه رهایی یابند و زندگی خود را به وضعیت عادی بازگردانند.»
زمینلرزهای به بزرگی شش ریشتر در اوایل شهریور سال گذشته ولایتهای کنر، ننگرهار، لغمان و بخشهایی از مناطق همجوار را لرزاند.
در این حادثه، خانههای گلی و خشتی بسیاری ـ بهویژه در کنر ـ فرو ریخت و دهها خانواده زیر آوار جان باختند.
این فاجعه در شبی تاریک بر مردمی فرود آمد که پیش از آن نیز با فقر شدید و ناامنی غذایی دستوپنجه نرم میکردند. طالبان اعلام کرده بود که شمار قربانیان این زمینلرزه بیش از دو هزار نفر بوده است.
گزارش شورای پناهندگان نروژ نشان میدهد که با وجود گذشت یکسال، نهتنها روند بازسازی کند پیش میرود، بلکه بسیاری از خانوادهها حتی به آب آشامیدنی سالم نیز دسترسی ندارند و زندگیشان به کمکهای اضطراری وابسته است.
فرماندهی پلیس طالبان در پروان اعلام کرد که در یک عملیات جادهای، بیش از ۶۵۰ کیلو سنگ قیمتی لاجورد بههمراه داروهای تقویتی جنسی و سلاح کمری از یک کامیون کشف و دو نفر در این پرونده بازداشت شدهاند؛ محمولهای که از بدخشان بهسوی کابل در حرکت بود.
به گزارش ایراف، فرماندهی پلیس طالبان در ولایت پروان خبر داده است که نیروهای امنیتی این گروه در جریان یک عملیات جادهای موفق شدند ۶۵۶ کیلوگرم سنگ قیمتی لاجورد را که بهصورت «ماهرانه» در یک کامیون نوع ۵۸۰ جاسازی شده بود، کشف و ضبط کنند.
بهگفته مقامهای امنیتی طالبان، علاوه بر این محموله سنگین لاجورد، شش کارتن داروی تقویتی جنسی و سه قبضه تفنگچه کلاک نیز از داخل این کامیون بیرون کشیده شده است؛ اقلامی که بهصورت مخفیانه در بخشهای مختلف خودرو پنهان شده بودند.
در خبرنامه فرماندهی پلیس طالبان آمده است که دو نفر در پیوند با این پرونده بازداشت شدهاند.
این افراد زمانی متوقف شدند که کامیون حامل محموله از مسیر بدخشان بهسمت کابل در حرکت بود و در محدوده حوزه هفتم امنیتی شهر چاریکار تحت نظر نیروهای امنیتی قرار گرفت.
مقامهای طالبان تأکید کردهاند که بررسیهای ابتدایی نشان میدهد این محموله با هدف انتقال به بازارهای غیرقانونی تهیه شده بود و پرونده متهمان پس از تکمیل مراحل اولیه به نهادهای عدلی و قضایی این گروه سپرده خواهد شد.
طالبان که پس از تسلط دوباره بر افغانستان مدعی تشدید نظارت بر مسیرهای جادهای و مقابله با قاچاق مواد معدنی و سنگهای قیمتی هستند، میگویند عملیات مشابه در ولایتهای شمالی و مرکزی ادامه دارد و مسیرهای مواصلاتی تحت کنترل «دقیق و مستمر» قرار گرفته است.
آمار بیسابقه بازداشت مهاجران افغان در ترکیه: ۲۹ هزار نفر در ۹ ماه
اداره مهاجرت ترکیه اعلام کرده است که از آغاز سال ۲۰۲۶ تا اول اکتبر، ۲۹ هزار و ۷۱۲ شهروند افغانستان بهدلیل نداشتن مدارک قانونی اقامت در این کشور بازداشت شدهاند؛ آماری که بار دیگر نشان میدهد افغانها بزرگترین گروه مهاجران غیرقانونی در ترکیه هستند و فشارهای امنیتی و مهاجرتی علیه آنان همچنان رو به افزایش است.
به گزارش ایراف، بر اساس دادههای رسمی اداره کل مدیریت مهاجرت ترکیه، روند برخورد با مهاجران فاقد مدرک در سال ۲۰۲۶ شدت بیسابقهای یافته است.
تنها در شش ماه نخست سال، بیش از ۱۹ هزار و ۵۷۴ افغان بازداشت شدهاند و این رقم در هشت ماه نخست به ۲۵ هزار و ۳۱۴ نفر رسیده است.
اکنون با احتساب آمار تا اول اکتبر، مجموع بازداشتشدگان افغان به ۲۹ هزار و ۷۱۲ نفر رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد عملیاتهای امنیتی ترکیه در ماههای اخیر با سرعت بیشتری ادامه یافته است.
افغانها؛ در صدر فهرست مهاجران فاقد مدرک
طبق گزارشهای منتشرشده، افغانها همچنان بزرگترین گروه مهاجران غیرقانونی در ترکیه هستند.
پس از آنان، اتباع سوریه، ازبکستان، ترکمنستان، ایران، مراکش، عراق، مصر، سودان و یمن قرار دارند؛ ترکیبی که نشان میدهد ترکیه همچنان یکی از مسیرهای اصلی مهاجرت از آسیای میانه، خاورمیانه و آفریقا به اروپا است.
عملیاتهای گسترده پلیس و گارد ساحلی
ترکیه طی سال ۲۰۲۶ دامنه عملیاتهای امنیتی خود را بهطور قابلتوجهی گسترش داده است؛ از بازرسیهای شهری و ایستهای بازرسی هویتی گرفته تا گشتهای مرزی در مسیرهای ایران و یونان و رهگیری قایقهای حامل مهاجران در دریای اژه.
در همین دوره، بیش از ۸ هزار نفر بهاتهام قاچاق انسان و همکاری با شبکههای انتقال مهاجر بازداشت شدهاند؛ موضوعی که نشان میدهد دولت ترکیه علاوه بر مهاجران، شبکههای سازمانیافته قاچاق را نیز هدف قرار داده است.
سرنوشت نامعلوم بازداشتشدگان
اداره مهاجرت ترکیه توضیح نداده که چه تعداد از بازداشتشدگان افغان دیپورت شدهاند، چه تعداد در بازداشتگاههای مهاجرتی نگهداری میشوند و چه کسانی در انتظار رسیدگیهای اداری هستند.
با این حال، گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که تنها در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶، بیش از ۱۳ هزار افغان از ترکیه اخراج شدهاند؛ آماری که نگرانیهای حقوق بشری درباره وضعیت بازگشتکنندگان را افزایش داده است.
هشدار نهادهای بینالمللی
نهادهای حقوق بشری و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بارها هشدار دادهاند که بازگشت اجباری افغانها به کشوری که با بحران اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، ناامنی و فقدان خدمات اولیه روبهروست، آنان را در معرض خطرهای جدی قرار میدهد.
بسیاری از افغانهایی که از ترکیه دیپورت میشوند، پس از بازگشت با بیکاری، بیخانمانی، نبود حمایت اجتماعی و محدودیتهای ناشی از حاکمیت طالبان مواجه میشوند.
ترکیه زیر فشار داخلی و منطقهای
افزایش بازداشتها در ترکیه در حالی رخ میدهد که این کشور طی سالهای اخیر با فشارهای سیاسی داخلی برای کنترل مهاجرت روبهرو بوده است.
افکار عمومی ترکیه، بهویژه در شهرهای بزرگ مانند استانبول و آنکارا، خواستار سختگیری بیشتر علیه مهاجران غیرقانونی شدهاند و دولت نیز با تشدید عملیاتهای امنیتی تلاش دارد این فشارها را مدیریت کند.
چشمانداز مبهم مهاجرت افغانها
با توجه به بحرانهای اقتصادی و اجتماعی در افغانستان و محدودیتهای شدید در کشورهای همسایه، مسیر ترکیه همچنان یکی از راههای اصلی مهاجرت افغانها باقی مانده است.
اما آمارهای جدید نشان میدهد که این مسیر بیش از گذشته پرخطر، پرهزینه و همراه با احتمال بازداشت و دیپورت است.
یک مقام ارشد وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که مسکو وضعیت امنیتی مرز تاجیکستان و افغانستان را با حساسیت بالا دنبال میکند و روند ارسال تجهیزات نظامی و فنی برای تقویت توان مرزبانی تاجیکستان همچنان ادامه دارد.
به گزارش ایراف، الکساندر استرنیک، مدیر اداره سوم کشورهای مستقل مشترکالمنافع در وزارت خارجه روسیه، در گفتوگو با خبرگزاری ریانووستی که روز دوشنبه ۱۳ مهر منتشر شد، تأکید کرد که امنیت مرز تاجیکستان و افغانستان یکی از محورهای ثابت توجه مسکو است.
او گفت که وزارت خارجه روسیه «بهطور مداوم» تحولات این مرز را پیگیری میکند و همکاریهای امنیتی با دوشنبه در این حوزه ادامه دارد.
تداوم ارسال تجهیزات نظامی
به گفته این مقام روس، در چارچوب برنامه هدفمند بیندولتی سازمان پیمان امنیت جمعی که ۲۸ نوامبر ۲۰۲۴ تصویب شد، و همچنین برنامه نوسازی نیروهای مسلح تاجیکستان تا سال ۲۰۴۲، روند تحویل تجهیزات فنی، ادوات نظامی و تسلیحات از سوی نهادهای امنیتی روسیه به تاجیکستان در جریان است.
او تأکید کرد که این کمکها با هدف تقویت توان مرزبانی تاجیکستان در برابر تهدیدهای احتمالی از خاک افغانستان انجام میشود.
برنامه پنجساله برای تقویت مرز
بر اساس تصمیم سران کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی در سال ۲۰۲۴، یک برنامه پنجساله برای تقویت مرزهای تاجیکستان با افغانستان تدوین و اجرایی شده است؛ برنامهای که روسیه نقش محوری در تأمین تجهیزات و پشتیبانی فنی آن دارد.
افزایش تنشها در بدخشان
در ماههای اخیر، ولایت بدخشان افغانستان که در امتداد مرز تاجیکستان قرار دارد، شاهد افزایش درگیریهای مسلحانه بوده است.
علاوه بر فعالیت مخالفان مسلح طالبان، حضور گروههای تندرو منطقهای و داعش خراسان نیز نگرانیهای امنیتی کشورهای آسیای مرکزی را تشدید کرده است.
هشدارهای سازمان پیمان امنیت جمعی
طلعتبیک مصدقوف، دبیرکل سازمان پیمان امنیت جمعی، پیشتر درباره وضعیت مرز افغانستان و تاجیکستان هشدار داده بود.
او اعلام کرده بود که نخستین محمولههای سلاح و تجهیزات برای تقویت مرز تاجیکستان در پاییز امسال تحویل دوشنبه میشود و روسیه نقش اصلی را در تأمین این تجهیزات دارد.
با این حال، مصدقوف این روند را مستقیماً به درگیریهای اخیر بدخشان مرتبط ندانست، اما تأکید کرد که تقویت مرز باید «هرچه سریعتر» انجام شود تا از سرایت تهدیدهای امنیتی به دیگر اعضای سازمان جلوگیری شود.
آمادهباش پایگاههای روسیه در تاجیکستان
پیشتر نیز وزیر دفاع روسیه اعلام کرده بود که پایگاههای نظامی این کشور در تاجیکستان در حالت آمادهباش کامل قرار دارند تا در صورت بروز تهدیدهای احتمالی از خاک افغانستان، واکنش سریع و هماهنگ داشته باشند.
در مجموع اظهارات تازه مقامهای روسی نشان میدهد که مسکو تقویت مرز تاجیکستان با افغانستان را بخشی از راهبرد امنیتی خود در آسیای مرکزی میداند؛ راهبردی که شامل ارسال تجهیزات نظامی، اجرای برنامههای مشترک امنیتی و آمادهباش پایگاههای روسیه در تاجیکستان است.
افزایش تنشها در بدخشان و فعالیت گروههای تندرو در افغانستان نیز بر اهمیت این همکاریها افزوده است.
هدف نشست فرمت مسکو درباره افغانستان از زبان دستیار عراقچی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، محمدرضا بهرامی، دستیار وزیر و مدیرکل جنوب آسیا وزارت امور خارجه ایران امروز دوشنبه 13 مهرماه درباره برگزاری نشست فرمت مسکو درباره افغانستان گفت: این هشتمین نشست فرمت مسکو است که در شهر مسکو دارد برگزار میشود و یکی از پایدارترین فرمتها و نشستهای منطقهای است که پیرامون افغانستان برگزار میشود.
وی در گفتگو با خبرگزاری اسپوتنیک بیان کرد: هدف اصلی از این نشست این است که چطور ما کشورهای منطقه میتوانیم به یک اجماع و اشتراک نظر پیرامون مهمترین موضوعات و مسائلی که در منطقه وجود دارد و مرتبط با افغانستان است، برسیم. چگونه میشود هماهنگی و اجماع لازم را بین کشورها در موضوعات مهم ایجاد کرد.
بهرامی خاطرنشان کرد: تمام اینها موضوعاتی است که هر کشور با تشریح مواضع و دیدگاههای خودش در این نشست سعی دارد که ارائه کند.
دستیار وزیر امور خارجه درباره تنش اخیر بین پاکستان و افغانستان گفت: این یکی از موضوعاتی که در منطقه با آن مواجه هستیم. با هردو کشور پاکستان و افغانستان مرز مشترک داریم. پیوندهای قابل توجهی ایران با هر دو کشور دارد و طبیعتا به صورت مستقیم از هرگونه تنش در منطقه متاثر میشویم و علاقه مندیم تلاش کنیم تا مشکلات بین کشورهای مسلمان را برطرف کنیم.
وی افزود: در همین راستا علاقه مند به کاهش تنش بین افغانستان و پاکستان هستیم و به هر دو کشور مطرح کردیم چنانچه که ما میتوانیم به کاهش تنش و بازگشت شرایط به قبل کمک کنیم، آمادهایم تا از ظرفیتهای خود استفاده کنیم.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه درباره برگزاری فرمت مسکو در برنامه ایکس نوشت: امروز دوشنبه 13 مهر 1405، هشتمین «نشست مشورتی فرمت مسکو درباره افغانستان» با حضور هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران و مقامات ارشد منطقه در مسکو آغاز شد.
وی افزود: این رویداد گامی کلیدی در همگرایی منطقهای است. ثبات پایدار در افغانستان صرفاً از طریق تشکیل ساختار سیاسی فراگیر با مشارکت همه اقوام و مخالفت قاطع با استقرار هرگونه پایگاه یا زیرساخت نظامی خارجی در منطقه محقق خواهد شد.
۸ اکتبر در تقویم جهانی به عنوان روز جهانی کودک ثبت شده است، این روز برای جلب توجه جامعه جهانی به حقوق، رفاه و آینده کودکان، فارغ از ملیت، نژاد و دین نامگذاری شده است. این روز در حالی فرا میرسد که کودکان در افغانستان با بحرانی بیسابقه روبهرو هستند. گرسنگی، فقر و نبود امنیت از یکسو و فشارهای اقتصادی، نبود آموزش و کار اجباری از سوی دیگر، کودکان افغانستان را در شرایط بحرانی قرار داده است.
به گزارش ایراف، کودکان افغانستان همچنان با بحرانهای پیوستهای از محرومیت آموزشی و فقر تا کار اجباری، ازدواج زودهنگام و سوءتغذیه حاد مواجهاند؛ بحرانی که برای دختران ابعاد گستردهتری یافته و آینده میلیونها کودک را تهدید میکند.
بر اساس برآوردهای بینالمللی سال ۲۰۲۶، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان، یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، به کمکهای بشردوستانه نیاز شدید دارند که از این میان بیش از ۱۱.۶ میلیون نفر کودکان هستند.
بر اساس گزارشهای اخیر یونیسف، حدود ۷.۱ میلیون کودک در افغانستان در سال ۲۰۲۶ به کمکهای اضطراری آموزشی نیاز دارند. کمبود مدارس، بهویژه در مناطق روستایی و دورافتاده، کمبود معلم و امکانات آموزشی و مشکلات اقتصادی خانوادهها از مهمترین عواملی است که دسترسی کودکان به آموزش را دشوار کرده است.
مشکل آموزش برای دختران افغانستان ابعاد گستردهتری دارد. افغانستان تنها کشوری در جهان است که آموزش متوسطه و عالی بهطور رسمی برای دختران و زنان ممنوع شده است.
بیش از ۲.۶ میلیون دختر از زمان اعمال ممنوعیت آموزش بالاتر از پایه ششم از تحصیل متوسطه محروم شدهاند. این محدودیتها ورود آنان به دانشگاه، جامعه و بازار کار را نیز مسدود کرده است.
تحلیل یونیسف در آوریل ۲۰۲۶ نشان میدهد که افغانستان در خطر از دست دادن تا ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ کارمند بهداشتی زن تا سال ۲۰۳۰ است. همچنین، محدودیتهای آموزشی و اشتغال زنان سالانه حدود ۸۴ میلیون دلار از تولید اقتصادی افغانستان میکاهد.
محرومیت از مدرسه در بسیاری از موارد با فقر اقتصادی خانوادهها ارتباط مستقیم دارد. بر اساس دادههای سازمان بینالمللی کار، در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۳.۳ درصد کودکان ۵ تا ۱۷ ساله افغانستان در فعالیتهای اقتصادی مشارکت داشتهاند. همچنین یونیسف اعلام کرده که نزدیک به یکسوم کودکان افغانستان درگیر کار هستند.
کودکان افغانستان در حالی مشغول به کارهای سخت هستند که خشکسالیهای پیدرپی این وضعیت را تشدید کرده است. ارزیابی سازمان «Save the Children» در مارس ۲۰۲۶ نشان داد که نزدیک به دو سوم خانوادهها در استانهای متأثر از خشکسالی شدید در شمال افغانستان، افزایش کار کودکان را گزارش کردهاند و تنها حدود یکپنجم کودکان به مدرسه میروند.
کار کودکان در افغانستان شکلهای مختلفی دارد؛ از دستفروشی و تکدیگری در خیابان گرفته تا کار در کشاورزی، قالیبافی، کورههای آجرپزی، معدن، ساختمانسازی و کارگاهها. در برخی موارد، کودکان ساعتهای طولانی در محیطهای سخت و خطرناک کار میکنند و همین مسئله موجب میشود از تحصیل بازبمانند.
ازدواج زودهنگام یکی دیگر از چالشهای بحرانی کودکان در افغانستان است. بر اساس گزارش نهادهای سازمان ملل، خطر ازدواج کودکان در بازه ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ حدود ۲۵ درصد افزایش یافته و ۳۷.۵ درصد دختران افغان در معرض خطر ازدواج زودهنگام قرار دارند. محدودیت دسترسی دختران به آموزش، فقر و فشارهای اجتماعی از عواملی هستند که این خطر را تشدید میکنند.
گزارشها حاکی از آن است که در یک بیمارستان دولتی در شمال افغانستان، ۴۲ دختر زیر سن قانونی تنها در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ زایمان کردهاند. شش نفر از آنان برای دومین بار باردار شده بودند و دو نفر از آنها حین یا پس از زایمان جان باختهاند.
«فروش کودک» از تلخترین پیامدهای فقر در افغانستان است. برخی خانوادههای بسیار فقیر، بهویژه در شرایط بدهی یا بحران معیشتی، کودکان خود را در برابر دریافت پول یا برای تسویه بدهی واگذار میکنند. در برخی موارد، دختران در سن پایین به ازدواج داده میشوند تا فشار اقتصادی خانواده کاهش یابد. یک معلم تخمین زده که حدود ۷۰ درصد دخترانی که از مدرسه بیرون رانده شدهاند، به ازدواج اجباری سوق داده شدهاند.
بر اساس اعلام یونیسف در اوت ۲۰۲۶، حدود ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان از سوءتغذیه حاد رنج میبرند که از این میان حدود یک میلیون نفر با سوءتغذیه حاد شدید و تهدیدکننده زندگی مواجهاند.
در بخشهایی از جنوب افغانستان، برخی بیمارستانها برای هر تخت در دسترس، سه یا چهار کودک مبتلا به سوءتغذیه شدید را پذیرش میکنند.
نیمی از کودکان افغانستان در فقر شدید غذایی زندگی میکنند؛ به این معنا که روزانه از تنها دو گروه غذایی یا کمتر تغذیه میکنند. کودکان زیر دو سال ۸۳ درصد موارد سوءتغذیه حاد شدید را تشکیل میدهند و نزدیک به ۴۰ درصد کودکان بستریشده با سوءتغذیه شدید، نوزادان زیر شش ماه هستند.
همزمان با این موارد، کاهش کمکهای بشردوستانه فشار مضاعفی بر نظام بهداشتی وارد کرده است. کمکهای بشردوستانه به افغانستان در چهار سال گذشته نزدیک به ۷۰ درصد کاهش یافته و حدود ۶۰۰ مرکز بهداشتی تعطیل شده است.
کودکان افغانستان همچنین قربانی پیامدهای چند دهه جنگ هستند. بر اساس گزارش دفتر حقوق بشر سازمان ملل، مواد منفجره از جمله مهمات منفجرنشده همچنان عامل اصلی تلفات کودکان است.
با وجود گذشت سالها، در بسیاری از نقاط افغانستان مینهای عملنکرده و مهمات منفجرنشده وجود دارند که هر از گاهی باعث مرگ یا نقص عضو کودکان افغانستان میشوند.
کودکان افغانستان علاوه بر تهدیدات فیزیکی، با بحران سلامت روان نیز دستوپنجه نرم میکنند. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور افغانستان، اعلام کرده که تقریباً هر کودک و خانوادهای که برای گزارش مورد مصاحبه قرار گرفته، از مشکلات عاطفی یا روانی از جمله افسردگی، اضطراب، تروما و ترس مداوم سخن گفته است.
نهادهای سازمان ملل هشدار دادهاند که محدودیتهای بیسابقه علیه زنان و دختران، بحران سلامت روانی را تشدید کرده است. نیمی از زنان افغان مورد مصاحبه قرار گرفته، به دلیل محدودیتهای شدید بر حرکت و دسترسی به فضاهای عمومی، تنها یک یا دو بار در ماه از خانه خارج میشوند.
این شرایط به دلیل قوانین سختگیرانهای است که طالبان وضع کردهاند و خروج زنان از منزل و سفر کردن آنها بدون همراهی مردان خانواده را ممنوع کردهاند. موج محدودیتهای گسترده علیه زنان باعث شده تا بسیاری از زنانی که در گذشته صاحب شغل و درآمد بودهاند، دچار افسردگی و اضطراب شوند.
بازگشت گسترده مهاجران افغان از کشورهای همسایه نیز فشار دیگری بر خانوادهها و نظام آموزشی و خدمات اجتماعی افغانستان وارد کرده است. بیش از ۲.۷ میلیون نفر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند که ۶۰ درصد آنان کودکان و جوانان هستند. تنها در سال ۲۰۲۵، نزدیک به سه میلیون افغان از کشورهای همسایه بازگشتند.
کودکانی که همراه خانوادههای خود بازمیگردند، در بسیاری از موارد با دشواری ثبتنام در مدارس، کمبود امکانات، فقر و نبود سرپناه مناسب مواجه میشوند. یونیسف در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰۰۰ کودک بدون همراه یا جداشده از خانواده را در میان بازگشتکنندگان از ایران و پاکستان ثبت کرده است.
اغلب کودکانی که از کشورهای همسایه بازمیگردند، نمیتوانند به راحتی با فضای افغانستان ارتباط برقرار کنند. این کودکان بیشترین آسیب را از فرایند بازگشت مهاجران متحمل میشوند. بسیاری از این کودکان هیچ نقشی در مهاجرت و بازگشت نداشتهاند، اما تبعات این موضوع مستقیماً سرنوشت آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
آنچه وضعیت کودکان افغانستان را پیچیدهتر میکند، ارتباط مستقیم میان این مشکلات است؛ فقر میتواند کودک را به کار وادارد، کار موجب ترک مدرسه شود، ترک تحصیل خطر ازدواج زودهنگام و بهرهکشی را افزایش دهد و ادامه فقر نیز چرخه محرومیت را به نسل بعد منتقل کند. یونیسف هشدار داده که با افزایش نسبت مادران بدون آموزش، خطر تولد با وزن کم، واکسیناسیون ناقص و کوتاهقدی در کودکان آنان نیز افزایش مییابد و فشار بیشتری بر نظام بهداشتی وارد میکند.
حمایت از کودکان افغانستان نیازمند دسترسی آنان به آموزش، تغذیه، خدمات درمانی، امنیت و سازوکارهای مؤثر برای جلوگیری از کار اجباری، قاچاق، فروش و ازدواج زودهنگام است؛ مسائلی که بدون توجه جدی به آنها، بخش بزرگی از نسل آینده افغانستان همچنان در معرض چرخه فقر و محرومیت باقی خواهد ماند.
در غرب کابل، جایی که دامنههای کوهستانی پغمان به حاشیه شهر میرسند، پهنه آبی گستردهای خودنمایی میکند که برای چندین نسل از شهروندان پایتخت، علاوه بر اینکه مخزن آب بوده، محلی برای تفریح و سرگرمی نیز بوده است. «بند قرغه» از یکسو بخشی از آب مورد نیاز کشاورزی و تغذیه سفرههای زیرزمینی کابل را تأمین میکند و از سوی دیگر، به یکی از شناختهشدهترین تفرجگاههای کابل بدل شده است؛ اما این دریاچه امروز با تهدیدهایی روبهروست که آینده آن را به آینده آب در پایتخت گره زده است.
به گزارش ایراف، بند قرغه در حدود هشت تا ۱۵ کیلومتری غرب کابل قرار دارد و امروزه در محدوده ناحیه چهاردهم شهر کابل شناخته میشود. این منطقه به دلیل قرار گرفتن در میان ارتفاعات و برخورداری از پهنه آبی، فضایی متفاوت نسبت به بافت شلوغ و پرتراکم پایتخت دارد و در روزهای تعطیل، بهویژه در فصل گرما، مقصد شهروندانی است که برای استراحت و گذراندن اوقات فراغت به حاشیه شهر میروند. بند قرغه یکی از نزدیکترین تفریحگاهها به کابل است و به دلیل همین نزدیکی، مقصد بسیاری از گردشگران داخلی و خارجی است.
ساخت بند قرغه به دهه ۱۹۳۰ میلادی و دوره سلطنت محمد نادرشاه و محمد ظاهرشاه بازمیگردد. هدف اولیه از ایجاد این سازه، مدیریت و ذخیره آب و استفاده از آن برای آبیاری زمینهای کشاورزی بود؛ اما در دهههای بعد، منطقه اطراف مخزن بهتدریج کارکرد تفریحی نیز پیدا کرد. بندی که در ابتدا برای ذخیرهسازی آب ایجاد شده بود، رفتهرفته به مکانی دلچسب برای تفریحات خانوادگی تبدیل شد.
توسعه گردشگری قرغه از دهه ۱۳۳۰ خورشیدی شتاب بیشتری گرفت. در آن دوره امکاناتی برای حضور گردشگران در اطراف مخزن ایجاد شد و بهمرور زمان رستورانها، مهمانخانهها و فضاهای تفریحی در این منطقه کامل شد. قایقرانی، رستورانهای کنار آب، فضای سبز و مجموعههای تفریحی از جمله فعالیتهایی بودهاند که قرغه را از یک تأسیسات آبی به یک مقصد گردشگری تبدیل کردهاند.
امروزه در اطراف بند قرغه، دهها رستوران، کافه، شهربازی، قایقهای دونفره، فروشگاهها و سایر امکانات مورد نیاز گردشگران فعال هستند.
بند قرغه بر روی رودخانه پغمان ساخته شده است. این سد از نوع خاکی است و سرریز آن به صورت کانال جانبی زیر جادهای که بر روی سد قرار دارد، طراحی شده است. آب رودخانه و جریانهای سطحی حوزه پغمان، بهویژه آبهایی که از درهها و ارتفاعات اطراف سرازیر میشوند، در تأمین آب مخزن نقش دارند. گزارشهای مربوط به حوزه آبریز کابل نشان میدهد که شماری از جریانهای کوچک منطقه پغمان به مخزن قرغه میرسند.
بر اساس گزارشهای محلی، بخشی از آب بند از طریق کانالی از حوالی قلعه ملک در پاییندست پغمان وارد مخزن میشود و در فصل بارندگی و ذوب برف، جریانهای فصلی درههای اطراف نیز به افزایش ذخیره آب کمک میکنند. در فصل موسمی آبی، آب بند قرغه از دره زرگر نیز سرچشمه میگیرد؛ به همین دلیل میزان آب قرغه بهشدت به بارش، برف و وضعیت منابع آب حوزه پغمان وابسته است.
قرغه در کنار کارکرد گردشگری، یک تأسیسات مهم آبی برای شمالغرب کابل محسوب میشود. وزارت انرژی و آب افغانستان اعلام کرده است که این بند یکی از منابع اساسی آبیاری زمینهای کشاورزی شمالغرب کابل و همچنین تغذیه آبهای زیرزمینی این شهر است.
ظرفیت ذخیره بند در منابع مختلف متفاوت گزارش شده است. در گزارشهای منتشرشده قبلی، شهرداری کابل و وزارت انرژی و آب ظرفیت آن را حدود ۱۲ میلیون مترمکعب اعلام کردهاند. بر اساس گزارشهای محلی، از ظرفیت اسمی ۱۲ میلیون مترمکعبی، حدود چهار میلیون مترمکعب آن «حجم آب مرده» و غیرقابل استفاده است و تنها هشت میلیون مترمکعب آن قابل بهرهبرداری است.
آب بند قرغه در گذشته برای آبیاری حدود دو هزار هکتار زمین استفاده میشد، اما با توسعه ساختوساز و گسترش مناطق مسکونی، سطح زمینهای کشاورزی تحت پوشش آن کاهش یافته است. گزارشهای موجود، سطح کنونی زمینهای قابل آبیاری را حدود هزار هکتار عنوان کردهاند. از جمله مناطقی که در گزارشها از دریافت آب قرغه نام برده شده، دهعربان، بادامباغ، اکادمی پولیس، دانشگاه استاد ربانی، دانشگاه پولیتخنیک، سرهمیاشت و باغ بالا است.
از این منظر، قرغه بخشی از پیوند میان آب، کشاورزی و توسعه شهری کابل است؛ مخزنی که در ابتدا با هدف مدیریت منابع آب ساخته شد و در طول زمان، در جریان گسترش شهر، کارکرد تفریحی نیز پیدا کرد.
پرورش ماهی یکی دیگر از فعالیتهایی است که در اطراف بند قرغه رواج دارد. بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، مرکز پرورش ماهی قرغه در سال ۱۹۶۷ ایجاد شد و در دهه ۱۹۷۰ تولید بچهماهی قزلآلا در آن انجام میشد؛ بخشی از این ماهیها در مخزن قرغه و برخی رودخانههای دیگر افغانستان رهاسازی میشدند. این مزرعه پرورش ماهی در سال ۱۹۸۹ بازسازی شد و هدف آن تولید بچهماهی قزلآلا و پرورش آن در قفسهای شناور در مخزن مجاور بود.
در سالهای بعد، فضای اطراف بند با رستورانها و امکانات تفریحی توسعه یافت و قرغه به یکی از مقصدهای محبوب مردم کابل تبدیل شد. قایقسواری، حضور در فضای سبز، غذا خوردن در رستورانهای اطراف و تماشای چشمانداز کوهستانی از جمله فعالیتهایی است که این منطقه را برای گردشگران و خانوادهها جذاب کرده است.
در فصل بهار، بند قرغه با طبیعت سرسبز، شکوفهها و آبوهوای مطبوع، به یکی از زیباترین تفریحگاههای کابل مبدل میشود. در تعطیلات، صدها بازدیدکننده برای پیکنیک در کنار آب و قایقرانی به این منطقه میآیند.
بند قرغه همچنین در کاهش آلودگی هوای کابل نیز نقش دارد. اطراف بند در دورههای مختلف برای توسعه فضای سبز مورد توجه قرار گرفته و در بخشی از محدوده اطراف آن درختکاری انجام شده است. قرار گرفتن پهنه آبی در کنار ارتفاعات و پوشش گیاهی، قرغه را به یکی از معدود فضاهای نزدیک کابل برای فاصله گرفتن از آلودگی و شلوغی شهری تبدیل کرده است.
با وجود اهمیت قرغه، این دریاچه از پیامدهای خشکسالی و کاهش منابع آب در افغانستان در امان نمانده است. در سالهای گذشته گزارشهایی از کاهش شدید سطح آب بند منتشر شده است. گزارشهای موجود، کاهش آب قرغه را نتیجه خشکسالیهای پیدرپی و استفاده بیرویه از آب دانسته و درباره احتمال تبدیل شدن بخشهایی از این منطقه به زمین خشک هشدار داده بودند.
علاوه بر خشکسالی، برداشتهای غیرمجاز آب از بند نیز یکی دیگر از دلایل کاهش سطح آب در بند قرغه است. یک تن از مالکان قایقهای تفریحی در بند قرغه، درباره کاهش سطح آب گفته بود که برای نخستین بار در طول چند سال اخیر، سطح آب حدود ۱۲ متر پایین آمده است. او با انتقاد از برداشت غیرمجاز آب میگوید که تانکرهای شخصی، آب قرغه را شبانه برداشت کرده و به قیمت گزاف به کشاورزان میفروشند.
گزارشهای بینالمللی نیز نشان میدهد که کاهش بارش برف و باران در فصل بارندگی، سطح آبهای زیرزمینی را پایین آورده و بند قرغه را در معرض خطر کمآبی قرار داده است. بر اساس یک گزارش، حدود ۸۰ درصد آبهای زیرزمینی کابل غیربهداشتی است و نزدیک به نیمی از چاههای شهر خشک شدهاند.
کاهش بارندگی و محدود شدن منابع آب ورودی میتواند هم کارکرد کشاورزی بند و هم جذابیت گردشگری آن را تحت تأثیر قرار دهد.
در سالهای اخیر، بحران کمآبی در کابل سبب شده تا قرغه کارکرد تازهای نیز پیدا کند. در تابستان ۲۰۲۵ (اسد ۱۴۰۴)، پروژه تولید و انتقال آب آشامیدنی از بند قرغه به ذخیرهگاه دههزار مترمکعبی باغ بالا در شهر کابل با حضور مقامهای حکومت سرپرست و مسئولان شرکت دولتی آبرسانی و فاضلاب شهری به بهرهبرداری رسید. این پروژه شامل انتقال ۱۱.۳۸۰ کیلومتر پایپ آب آشامیدنی از بند قرغه تا ذخیرهگاه باغ بالا، حفاری دو چاه عمیق، ساخت اتاقهای چاه و اعمار تراس برای ژنراتور است. بر اساس گزارشها، این پروژه که با همکاری یونیسف اجرا شده، برای تأمین آب بهداشتی ۶۰ تا ۷۰ هزار خانواده در کابل طراحی شده است.
با وجود تهدیدهای خشکسالی، گزارشهای اخیر از افزایش چشمگیر سطح آب بند قرغه در پی بارندگیهای فصلی خبر میدهد. وزارت انرژی و آب افغانستان در فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد که در پی بارندگیهای اخیر، سطح آب بند قرغه بهگونه چشمگیری افزایش یافته است. این وزارتخانه این تحول را «امیدبخش و با اهمیت برای شهروندان کابل» خوانده و گفته است که این وضعیت زمینه تقویت منابع آبی، توسعه زراعت و انکشاف اقتصادی را فراهم خواهد ساخت. بر اساس گزارشها، بندهای پاشدان در هرات، سلطان در غزنی و شاه و عروس در کابل نیز از این بارندگیها بهره بردهاند.
بند قرغه بهعنوان یکی از جاذبههای گردشگری و تفرجگاههای شهری، نقش مهمی در زندگی مردم کابل دارد. بسیاری از شهروندان، قرغه را فرصتی برای آرامش، تفریح و دور شدن از روزمرگی میدانند؛ از این رو سرنوشت این بند برای اکثر مردم مهم است.
قایقهای پایی، رستورانهای کنار آب، فضای سبز و غروب زیبای قرغه، تصویری متفاوت از کابل ارائه میکنند؛ اما پشت این منظره گردشگری زیبا، یک مسئله مهم نیز وجود دارد: آینده و وجود قرغه به مدیریت و برنامهریزی آب در کابل گره خورده است. چنانچه برداشتهای بیرویه و غیرمجاز آب از بند ادامه یابد، یا چاههای عمیق منابع زیرزمینی را تخلیه کنند، دیری نخواهد گذشت که بند قرغه مانند بسیاری از بندها و دریاچههای دیگر، خشک خواهد شد.
بود و نبود این جاذبه گردشگری به مدیریت منابع آبی و جلوگیری از برداشت آب بستگی دارد؛ از این رو مسئولان شهری در کنار امکانات و خدمات رفاهی، بایستی برای حفاظت از این منطقه گردشگری اقدام کنند.